یکشنبه, 05.29.2010, 12:38pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
فرهنگیان افغانستان خواستار آزادی عاجل استاد بارش از زندان کاپیسا اند. ; اعلامیه افغانی حقوق بشر ; درمورد درست نویسی ; انقلابات رنگین بعد از جنگ سرد در جهان ; دمی با آقای زمان هوتک
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  مقالات از منابع دیگر
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  پیام ها و گزارشها
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
طرح: اساسنامۀ(جديد) حزب دموکراتيک خلق افغانستان
Sunday, 01.03.2010, 04:03pm (GMT)

                      طرح:

    اساسنامۀ(جديد) حزب دموکراتيک خلق افغانستان

 

          پيشگفتار:

 

             رفقای عزيز!

       دقيق چهل و پنج سال ازحيات سياسی ح. د. خ. ا، اين گردان انقلابی وپيشتازمبارزات عدالتخواهانۀ مردم افغانستان و مدافع صديق منافع زحمتکشان کشور مان ، ميگذرد.

    سالهايی که گذشت،  دورانی پر ازفراز و فرود، توأم با پيروزی ها و شکستها؛ سالهای آزمون های بزرگ و دشواربرای همه اعضای حزب و نيروهای ترقيخواه کشورما بود که در روند مبارزات آزاديخواهانۀ اين حزب و مردم آزادۀ ميهن مان، حد فاصل و سرحد جدايی بين " سره و ناسره"، ميان " رعايت اصوليت " و" فرصت طلبی و ابن الوقتی"، مشخص گرديد و راه فرزندان سرسپردۀ وطن را که درسنگر دفاع از آزادی، استقلال، دموکراسی، عدالت، برادری، برابری، همبستگی ملی و بين المللی، ترقی و پيشرفت اجتماعی، مردم سالاری... قرارداشتند؛ ازراه سازشکاران، تسليم طلبان، معامله گران، تجارت پيشه گان سياسی، منفعت پرستان، حرافان، فضل فروشان، تماميت خواهان... سوا ساخت.

 

    نگاهی به گذشته:  

   

      تاريخ گواه است که نخستين سنگ بنای جنبش انديشوی درکشورمان، بوسيلۀ " انجمن سراج الاخبار " که درتاريخ مبارزات وطنپرستانۀ مردم افغانستان، " مشروطيت اول " خوانده ميشود، چراغ روشنگری و آشنايی با مدنيت اروپايی را درميهن ما فروزان ساخت.

    پس ازسرکوب خشن و خونين جنبش مشروطه خواهی اول بوسيلۀ عمال سلطنت استبدادی مطابق پلان استعمارگران انگليس،" مشروطيت دوم " راه خود را درقلوب آزاديخواهان بازکرد، که ثمرۀ آن حصول استقلال سياسی افغانستان و طرزنوين اداره و تحول افکار سياسی در کشور بود.

درجريان سالهای پس ازپايان جنگ جهانی دوم، کُرۀ خاکی مان را موج عظيمی ازتحولات سياسی فرا گرفت؛ پيشرفتهای علمی وتخنيکی و استفاده ازتکنولوژی معاصر، سيمای زندگی بشريت را بطرز شتابنده تغيير داد؛ با فروپاشی سيستم مستعمراتی، سرزمين های مستعمره، يکی پی د يگری به استقلال سياسی خويش نايل آمدند و در مسيراستقلال اقتصادی گام گذاشتند؛ جنبشهای رهايی بخش ملی، با خصوصيت، مضمون و محتوای مترقی، درقاره های آسيا- افريقا و امريکای لاتين جان گرفته وارد مبارزات سرنوشت سازسياسی شدند ؛ همبستگی بين المللی مردمان جهان درامر دفاع از داعيۀ صلح، ثبات و امنيت جهانی و تشنج زدايی، تحکيم بيشتر يافت؛ جنبش بين المللی طبقۀ کارگر و ساير زحمتکشان جهان، روزتاروز گسترده تر شد....

   موازی با اين رويداد های تاريخساز و دگرگون کننده؛عمال ارتجاع، استبداد سياسی، استعمارنو، استثمار و امپرياليسم، شيوه های جديد بهره کشی ازخلقهای جهان را؛ سرکوب نظام های مترقی را؛ ورشکست ساختن اقتصادی دول تازه به استقلال رسيده را؛ جنگ افروزی و تشديد مسابقات تسليحاتی را؛ نظاميگری و نظامی کردن اقتصاد جهان را... اتخاذ نمودند.

     ازسال 1947 به بعد درزمرۀ تغييرات وارده، يکی هم ظهور جنبشهای جديد سياسی و تشکيل نهادهای روشنفکری بود که روند انتخابات برای دورۀ هفتم شورای ملی و شهرداری ها و جنبش اتحاديۀ محصلان دانشگاه کابل، اجزای آن را ميساخت که به آن " مشروطيت سوم " گفته ميشود.

    درجو يک چنين اوضاع و احوالی که درمقياس بين المللی حکمفرما بود، درافغانستان عزيز نيزدرنتيجۀ مبارزات طولانی آزاديخواهان ميهن درراه  استقرارنظام مشروطيت، دموکراسی و تجدد طلبی؛ شرايط آن فراهم گرديد تا  ارتجاع حاکم سلطنتی، نظام مشروطه را اعلام و درپرتو پاره ای ازاحکام مواد دموکراتيک مندرج در قانون اساسی سال 1343 خورشيدی ح. د. خ. ا باتدوير کنگرۀ موسس آن ايجاد گردد و وظيفۀ  بسيج و متشکل ساختن فرزندان متعلق به اقشاروسيع اجتماعی کشور ( اعم از کارگران، دهقانان، پيشه وران، روشنفکران آگاه و وطنپرست، فرهنگيان فرهيخته، استادان دانشگاه، آموزگاران مکاتب، کارمندان و کارکنان دولت، دانشجويان، دانش آموزان وکليه زحمتکشان ) را، بدوش گيرد.

    بدين ترتيب، تأسيس ح. د. خ. ا بتاريخ 11 جدی 1343 خورشيدی مطابق به اول جنوری 1965 ميلادی بمثابۀ يک نهاد سياسی رسالتمند؛ درروند مبارزات سياسی نيروهای ملی، مترقی و وطنپرست افغانستان که درراه دفاع ازاستقلال و حاکميت ملی، تماميت ارضی و همبستگی ملی و درجهت استقرار دموکراسی، ترقی و عدالت اجتماعی، طرد استبداد، ارتجاع ، ظلم و مطلق العنانی؛ باقبول زجرها و قربانی های بی شمار رزميدند؛ که بدون شک يک ضرورت مبرم روزو يک رويداد تاريخی بی نظيربود.

     ازسوی ديگر، بنياد گذاری ح. د .خ. ا ، منحيث وارث و ادامه دهندۀ سنن پسنديدۀ مبارزات ضد استعماری و ضد استبدادی خلقهای افغانستان؛ نتيجۀ قانونمند تغيير و تحول اوضاع اجتماعی درکشورو جهان و ثمرۀ مبارزه و مجاهدت وطنخواهان آزادی دوست بود، که صفحۀ نوينی را  در تاريخ پيکار نيروهای تحول طلب افغانستان گشود و بربنياد اصول جامعه شناسی علمی و انديشه های انقلابی پيشرو عصر؛ هدفهای مبارزۀ سياسی را درامر تنويراذهان توده های مردم و بسيج آنان درجهت تحقق تحولات اقتصادی- اجتماعی کشور، مشخص ساخت.

       درکنگرۀ موسس ح. د. خ. ا، علاوه بر انتخاب اعضای اصلی و علی البدل کميته مرکزی، اصول کلی مرامنامه واساسنامۀ حزب نيز به تصويب رسيد. وليک بنابرپاره ای از مشکلات، تنها مرام نامۀ حزب دموکراتيک خلق افغانستان، بعد ازتصويب آن در پلنوم کميتۀ مرکزی «جمعيت دموکراتيک خلق » ، زيرعنوان « مرام دموکراتيک خلق» درشماره های اول و دوم جريدۀ « خلق » ارگان نشراتی حزب، بتاريخ 22 حمل 1345 مطابق 11 اپريل 1966 انتشار و به پيشگاه مردم افغانستان ، تقديم گرديد.

    واما اساسنامه، که قانون تنظيم حقوق، وجايب، وظايف، صلاحيتها و مکلفيتهای اعضای حزب بوده؛ نحوۀ روابط باهمی آنان و مقامات حزبی و ساختار تشکيلاتی آن را مشخص می سازد، به سبب بروز اختلافات درونی درتعريف ماهيت ح. د. خ. ا و برداشتهای متفاوت از درونمايۀ اعتقاد انديشوی ( سياسی، تيؤريک و ايدئولوژيک) و شيوۀ برخورد با روند مبارزات سياسی و رويداد های جاری درجامعه؛ اعضای کميته مرکزی حزب روی آن به توافق کامل نرسيدند.

     درهنگامی که اختلات درونی درميان کادر رهبری حزب به شدت جريان داشت، بارديگر مسأله تدوين و تصويب اساسنامه مطرح گرديد و هيأت رهبری روی آن به بحثهای پردامنه پرداختند. چون دسته بندی های تشکيل شده خواهان گنجانيدن ديدگاههای خويش درمتن اساسنامه بودند؛ ازاينرو درزمينه توافقی بدست نيامد. اختلافات عمده همانا روی تعريف ماهيت حزب، بحيث حزب مارکسستی- لنينيستی و درج آن درمتن اساسنامه؛ برداشتهای متفاوت از مرکزيت دموکراتيک ، اصول گزارشدهی، اطاعت اقليت از اکثريت... بود.

      درسال 1346 قبل ازاين که پلنوم کميته مرکزی حزب، اساسنامه را مورد تصويب قراردهد، بتاريخ چهارم می 1967 انشعاب ازطرف جناح اقليت ( منشی عمومی حزب) اعلام و حزب بدو بخش منشعب گرديد.

    بعد از انشعاب ، جناح های منقسم حزب، به اتکای ديدگاههای سياسی خود از شرايط و واقعيتهای اجتماعی افغانستان، اساسنامۀ خويش را تنظيم  کردند.

      سرانجام درکنفرانس وحدت مجدد ح. د. خ. ا مورخ 12 سرطان 1356 مطابق 3 جولای 1977 رعايت و تطبيق اساسنامه ای که اصول کلی آن درکنگرۀ موسس به تصويب رسيده بود؛ تا زمان اصلاح آن، مورد تاييد قرارگرفت.

   سپس اساسنامۀ جديد حزب که درنخستين کنفرانس سراسری ح. د. خ. ا (منعقدۀ سال 1360) مطابق به شرايط و مقتضيات زمان، تنظيم وتصويب شده بود، درزندگی سياسی اعضای حزب تطبيق گرديد.

    بعد ازکودتای 14 ثور 1365، دردومين کنفرانس ( جناح حاکم و تماميت خواه) ح. د خ. ا ( ميزان 1366) اساسنامۀ جديدی باروحيۀ تفکربازسازی(!) و علنيت(!) و سياست مصالحۀ ملی، برحزب تحميل شد. به تعقيب آن در نتيجۀ زد و بند های عقب پرده و سازشهای بين المللی داير بر محو کامل ح. د . خ. ا ازصحنۀ سياسی کشور، درکنگرۀ دوم حزب، علاوه برپشت زدن به اهداف ترقيخواهانه برنامۀ مصوب کنگرۀ موسس ، انصراف  از منافع زحمتکشان افغانستان و ابراز خصومت با جامعه شناسی علمی؛ اساسنامۀ فاقد ماهيت دموکراتيک يک حزب رسالتمند؛ به تصويب رسيد که ويژه گی های يک حزب پيشاهنگ طبقۀ کارگر و همۀ زحمتکشان افغانستان را تا سطح ساختار تشکيلاتی يک حزب فراطبقاتی تنزيل داد و ان را ازخط چپ منحرف و به يک حزب راست ميانه تبديل نمود. بدين طريق بود که با انديشه های والا، انسانی و مترقی حزب و اصول زرين تشکيلاتی آن وداع گفته شد.

        وليک ازآن جايی که ح. د. خ. ا متعلق به زحمتکشان افغانستان

می باشد و درمتن ورده های آن کادرهای انقلابی، صفوف هميشه بيدار و فرزندان بادرد و آگاه وطن،... تنظيم شده است و پيوسته برضد ارتجاع، استبداد، استعمار، استثمار، عقب گرايی و امپرياليسم رزميده؛ از دموکراسی، آزادی، حق وعدالت، برادری و برابری، همزيستی مسالمت آميز... دفاع نموده است؛ بنابران هيچ عمل ارتجاعی و تسليم طلبی، سازشکاری و عقبگرد سياسی، گرايشهای اپورتونيستی ( راست و چپ وافراط گرايی ) و به حراج گذاشتن هدفهای برناموی و اصول اساسی فعاليت آن ... نتوانست مانع ادامۀ زندگی سياسی آن گردد.

     تداوم مبارزۀ سياسی فرزندان صديق و رسالتمند کشورما درمطابقت با اوضاع و شرايط جديد امروزين حکم ميکند که ح. د. خ. ا درپهلوی طرح سند مرامی و برناموی خود، به صفت يک سازمان سياسی پيشرو و انقلابی که بخاطر بهروزی مردم و شگوفايی ميهن آبايی خويش، مبارزه و پيکار می نمايد؛ بايست اساسنامۀ جديد خويش را نيز آماده ميکرد و آن را درمعرض نظرخواهی رفقا قرار ميداد.

      اينک حسب وعدۀ قبلی، طرح اساسنامۀ جديد تهيه و به پيشگاه رفقای عزيز و ارحمند تقديم است. بدون ترديد، نظريات و پيشنهاد های تکميلی و سازندۀ همه رفقای گران ارج ، به غنامندی طرح حاضر خواهد افزود و خلاها، کمبودی ها و نواقص آن را مرفوع خواهد نمود.

  

        مادۀ اول- هدف ها و ماهيت حزب:

 

-         ح. د. خ. ا سازمان سياسی رزمنده و پيشتاز کليه زحمتکشان افغانستان بوده، آغوش آن جايگاه شايسته ای برای مبارزۀ حق طلبانۀ کارگران، دهقانان، پيشه وران، روشنفکران آگاه و وطنپرست، استادان و آموزگاران، دانشجويان و دانش آموزان، فرهنگيان فرهيخته و هنرمندان خلاق، کارکنان و کارمندان دولت و همه ميهن دوستان ميباشد.

-         ح. د.خ . ا بمثابۀ سازمان سياسی انقلابی و پيشرو، درراه اعمار يک جامعۀ مرفه و مترقی دارای پايه های مستحکم سياسی- اقتصادی و اجتماعی که خوشبختی و سعادت انسان زحمتکش در آن تضمين گردد، مبارزه می نمايد.

     به مقصد رسيدن به اين هدف، حزب درگام نخست تأسيس حکومت  وسيع البنياد منتخب نماينده گان مردم، شامل همه طبقات و اقشار زحمتکش جامعۀ افغانستان را، دروجود جبهۀ  متشکل از کليه نيروهای ملی و دموکراتيک، منحيث مرحلۀ گذار، جهت رهايی از سلطۀ اشغالگران و مساعد ساختن شرايط بغرض نهادينه کردن آزادی های فردی و اجتماعی؛ تحکيم پايه های استقلال ملی ( سياسی و اقتصادی) و برقراری عدالت اجتماعی درجامعه؛ يک ضرورت مبرم می پندارد.

   - ح. د. خ. ا درزمينۀ رشد و پرورش کليه اعضای خويش با روحيۀ وطنپرستی، مردم دوستی، تقوای سياسی وسجايای اخلاقی، رزمندگی انقلابی، ايثار و ازخود گذری، رجحان منافع عامه و مصالح عليای کشور بر منافع شخصی... مساعی لازمه را به خرج ميدهد؛ دروجود آنان جوهر مبارزه درراه اتحاد و وحدت شهروندان افغانستان، روح همزيستی مسالمت آميز و همبستگی بين المللی با خلقهای زحمتکش جهان را تقويت می بخشد؛ با مظاهر هرگونه فعاليتهای انحرافی و حرکتهای اپورتونيستی ( راست و چپ )، تسليم طلبی، سازشکاری های مغاير اصول حزبی... قاطعانه ميرزمد.

  - جوهر اصلی تفکر ح. د. خ. ا را درکار و فعاليت انقلابی، درمبارزۀ سياسی؛ اصول انديشه های پيشرو عصر، ايدئولوژی طبقۀ کارگر و مبارزۀ طبقاتی ( که موتورتاريخ گفته ميشوند) تشکيل ميدهد.

     - ازآن جايی که ح. د. خ. ا سازمان سياسی ميهن دوستان انقلابی افغانستان ميباشد؛ بنابران مبارزه درراه همبستگی ملی، برادری، برابری ، اشتراک فعال همه شهروندان درتمامی امورمربوط به سرنوشت مردم و مملکت و تحقق عدالت اجتماعی را وظيفۀ خدشه ناپذير کليه اعضای خود ميداند.

             مادۀ دوم- شرايط عضويت:

 

-         کسب عضويت در ح. د. خ. ا داو طلبانه است.

-         هرشهروند وطنپرست، مردم دوست و با تقوای افغانستان که سن (18) سال را تکميل کرده باشد؛ اساسنامه و مرامنامۀ حزب را بپذيرد و درراه تحقق اهداف و مواد مندرج آنها صادقانه بکوشد؛ درجلسات حوزه های حزبی بطور منظم اشتراک ورزد؛ حق العضويت بپردازد؛ ميتواند عضويت ح. د. خ. ا را داشته باشد.

-         اعضای ح. د. خ. ا نميتوانند درعين زمان ، عضويت حزب ديگری را دارا باشند.

   مادۀ سوم- شرايط پذيرش درحزب

 

  - پذيرش عضويت در ح. د. خ. ا ، انفرادی بوده، ازطريق حوزه های حزبی صورت ميگيرد؛پذيرش عضويت دسته جمعی تنها ازصلاحيت پلنوم کميته مرکزی ح. د. خ. ا ، ميباشد

 

-         متقاضی عضويت بايست يک دورۀ آزمايشی را که ازششماه کمتر نباشد، سپری کند. دراين مدت صداقت، پاکی، عزت نفس، اخلاق سياسی و اجتماعی  سابقۀ نيکووشايستگی درکار متقاضی عضويت، روشن ميگردد ؛

-          پس ازپايان مدت معينه، درصورتی که موضوع پذيرش وی به عضويت اصلی درجلسۀ حوزۀ حزبی مطرح و با دوثلث آراء اعضای اصلی شرکت کننده در جلسه تصويب وازسوی کميته مرکزی حزب ويا ارگان ديگری که چنين صلاحيتی به آن تفويض شده باشد، مورد تاييد نهايی قرار گيرد؛ ميتواند عضو اصلی حزب شناخته شود.

-         سابقۀ حزبی اعضاء، ازهمان روزی درنظر گرفته ميشود که حوزۀ حزبی، عضويت متقاضی را پذيرفته و غرض تاييد و منظوری به ارگانهای بالايی گسيل کرده است.

مادۀ چهارم- وظايف و مکلفيتهای اعضای حزب:

 

   هرعضو حزب موظف است:

-         محتوای ارزشهای انسانی  مرامنامۀ حزب را به گوش توده ها ی مردم برساند و آن رادربين آنان تبليغ و ترويج کند؛

-          وحدت و انسجام حزب را مانند مردک چشم خود حفظ و برای تحکيم آن مبارزه کند؛

-         انظباط و دسپلين حزبی را که بالای همه اعضای آن ، ازبالا تا پايين و از پايين تا بالا، بشکل يکسان قابل تطبيق است، رعايت بدارد؛

-         ازاعمال و حرکت های ناشايست که به حيثيت، اعتبار و پرستيژ حزب صدمه وارد نمايد، دوری جويد؛

-         درزندگی حزبی، شخصی و اجتماعی، در رفتار ، گفتار و کردار، الگوی شايسته باشد؛

-         انتقاد ازخود و ازديگران را که بمنظور اصلاحات و رفع اشتباهات و آوردن بهبودی درکارهای حزبی صورت ميگيرد، درآن روحيۀ خصومت ورزی، انتقامگيری، تخريب، عقده گشايی، منفی بافی و تصفيۀ حساب های شخصی و گروهی نهفته نباشد، بپذيرد؛

-         درارتقای سطح دانش سياسی، آگاهی ازساختارها و سنتهای اجتماعی و آموزه های علمی و انقلابی خود بکوشد؛

-         دربرخورد با مردم، دارای اخلاق و فرهنگ عالی سياسی باشد؛ به شخصيت وکرامت انسانی احترام بگذارد؛ راستگويی و درستکاری را پيشه کند؛

-         با دگرانديشان سياسی با شکيبايی و حوصله مندی رفتارنمايد؛

-         درکار و فعاليت سازمانهای اجتماعی و توده يی و ارائه نظريات سودمند به آنان، فعالانه شرکت ورزد؛

-        ماهوار حق العضويت خود را به حزب بپردازد و درجمع آوری کمکهای مالی و اعانه ها به حزب تلاش به خرج دهد.

     مادۀ پنجم- حقوق اعضای حزب:

 

         هرعضو حزب حق دارد:

-         درجلسات حزبی روی هدفها و سياستهای داخلی و خارجی و موضوع های مربوط به زندگی سياسی و سازمانی حزب ، غور    و بحث کند و درتنظيم سياستهای حزب فعالانه سهم بگيرد؛

-         درمطبوعات حزبی، درکنفرانسها و سيمينارها و درکورسهای آموزش حزبی، اشتراک و روی تيوری و پراتيک و مسائل مربوط به حيات حزبی ، آزادانه به بحث بپردازد؛ ازکمبودی ها و نارسايی ها انتقاد کند و برای اصلاح آنها، پيشنهاد های عملی وسازنده  ارائه بدارد؛

-           درروند انتخابات و گزينش اعضای حزب درمقامات حزبی ازپايين تا بالا، حق دارد تا بحيث انتخاب کننده و انتخاب شونده، اشتراک و فعالانه ابراز رأی نمايد؛

-         در جلسات حزبی که پيرامون اتهامات و تخلفات نسبت به وی داير و رسيدگی ميشود ويا تصميم و فيصله ای اتخاذ ميگردد، حق دارد تا درفضای آزاد و دموکراتيک ازخود دفاع نمايد و فيصلۀ صادره را هرگاه غيرعادلانه پندارد، ميتواندعليه آن اعتراض نمايد و شکايت نامۀ خود را به مقام های عالی حزبی تا سطح کنگره، بسپارد.

   تذکار:- اعضای آزمايشی حق اشتراک درانتخابات را ندارند، رأی آنها مشورتی ميباشد؛

-         اعضای آزمايشی نميتوانند در رهبری ارگانهای حزبی انتخاب شوند.

               مادۀ ششم-  مجازات حزبی:

  

-         هرعضوحزب که از احکام و موازين اساسنامۀ حزب عدول نمايد؛ بدون دلايل مقنع دساتير حزب را نه پذيرد؛ ازنام، مقام و صلاحيت حزبی خويش سوء استفاده کند؛ درجريان کار رسمی ويا زند گی شخصی، مرتکب جرايم ضد بشری گردد؛ متناسب با نوع اتهام و ميزان گناه مرتکب شده؛ بملاحظۀ مدارک و اسناد،  برحسب آتی مورد مجازات قرارميگيرد:

. تذکرشفاهی؛

. تذکر کتبی با درج و يا بدون درج درکارت حزبی؛

. انفصال از وظايف و مسؤولُيتهای حزبی؛

. گرفتن مقام  حزبی تا تنزيل ازعضويت اصلی به عضويت آزمايشی؛

. اخراج از حزب.

-         اخراح ازحزب شديد ترين مجازات حزبی ميباشد؛ بنابران تصميم گيری و صدورفيصله دراين مورد و ابرازنظر مبنی برتاييد آن، مستلزم  موجوديت آن گونه اسناد و مدارک موثق بوده که بتواند اتهام وارده را عليه متهم آن به اثبات برساند. اسناد دست داشته بايست بطور دقيق، عادلانه و بيطرفانه ، مورد غور و بررسی قرارداده شود؛

-         تصميم به اخراج ازعضويت حزبی زمانی مدار اعتبار است که دوثلث اعضای اصلی حزب درجلسۀ حزبی به آن رأی مثبت ( موافق) داده باشند؛

-         هرعضوحزب که سه ماه پی درپی  درجلسات حزبی، بدون عذر معقول  شرکت نورزد؛ سه ماه متواتربدون دليل موجه حق العضويت نه پردازد؛ از حزب اخراج ميگردد؛

-         جزای انفصال از وظايف حزبی وساير مجازات، بشمول اخراج از عضويت حزب، براساس فيصلۀ سازمانهای حزبی محل کار و محل سکونت و تاييد کميته های حزبی ولسوالی، ناحيوی، شهری و ولايتی مربوط داده ميشود؛

-           جزای اخراج از عضويت حزب، بعد از تاييد کميتۀ مرکزی ويا ارگان حزبی ای که کميته مرکزی به آن صلاحيت داده باشد، قابل اعتبار است؛

-         درمورد اخراج وسايرمجازات اعضای اصلی و علی البدل دفتر سياسی، دارالانشاء، اعضای اصلی و علی البدل کميته مرکزی؛ پلنوم کميته مرکزی تصميم ميگيرد. فيصلۀ صادره بربنياد رأی موافق دو ثلث اعضای اصلی کميته مرکزی اشتراک کننده درجلسه مدار اعتبار است؛

-         درمورد اخراج و سايرمجازات اعضای اصلی و علی البدل دفتر سياسی، دارالانشاء، اعضای اصلی و علی البدل کميتۀ مرکزی؛ پلنوم کميته مرکزی تصميم ميگيرد. فيصلۀ صادره بر بنياد رأی موافق دو ثلث اعضای اصلی کميتۀ مرکزی حاضر درجلسه مدار اعتبار است؛

-         اخراج ازعضويت کميته مرکزی به علت ناکارايی سياسی، مظاهر ضعف اخلاقی، تخلفات وظيفوی، نارسايی درامورحزبی، تخطی ازمواد اين اساسنامه و متهم شدن به جرايم ضد بشری، به پيشنهاد دفتر سياسی صورت گرفته ميتواند. دارالانشاء کميته مرکزی وظيفه دارد تا اسناد و مدارک لازم را غرض تصميم نهايی به پلنوم کميته مرکزی ارائه کند.

              مادۀ هفتم- ساختار تشکيلاتی حزب:

 

  فعاليت تشکيلاتی ح. د. خ. ا بربنياد اصل مرکزيت دموکراتيک استوار است. تلفيق منطقی ، آگاهانه و دانشورانۀ اساسات دموکراسی درزندگی حزبی با مفردات، مفاهيم و ضابطه های مرکزيت و دسپلين سياسی در فعاليت سازمانی، حزب را زنده نگهميدارد.

    ايجاد توازن بين اين دو فکتور و رعايت آگاهانۀ آنها، اعضای حزب را درزندگی سياسی و حزبی، آبديده ميسازد.

    بدين لحاظ ح. د . خ. ا معتقد است:

  . سرنوشت حال و آيندۀ فعاليت حزب، ميتواند فقط براساس اصل خلل ناپذير ارادۀ جمعی تعيين گردد؛

  . کليه اعضای حزب دارای حقوق مساوی هستند. کسانی که در مقامات رهبری قرار دارند، مفهوم آن را ميدهد که آنان نسبت به سايرين، مسؤوليت بيشتر را پذيرفته اند؛

   . رعايت دموکراسی درون حزبی درتمام سطوح، بيان آزادانۀ عقايد و نظريات گوناگون پيرامون زندگی حزبی و مسائل سياسی ( داخلی و خارجی) پيش ازتصميم گيری، تهداب اصول سازمانی را تشکيل ميدهد و  برای حزب ارزش به سزا و حياتی دارد؛

   . سازماندهی فعاليتهای حزبی درتمامی بخشها و عرصه ها متکی به دساتير، رهنمودها، فيصله ها و مصوبه های ارگانهای عالی حزب به پيش ميرود؛

   . اعضای حزب حق دارند تا درنظرخواهی هايی که بمنظور تدوين و تنظيم اسناد برناموی و کليه مدارک حزبی  به راه انداخته ميشوند، بدون هيچگونه موانعی فعالانه شرکت ورزند.

     . موقوع های مورد اختلاف در رابطه به مسائل حيات حزبی، در صورت اتخاذ تصميم ازجانب اکثريت اعضای اصلی کميته مرکزی، ميتواند درمعرض همه پرسی گذاشته شود؛

   . تطبيق ورعايت تصاميم حزبی که پس ازغور و بحث همه جانبه و تبادل نظرها ازطرف  مراجع ذيصلاح ( ازسازمان اوليۀ حزبی تا کنگره )، به اتفاق ويا اکثريت آراء اتخاذ ميگردد، ازجانب اعضای حزب امرحتمی بحساب میآيد.

    احترام به تصاميم حزبی و اجرای بی قيد و شرط آن، حزب را تقويت می بخشد.

   آنعده اعضای حزب که با تصاميم اتخاذ شده نظر موافق نداشته باشند، حق دارند تا نظريات، عقايد و ديدگاههای خويش را درنشرات حزبی انعکاس دهند؛

    . دراجرای کارها به اصل ارادۀ جمعی ( رهبری جمعی) و مسؤوليت فردی رجحان داده ميشود. هرگونه برخورد خشک و غير دموکراتيک به مسائل حزبی ويا تحميل ارادۀ فردی ويا گروهی با شيوۀ فرماندهی و روشهای بيروکراتيک، درحزب جايی نخواهد داشت؛

   . حفظ و تحکيم وحدت حزبی، وظيفه و مسؤوليت همگانی به حساب می آيد. مبارزۀ جدی برضد همه اشکال و مظاهر دسته بندی ها، گروه سازی ها و فعاليتهای فرکسيونی و جدايی طلبانه، حزب را به پختگی سياسی و سازمانی ميرساند و موجوديتش را درصحنۀ سياسی تضمين ميکند؛

    . درنظرداشتن سلسلۀ مراتب و رعايت اصل پيروی آگاهانه کميته های پايينی ازرهنمودها، فيصله ها و دساتير کميته ها و ارگانهای بالاتر حزبی ( تا سطح کميته مرکزی)، ازبروزتشتت و پراگندگی دراجراآت روزمره، جلو گيری بعمل می آورد و مانع خودسری ها ميگردد؛

   . رعايت دموکراسی درون حزبی و تعميم آن درحيات سياسی، اعضای حزب را آمادۀ آن ميسازد تا دربرخورد با نيروهای سياسی مترقی، چپ و دموکراتيک و فعال درعرصۀ سياسی و اجتماعی کشور، برپايۀ اصول دموکراتيک و احترام متقابل رفتار نمايند و زمينه های اتحاد و کار مشترک را جستجو بدارند؛

   . درارگانهای حزبی، انتخابی بودن مقام های رهبری، با استفاده ازشيوۀ رأی سری، آزاد و مستقيم، حزب را از انحصاری شدن بدست افراد و اشخاص، می رهاند و رعايت دموکراسی را تضمين ميکند؛

   . تعميم سيستم گزارشدهی ازاجراآت و فعاليتهای حزبی، ارائه گزارش ازکارها و چگونگی اجرای وظايف محوله ، توسط ارگانهای پايينی به مقام های بالايی و عکس آن، به بهبودی و ارتقای کيفيت کارها کمک ميکند و شرايط آن را فراهم ميسازد تا نواقص و کمبودی ها برطرف و اشتباهات مرفوع گردد.

   - نهاد های تشکيلاتی ح. د. خ. ا، حسب زيرين تقسيم بندی ميشود:

     . حوزه های حزبی

     . سازمان های اوليه

     . کميته های حزبی ناحيوی

     . کميته های حزبی شهری

     . کميته های حزبی ولسوالی

     . کميته های حزبی ولايتی

     . کميتۀ مرکزی حزب

     . کميسيون تفتيش مرکزی حزب

-         حوزه ها، سازمانها و کميته های حزبی درمحلات زيست و کار قرارذيل ايجاد شده ميتوانند:

 . حوزه های حزبی و سازمانهای اوليه به پيشنهاد کميته های حزبی ناحيوی ويا ولسوالی و تاييد کميته های ولايتی و شهری ( دارای صلاحيت کميتۀ ولايتی ) مربوط؛

 . کميته های حزبی ناحيوی، ولسوالی و شهری به پيشنهاد کميته های ولايتی و کميته های شهری ( دارای صلاحيت کميتۀ ولايتی) و تاييد کميتۀ مرکزی؛

 . کميته های حزبی ولايتی و کميته های شهری با صلاحيت کميتۀ ولايتی، پس از تاييد جلسۀ عمومی کميتۀ مرکزی ايجاد شده ميتواند؛

     کميته مرکزی صلاحيت آن را دارد که درصورت ضرورت کميته ها و سازمانهای حزبی ديگری را طور مستقيم به تاييد جلسۀ عمومی آن ايجاد نمايد.

 

 

 

 

   حوزۀ حزبی:

 

-         پايۀ تشکيلاتی حزب را حوزه های حزبی منحيث يک رکن زنده، فعال و پرتحرک آن ، تشکيل ميدهد.

-         حوزۀ حزبی ميتواند درموجوديت سه عضو اصلی حزب تشکيل شود.

-         حوزه های حزبی، حلقۀ اتصال مقام های رهبری کميته های حزبی با اعضای حزب بوده و ازطريق آنان ارتباط با توده ها تأمين ميگردد؛ آنهانسبت به ديگران درتبليغ مشی سياسی حزب درميان مردم، فعالانه سهم ميگيرند و درمبارزه بخاطر تحقق هدفهای برناموی حزب و بسيج توده ها درجهت پياده نمودن آن، تلاش پيگير به خرج ميدهند.

-         حوزه های حزبی وظيفه دارند تا با درنظرداشت مشخصۀ برتری کيفيت بر کميت، به جلب و جذب اعضای جديد بپردازند، نشرات حزبی را دربين مردم پخش و کمک های مالی را به حزب جمع آوری نمايند.

   منشی های حوزه های حزبی مکلفيت دارند تا گزارش کار و اجراآت خويش را به ارگانهای بالايی حزبی مربوط ، بسپارند.

 

سازمانهای اوليه حزبی:

 

-         اين نهاد های حزبی بنا برخصوصيت تشکيلاتی، ازتجمع چندين حوزۀ حزبی جداگانه درمحل کار و محل زيست اعضای حزب تشکيل وتوسط کميتۀ حزبی، حد اقل متشکل از سه عضو( منشی و مسؤول تشکيلات، مسؤول تبليغ و ترويج، مسؤول نظارت و کنترول و مالی و اداری) رهبری ميگردند؛

-         سازمانهای اوليۀ حزبی برعلاوه جلب و جذب اعضای جديد، تبليغ و ترويج هدفهای مرامی و برناموی حزب دربين مردم و جمع آوری حق العضويتها و اعانه های اعضای حزب؛ فيصله ها، تصاميم و دساتير مقامات حزبی را درساحۀ کار و فعاليت سياسی خويش، تحقق می بخشند؛

-         سازمانهای اوليۀ حزبی، ازطريق حوزه های حزبی ويا بصورت مستقل، پيوند ارگانيک حزب را با توده های مردم، تأمين ميدارند.

 

کميته های حزبی ناحيوی و ولسوالی:

 

-         کميته های حزبی ناحيوی و ولسوالی، ازتجمع چندين سازمان اوليۀ حزبی، درمحل کار ويا محل زيست اعضای حزب تشکيل ميگردند؛

-         کميته های حزبی ناحيوی و ولسوالی، کار و فعاليت حزبی سازمانهای اوليۀ ساحۀ مربوطه راتوسط مسؤولين شعبات ( تشکيلات، تبليغ و ترويج و آموزش، نظارت و کنترول، مالی و اداری) ، رهبری ميدارند؛

-         اين سازمانها، فيصله ها، تصاميم و دساتيرمقامات بالايی حزب را درمحيط مربوطۀ خويش ، درساحۀ عمل پياده می نمايند.

 

کميته های حزبی شهری:

 

-         کميته های حزبی شهری، ازتجمع چندين کميتۀ حزبی ناحيه، تشکيل ميشوند.

      بعضی ازکميته های حزبی شهری، نظر به تقسيمات واحد های اداری دولت و کميت شهروندان درشهر های پرنفوس( مانند کابل- هرات- بلخ وامثالم ) با داشتن صلاحيتهای معادل کميته های حزبی ولايتی، ايجاد شده ميتوانند؛

-         کميته های حزبی شهری، کار و فعاليت نواحی حزبی مربوطه را بررسی و رهبری ميدارند؛

-         اين کميته ها امور مربوط به وظايف حزبی را بوسيلۀ مسؤولين شعبات ( تشکيلات، تبليغ و ترويج و آموزش، نظارت و کنترول، مالی و اداری)  انجام ميدهند؛

-         کميته های حزبی شهری، فيصله ها، تصاميم و دساتير مقامات بالايی حزب را تحقق می بخشند.

         

کميتۀ حزبی ولايتی:

 

-         سازمان حزبی ولايتی ازمجموع چندين سازمان (ناحيوی، شهری،ولسوالی) تشکيل ميشود؛

-         سازمان حزبی ولايتی توسط هيأت اجرائيه که دررأس آن منشی کميتۀ حزبی ولايتی قراردارد، اداره و رهبری ميگردد؛

-         کميتۀ حزبی ولايتی،حد اقل دارای شعبات( تشکيلات، تبليغ و ترويج و آموزش نظارت و کنترول، مالی و اداری ) ميباشد.

-         اعضای کميتۀ های حزبی ولايتی، درهردوسال درکنفرانس های ولايتی با اشتراک نمايندگان سازمانهای مربوط، انتخاب ميگردند.

 

کنفرانسهای حزبی:

 

-         عاليترين ارگان رهبری سازمانها (اوليه، ناحيوی، شهری، ولسوالی، ولايتی) کنفرانس ميباشد؛

-         کميته های حزبی درفاصله بين کنفرانسهای حزبی ، صلاحيت رهبری سازمانهای فوق را به عهده دارند؛

-         کنفرانس سازمانهای حزبی (اوليه، ناحيوی، شهری، ولسوالی) درهر سال يکبار و کنفرانس حزبی ولايتی درهر دوسال، يکبار تدوير می يابد واعضای کميته های حزبی مربوط را برمی گزيند؛

-         درکنفرانس سازمان های حزبی نهاد های ذکر شده ، نمايندگان منتخب سازمان های اوليه و بالاتر ازآن، اشتراک ميورزند؛

-         کنفرانس فوق العاده دراثر تصميم ارگان حزبی مافوق و يا لزوم ديد دوثلث اعضای سازمانها، داير شده ميتواند.

 

      کنفرانس وظايف و صلاحيتهای آتی را دارا ميباشد:

-         استماع و ارزيابی گزارش اساسی کميتۀ های رهبری سازمانهای اوليه، ناحيوی، شهری، ولسوالی و ولايتی؛

-         صدور فيصله ها، دساتير و قطعنامه ها، جهت بهبود کاروامورحزبی ؛

-         کنفرانس صلاحيت دارد تا نمايندگان خود را بمنظوراشتراک درنشست ارگانهای بالاتر(ناحيوی، شهری، ولسوالی، ولايتی و کنفرانس سراسری) ، انتخاب و معرفی نمايد؛

 

-         سایر تصامیم لازمی در مطابقت با مواد اين اساسنامه.

 

کميته های حزبی:

 

-         درفاصله بين تدوير دو کنفرانس، کميته های حزبی، عاليترين مقام رهبری سازمانهای ذکر شده ميباشند؛

-         کميته های حزبی(سازمانهای اوليه، ناحيوی، شهری، ولسوالی و ولايتی) سازمانهای مربوط، ساحه فعاليت خويش را رهبری، تصاميم ، فيصله ها و قطعنامه های کنفرانس های حزبی و پلنوم های کميته مرکزی را ، درمواقع معينه اجرا ميدارند؛

-         کميته های حزبی سازمانهای ذکرشده دراولين جلسۀ عمومی بعد از کنفرانس، هيأت اجرائيه و ازميان آنان منشی و معاون منشی کميتۀ حزبی را، با رأی سری و مستقيم برمی گزينند؛

-         هيأت اجرائيه ازجمع اعضای خود، مسؤولين شعبات را تعيين ميکند؛

-         مسؤولين شعبات تحت نظرمستقيم منشی کميتۀحزبی مربوطه ، فعاليت مينمايند.

 

کنگرۀ حزب:

 

-         کنگره عاليترين ارگان تصمیم گیری و رهبری ح. د. خ. ا بوده که با اشتراک فعال نمايندگان انتخابی کنفرانس های حزبی ولايات، شهر های معادل ولايت درداخل ونمايندگان منتخب کميته های حزبی درخارج کشور؛ داير ميکردد؛

-         تعيين نورم انتخاب و معرفی نماینده ازجانب هر سازمان حزبی ( در داخل و خارج كشور) جهت اشتراك در كنگرهء حزبی، توسط لایحه و یا طرزالعمل جداگانه ، مصوب پلنوم كمیتۀ مركزی حزب، عندالموقع مشخص میگردد.

 

کنگره دارای وظايف و صلايتهای آتی ميباشد:

 

  • استماع گزارش اساسی کميته مرکزی و گزارش کميسيون تفتيش مرکزی و ارزيابی فعاليت آنها؛
  • تصويب مرامنامه و اساسنامۀ حزب، درصورت ضرورت تعديل و تجديد نظربرآن؛
  • تعيين خط مشی حزب درهمه عرصه های فعاليت آن؛
  • انتخاب اعضای اصلی و علی البدل کميته مرکزی و اعضای کميسيون تفتيش مرکزی، ازطريق ابراز رأی آزاد- مستقيم و سری؛
  • کنگرۀ حزب، درهر چهار سال يکبار تدوير می يابد؛
  • کنگرۀ فوق العاده درحالات خاص ميتواند ازطرف کميته مرکزی( با دو ثلث آراء) ويا به پيشنهاد حد اقل يک برسوم مجموع اعضای اصلی حزب، دعوت شود.

 

کميتۀ مرکزی:

 

-         درفاصلۀ زمانی ميان دو کنگرۀ حزب، پلنوم کميته مرکزی ح. د. خ. ا عاليترين مقام تصمیم گیری و رهبری حزب بوده، کليه مسائل مربوط به زندگی سياسی، سازمانی، تبليغاتی، فعاليتهای توده يی و اجتماعی و روابط حزب را با احزاب داخلی و احزاب مترقی و پيشرو جهان، تنظيم ، اداره و رهبری می نمايد؛

-         پلنوم کميته مرکزی درهرسال حد اقل دوباردايرميگردد؛

-         کميته مرکزی ازاجراآت کار و فعاليت خويش، دربرابر کنگرۀ حزب مسؤوليت دارد؛

-         کميتۀ مرکزی بمنظورپيشبرد کار و وظايف مربوطه، شعبات: تشکيلات، تبليغ، ترويج و آموزش، نظارت و کنترول، روابط بين المللی ، مالی و اداری را ايجاد می نمايد؛

-         وظايف و صلاحيت های شعبات کميته مرکزی توسط لايحۀ جداگانه تنظيم ميگردد؛

-         تعيين و انتخاب اعضای اصلی و علی البدل کميته مرکزی و کميت آن به پيشنهاد کميته مرکزی، درکنگرۀ حزب صورت ميگيرد؛

-         شرط بالاکشيدن اعضای حزب به عضويت اصلی و علی البدل کميته مرکزی، داشتن حد اقل پنج سال سابقه و فعاليت موثر حزبی، ميباشد؛

-         درفاصله بين دو کنگره، هرگاه بنابرعوامل و دلايلی موجه، جای برخی از اعضای اصلی کميته مرکزی بطور دایــمی و یا به مدت نامعلومی خالی گردد ، کميته مرکزی صلاحيت آن را دارد تا در اجلاس عمومی كمیتۀ مركزی حزب، با رأی دو ثلث اعضای اصلی؛ اعضای علی البدل را به عضويت اصلی کميته مرکزی بپذيرد؛

-         پلنوم کميتۀ مرکزی صلاحيت دارد تا درصورت تغييروتشکيل واحد های اداری جديد ، سازمانهای جديدی را( در ولايات، زون های منطقوی ويا ايالات داخل کشور و در شهرهای ممالک خارجه) ، متناسب با وسعت جغرافيايی و کميت نفوس شهروندان و اعضای حزب ، ايجاد و تشکيل نمايد؛

-         پلنوم کميتۀ مرکزی ميتواند درحالات خاص ويا درصورت ضرورت، ازميان کادرهای شايسته، فعال و مستحق، تعدادی را به عضويت کميته مرکزی برگزيند؛

-         اعضای اصلی و علی البدل دفترسياسی و اعضای دارالانشاء (بشمول منشی عمومی) کميته مرکزی در اجلاس عمومی كمیتۀ مركزی حزب (پلنوم) انتخاب ميگردند.

 

دفتر سياسی:

 

-         دفترسياسی درفاصلۀ ميان اجلاس نوبتی کميته مرکزی ،فعاليتهای حزب را رهبری نموده، ازکار وفعاليت ارگانهای حزبی به پلنوم گزارش ميدهد؛

-         دفتر سياسی کميته مرکزی حزب، درهرماه حد اقل يکبار تشکيل جلسه داده، از نحوۀ کارو فعاليتهای شعبات کميته مرکزی وکميته های حزبی ولايات بررسی بعمل می آورد؛

-         تعیین رؤسای شعبات كمیتۀ مركزی، بنا به پيشنهاد دفترسياسی ، ازطريق جلسۀ عمومی كمیتۀ مركزی حزب، صورت ميگيرد؛

-         دفتر سياسی، بنابر ضرورت و حالات خاص، ميتواند رؤسای شعبات کميته مرکزی را ازميان اعضای خود تعيين و گزارش آن را به پلنوم کميته مرکزی ارائه نمايد؛

-         رؤسای شعبات کميته مرکزی، معاون واعضای شعب مربوطه خود را تعيين و منظوری آنان را بالترتيب از دفتر سياسی و دارالانشاء کميته مرکزی حزب حاصل ميدارند.

   

 دار الانشاء کميتۀ مرکزی:

 

-         دارالانشاء کميته مرکزی درفاصله ميان اجلاس نوبتی دفتر سياسی فعاليتهای روزانۀ شعبات کميته مرکزی و کميته های حزبی ولايات را بررسی و آجندای جلسات دفترسياسی را تنظيم وتهيه ميدارد؛

-         دارالانشاء کميته مرکزی يک ارگان دايماً فعال بوده، هرهفته يکبار تشکيل جلسه ميدهد؛

-         دارالانشاء کميتۀ مرکزی حزب، درمورد نشرات حزبی ، تعيين مسؤولين برای پيشبرد امور مربوط به آن  و مشخص کردن اهداف خطوط نشراتی حزب، تصميم اتخاذ می نمايد؛

 

-         منشی عمومی کميته مرکزی ح. د. خ. ا، دررأس حزب قرارداشته، جلسۀ کنگره را افتتاح ، گزارش اساسی کميته مرکزی را به کنگره ارائه ؛ جلسات پلنوم، دفترسياسی و دارالانشاء کميته مرکزی را اداره و رهبری نموده ؛ ازهويت حزب در امرتأمين روابط با دولت،احزاب و سازمای داخلی و بين المللی، نمايندگی می نمايد؛

-         ساير صلاحیت ها و وظايف حزبی، عمومی و جاری منشی عمومی كمیتۀ مركزی ، اعضای دفتر سیاسی و اعضای دارالانشاء حزب (از جمله رسیدگی  به امور تشکيلاتی، نظارت و کنترول، مالی و اداری ، تبليغی، ترويجی ، آموزشی، روابط بين المللی ،ایجاد شعبات جدید و امور نشراتی حزب وغیره )، در مطابقت با اساسنامۀ حزب، توسط لایحۀ جداگانه و با تا يید اجلاس عمومی كمیتۀ مركزی ح د خ ا، تصریح می گردد.

 

 

کميسيون تفتيش مرکزی:

 

-         کميسيون تفتيش مرکزی بر اجراآت و فعاليتهای مالی و امور بودجوی حزب کنترول و نظارت بعمل می آوررد و جلو بروز مظاهر سوء استفاده ازدارايی های حزب را ميگيرد. همچنان به شکايات اعضای حزب رسيدگی ميدارد؛

-         اعضای کميسيون تفتيش مرکزی ازميان خويش يک نفر را به صفت رئيس انتخاب  می دارند؛

-         اعضای کميسيون تفتيش مرکزی نميتوانند درعين زمان، عضويت ساير مقام های انتخابی حزب را داشته باشند.

 

امورمالی حزب:

 

-         عوايد ح. د. خ. ا را ، پرداخت حق العضويت اعضاء، فروش نشرات حزبی، همچنان کمکهای مالی و اعانۀ رفقا ، دوستان حزبی و علاقمندان تشكیل و ازین طریق مصارف مالی خويش را تأ مین می نمايد؛

-         حزب ميتواند برای تأمين مخارج و تقويۀ بنيۀ مالی خويش به فعاليتهای تجاری و توليدی و درعرصۀ امور خدماتی بپردازد؛

-         مسؤول کميسيون امورمالی موظف است تا گزارش درآمدها و مخارج حزب را بطور منظم دراختيار کميته مرکزی قراردهد.

-         تعيين ميزان فيصدی پرداخت حق العضويت ماهوار ازسوی اعضای حزب، بادرنظرداشت درامد آنان، ازصلاحيت کميته مرکزی حزب ميباشد.

 

رابطۀ ح. د. خ. ا با سازمانهای اجتماعی و توده یی:

 

-         ح. د. خ. ا دربهبود کار و فعاليت سازمانهای اجتماعی و توده یی درکشور، سهم ارزنده  را ايفاء نموده است. ازاينرو درشرايط فعلی نيز عضويت اعضای حزب درسازمانهای اجتماعی وتوده یی ، کمک درزمينۀ تشخيص خواستها و نيازهای مبرم آنان وهمچنان توضيح و پيشکش نمودن آرمان ها و اهداف انسانی حزب ، امر خيلی ها با اهميت ، ضروری و حیاتی برای نفوذ حزب در بین مردم وجلب اعتماد آنان، پنداشته ميشود.

 

 

                                                                پايان

 

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» پيام تبريکيۀکميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستانبمناسبت اول ماه می، روزهمبستگی بين المللی کارگران سراسرجهان
» شام 28 حمل 1357 خورشیدی سینه استاد میراکبر خیبر هدف تیر تب آلود ..
» اعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان
» با دريغ و درد اطلاع حاصل شد که رفيق متين بارش، ازاثر بيماری قلبی
» فرخنده باد چهل و پنجمين سالروز تأسيس حزب دموکراتيک خلق افغانستان
» ميلاد مقدست مبارکباد ناموس سیاسی ما !
» ماهیت دولت بیروکراتیک - نظامی ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ خورشیدی و درسهای آموزنده، از تند پیچهای سیاسی آن
» فرخنده باد چهل و پنجمین سالگرد تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، ( حزب شهيدان و قهرمانان افغانستان )
» یاد باد!
» به پیشواز چهل وپنجمین سالگرد تأسیس ح.د.خ.ا
» تصحیح یک اشتباه
» شـــــــــــــملهء شکسته
» ســخـنی از ســـــخـــنگاه
» حزب كمونیست تاجكستان ،در سوگ زنده یاد ببرك كارمل
» نام و نیکوئی های رفیق ببرک کارمل جاودان باد
» اعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان پيرامون پايان درامۀ انتخابات رياست جمهوری افغانستان
» اطلاعيۀ کميتۀ فعالين حزب دموکرتيک خلق افغانستان
» پيام تبريکيۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان بمناسبت شصت و هشتمين سالروزبنياد گذاری حزب تودۀ ايران
» «جویان» در نکباد « هذیان» بخش دوم
» «جویان» در نکباد « هذیان»!
» اطلاعيۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان مورخ 2 – 7 – 2009
» آنانيکه خلاف جریان آب شنا میکنند «جویان» چه اند؟
» اعلاميۀ کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان
» حزب دموکراتیک خلق افغانستان حقیقت دیروز ، امروز و فردا! بخش چهارم
» حزب دموکراتیک خلق افغانستان حقیقت دیروز، امروز و فردا!
» بر داشت ها و یادداشت ها پیرامون مصاحبۀ آقای "اکادمیسین" سلیمان لایق با بی بی سی
» حزب دموکراتیک خلق افغانستان حقیقت دیروز و امروز و فردا! بخش دوم
» حزب دموکراتيک خلق افغانستان حقيقت ديروز، امروز و فردا!
» فرخنده باد اول ماه می، روزهمبستگی بين المللی کارگران جهان!
» زنده باد اول می، روزجهانی طبقۀ کارگر!
» فرخنده باد روزاول ماه می، روزهمبستگی کارگران وزحمتکشان جهان!
» پيشداوری ها!
» (( بازهم دروغ، بازهم عوامفريبی! ))
» مکثی بر طرح برنامۀ کميتۀ فعالين ح. د. خ. ا وتفاوت نظريات بين " رحيمی " و " شيرزاد " راجع به بعضی ازنکات آن
» زنده باد حزب انترناسيوناليست انسانسالار(ح. د. خ. ا)
» نگاهی به طرح برنامۀ فعالین ح.د.خ.ا.
» آغازفعاليت نوين حزب دموکراتيک خلق افغانستان
» به پیشواز از دوازدهمین سال روز وفات بزرگ مرد تاریخ کشور روان شاد ببرک کارمل رهبر پر افتخار و نستوه زحمتکشان افغانستان
» فرخنده باد هشتامين سالگرد تولد زنده ياد ببرک کارمل رهبرپيشين ح. د. خ. ا
» بازهم توضیحات... !
» حرف های برهنه
» یک یادداشت اغوشته بخون!
» گذشتۀ مشترک یا اندیشۀ مشترک
» اطلاعيه
» اطلاعيه
» (( حقانيت با کيست؟ !))
» متن بيانيۀ رسمی کميتۀ فعالين حزب دموکرتيک خلق افغانستان
» به مناسبت سی سالگی ترور استاد ميراکبر خيبر
» پاسخ کوتا به يک ادعای بيجا
» اعتراضيۀ کميتۀ رهبری فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان
» امپریالیسم، بنیادگرایی، تروریسم: چهرهٔ دشمن واقعی را بشناسیم
» اطلاعيه
» عاشقان ودلباخته گان وطن!
» حقیقت تنها در چشم حقیقت بین حقیقت است
» سال نو ، بهارنو با آرزوهای نو تبريک !
» مطمینم که خرمن ما اماده یی برداشتن میشه.
» از واقعیت های تاریخی طفره نمیروییم
» ما باید نیک نامی فرزندان وطن را در لوح تاریخ کشور حفظ نمایم
» این چه شوریست که در دور قمر میبینم؟"
» وحدت: حزبی ها یعنی مبارزه مشترک داد خواهانه
» چگونه گي تفاهم نظر در حزب دموكراتيك خلق افغانستان در دوران هاي ... قسمت سوم
» قسمت دوم چگونه گي تفاهم نظر در حزب دموكراتيك خلق افغانستان در دوران هاي
» چگونه گي تفاهم نظر در حزب دموكراتيك خلق افغانستان در دوران هاي.......
» به ياد بود دهمين سالروز درگذشت شادروان ببرک کارمل
» بمناست انقلاب هفتم ثور 1357 وفاجعهً هشتم ثور 1371
» پيام کميته کار فعالين ح، د، خ، ا مقيم دنمارک بمناسبت هفتم ثور 1357
» حفيظ الله امين، ترور مير اکبر خيبر و قتل سردار محمد داود
» با یک گل بهار نمی شود
» بجواب جیره خور وپابوس تجاوز اخیر
» بخش دوم : نقش فرهنگيان افغان در روند تحولآت دموکراتيک
» پايان درامۀ بن ختم سناريوی آمريکا است؟
» نقش فرهنگيان در روند تحولات دموکراتيک افغانستان و واکنش ارتجاع و استعمار در قبال آن
» ايتلاف مجدد جنگ سالار با قبيله سالار در حکومت کرزی
» نگاهی به نهضتهای آزاديخواهی ضد استعمار درکشور مان فغانستان بخش سوم
» به پيشواز ازگراميداشت 42 مين سالگرد تاسيس حزب دموکراتيک خلق افغانستان


عناوین دیگر:
آمپریالیستان آمریكا بدنبال كشتارهای قبلی، اینك در دهـم محرم، كربلای خونین دیگری آفریدند (01.02.2010)
فرخنده باد چهل و پنجمين سالروز تأسيس حزب دموکراتيک خلق افغانستان (01.01.2010)
ميلاد مقدست مبارکباد ناموس سیاسی ما ! (01.01.2010)
ماهیت دولت بیروکراتیک - نظامی ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ خورشیدی و درسهای آموزنده، از تند پیچهای سیاسی آن (12.30.2009)
فرخنده باد چهل و پنجمین سالگرد تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، ( حزب شهيدان و قهرمانان افغانستان ) (12.30.2009)
حزب دموکراتیک خلق افغانسستان چالش ها و پرسش ها؟!(بخش ششم ) (12.28.2009)
آزادی و مصئونيت زندگی برای استاد محب بارش (12.21.2009)
حزب دموکراتیک خلق افغانستان چالش ها و پرسش ها؟ ( بخش پنجم ) (12.21.2009)
تصحیح یک اشتباه (12.21.2009)
شـــــــــــــملهء شکسته (12.21.2009)