پنجشنبه, 04.19.2018, 05:10pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
اعلامیه کمیته فعالین حزب دموکراتیک خلق افغانستان ; مروری بر جنايات ايالات متحده امريکا و متحدين آن در کشورهای جهان ; امریکا با بحران آفرینی ها چه اهدافی را دنبال می کند؟ ; شکست دیگری بر جبهه استعمار وامپریالیسم ; وحشي؛ آمريکا، فرانسه و انگليسند که حامي تروريسم هستند
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
 » اخبار افغانستان
 » اخبار جهان
 » اخبار علمی
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
اخبار » اخبار افغانستان
 
افغانستان؛ همیشه در اشغال باقی مانده نمیتواند
دوشنبه, 12.18.2017, 03:45pm (GMT)

پروفیسور دکتور سید احمد جهش

 

افغانستان؛ همیشه در اشغال باقی مانده نمیتواند!

(صحبتی پیرامون مسایل سیاسی، اقتصادی، تروریزم و«اشغال» درافغانستان)

درین صحبت:

ـــ با دیوی «دیپ ستیت» آشنا می شوید؛

ـــ 40 سال زمینه سازی و 18 سال اشغال افغانستان؛

ـــ توطئه ها و ترفند های اشغالگران که فاش و رسوا شده و میشود؛

ـــ گرسنه، محتاج، معتاد و فاسد ساختن مردم و جوانان

ـــ «چه باید کرد؟»؛

ـــ مبارزه در همه اشکال و همه ابعاد آن؛

ـــ این مبارزه به مجرد واقعیت یافتن؛ جهان را با خود یار میسازد.

 

************

به نام نامی افغانستان تاریخی و مردمان سلحشور و سرافزار آن

 

وقت آن رسیده تا مبارزه آزادی بخش را آغازکرد!

 

آنهمه جنایت، فساد، قتل ونابودی وبربادی ای که درجهان ومخصوصن دروطن اشغال شده ی ماجریان دارد ازیک منبع سازماندهی وتوسط گروه ها ودولت های مختلف وابسته به آن عملی میگردد.

این منبع جنایت و فساد را در امریکا "دیپ ستیت " میگویند. دیپ ستیت را در فارسی میتوان دولت مخفی یا دولت زیرزمینی ترجمه نمود.

 

با دیوی «دیپ ستیت» آشنا شوید که در کامش رفته اید:

 

قرار واکاوی مؤلفین غربی،" دیپ ستیت " متشکل ازگروه های آتی میباشد:

 

-- مافیاهای بانکی که کوه های دالر و طلا داشته مالک فدرال ریزرف (بانک مرکزی امریکا) و بانکهای مرکزی اکثر ممالک اروپائی و جاپان و کوریای جنوبی اند.

-- مافیاهایکه کمپلکس امنیتی - نظامی اضلاع متحده را دراختیار دارند.

-- مافیاهای انرژی اتومی و نفت وگاز.

-- مافیهای رسانه ئی و ارتباطات جمعی.

-- مافیهای تریاک و مواد مخدر.

فکرمیکنم اطلاق مافیا به این گروپهای جنایتکارکاملن بجاست. زیرا این موجودات وحشی و فرا وحشی که نام انسان را نمی توان برآنها گذاشت همین اکنون به خاطرکسب ثروت و قدرت بیشتر در تالاب هایی از خون ملیونها انسان بیگناه سیاره ما شناور اند و بدبختی هاییکه بر انسانهای جهان تحمیل می کنند؛ به مراتب از تالابهای خون و گورستان های جمعی ماتم انگیز تر است.

"دیپ ستیت" یا دولت مخفی جهت اِعمال نفوذ و رسیدن به اهداف خود از" شیدوگورمنت" یا حکومت سایه یا  نامرئی و کرپتوکراسی استفاده مینماید. ( کرپتوکراسی به رژیمی میگویند که رهبران اصلی آن از پشت پرده عمل نموده ایشان را کسی نمی شناسد) .

سازمانهایی مانند سیا، پنتاگون، اف بی آی و دیگران اعضای حکومت سایه اند که با تبانی با ناتو، و حلقه های نظامیگر پاکستان وعربستان سعودی و قطر تمام اختیارات را درافغانستان بدست دارند. امریکا با داشتن پایگاه های نظامی و نصب یک رژیم دست نشانده و مزدور در کابل و با استفاده از گروپ های تروریستی طالب و داعش به ایجاد هرج ومرج یا بی نظمی کنترول شده درافغانستان موفقانه و مظفرانه آنچه میخواست بدست آورد و آنکه بعضی از اشخاص می نویسند که امریکا در افغانستان شکست خورده و ناکام است یک تبلیغ ابلهانه وعوام فریبانه میباشد. زیرا غربی ها بارها تذکرداده اند که برای آن به افغانستان نیامده اند که از افغانستان سویس بسازند؛ و حتی دونالد ترمپ در بیانات اخیرش تذکر داد که ما را به مملکت داری تان غرض نیست ما آمده ایم که تروریست ها را ازبین ببریم!!

این هم؛ خود یک دروغ محض است اواگرصادق میبود میگفت که ماآمدهایم که پایگاه های خودرا درافغانستان حفظ نمائیم وتروریستها را ازافغانستان به آسیای میانه فرستاده، کار روسیه، چین وایران را یکطرفه کنیم.

البته نباید ازچنین حقه بازی ها شکایت کرد؛ زیرادروغگویی خاصه دولتهای غربی است.ازرئیس جمهورتا آخرین پیاده دفترشان همه دروغ میگویند. این ابله - گربچوف بود که فریب دروغهای ریگن را خورد.

برخلاف دروغهای دونالد ترمپ؛ استعمار واشغال درهمه شئون زندگی مستعمره خود دخالت مینماید چه رسد به دولت داری و «ملت سازی!».

امریکا در افغانستان مصروف چه کارکرد هایی است؟

به گونه مشت نمونه خروارببینید که امریکا درافغانستان مصروف چه کارکردهایی است:

-- تشویق وترغیب اختلافات قومی، مذهبی ولسانی توسط حکومت دست نشانده، تروریستهای طالب وداعش ودیگرایجنت های شان درسرتاسرافغانستان بخاطر:

1-  برانگیختن نفرت مردم به ضد ارگ ووابسته ساختن هرچه بیشتر باند «ریاست جمهوری!» به نیروهای اشغالگر.

2-  جلوگیری از به هم نزدیک شدن احزاب ونخبه گان سیاسی ملیت های مختلف افغانستان به هدف ملی و عینی طرد اسارت واعلان و احقاق استقلال افغانستان.

--  دستکاری تاریخ مبارزات استقلال طلبانه مردم افغانستان وتربیه جوانان ما دریونیورستی امریکائی کابل و همانند ها به روحیه خادمیت وغلامی به کپیتالیزم، امپریالیزم واشغال به سان «گنگ بیروت» که خلیلزاد و همانند ها را به بار داد.

--  تبلیغ وقانونی جلوه دادن اشغال افغانستان ذریعه نویسندگان ورسانه های مزدور.

--  فریب وتشویق جوانان به فساد وخوشگذرانی به مقصد انحراف جوانان ازافکارآزادی خواهی وضد استعماری.

--  جلوگیری از طرح پلانهای زیربنایی اقتصادی افغانستان جهت ادامه وابسته گی اقتصادی افغانستان به «اشغال» ودرنتیجه ازدیاد عمراشغال درافغانستان.

--  ایجاد عمدی بیکاری بوسیله خصوصی سازی وترویج غربت دربین توده های میلیونی مردم؛ تاهمه غرق دراندیشه روزگار و روز مرگی گردیده اشغال را منبع عایدخود دانسته حتی فکر کنند که اگرامریکا افغانستان را ترک کند ماهمه ازگرسنگی خواهیم مرد. 

قصه ی سیاست فیلمرغی سردار هاشم خان:

(دراثنای رسیدن به این سطور قصه فیلمرغهای سردارهاشم خان کاکا وصدراعظم مستبد شاه سابق که عرابه حاکمیت غیرمستقیم انگلیس را درافغانستان پیش میبرد به خاطرم آمد:

میگویند: او وقتی در شاه جوان؛ علاماتی از فکر سیر کردن مردم را دید؛ شاه را به دیدن فیلمرغهایی برد که قبلن نوکرش دانه داده و سیر کرده بود. به خواست او، شاه هرچه دانه انداخت و "بیا بیا "کرد؛ فیلمرغها چرت خود راخراب نکردند و طرفش دور نخوردند.

دو روز بعد که به امر صدراعظم؛ فیلمرغ ها را گرسنه نگاهداشته بودند؛ هاشم خان بار دیگر شاه را به آنسو کشاند. شاه مختصر دانه انداخت و بیا بیا کرد؛ آنگاه همه به سوی شاه دویدند و در تلاش دانه و زیارت شاه همدیگر را پرت و پوست کردند.

شاه علت را پرسید، نوکرجواب داد که روز پیش فیل مرغها دانه خورده و سیر بودند. مگر از همان وقت تا اکنون به امر والاحضرت سردار صاحب مجازات شان کرده چیز نخورانده بودیم.

هاشم خان به برادر زاده مغرورانه گفت: دیدی اعلیحضرت!، ملت هم همین قسم است؛ ملت را سیر نکن که پروایت نمیدارد گشنه نگاه کن تا مدام نوکر دانه ات باشد و اسیر دامت.)

این سیاست استعمارانگلیس پیراست وامروزامریکا به مثابه ی میراث خوراستعمار از تجربه ودرس پدرکارگرفته «ملت! داکترغنی» یعنی مردم افغانستان را گرسنه نگاه میدارد.

--  تشویق، انکشاف وترویج وحتی محافظه از مزارع تریاک توسط عساکرغربی جهت بهره برداری اقتصادی از جمله برای تکافوی مصارف جنگی شان درافغانستان وکشاندن میلیون ها افغان به طرف اعتیاد به مواد مخدر. مردم افغانستان باید مصروف در یافتن لقمه نان باشند و جوانترین هاشان معتاد و فاسد شوند تا اشغالگران به خیال راحت وطن پرثروت ایشان را غارت نمایند!

(اینکه هیلاری کلینتون چندسال پیش به کنگره خاطرجمعی داد که ماتنها ده فیصد از آنچه را که از افغانستان به دست می آوریم؛ در انجا خرچ می نماییم؛ فقط نمای کوه یخ درون بحر است!)

--  سرقت وفراهم نمودن زمینه سرقت معادن وسنگهای قیمتی افغانستان.

--  جلوگیری از ظهور و پاگیری سیستم سیاسی موثرمطابق خواسته های مردم وشریط خاص افغانستان.

--  تطبیق اجباری اقتصاد منحط نیولیبرال بدون درنظرداشت شرایط وخصوصیت های اجتماعی واقتصادی و جغرافیایی افغانستان.

 دراین مورد باید توضیح کرد که بخش عمده اقتصاد نیولیبرال «خصوصی سازی» میباشد.

گرچه اقتصاد دانان نیولیبرال «خصوصی سازی» را مظهرترقی اقتصادی و بهبود زندگی مردم قلمداد میکنند؛ اما برعکس قراریکه تجربه نشان میدهد خصوصی سازی به نفع اقلیت مفتخواروبه ضررملیونها انسان زحمتکش تمام گردیده میلیون ها نفررا بیکار، بیخانمان، گرسنه وبیچاره میسازد. مخصوصن درافغانستان «خصوصی سازی» سانحه بارآورده است. زیرا خصوصی سازی دولت را ازمنابع عایداتی اش محروم ساخته ودرنتیجه توانمندی ایجاد  شبکه های خدمات رفاه عامه مانند بیمه بیکاری، بیمه صحی، خدمات مسکن ... را از آن سلب میکند و دولت نمیتواند مواد خوراکه ومصرفی را برای مردم بیکار و نادار، معلمان وماموران دولت بطور سوبسایدی شده تهیه و توزیع نماید.

ازاینجاست که با تقلید ازبه اصطلاح دیموکراسی امریکائی که چیزدیگری به جزاز یک دیکتاتوری کپیتالستی و غارتگری اولیگارشی امپریالستی نیست؛ ملیون ها انسان هموطن ما بدست سرنوشت سپرده شده اند. مثل آنکه در افغانستان هیچ کدام دولت وحکومتی وجود نداشته باشد که ندارد هم، آنچه اسمن هست تنها خدم و حشم دست نشانده های خارجی اند که آنچه اشغالگران امرمیکنندانجام میدهند. وگرنه آنچه میگوییم الفبای اقتصاد است.آیا وزیران مالیه واقتصاد این چیزها را نمیدانند؟ میدانند ولی آنها نوکرخان اند نه نوکرباد نجان؛ یعنی همان میکنند که «دونر ها ـ مشاورین = بادار ها» فرمان میدهند.

شاید کسی ادعانماید که اگرچه دولت بنابه «خصوصی سازی» ازمنابع عایداتی اش محروم میشود ولی در مقابل  مالیه میگیرد، اموراقتصادی اش سهلتر میگردد ومجبورنمی باشد که پول های هنگفتی را بالای فابریکه ها، پروژه هاوتصدی ها که بعضی شان شاید عاید نداشته باشد مصرف نماید. درجواب باید توضیح نمود که اداره ومنجمنت اقتصادی این نوع موسسات خیلی مهم است. زیرا اگر امریکا هم منیجرهای قوی نداشته باشد در ظرف چند ماه به مملکت جهان سومی تبدیل میگردد.

درارتباط عایدات دولت از طریق جمع آوری مالیه باید اضافه نمودکه اولن فرهنگ مالیه دهی درافغانستان جنگ زده و عقب کشانیده شده یا اصلن موجود نبوده یا در نطفه بوده و به قوام خود نرسیده، یا در استیلای قانون جنگل، زور مندان آماده تمکین به قوانین مالیاتی حد اقلی هم نیستند تا جاییکه حتی مورد هایی چون پول مصرف برق را تحویل خزانه نمی کنند. دیگرتوده های ملیونی بیکار و بی چیز از چه مالیه بدهند؟!

مگر عیان بدون حاجت به بیان نیست که تجار وسرمایه داران کلان به ذرایع مختلف نه اینکه مالیه نمی دهند، بل اصل پول های خود را هم از ترس ناامنی به خارج انتقال میدهند؟ یگانه منبع عایداتی دولت که می ماند گمرکات خواهد بود که بخش اعظم آن در همان گمرکات به سرقت رفته بلاخره از گاوغدود به دولت میرسد.

اینهمه؛ دیزاین امپریالیستی است تااین دولت منفورراهرچه عمیقتردروابستگی اقتصادی وسیاسی خود داشته باشد. بنا بر این ایجاب مینماید که در شرایط فعلی؛ افغانستان ازسیاست اقتصادی دیموکرسی اجتماعی (دیموکراسی برای همه) یعنی اقتصاد مختلط متشکل از سکتور دولتی وسکتورخصوصی بهره مند گردد. سکتور انرژی نفت وگاز وبرق مخصوصن استیشن های برق آبی، معادن افغانستان، بانک مرکزی وهمه بانکها (بانکها پردرامد ترین موسسات اقتصادی اند) باید ملی گردند.

البته بعد از گذشتن از بالای اجساد سرسپردگان امریکایی نظیر خلیلزاد؛ باند «گنگ بیروت» وامثال شان که موانع بزرگی دراین راه محسوب میشوند. زیرا این آقایون غایه ای ندارند جز اینکه  همه آنچه را که به تمام مردم افغانستان تعلق دارد تنها به خود و به مافیا های امپریالیستی تخصیص دهند که اینعمل یعنی همان خصوصی سازی، دزدی درروزروشن وخیانت به نسل های کنونی و آینده مردم افغانستان.

ازجانب دیگر؛ این خصوصی سازی اقتصادی؛ بیشترهدف سیاسی دارد اما اکادمیست های دولت زیرزمینی دراین زمینه خاموش اند.

انتخابات و رئیس جمهور و مجلس نمایندگانِ حالت «دیپ ستیت»:

 چنین خصوصی سازی باعث تشکل دولت فقیروقرضدارو در گروی شرکتهای بزرگ خصوصی که نسبت به دولت بیشتر پول داراند میگردد. مالکین این شرکتها که اعضای دولت زیرزمینی اند با استفاده از پول شان میتوانند رئیس جمهور دلخواه خودرابه کرسی برسانند، درسیرانتخابات و تعیین وکلای مجلس (پارلمان وسنا) مداخله ودست درازی کنند وقوانین رابه نفع خود درپارلمان به تصویب برسانند. یعنی هم کوزه گرو هم کوزه خرو هم کوزه فروش باشند.

 غرض ثبوت مطلب فوق دومثال ازرویدادهای اخیر اضلاع متحده امریکا راخاطرنشان میسازم.

1-- دونالد ترمپ در جریان انتخابات و بعد:

دونالد ترمپ درجریان انتخابات میگفت که چنین وچنان میکنم، این میکنم آن میکنم حتی فکرمیشد که شاید مسببین یازده سپتمبر رابه محکمه بکشاند. اما وقتی داخل قصرسفید شد همه گفته های قبلی خودرا فراموش کرد. حتی خودش اعتراف نمود که وقتی داخل قصر سفید شد نظرش تغییرکرد. البته این دیوارهای قصرسفید نبود که نظرش را تغییرداد، بل این افراد" دیپ ستیت " بودند که نظرش راتغییرداده برایش گفتند که آنچه در دوره انتخابات میگفتی، دیموکراسی، حقوق بشروآزادی بیانهرچه! ولی اکنون دراینجا یعنی قصرسفید آنچه ما امرمیکنیم همان میکنی و بس.

ازاینجا میتوان گفت که این نوع رئیس جمهورها خودشان افزارمافیا اند چه رسد به آنکه درمسایل مهم دارای ستراتیژی وصلاحیت باشند.

 در طول چند ین ماه نویسند گان زیادی ازستراتیژی دونالد ترمپ برای افغانستان سخن گفتند که وقت خود ودیگران راضایع نمودند. حال آنکه دولت زیرزمینی امریکا چیزمهمی راکه درافغانستان میخواست، همانا ایجاد پایگاه های نظامی بود که بدست آورده و دیگر به ازبین بردن تروریزم کدام علاقه ای نداشته؛؛ برعکس اسناد وشواهدی موجوداست که دولت امریکا تروریزم را تقویه کرده وبرای مقاصد خود ازآن استفاده ابزاری نو به نو تری مینماید.

 به اینکه رئیس های جمهورامریکا عساکرشانرا به افغانستان میآرند ومیبرند وبازمیآرند، ستراتیژی نمیتوان گفت. درافغانستان هرروزهموطنان ما کشته میشوند وامریکائیان میخواهند نشان دهند که آنها کاری به نفع افغانستان انجام میدهند از اینروغرض فریب اذهان عامه مردم افغانستان عساکرخود را میآورند ومیبرند وبازمیاورند ونامش راستراتیژی میگذارند.

اینک برای رفع سردرگمی درشناخت ستراتیژی امریکا برای جهان ومنطقه وافغانستان بیهوده نخواهد بود تاچند سطری درزمینه پیشکش نمایم. (چند سال قبل مقا له مفصلی درزمینه نوشته ونشرکرده ام )

بعد ازبربادی اتحاد شوروی؛ دولت امریکا خودرایکه تازمیدان دیده به طرح ستراتیژیک " تسخیرو آقایی جهان" پرداخت.ستراتیژی مذکورتوسط یک گروپ ازمتفکرین" دیپ ستیت " که به نومحافظه کاران مشهوراند تحت عنوان پروژه قرن نوین امریکا نوشته شده است. دریکی ازمواد این پروژه میخوانیم که:

به هیچ یک ملت وهیچ یک مملکت اجازه نخواهند داد که با استفاده ازمنابع طبیعی شان بتوانند باامریکا رقابت کنند. طبق این ستراتیژی بود که امریکا یوگوسلاویا راتجزیه، عراق ولیبیا را برباد، سوریه را تخریب وافغانستان را اشغال نمود. هدف بعدی این ستراتیژی تجزیه روسیه وچین است. اما شکست امریکا درسوریه نشان داد که روسیه، چین وایران پوزه سردمداران پروژه قرن نوین امریکا را به خاک مالیدند وروزی خواهد رسید که نه تنها مردم جهان، بل مردم امریکا نیزاز چنگ هیولای واقعی ـ نه توهمی و افسانوی ـ "دیپ ستیت" رهاخواهند شد.

در بالا گفتم: دو مثال؛ که یکی تغییرفکردونالد ترمپ بود؛ اما سخن به درازا کشید؛ اینک به مثال دوم توجه نمائید.

 2—قرارمقاله داکتر پال کریگ رابرتس تحت عنوان" چپاول کپیتالیزم "

دراین اواخرکانگرس امریکا مالیات برعایدات کمپنی های بزرگ را به 20% تقلیل داد، درحالیکه یک نفر نرس اگرمجرد باشد ازعاید بالاتر از 37950 دالرباید 25% تکس ویک شخص مجرد از عاید بین 1 و9325 دالرباید 10% تکس بدهد. (برابر ده فیصد تکس آقای دکتور غنی از مصارف مخابراتی هموطنان ما!!!)

بدین اساس میتوان گفت که چنین فیصله ها به نفع سرمایه بزرگ تنها در اتاق شخصی کپیتالستها میتوانداتخاذ گردد نه درکانگرس مردم.  و در چنین مقاطع است که ماهیت واقعی رئیس جمهور و کانگرس در امریکا عیانتر میگردد.همه این بی عدالتی ها ازسیستم اقتصادی نیولیبرال و خصوصی سازی "دیپ ستیت"ی منشاء میگیرد.

به اساس آنچه نگاشته شد میتوان ادعا کرد که تمام مصیبت امروزی افغانستان ناشی ازاشغال وحضورنظامی خارجی وخیانت نوکران داخلی شان به افغانستان و نسل های کنونی و آینده مردم آن است. اما با تاسف که رهبران اقوام، جبهه ها، احزاب وگروه های سیاسی با تشکیل جلسات، گردهمائی ها ومظاهرات از روی مصلحت سیاسی از حقایق چشم پوشیده مقصراصلی یعنی «اشغال» راچیزی نگفته تنهابه تقبیح وانتقاد از دولت خیانت ملی غنی- عبد الله میپردازند. یعنی خر را نا دیده گرفته به پالانش میزنند.ازاینرولازم است تا رهبران مردم گرای ملیت های افغانستان اعم ازپشتون وتاجک وهزاره واوزبک و سایران متوجه مسایل آتی گردند:

1- غنی وعبدالله دودست نشانده خارجی اند که امرآمرخودرا اجراکرده وظیفه علت وجودی خودراانجام میدهند. اگرشما هم درموقف آنها میبودید و میل داشتید که موقف را از دست ندهید؛ عین وظایف راانجام میدادید.

2 – این شما رهبران قومی بودید که اقوام تان را فریب داده در دوانتخابات تقلبی مردم را جوقه جوقه به مراکز رأی دهی بردید تا به دو کاندید سی آی ای یعنی کرزی وغنی رای دهند و لذا شما پلان «اشغال» را عملی کردید.

ورنه خوشبختانه بنابرترکیب قومی افغانستان هیچ کاندید ازهیچ اقلیتی نمیتواند صرف با تکیه به قوم اکثریت آرای مردم را کسب نماید مگرآنکه مورد تائید همه یا اکثر اقلیت های قومی باشد.(البته سوال گوسفند چاق کردن و صندوق از کارت تقلب پر کردن؛ درین بحث ارزش مطرح کردن ندارد!)

بدین اساس در نبود زد و بند های ساده لوحانه یا خایینانه قوم فروشی و قوم خری؛ مردم افغانستان چانس خوب دارند که دریک انتخابات عادلانه  وطن دوست ترین، صادقترین، پاکترین، شجاعترین، هوشیارترین، باتربیه ترین وداناترین هموطن خودرا صرف نظر ازآنکه از کدام ملیت است به رهبری خود انتخاب نمایند.

3 -  باید بدانید که این «اشغال» است که درترورهای زنجیره ای، درانفجارات مراسم عزاداری و عروسی، درمساجد، درمظاهرات وگردهمآئی ها... مرتکب جنایات هولناک هدفمند میگردد.

4 -  بایدبدانید که این «اشغال» است که نمیخواهد تا سیستم سیاسی ازریاستی به پارلمانی تبدیل گردد. (تغییر این سیستم بالای موقف فعلی غنی وعبدالله هیچ تاثیری ندارد.). این دیزائینی است به نفع سرمایه واشغال. زیرادرسیستم ریاستی، امریکا میتواند یک رئیس جمهور با فرهنگ یا بی فرهنگ؛ با هوش یا کودن ولو در حد موجودی که ازباغ وحش آمده باشد را به آسانی کنترول نماید اما درسیستم پارلمانی؛ کنترول یک حزب سیاسی و یا ائتلاف احزاب در شورای ملی افغانستان برای امریکا خیلی  دشوار میگردد وامکان آن وجود دارد که دریک روزآفتابی ولسی جرگه فیصله ای قاطع را جهت فسخ قرارداد پایگاه های نظامی و خروج قوای اجنبی تا آخرین سرباز به اکثریت آرا تصویب نماید.

امریکا ابدن چنین نمیخواهد بنا بران میتوان یقین داشت که درآینده نیز هم انتخابات پارلمانی و هم ریاست جمهوری مانند گذشته تقلبی و تغلبی خواهد بود.

«چه باید کرد؟»: مبارزه با همه اشکال و ابعاد!

ازاینرودر شرایط فعلی که «اشغال» باتروریزم دولتی و غیر دولتی اش عرصه رابه مردم افغانستان تنگ نموده است سوال عمده برای نیروهای ملی ومردمی ضدتروریزم و ضداشغال؛ سوالِ«چه باید کرد؟» است. همه میدانند که حل مسائل سیاسی دو راه دارد، مسالمت آمیز وقهرآمیز.

یکی ازراه های مسالمت آمیزوسیاسی حل مسأله تغییرسیستم ریاستی به پارلمانی و الا بایکوت انتخابات است.

تمام رهبران قومی، سازمانها وگروه های سیاسی باید کار وسیع توضیحی رادربین مردم خود پیشبرده به مردم مشوره دهند تا درانتخابات اشتراک نکنند.بنابرآن روند انتخابات به بن بست مواجه شده بدون آنکه بینی کسی خون شود  دولت دست نشانده و در واقع بادار آن مجبورمیگردد تا «موافقتنامه حکومت وحدت ملی» راعملی نموده قانون اساسی را تعدیل وسیستم ریاستی  را پارلمانی بسازد.

مسأله اساسی درتراژیدی وبدبختی های افغانستان جنگ اعلام ناشده امپریالستی است که ازچهل سال بدین طرف دامنگیروطن ومردم ماشده است وامروز در وجود تروریزم و «اشغال» بیدادمیکند. «اشغال» عامل جنگ، بدبختی، عقب مانی وگرسنگی مردم شده است ما باید به «اشغال»این مادر همه مصائب و الام مان که عملن از همان چهل سال قبل زمینه سازی شده است؛ خاتمه دهیم.

گفتیم  دوراه وجود دارد صلح آمیزوقهرآمیز.

 

در راه صلح آمیز مبارزه؛ یکی از تدابیر موثر آنست که بزرگان قومی، رهبران احزاب وگروه های سیاسی ضد اشغال به عوض گردهمآئی های نمایشی که تنها دموکراسی مورد ادعای اشغالگران را بزک میکند؛ تدابیرعملی و ثمربخشایی را برای رفع «اشغال» واحیای دوباره استقلال افغانستان اتخاذ نمایند. ایجاد شورای مبارزه بخاطرصلح وآزادی افغانستان به حیث یک جبهه کلان گامی است که باید هرچه زود تر برداشته شود.

این شورا ی صلح وآزادی باید از شورای صلح نمایشی ساخت امریکا فرق فاحش داشته باشد یعنی برای صلح افغانستان مبارزه کند نه برای منافع اشغالگران.

درابتدا شورا وظیفه دارد تادرموردختم حضورنظامی اشغالگران وتروریستان نیابتی شان درافغانستان ستراتیژيی علمی و عینی تدوین و اشاعه بدارد و بر مبنای آن با نمایندگی ملل متحد؛ نیرو ها و دولت های ذیعلاقه  وسفارت جانب اشغالگر تماس گرفته با مذاکره سعی نماید ایشان را متقاعد سازد تا افغانستان راترک نمایند ونگذارند که افغانستان برای امریکا ویتنام دوم گردد. در نبود عقلانیت وسیع؛ ازاینکه این درخواست عادلانه شورای صلح مغایر پلان های استعماری امریکا است باعکس العمل خشن امریکا ودولت دست نشانده اش در کابل مواجه خواهد شد.

 درچنین وضع شورای صلح وآزادی مجبورمیشود تا خودرا ازانفجارات، حملات انتحاری وطیارات بی پیلوت امریکائی کنارکشیده، دفتر فعالیت خودرابه یکی ازکشورهای منطقه انتقال داده وازآنجا به کمک ممالکی مانند ایران، روسیه وچین که دراحیای استقلال افغانستان متحدان طبیعی ما مبیاشند صدای مردم افغانستان را به ملل متحد و جهانیان صلحدوست برساند تا با اعمال نیروی لازمه؛شورای امنیت ملل متحد به پایان حضورنظامی خارجی در افغانستان صراحت حقوقی و قانونی قاطع بدهد.

اگربازهم دشمنان به تقاضا وتلاش های صلح آمیزشورای صلح و آزادی افغانستان توجه نکرده آنرا باخشونت ردنمایند؛ انتخاب راه دوم یعنی مبارزه مسلحانه خواهد بود.

وقتی سخن ازمبارزه قهرآمیز آزادیخواهانه به میان میاید، کارنامه ها، قهرمانی ها وفداکاریهای افسانوی اجداد مان سرمشق میگردد. از جمله  درسه قیام آزادیبخش برضد استعمار کهن انگلیس همه طبقا ت جامعه اعم از توده های ملیونی مردم، متنفذین محلی،خانها،  حلقه های دینی ومذهبی وعناصرملی ازدستگاه دولتی به قیام مردم پیوسته پشت استعمارانگلیس را به خاک  زدند.

 اما امروزچه شده؟ آنهمه نیروها کجا رفتندوکجا هستند؟ چرادرطول این هجده سال باوجود جنایات هولناک وکشتار هموطنان ما توسط نیروهای اشغالگر وتروریستهای نیابتی شان یعنی طالب وداعش آب ازآب شورنمیخورد.

کجاست میربچه کوهدامنی، میرمسجدی کوهستانی، نایب امین الله لوگری،ملامشک عالم، ایوب خان فاتح میوند، خواجه ناصرشهید  فرزند خواجه خانجی عاشقان عارفانی...؟

 (خواجه ناصرجد والای مادری ام است که با چندین تن ازیاران شان درواقعه کیوناری توسط انگلیس ها دستگیر و زنده زیردیوارهای بالاحصارشدند . گرچه عالیقدر میرغلام محمد "غبار" در کتاب بی بدیل افغانستان درمسیر تاریخ از خواجه خانجی یادآوری نموده است اما من خواستم منحیث کواسه خواجه ناصر، نام نامی شان را واضحتر ثبت تاریخ پرافتخار میهن محبوب ما افغانستان نمایم )

مبارزه با اشغال «دیپ ستیت» جهان را در کنار ما قرار میدهد!

 واما اکنون قشرها و نیرو های به مراتب گسترده تر دلاوران وعیاران و رزمجویان (که بدبختانه از توان و استعداد و خون و خروش شان سوء استفاده های کلان میشود) به شمول متنفذین محلی، بزرگان ایلی و تباری؛ پیشگامان قومی، سرحلقه های روحانی، سرمایه گذاران، اهالی دولت و سیاست و شعر و شعور و حتی آنهاییکه چهل سال تجربه جنگهای چریکی وجبهه ای دارند همه موجود اند.آنها مانند ذخایر کانی وطن؛ هستند وجایی نرفته اند. متأسفانه و متأسفانه باید به اطلاع شما برسانم که بانیرنگ نوین استعمار؛ تعدادی خریده شده اند و دیگر همه یکجا باهم طبقه نوبه دوران رسیده را تشکیل داده بااستعمار و «اشغال» منافع مشترک یافته برگرده مردم سواراند و دیگر درصف مردم برای استقلال وترقی، صلح وآرامی برضد اشغال نخواهند جهید و نخواهند جنگید. ازاینروآنها را میتوان طبقه حاکم ستمگرنامید. اینجاست که مبارزه پیش رو برای آزادی؛ برجسته تر از گذشته ها؛ رنگ طبقاتی به خود میگیرد.

درنتیجه میتوان گفت که مبارزه امروز برای آزادی ازشکل کلاسیک آن فرق دارد. یعنی مردم وجوانانیکه از مردم برخاسته اند رسالت دارند تا دووظیفه خطیریعنی سرنگونی طبقه حاکم ستمگر(عمال اشغال) وحامیان شانرا در پیوند با هم پیش ببرند.

اگرچه همه میدانیم که دشمن سلاحهای مدرن وکشنده و تشکلات متعدد جاسوسی و تروریستی دارد؛ ولی ما هم میدانیم که مردم ما افسانه های جبروت استعماررا باطل ساخته و تاریخ جهان وطن مارا «قبرستان امپراتوری ها»شناخته است. علاوتن وضع جغرافیائی وطبیعی ما، همسایگی باممالک آسیای میانه، ایران، روسیه وچین واینکه مبارزه ما عادلانه میباشد همه گواه پیروزی ماست.

به نیروی فنا نا پذیرمردم باید باورداشت، عزم مردم کوه را صحرا میسازد.

از طرف دیگردشمن خودش خودرا درکابل ودرشهرهای دیگرافغانستان قلعه بند نموده است، اگرراه های مواصلاتی به خارج را بسته نمائیم دشمن گریزگاه نخواهند داشت، مگر اول باید پایگاه های نظامی دشمن را تحت آتش بلاانقطاع هاوانها وراکت های مدرن میسر قرارداده وکوشش نمائیم تا ذخیره روغنیات وممردشمن را حریق نمائیم تا یک طیاره دشمن پرواز کرده نتواند. اگرهمسایه ها لطف نموده مارا به راکت های سرشانه ای دافع هوا مجهز سازند نور علی نور.من یقین دارم که با شروع قیام آزادی بخش چریکی جوانان داوطلب ازتمام جهان ازراه ایران وآسیای میانه به کمک ما خواهند شتافت زیرا استعماریون واشغالگران و تروریستان مزدور شان آنقدر جنایت نموده اند که همه مردم جهان ازایشان نفرت دارند.

من یقین دارم که افغانستان به کمک مردم و جوانانش روزی به این اسارت و زبونی کنونی خاتمه داده راه ترقی، آزادی، صلح وآرامی و سرفرازی خودرا درپیش خواهد گرفت.

هکذا با ایجاد "کرپتوکرنسی" یا اسعارمجازی اش، خود را حتی ازوابستگی به دالر امریکائی خلاص کرده  با ممالک همسایه، روسیه وچین درمراودات وتبادلات اقتصادی و گرفتن کریدت ها با استفاده ازمعادن سرشار خود بقسم پشتوانه برای کرپتوکرنسی اش استفاده کرده با استعمار واستثمارواستحمارامریکا وداع خواهد کرد.

از آنجا که شکست "دیپ ستیت" درافغانستان باعث رهائی یا تسهیل رهایی مردمان امریکا واروپا از چنگال دیوی "دیپ  ستیت" نیز می گردد؛ جهانیان به مبارزات آزایخواهانه و اشعال ستیزانه ما وسیعن مرحبا خواهند گفت و مدد رسانی خواهند کرد. 

در هر حال؛ افغانستان برای همیشه و حتی برای مدت نسبتاً طولانی؛ اسیر مانده نمیتواند و اشغالگران هم ـ اغلب اغلب ـ به رضای خود وطن مارا ترک نمیکنند. باآنها باید جنگید ومغلوب شان کرد.                   

نبرد ماعادلانه وپیروزی ازآن ماست

 

9 دسمبر 2017 ترسائی


 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
در نور سرخ تجربت شش هزار سال (12.18.2017)
شناخت ضعیف دولت مردان و سیاست گران افغانستان از دولت های مدرن و جدید در جهان (12.11.2017)
نکاتی در مورد شمس تبریزی (12.11.2017)
حقوق بشر و مفاهیم هویت، زبان و اتنیک در افغانستان (12.11.2017)
در کویر مرگ (12.04.2017)
تأملی بر اظهارات جناب محقق (12.04.2017)
بروید «مغـز متفکـر اول جهان» را پیدا کنید! (12.04.2017)
به افتخار سالروز درگذشت رهبر بى بديل و تكرار ناشدنى حزب دموكراتيك افغانستان "ببرك كارمل" (12.04.2017)
مسؤول پروژه داعش افغانستان معرفی شد!؟ (11.30.2017)
پارسی را پاس می داریم! (11.20.2017)