جمعه, 07.20.2018, 08:02pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
دولت و دولتمداران یکی از فکتور اساسی بحران "خطرناک" افغانستان ; عموسام ; افغانستانی‌ها برای ترک ایران صف کشیدند! ; در باره تجمع در قلعه بابک و دستگیریها ; ملت بى اتفاق
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
 » اخبار افغانستان
 » اخبار جهان
 » اخبار علمی
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
اخبار » اخبار افغانستان
 
خط مشى سوسیالیسم كارگرى پس از خیزش دیماه ٩٦
Sunday, 06.24.2018, 06:32pm (GMT)


خط مشى سوسیالیسم كارگرى پس از خیزش دیماه ٩٦

خيزش توده ای ديماه ٩٦ به دو دهه سيطره گفتمان اصلاح طلبی بر فضای سياسی ايران پايان داد و چهل سال بعد از انقلاب بهمن، مجددا افق انقلاب را در ايران نمايان ساخت. از زاويه منفعت کارگران و مردم آزاديخواه ايران سئوال اساسی بر سر ماهيت نظام جايگزين با نظام سرمايه داری رژيم اسلامی است.

مطابق تجربه انقلاب ٥٧ تنها دو راه در مقابل کارگران و مردم ايران قرار دارد: يا نيروهای سياسی مدافع صاحبان سرمايه و صنايع، مستقل از نامی که بر خود دارند، موفق ميشوند علت تمام بلايايی که مردم در اين چهل سال متحمل شده اند را تحت عناوينی مانند "ناسازگاری ذاتی اقتصاد مدرن با دولت پيشامدرن اسلامی"، حاکميت اسلام معرفی کنند تا نظام جانشين يک مدل حکومت سرمايه داری از نوع سکولار و لائيک گردد و مانند انقلاب ٥٧، کارگران بازندگان اصلی اين تحولت شوند. و يا اينکه جنبش کارگری با تشکلهای توده ای و حزبی خود بعنوان يک نيروی ميليونی مستقل وارد عرصه سياسی ميشود و با خواست"نان، کار، آزادی، حکومت کارگری" اکثريت مردم ايران را متحد می کند تا آزادی و رفاه مردم تضمين گردد.

 سرنوشت كارگران و مردم ايران به مقابله اين دو راه حل و دست بالا يافتن آلترناتيوهاى هر يك از اين دو گره خورده است. تقابل اين دو راه حل، عرصه سياسی ايران را قطبی می کند و درك مكان و اهميت طبقاتى اختلاف اين دو و سرنوشتی که هر يک برای مردم ايران رقم ميزنند، حلقه اصلی فهم ديناميزم انقلاب ايران و آينده آن است.

 کارکرد سرمايه داری ايران بر نيروی کار ارزان متکی است و چون قادر به تامين "نان" برای مردم ايران نيست لاجرم نيازمند رژيمی است که "آزادی" بيان، اعتصاب، تجمع و تشکل کارگران و زحمتکشان برای کسب "نان" را سرکوب کند. هيچ نظام جايگزين رژيم اسلامی که بر حفظ و دفاع از منافع صاحبان سرمايه و صنايع متکی باشد، چه نوع سلطنتی و چه جمهوری سکولار و انسانی قادر نيستند مطالبات اقتصادی کارگران و توده دهها ميليونی مردم زحمتکش را برآورده کنند و همگی ناچارند آزادی های سياسی را نيز سرکوب کنند. به اين اعتبار تمام ملل تحت ستم در ايران، جنبشهای زنان، دانشجويی که مطالباتشان در نظامی که "نان و کار و آزادی" را تضمين کند، برآورده ميشود، بطور عينی متحد جنبش کارگری در انقلاب عليه رژيم اسلامی هستند.

استراتژی سوسياليست های کارگری برای برپايی نظامی که آزادی و رفاه مردم ايران را تضمين کند، مبارزه برای اتحاد جنبشهای زنان، دانشجويی و رفع ستم ملی با جنبش طبقه کارگر حول "نان، کار، آزادی" بعنوان محور اتحاد و بسيج دهها ميليون مردم ايران برای انقلاب عليه رژيم حاکم و جايگزينی آن با "حکومت کارگری" است.

 تحقق اين استراتژی در گرو مبارزه برای رفع موانع ايجاد تشکلهای توده ای و حزبی طبقه کارگر برای ورود سراسری جنبش کارگری به عرصه مبارزات اقتصادی، اجتماعی و سياسی است. همچنين در گرو مبارزه برای کنار زدن موانع اتحاد و ايجاد تشکل جنبشهای زنان، دانشجويی و رفع ستم ملی بمنظور تامين رهبری کارگری سوسياليستی بر اين جنبشها و ترغيب و تشويق آنها به اتحاد با جنبش کارگری است. وجود حزب سياسی کارگران در اين شرايط بحرانی بسيار ضروری است و می تواند نقش تعيين کننده ای در آينده سياسی ايران داشته باشد. ايجاد اين حزب، يعنی حزبی که در عمل بتواند مبارزات طبقه کارگر را هدايت کند، در همين پروسه متحقق ميشود. در شرايط کنونی تنها با اين استراتژی است که سوسياليسم کارگران امکان می يابد به يک پديده توده ای و اجتماعی تبديل گردد.

 برای پياده کردن استراتژی سوسياليسم کارگری تحليل و بررسی دائمی جنبش های کارگری، زنان، دانشجويی و رفع ستم ملی ضروری است تا موانع تشکل و اتحاد آنها مشخص و کنار زده شود.

 جنبش کارگری - شکل گيری يک قطب قدرتمند ليبراليسم در سياست ايران با هدف جايگزينی جمهوری اسلامی با يک رژيم سرمايه داری سکولار، تاکيدی است بر اين امر که هرنوع تغييرات عميق اقتصادی، اجتماعى و سياسی به نفع مردم ايران نيازمند حضور متشكل طبقه كارگر در مرکز سياست ايران است. به اين اعتبار وظيفه محوری سوسياليسم كارگرى به ميدان آوردن طبقه كارگر است و وجود گرايش قدرتمند سوسياليست جنبش کارگری نقطه قوت اين طبقه برای به ميدان آوردن کارگران بعنوان يک نيروی مدعی قدرت در جدال بر سر نظام جانشين جمهوری اسلامی است.

 در چهار دهه حاکميت جمهوری اسلامی جنبش کارگری هيچگاه به اوضاع اقتصادی و سياسی موجود تمکين نکرد و تسليم نشد. اکنون نيز اعتراضات، تظاهرات و اعتصابات کارگری عليه کارفرماها و مقامات دولتی به روال عادی جامعه ايران تبديل شده است. اما اين اعتراضات کارگری متحد و يکپارچه نيست. محور سازمان يافتن مبارزات متحد و يکپارچه کارگری خواست واحد است. عمومی ترين خواست جنبش کارگری اضافه دستمزد است و سازماندهی اعتراضات و اعتصابات کارگری برای اضافه دستمزد پايه و اساس مبارزات متحد و يکپارچه جنبش کارگری است.

 طبقه کارگر ايران فاقد تشکلهای توده ای سراسری است. ايجاد تشکلهای کارگری در محل کار و از اين طريق پايه ريزی ايجاد تشکلهای کارگری در سطح شهر، منطقه و کشور عاجل ترين هدف جنبش کارگری است. تمام مبارزات کارگری دارای سازماندهی و رهبری است اما کارگران هنوز تناسب قوا بين خود و جمهوری اسلامی را در حدی نمی دانند که بتوانند همين رهبران فی الحال موجود اعتراضات و اعتصابات کارگری را در يک انتخابات بعنوان نمايندگان تشکل خود تعيين کنند. در همين راستا مبارزه متحد و يکپارچه برای اضافه دستمزد امکان عقب راندن رژيم اسلامی را فراهم می کند و با تغيير تناسب قوا شرايط را برای ايجاد تشکلهای کارگری مهيا ميسازد.

جنبش کارگری دارای تشکلهای توده ای نظير سنديکای واحد و سنديکای هفت تپه و همچنين تشکلهای فعالين کارگری نظير کميته هماهنگی است. تشکلهای علنی کارگری بمناسبت روز کارگر تا حدی که در جمهوری اسلامی مقدور بوده خواستهای عمومی خود را بيان کرده اند که نشانگر برخی از مشخصات جامعه مورد نظر کارگران است، از جمله آزادی بی قيد و شرط تشکل و اعتراض و اعتصاب، آزادی بيان، احزاب و مطبوعات، لغو مجازات اعدام، آزادی زندانيان سياسی، الغای کار کودکان، امکانات آموزش و بهداشت يکسان و رايگان برای همه، تامين زندگی مرفه برای بازنشستگان، و لغو تمامی قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان و تضمين برابری آنها با مردان در تمام عرصه ها.

 خيزش ديماه ٩٦ ايجاب ميکند که جنبش کارگری از طرح اين مطالبات فراتر رود و ضمن تکميل اين خواستها فعاليت برای سازماندهی نيروهای اجتماعی برای تحقق آنها را آغاز کند. اين گام اوليه برای اتحاد جنبش کارگری با ديگر جنبشهای اجتماعی است. به ويژه اينکه در سالهای اخير مطالبات اعتراضات معلمان و بازنشستگان با خواستهای جنبش کارگری منطبق شده و زمينه اتحاد بين آنها را نيز فراهم کرده است. در اين راستا ادغام جنبش کارگری در جنبش جهانی کارگری و حمايتهای بين المللی ناشی از آن، همچنين وجود فعالين جنبش کارگری ايران که چهره های شناخته شده ای در جنبش کارگری جهانی هستند، از نقاط قدرت جنبش کارگری است.

جنبش زنان - بدون حضور گسترده زنان هيچ انقلابی پيروز نخواهد شد. زنان در تمام جوامع سرمايه داری از دو ستم جنسی و طبقاتی رنج می برند. در ايران اما، اين نظام طبقاتی با کمک اسلام ستم بر زنان را به نهايت رسانده و با خشونت از آن پاسداری ميکند. بهبود جدی در وضعيت زنان به عمر جمهوری اسلامی گره خورده و لذا جنبش زنان ناگزير از پيوستن به يک جنبش انقلابی برای سرنگونی رژيم حاکم است. بنابراين مسأله گرهی جنبش زنان انتخاب يکی از دو نيروی جايگزين با رژيم اسلامی است:

 جنبش زنان يا در کنار يک حرکت ليبرالی برای برپايی يک نظام سرمايه داری سکولار که ستم جنسی را تا حدی تعديل می کند اما اساس آنرا در کنار ستم طبقاتی همچنان دست نخورده نگاه می دارد، قرار ميگيرد و يا اينکه در کنار جنبش کارگری که جنبشی فقط مردانه نيست، برای جايگزينی نظام سياسی مورد نظر طبقه کارگر مبارزه می کند که با تضمين آزادی و رفاه برای همه مردم ايران زنان را از تمام قيدو بندهای نابرابری جنسی وطبقاتی رها ميسازد.

 در روز زن (هشتم مارس) امسال هر دو اين جهت گيريها در اعتراضات زنان بخوبی نمايان بود. جريانی متشکل از احزاب چپ و راست کوشيدند تا خواست زنان را به حجاب اجباری محدود کنند و حرکت ديگری که با فراخوان تظاهرات در مقابل وزارت کار علاوه بر لغو حجاب، خواستهای وسيعتر زنان در هر دو عرصه ستم جنسی و ستم طبقاتی را بيان کرد. گرايش سوسياليستی جنبش زنان وهمچنين شاخه زنان جنبش کارگری درايجاد تشکلهای راديکال زنان که پيش شرط پيشروی کمی و کيفی جنبش زنان است وهمچنين درتعيين سمت و سوی جنبش زنان نقش حياتی دارند تا يک رهبری کارگری سوسياليستی بر جنبش زنان تامين شود.

جنبش دانشجویی - جنبش دانشجويی ايران تا قبل از حمله خونبار اوباش اسلامی به رهبری بنی صدردر ارديبهشت ١٣٥٩ به دانشگاهها، اساسا چپگراً و همواره بخشی از جنبش آزاديخواهانه مردم ايران عليه ديکتاتوری و استبداد بود. انقلاب فرهنگی، بستن دانشگاهها و حذف دهها هزار دانشجو و استاد غير حکومتی، چپ و سوسياليست همه جناحها و باندهای رژيم اسلامی (خودی و غير خودی) را در جلوگيری از پا گيری مجدد هر حرکت دانشجويی چپ نظير دانشجويان سوسياليست و دانشجويان آزاديخواه و برابری طلب (داب) متحد کرد. به اين اعتبار قوه قضائيه درمحروم کردن دانشجويان چپ وسوسياليست از تحصيل، دردستگيری و شکنجه و حبس های طولانی مدت آنها هرگز درنگ نکرده است. بسيج دانشجويی و دفتر تحکيم اگر چه با هم سر شاخ می شدند اما دست در دست هم هر صدای مخالف جمهوری اسلامی را در دانشگاهها خفه می کردند. اما با خيزش ديماه ۹۶ و پايان سيطره گفتمان اصلح طلبی تشکل دانشجويی تحکيم وحدت نيز موقعيت سابق خود را از دست داده و ميرود تا جنبش دانشجويی به جنبش انقلابی مردم ايران برای سرنگونی رژيم اسلامی بپيوندد.

اکنون تشکلهای صنفی دانشجويی اگر چه يک دست نيستند می کوشند اعتراضات دانشجويی را سازماندهی و هدايت کنند. برای نظام جايگزين با جمهوری اسلامی اهميت دارد که جنبش دانشجويی اساساً در کنار آلترناتيو ليبرالها که يک سرمايه داری سکولار است می ايستد يا در کنار آلترناتيو جنبش کارگری برای نابودی نظام سرمايه داری. هيچ يک از خواستهای جنبش دانشجويی از جمله در زمينه آزادی های سياسی و اجتماعی، اداره دمکراتيک دانشگاهها و يا خواست آموزش همگانی و رايگان در نظام آلترناتيو ليبرالها که می کوشند تا در بهترين حالت دست اسلام را از زندگی سياسی و اجتماعی مردم کوتاه کنند اما نظام طبقاتی فعلی را حفظ کنند، متحقق نمی شود.

 آلترناتيو ليبرالی و جمهوری سکولار که احزاب متعدد آنرا عرضه می کنند بر يک اقتصاد نئوليبرالی متکی بر نيروی کار ارزان بنا ميشود که در مرکز آن خصوصی سازی های وسيع است. از جمله تحويل آموزش و پرورش از ابتدايی تا دانشگاه به بخش خصوصی که نتيجه اش پولی کردن آموزش و محروم شدن فرزندان طبقه کارگر و زحمتکشان از تحصيل خواهد بود. در تلاش برای جهتگيری جنبش دانشجويی عليه آلترناتيو ليبرالی، سوسياليستهای کارگری جنبش دانشجويی وظايف خطيری بعهده دارند. جنبش دانشجويی ايران تاريخا نقش مهمی در جدلهای نظری بين گرايشات متفاوت سياسی و طبقاتی جامعه داشته اند. در مقابله نظری با ليبراليسم که اسلام و نه نظام سرمايه داری را عامل فقر و فلاکت و اختناق معرفی ميکنند، فعالين دانشجويی سوسياليست نقش اساسی دارند.

کمک به گسترش تشکلهای توده ای دانشجويی، کمک جنبش دانشجويی به ايجاد تحرک برای ساختن تشکلهای توده ای کارگری، سوق دادن جنبش دانشجويی به سوی اتحاد با جنبش کارگری از جمله تکاليف مهم سوسياليستهای کارگری در جنبش دانشجويی است که در بهترين حالت از طريق تامين يک رهبری کارگری سوسياليستی بر جنبش دانشجويی متحقق ميشود.

 راه حل کارگری رفع ستم ملی در کردستان - تا قبل از پايان جنگ سرد جنبش مردم کردستان برای رفع ستم ملی در ايران و ديگر کشورهای منطقه متحد عينی جنبش کارگری عليه رژيمهای ديکتاتوری بود اما اکنون چنين نيست. هر دو حزب ناسيوناليسم كرد در عراق (حزب دمکرات و اتحاديه ميهنی) خدمتگذار اهداف امپرياليستى آمريکا در عراق شدند. يک نظام سراپا فاسد بر پا کردند و سهم مردم کردستان عراق که ديگر زير ستم ملی نبودند شد فقر و فلاکت و بی حقوقی. پ.ک.ک در اسلامی شدن ترکيه متحد حزب عدالت و توسعه بود. اسلامی ها با کنار زدن جريانات لائيک و سکولار و تحکيم قدرت خود، پاداش پ.ک.ک را با حمله به مردم کردستان ترکيه دادند و رهبران احزاب کرد که حتی بعضا نماينده مجلس بودند را دستگير و به زندان انداختند. کردهای سوريه که در کوبانی در مقابل داعش قهرمانانه ايستادند، خود را در کنار و نيازمند کمکهای تسليحاتی، آموزشی و مالی آمريکا يافتند و امروز ثمره تمام چند سال مبارزات و جانفشانی های قهرمانانه شان به تصميم آمريکا در معامله با ترکيه، روسيه و سوريه گره خورده است.

با جلوگيری دولت اقليم کرد عراق از هر نوع فعاليت نظامی احزاب در کردستان ايران و سپس با تغييرات اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی در کردستان، راهکار ناسيوناليسم كرد که بر مبارزه نظامى پيشمرگان و مذاكره با دولت مركزى متکی بود، کارايی خود را از دست داد. حزب دموكرات كردستان ايران چاره را در رابطه با آمريكا و قرار گرفتن در متن سياستهاى آنها ديد. بعداً سازمان انقلابى زحمتكشان كردستان ايران نيز به همين راه رفت و بقيه نيز. با انتخاب ترامپ اينبار يک ائتلاف شش گانه نا اميد از هر نوع مبارزه مردم ايران عليه رژيم اسلامی به حرکت آمريکا عليه جمهوری اسلامی در منطقه پيوستند.

 در همه اين سالها که هر نوع مبارزه نظامی در کرستان ايران پايان يافته تنها جنبش کارگری يک حرکت رو به جلو و پويا داشته است. جنبش کارگری کردستان ايران که زير سايه مبارزه نظامی برای رفع ستم ملی محو شده بود با از دست رفتن مناطق آزاد و افت مبارزه مسلحانه به تحرک در آمد. در سنندج اتحاديه صنعتگر را ساخت. سه سال متوالی (٦٦ و ٦٧ و ٦٨ (مراسم روز کارکر را با شکوه برگزار کرد. آدمکشان جمهوری اسلامی جمال چراغ ويسی سخنران روز کارگر سال ٦٨ را دستگير کردند، شکنجه دادند و کشتند و جنبش کارگری کردستان دارای جانباخته شد و رو پای خود با سر افرازی ايستاد.

 با روز کارگر سقز در سال ٨٣ حرکت مستقل کارگری در کردستان با جنبش کارگری سراسری در هم تنيده شد و فراتر از آن نقش تعيين کننده ای در ادغام جنبش کارگری ايران در جنبش کارگری جهانی ايفا کرد. جنبش کارگری کردستان که طی دو دهه از زير سايه مبارزه نظامی برای رفع ستم ملی بيرون آمده بود، هنگامی که احزاب کردستان ايران در سال ٩٢ ابتکار پ.ک.ک برای تشکل کنگره ملی کرد را خروج از بن بست استراتژيک خود می ديدند با انتشار يک بيانيه با امضای پانزده نفر از فعالين جنبش کارگری راه حل کارگری رفع ستم ملی را ارائه داد. راه حلی متکی بر يک جنبش شهری که در مرکز آن جنبش کارگری است در اتحاد با همه جنبشهای اجتماعی ديگر در کردستان نظير زنان و دانشجويی و با حمايت جنبش کارگری سراسری.

مردم ايران حکم به رفتن جمهوری اسلامی داده اند و اکنون مسئله نظام جايگزين مردم ايران را بر سر دو راهی قرار داده است: کوتاه کردن دست اسلام از زندگی سياسی و اجتماعی مردم ايران، بازسازی سرمايه داری ايران و راه تدوام نابرابری و بردگی مزدی تحت نام يک جمهوری سکولار و يا راه تغييرات بنيادی در اقتصاد و سياست ايران، راه تضمين آزادی و رفاه برای مردم با " نان، کار، آزادی، حکومت کارگری ."

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

نان، کار، آزادی، حکومت کارگری

شورای مرکزی اتحاد سوسياليستی کارگری

٢٠ خرداد ٩٧ ـ  ١٠ ژوئن  ٢٠١٨

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
اطلاعیه مطبوعاتی گزارش‌گران بدون مرز (06.24.2018)
با نام دين، تجاوز پيوسته می کند (06.24.2018)
بيست و ششم دلو بازخوانى کدام حماسه تاريخ بشريت (02.20.2018)
جنگ افغانستان، طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا (02.20.2018)
پيش زمينه های گسيل نيروهای نظامی اتحاد شوروی به افغانستان (02.13.2018)
زیرپای غول تروریزم سازمانیافته؛ انسانیت است که نابود میشود (02.13.2018)
تداوم دیپلوماسی منفعل کابل وپاسخ اسلام آباد (02.13.2018)
ستار مراد و «ستاری» بر مراد پاکستان (02.13.2018)
به یاد آفتاب‌کاران جنگل (02.13.2018)
يادی ازغزلسرای معروف و محبوب اوزبیکی و فارسی شاه مشرب (02.13.2018)