سه شنبه, 08.21.2018, 01:30pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
مرُوری بر رخداد های خونبار سه سده ی اخير خرُاسان ديروز و افغانستان امروز (بخش پنجم) ; غنی کوچی و باند فاشیستی امریکاییان افغانتبار رسوا میشوند! ; در کشور چه می گذرد؟ ; اشغال وعملکرد آن درافغانستان ; در یاد بود از کوفی عنان!
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
 » اخبار افغانستان
 » اخبار جهان
 » اخبار علمی
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
اخبار » اخبار جهان
 
ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭﺧﻄﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
سه شنبه, 12.18.2012, 05:29pm (GMT)

ﭘﯿﻮﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ

 

ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭﺧﻄﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ

ﻗﻮﺱ1391

  ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﺍ ﺷﺴﻨﻪ

ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻥ: ﺏ. ﻛﯿﻮﺍﻥ

مفهوم تضاد سرمایه داری از دیر باز برایم آشناست. و من با اصطلاح «فرارفت» ازسرمایه داری آن جا که اغلب پیش از این از واژگانی چون نابودی استفاده می کردند، خوگرفته ام. اما اندیشه «فرا رفت از نظم نولیبرالی» را درک نمی کنم . بنابر این، در این مقاله خود را در وضعیتی قرار می دهم که آن را می شناسم. در حدود ۱۹۹۴ – ۱۹۹۲، سرمایه به طور اساسی مانع های پیشین آزادی حرکت و توانایی بهره کشی از پرولترها را از بین برده است...

ﺩﺍﺧﻞ ﻛﺮﺩﻥ ﺳﺪ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﺭﺗﺤﻠﯿﻞ ﺍﻧﺒﺎﺷﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ

می بینیم که طی ۱۵ سال، سرمایه به باز یافتن آزادی کامل اش نایل آمد و ظرف ده سال عرصه گسترده ای از انباشت را در آسیا گشود. با این همه، اکنون، تولید سرمایه داری در نتیجه فشاری که وارد می شود، هم زمان خود را در برابر سدهایی می بیندکه به تضادهای اصلی سرمایه داری مربوط اند، تضادهایی که محصول ژرف رابطه های تولید و توزیع، هم چنین چیزهای تازه ای است که روند آن جریان دارد. در کوشش برای درک کردن عامل های تشکیل دهنده دوره جدید بحران که سرمایه برای خودش و بنابر این، برای همه بشریت تدارک می بیند، باید تحلیل اقتصاد جهانی را به عنوان یک کلیت در دو زاویه اساسی در پیش گرفت.

زاویه نخست برای درک کردن و گنجاندن در تحلیل آسان است. با در نظر گرفتن هم زمان آزادسازی ، مقررات زدایی، خصوصی سازی (و شکل گیری فرجام کار) ، ورود چین به سازمان جهانی تجارت مرحله ای از سرمایه داری را که «گرایش به شکل گیری یک بازار جهانی است» گشود، که مارکس ۱۵۰ سال پیش در باره آن نوشت که این گرایش «گرایش بی درنگ در مفهوم سرمایه»، (۱۰) وجود دارد.

... به راستی که این مسئله واقعیت می یابد. البته، بازار در شرایط بسیار متفاوت از شرایط نخستین بحران قرن ۱۹ با ورود رقیب های جدید به صحنه ی واقع در یکی از قلمروهای جغرافیایی که امپریالیسم بر آن فرمانروا بود، جهانی می شود. بدین ترتیب، چین وهند دوباره در سپهر ارزش افزایی سیاره ای سرمایه داری گام می نهند و در رابطه سیاسی در گسست کامل با رابطه های امپریالیسم دوره کلاسیک قرار می گیرند. اهمیت های آن ها برای سرمایه داری اروپا و حتا از این راه برای تمامی جامعه اروپا عظیم اند. در باره ایالات متحد، باید گفت که این کشور در معرض نتیجه های چشمگیر قرار دارد که پایین تر یادآوری خواهد شد.

دومین ویژﻩ گی جدید اقتصادجهانی به عنوان کلیت به شیوه ای مربوط می گردد که «کرانمندی جهان» شروع به آشکار شدن در گستره «زیست بومی» کند و بتواند آن را به طور کیفی در دهه های آینده به عمل آورد. بدون شک، این مصاف تئوریک بسیار دشوار است که برای تئوری سرمایه داری جهانی شده مطرح گردیده است.

«کرانمندی» دیگر مانند نزدیک سال ۱۹۰۰ در این واقعیت که «کشف» و استعمارگری مجموع سیاره از دوره اروپا و یورش هر ملت سرمایه دار به سوی خارج در بررسی اروپا به پایان رسید و بازار ها و مواد اولیه به طور ناگزیر او را به برخورد کردن با دیگران سوق می دهد، در بیان نخواهد آمد. «کرانمندی» از ضعف پیش بینی پذیری منبع های معین طبیعی کلیدی- دست کم بر پایه عامل هایی که اکنون «رشد» یعنی تولید تابع سود را بنا می نهد- و اعلام دگرگونی های اقلیمی که در شرایط ابتدایی، فیزیکی، بازتولید اجتماعی، دست کم روی بخش های معینی از سیاره اثر می گذارد، شکل بسیار جدی تر پیدا می کند. این کرانمندی در آن با رنج های وحشتناک و جنگ در سطح گوناگون روبرو خواهد بود.

رابطه بین دو عامل که شرایط انباشت در فضای جهانی شده را تغییر داده آشکار و شناخته شده است.   پدیداری رقیب های صنعتی بسیار نیرومند با پذیرش شیوه های تولید ومصرف «سرمایه داری پیشرفته» پربها در انرژی توسط آن ها – باتشویق (یا بهتر بگوییم، انگیزش) کشورهای تریاد (سه گانه) همراه است. ادعای به کلی موجه از دیدگاه سرمایه دارانه چین و هند در سود جستن از فرمانروایی زیست بومی هم ارز با فرمانروایی کشور های صنعتی پابرجا آهنگ بلوغ دگرگونی های اقلیمی را شدت داده و از کشمکش های آینده برای دسترسی به مواد اولیه آگاهی می دهد. لحظه ای فرا می رسد که این عامل ها به طور بی میانجی در زمینه شرایط انباشت و ارتباط های سیاسی بین امپریالیستی با برخوردهایی روبرو خواهند بود. وضعیت پژوهش های من فقط به من امکان فرمولبندی نگرش های بسیار کوتاه را می دهد.

پایه تئوریک پرهیزناپذیر تحلیل در چشم انداز مارکسیستی استوار بر این درک است که خاستگاه نهایی مسئله های زیست بومی به آن چه که در چارچوب سرمایه داری به کار انسان مربوط است، با «طبیعت» ، نه به عنوان کار مشخص تولیدکننده ارزش های مصرف، بلکه به عنوان کار مجرد تولید کننده ارزش های مبادله در حرکت بی پایان ارزش افزایی سرمایه در تأثیر متقابل است. (۱۱)

... هنگامی که ضرورت آن آشکار شد (یا به طور آزمونی، آن طور که وضعیت آن پیش از این در جماعت های معین دهقانی بود)، کار تولید کننده ارزش های مصرف می تواند، دست کم به طور بالقوه با «طبیعت»، ارتباط و «مدیریت محتاطانه» برقرار کنند که استوار بر شناسایی بالنده کرانمند منابع معین، و نیز استوار بر رعایت نیازهای باز تولید گونه های زنده و آبزی است. تولید ارزش مبادله برای سود آن را نمی خواهد. به ویژه هنگامی که شرکت ها به رقابت افسار گسیخته بین المللی آگاهی می یابند و به فرمان های سهامداران گردن می نهند. کاهش ارزش ها و بیشینه کردن بازده ها که زیر فرمانروایی تولید برای سود است، ناگزیر به گسترش رویکردهایی می انجامند که از بهره کشی «معدن کاوی» مایه می گیرند.

 این بهره کشی استواربرکاویدن «معدن» وهم چنین استوار برحوزه صید ماهی، جنگل ، زمین های کشت مواد غذایی وهر ماده باشد که بدون نگران بودن از«زیان های چینی»، اجتماعی یا زیست بومی مدت ها درآمد بیافریند. بعد همان عمل جای دیگر تکرار می گردد. هنگامی که یک منبع از باروری فرو افتاد، برای آن جانشین دیگری درطبیعت می یابند و در این صورت به یاری علم تابع سرمایه آن را از قطعه های دیگرمی آفرینند.

از پایان قرن ۱۹ تمرکز و تراکم سرمایه ونیز به وجود آمدن اولیگو پل های نیرومند، انعطاف ناپذیری در خط سیستمی را دگرگون کرده اند. امروز ما با رفتارهای تعرضی و دفاعی «بلوک های منافع» بسیار نیرومند، گروه های صنعتی به شدت ویرانگر محیط زیست، گروه های مجتمع نفتی – اتومبیل و به یقین پتروشیمی و هم چنین مجتمع نظامی – صنعتی با هر چه آن ها بخش بخش پیوند یافته اند و نیز با دیگر شعبه ها چون کشاورزی غذایی و کاغذ روبروییم .

سودهای این اولیگو پل ها به پایداری ودوام شیوه های زندگی (مصرف اتوموبیل وگزینش های مربوط و غیره) که تأثیرهای بسیار قوی در ارتباط با بخش گازهای گلخانه ای ، به ویژه گاز co2 دارند، وابسته اند. جانشین کردن اتوموبیل برای حمل و نقل عمومی و دوچرخه برای حتا بخش کوچکی (۱۰ در صد) از میلیارد، صد میلیون ساکنان چین، هدفی است که این گروه های صنعتی با همکاری فعال حزب کمونیست و سرمایه داران جدید محلی خود را وقف آن کرده اند. نتیجه های زیست بومی اهمیت کمی دارند، چون بازار چین یک دهه«رشد» برای آن ها و سهامداران آن ها تأمین خواهد کرد، جریانی که با سود سهام مطابقت دارندو به بازار های بورس در وال استریت، توکیو و اروپا برای سود بردن از ثبات نسبی چند سال اضافی کمک کرده اند. (۱۲)

در سطح سیاره «مسئله زیست بومی» ناگزیر به «مسئله اجتماعی» تبدیل شده است. در پس پشت واژگان «زیست بومی» و «محیط زیست» خیلی ساده بحث کردن پایدار شرایط باز تولیدفیزیکی صدها گروه معین اجتماعی و برخی مردم وجود دارد. از این رو، مسئله زیست بومی با تمدن در این کیفیت برخورد می کند.

این تمدن اصطلاح بدیل جدیدی است. که روزا لوکزامبورک نزدیک به یک قرن پیش زیر عنوان «سوسیالیسم یا بربریت» تعریف کرده است. ارزش یابی به شیوه ای که دگرگونی اقلیمی یا کمیاب شدن منبع های کلیدی می توانند روی انباشت فشار وارد آورند، نیازمندپژوهش ها و بحث های به زحمت آغازیده است. برخی تأثیرها مستقیم خواهند بود. ازاین رو، بالارفتن قیمت های نفت ممکن است روی بهره وری سرمایه گذاری های برخی شاخه ها ی صنعتی از جنبه درون داد (intrant) ها در تولید و دیگر شاخه ها بنابر واقعیت فروکاستن شدید قدرت خرید مردم که اکنون به تمامی پیرامون کاربرد روزانه اتومبیل سازمان داده شده، اثر می گذارد.البته، دیگر بخش ها می توانند از پایین آمدن مثبت که نتیجه سرمایه گذاری ها در انرژی های جانشین است، سود ببرند. هم چنین تأثیرها روی انباشت می توانند به شکل نبردها برای کنترل عرصه های نفت باقیمانده، نا مستقیم باشند.

در وضعیت دگرگونی های اقلیمی که زندگی افراد را در منطقه ها و کشور های تاکنون محروم تهدید می کند، دامنه تأثیرها روی انباشت، به انباشت شورش های اجتماعی یا کشمکش های درون همبودی یا درون قومی و برخوردهای بین المللی شدن وابسته است. نهادهایی مثل پنتاگون وظیفه دارند از امنیت سرمایه و پایداری فرمانروایی ثروتمندان که آن را تدارک می کنند، مراقبت نمایند. (۱۳)

نظام نهادی پدید آمده بنابر ارزش یابی با این همه در ژرفا ناپایدار است  باید در «بازار جهانی» هر معنای ضمنی نو کلاسیک را از میان برداشت. سرمایه گذاری های مستقیم در خارج و نقشی که گروه های صنعتی و فراملی بازی می کنند، به این «بازار» دو ویژگی می بخشند: ویژگی فضای ارزش افزایی سرمایه که یک فضای رقابت بین اولیگو پل های جهانی است (۱۴)... و ویژگی در عرصه قرار دادن کارگران کشور به کشور در رقابت مستقیم توسط سرمایه. مارکس در یکی از این قطعه ها که درون یابی (intuition) خود را در گردش آزاد می گذارد، گریزمندانه فرضیه چین سرمایه داری را به بیان می کشد. روشی که او به کار می گیرد، برای درک مسئله هایی که مزدبران و سندیکاها با آن ها روبرو می شوند، اهمیت چشمگیر دارد؛ البته، در مقیاسی که آن ها حقیقت هایی از آن ها دارند. این روش مربوط به رشد و گسترش رقابت بین زحمتکشان در مقیاس بین المللی پیرامون بهای فروش نیروی کارشان است

مارکس آغاز یک «رقابت جهان میهنی که در آن گسترش تولید سرمایه داری همه کارگران جهان را در بر می گیرد» تأیید می کند. او با نقل قول کردن از یک نماینده انگلیس نتیجه می گیرد که «مسئله تنها عبارت از کاهش دستمزدهای انگلیس در سطح دستمزدهای قاره نیست، بلکه پایین آوردن سطح اروپا به سطح چین در آینده کم یا بیش نزدیک است» …(۱۵)

این یکی از هدف های منطقه ای زدایی است که توسط گروه های کارخانه ای ایالات متحد و اروپا و پیمان های پیمان کاران گروه های توزیع بزرگ انجام می گیرد. او یک ارزش دارد، ارزش کمک کردن به رقیبان نیرومند برای تقویت کردن خود- که به آن باز خواهیم گشت.

نظام نهادی بین المللی ، اقتصادی و سیاسی محصول آزادسازی و مقررات زدایی هرگز روزی را بدون ایالات متحد ندیده است. او این نظام را پیش از هر چیز به سود خود خواسته است. اما با گذشت زمان روشن شده است که سودبرنده حقیقی آن سرمایه متمرکز در این کیفیت، سرمایه مالی و صنعتی و هم چنین او لیگارشی و ثروت های بزرگ در هر جا که وجود دارند، روند های تمرکز و تراکم سرمایه و قطب بندی فزاینده ثروت در «شمال» و «جنوب» مشترک اند. قطب بندی ثروت همواره بسیار نیرومند بوده است. البته، این قطب بندی باز هم شدت یافته است (۱۶). . .

گذار چین به سرمایه داری ، روند در سطح جهانی را استحکام بخشیده است. در بخش های مشخص «جنوب» – بانک و خدمات مالی، کشاورزی- صنعتی، معدن ها و فلزهای پایه- شدت یابی همانندی را در تمرکز و تراکم سرمایه ملاحظه می کنیم. کشورهایی که در آن ها تشکیل اولیگارشی های «مدرن» نیرومند با روند پر توان درون زاد انباشت مالی شده و بارور سازی «امتیازهای نسبی» مطابق با نیاز اقتصادهای مرکزی همراه است- برگ های برنده طبیعی برای فرآورده های پایه و /یابهره کشی از نیروی کار صنعتی بسیار ارزان- با کارکرد نظام بین المللی جهانی شدن ترکیب شده اند. تنش های شدید در رابطه ها میان چین و کشورهای عضو سه گانه(تریاد) پیشین و نیز سازمان تجارت جهانی ، میان اولیگو پل های صادر کننده مواد کشاورزی- صنعتی کشورهای «جنوب» و کشورهای شمال پاسدار همان منافع در نزد خودشان هیچ سرو کاری با هر ارتباط شمال – جنوب ندارند. این ها تنش هایی میان بخش های سرمایه متمرکز بین المللی شده ، مالکیت سرمایه اولیگو پل های در کشمکش اند که می توانند به شکل های سندهای همان گروه به نسبت محدود صندوق های باز نشستگی و صندوق های مشترک  Mutual funds بسیار نیرومند مربوط باشند.

این تنش ها در نظام نهادی که تشدید بسیار زیاد رقابت، در سطح جهانی ویژگی دیگر آن است،هم گوهرند. نظام نهادی جهانی شدن استوار بر رابطه های اقتصادی و سیاسی بین کار و سرمایه بسیار مناسب برای سرمایه است. با این همه، این نظام بسیار ناپایدار است. امروز آن چه که مارکس «هرج و مرج تولید» می نامید، برتری دارد. رقابت دوباره به مکانیسم کوری که در کاپیتال شرح داده شده ، تبدیل شده است. مکانیسمی که به عنوان قدرت اجبار مطلق زیر نفوذ گرایش های دایمی یک شیوه تولید که سود هدف اصلی و گرنه تنها هدف است، عمل می کند. او برای نخستین بار در مقیاس به راستی سیاره ای، در شرایطی که نمایشگر هویت «سرمایه داری »است، نمودار می شود. در کشورهایی که سرمایه سرمایه گذاری مالی فرمانرواست، «پولِ شیفته انباشت است (که) انسان ها را بی وقفه و بی رحمانه به تولید برای تولید وا می دارد». (۱۷)

... این مجموعی از «بازیگران» و نهادهای شکل گرفته است که در خدمت سرمایه گذاری قرار دارد. آن ها مدیران اوراق بهادار و مسئولان مؤسسه های ارزش گذاری را در بر دارند. آن ها جملگی خدمتگزاران ارزش سهامداری و «بازار»ها هستند. این ها تجسم بتواره شده قدرت مطلق پول اند که به سرمایه تبدیل شده و می کوشد خصلت های انعطاف پذیری شکل آغازین آن را حفظ کند. (۱۸)

... حتا در آسیا که در آن «پول شیفته» برجا مانده (یا در مورد چین از سر گرفته شده)، سرمایه داری فردی، خصلت نابرابر و ترکیب یافته از دگرگونی های سرمایه داری جهانی شده را نشان می دهد که در جوار هنگ کنگ وشانگهای، چهره «سرمایه دار» ، بدین ترتیب شکل مجموع نهاد تابع نوسان های بورس را دارد. بنابر این، دریافت جهانی شدن گردش سرمایه، بنابر تأثیر دایمی مکانیسم هایی هدایت می شود که تقریباً به کلی از هر «تنظیم» رویگردان است. از یک سو، بازار های مالی مناسب، بدین ترتیب تمامی بخش های صنعتی را در صورتی به نابود کردن محکوم می کنند که بتواند به ارزش سهامداری برخی گروه ها بیفزاید یا انحصار کشور های ضعیف را از راه تسلیم شدن به حرکت هایی از ترس سرمایه گذاری مالی جمعی که راه ورشکستگی را هموار می سازند، ویران کنند؛ از سوی دیگر، کارکرد زیان رساندن یک رقیب افسار گسیخته میان گروه های صنعتی با بعدهای بسیار وسیع خودنمایی می کنند.

ﺷﻜﺴﺘﮕﯿﯽ ﺗﻀﺎﺩﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﺭﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ

سرکردگی انحصاری که ایالات متحد از پایان جنگ دوم جهانی در سطح اقتصادی و نظامی و سیاسی از آن بهره مند بود، از زمان جان بخشی مسابقه تسلیحاتی دهه ۱۹۸۰ در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی استوار بر عامل های درون زاد صنعتی و هم چنین مکانیسم های غارت خارجی بود که آفریدگاران وابستگی هایی به شمار می روندکه نتیجه های آن در بازگشت به تدریج آشکار شدند. به خاطر بسنده کردن به مرحله تازه تر، که «اقتصاد جدید» اوج آن را نشان می دهد. رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحد سه پایه داشته است …(۱۹)

پایه نخست مجموعی از ارتباط های اقتصادی درونی است که استوار بر انباشت وسیع «سرمایه قراردادی» و سیاست اقتصادی است که هدف آن دفاع کردن از دوام و پایداری آن است. از«سرمایه قراردادی» باید سندهای منتشر شده را در عوض قرض ها برای باشندگان  عمومی یا مؤسسه های (اولیگو پل) یا به رسمیت شناختن مشارکت در تأمین هزینه مالی (اغلب ابتدایی) سرمایه یک مؤسسه (سهامی) درک کرد. این سندها ادعاهایی برای شرکت کردن در تقسیم سود یا سود بردن از راه خدمات وام عمومی، درآمدهای متمرکز شده بنابر مالیات ها را دارند…(۲۰)

آن ها برای دارندگان شان «سرمایه ای» عرضه می کنندکه از آن جریان تنظیم کردن بهره ها و سود سهام («سرمایه آفرینی») را انتظار دارندو می کوشند بتواننددر هر لحظه در بازارهای تخصصی شده آن را واقعیت بخشند. این سندها با نگرش از زاویه گردش سرمایه آفریننده ارزش و اضافه ارزش، از سرمایه نیستند. در بهترین حالت ها، آن ها «یادگار» سرمایه گذاری انجام یافته در دراز مدت اند. در هنگام ورشکستگی های بورس خصلت سندها به زیان دارندگان شان تمام می شود.

ویژگی رشد تازه ایالات متحد تا اندازه ای استوار بر کارکردها و هم چنین عرضه توسط بانک های اعتبار برای مصرف یا وام ها برای ساختمان بر حسب ارزش سندهای در اختیار داشته مشتریان یا استوار بر سهم های شان توسط مؤسسه ها برای «پرداخت کردن» بهای خرید دیگر شرکت ها هنگام ادغام شان بوده است. با آسان کردن این کارکردها است که صندوق توسعه اقتصادی پیوسته بحران آمریکارا از بیش از یک دهه زیر نظر داشته است.با وجود این، این صندوق هنگامی که پایان پندار آشکار می گردد، عقب ماندگی اش رونما می شود؛ زیرا درانباشت بازهم بیشترسرمایه قراردادی سهیم بوده است. حتا به طور گذرا تنظیم گردش ارزش افزایی درونی و سیاست های کلان اقتصادی درزمینه انباشت سرمایه داری، بدون وجود مکانیسم هایی در تماس با اقتصاد واقعی که دست کم، یک زمان، تملک مبلغ کافی اضافه ارزش را برای سود سهام و بهره هایی که تقسیم می شود، تأمین می کند…ناممکن می گردد. پس در این زمینه، دو مکانیسم فراهم آمده است که توسط برداشت ها وتملک های انجام یافته به زیان قشر های اجتماعی که هنوزبه طورکامل درسیستم بهره کشی سرمایه داری جایگیر نشده، تکمیل گردیده است... (۲۱) 

مکانیسم نخست نرخ بالای استثمار در ایالات متحد است که توسط آمارهای افزایش بهره وری کار در بیان آمده است. مکانیسم دوم توسل به گروه های صنعتی در سرمایه گذاری مستقیم در خارج و پیمان کاری بین المللی است. این سرمایه گذاری در مقیاس بسیار وسیع دیده می شود. این به ویژه در راستای کشوری انجام گرفته است که در اختلاف با کشورهایی که مؤسسه های خارجی طی ۳۰ سال در آن ها سرمایه گذاری کرده اند، قدرت سیاسی تحمیل کردن به این مؤسسه های طرف مقابل مهم را در ارتباط با انتقال تکنولوژی در اختیار دارند واز توانایی به کار بردن این تکنولوژی ها به عنوان وسیله رسیدن به هدف برای انباشت مستقل در بخش های همواره پیچیده تر برخوردارند.

تنزل گرایشی نرخ سود یک مسئله تئوریک بغرنج است. من آن را به عنوان یک گرایش پایه ای که مبنای انباشت دایمی است، درک می کنم، به طوری که عامل هایی که «باقانون مخالفت می کنند» دست کم مانند خود گرایش (که «قانون» نیست) اهمیت دارند. مرحله های بهبود یابی نرخ سود با کامیابی های گذرای کوشش هایی که توسط سرمایه در این راستا هدایت می شود و نتیجه هایی که به طور کلی در بخش های معین سرمایه داری به ثبت رسیده اند، مطابقت دارند.

امروز ضرورت برای سرمایه صنعتی مخالفت کردن باتنزل گرایشی نرخ سود که به یک اندازه برای سهامداران و بازارهای بورس شدید است، در وضعیت تحمیل کردن نیازمندی های شان در زمینه سطح و توزیع سود ها هستند. اهمیت نهادهایی که تقسیم بین المللی شتابان نرخ سود را ممکن می سازد، از آن جا است. لیبرالیسم نو این نهادها را آفریده است. آزادسازی سرمایه گذاری ها و مبادله هایی که «دردرون» و به ویژه بنابر نا محلی شدن جا در نظر گرفته شده، به گروه های صنعتی امکان عملی کردن آن ها را می دهند. توضیح آن این است که بایدبه طور آزمونی روش بسیار محکم ، ویژگی برجسته سرمایه گذاری خارجی و پیمان کاری بین المللی (ایالات متحد) به سوی آسیا را در هم آمیخت. محاسبه هایی که توسط ژرار دو منیل و دو مینیک لویانجام گرفته رشد سهم سودهای مؤسسه های ایالات متحد از شعبه های خارجی را نشان می دهد…(۲۲)

 برای آگاهی از سهم شعبه های چینی بایدبه حسابداری گروه های فردی دسترسی داشت . بهره هایی که سرمایه ایالات متحد از «کارخانه جهان» به دست می آورد، به جریان های سود محدود نمی گردد. آن ها تورم زدایی مزدبری را که اقتصاد آمریکا به همان عنوان از مجموع اقتصاد جهان سود می برد، در بر می گیرند.

نتیجه آن روشن است. این یکی از مرحله های کنونی سرمایه داری را تشکیل می دهد. مسئله عبارت از «تقسیم» مکان های منطقه ای شدن مرکز های مالی است که برج و باروی سرمایه سرمایه گذاری با ویژگی های درآمد آفرین، با آغازیدن از نیویورک، از محل هایی که در آن انباشت واقعی، انباشتی جریان دارد که در آمیختن در ارتش پرولتر ها را می بیند که صدها هزار حتا میلیون ها سرباز جدید توسط سرمایه استثمار می شوند. به این تقسیم، انباشت وسیله های تولید و ارتباط اضافه می شود که این استثمار نیاز دارد و تا اندازه ای توسط سرمایه گذاری خارجی فراهم آمده است. سه سال است که من بُعد فرار به جلو را با نتیجه های حساب نشده و اشغال عراق، تصریح کرده ام…(۲۳)

آیا چیزی همانند در آن چه که مربوط به کمک صنعتی و تکنولوژی عظیم است که در چین فراهم آمده ، وجود ندارد که اندازه، فرهنگ و نهادهای دولتی از آن دولتی بزرگ مستعد تبدیل شدن به رقیب اقتصادی و نظامی مستقیم ایالات متحد، بیافریند؟ دهه های پیش که ضرورت داشت انباشت اضافه تولیدتوسط کارگران و دهقانان انجام گیرد و توسط کاست (طبقه بسته) بوروکراتیک تصاحب شود به او امکان نمی داد گذاربه سرمایه داری را عملی سازد؛ این کاست درمدت بسیار کوتاه به آن [هدف. م] دست یافت. نقشی که گروه های بزرگ بخش کارخانه ای ایالات متحد و توزیع متمرکز در رأس آن (wal_ Mart) از ۱۹۹۲، سپس به شکل شتابمند پس از بحران آسیایی ۱۹۹۸-۱۹۹۷ بازی کردند، قاطع بوده است. بدون سرمایه گذاری های آن ها – که مدت ها سرمایه گذاری های حقیقی بوده اندو اغلب حقیقی باقی ماندند، از سوی دیگر، جایی که مسئله عبارت از خریدها/جذب های شرکت های موجود است- بدون تکنولوژی های کارخانه ای و مدیریت سرمایه داری که هم زمان انتقال یافته اند، تبدیل تقریباً ۱۵ ساله چین به «کارخانه جهان » ناممکن بوده است.

در زمینه گسترش دادن اندیشه ورزی مارکسیست ها در مجموع اثرهای متضاد بنابر سیاست های ایالات متحد و توانایی آن در دفاع از سرکردگی اش در میان مدت و استراتژی های دیکته شده بنابر نیازمندی برآوردن ارزش سهامداری، حفظ کردن سطح نرخ های بورس وپنداشت سندها به عنوان ثروت همواره مورد توجه و علاقه بوده است. هنگام سؤ قصد ۱۱ سپتامبردر نیویورک، من بررسی تروتسکی در ۱۹۳۲ را به یاد آوردم که گفت:

«رشد ناگزیرهژمونی ایالات متحد درآینده تضادهای ژرفی رادراقتصاد و سیاست اش گسترش خواهد داد (...) با تحلیل دیکتاتوری دلار در سراسر جهان، طبقه رهبری ایالات متحد تضادهای سراسر جهان را در فرمانروایی خاص اش وارد خواهد کرد» (۲۴) ...

اصطلاح علمی مورد استفاده بنابر اصطلاح های اقتصاد دانانی که به این «دیکتاتوری» توجه دارند، دیکتاتوری «seigniorage benefit» است (سودی که از امتیازمالک سکه زدن سرچشمه می گیرد) ۲۵ ...

برپایه این امتیاز است که ایالات متحد کسری خارجی عظیم اش و فراسوی آن، کارکرد گردش های درونی ارزش افزایی سرمایه اش را بنا نهاده است. مقیاس «تقاضاها»یی که ایالت متحد بنابر ذخیره های انرژی و مواد اولیه جهانی تعیین می کند، درمقیاس کسری شان است و تنها بنابر وامداری خارجی شان ممکن شده است. این وامداری به این «تقاضاها» خصلت غارتگری می دهد که دیگر چیز زیادی برای در نظرگرفتن ارتباط های بازار ندارد.

آسانی و دوام این غارتگری ها بازتاب های سیاسی و اجتماعی ای را می آفرینند که رفتار رومی ها نسبت به اشرافیت در عصر امپراتوری را تداعی می کنند. البته، دنیای معاصر، فراسوی یک دوره کوتاه، رابطه های «امپراتوری» غارتگران را تحمل نمی کنند. صدها هزار جوان دیپلمه سراسر دنیا که هزینه مالی بخشی از دانشگاه های ایالات متحد و کارکرد بخشی از آزمایشگاه ها را تأمین می کنند، تمام عمر در ایالات متحد باقی نمی مانند. آن ها برای کمک کردن به تقویت کشور های شان که رقیب های آینده و شرکت های ایالات متحد خواهند بود، به میهن خود باز می گردند، نه چین، نه هند نمی توانند آن گونه که مصر در واپسین دوره سلطنت بود، بررسی شوند. به ویژه، سیاره جهانی از حیث منابع محاسبه شده رو به پایان است. هر چند ایالات متحد می کوشد غارتگری های «امپریالی» دیرپای اش راکماکان برتر از هر چیز بداند، اما این امر از این پس تنها به وسیله جنگ های دهشتناک ممکن خواهد بود و شاید؛ مورد بحث قرار دادن بنیادی امکان زندگی در سیاره برای هر کس که به اقلیت تا دندان مسلح تعلق ندارد، بیانجامد...

ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ : ﺍﻭﻟﯿﮕﻮﭘﻞ ﯾﻌﻨﯽ  ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﯾﯽ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ

..........

ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ:

۱– چارچوب جمعی طرح «اندیشیدن به اکنونیت سوسیالیسم ،کمونیسم» پیشنهاد شده توسط گروه ها پیرامون سه نشریه...

۲ – مارکس، سرمایه، کتاب III، پاریس، انتشارات اجتماعی ۱۹۵۷، ج، ۶ ، ص ۲۶۳

۳ – مارکس، مقدمه بر نقد اقتصاد سیاسی، در مقدمه بر نقد اقتصاد سیاسی، پاریس انتشارات اجتماعی ۱۹۵۷ ،صص، ۱۶۴ – ۱۶۳

۴ – در مثل، بنگرید به فرانسوا شسنه، «ظهور نظام انباشت در قلمرو مالی». اندیشه، شماره ۳۰۹ ، ژانویه – مارس۱۹۹۷

۵ – این درست «سوسیالیسم واقعاً موجود» طی ۶۰ سال موجودیت اش است. بنگریدبه فرانسوا شسنه و کلود سرفاتی، «شرایط فیزیکی باز تولید اجتماعی»، در ژان – ماری هاری پای و میکاییل لوی، سرمایه ضد طبیعت، اکتویل مارکس پیکار، پاریس، مطبوعات دانشگاهی فرانسه ۲۰۰۳

۶– این اصطلاح خنثی که توسط اقتصاد دانان نو شومپتری درک شده، تا اندازه ای در میان آن ها از موضع گیری در باره نتیجه های سیاسی و اجتماعی این «دگرگونی ها »می پرهیزد.

۷ – اصطلاح ژنریک برای نشان دادن وضع کسانی است که مجبورند نیروی کارشان را برای زیستن بفروشند.

۸ – برنارد روزیه از این موضع تا پایان زندگی اش دفاع کرده است. او ضرورت «بازگشت به ماتریالیسم تاریخی» (درواقع بازگشت به روایت معینی که با مارکس ارتباط دارد) را یادآوری کرد. بنگرید به برنارد روزیه و امانوئل دوکز، آهنگ های اقتصادی :بحران ها و دگرگونی های اجتماعی، چشم انداز تاریخی، مجموعه نقد اقتصاد، پاریس، دکوورت/ماسپرو، ۱۹۸۳، ص ۱۷۸ .

۹ – این روند درسرژهالیمی، جهش بزرگ به واپس، مستند شده است، پاریس، fayard ۲۰۰۴

۱۰– مارکس، پایه های نقد اقتصاد سیاسی، پاریس، انتشارات آنتروپو ۱۹۶۹ ، ج .۱ . ۳۶۵- ۳۶۴

۱۱– بنگرید به فیلیپ مول اشتاین، کار، مفهوم وبی خویشتنی آن، یادداشت کار برای گروه اکولوژی و انجمن شورای علمی آتاک

۱۲– بنگرید به شسنه وسرفاتی، «شرایط فیزیکی باز تولید اجتماعی» همان جا

۱۳– در مثل بنگرید به گزارش محرمانه پنتاگون در باره دگرگونی آب و هوایی (۲۰۰۳)، پاریس، انتشارات آلیا، ۲۰۰۶

۱۴ – بنگرید به فرانسوا شسنه، جهانی شدن سرمایه، چاپ دوم ، پاریس، سیرو، ۱۹۹۷، فصل ۴ .

۱۵ – مارکس، کاپیتال، همان جا ،ج، ۱ ،کتاب ۳،صص ۴۲ – ۴۱

۱۶– بنگرید به داده های منتشر شده توسط مری لینچ و کاپ جینی، گزارش ثروت جهان، ۲۰۰۵ نقل قول از ژان پیرو ولاد، سرمایه داری تام، کلکسیون جمهوری ایده ها، پاریس seuil ،۲۰۰۵

۱۷ – مارکس، کاپیتال، کتاب ۱ ، ج ۳، ص ۳۲

۱۸– بنگرید به فرانسوا شسنه، «برتری سرمایه مالی درون سرمایه به طور کلی، سرمایه قراردادی و سیر معاصر جهانی شدن سرمایه»، در سمینار مارکسیستی، سرمایه مالی سرمایه داری،آکتویل مارکس، پیکار، پاریس، مطبوعات دانشگاهی فرانسه، ۲۰۰۶ .

۱۹ – در مورد تفسیر من در باره سرکردگی اقتصادی ایالات متحد در دهه ۱۹۹۰، بنگرید به فرانسوا شسنه «اقتصاد جدید، بحران خاص قدرت هژمونیک آمریکا» ، در سمینار مارکسیستی، مرحله جدید سرمایه داری؟، پاریس. انتشارات syllepse ، ۲۰۰۱

۲۰ – در باره تئوری «سرمایه قراردادی» که توسط مارکس طرح ریزی شد، اکنون باید توسعه کامل را برای آن فراهم آورد، بنگرید به گفتار من در سمینار مارکسیستی .

۲۱– آن چه که دیوید هاروی آن را «انباشت از راه سلب مالکیت» می نامد، البته، تا اندازه ای به روشنی نمی گویدکه این انباشت فقط می تواند آن را تکمیل کند، نه این که جانشین تولید و تصاحب اضافه ارزش به وجود آمده توسط پرولتاریا شود.

۲۲– بنگرید به منحنی پایین در تصویر ۳ گفتار ژرار دومنیل و لودویک لوی، «نولیبرالیسم زیر هژمونی ایالات متحد»، در فرانسوا شسنه. سرمایه مالی جهانی شده ، ریشه های اجتماعی و سیاسی، شکل بندی ، نتیجه ها، پاریس، انتشارات دکورت ۲۰۰۴، مرحله جدید سرمایه داری؟ پاریس، انتشارات سی لپز، ۲۰۰۱ .

۲۳ – کاره روگه، شماره ۲۵، شماره ویژه در باره حمله به عراق توسط ایالات متحد، آوریل ۲۰۰۳

۲۴– مصاحبه با لئون تروتسکی در پرنیکی پو ۵ مارس ۱۹۳۲ ، نیویورک تایمز .

۲۵– بنگرید به ویژه به روبرت گوتمان، چگونه اعتبار – پول اقتصاد را شکل می دهد، ایالات متحد در سیستم جهانی، آرمونک، نیویورک، M.E . sharpe، ۱۹۹۴ ، صص، ۳۶۶

ﭘﺎﯾﺎﻥ

ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻭﺍﺭﺳﺎﻟﯿﯽ ﺁﺭﺯﻭ

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» پس از این چه خواهد شد؟
» اعلامیه کمیته فعالین ح د خ ا در ارتباط به رویداد های اخیر در نوار غزه و کشتار فلسطینی ها توسط رژیم نژادپرست اسرائیل
» چرا انگلیس، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه روسیه متحد شده اند؟
» مروری بر جنايات ايالات متحده امريکا و متحدين آن در کشورهای جهان
» امریکا با بحران آفرینی ها چه اهدافی را دنبال می کند؟
» امپریالیسم مالی
» اختلاف عقیده در درون جنبش ضد امپریالیستی
» امریکا پشت پرده ی آشوب ها در وینزویلا قرار دارد
» دروغ بزرگ
» ﺷﻜﺴﺖ ﻃﺮﺡ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺥ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﻭ ﺩﻓﺎﺗﺮ ﺷﺒﻜﻪ ﯼ ﺗﻠﻪ ﺳﻮﺭ
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ
» ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ
» طیارات بی سرنشین امریکائی{بخش دوم} قسمت- 10-
» ﻛﺎﻻﯾﯽ ﺷﺪﻥ ﻋﻠﻢ
» ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﯼ ﺿﺪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﯽ، ﺗﺮﻗﯿﺨﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ
» ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﻬﺎﻧﯿﯽ ﺳﺮ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻮﻗﯿﺖ ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎﺭﮔﺮﯼ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ (3)
» خاستگاه واقعی القاعده
» امضای قرار داد امنیتی یا ادامه ی جنگهای فرسایشی!؟
» لویه جرگه مشورتی و مفاهیم گرهی :منافع ملی و بین المللی افغانستان
» جنگ مواد مخدردرافغانستان
» بخش دهم دردناکترين نقض حقوق بشردرکجاها واقع شد؟؟؟
» بخش نهم نقض حقوق بشردرارقام وحقايق
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ
» ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﯾﺎﺿﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻜﺮﺩﻩ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﺮ ﺷﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﺋﯽ ﮔﺴﱰﺵ
» تراژید یهای تلخ تاریخ معاصر
» ﭘﺮﭼﻢ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ، ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
» ﺳﯿﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﱳ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ (ﺍﺳﺪ) ﺍﻋﱰﺍﻑ ﻛﺮﺩ
» ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ
» ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ
» شخصیتهای شائیستۀ مردمی چرا وچگونه به حاشیه رانده میشوند؟ قسمت پنجم
» سرنگون باد اردوغان و دولت دزدان!
» ﺟﻨﺒﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﯾﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (5)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (4)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (3)
» (2)ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ"
» ﺯﻭﺩ ﭘﺰﺁﻣﺮﯾﻜﺎﺋﯽ
» پری زاده گان کوه قاف متهم به جنایت شدند
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ«ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ»
» ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺁﺷﺘﯽ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻭﺍﻧﻜﺎﺭﻣﺎﻫﯿﺖ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺩﻭﻟﺖ
» محاصره و تروریزم : کوریا، امریکا، چین وخطرجنگ
» ﺭﻭﯼ ﺧﻂ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻭﺧﻮﺩ ﻛﺸﯽ
» ﻛﻠﻮﺥ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺭﺍ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ,ﺳﻨﺪ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺮ ﺻﺪ ﻛﻮﺭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ
» ﻛﺎﺯﯾﻨﻮ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻧﻚ ﻧﻤﺎ: ﻗﱪﺱﺩﺭ ﺗﻼﻃﻢ
» اشغالگران، مُزدوران و مَسير«بُن»؟!
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﯼﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود بازگشت پیروز مندانهء قوای امپریال و نیروهای مرئوس ازافغانستان درسال 2014
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» فقر کشنده پیآمد کمک های ملیارددالری غرب
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود قسمت اول
» چطور انفجار یک خمپاره؛ زلزلهء جهانی بر پا کرد؟!
» رجحان تفوق طلبی: ترکیه، ناتو و عبور بسوی جنگ
» ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ با ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﯾﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ وخصوصی سازﯾﯽﺛﺮﻭﺗﻬﺎﯼ ﻣﻠﯽ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ كرد؟
» ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺍﻡ ﻓﻘﺮﻭﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻃﺒﻘﺎﺗﯽ
» پيمان تداوم اشغال و گسترش بی ثباتی!
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران 4
» چند خبر كوتاه سیاسی ـ اقتصادی
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران
» کشورهای ”بریکس“ جویای یک نظم اقتصادی عادلانه
» مراح از حمایت استخبارات برخوردار بود
» اسراییل تمام روابط خود با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را قطع کرد
» نکا تــی پـیرامــون بحـران سـرمایه داری و فـراز فرصت های نـوین، برای استقرار”جها نــی بهتــر”
» جنــایت وحشتناك وخونین شبانه ی نظامی (یا هم نظامیان) آمریکایی در قــندهار
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ (*)
» برژینسکی و آبدیت جهل « نفرین شدگان زمین»
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» نگاهی برجنایات بعضی گروه های ماوئیستی
» تعمیق بحران، اعتراضات جهانی
» آرشیف سخن می گوید و چهره های رسواو منفور مدافعین سیاست جنایت كارانه ی آمریكادر جهان و كشور ما، رسواتر میگردد
» مبارزات ضد سرمایه داری، و عکس العمل کمپ بورژوازی جهانی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی (IX)
» قرارداد استراتیژیک یا ستهء معاملات فروش خانه !؟
» «جامعهء جهانی» یا کانون توطئه های جهانی ؟!
» ادامه‌ی اعتراض‌های جهانی علیه نظام مالی
» امــریکا سهــم شیــر را در مستـعـمـــرات “ناتــو” مــی خــواهــد
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (VII)
» بـحــران لاینحــل سرمــایه داری وخـــیـزش ستمــدیده گان در آمــریكا
» در «وال استریت» نیویورک چه خبر است؟ + تصاویر
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی بخش 1
» تئوری نظام انباشت مالی شده: مضمون، اهمیت و پرسش ها (4)
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم (I) نتایج جنگ جهانی دوم
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» (2) مضمون، اهمیت و پرسش ها تئوری نظام انباشت مالی شده:
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» نقش ناتو پس از جنگ سرد
» تئوری نظام انباشت مالی شده:
» (iii) بخش 1جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» دولت تک قومی وقبایلی افغانا ن ، به فرایند همبسته گی ملی
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (2)
» عروج بحران نظام جهانیی سرمایه و افزایش بی اعتباریی گفتمان های رایج (2)
» سایه سنگین بحران, بحث بر سر تعیین سقف قروض دولتی در آمریکا، بحران جهانی و تحمیل وحشیانه ریاضت کشیاقتصادی
» امپریالیسم در دوره رقابت دو سیستم
» یا ما سرمایه داری را از سر راه بر می داریم یا سرمایه داری ما را
» شاخ آفریقا در كام مرض ، فقر ، مرگ و قحطی
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» نظام ننگین وغارتگر سرمایه داری،عامل اصلی فقرو بدبختی های جهانی است
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» قاتل «شاه قندهار» عامل «سی آی ای» بود
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم” (2)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (3)
» مردم انگلستان نشریه روپرت مرداک را تعطیل کردند
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (2)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان پايگاه هاي نظامي بدون مرز آمريکا (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (1)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان(2)
» بن لادن سالها پیش به مرگ طبیعی مرده است
» فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی (4)
» جنایات خونباراشغالگران را درافغانستان، پایانی نیست
» ملاحظاتی چند در حاشیۀ سقوط رئیس صندوق بین‌المللی پول
» پيمان استراتژيك آمريكا ـ افغانستان و پيامدها
» آن زمان میگفتند كه “اسلام در خطراست!”؛ این زمان با طرح ستیزه جویانه ی “برخور تمدن ها” میگویند كه اسلام یك خطراست!!!
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (3)
» روزی که افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا در هم شکست
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (2)
» ناتو و کلونیالیسم
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (1)
» جنگها استعماری، قمار بر سر سرنوشت نوع بشر
» تا زمانی که امپریالیسم وجود دارد، خطر جنگ نیز وجود خواهد داشت
» کاربرد ابزاری غرب از بنیادگرایی
» باردیگر فاجعه ، بار دیگرجنایت وخون!


عناوین دیگر:
ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺘﺤﻮﻝ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﻭﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﺳﻮﺭﯾﻪ (12.18.2012)
ﺭﻛﻮﺭﺩ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﺩﺭﺍﺭﻭﭘﺎ ﺑﺎ ﻧﺰﺩﻩ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥﺑﯿﻜﺎﺭﺩﺭﻣﻨﻄﻘﻪ ﯼ ﯾﻮﺭﻭ (12.11.2012)
ما از تشکیلِ دولت مستقلِ فلسطین، حمایت می کنیم (12.03.2012)
ﻣﺒﺎﺭﻙ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺍﺯﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻓﺎﺵ ﻛﺮﺩ (12.03.2012)
ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺼﺮﺩﭼﺎﺭﻣﯽ ﺷﻮﺩ (12.03.2012)
ﺩﺭﺳﺘﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﮔﯿﯽ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺩﺭﺭﻭﺯﭼﻬﺎﺭﺩﻫﻢ ﻧﻮﻣﱪ (12.03.2012)
ﺩﺭﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ،ﺭﺩ ﭘﺎﻫﺎ،ﭘﺎﻙ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ (12.03.2012)
ﻋﻠﻞ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯾﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ (12.03.2012)
هشدار مسکو به واشنگتن (11.19.2012)
ﺍﻋﱰﺍﺿﺎﺕ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﻜﻮﻣﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﯾﺎﺿﺖﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ‎ (11.19.2012)