دوشنبه, 01.22.2018, 10:23pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
رویکرد متناقض منافع ملی درحمایت ازقبایل آنسوی دیورند ; سلامی و پیامی به مستر «جان بس» سفیر کبیر ایالات متحده ; زنده باد مبارزه ی دلیرانه ی مردم بر ضد حکومت دیکتاتوری ; پاکستان برای هشداربه آمریکا می تواند به بازی با کارت چین ادامه بدهد ; تضادهای ناگزیر. مارکسیست‌ها به اصطلاح «تضاد» توجه خاص دارند
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
 » اخبار افغانستان
 » اخبار جهان
 » اخبار علمی
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
اخبار » اخبار جهان
 
مارکسیسم ـ لنینیسم
دوشنبه, 01.01.2018, 08:50pm (GMT)


مارکسیسم ـ لنینیسم

پروفسور ماتیاس کلاین و پروفسور ورنفرید مالتوش

برگردان شین میم شین

ماتیاس کلاین (1911 ـ 1988)

فیلسوف آلمانی، استاد فلسفه مارکسیستی

از افسران ارتش آلمان در زمان هیتلر

از بنیانگذاران کمیته ملی آلمان آزاد

به سبب تبلیغات ضد فاشیستی در ارتش از سوی دادگاه نظامی غیابی نازی به اعدام محکوم شد.

از آموزگاران فلسفه در دانشگاه کارل مارکس

موضوعات پژوهشی او:

تئوری شخصیت، اتیک، هومانیسم

مارکسیسم ـ لنینیسم عبارت است از سیستم یکپارچه و وحدتمندی از تئوری های علمی تدوین شده بوسیله مارکس، انگلس و لنین.

مارکسیسم ـ لنینیسم تئوری علمی طبقه کارگر و تئوری علمی سوسیالیسم و کمونیسم است.

مارکسیسم ـ لنینیسم به سه جزء زیرین طبقه بندی می شود:

1ـ ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی (فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی)

2ـ اقتصاد سیاسی

3ـ سوسیالیسم علمی (کمونیسم علمی)

مارکسیسم ـ لنینیسم بنیان تئوریکی کردوکار حزب طبقه کارگر است و بمثابه راهنمای عمل در مبارزه طبقاتی، در انقلاب سوسیالیستی و در ساختمان سوسیالیستی و کمونیستی بکار می رود.

مارکسیسم زمانی پا به عرصه وجود نهاد که تضاد اصلی سرمایه داری شدت گرفته بود و طبقه کارگر بمثابه نیروی تاریخی مستقل وارد صحنه شده بود.

طبقه کارگر برای انجام موفقیت آمیز مبارزه طبقاتی خویش به یک تئوری علمی نیاز داشت که قانونمندی های توسعه جامعه را کشف کند، شرایط و راه های رهائی آن را روشن سازد و نقش تاریخی آن را بمثابه بانی سوسیالیسم و کمونیسم توضیح دهد.

جامعه سوسیالیستی و کمونیستی نتیجه رادیکال ترین انقلاب در تاریخ بشریت است.

جامعه سوسیالیستی و کمونیستی خودپوئی توسعه اجتماعی را با آگاهی، یعنی با رهبری آگاهانه و برنامه مند توسعه اجتماعی جایگزین می سازد.

جامعه سوسیالیستی و کمونیستی استثمار و ستم را ریشه کن می سازد.

پیدایش تئوری اجتماعی نوین، که به مبارزه طبقه کارگر و حزب انقلابی اش برای پیروزی سوسیالیسم و کمونیسم در کلیه کشورها بیان علمی عطا می کند، انقلابی در تاریخ تفکر، انقلابی در فلسفه، اقتصاد سیاسی و آموزش های سوسیالیستی محسوب می شود.

بانیان این انقلاب فکری مارکس و انگلس بوده اند.

1ـ مارکسیسم که انعکاس قانونمندی ها و نیازهای نوین توسعه اجتماعی بود، بلحاظ تاریخی ـ ایده ای، با تئوری های پیشرفته قرن هجدهم و دهه اول قرن نوزدهم رابطه بر قرار می کند.

2ـ مارکس و انگلس در فلسفه، بویژه از ماتریالیسم فرانسه (قرن هجدهم)، ماتریالیسم فویرباخ و فلسفه کلاسیک بورژوائی آلمان آغاز بکار می کنند.

3 ـ در اقتصاد سیاسی، بویژه تئوری ارزش کار موجود در اقتصاد سیاسی کلاسیک انگلیس را که آدام اسمیت و دیوید ریکاردو نمایندگان اصلی آن بودند، بمثابه منبع و سرچشمه به خدمت می گیرند.

4 ـ مارکس و انگلس در عرصه تئوری سوسیالیسم ـ قبل از همه ـ بر آثار سوسیالیست های اوتوپیکی (سن سیمون، فوریه و اون) و بر آثار کمونیست های اوتوپیکی (کابت و دزامی) تکیه می کنند.

5 ـ تئوری های مبارزه طبقاتی که از سوی گروهی از مورخان قرن نوزدهم، از جمله، مورخین فرانسوی (گیزو، تیه ری، میگنه) و مورخ لهستانی به نام له له ول تدوین شده بود، تأثیر مهمی بر تشکیل مارکسیسم داشته اند.

6 ـ مارکس و انگلس ـ بر خلاف ادعای مخالفین بورژوائی و رویزیونیستی مارکسیسم ـ این عناصر را بطور اکلکتیکی مخلوط نمی سازند، بلکه یک سیستم کاملا جدید علمی بوجود می آورند که در آن کلیه دستاوردهای مثبت فلسفه ما قبل مارکسیستی و تئوری اجتماعی ما قبل مارکسیستی بطور دیالک تیکی نفی می شوند.

بدین طریق به مسائلی که تئوری های قبلی قادر به پاسخ نبوده اند، پاسخ علمی داده می شود.

خطوط کیفی نوین مارکسیسم بطور کلی (صرفنظر از خطوط کیفی نوینی که هر جزء مارکسیسم در مقایسه با تئوری های پیشین دارد) به شرح زیر بوده اند:

1 ـ مارکسیسم وحدت ناگسستنی از سه جزء خود بوجود می آورد.

به عبارت دیگر، «جهان بینی ماتریالیستی یکپارچه و واحدی» بوجود می آورد.

(لنین، جلد 20، ص 188)

در حالیکه تئوری های اجتماعی ما قبل مارکسیستی، که بمثابه منابع تئوریک بوسیله مارکس و انگلس مورد استفاده قرار گرفته اند، نه از وحدت یکپارچه ای برخوردار بودند و نه ماتریالیستی بودند.

زیر در آموزش های اجتماعی آن زمان، ایدئالیسم آخرین و بزرگترین پناهگاه خود را پیدا کرده بود.

2 ـ خصلت ماتریالیستی ـ دیالک تیکی مارکسیسم، آن را به فلسفه و جهان بینی علمی پیگیری، به تئوری علمی ئی در زمینه توسعه اجتماعی مبدل می سازد.

اما تئوری هائی که مارکسیسم بمثابه منابعی به خدمت گرفته بود، فقط حاوی یک تئوری علمی عام راجع به توسعه اجتماعی بوده اند.

3 ـ تئوری هائی که مارکسیسم بمثابه منابع تئوریکی به خدمت گرفته، هرگز تئوری های تحول اکتیو (فعال) و انقلابی جهان نبوده اند.

در حالیکه مارکسیسم به وحدت تئوری و پراتیک مبتنی است، آگاهانه به تعیین آماج های انقلابی دست می زند، احکام و استنتاجات خود را مرتبا در پراتیک به محک آزمایش می زند و لذا خصلت خلاق دارد و همگام با پراتیک توسعه و تکامل می یابد.

4 ـ مارکسیسم تئوری علمی ئی است که بمثابه بنیان فکری به طبقه کارگر و به جامعه سوسیالیستی و کمونیستی در کردوکار تحول بخش خود خدمت می کند.

اما تئوری هائی که مارکسیسم در دوره پیدایش خود تکیه گاه خود قرار داده، برعکس، اجزائی از جهان بینی بورژوائی و ایدئولوژی بورژوائی بوده اند.

برای مثال، سوسیالیسم و کمونیسم اوتوپیکی حاکی از آن بوده که ایدئولوژی طبقه کارگر از ایدئولوژی و جهان بینی بورژوائی منشق شده است.

ـ مارکس و انگلس تئوری علمی نوین را در مبارزه بر ضد تئوری های بورژوائی و خرده بورژوائی که مانع تشکیل ایدئولوژی علمی مستقل طبقه کارگر بوده اند، تدوین می کنند.

2 ـ مارکس و انگلس پس از طی مسیر توسعه و تکامل معین خویش از دموکرات های انقلابی به کمونیست ها و پس از توسعه و تکامل معین خویش از ایدئالیسم فلسفی به ماتریالیسم، توجه خود را در مرحله اول کردوکار خویش، معطوف تدوین مبانی فلسفی مارکسیسم می کنند.

مارکس و انگلس در آثار زیر خود ایدئالیسم را مورد انتقاد ویرانگر قرار می دهند، ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی را بوجود می آورند و ضمنا ناپیگیری های موجود در نظریات و اصطلاحات مطروحه در نوشته های قبلی خود را تصحیح می کنند:

الف ـ «دفاتر اقتصادی ـ فلسفی» (1844)

ب ـ «خانواده مقدس» (1844)

ت  ـ «ایدئولوژی آلمانی» (1845)

پ ـ «فقر فلسفه» (1847)

و در آثار دیگر خویش

3 ـ مارکس و انگلس همزمان به تدوین اقتصاد سیاسی و به بنیانگذاری تئوری سوسیالیسم علمی همت می گمارند.

4 ـ مارکس و انگلس ـ بویژه ـ بر ضد «سوسیالیسم آلمانی» و یا «سوسیالیسم حقیقی» و بر ضد سوسیالیسم خرده بورژوائی و آنارشیستی به مبارزه برمی خیزند.

5 ـ سنگپایه توسعه مارکسیسم «مانیفست حزب کمونیستی» (1848) است.

6 ـ مارکس و انگلس در «مانیفست حزب کمونیستی» بطرز همه جانبه ای به ضرورت جایگزینی سرمایه داری بوسیله سوسیالیسم و به نقش انقلابی طبقه کارگر اشاره می کنند و دورنمای توسعه جامعه سوسیالیستی را در خطوط کلی اش نشان می دهند.

7 ـ «مانیفست حزب کمونیستی» شناسنامه سوسیالیسم علمی است و مهمترین سند برنامه ای جنبش جهانی کمونیستی محسوب می شود.

8 ـ در انقلاب 1848 و در دوره بعد، مارکس و انگلس به مسائل تاکتیک مبارزه طبقاتی پرولتری می پردازند و درک ماتریالیستی تاریخ و تئوری سوسیالیسم علمی را توسعه و تکامل می بخشند.

9 ـ تدوین تئوری دیکتاتوری پرولتاریا، که هسته اصلی مارکسیسم است، در این دوره، از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

10 ـ مهمترین آثار مارکس و انگلس در این دوره

الف ـ «مبارزه طبقاتی در فرانسه» (1850)

ب ـ «جنگ دهقانی در آلمان» (1850)

ت ـ «18 برومر لوئی بناپارت» (1852)

پ ـ «انقلاب و ضد انقلاب در آلمان» (1851 ـ 1852)

1 ـ مارکس برای اعطای بنیان تئوریکی ضرور به حزب به تدوین و تعمیق بیشتر در تئوری اقتصادی مارکسیسم می پردازد و آثار زیر را به رشته تحریر می کشد:

الف ـ «راجع به اقتصاد سیاسی» (1859)

ب ـ «کاپیتال» (جلد اول) (1867)

2 ـ مارکس و انگلس در سال های بعد، به تدوین تعداد بسیاری از مسائل مربوط به تئوری مارکسیستی همت می گمارند و به تعمیم مسائلی می پردازند که در نتیجه اوجگیری جنبش کارگری بین المللی در دوره بین الملل اول (1864 ـ 1876) و پیدایش احزاب توده ای ـ مارکسیستی طبقه کارگر در سراسر جهان مطرح شده بودند.

کتاب «جنگ داخلی در فرانسه» (1871) در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است.

3 ـ مارکس در این کتاب، تجارب اولین انقلاب پرولتری (کمون پاریس) را تعمیم می دهد و ثابت می کند که پرولتاریا نمی تواند دستگاه دولتی حاضر و آماده بورژوازی را در اختیار بگیرد، بلکه باید آن را در انقلاب سوسیالیستی در هم بشکند و قدرت دولتی پرولتری خاص خود را برقرار سازد.

4 ـ انگلس در اثر خود، تحت عنوان «تغییرات علمی آقای اویگن دورینگ» (آنتی دورینگ) در مبارزه بر ضد سوسیالیسم دروغین دورینگ، سیستم وحدتمند مارکسیسم را عرضه می کند.

5 ـ مارکس و انگلس در آثار زیر به توسعه و تکامل ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی همت می گمارند:

الف ـ «دیالک تیک طبیعت»

ب ـ «لودویگ فویرباخ و پایان فلسفه کلاسیک آلمان»

ت ـ «منشاء خانواده، منشاء مالکیت خصوصی و منشاء دولت»

6 ـ از سال های 70 و 80 قرن نوزدهم به بعد، نفوذ مارکسیسم بر جنبش کارگری انقلابی گسترش می یابد.

7 ـ علاوه بر مارکس و انگلس، تئوریسین های جدید طبقه کارگر به نام های زیر، پا به عرصه می نهند و در حل مسائل تئوریکی مارکسیسم شرکت می ورزند:

الف ـ کارل کائوتسکی (1854 ـ 1938) فیلسوف و سیاستمدار چکی ـ آلمانی

از نظریه پردازان مارکسیسم و از اولین رهبران حزب سوسیال دموکرات آلمان

از مهم‌ترین و مشهورترین تئوریسین‌های انترناسیونال دوم

از مخالفین انقلاب اکتبر

مؤلف آثار بیشمار

کائوتسکی

ب ـ ببل و اکسلرود ـ آگوست ببل (1840 ـ 1913)

از مؤسسین جنبش سوسیال ـ دموکراتیک کارگری سازمان یافته

از همکاران ویلهلم لیبکنشت

از مؤسسین حزب سوسیال ـ دموکرات کارگری آلمان

از دست اندرکاران اتحاد میان انجمن های کارگری آلمان و حزب سوسیال ـ دموکرات کارگری آلمان

مؤلف آثار بیشمار، از جمله «زن و سوسیالیسم» (1879) ببل

ت ـ مرینگ

پ ـ روزا لوکزامبورگ

ث ـ لیبکنشت

ج ـ گئورگی والینتینوویچ پله خانوف (1856 ـ 1918) ـ ژورنالیست و فیلسوف روس

او تجارب جنبش سوسیال ـ انقلابی (نارودنیکی) را با مارکسیسم پیوند داد.

لنین پله خانوف را پدر و یار تئوریکی خویش می دانست

پله خانوف و اکسلرود اولین کسانی بودند که به انتقاد از اکونومیسم برخاستند:

«ما مخالف تبلیغ و ترویج با انگیزه های اقتصادی نیستیم.

ما مخالف تبیلیغ و ترویجی هستیم که رویاروئی اقتصادی میان کارگران و سرمایه داران را برای توسعه شعور سیاسی پرولتاریا درک نمی کند.»

پس از پیروزی انقلاب اکتبر 1917 به فینلند رفت و در اثر بیماری سل جهان را وداع گفت.

آثار:

چرنیشفسکی

آنارشیسم و سوسیالیسم

اشاراتی به تاریخ ماتریالیسم

1917 میان انقلاب و دموکراسی (مجموعه مقالات)

تاریخ از دیدگاه مونیستی

حقایق منطقی

اهمیت مطالعه تاریخ از نقطه نظر تحولات فکری

نقش شخصیت در تاریخ

مسائل اساسی مارکسیسم ـ پله خانوف

ح ـ لافارگ

خ ـ لابریولا

د ـ بلاگویف

8 ـ گذار از سرمایه داری مبتنی بر رقابت آزاد به امپریالیسم در پایان قرن نوزدهم، جنبش بین المللی کارگری را در مقابل سلسله ای از مسائل نظری و عملی نوینی قرار می دهد.

انقلاب سوسیالیستی در دستور روز تاریخ قرار می گیرد و سازماندهی حزب طراز نوین طبقه کارگر ضرورت پیدا می کند، حزبی که بتواند طبقه کارگر و توده های زحمتکش را در مبارزه بخاطر امحای سرمایه داری، پایان دادن به سلطه سرمایه مالی و تسخیر قدرت سیاسی رهبری کند.

9 ـ در این زمان، جنبش رهائی بخش ضد استعماری نیز توسعه می یابد.

10 ـ ضمنا در جنبش بین المللی کارگری رفرمیسم و رویزیونیسم پا به عرصه وجود می نهند و کردوکار انشعاب طلبانه آنها سبب می شود که احزاب بین الملل دوم در آغاز جنگ جهانی اول به وظایف بین المللی خود خیانت کنند و وارد موضع سوسیال ـ شووینیسم شوند.

مراجعه کنید به رفرمیسم، رویزیونیسم، سوسیال ـ شووینیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

11 ـ مارکسیست های نسل قدیم که پس از درگذشت انگلس ضرورت جدا شدن از  اوپورتونیست ها و رویزیونیست ها در جنبش کارگری را درک نکرده بودند و یا قادر به حل همه جانبه مسائل جدید نبودند، مواضع مارکسیسم انقلابی را ترک می کنند.

از آنجمله اند:

الف ـ کائوتسکی

ب ـ پله خانوف

12 ـ مارکسیست های زیر به مواضع لنینیسم نزدیک می شوند و سهم خود را در تأسیس احزاب مارکسیستی ـ لنینیستی در کشورهای خود ادا می کنند:

الف ـ فرانتس مرینگ (1846 ـ 1919) ـ نویسنده، مورخ و سیاستمدار مارکسیست

سردبیر روزنامه خلق لایپزیگ ـ از مخالفان خط مشی برنشتاین و از مؤسسانانجمن اسپارتاکوس همراه با کارل لیب کنشت و روزا لوکزامبورگ ـ مرینگ

ب ـ روزا لوکزمبورگ

ت ـ سخنرانی کارل لیبکنشت در انقلاب نوامبر ـ در برلین (1918)

انقلاب نوامبر (1918 ـ 1919)

این انقلاب در فازهای نهائی جنگ جهانی اول به سرنگونی سلطنت مشروطه و برقرار جمهوری دموکراتیک پالمانی در آلمان منجر شد. لیبکنشت

پ ـ بلاگویف و غیره)

11 ـ مرحله لنینی توسعه مارکسیسم ـ مسائل نظری و عملی جدید جنبش کارگری را ـ قبل از همه ـ لنین حل می کند.

با کردوکار لنین، مرحله لنینی توسعه مارکسیسم آغاز می شود، مرحله ای که در آن، مارکسیسم به مارکسیسم ـ لنینیسم بدل می شود.

1 ـ لنین در مبارزه بر ضد اوپورتونیسم چپ و راست در جنبش کارگری با تجریه و تحلیل و تعمیم شرایط تاریخی نوین، تجارب جدید مبارزه طبقاتی و همچنین معارف نوین علوم به توسعه و تکامل خلاقانه تئوری مارکسیستی همت می گمارد و آن را به پله تکاملی نوینی ارتقا می بخشد.

آثار زیرین از لنین شاخص مرحله لنینی و نوین در تاریخ فلسفه مارکسیستی و ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی اند:

الف ـ «دوستان خلق» کیانند و چگونه بر ضد سوسیال ـ دموکرات ها مبارزه می کنند؟ (1894)

ب ـ «ماتریالیسم و امپیریوکریتیسیسم» (1909)

ت ـ «دفاتر فلسفی» (1914 ـ 1915)

پ ـ «راجع به اهمیت ماتریالیسم قابل بحث» (1922)

2 ـ لنین به اقدامات زیر مبادرت می ورزد:

الف ـ «لنین از مواضع ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی به دفاع آشتی ناپذیر می پردازد.

ب ـ او به تعمیم فلسفی عمیق کشفیات علوم طبیعی جدید همت می گمارد.

ت ـ او تئوری اجتماعی را با استنتاجات نوین غنا می بخشد که در پراتیک اجتماعی و در موفقیت های علوم مدرن بطرز درخشانی مورد تأیید قرار می گیرند.»

(مصوبات حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی به مناسبت یکصدمین زاد رو لنین)

3 ـ لنین در آثار زیر مسائل جدید اقتصاد سیاسی مارکسیستی را که بویژه از مرحله انحصاری سرمایه داری نشئت می گرفتند و شناخت شان برای رهبری مبارزه طبقاتی، برای تدارک و اجرای انقلاب سوسیالیستی از اهمیت بزرگی برخوردار بود، حل می کند:

الف ـ «توسعه سرمایه داری در روسیه» (1898)

ب ـ «مسئله کشاورزی و کسانی که از مارکس انتقاد می کنند.» (1901)

ت ـ «برنامه کشاورزی سوسیال ـ دموکراسی روسیه» (1902)

پ ـ «امپریالیسم بمثابه عالی ترین مرحله سرمایه داری» (1917) و غیره. 

4 ـ لنین به توسعه تئوری مبارزه طبقاتی و سوسیالیسم علمی توجه عظیمی مبذول می دارد.

از این رو در کتب زیر به تدوین آموزش حزب طراز نوین می پردازد:

الف ـ «چه باید کرد؟»

ب  ـ «یک گام به پیش، دو گام به پس!» 

5 ـ لنین تئوری توسعه انقلاب بورژوائی ـ دموکراتیک به انقلاب سوسیالیستی را اثبات و بنیانگذاری می کند:

«دو تاکتیک سوسیال ـ دموکراسی در انقلاب بورژوائی»

6 ـ لنین در آثار زیر، تئوری مارکسیستی دولت را تحت شرایط نوین توسعه می دهد:

الف ـ «دولت و انقلاب»

ب ـ «انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد!»

7 ـ لنین به توضیح و حل مسائل مهم زیر می پردازد:

الف ـ مسائل مربوط به اتحاد طبقه کارگر با دهقانان

ب ـ مسائل مربوط به جنبش های رهائی بخش در مستعمرات، بمثابه جزئی از انقلاب سوسیالیستی

ت ـ مسائل مربوط به ساختمان کمونیستی بر بنیان تجارب اتحاد شوروی

8 ـ «لنین بمثابه تئوریسین نابغه انقلاب پرولتری و تحول سوسیالیستی جامعه وارد تاریخ گشته است.

در وجود لنین خرد یک اندیشمند، تجارب زندگی یک خلق، شناخت درخشان تئوری مارکسیستی و درک الزامات جنبش کارگری جمع آمده بود.

لنین در مرز دو دوران تاریخی، آموزش مارکس را بر بنیان تجارب تاریخی جدید، مرحله جدید مبارزه طبقه کارگر جهانی و جنبش رهائی بخش ملی خلق ها خلاقانه تکامل و غنا داده است.» 

انقلاب سوسیالیستی بزرگ اکتبر صحت مارکسیسم ـ لنینیسم را تأیید می کند.

با انقلاب اکتبر دوران نوینی در توسعه جامعه بشری آغاز می شود که محتوای اصلی آن گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم در مقیاس جهانی است.

با انقلاب اکتبر پیروزی لنینیسم ـ بمثابه مارکسیسم دوران حاضر ـ در جنبش کارگری بین المللی آغاز می شود.

قوانین اساسی لنینیسم امروزه چراغ راهنمای احزاب کمونیستی ـ کارگری است.

در عصر حاضر نیز مارکسیسم ـ لنینیسم در مبارزه سرسختانه بر ضد رویزیونیسم، ایدئولوژی بورژوائی و تحریفات دگماتیکی توسعه می یابد.

لنینیسم مارکسیسم عصر حاضر است.

لنینیسم توسعه بالنده آموزش های مارکس و انگلس تحت شرایط تاریخی نوین بوسیله لنین و دیگر مارکسیست ها ست.

لنینیسم «مانیفست کمونیستی قرن بیستم» محسوب می شود.

لنینیسم مارکسیسم دوران انقلاب سوسیالیستی و انقلابات رهائی بخش ملی است.

لنینیسم مارکسیسم دوران تلاشی امپریالیسم و فروپاشی سیستم استعماری است.

«لنینیسم سرچشمه همیشه جوشان تفکر انقلابی و عمل انقلابی است!»

(مصوبات حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی به مناسبت یکصدمین زاد رو لنین)

12 ـ سه جزء مارکسیسم ـ لنینیسم

سه جزء مارکسیسم ـ لنینیسم هر کدام موضوع خاص خود را دارد.

جزء اول ـ ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی

موضوع ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی را عام ترین قوانین توسعه طبیعت، جامعه و تفکر انسانی تشکیل می دهند.

جزء دوم ـ اقتصاد سیاسی مارکسیستی

موضوع اقتصاد سیاسی مارکسیستی را پژوهش مناسبات اقتصادی انسان ها، تاریخ پیدایش، توسعه و تعویض مناسبات تولیدی مختلف و قانونمندی های عینی آنها ـ بویژه ـ قوانین اقتصادی آنها و مکانیسم های عمل تحت شرایط سرمایه داری و امپریالیسم و همچنین تحت شرایط ساختمان سوسیالیسم و کمونیسم در کشورهای سوسیالیستی منفرد و در سیستم جهانی سوسیالیسم تشکیل می دهد.

جزء سوم ـ تئوری سوسیالیسم علمی (کمونیسم علمی)

موضوع تئوری سوسیالیسم علمی (کمونیسم علمی) را قانونمندی های انقلاب سوسیالیستی و انقلاب رهائی بخش ملی و قانونمندی های توسعه سوسیالیسم و کمونیسم تشکیل می دهند.

1 ـ این سه جزء مارکسیسم ـ لنینیسم وحدتی را با هم تشکیل می دهند.

زیرا آنها بر بنیان ماتریالیسم دیالک تیکی به توضیح علمی روندهائی می پردازند که برای کردوکار عملی طبقه کارگر و همه زحمتکشان تحت رهبری احزاب مارکسیستی ـ لنینیستی اهمیت تعیین کننده دارند.

2 ـ وحدت مارکسیسم ـ لنینیسم به چه معنی است؟

وحدت مارکسیسم ـ لنینیسم به این معنا ست که سه جزء مختلف آن همدیگر را متقابلا پیش شرط قرار می دهند، مشروط می سازند و در یکدیگر دخیل اند.

3 ـ بدین طریق است که ماتریالیسم تاریخی بوسیله بررسی های اقتصاد سیاسی مارکسیستی پشتیبانی می شود که به نوبه خود ـ بطور مشخص ـ ضرورت جایگزینی فرماسیون اجتماعی سرمایه داری بوسیله فرماسیون اجتماعی سوسیالیسم را اثبات می کند.

4 ـ مارکسیسم ـ لنینیسم بر بنیان تجارب کلکتیف جنبش بین المللی کمونیستی ـ کارگری در مبارزه طبقاتی و در ساختمان سوسیالیسم و کمونیسم توسعه می یابد و غنی تر می شود.

5 ـ مبنای توسعه خلاق مارکسیسم ـ لنینیسم را وحدت تئوری و پراتیک تشکیل می دهد.

الف ـ وحدت تئوری و پراتیک ـ بمثابه مبنای توسعه خلاق مارکسیسم ـ لنینیسم ـ در این دیده می شود که سرچشمه توسعه آن حزب انقلابی است.

ب ـ وحدت تئوری و پراتیک ـ بمثابه مبنای توسعه خلاق مارکسیسم ـ لنینیسم ـ در این دیده می شود که مارکسیسم ـ لنینیسم خود به قدرت مادی بدل می شود، به واقعیت مادی در سیستم جهانی سوسیالیسم بدل می شود.

6 ـ پیش شرط تعیین کننده این موفقیت به شرح زیر است:

الف ـ مبارزه لاینقطع احزاب مارکسیستی ـ لنینیستی در راه حفظ پاکیزگی مارکسیسم ـ لنینیسم

ب ـ کاربست خلاق مارکسیسم ـ لنینیسم بر مسائل و وظایف نوین در ساختمان سوسیالیسم

ت ـ توسعه و تکامل مارکسیسم ـ لنینیسم و نفوذ ایدئولوژی سوسیالیستی در شعور خلق زحمتکش.

ـ «تجارب تاریخی نشان می دهند که هر انحرافی از اصول آموزش مارکسیسم ـ لنینیسم، هر انحرافی از خصلت بین المللی آن، هر تلاشی در جهت جایگزینی تئوری علمی بوسیله یاوه های لیبرالی ـ بورژوائی و انقلابی نما، ناگزیر به تضاد آشکار و آشتی ناپذیر با آماج های تاریخی طبقه کارگر بین المللی و منافع اساسی سوسیالیسم منجر می شود.»

(مصوبات حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی به مناسبت یکصدمین زاد رو لنین)

8 ـ جامه عمل پوشاندن به مارکسیسم ـ لنینیسم و توسعه آن در مبارزه طبقاتی پیش شرط تعیین کننده ای برای پیروزی سوسیالیسم است.

9 ـ مارکسیسم ـ لنینیسم بیانگر منافع اساسی طبقه کارگر، اکثریت قریب به اتفاق بشریت طرفدار صلح، آزادی و پیشرفت است.

10 ـ مارکسیسم ـ لنینیسم ایدئولوژی جامعه نوینی است که جایگزین سرمایه داری می گردد.

مراجعه کنید به ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی، سوسیالیسم و کمونیسم، حزب مارکسیستی ـ لنینیستی

پایان

مجله هفته، ۲۰۱۱

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
فرمان بیت‌المقدس: قولی به اسپانسورهای توانمند (01.01.2018)
اطلاعیه مطبوعاتی گزارش گران بدون مرز در دفاع از آزادی اطلاع رسانی (12.25.2017)
کوبا در مسیر انتقال قدرت در غیبت فیدل کاسترو (12.25.2017)
تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (12.25.2017)
استراتژی امنیت ملی ترامپ امنیت برای امریکا تنش در حیاط خلوت روسیه (12.25.2017)
بگذار اتحاد شوروی را از نقشه جغرافیا محو کنیم! (12.25.2017)
احتمال وقوع جنگ سرد در جهان به خاطر فرمان ترامپ؟ (12.25.2017)
کارل مارکس؛حرکت از «ازخودبیگانگی» به‌سوی «رهایی» (12.18.2017)
درباره برخی از خصوصیت تکامل تاریخی مارکسیسم (12.18.2017)
بیت‌المقدس: کلید یا فتیله؟ (12.18.2017)