چهار شنیه, 06.20.2018, 04:52pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
یادداشت هفته : اعلان آتش بس یک جانبه دولت با طالبان و حمله های انتحاری در کابل و ننگرهار! ; آیا تداوم منازعه تاریخی دیورند به سود افغانستان است؟ ; باشگاه بیلدربرگ: دولت جهانی یا ناهنجاری تاریخی ; عفو بین الملل ایالات متحدۀ آمریکا را به جنایت جنگی در سوریه متهم کرد ; بازی خطرناک واشنگتن با خط قرمزهای چین
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
 » اخبار افغانستان
 » اخبار جهان
 » اخبار علمی
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
اخبار » اخبار جهان
 
تئوری‌های ارزش اضافی، جلد چهارم سرمایه بخش اول 3
سه شنبه, 02.20.2018, 03:40pm (GMT)


تئوری‌های ارزش اضافی، جلد چهارم سرمایه

بخش اول

3

پیوست به‌گذشت

 

كارل ماركس

مترجم: علیرضا ثقفی

انگلس اولین بار در نامه‌هایی كه در 16 فوریه و 24 مارس 1884 به كائوتسكی نوشته بود، به تئوری‌های ارزش اضافی اشاره كرد.

در دومین نامه، انگلس قسمت‌هائی از قراردادی را فرستاد كه با “میسنر”، ناشر كتاب سرمایه، بسته شده و قرار بودکه به عنوان یك سری كتاب به دنبال هم چاپ شوند. به طوری كه دومین جلد و سومین جلد سرمایه در آن آمده است، و همچنین تئوری‌های ارزش اضافی به عنوان بخش نهایی كل كتاب است كه باید چاپ می‌شد.

انگلس در نامه‌اش به برن اشتاین كه در آگوست 1886 نوشته شده، با جزئیات بیشتری از این آخرین قسمت سرمایه صحبت ‌كرده است. او می‌نویسد در این جا ما:

 “… تاریخ تئوری را بین خودمان كه در میان نوشته‌های اصلی دست‌نوشته است، پیدا كرده‌ایم. “كمك به نقد اقتصاد سیاسی“…، همان طور كه من معتقدم كه در این جا به شما نشان داده‌ام، شامل حدود پانصد صفحه قطع خشتی تئوری‌های ارزش اضافی است، به طوری كه می‌توان گفت كه بهتر است آن را جدا كنیم، آنها با شیوه متفاوتی نوشته شده‌اند، اما كافی هستند.”

مقدمه انگلس ( كه تاریخ5می 1885را دارد) بر جلد دوم سرمایه اطلاعات مفصل‌تری را در باره‌ی دست‌نوشته‌های تئوری ارزش اضافی به ما می‌دهد و شكلی را ارائه می‌دهد كه انگلس تصمیم داشت دست‌نوشته ها را به آن صورت چاپ كند. او خاطر نشان می‌سازد كه تئوری‌های ارزش اضافی تشكیل‌دهنده اسكلت دست‌نوشته‌های طولانی “كمك به نقد اقتصاد سیاسی” است كه در 1861 تا 1863نوشته شده است و ادامه می‌دهد: 

“این بخش شامل نقد تاریخی مفصلی از بنیاد اقتصاد سیاسی است كه همان تئوری ارزش اضافی است و گسترش معادل‌های آن، در برخورد با پیشینیان. بیشتر نقاطی است كه بعدا به طور جدي و به صورت منطقي در دست‌نوشته‌هایی كتاب‌های 2و3 مورد تحقیق قرار گرفته است. پس از حذف پاراگراف‌های زیادی كه در كتاب‌های دوم و سوم آمده بود، تصمیم گرفتم كه بخش نقد دست‌نوشته سرمایه را به صورت جلد چهارم چاپ كنم. ارزشمندی این دست‌نوشته‌ها سبب شد كه این قسمت ها برای چاپ حاضر كتاب دوم مورد استفاده قرار نگيرد.”

انگلس در نامه‌هایش در آخر دهه 80 و ابتدای دهه 90 ، پس از چاپ جلد سوم، به طور مكرر توجه خودش را به آماده كردن جلد چهارم معطوف كرد كه همان تئوری‌های ارزش اضافی بود. او قبلا كمتر به طور صریح در باره‌ی حذف قسمت‌های تئوریك موجود در دست‌نوشته‌ی ” تئوری‌ها” صحبت كرده بود.

آخرین توجهی كه انگلس به دست‌نوشته‌های تئوری‌های ارزش اضافی كرد در نامه‌اش به “استفان برو” بود كه تاریخ دهم آوریل 1895 را دارد. همان گونه كه این نامه نشان می‌دهد انگلس هنوز امید داشت كه در 1895 موفق شود این كار ماركس را به چاپ برساند. اما انگلس نتوانست جلد انتهایی كتاب سرمایه را برای چاپ آماده كند. او 4 ماه پس از نوشتن این نامه فوت كرد.

از نقل قول‌هایی كه از انگلس در بالا آورده شد مشخص می‌شود كه او اهمیت زیادی به دست‌نوشته‌های”تئوری‌های ارزش اضافی” می‌داده و آن را به عنوان جلد چهارم “كتاب سرمایه” در نظر می‌گرفته است. همچنین این مسئله نیز آشكار است كه در سال‌های 1885-1884 انگلس تصمیم داشته تا از متن این دست‌نوشته‌ها “بخش‌های مهمی را بیرون بكشد كه در جلد دوم و سوم آورده شده است.”

در این جا این سوال به طور طبیعی به وجود می‌آید كه برخورد ما در این باره با توجه به این طرح یا تصمیم انگلس چگونه خواهد بود؟

تنها انگلس كه همكار بزرگ و همرزم ماركس بود و با مشاركت در نوشتن كتاب سرمایه، درك مشخصی از آن داشت، می‌توانست از دست‌نوشته‌های تئوری‌های ارزش اضافه یك سری كامل از مطالب را استخراج كند. به طوری كه بخش‌هایی از دست‌نوشته‌هایی كه پس از حذف این قسمت‌ها باقی می‌ماند به صورت بخش‌های بی ارتباط با هم نباشند. این امر نیز ضروری است تا آن‌ها را به گونه‌ای مرتب كنیم كه یك مطلب ارزشمندي به دست آید و به طوری آن‌ها را با عبارات تازه خاصی به هم مربوط كنیم و تنها انگلس این حق را داشت كه نوشته‌های ماركس را به این ترتیب تنظیم كند.

دلیل دیگری كه برای هماهنگ نگه داشتن متن تئوری‌های ارزش اضافی وجود دارد، این است كه”حجم زیادی از نوشته‌ها” قبلا مورد بررسی قرار گرفته بود. تصمیم انگلس برای آماده كردن این بخش‌ها تنها تصمیم اصلی بود. زیرا كه قبلا او به تفصیل در باره دست‌نوشته‌های تئوری‌های ارزش اضافی، مطالعه را آغاز كرده بود.

ما می‌دانیم، در مقدمه‌ای كه انگلس در باره‌ی جلد سوم سرمایه نوشته و در زمره‌ی كارهای او برای آماده كردن دست‌نوشته‌های ماركس برای چاپ بوده، بعضی اوقات در باره‌ی طرح‌ها و تصمیمات اصلی تجدید نظر كرده است. بنابراین انگلس اساسا خواهان بازبینی دوباره در مورد بخش پنجم جلد سوم سرمایه بود، به این ترتیب این بخش از دست‌نوشته‌های ماركس هنوز به شكل ناتمام است. انگلس در مقدمه‌اش می‌گوید كه او سه بار برای تغییر اساسی این بخش تلاش كرده اما در انتها این ایده را كنار گذاشته و تصمیم گرفته است خودش را قانع كند كه مسائل را آن گونه كه هستند، طوری تنظیم كند كه از همان مطالبی باشد كه امكان دسترسی به آن هست و تنها آن مقداری را به آن‌ها اضافه كند كه ضروری است “. در مقایسه با این مسئله، می‌توان چنین تصور كرد كه اگر انگلس به طور واقعی دست‌نوشته‌های كتاب تئوری‌های ارزش اضافی را برای چاپ آماده می‌كرد، اشكالات تئوریكی آن را حفظ می‌كرد.

این برداشت محتمل‌تر است زیرا در میان اشكالات، مطالبی است كه ماركس آن‌ها را تحلیل‌های تئوریكی مهم می‌دانسته ، به ویژه ضمیمه‌هایی كه به صورت تشریحی آمده است. برای مثال در جلد 3 كتاب سرمایه- به خصوص بخش مربوط به اجاره.

لنین توجه بسیار زیادی به تحلیل‌های تئوریكی داشت كه در دست‌نوشته‌های تئوری ارزش اضافی وجود داشت. او غالبا در نوشته‌هایش به این كتاب ارجاع می‌داد و به طور همسان ارزش زیادی برای هر دو بخش نقد تاریخی و محتوای صرفا تئوریك این كار ماركس قائل بود. او به خصوص ارزش زیادی برای آن بخش‌هایی قائل بود كه ماركس نظریه‌ی خودش را به ماهیت اجاره تسري می‌داد (مراجعه كنید به كتاب و.‌ای لنین، مسائل ارضی و “نقدهای ماركس”، چاپ مسكو 1954 صص 29 و 158؛ برنامه‌های واقعی سوسیال دموكراسی در اولین انقلاب روسیه، 1907-1905 چاپ مسكو 1954 صص 143-140-101). لنین “در بخش‌های قابل توجهی از نوشته‌هایش به ماركس در تئوری‌های ارزش اضافی ارجاع می‌دهد، جایی كه برجستگی‌های انقلابی دارد – از نظر بورژوا دموكراتیك- در باره ملی كردن زمین كه با روشنی مخصوصی توضیح داده شده است” (انقلاب كارگری و كائوتسكی مرتد، چاپ مسكو، 1952 ص 152؛ نگاه كنید به برنامه ارضی سوسیال دموكراسی در اولین انقلاب روسیه، 1907-1905 چاپ مسكو 1954 صص 176-175-146؛ چهارمین چاپ به زبان روسی جلد 15 ص 148 و جلد 16 ص 104 و غیره). او از تئوری‌های ارزش اضافی ماركس تزهای اصلی را در باره اجاره مطلق ذكر و خاطرنشان می‌كند كه این تزها صحت برخورد او را با این مسئله ثابت می‌كنند. تزهائي كه چند سال قبل از چاپ تئوری‌ها بوده است، این كار لنین به نام مسائل ارضی و”منتقدان ماركس” است. (نگاه كنید به چاپ مسكو 1954 ص 29)

***

تئوری‌های ارزش اضافی اولین بار به وسیله كائوتسكی در سال‌های 1910-1905 به چاپ رسید و پس ازآن كه بیش از یك باراین نسخه كائوتسكی، چه به زبان آلمانی و چه به زبان‌های دیگر منتشر شد؛ این كتاب به روسی نیز منتشر شد.

نسخه كائوتسكی نقص‌های اساسی دارد كه ناشی از مجموعه برداشت‌های غلطی است كه از دست‌نوشته‌های تئوری ارزش اضافی شده است كه گویا این دست‌نوشته‌ها هیچ نظمي ندارند و هرج و مرجی بر آن حاكم است. كائوتسكی آن را خودسرانه با نظر خود منطبق كرده كه تجدید نظر در مورد اصول مهم ماركسیسم انقلابی است.

قبل از هر چیز كائوتسكی در تنظیم مواد چهارگانه‌ای كه در جدول ماركس در باره مطالبی كه او تعریف كرده و درحقیقت پیوستگی‌ای در كارهای اوست، تخلف بزرگی کرده است. كائوتسكی به طور كامل منكر این جدول محتوائی است كه در خود نسخه آمده و حتی آن را در كتاب هم نیاورده است.

موضوع دست‌نوشته ماركس نظم مداومی دارد و دارای توالی منطقی معینی است. دارای یك تحلیل از تلاش‌های اقتصاددانان بورژوازی برای حل مسائل اساسی اقتصاد سیاسی است كه ماركس در آن محدودیت‌های طبقاتی‌ای را آشكار می‌كند كه در پیش ِروی حتی اقتصاد سیاسی كلاسیك بورژوایی قرار دارد. ناتوانی اقتصاددانان بورژوا، در اثبات هرگونه منطق درونی و زمینه‌های علمی حل مسائلی است كه با آن روبه رو هستند و فراتر از همه، مساله‌ی اساسی آن ارزش اضافی است. در دست‌نوشته‌های ماركس مشخص است كه گسترش اقتصاد سیاسی بورژوازی پروسه‌ای است كاملا متضاد؛ بنابراین در بررسی نظرات اسمیت و ریكاردو، ماركس نشان می‌دهد كه با جایگاه مشخصی كه برای آن‌ها قائل است، آن‌ها در مقایسه با فیزیوكرات‌ها علم را به پیش برده‌اند، اما از منظر دیگر، آن‌ها همان اشتباهات فیزیوكرات‌ها را تكرار كرده و در بعضی موارد گام‌های عقب‌تری برداشته‌اند.

كائوتسكی این دیالكتیك زنده‌ی ماركس را كه عمیقا مورد بررسی قرار گرفته، به شكل نادرستی جلوه می‌دهد؛ او سعی می‌كند تا تمام نوشته‌های دست‌نوشته را تابع یك چیز خارجی كند و صرفا نتایج توالی تاریخی از آن بگیرد و ظهور دوره‌ی گسترش اقتصاد سیاسی بورژوازی را یك پروسه‌ی تغییرات تدریجی آرام بداند.

به دنبال این برنامه ترتیب تاریخی، كائوتسكی در نسخه خودش از همان آغاز نظرات جان استوارت را نیاورده است، در حالی كه در دست‌نوشته ماركس مقدمه بخش فیزیوكرات‌ها را تشكیل می‌دهد، اما 4 بخش كوتاه (در باره پتی، اونانت، نورس و لاك، هیوم و ماسی)، كه بخشی از یادداشت‌های 20 و 22 هستند، آورده شده و كائوتسكی به طور مكانیكی این بخش‌ها را در بخش اول ِجلد نخست جا به جا كرده است (همچنین در بخش‌های دیگر) و همچنین انجام چند باره این امر با هم، در ارتباط با قرار دادن یادداشت‌های 6-18(از جمیز استوارت به ریچارد جونز) همراه با ضمیمه مقالات در دست‌نوشته‌های 20-23.

در دست‌نوشته‌های ماركس تحلیل تئوری “كاسنی “در باره‌ی بازتولید و گردش مجموع سرمایه پس از تحلیل تئوری‌های اسمیت آمده است؛ در نسخه كائوتسكی این قسمت از دست‌نوشته‌ها مقدم بر بخش اسمیت است و در شكل جدیدی ارائه شده كه كائوتسكی تنظیم کرده است، او خودسرانه 10/9 این بخش از متن اصلی را برداشته و آن را در ضمیمه‌ای گذاشته كه با حروف ريز چاپ شده و در متن اصلی جا داده است.

هم چنین كائوتسكی در آن جا كه ماركس نظر خودش را در باره‌ی بازتولید اجتماعی سرمایه بیان كرده، انحرافات تئوریكی را اعمال می‌كند. این نظریه در ضمیمه جداگانه‌ایی با خط ریزتر چاپ شده و در متن كتاب آمده است. كائوتسكی آن‌ها را از مكان‌های مختلف دست‌نوشته جدا كرده و تخلف آشكاری در ارتباط درونی بین نقد تاریخی و تحليل تئوريكي ماركس انجام داده است.

كائوتسكی همچنین مسئول انحراف از نظم و ترتیب واقعی ارائه شده در دست‌نوشته‌های ماركس است. در جلد دوم این دست‌نوشته‌ها ماركس این قسمت از دست‌نوشته‌ها را با نقد تئوری‌های رودبرتوس(اقتصاددان آلمانی 1875-1805) در باره‌ی اجاره آغاز كرده است؛‌ نسخه كائوتسكی با بخش “ارزش اضافه و سود” آغاز می‌شود كه با ریكاردو برخورد كرده است و نقد تئوری رودبرتوس تنها پس از این بخش می‌آید. در دست‌نوشته ماركس تحلیل نظریه ریكاردو در باره‌ی ارزش اضافی و پروسه‌ی تغییرات نرخ سود پس از نقد تئوری‌های ریكاردو در باره اجاره آمده است؛ در نسخه كائوتسكی این قسمت در بخش “ارزش اضافی و سود” آمده كه آغاز این جلد است. در این جا همچنین كائوتسكی با جابه جایی بخش‌هایی از موضوعات دست‌نوشته، نكات مهمی از اصول كار ماركس را به طور خاص در ابهام فرو برده است، به خصوص، ایده ماركس در باره اشتباهات ریكاردو در تئوری اجاره، اما شامل نظریه سود ریكاردو نمی‌شود.

در نتیجه‌ی تمام این تنظیمات ِخودسرانه كه کائوتسکی در دست‌نوشته‌ها به وجود آورده، مسائلی ایجاد شده كه به طور به هم پيوسته، با تكه پاره شدن نسخه كائوتسكی در ارتباط هستند . برای مثال بخش”تئوری ریكاردو در باره‌ی سود” در دست‌نوشته‌ی ماركس شامل نقد نظریه‌ی ریكاردو در باره‌ی پروسه‌ی شكل‌گیری نرخ متوسط سود و نظریه‌ی او در باره علت كاهش آن است. در نسخه كائوتسكی این دو قسمت از یك بخش و از همان بخش دست‌نوشته‌های ماركس جدا شده و 350 صفحه با یكدیگر فاصله دارند.

تمام موضوعات ارائه شده در دست‌نوشته‌ها به وسیله كائوتسكی به صورتی است كه مسایل را از نقطه نظر مبارزه طبقاتی مبهم می‌كند و ارتباط عمیق بین تئوری‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط سیاسی را در مسیری كه آن‌ها گسترش می‌یابند، نامشخص می‌كند. برای مثال در جلد دوم از نسخه كائوتسكی بخشی وجود دارد كه كائوتسكی تیتر آن را ” اندرسون و مالتوس. روزچر” زده است. در قسمت مشابه دیگری از دست‌نوشته‌ها، ماركس نشان می‌دهد كه نظریات اندرسون در باره اجاره به وسیله مالتوس تحریف شده كه بیشتر به نفع بنیان‌های ارتجاعی طبقه حاكم است. در حالی كه نتایج ریكاردو مستقیما در مقابل اشراف صاحب زمین قرار دارد. پس از آن ماركس به اقتصاددان عامی، “روزچر” می‌پردازد همان كه به طور خام‌اندیشانه‌ای تمام تاریخ مسئله را از بین می‌برد. مسئله مشخص آن است كه نوك تیز سیاسی محتوای این بخش از دست‌نوشته‌ها پاك می‌شود كه عبارت است از همان شیوه عمیق شدن تحلیل طبقاتی تاریخ اقتصاد سیاسی كه به وسیله كائوتسكی به طورغیرسیستماتیك با یكدیگر تحت یك سرفصل كاملا بی‌رنگ و عام فشرده شده و صرفا شمارش نام‌هاست.

این نوع نوشتن تیترها، وضعیت خاص نسخه‌ی كائوتسكی است. هم چنین تمام تیترهایی كه كائوتسكی برای بخش‌ها و پاراگراف‌های نسخه‌اش انتخاب كرده نوعی عینیت‌گرایی است كه بیانگر حالتی بی‌خاصیت و خنثی است. برای مثال ارائه تیتری نظیر: “آدام اسمیت و مفهوم كار مولد”، یا “منظور ریكاردو از ارزش”، یا “نظریه ریكاردو در باره ارزش اضافی”، “نرخ سود”، همچنین سرفصل‌های “ارزش و ارزش اضافی”، “انواع سرمایه و انباشت”، و غیره. سرفصل‌های كائوتسكی به هیچ وجه بیانگر دو تعین مختلف از ارزش به وسیله اسمیت نیست و طبیعت دوگانه نظریه اسمیت در باره مناسبات بین ارزش و درآمد را نشان نمی‌دهد یا ناتوانی ریكاردو را در ارتباط دادن قانون نرخ میانگین سود با قانون ارزش و غیره بیان نمی‌كند. این امور همان چیزهائی است كه ماركس آنها را به روشنی گفته است. در گذاشتن سرفصل، كائوتسكی همچنین تفسیرهای فریبنده‌ای بر روی موارد عامیانه در مورد نظریات اسمیت و ریكاردو گزارده است و بخش‌هایی را به رامسی، چربولیز و ریچارد جونز اختصاص داده كه با سرفصل‌هایی حساب شده است، از این جهت كه به خواننده غلط‌های كاملی را ارائه می‌دهد و چنین وانمود می‌كند كه بعضی اصول اقتصاد سیاسی ماركسیستی قبلا در كارهای این اقتصاددانان بورژوازی پایه‌گذاری شده است. تحریف‌ها و تجدید‌نظرهای كائوتسكی در نوشته ماركس به خام‌ترین و روشن‌ترین شكلی نشان داده شده كه در شمار زیادی از نوشته‌های ساخته و پرداخته او انجام شده است. كائوتسكی در نسخه خود نه تنها جملات و كلمات فردی بلكه همچنین تمام پاراگراف‌های نقل شده را حذف كرده است که بعضی از آن‌ها حتی 3 یا 4 و یا صفحات بیشتری از دست‌نوشته را شامل می‌شود كه در نوشته‌های متراكم ماركس آمده است. در میان قسمت‌هایی از دست‌نوشته‌ها، كائوتسكی قسمت‌هایی را حذف كرده است كه حتی شامل یك بخش كامل می‌شود، آن جا كه درنوشته ماركس در باره محتواي مطالبي است كه تحت سرفصل آمده است؛ مثلا ” بری(Bray )به عنوان دشمن اقتصاد دانان”.

كائوتسكی همچنین بسیاری از پاراگراف‌های دیگر را در دست‌نوشته حذف كرده است، آن پاراگراف‌هایی كه ماركس در آن از پیش‌شرط‌های اقتصادی به فقر مطلق كشاندن طبقه كارگر تحت حاكمیت سرمایه‌داری صحبت می‌كند. كائوتسكی با شیوه‌ای شروع كرده كه در آن تحریف و تجدید نظرهای او از نظرات (مارکس) است، او منكر به فقر مطلق كشاندن طبقه كارگر است، به طوری كه در پنهان كردن بحث‌های ماركس در باره مسائل مهم و اساسی برای خواننده ، رودرواسی نمی‌كند.

در اصلاح دست‌نوشته‌های ماركس، كائوتسكی سعی می‌كند تا لحن انتقاد بی‌رمقی را به كار ببرد كه ماركس در مورد نظریات اقتصاددانان بورژوازی به كار برده است و عبارات چرب‌زبانانه و مودبانه را جایگزین عصبانیت، تندخویی و زبان گزنده‌ای كند كه به وسیله ماركس در نقدهای بی‌تعارف او از چاپلوسان بورژوازي، به عمل می‌آید. بنابراین كائوتسكی در تمام عبارات، صفت‌های ویژه ماركس به اقتصاد دانان بورژوازی را تغییر می‌دهد، صفت‌ها و لقب‌هائی همانند الاغ‌ها، سگ‌ها، اراذل و اوباش را حذف می‌كند.

در انتها، وضعیت ویژه‌ای كه وارد نسخه كائوتسكی می‌شود حجم عظیم و بعضی اوقات افراطی و اشتباهات عجیب در استخراج متن دست‌نوشته‌ها به صورت غلط و در شماری از مطالب به طور آشكار ترجمه نادرست انگلیسی و فرانسه نمونه‌های موجود در متن، تصحیح خودسرانه ضمیمه‌هاست كه با پویایی تفكر ماركس متناقض است؛ جایگزینی كاملا غیرمجاز برخی از اصطلاحات ماركس با چیزهای دیگر و غیره.

بی توجهی كامل به مندرجات جدول ماركس، تنظیم ناصحیح و خودسرانه موضوعات دست‌نوشته، سرفصل‌های نامربوطی كه اساس طبقاتی افكار انتقادی ماركس را كنار می‌گذارد، ابهام آنتی‌تزهای بنیانی بین آموزش‌های اقتصادی ماركس و تمام اقتصاد سیاسی بورژوایی، پاك كردن شماری از متن‌ها كه شامل تزهای مهم ماركسیسم انقلابی است، زیرا كه كائوتسكی بیشتر و بیشتر از آن جدا شده بود. تمام این مطالبی كه ما در این جا گفتیم نه فقط تخلف فاحشی از اساس مورد نیاز یك مجموعه علمی است، بلكه انحراف مستقیمی از ماركسیسم است.

چاپ حاضر شامل هر دو نوشته‌ی اصلی تئوری‌های ارزش اضافی و فهرست مطالبی است كه به وسیله ماركس نوشته شده است و همچنین شرحی را ارائه می‌دهد كه در ارتباط با”تاریخ تئوری” از جیمز استوارت تا ریچارد جونز است – و متمم‌های پیوسته این نوشته اصلی كه در یادداشت‌های 5، 15، 20، 21، 22، و 23 آمده است. این بخش‌های مكمل در شكل ضمیمه آمده، به طوری كه دخالتی در نتیجه گیری‌هایی ندارد كه در نوشته اصلی آمده است.

در طول تمام این مطلب (حدود 110 ورق چاپ شده ) این امر ضروری است كه كتاب را به سه قسمت تقسیم كنیم. ضمیمه‌ها در تمام این سه بخش تقسیم شده است به طوری كه هر بخشی با متمم‌های انتهایی پایان می‌یابد و نوشته‌هایی آورده شده كه مستقیما به این مطالب ارجاع داده شده است.

ترتیب متن اصلی دقیقا به دنبال جدول مطالبی است كه ماركس تالیف كرده است. تنها تغییرات كمی صورت گرفته است كه ماركس خودش آن‌ها را خاطرنشان كرده و برمبنای متنی بوده كه در برخی از بخش‌های دست‌نوشته آمده است. برای مثال در یادداشت‌های شماره 7، ماركس، در برخورد با نظریه اسمیت در باره كار مولد و در این ارتباط، برخورد با عامیانه كردن نظریه اسمیت به وسیله گارنیر آلمانی، بحث حاشیه‌ای در باره جان استوارت میل ارائه شده است. این امر با این جملات آغاز می‌شود: “قبل از برخورد با گارنیر، بعضی مطالب ضروری است كه آورده شود [با یك جابه جایی] كه قبلا از میل جونیور (جان استوارت میل 1806-1873) آورده شد. آن چه كه در این جا باید گفته شود مربوط به بخش بعد است، جایی كه تئوری ریكاردو درباره ارزش اضافی بحث شده است؛ در نتیجه نه در این جا كه ما هنوز متوجه آدام اسمیت هستیم”. در ارتباط با این امر و در ارتباط با جدول مطالب یادداشت‌های شماره 14، كه بعدا به وسیله ماركس تالیف شده، بحثی در باره جان استوارت میل در چاپ حاضر، در بخش سوم تئوری‌ها آورده شده است، در بخش بررسی سقوط مكتب ریكاردین‌ها، جایی كه ماركس یك بخش مخصوصی به جان استوارت میل اختصاص داده است. مثال دیگر جابه جایی: یادداشت‌های شماره 5 است كه شامل بخش كوچكی درباره باری(BRAY) سوسیالیست انگلیسی است(صص 441-444 از دست‌نوشته)؛ در آن چه كه بعد از طرح بخش‌های تئوری‌های ارزش اضافی تالیف شد (داخل پوشه یادداشت‌های شماره 14) ماركس همچنین بخش”باری به عنوان رقیب اقتصاد دانان” را به قسمت”رقیب اقتصاد دانان” ارجاع داده است كه این تغيير به وسيله ماركس در چاپ حاضر در صص 441-444 آمده است و همچنين به بخش سوم نيز منتقل شده است.

تقسیم متن به بخش‌های به همان گونه است كه به وسیله ماركس به طور مستقیم مطابق با جدول مطالبی است كه او وارد كرده و در بخش‌های مختلفی در خود دست‌نوشته‌ها آمده است. تيتر هاي ارائه شده براي بخش هاي مختلف دستنوشته ،در قسمت اول سرفصل‌هایی از فهرست مطالب ماركس است؛ و (2) سرفصل‌هایی از برنامه‌های خلاصه برای بخش‌های 1 و 3 كتاب سرمایه كه به بخش معینی از دست‌نوشته تئوری‌ها ارجاع داده می‌شود ؛ (3) چند عنوان از سرفصل‌ها كه از متن خود تئوری‌ها آمده است. هرچند تمام این‌ها با یكدیگر بوده است و تنها بخش كوچكی از سرفصل‌هایی را تشكیل می‌دهد كه به طور مقایسه‌ای برای بخش‌ها و زیربخش‌های دست‌نوشته آماده شده است. بقیه تیترها- اكثریت آن‌ها- به وسیله تصحیح كنندگان برمبنای نوشته‌های بخش‌های همانند دست‌نوشته‌ها بوده است و همراه با بیشترین امكان كاربرد آن‌ها به وسیله فرمول‌بندی و واژه‌شناسی خود ماركس. تیترهایی كه به وسیله ويراستارها آمده است– وبه طور كلی تمام آن‌ها با مسئولیت ويراستارها- در داخل كروشه گذارده شده است، به طوری كه به سادگی از تیترهای گذاشته شده به وسیله ماركس تشخیص داده ‌می‌شوند.

لغزش‌های آشكار قلم كه در نگارش پدید آمده ، در دست‌نوشته‌ها برطبق قاعده، بدون آن كه در زیرنویس بیاید تصحیح شده است. در چند مورد خط خوردگی‌های نوشته در متن یادداشت‌های 6 و 10 با دست خود انگلس تصحیح شده است. قسمت‌های مخصوصی كه به وسیله ماركس در 1861-63 نوشته شده در یادداشت‌ها توضیح داده شده است. تیترهای كتاب‌های ذكر شده و ارجاع داده شده به وسیله ماركس در متن این چاپ به زبان اصلی آمده است.

به رغم این حقیقت كه تئوری‌های ارزش اضافی در شكلی كه ارائه شد برای چاپ نبوده اما با آن در ارتباط تنگاتنگ بوده است و تصویر كاملی از”تاریخ تئوری” بود كه ماركس قصد داشت آن را در شكل نهایی، به صورت جلد چهارم كتاب سرمایه منتشر كند. در این قسمت چهارم، ماركس دوره كاملی از تغییرات تدریجی اقتصاد سیاسی بورژوازی را از زمان تولد تا دوره “افولش” بررسی می‌كند كه ماركس آن را اقتصاد سیاسی عامیانه نامید.

ادامه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
تضاد های ناگزیر (02.20.2018)
به مناسبت ۷۵- مین سالگرد نبرد ظفرمند استالینگراد (02.20.2018)
سگ جنگی آمریکا می خواهد گاز بگیرد ولی کی و چگونه ؟ (02.20.2018)
در بارۀ نقش زن در اجتماع (02.13.2018)
تئوری‌های ارزش اضافی، جلد چهارم سرمایه، بخش اول (02.13.2018)
اکونومیست: بشریت در آستانۀ جنگ جهانی (02.13.2018)
تابوی برتری هوایی اسرائیل به پایان رسید قواعد درگیری تغییر کرد (02.13.2018)
ارتش امریکا کجای جهان است ؟ همه جا (02.13.2018)
بحران یمن: نگرانی جدید از احتمال تجزیه این کشور (02.05.2018)
به مناسبت گرامیداشت یکصدمین سال انقلاب اکتبر- پیرامون منشأ و ماهیت انقلابات (01.15.2018)