سه شنبه, 08.21.2018, 12:00am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
مرُوری بر رخداد های خونبار سه سده ی اخير خرُاسان ديروز و افغانستان امروز (بخش پنجم) ; غنی کوچی و باند فاشیستی امریکاییان افغانتبار رسوا میشوند! ; در کشور چه می گذرد؟ ; اشغال وعملکرد آن درافغانستان ; در یاد بود از کوفی عنان!
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
 » اخبار افغانستان
 » اخبار جهان
 » اخبار علمی
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
اخبار » اخبار جهان
 
اشکال مالکیت در مرحله ملی - دموکرتیک فرازمندی جامعه
سه شنبه, 02.20.2018, 03:49pm (GMT)


اشکال مالکیت در مرحله ملی - دموکرتیک فرازمندی جامعه

فرهاد عاصمی

دوره جدید: مقاله شماره: ۶۹ (۴ آبان /عقرب١٣٩۶)

واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

 

رفیق گرامی “ر” توجه را به نوشتار رضا علیجانی جلب نمود و آدرس الکترونیکی مقاله را در اختیار گذاشت (١). ممنونم رفیق! مقاله با دقت مطالعه شد. انگیزه ی انتشار نوشتار توسط رضا علیجانی، همان طور که از عنوان آن نیز بر می آید، اعلان جنگ رو در رو با «چپ سنتی» است. عنوانی که همه ی نظریه پردازان “چپ میانه، جدید، سوسیال دمکرات، نگاه ملی، دمکرات ملی و … و مدافعان خانش جدید مارکس و غیره” به کار می گیرند، تا به اصطلاح از موضعی “بالا”، موضعی متکبرانه و برتری جویانه، به تحریف اندیشه مارکسیستی- توده ای بپردازند. در این زمینه شیدان وثیق و حمید آصفی ید طولانی ای دارند (٢).

آن ها هم مانند علیجانی از اسلوبی بهره می گیرند که نگرشی مجدد به آن سودمند است.

این شیوه ی ضد دیالکتیکی‏ در پنهان داشتن “رابطه” بین پدیده ها خلاصه می شود که در زیر به آن پرداخته خواهد شد. آن ها سپس می کوشند، موضع ضد دیالکتیکی خود را به اندیشه مارکسیستی- توده ای نسبت داده، که اکنون گویا آن را خلع سلاح کرده اند و می توانند به آسانی محکومش کرده و آن را اندیشه ای غیرعلمی و غیروافع بینانه بنمایند. به این منظور آن ها با وسواسی پرسش برانگیز از ارایه نقل قول مشخص از مواضعی که مورد انتقاد قرار می دهند، پرهیز می کنند. به گفته زنده یاد رفیق احسان طبری در بحث با دکتر سروش (نوشته های فلسفی …، جلد دوم)، نمی گویند «چه کسی، کجا و چگونه» چنین نظری بیان کرده است؟ بدین ترتیب آن ها در بهترین حالت، برداشت غیردیالکتیکی و هضم فکری نشده ی خود را از موضع مارکسیستی- توده ای مورد انتقاد قرار می دهند.

موضع ضد کمونیستی و توده ای ستیزی

به منظور درک انگیزه ی انواع “چپ” غیرانقلابی در تشدید مبارزه ی ضد کمونیستی و ضد توده ای آن ها، پاسخ به پرسش زیر در آغاز این نوشتار ضروری است. چرا و با چه هدفی این “چپ” نیاز به تشدید مبارزه ی ضد کمونیستی و ضد توده ای دارد، با کدام استدلال در کنار دستگاه های تبلیغاتی ارتجاع داخلی و خارجی قرار می گیرد و با کدام استدلال رفتار خود را توجیه می کند؟

هنگامی که برای نمونه رضا علیجانی مدعی است که «بسیاری از فعالان چپ امروزه بیشتر یک روشنفکر و فعال سیاسی “سوسیال دمکرات” هستند … که بخش مهمی از جریان کلاسیک چپ چه در داخل و چه در خارج از کشور ..» را تشکیل می دادند، ضرورت تشدید مبارزه نظری- سیاسی علیه چپ انقلابی، علیه اندیشه ی مارکسیستی- توده ای در چه واقعیت نهفته است؟

این واقعیت دو نکته دارد: اول- چپ انقلابی زنده است، می رزمد و روزانه بیش تر در قلب و مغز زحمتکشان جای می گیرد!

دوم- “چپ میانی و …”، یک بار آن را ” رنگارنگ نام” بنامیم، دستی خالی دارد برای پاسخ به پرسش توده ها درباره ی شیوه ی پایان بخشیدن به بحران ساختاری و … نظامِ سرمایه داری.

در ایران این “چپ” بر سر سفره خالی نشسته است برای پاسخ به حل دو تضادی که سرشت مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب را تشکیل می دهد! مگر حتی در کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری با ظاهر دمکراسی پارلمانی و ..، فقر و محرومیت توده های مردم بیداد نمی کند؟ مگر در این کشورها، رو در رویی منافع و نیازهای “٩٩ درصدی ها با یک درصدی ها” راه حلی انسانی و در همنوایی با حفظ محیط زیست داراست؟

در آلمان امپریالیستی که ثروتمندترین دوران تاریخ خود را می گذراند، در سال ٢٠١۶ برق خانه ٣٣٠ هزار خانواده قطع شد. زیرا نتوانسته اند صورت حساب شرکت برق را بپردازند. صورت حسابی که مانند در ایران در ده سال گذشته بیش از سه برابر شده است. در همین سال تعداد خانوارهایی که تهدید به قطع برق شدند، به ۶ر۶ میلون بالغ شد، تکرار می شود ۶ر۶ میلیون! (گزارش سالانه سازمان برق رسانی جمهوری فدرال آلمان که چند روز پیش انتشار یافت).

سفره خالی ذهن “چپ” رنگارنگ نام‏ به مداح نظام سرمایه داری نئولیبرال تبدیل شده است، چه پاسخی برای این وضع دارد؟

در زیر نشان داده خواهد شد که “چپ ملی ..” در ایران، تعمیق وابستگی اقتصادی میهن ما را به اقتصاد سیاسی در خدمت حفظ هژمونی سلطه سرمایه مالی امپریالیستی پذیرفته است!

 این “چپ”، شرایط وابستگی نواستعماری را به امپریالیسم برای ایران جایگزین ناپذیر ارزیابی می کند! «مصالحه … با نظام سرمایه داری» را تنها جایگزین می داند و آن را «بازی برد- برد» می نامد!

در زیر خواهیم دید که اندیشه انتقادی نظریه پرداز، رضا علیجانی در مقاله “«تفاوت نگاه “چپ سنتی” و رویکرد “ملی”  در مسائل جهانی»، از سیر توده ای ستیزانه ی خود، با دستی خالی باز می گردد. در قریب به سی موردی که او دو سیاست چپ انقلابی- توده ای و “چپ” رنگارنگ نام را به طور مکانیکی در برابر هم مطرح می سازد، در حالی که اندیشه و سیاست چپ انقلابی را مخدوش و معلول ساخته است، تنها راه کاری که ارایه می دهد، توصیه ی به تن دادن به شرایط حاکم دیکته شده توسط امپریالیسم است. او مضمون واژه ی “ملی” را به سخره می گیرد، محتوای تاریخی آن را نفی می کند! او سهل انگارانه خواستار «حرکت در این مناسبات» نابرابر می گردد. خواستی که به معنای نفی سابقه دویست ساله ی نبرد رهایی بخش مردم میهن ما علیه کوشش امپریالیسم برای تبدیل ایران به کشور مستعمره و نیمه مستعمره خود است!

علیجانی برنامه خود را “یافتنِ جای خود در شرایط حاکم” می نامد. در حالی که اذعان دارد که «نظم جهانی ناعادلانه» است، خواستار آن است که «بالاخره باید در همین مناسبات حرکت و عمل کرد …»! لابد عملی از جنس قرارداد با “توتال”! این طور نیست؟ آیا نظریه پرداز “چپ ملی” نظرش را به طور مشخص درباره ی این قرارداد که «حرکت در این مناسبات است» توضیح خواهد داد و مستدل خواهد ساخت؟ باید تردید داشت!

زنده یاد احسان طبری در پیش گفتاری بر “یادنامه شهیدان”، اثر زنده یاد رحیم نامور، شیوه ی «حرکت در این مناسبات» را «شیوهء رندی و خوشباشی و دم را غنیمت شمردن و سرنوشت آدمی را امری مقدر دانستن و کوشش وی را بی ثمر خواندن و خوار شمردن زندگی در این جهان و دل بستن به پندارها» می نامد. او همانجا با عنوان “پرورش روح تکاپو و قهرمانی”، شیوه های برشمرده را که نشان «فروکش طغیان و [سلطه ی] فلسفهء یاس و تسلیم و رضا» می نامد، ناشی از «تنزل و پستی روح و ضعف و مرعوبیت آن» ارزیابی می کند که زیر «هجوم غز و سلجوق و مغول و …» به مردم میهن ما حاکم شد و فرهنگ مزدک ها و کاوه ها و بابک ها را خدشه دار ساخت.

طبری می نویسد: «کار به جائی کشاند که عبید زاکانی، آن طنزنویس چیره دست و بزرگوار ما در رسالهء “اخلاق الاشراف”، به کنایه هر چه نیک و والا ست جزء “مذهب منسوخ” و هر چه زشت و سفسطه است جزء “مذهب مختار” خواند.»

این “چپ ملی” می خواهد روابط نواستعماری با امپریالیسم را در خدمت حفظ منافع طبقاتی خود به مردم میهن ما تحمیل سازد و عجیب هم نیست که «چپ سنتی» را «مانع» برنامه خود بداند که به آن «بازگشت به عدالت» نام می دهد! می نویسد: «امروزه نیازی نو [؟] به عدالت وجود دارد. اما به نظر می رسد چپ سنتی در این راه بیشتر یک مانع باشد تا عامل پیشبرنده و موثر»!

“مذهب منسوخ” و “مذهب مختار” را می شناسی؟! هنگامی که آواز «وحی زمینی  خلق خشمگین» هر روز رساتر می شود: «اینک شعری گستاخ، شعری مهاجم، شعری دگرگون کننده، شعری چون رستاخیر» هنگامه زمان است! (سیاوش کسرایی، “شعری”، در دفتر شعر “به سرخی آتش، به طعم دود”!

نظریه پرداز رضا علیجانی هیچ پیشنهاد مشخصی برای «توسعه» ایران ندارد! تنها خواست او ادامه شرایط حاکم است. اندیشه ی او تهی است از هر برنامه ی سازنده ای برای تامین هستی و نیازهای گونه ی انسانی، پاسخی به پرسش درباره “چگونه می خواهیم زندگی کنیم”، “چه گونه باید فرازمندی جامعه را سازمان داد” ندارد! (٣)

برنامه اقتصاد ملی در مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب!

“چپ” رنگارنگ نام برنامه ای جایگزین، به اصطلاح برنامه – ب – برای نسخه نئولیبرال دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی برای ایران و برای گونه ی انسانی ندارد!

برخلاف این “چپ” که در پشت واژه ی “ملی” هدف خدمت به سلطه ی نواستعماری سرمایه مالی امپریالیستی را پنهان می دارد، چپ انقلابی برای مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب دارای برنامه ی مشخص برای اقتصاد ملی است که به آن پرداخته خواهد شد. برنامه ای که هدف آن به ثمر رساندن دستاورد بزرگ انقلاب بهمن مردم میهن ماست که به دست ارتجاع داخلی و خارجی پامال شده است. برنامه ای که هدف آن، احیا و به ثمر رساندن خواست و حقوق دمکراتیک مردم و حفظ استقلال اقتصادی- سیاسی ایران از دستبرد امپریالیسم است!

مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب، همان طور که اشاره شد، وظیفه ی حل دو تضاد تاریخی را به عهده دارد. پایان بخشیدن به دیکتاتوری و جاسازی سنگ زیرِ بنای اقتصادی برای برپایی شکوفایی جامعه ایرانی و میهن همه مردمان ساکن این سرزمین! هدفی که باید در نبردی به منظور ارتقای گام به گامِ سطح عدالت اجتماعی نسبی، امروز و اکنون، به پیش برده شود. هدفی که باید در نبردی ضد دیکته برنامه نئولیبرالِ سازمان های مالی امپریالیستی و برای حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی ایران به پیش برده شود!

برای دستیابی به این هدف تاریخی، باید اقتصاد سیاسی مرحله ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه را با احیای دستاوردهای ترقی خواهانه انقلاب بهمن ۵٧ برپا داشت. هسته ی مرکزی این هدف تنها با احیای سه بخش عمومی- دمکراتیک (که سابقا به آن دولتی گفته می شد)، بخش خصوصی و تعاونی اقتصاد ممکن خواهد بود.

اشکال مالکیت در این مرحله، از سه شکل پیش گفته و ترکیب هایی از آن تشکیل می شود. با چنین اقتصاد سیاسی، می توان به تنظیم برنامه ای برای اقتصاد ملی پرداخت که باز و نوسازی اقتصادی- اجتماعی را در هماهنگی میان سه بخش و میان منافع عمومی و فردی ممکن می سازد.

در اقتصاد سیاسی مرحله ملی- دمکراتیک انقلاب، بخش عمومی- دمکراتیک، حامی پرتوان دو بخش دیگر است. تامین نیازهای اولیه جامعه در همه ی صحنه های فرهنگی و اجتماعی و امنیتی و دفاعی و مالی کلان و راه ها و غیره و غیره، وظیفه ای اجتماعی است و لذا در حیطه کارکرد بخش عمومی- دمکراتیک اقتصاد خواهد بود.

این به این معنا نیست که نباید زحمتکشان و مردم لایه های دیگر و مرفه سهمی در تامین مخارج وظایف عمومی جامعه به عهده داشته باشند و همه چیز رایگان خواهد بود. این اما به این معنا نیز است که سازمان های دمکراتیک- مدنی توده ها و احزاب سیاسی- طبقاتی امکان نظارت و کنترل روند کارکردی سازمان ها و ارگان های اجرا کننده را دارا بوده و در تعیین چگونگی اجرای آن نقش تعیین کننده خواهند داشت.

دو بخش خصوصی و تعاونی دارای حیطه کارکردی وسیع خواهد بود. کارکردی که در چارچوب برنامه اقتصاد ملی قرار خواهد داشت. این به معنای بستن دست سرمایه گذاری خصوصی نیست. به معنای ممانعت از سرمایه گذاری خارجی نیست. به معنای آن است که سرمایه گذاری بخش خصوصی و تعاونی، استقراض از خارج و غیره، در چارچوب برنامه تنظیم شده و به منظور تحقق برنامه ی اقتصاد ملی، از اولویت برخوردار است.

در مرحله ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه، بخش خصوصی مورد حمایت بخش عمومی- دمکراتیک اقتصاد قرار دارد. این سپر دفاعی پراهمیتی است برای دفع خطر نفوذ بی بند و بار سرمایه و تولیدات امپریالیستی که گام نخست آن به ورشکست کشاندن تولید داخلی و تبدیل ایران به «تجارتخانه» (عسگراولادی) در خدمت اقتصاد سیاسی امپریالیستی و حامیان داخلی آن است!

محک آزادی، فعالیت آزاد و علنی حزب طبقه کارگر ایران است!

این مرحله از فرازمندی جامعه اما بدون احیای حق نظارت و کنترل مردم بر ارگان ها ی مسئول در اقتصاد و دولت ممکن نخواهد شد. نابودی سرمایه ها و ثروت ملی در سی سال گذشته پیامد حیله و توطئه های ارتجاع داخلی و خارجی است که در شرایط پامال نمودن حق قانونی نظارت و کنترل مردم میهن ما تحقق یافت. مردم و سازمان های آزاد صنفی- مکراتیک- مدنی و احزاب سیاسی- طبقاتی آن از طریق نقض داعش گونه و فاحش اصل های حقوق ملت، از آرادی های فردی و اجتماعی محروم شدند.

“خصوصی سازی”، نام رمز این خیانت به منافع ملی ایران است که به نابودی تولید ملی و بیکاری و فقر توده های زحمت انجامیده است. سرنوشت “هپکو”، نمونه ی نمونه وار تاثیر این سیاست ضد مردمی و ضد ملی ارتجاع حاکم است که سیاست خود را در پرده مذهب پوشانده و ارایه می دهد. آن را “اقتصاد اسلامی” می نامد.

از این رو احیای دستاوردهای ترقی خواهانه “حقوق ملت” در قانون اساسی بیرون آماده از دل انقلاب بهمن ۵٧ مردم میهن ما، در کنار احیای اصل های ۴۴ و ۴٣ آن، وظیفه ی عمده را امروز تشکیل می دهد. نظارت و کنترل سازمان های دمکراتیک- صنفی و سیاسی طبقه کارگر و دیگر لایه های اجتماعی باید تامین گردد. امری که باید با بازگشت حق فعالیت سیاسی آزاد برای احزاب و سازمان های مدنی و صنفی و … به جامعه و ایجاد شرایط امنیت شهروندان در مبارزه تامین گردد. آزادی فعالیت حزب طبقه کارگر ایران، حزب توده ایران، محک وجود و برقراری حقوق و آزادی های دمکراتیک فردی و اجتماعی در ایران است!

یکی از هدف های عمده ی تشدید تبلیغ ضد کمونیستی و توده ای ستیزی، که رنگی “مذهبی” و هم “دنیوی” دارد، و حلقه و پل واسط میان “چپ ملی و …” با ارتجاع داخل و خارج را تشکیل می دهد، ممانعت از فعالیت آزاد حزب توده ایران است. می خواهند حق قانونی زحمتکشان را از برخورداری از سازمان سیاسی- طبقاتی خود برای همیشه پامال سازند. “چپ” رتگارنگ نام باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا علیه حزب توده ایران در کنار ارتجاع قرار گرفته و تبلیغات دشمن طبقاتی تکرار می کند و با اندیشه و به اصطلاح استدلال های در سطح غلطیده مزین می سازد؟

رفیق عزیز “ر” در ابرازنظر خود گوشه ای از این تاریخچه نامیمون را برشمرده است!

نقل یک گفته ی زنده یاد احسان طبری در این سطور سودمند و آموزنده است. طبری در “از دیدار خویشتن” از صادق هدایت خاطره ای را نقل می کند که آن را «تشبیهِ دردناک» می نامد! طبری از «سه گروه .. دوستان» هدایت سخن می راند که «پس از مرگ هدایت، هر سه گروه خود را از دوستانِ نزدیکِ هدایت معرفی کردند و هر کدام خواستند سخن گوی او باشند .. هر کسی از ظنِّ خود یارِ او شد و هدایت خاموش، هدایت طنزگو، هدایتِ نویسنده، هدایت انسان پُرتحمل، به قول خود مانند اسب های گاری “علویه خانم” در جاده ی خراسان بود که همه ی مسافران را با خود می کشید و می بُرد. این تشبیه را خود او زمانی پس از انتشار داستان بلندِ “علویه خانم” به من گفت. در حالی که نگاهش در پسِ عینک تابشی داشت، پرسید: – مرا در این کتاب شناختی؟ من جوابِ پرتی دادم. گفت: نـه! نـه! من آن اسب ها هستم که زیر قنوتِ سورچی باید رجاله های این جامعه را با خودشان ببرند.» (۴)

آیا “چپ ملی و …” که وظیفه ی راستین آن اندیشیدن برای راهگشایی برای گذار از دیکتاتوری و غارت و استثمار وحشیانه زحمتکشان است، با خطر تبدیل شدن به «اسب ها»یی روبرو نیست که باید «زیر قنوت سورچی، رجاله های این جامعه را با خودشان ببرند»؟

ادامه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
تئوری‌های ارزش اضافی، جلد چهارم سرمایه بخش اول 3 (02.20.2018)
تضاد های ناگزیر (02.20.2018)
به مناسبت ۷۵- مین سالگرد نبرد ظفرمند استالینگراد (02.20.2018)
سگ جنگی آمریکا می خواهد گاز بگیرد ولی کی و چگونه ؟ (02.20.2018)
در بارۀ نقش زن در اجتماع (02.13.2018)
تئوری‌های ارزش اضافی، جلد چهارم سرمایه، بخش اول (02.13.2018)
اکونومیست: بشریت در آستانۀ جنگ جهانی (02.13.2018)
تابوی برتری هوایی اسرائیل به پایان رسید قواعد درگیری تغییر کرد (02.13.2018)
ارتش امریکا کجای جهان است ؟ همه جا (02.13.2018)
بحران یمن: نگرانی جدید از احتمال تجزیه این کشور (02.05.2018)