یکشنبه, 11.18.2017, 01:45pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
 » شعر
 » داستان
 » طنزَ
 » سوانع ادبا و دانشمندان
 » سینما و تیاتر
 » معرفی کتاب
 » کتابخانه
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
  ::| شعر
  بیشتر ++
  ::| داستان
  بیشتر ++
  ::| طنزَ
  بیشتر ++
  ::| سوانع ادبا و دانشمندان
  بیشتر ++
  ::| سینما و تیاتر
  بیشتر ++
  ::| معرفی کتاب
  بیشتر ++
  ::| کتابخانه
  بیشتر ++
 
 
ادبی
 
وامق و عذرا
دوشنبه, 08.29.2005, 10:59pm

در زمانهاي قديم فلقراط پسر اقوس بر جزيره كوچك شامس حكومت مي كرد. اين پادشاه فرمانروايي خودكامه و ستمگر بود، اما به آباد كردن سرزمين خود شوق بسيار داشت. او در آن جا بتي بر پا كرد كه يونانيان او را مظهر ازدواج و نماينده زنان مي شمردند

ورقه و گلشاه
سه شنبه, 08.09.2005, 11:06pm

در روزگاري كهن، در قسمتي از سرزمين عربستان كه آبادتر از ديگر مناطق آن كشور بود قبيله اي به نام بني شيبه زندگي مي كرد. اين قبيله كه مردمانش همه قوي پنجه بودند دو سالار داشت كه برادر بودند. نام يكي از آن دو هلال و نام ديگري همام بود

طاووس و زاغ
دوشنبه, 07.18.2005, 10:51pm

طاووسي و زاغي در صحن باغي فراهم رسيدند و عيب و هنر يكديگر را ديدند. طاووس با زاغ گفت:«اين موزه سرخ كه در پاي توست, لايق اطلس زركش و ديباي منقّش من است. همانا كه آن وقت كه از شب تاريك عدم, به روز روشن وجود مى آمده‌ايم در پوشيدن موزه غلط كرده‌ايم. من موزه كيمخت سياه تو را پوشيده‌ام و

در عشق و جواني
یکشنبه, 04.09.2005, 10:42pm

حسن ميمندي را گفتند سطان محمود چندين بنده صاحب جمال دارد كه هر يكي بديع جهاني اند، چون است كه با هيچ يك از ايشان ميل و محبتي ندارد چنان كه با اياز كه زيادت حُسني ندارد؟ گفت: هر چه در دل فرو آيد در ديده نكو نمايد.

کليله و دمنه
دوشنبه, 08.09.2004, 10:49pm

آورده‌اند كه جماعتي ازصيّادان در بياباني از براي دّدْ1 چاهي فرو بردند، ببري و بوزنه‌اي و ماري دران افتادند و بر اثرِ ايشان زرگري هم بدان دام مَضبوط2 گشت و ايشان از رنج خود به ايذاي او نرسيدند و روزها بران قرار بماندند تا يك روز سيّاحي3 بريشان گذشت و آن حال مشاهدت كرد و با خود گفت:

در عشق و جوانی
سه شنبه, 06.17.2003, 10:54pm

حسن ميمندي را گفتند سطان محمود چندين بنده صاحب جمال دارد كه هر يكي بديع جهاني اند، چون است كه با هيچ يك از ايشان ميل و محبتي ندارد چنان كه با اياز كه زيادت حُسني ندارد؟ گفت: هر چه در دل فرو آيد در ديده نكو نمايد



 
  ::| رویدادها
November 2017  
یک دو سه چها پنج جم شن
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
 
::| مطالب ویژه
نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید!
سرودی برای افغانستان
یکی از بهترین مژدگانی ها به افغانستانی های هموطنم!
خدا آن ملتى را سرورى داد
نمیــــکردم چـــه میــــکردم
فرهنگیان را در زمان حیات شان گرامی بداریم بمناسبت گرامیداشت از عبدالوهاب مددی
در سوگ کشتار وحشیانه ی مردم در سرزمین خورشید
ياران، عيد رسيد، بگوييد چون کنم؟
طنزك :لطفآ خوابهاى وزير جنگ كشور را مرغى و جغدى تفصيل و تفسير نكنيد .
استاد بیسد بزرگمردی از تبار هنر و ادب