پنجشنبه, 09.09.2010, 05:00am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
پيام تسليت:کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان ; استقبال شایسته بخاطر حلول عیدسعیدفطرکانـــون فــرهنــگی پیوند پیـشکش میکند. ; "باید اور را متوقف کرد " ; بازتاب حقیقت خروج نیرو های آمریكایی از عراق، در رسانه های جهانی ; مارهای درونِ آستین "نهضت" را که مانع وحدت اند باید بیرون راند! قسمت چهارم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  مقالات از منابع دیگر
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  پیام ها و گزارشها
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
اشتباه نه کردیم (رفرم) آقای ضرار را باالهوسی نامیدیم.
دوشنبه, 09.24.2007, 08:40pm (GMT)

 

اشتباه نه کردیم

(رفرم)

 آقای ضرار را باالهوسی نامیدیم.

 

 

جواد

 

 

برخی ها خوش به این هستند تا او را وزیر خطاب کنند یا وزیر باشند و یا صلاحیت اداری شان را به رخ دوستان، اقارب، حریفان و نزدیکان خود بکشند و در جامعه خود را مطرح کنند.

آقای ضرار هم از همین قماش وزیران است که با یک موج تصادف راهی منصب وزارت گردید.

حالا او هم نه می داند چی کند؟ . چی گونه؟ از منجلابی که چون گرداب سهمگین او را در خود گرفته و اسیر پنجه های هیولا مانند اش ساخته است نجات یابد. این منجلات همانا نه دانستن مدیریت، نه داشتن بلدیت، نه داشتن تصمیم و اراده ی ثابت، نه داشتن تشخیص در شناخت کادر ها، نه دانستن ظرفیت کادر ها برای رهبری سالم، انجام تغیر و تبدیل زیر نام (رفرم ) به طور داومدار و بسا موارد دیگر را احتوا می کند.

حد اقل حضور افراد در ساحه ی تحت وظیفه پس از تقرر زیر نام (رفرم) بایستی سه سال باشد. در کیفیت کار های مربوط به اشخاص به هر طوری که بوده و راهی مقام های بزرگ در وزارت امور داخله شده اند توجه شود. نه ایجاد تشویش و دلهره به آن ها که از زمان تقرر کار هایی را انجام نه دهند به این هراس که شاید فردا  تبدیل شوند. اگر بی کفایت اند از آغاز چرا؟ تقرر می شوند و اگر بی کفایت نیستند چرا؟ این افراد بی کفایت می شوند.

فکر می کنم آقای ضرار کاری دیگری نه دارند، جزء ضیاع وقت شان برسر تعینات، گماشتن افراد به این و آن پست یا هم تعویض آن ها مانند مهره های شطرنج.

این جا است که کاری از کارکنان دیده نه می شود و سراغی از بهبود امنیت در زنده گی روزمره ی مردم رونما نه می گردد و هر روز شاهد رویداد های بزرگ و جنایاتی با ابعاد مختلف از اختطاف تا ترور، از قتل تا تهاجم به افراد وغیره در کشور هستیم.

این ها نتیجه ی (رفرم) آقای ضرار است.

شاید هم آقای ضرار ملامت نیست که نه توانسته است نسبت عدم آگاهی از اصول وزارت داری جای خود را تثبیت نماید و از جانبی هم عدم داشتن استقلال او در تصمیم گیری های تقرری و تبدلی او را دچار سرگیچه کرده است که یوناما از یک سو، سفارت خانه از یک سو، ناتو از یک سو، آیساف از یک سو و بادار شان انگلیس و امریکا از سوی دیگر بر آقای ضرار فشار می آورند، تا افراد شان را جاگزین نماید. این جاست که خبری از امنیت نیست و اثری از بهبود روند کاری.

آقای ضرار! بهتر است که شما داوطلبانه کنار بروید و آقای کرزی بهتر است حالا او را برطرف کنید و ازین بیش سرنوشت ملت آن هم در بخش تأمین امنیت را به افراد ناباب نه دهید.

اینجا به صورت مختصر چند تغیر و تبدیل را که آقای ضرار در طی دوران تصدی شان انجام داده اند بر می شماریم که افراد مذکور نه مؤظفین خدمات عامه ی تأمین سلامتی و امنیت مردم بوده اند، بلکه وسیله هایی برای سرگرمی آقای ضرار در الصاق و امضا برای تغیر و تبدیل آن ها.

1-   در فرماندهی پلیس امنیه ی کابل بعد از بصیر سالنگی، جنرال بابه جان مقرر شد. هنوز بلد نه شده بود که محمد اکرم (خاک ریزوال) جای او را گرفت، خاک ریزوال ترور و جمیل جنبش به جای او گماشته شد سالی را نگذشتاند که امان الله گذر جای او را گرفت. تا او جنبید که بلد شود آقا عصمت الله دولت زی را جانشین اش معرفی کردند. دریشی قوماندانی آقای دولت زی نزد دو زنده ی آن بود که آقای حساس را به جای او گماشتند. نتیجه همین است که می بینیم حالا کابل از خطرناک ترین شهر های افغانستان با وجود مرکز بودن آن است.

2-      در میدان وردک به حیث فرمانده پلیس بصیر سالنگی را بردند. دیری نگذشت که جای او را به سید محبوب امیری دادند، وقتی او آغازی به کار کرد محمد عوض خان را در جای او گماشتند، چندی از تقرر های سپری نه شده بود که زلمی اوریاخیل جای اورا اشغال کرد.

3-      به جای عبدالخلیل ضیایی، بصیر سالنگی را فرستادند تا فرماندهی پلیس ولایت ننگرهار را به عهده بگیرد. هنوز خسته گی سفر راه سالنگی نه خشکیده بود که او را مجازات کرده به جای اش سید غفار را گماریدند.

4-      جنرال بابه جان را به هرات روان کردند اما نگذاشتن آن جا آرام باشد و کاری کند، ایوب سالنگی را به جای او منصوب نمودند، او را هم توان دید نه داشتند برکنار اش کردند و محمد شفیق فضلی را از کابل به عوض او فرستادند و حالا هم جمعه عدیل سمت فرماندهی پلیس هرات را دارد.

5-      فضل الدین عیار را از پروان عزل و مولانا عبدالرحمن سید خیلی را به جای او حکم تقرر دادند و تا مولانا به خود آمد دید که آقای سالم حساس اخطار رهایی چوکی فرماندهی پلیس پروان را برای او صادر می کند و حالا هم خلیل ضیایی پا در جای پای سالم حساس گذاشت.

6-      محمد عظیم جلال هاشمی در کاپیسا فرماندهی پلیس را داشت که فرمان تبدیلی اش حکم تقرر محمد عوض عزیزی را به جای او با خود داشت و حالا هم عبدالجلیل شمال سرپرست آن جا است.

7-      محمد عوض را در یک تصمیمی به بغلان فرستادند اما نه گذاشتند دیر و پایا باشد و محمد عظیم هاشمی را به جای او فرستادند هاشمی هم کاری از پیش نه برده بود که مولانا عبدالرحمن را به جای او گماشتند.

8-      در میدان هوایی کابل خلیل خان، جنرال امین الله، جمعه عدیل و محمد شفیق فضل یکی به دنبال دیگر مقرر شدند که هر کدام شان نه دانستند چی کند؟

به هر حال حالا نه می دانیم، آیا نقص در افرادی است که از سوی ضرار منصوب مقرر و عزل می شوند و یا در کار و رهبری آقای ضرار؟ اگر آن ها مسلکی و کار دان اند چرا؟ این همه تبدیل می شوند و معنای (رفرم) شما چی است؟ این (رفرم) است یا باالهوسی؟ اگر بی کفایت اند چرا؟ اول مقرر شدند.

سرقت ها، اختطاف ها، قتل ها، تهدید ها، سؤ استفاده ها از وظیفه بی عدالتی ها، برخورد خشن و دزدانه با مردم، نه بود امنیت، نه داشتن احساس وطن دوستی و مردم دوستی و همه بی کفایتی ها بر می گردد به پلیس و افرادی که در پلیس از سطوح رهبری تا رده های پائین حضور دارند و یا ارتباطی که جنایت کاران با این اشخاص دارد و در تحت حمایت آن ها مبادرت به انجام جنایت می ورزند. شاید فیصدی بسیار محدودی در وزارت داخله هستند که می توانند مؤثر باشند و خالصانه به وطن و مردم فکر می کنند و این ها اگر در وظایف حضور دارند اما نقش شان فعال نه بوده و نه گذاشته اند آن ها سر بلند کنند و یا هم تعداد دیگری که می توانند الگوی خدمت و مدیریت باشند حالا در منازل شان و بی سرنوشت اند. نه می دانم چرا؟ از آن ها و تجارب شان استفاده به عمل نه می آید. این سخنی است که نه تنها من بلکه همه رسانه ها و مطبوعات، رادیو ها، تلویزیون ها،  کارشناسان و متخصصین و مردم عام هم می گویند. وزارت امور داخله نمونه یی از این بی کفایتی ها است. سایر نهاد های دولتی بدتر از این هم است. همین دیروز آقا سعید خان متهم به قتل اختطاف، ترور، چپاول، غارت وحشت و سؤ استفاده از نام وزیر داخله و ده ها مورد دیگر که چند روز در بازداشت نمایشی قرار داشت، دوباره رها گردید. آقای ضرار چی؟ جوابی به مردم دارند.

با وجود بی امنی ها در ولایات کندهار، فراه، پکتیا، هلمند، زابل دیگر ولایات جنوبی و جنوب شرقی که همین حالا است اما از دیری به این طرف آقای ضرار در کادر رهبری آن تغیراتی نه می آورند علت در کجا است؟ فشار کرزی و گروپی که هم زبان هم قوم و هم تبار خود کرزی است یا غلام بودن آقای ضرار؟ چرا؟ آقای ضرار شخصاً به نقاط آسیب پذیر سفر نه می کنند و رهبری وزارت را طور مداوم به ولایات نه می فرستند که بدانند چی کنند؟ پس الزاماً و حتماً این بی کفایتی ملت را به تباهی می برد اگر توجه به تغیر رهبری در وزارت داخله نه شود و کیفیت کاری و مؤثریت حضور پلیس کشور در صدر کار های دولت به خصوص شخص کرزی که حالا همه کاره ی بی کفایت دیگری این مملکت است قرار نه داشته باشد.

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» سيرتکامل اجتماعی و فرهنگی بشردردرازنای تاريخ
» ديدگاه: پيشبرد ماموريت شکست خورده درافغانستان
» افغانستان به غیرنظامی شدن دایمی، تضمين معتبر بين المللي سیاست عدم انسلاک و نا وابسته گی فعال ضرورت دارد،ئی به نیروهای مسلح نیم ملیونی .
» یادی ازکابل ویران
» مروری براستراتژی جديداوباما در مورد وضع موجود افغانستان
» « نظامیان وحشی آمریكا در میهن ما، فاجعهء خونین دیگری آفریدند!»
» واخان
» اعلامیه شورای اجرائیه انجمن حقوقدانان افغان مقیم اروپا دررابطه به محکوم نمودن کشتار اهالی ملکی
» محصل استقلال افغانستان کیست؟
» نامۀ سرکشادۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان عنوانی محترم باراک اوباما
» داودخان آخرین شهزاده واولین ریس جمهور
» انتخابات
» بیدلستان و گلدسته
» فوایدشفافیت وحساب دهی مقامات دولتی
» انتخابات آینده ی ریاست جمهوری واشتراک نیروهای ملی،مترقی ودموکرات درآن
» احترام به کرامت انسانی ویا بهره برداری سیاسی
» سامانیان ادامۀ شکوه ساسانیان درشرایط بعدازاسلام
» شگوفه های احساس
» مير واعظ کابلی و شعرای برخاسته از اين دودمان
» قسمت سوم مصاحبه امان معاشربا جناب آصف آهنگ (زبانهای ملی ورسمی کشور ما درعهد باستان)
» ما برای فعلايک راه داريم وان تحريم اين انتخابات است
» مولا نا باعث را آنگونه که من می شناسم
» خوارج مُتهم اند ، برئ الذمه نمیشوند !.
» نامهّ زندانی بدخترش.
» مولا نا عبدالکبیر( فرخاری)
» وطن فرزندان اصيلش را فراموش نميکند
» «نهضت آينده»، بايد گام حُسن نيت اش را شجاعانه بردارد!
» خوش بینی به آینده را باید با تدابیر ضروری وموثر تقویت نمایم
» ساختار ميكانيكی و جايگاه انستيتوت های دولت
» مصاحبه با خودم
» وضعیت پیچیدهء کشور وضرورت تشکُل واحد نیرو های مترقی که مردم افغانستان به آن امیدوارند
» صدای شاعری ازتبار هنـدوکش به ابدیت پیـوست
» سالروزعملیات وحشتناک یازدهم سپتامبر
» از شعور حق طلبی تا شعور حق تلفی
» دوست گرامی جناب داکتر صاحب همت!
» مسوول درجه اول تلفات غیر نظامیان ناشی از عملیات نظامی دولت ،کیست؟
» خصومت نژادی و زبانی مانع واقع بینی تاریخی است
» فارسی ستیزی یعنی چه ؟
» مكثی بر مقاله دانشمند گرانقدر محترم بشير بغلانی
» ٢٨ اسد هشتادونهمین سالروزاسترداداستقلال کشوررا گرامی میداریم
» اندیشه، تفکر وعقیده خوابگاه عمل نیست
» خصومت جنون آميز با حقيقت ؟!
» شایعه وشایعه پردازی
» اعلامیۀ فِفتا
» درشبستان جزم اند يشان، حديث عشق خواندن ؟!
» قابل توجه خواننده گان گرانقدر!
» فساد در دولت یا دولت فاسد ؟
» به اسقبال نشست پاریس
» مروری بر زندگی پربار شيون کابلی
» فرصت طلبان و ابن الوقتان بیشتابید
» سرهای بریده در افشار کابل
» آزادی وحق ادامۀ حيات برای يک دانشجوی جوان
» روزهمبستگی جهانی طبقه کارگر
» حکومت مافیایی کرزی , فقر و بدبختی مردم افغانستان
» افتضاح ـ استیضاح و افتضاح بزرگتر
» گر شیطان در دنیا حضور فزیکی میداشت در عصر ما او را شیطان معاصر مینامیدند
» ناگفته ها را از گفته های حاجی دین محمد والی کابل بخوانید
» راستی رضائی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» صحبت با بازمنده گان و باشنده گان حمله انتحاری در جاده فرودگاه کابل
» محفل برگزاری روز نوروز
» «پرنده ها وحیوانات نمی روند انسان ها هم نمی روند»
» شاروال نمونه
» اطلاعیهً کمیسیون تدارک وبرگزاری اجلاس وسیع نیروهای ملی , مترقی و دموکرات افغانستان در اروپا !
» نگاهی به زندگی، شيوۀ کار وآثارزنده ياد ( نينواز)
» روز گار آینه را محتاج خاکستر کند
» کابل درآيينۀ تاريخ
» درسوگ مرگ دوست عزيزم بيرنگ کوهدامنی
» نگاهی به کارنامه های فيلمسازان سينمای افغانستان
» در افغانستان دموکراسي را به جای تارېخ در عمل بايداموخت
» نفرين !
» گزارش جريان واقعی جلسهً ( نهم جون ) فعالين
» عظمت انديشه های مولانا درگذرگاه تاريخ
» چند پارچه شعر از امین الله مفکر امینی
» چه باید های که به اجرا و انجام آنها مشترکآ اقدام ورزید!؟
» به پاسخِ مقالِ "ببين تفاوت ره، از كجاست تا به كجا!"
» پايان ساليکه پيامی نداشت
» «فقط خلق با فرهنگ ميتواند خلق آزاده باشد»
» نامهً سر گشاده به جلا لتمآب حا مد کرزی
» سرنوشت غم انگيز در افغانستان
» بخش سوم اتحاد ارتجاع سياه وسپيد
» خراسان تاریخ وافتخار ماست ولی افغانستان زادگاه ووطن فعلی ما
» بخش دوم، اتحاد ارتجاع سياه و سپيد درمجازات محقق نسب
» آب اگر صد پاره گردد باز باهم آشناست
» وظایف و اجرا ات ضروری
» اتحاد ارتجاع سياه و سپيد در بازداشت و مجازات علی محقق نسب


عناوین دیگر:
يا رب اين نو دولتانرا با خرخودشان نشان ! (09.09.2007)
چگونه ميتوان به بحران کنونی وتداوم جنگ درافغانستان پايان بخشيد (08.27.2007)
بمناسبت جشن استرداد واستقلال (08.23.2007)
نگاهی به مرامنامۀ  " نهضت آيندۀ افغانستان" (08.08.2007)
این چه شوریست که در دور قمر میبینم؟" (07.22.2007)
مویه کردن برمحرومیت های گذشته ، خوشباوری به استقلالیت آینده.... (07.15.2007)
نفرين ! (07.03.2007)
(( جنون علاج نا پذير )) (07.02.2007)
گزارش جريان واقعی جلسهً ( نهم جون ) فعالين (07.02.2007)
يک توطئۀ خطرناک ديگر؟ ! (06.25.2007)