پنجشنبه, 09.09.2010, 09:42pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
پيام تسليت:کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان ; استقبال شایسته بخاطر حلول عیدسعیدفطرکانـــون فــرهنــگی پیوند پیـشکش میکند. ; "باید اور را متوقف کرد " ; بازتاب حقیقت خروج نیرو های آمریكایی از عراق، در رسانه های جهانی ; مارهای درونِ آستین "نهضت" را که مانع وحدت اند باید بیرون راند! قسمت چهارم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  مقالات از منابع دیگر
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  پیام ها و گزارشها
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
اندیشه، تفکر وعقیده خوابگاه عمل نیست
دوشنبه, 08.11.2008, 11:47am (GMT)

اندیشه، تفکر وعقیده خوابگاه عمل نیست

وقتی  دقت مینماییم میدانیم که تمام آفریده ها چه از نظر معنویت وچه  از نظر مادیت  در خدمت یگانه خلقت یعنی انسان  بوجود آمده است .  ادیان  ، مذ اهب ، ایدالوژی (افکاروعقاید ) علوم ( دانستنی ها) همه خلایق  عینی وماورای تخیل  که خود نیز به نوبه شان خالق دیگر معنویات ومادیات ( باور ها و اشیا) اند برای   استفاده ای انسان  بوجود آمده اند و در آینده بوجود میایند.

 

لذا انسان در ماهیت همه پدیده ها تمرکز دارد اما چرا با اینهمه مرکزیت همین انسان است که ستم میکشد زجر میبیند  نا آرام و سرگردان است  ویا گاهی با  شکنجه  عذاب ذلت  مرگ را نصیب میشودو چشمش از دنیائی آرزوهایش بسته میشود.

 

  این مبحث را  در زمانی میگشاییم که در عصر کمپیوتر عصر دانستنی ها فوق العاده قرار داریم

اما اگر  به گذشته ای دورتربرویم در یک عصری میرسیم که تفکر انسانهای آن وقت در حدود چند لحظه پایان میگرفت  وبا همان یک چند لحظه تفکر ،آنان خوبی ها را برای خود خوب میسنجیدند و خوشبخت تر از انسان امروزی بودند .

 

غرایز در وجود انسانها دو نوع است. یک غرایز فطری دوی دیگر غرایز کسبی اند . غرایز فطری ناشی از شعور  وغرایز کسبی ناشی از عقل است .لغزش در غرایز کسبی دقیقأ محتمل  است .   درعین حال  که از لحاظ شعور مرفع ترین جامعه انسانی جامعه مساوات است .  در عرصه دانستنی های اجتماعی از لحاظ عقل برای رفاه انسان ، جامعه  عادلانه  مطرح میگردد .

 چون انسان محصول جامعه است و در شرایط دست یابی به هستی مادی  به کمال میرسد.آنوقت است که جامعه شعوری خود را میسازد.

 

 امروز ما نمیتوانیم بگویم  فراغت ازاثر پذیری  اندیشه ، تفکر  وعقیده  به نفع ماست   ودر حقیقت در این عصرکسی از اثرپذیری آن فارغ بوده نمیتواند پس  اندیشه ،تفکر وعقیده  از یک طرف که خوابگاه عمل نیست واز طرف دیگر همانطوریکه برای گذشته نیست تنها به وسیله ای تدابیرسنجیده شده عینی، از حال به  آینده راه پیدا میکند .  ووقتی   اندیشه ،تفکروعقیده اهمیت وارزش دارد  که نوسانات زندگی  انسان  را برطرف سازد واو را در مسیر زندگی داشتن هدایت نمائید.

 

سیاست علم( دانستنی های) اجتماعی است  اجتماع  یک عینیت  مادی وحضوری است . این عینیت  مادی  در امر دانستنی ها  به  گذشته برده  نمیشود  بلکه در(داد وستد) این عینیت مادی  دانستنی ها شکل میگیرد و وجود اثر بخش پیدا میکند .از همینجا زمینه همفکری ، اشتراک عمل را برای ایجاد وسایل توجیه میکند که همانا بوجود آمدن مجموعه های سیاسی است .

 

 ورود به موضوع مورد نظر با این سر آغاز  بیانی از تراوشی تفکری  است که  انعکاس واقعیت های اجتماعی جامعه را   محک میزند. یعنی از برشده شده  نی بلکه  اندیشه ای  است که پیشآمدهای کار و مبارزه برای خدمت حضوری انسان به انسان انگیزه  بازتاب آن میباشد.

 

 آنچه سبب  بازدهی  این برداشت ها در این یادداشت شده است   مقاله ای  است که  دریکی از سایت  ها انترنتی به نشر رسید ه است . به نسبت خواست ها و آرزو ها ،اهدافی را که  با جمع کثیری از رفقا پیگیری مینماییم  بطور جمعی وانفرادی خود را مخاطب آن یادداشت ها احساس مینماییم .لذا به آن شدم تا به حقانیت  نظریات  این جمع آمد که خود را شامل آن میدانم ،به  خواسته های  مان مبنی بر  وحدت سازمانهای  رفیق وهم اندیش که از این سازمانها تعریف مشخص ومعین نیز شده است  تاکید نمائیم .

 باید بگویم  دو هفته قبل در این زمینه  یاداشتی   تحت عنوان  تا گذشته نقد نشود؟ نوشتم  وآنرا غرض نشر به سایت  مشعل فرستادم بنا به هر ملحوظی که بود مسوولین نشراتی ورفقای گرداننده از نشر آن بازگیری  نمودند . من هم به حکم اصول مشترک از انعکاس آن درسایر سایت ها وحتی وبلاگ های که  در اختیار دارم  فعلأ گذشتم . من فکر میکنم هنوز هم  آن یادداشت ها تاریخ زده نشده است هرگاه رفقا زمینه نشر آنرا فراهم بسازند مواردی مشخص تری را  بیان خواهد کرد .

 

واما  در باره اینکه  درمقابل این مقاله ویاداشت  های که خود را مخاطب  آن احساس میکنم  جواب  من چه خواهد بود اول باید که  وجه مخاطب را   مشخص بسازم .  به نسبت اینکه   وجه رفاقت میان نویسنده گان  این  چنین مقاله ها  و رفقای خارجی شان  مغشوش نگردد  فعلا اجازه دهند  ا یشان را  دوست خطاب نماییم .

 

دوستان گرامی !

با  اشخاصی که  دریک  موقعیت استثنائی قرار  دارند سخن گفتن  ومباحثه کردن  یک شخص عادی مثل من که در خط امتیاز فقط سپاهی است مشکل است   واین در حالی است  که  این قوماندانان من ومن های چون من محل  پهره داری ما را نمیدانند . اما  فضای مساعدی را که این سپاهیان تامین  نموده اند قلمرو حکم فرمائی خودقبول کرده اند . با آنهم حضور انانیرا که در مباحثات کتبی حاضر میشوند مورد تائید قرار داده و از آنان استقبال مینمائیم  اما نه اینکه هرچه پیش آمد خوش آمد از اینروبقول سعدی میگوییم که :

گر هر   دو    دیده     هیچ    نبیند

بهتر زدیده ایکه نبیند خطای خویش

 و اما در باره وحدت ووجوهاتی که مورد بحث است گفتنی است:

 تا انجاکه من عمیقأ در ک میکنم محور وحدت خواهی اکثریت رفقا  در مشخصات ذیل بطور بسیار دقیق وواضع تعین شده است.

 

(سازمانهای رفيق به آنهایی میگويیم که از نیرو ها وامكانات حزب بزرگ دیروز ما ایجاد شده اند ودر دیباچه ها ،پیش گفتارها واسناد مرامی شان، رسماً خود را   وارث ویا امتداد مبارزهً آرمانی آن حزب میدانند . هم اندیش به آن سازمانهای رفیق میگويیم که برای کسب امتیاز،امروزمارا زیرسوال نمی برند و گذشته ً ما را زیر پا نمیگذارند وخودرا درتصویرکشیدن رخدادهای گذشته غیر مسوول ودیگران را مسوول نمیدانند. در مورد شخصیت های انفرادی رفیق خارج از  تشکیلات  عین بینش وجود دارد.)

 

به اساس این مشخصات  باید  به موضوع بحث  وحدت خواهانه داخل شد  وقتی جهات بحث ما چنین مشخص باشد دیگر سوالی باقی نمیماند که ما کی هستیم وچه میخواهیم .

 

 در یادداشت نشر ناشده  خود در این مورد نوشته بودم:

(پرسیده میشود در شرایط موجود چگونه  طرح وتدبیر،ضرورت ها ی ما را برای ایجاد پایگاه در میان مردم میسر میسازد ؟ حضور روبزوال امپریالیزم را هم اگر در نظر بگیریم  چگونه  به یکباره گی ذهنیت مردم برای پذیرش آنچه ما میخواهیم  آماده خواهد شد .

 

 به عقيده ًما، بهترين راه اينست كه بانسخه های بی اثر ويا محصول تراوشهای فكری دانشمندان سائرملل درزمان حاضر كه حقائق درمورد وطن ما وسطح فهم مردم آن را به خوبی درك كرده نميتوانند ، نبايد وارد عرصهً سياست شويم. به ما ضروريست كه ( چپ افغانی) اولا ً دربين خود زبان مشترك پيدا كند وبعدا ً باسائرنيروهاي تحول طلب ودموكرات همزبان گرديده عليه ديو بنياد گرايی ،اين دشمن آزادی ،دموكراسی ، عدالت وفرهنگ وطنی وجهانی ، به مبارزهً جدی برخيزد ودرنجات وطن ازمنجلاب بدبختيهای فعلی ،نقش خودرا مسوولانه ايفا نمايد.)

 

 دوستان عزیز !

ایا وقتی که برای خرید "بوت "(پاپوش) برایتان میروید فقط میروید" بوت" (پاپوش) بخرید یا اندازه ای پا هایتان هم در نظر است که به اندازه ان بوت بخرید. شما میدانید اگر پا های ده نمبررا در بوتهای شش نمبرداخل نمائید اول جور نمی آید وباز اگر فشار بیاورید پاره خواهد شد .

 

قطار کردن تیوری ها ، مومیائی کردن آن در ذهن ما بدون سنجش ورود در عرصه عمل بدرد  نمیخورد این نوع موضعگیری ها ذهنی فقط  ما رابه  واعظان بی عمل تبدیل میکند .

 

  از چسپیدن در دگم های ذهنی است که حزب سازی  برای یک شرایط وبرنامه ریزی برای شرایط دیگر عرض اندام میکند . 

 

 لذا فرشته های نجات که در آسمان هفتم خیالات  در پرواز اند  تعریف حاکمیت سیاسی  را در جامعه ای  خیالاتی خود  کاملا میخانیکی مطرح میکنند .  تا کنون ما اینرا  میدانیم که حزب  برای کسب  قدرت سیاسی دریک  جامعه  مبارزه میکند. وقتی به قدرت رسید  اعضای آن  هم به حیث مجری  برنامه  وهم به حیث اعضای جامعه  در اداره اشتراک وظیفوی  میداشته باشند.   واین به آن معنی است  که  طراحان یک برنامه  مجریان همان برنامه  هم اند .اما وقتی از جامعه میگوییم .شرکت سایراحزاب مربوط میشود به صلاحیت ها در چارچوب  قانون اساسی که حقوق شهروندی را در جامعه معین ومشخص میسازد .که بربنیاد آن هم قدرت حاکم فعالیت  مینماید وهم احزاب حضور داشته در آن جامعه فعالیت خود را تنظیم مینمایند . بطور مثال در زمان حاکمیت ح د خ ا احزابیکه با روحیه  اصول اساسی  ویا قانون اساسی  کشور فعالیت داشتند در سیستم دولت اشتراک شان تامین بود اما مجریان برنامه حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به هیچ صورت در آن حاکمیت جایگاه نداشتند .

 

با اینحال  نمیدانم  از کدام روی با این روحیه حضور سازمانهای مترقی  در  شرایط حاضربخاطر مردم در پهلوی مردم  تکفیر میگردد. این سیاست یک بام دو هوا راچگونه میتوان تعبیر کرد.  که دیروز شرکت  عناصر مرتجع   را در حاکمیت مطرح میکند .اما امروز که آنان ( مرتجعین)با تیغ وتبر وچنگ ودندان برای "قل و قم" کردن مردم ووطن آمده اند وقتی   نیر و های مترقی  بسوی مردم و  برای نجات مرد م  قدم  بگذارند  حکم قطع پاهای  آنان   صادر میشود. در حالیکه خود آنان حتی جایگاه اختصاصی را برای نیروهای امپریالیزم  در برنامه  شان قبول کرده اند .

 

   دوستانیکه در اینباره حاکمیت ح د خ ا را به نقد میکشند با اینهمه بیانات طویل   واستعمال واژه  ها ی که از روی آن  معرفت شان  به حیث  شخصیت  مترقی مطرح میشود چرا به یکباره گی  موقف نیرو های متخاصم ارتجاعی را در شرایط دیروز فراموش میکنند  و گویا ارتجاع  داخلی وحامیان خارجی شان  هر چه وحشت  ودهشت وبربریت دارد امروز دارد  ودیروز آنان با دسته های  گل نیرو های مترقی را اسقبال میکردند . شاید به نظر آنان ارتجاع به دو نوع است .ارتجاع خوب وارتجاع بد . که ح د خ ا در زمان حاکمیت خود با ارتجاع خوب  در تقابل بوده باشد .

 

برنامه های که در شرایط مشخص کار برد معین نداشته باشد  تدابیر این است  که بنیاد اندیشه ای ان به آسیب  پذیری کشانیده نشود .

لذا طواف نظریات غیر انطباقی راه به جائی  نمیبرد. و این خود محوری در نتیجه به لغزش های عمیق می انجامد .  این است که رفتن در فراز ونشیب مبارزه و  ناهمواری آن اعتماد اندرونی میخواهد.  ظواهر واشکال نمیتواند  اعتماد را حاصل  نمائید واین در حالی است که اگر چند صباح به گذشته برویم میبینیم انانیکه با استعمال واژه ها فخر میفروشند گروه های را رفیق گفته اند که  هیچ  نوع وجه مشترک با ایشان نداشته اند . مگرامروز از واقعیت فرار مینمایند و باخود پسندی  حقیقت مسلم  را انکار میکنند .

 

در اختتام به رسم نتیجه گیری  با تکیه به  مردم گفته  های را که گوینده آن نشانی ندارد اما ازنام  مردم به مردم گفته شده است  ، مشورتأ مفهوم آنرا به دقت  آنانیکه مورد توجه این یادداشت میباشند پیشکش مینمایم : " ما غم جان او را میخوریم او تقلید دهان ما را میگیرد "

" گوسفندی که از رمه جدا شود نصیب گرگ میشود"

 

  

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» سيرتکامل اجتماعی و فرهنگی بشردردرازنای تاريخ
» ديدگاه: پيشبرد ماموريت شکست خورده درافغانستان
» افغانستان به غیرنظامی شدن دایمی، تضمين معتبر بين المللي سیاست عدم انسلاک و نا وابسته گی فعال ضرورت دارد،ئی به نیروهای مسلح نیم ملیونی .
» یادی ازکابل ویران
» مروری براستراتژی جديداوباما در مورد وضع موجود افغانستان
» « نظامیان وحشی آمریكا در میهن ما، فاجعهء خونین دیگری آفریدند!»
» واخان
» اعلامیه شورای اجرائیه انجمن حقوقدانان افغان مقیم اروپا دررابطه به محکوم نمودن کشتار اهالی ملکی
» محصل استقلال افغانستان کیست؟
» نامۀ سرکشادۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان عنوانی محترم باراک اوباما
» داودخان آخرین شهزاده واولین ریس جمهور
» انتخابات
» بیدلستان و گلدسته
» فوایدشفافیت وحساب دهی مقامات دولتی
» انتخابات آینده ی ریاست جمهوری واشتراک نیروهای ملی،مترقی ودموکرات درآن
» احترام به کرامت انسانی ویا بهره برداری سیاسی
» سامانیان ادامۀ شکوه ساسانیان درشرایط بعدازاسلام
» شگوفه های احساس
» مير واعظ کابلی و شعرای برخاسته از اين دودمان
» قسمت سوم مصاحبه امان معاشربا جناب آصف آهنگ (زبانهای ملی ورسمی کشور ما درعهد باستان)
» ما برای فعلايک راه داريم وان تحريم اين انتخابات است
» مولا نا باعث را آنگونه که من می شناسم
» خوارج مُتهم اند ، برئ الذمه نمیشوند !.
» نامهّ زندانی بدخترش.
» مولا نا عبدالکبیر( فرخاری)
» وطن فرزندان اصيلش را فراموش نميکند
» «نهضت آينده»، بايد گام حُسن نيت اش را شجاعانه بردارد!
» خوش بینی به آینده را باید با تدابیر ضروری وموثر تقویت نمایم
» ساختار ميكانيكی و جايگاه انستيتوت های دولت
» مصاحبه با خودم
» وضعیت پیچیدهء کشور وضرورت تشکُل واحد نیرو های مترقی که مردم افغانستان به آن امیدوارند
» صدای شاعری ازتبار هنـدوکش به ابدیت پیـوست
» سالروزعملیات وحشتناک یازدهم سپتامبر
» از شعور حق طلبی تا شعور حق تلفی
» دوست گرامی جناب داکتر صاحب همت!
» مسوول درجه اول تلفات غیر نظامیان ناشی از عملیات نظامی دولت ،کیست؟
» خصومت نژادی و زبانی مانع واقع بینی تاریخی است
» فارسی ستیزی یعنی چه ؟
» مكثی بر مقاله دانشمند گرانقدر محترم بشير بغلانی
» ٢٨ اسد هشتادونهمین سالروزاسترداداستقلال کشوررا گرامی میداریم
» خصومت جنون آميز با حقيقت ؟!
» شایعه وشایعه پردازی
» اعلامیۀ فِفتا
» درشبستان جزم اند يشان، حديث عشق خواندن ؟!
» قابل توجه خواننده گان گرانقدر!
» فساد در دولت یا دولت فاسد ؟
» به اسقبال نشست پاریس
» مروری بر زندگی پربار شيون کابلی
» فرصت طلبان و ابن الوقتان بیشتابید
» سرهای بریده در افشار کابل
» آزادی وحق ادامۀ حيات برای يک دانشجوی جوان
» روزهمبستگی جهانی طبقه کارگر
» حکومت مافیایی کرزی , فقر و بدبختی مردم افغانستان
» افتضاح ـ استیضاح و افتضاح بزرگتر
» گر شیطان در دنیا حضور فزیکی میداشت در عصر ما او را شیطان معاصر مینامیدند
» ناگفته ها را از گفته های حاجی دین محمد والی کابل بخوانید
» راستی رضائی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» صحبت با بازمنده گان و باشنده گان حمله انتحاری در جاده فرودگاه کابل
» محفل برگزاری روز نوروز
» «پرنده ها وحیوانات نمی روند انسان ها هم نمی روند»
» شاروال نمونه
» اطلاعیهً کمیسیون تدارک وبرگزاری اجلاس وسیع نیروهای ملی , مترقی و دموکرات افغانستان در اروپا !
» نگاهی به زندگی، شيوۀ کار وآثارزنده ياد ( نينواز)
» روز گار آینه را محتاج خاکستر کند
» کابل درآيينۀ تاريخ
» درسوگ مرگ دوست عزيزم بيرنگ کوهدامنی
» اشتباه نه کردیم (رفرم) آقای ضرار را باالهوسی نامیدیم.
» نگاهی به کارنامه های فيلمسازان سينمای افغانستان
» در افغانستان دموکراسي را به جای تارېخ در عمل بايداموخت
» نفرين !
» گزارش جريان واقعی جلسهً ( نهم جون ) فعالين
» عظمت انديشه های مولانا درگذرگاه تاريخ
» چند پارچه شعر از امین الله مفکر امینی
» چه باید های که به اجرا و انجام آنها مشترکآ اقدام ورزید!؟
» به پاسخِ مقالِ "ببين تفاوت ره، از كجاست تا به كجا!"
» پايان ساليکه پيامی نداشت
» «فقط خلق با فرهنگ ميتواند خلق آزاده باشد»
» نامهً سر گشاده به جلا لتمآب حا مد کرزی
» سرنوشت غم انگيز در افغانستان
» بخش سوم اتحاد ارتجاع سياه وسپيد
» خراسان تاریخ وافتخار ماست ولی افغانستان زادگاه ووطن فعلی ما
» بخش دوم، اتحاد ارتجاع سياه و سپيد درمجازات محقق نسب
» آب اگر صد پاره گردد باز باهم آشناست
» وظایف و اجرا ات ضروری
» اتحاد ارتجاع سياه و سپيد در بازداشت و مجازات علی محقق نسب


عناوین دیگر:
خصومت جنون آميز با حقيقت ؟! (08.02.2008)
شایعه وشایعه پردازی (08.02.2008)
آقای خرم پس از فیاض نوبت کیست ؟ (08.02.2008)
اعلامیۀ فِفتا (08.02.2008)
بازهم توضیحات... ! (08.02.2008)
درشبستان جزم اند يشان، حديث عشق خواندن ؟! (07.14.2008)
قابل توجه خواننده گان گرانقدر! (07.13.2008)
حرف های برهنه (07.12.2008)
یک یادداشت اغوشته بخون! (07.06.2008)
گذشتۀ مشترک یا اندیشۀ مشترک (07.06.2008)