دوشنبه, 11.20.2017, 06:06am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
سه شنبه, 11.02.2010, 06:50pm (GMT)

عبدالحسین تلاش

اكتبر ۲۰۱۰

  

گرامی باد  سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر

هفتم نومبر ۲۰۱۰ فرا میرسدوما به استقبال نود وسومین سالگرد انقلاب کبير اكتبر به رهبری ولادیمیر ایلیچ لنین و حزب کمونیست روسیه میرویم؛ انقلاب كه به گفتهء جان رید، ده روزش جهان را لرزاند! آری هفتم نومبر فرامیرسد؛ روز پرافتخار كه درتاریخ مبارزات طبقاتی بشریت تحت ستم ویا طبقهء بی چیزو رنجبر وبرده وبنده، برای اولین باردر تاریخ مبارزه طبقاتی انسان هستی آفرین وزحمتكش، با سرنگونی رژیم   مستبد، سرکوبگروپلیسی تزاری؛ درهم شکستن ماشين دولتی آن ودرهم پيچيدن حلقهء ازحلقات زنجیر بزرگ سرمایه داری جهانی در روسیه باساختاراقتصاد نیمه سرمایه داری ــ نیمه فئودالی ، حاكمیت / سیاسی / خودرا پی افگند و زمینه سازآن گردید تا بر خلاف انقلابات گذشته [از جمله انقلاب ۱۷۸۹بورژوازی فرانسه، كه در نتیجهء آن مالكیت فیوداكی به سود مالكیت بورژوازی ملغا شد] نه برای تغییر شیوهء استثمار، نه برای ادامه و تحمیل شرایط مالكیت خود سر ... استثمارگران تازه به قدرت رسیده ...  و نه برای  حفظ حاكمیت گذشته  بر حال؛ بلكه باكوبیدن میخ برتابوت نظام استثمارگروانهدام مالكیت خصوصی بروسایل تولید ... كه بنیاد و بستر اصلی  استثمارگروه عظیم از انسان ها بدست گروه قلیل از استثمار گران بود، شرایطی را برای ارتقاء پرولتاریای سازمان یافته به مقام طبقهء حاكم و كسب پیروزی / آن / در جنگ دموكراسی ؛ برای  پی ریزی جامعه نوين سوسياليستی تا در آن زمینهء تکامل آزاد هر فرد، ( كه )  شرط تکامل آزاد همگان استمساعد گردد؛ پایان بخشیدن به هرگونه استثمار وبهره كشی انسان توسط انسان؛ برای برپایی نهاد های اقتصادی ـ اجتماعی كه دران برابرى انسان وسهم عملی، فزاينده  وشایستهء آنان وبه ویژه زنان در همه امورزندگى از جمله  درتولید، توزیع و مصرف نعمات مادی و اداره عمومى كشور، مساعدگردانید.

...نظام شوروى همانا يکى از تأييدات يا مظاهر آشکاراين تحول يک انقلاب به انقلاب ديگرى‌ بود...كه  حد اکثر دمکراتيسم براى کارگران و دهقانان ... و درعين حال دال بر گسست با دمکراتيسم بورژوائى و پيدايش طراز نوين جهانى- تاريخى دمکراسى يعنى دمکراسى پرولترى يا ديکتاتورى پرولتاريابود...

...پس از صدها وهزاران سال براى نخستين بار اين شعار از يک انتظارمبهم و زبون به يک برنامه سياسى روشن ودقيق به مبارزه مؤثر ميليونها ستمکش تحت رهبرى پرولتاريا، به نخستين پيروزى پرولتاريا، به نخستين پيروى در امر محو جنگها، در امر اتحاد کارگران کليه کشورهاعليه اتحاد بورژوازى کشورهاى مختلف، آن بورژوازى که هم صلح وهم جنگش بحساب بردگان سرمايه، بحساب مزدوران، بحساب دهقانان، بحساب زحمتکشان است، مبدل گرديد... ( لنین ۱۹۲۱)

كه بدین ترتیب انقلاب كبیر اكتبر در تاریخ جـوامع بشری ، برای  بارنخست  زمینه های مادی و معنوی زندگی توده هاي  وسیع زحـمتكشان شهر و ده، اعم ازگارگران، دهقانان ،كهن سالان، زنان، کودکان، پیشه وران ... سربازان را در روسيه شوروی و متعاقباً درجمهوریت های دیگر آن (كه بطور كلی نام اتحاد جماهیر شوروی سوسياليستی را بخود گرفت) مساعد نموده ورفته رفته به یكی از كشور های عظیم وپیشرفته  جهانی از نگاه اقتصادی، فرهنگی وعلمی مبدل گردید .

بسنده خواهد بود كه گفته شود، اتحاد شوروی، ... در دو برنامه پنج ساله نخستين، توليد صنعتی به طور متوسط با نرخ ۱۱ درصد رشد کرد. ازسال ۱۹۲۸  تا ۱۹۴۰سال ، سهم بخش صنعت از۲۸ درصد به ۴۵ درصد اقتصاد کشور رسيد... نرخ بيسوادي از ۶۵ درصد به ۲۰ درصد کاهش يافت. شمار فارغ التحصيلان مدارس عالي، مدارس تخصصي، و دانشگاه ها جهشی چشمگيری  داشت. برای نخستین بارماهواره و انسان( فضانورد)را درمدارزمین قرار داد؛ افزون براين ، دولت برای تامين تحصيل رايگان، خدمات صحی رايگان و بيمه اجتماعی آغاز کرد، و پس از ۱۹۳۶يارانه هایی براي مادران تنها، كم فرزند و مادران كه  فرزندزیاد داشتند،  در نظر گرفته شد... اين همه  دستاورد ها  حيرت انگيز ودر طول تاريخ بی سابقه بوده است...

 به همین گونه درسال  ۱۹۴۸کل محصولات صنعتی ازسال ۱۹۴۰ پيشی گرفت و درسال ۱۹۵۲ از دو و نيم برابر محصولات  نسبت به سال ۱۹۴۰ فراتر رفت...و به محرومیّت های اجتماعی از جمله بیکاری، بیسوادی پایان بخشید .

 بين سال هاي  ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵، اتحاد شوروي  با پرداخت بیشترین هزینه و تلفات انسانی و اقتصادی ، آلمان فاشيست را شکست داد و به تجديد بناي ويرانی هاي جنگ پرداخت پیروزی عظیم مردم اتحاد شوروی در جنگ كبیر میهنی بر دیو فاشیسم، در حقیقت پیروزی همهء مردم جهان به حساب رفته و خاطرهء آن در سینهء تاریخ بشر جاودانه و ماندگار خواهد بودم در بُعد  جهانی و درست در مطابقت كامل با این اندیشهء لنین كهبدین سان انقلاب سوسیالیستی تنها و به طور عمده مبارزه پرولتاریای انقلابی یک کشور جداگانه علیه بورژوازی خودی نخواهد بود. نه، بلکه این مبارزه همه مستعمرات و سرزمین هایی خواهد بود که از امپریالیسم ستم می بینند، این مبارزه همه کشورها علیه امپریالیسم جهانی خواهد بود... ،انقلاب الهام بخش اكتبر ،  سبب بیداری و حركت آگاهانهء و متشكلانهءكارگران و زحمتكشان جهان و اتحاد و همبستگی  آنها غرض مبارزهء مشترك بین المللی شان علیه استعمار، استثمار، راسیسم، اپرتاید،  فاشیسم  ... و رهایی بشریت تحت ستم ، استبداد  واستثمارِ  جهان سرمايه داري  و آمپریالیسم ، گردید؛ كه  نمی توان از اثر گذاری مستقیم آن درایجاد ، رشد، قوام  و موفقیت های چشمگیر جنبش های رهایی بخش ملی و حركت های استقلال طلبانه ء ضد استعماری در سراسر جهان، از جمله در كشور های آفریقایی ، امریكای لاتین و همینطور در حركت استقلال طلبانه و قیام مسلحانهء مردم با شهامت افغانستان، نیم قارهء هند ...  از قید بند گی و اسارت استعمار گران جهانی و هٰكذا پیروزی  انقلاب چين در سال ۱۳۴۹ و رفتن آن كشور بسوی  ساختمان  جامعهء سوسياليستی وظهور و حضور فعال جنبش های ملی و فرا ملی  در سراسر جهان  و مبارزهء مشترك شان در راه  صلح، ترقی ، دموکراسی و تحولات  اجتماعی، با تعصب كوربینانه، انكار نمود.

شایان ذكر است كه پیروزی انقلاب اکتبر چنانچه نخستین شعار آنرا صلح، زمین، نان تشكیل می داد، نه آنچه كه  دشمنان اندیشه های علمی طبقهء بی چیزو رنجبر و ایضاً چپ نما های پارینه یی و سر گیچه های امروزی با گرایشات راستگرایانه بسود سرمایه داری  جهانی و برای انحراف اذهان عامه ، انقلاب عظیم اکتبر، تصادف   یا كودتا بود بلكه حرکت كتلهء عظیم استثمار شونده گان انقلابی جامعهسازمان یافته بصورت یك طبقه ... و در یك حزب سیاسی آگاه و رزمندهء مارکسیستی، بمثابه نیروی محرکهء انقلاب بود با درك عمیق از از روند تکامل تاریخی - اجتماعی و رهبری سالم و آگاهانهء آنان؛ سرانجام پیروزی انقلابیون در روسیه تزاری ودست یابی به آزادی واقعی اکثریّت عظیم جامعه؛ درنتیجه صحه گذاشتن بر دست آورد های عظیم فلسفی-اجتماعی ، بمثابه یگانه علم ودانش برای رهایی پرولتاریا و طبقهء مظلوم وستمكش!

پایهء استوار و اساس تیوریك انقلاب اكتبر را حصول  تجربیات شگرف توٱم با ژرف نگری  دیالکتیکی  ازماركسیسم و استنتاجات علمی ازان ؛ وبا تحلیل و ارزیابی مشخص  از شرایط  مشخص كه دیگر سرمایه‌داری بنا بر ناموزونی انباشت ورشد آن، از مرحلهء رقابت آزاد فارغ و به مرحله‌ی سرمایه داری انحصاری یا امپریالیسم( بمثابه آستان  انقلاب سوسیالیستی ) گام نهاده بود، تشكیل می داد.

انقلاب اكتبـر با وصف شكست آن  كه ناشی ازعوامل داخلی و خارجی، اشتباهات و خیانت های  عمال معلوم الـحال هر قدراز ما دور می شود اهميت / آن /  روشنتر ميگردد و صحت وعمق این گفته ها راامروز ما از موج عظیم  بیكاری، مرض، تحقير، سرکوب، بی حقوقی، تبعيض‏، محروميت، فقر، اعتياد، تن فروشی، ظلــم و ستم و انواع مصیبت ها ی فلاکت بار و دردناک دیگر که از اوایل سال های ۱۹۹۰  دامنگیر بخش  وسیعی از كارگران وزحمتكشان  اتحاد شوروی سابق و مجموعهء كشورهای / قبلاً سوسیالیستی /  اروپای شرقی گردیده است ، به سهولت می توان دریافت.

چنانچه کشورهای پری بالتیک ( لیتویا، استونیا و لیتوانیا) بدترین وضع را دارند. رژیمهای ناسیونالیستی در این کشورها آینده دولت های خود را با سیستم مالی، تجاری و جنگی امپریالیسم پیوند زده اند.

 در دوران اتحاد شوروی این جمهوری ها بطور موفقیت آمیز در ترکیب اتحاد شوروی رشد کردند. هم اکنون لاتوی به فقیرترین کشور اروپای متحده تبدیل شده است. همانا در این کشور در سالهای اخیر کوتاه تریت طول عمر، پائین ترین دستمزد، بازنشستگی و غیره وجود دارد. تقریبا چهل درصد از مردم روسیه در فقر و یک چهارم جمعیت آن در زیر خط فقر بسر می برد. بالاترین مرگ و میر در اروپای متحده را دارد. اوضاع در استونی و لیتوان تقریبا به همین شکل است.

نرخ بیكاری در روسیه طی سال جاری۷.۶ در صد گزارش داده شده است.آنچه كه در زمان اتحاد شوروی، اصلاً وجود بیرونی نداشت. بنا به عقیده تحلیلگران همانا روسیه با شدیدترین عواقب بحران در بین دولت های بزرگ جهان مواجه خواهد شد . مدل لیبرالی که ایالات متحده به جهان تحمیل میکند برای همیشه بگونهء فاجعه باری شکست خورد. جامعه ای که اساس آنرا مالکیت خصوصی تشکیل می دهد نمی تواند پاسخگوی تمامی احتیاجات شهروندان خود باشد. دولت نمی تواند حافظ مالکیت خصوصی این یا آن فرد باشد. دولت بایستی تنظیم کننده مقتدر اقتصاد باشد و این دولت بنظر ما همانا یک دولت سوسالیستی است.

تغییرات اجتماعی و اقتصادی که پس ازفروپاشی اتحاد شوروی،از جمله درروسیه به وقوع پیوسته است...به خصوص زنان و کودکان را تحت فشار قرار داد.... استخدام زنان در شغل هایی با درآمد پایین تمرکز یافته و بیکاری در میان زنان بیشتر از مردان است. در سر تا سر روسیه، تعداد بی خانمانان، بیکاران و افراد کم درآمد به گونه ی چشمگیری (بر عكس ) زمان موجودیت اتحاد شوروی ، افزایش یافت...

...بیماریهای اجتماعی مختلف که در دوره ی اتحادیه ی شوروی وجود نداشته و یا بسیار نادر بودند در روسیه ی معاصر مسئله ای مهم به شمار می آمدند. استفاده از داروهای غیر قانونی به دلیل فقدان عملکرد اجرایی و افزایش خریدو فروش داروها، به گونه ای اساسی رشد یافته است. میزان مصرف الکل نیز افزایش یافته است...

 ...مسمومیت ناشی از الکل یکی از علل مرگ و میر است. بخصوص الکل هایی که خانگی بوده یا توسط مخازن صنعتی رقیق شده اند. این مسئله عامل مهم در کاهش سن ... ، بخصوص برای مردان است...

 ... ((اعتیاد)) واستفاده از مواد مخدر موجب تسریع در گسترش ایدز است، زیرا ویروسی که مسبب بیماری ایدز است یعنی اچ . آی . وی(كه درزمان شوروی وجودنداشت)، به صورت عمده ای از طریق درون وریدی( موجود در سیاهرگ) مصرف کننده ی مواد مخدر از سرنگ تزریقی مشترک، منتقل می شود. در سالهای اخیر شیوع چندین بیماری واگیر دار(وساری) دیگر افزایش یافته است. مرض و دیگر بیماریهای قابل درمان به دلیل درمان ناقص بیماران و فقدان بازشناسی علائم بیماریها در میان دیگر مبتلایان، گسترش یافته است. بیماریهای مقاربتی نیز به سرعت افزایش می یابد. در جهت مثبت، دولت مبارزه بر علیه بیماری های دیفتری و فلج اطفال را به صورت موفقیت آمیزی هدایت کرده است.

باید افزود كه این وضعیت جمع تن فروشی وقاچاق وتجارت زنان ودختران وحتاکودکان به بركت  تفكر،اندیشه وعمل بی وجدان بازار آزاد ودموكراسی قلابی ودروغین ایدیالوگ های نظام سرمایه داری ومافیایی،  درسایركشورهای سابق “ اتحاد شوروی” وبلوك شرق، نیز بدترین نوع بیداد می نماید.

هیچ چیز نمی تواند دست آوردهای انقلاب روسیه را بزداید... زحمتكشان جهان انقلاب اکتبررا به خاطر دست آوردهای آن، به خاطر درس های تاریخی آن و به خاطر الهام ممتازی که برای آینده ی بشر، یک آینده ی سوسیالیستی ایجاد کرد، جشن می گیرد. بویژه آنكه امروز زیر سایهء مرگبارنظام سرمايه داری نه فقط وجود جنگ ‌های بی‌انتهای اين قرن که اساسا همه محصول رقابت سرمايه داران بر سر يک قطعه خاک يا اين يا آن تکه ثروت طبيعی بوده است، بلکه تلف شدن انسان‌هايی که در سکوت می‌ميرند... هرسال چهل ميليون کودک ... از فرط گرسنگی جان می بازند؛ صد ميليون کودک کارگر ديگری سالانه‌در  دوران طفوليت ‌شان قربانی استثمار سرمايه داران می گردند؛ هر سال قريب به ده ميليون انسان دست به خودکشی می‌زنند، تا از فکر به نااميدی در زندگی‌شان خلاص‏ شوند؛ ميليون‌هايی دیگرهنوز به علت بيماری‌های قابل پيش‏ گيری تلف می‌شوند؛ ميليون ‌ها کودک خيابانی درهر گوشهء جهان مانند آمريکای لاتين،.. قربانی فحشاء و اعتياد می‌شوند؛ اميد ميليون ‌ها زن ... به برخوردار بودن ازداشتن زندگی و رفتار انسانی در اين جامعه وحشی / طبقاتی / سلب شده است؛ ميلياردها انسانی دسترسی حتا به يک ليوان آب تصفيه شده را ندارند ؛... ميليون‌ها انسان ... حتی در پيشرفته ترين کشورهای سرمايه داری هر روز با اين فکر به خواب می‌روند که چگونه فردا را بسر آورند و در صورت بيکار شدن و از دست دادن منبع معاش‏ چگونه شکم کودکان خود را پر کنند و جواب چشم‌های پر از توقع و پر از انتظار آن‌ها را بدهند؛ ميليون‌ها انسان ... بی پناه و آواره شب را در جاده ها و خیابان ها و پس كوچه ها بسر می برند ، آن هم ... در قلب ثروت مندترين کشورهای دنيا، در پاريس‏، در لندن و در نيويورک؛ و بنظر نمی‌رسد که در اين سير قهقرايی جامعه سرمايه داری به طرف ارتجاع و توحش‏ مطلق، مکثی وجود داشته باشد.

افزون بران با گذشت تخمین دو دهه ختم جنگ سرد ، وفروپاشی شوروی كه به آن روز،نام

  تفاهم و آشتی ملی نهادند وعاشقان سر به كف هیولای غارتگرجهانی یعنی امپریالیسم  و مدافعان سیاست ضد بشری نیولبرالیسم و جهانی سازی وتجارت وبازارآزاد، آنرا نويد بخش صلح و امنیت جهانی وبهبود وضع عمومی زحمتكشان جهان دانسته و جاهلانه و یا ریاكارانه به سود آن تبلیغ میكردند( و تبلیغ می كنند) ؛ وبسا كه درسرخط مرام واهداف به اصطلاح دموكراتیك خود قرارداده وآنرا، یگانه شیوه وتفكربشرخواهانهء و راه رشد طبیعیی اجتماعی واقتصادی عرض  تٱمین عدالت(!) اجتماعی، دانسته اند؛  اما با تلخی باید یاد كرد كه ما همه شاهد عكس آن، یعنی یورش وحشیانهء نظامی وتوسعه طلبانهء سرمایه داری جهانی برسرزمین های دیگران،از جمله حملات نظامی وتوسعه طلبانه به يوگسلاوی درسال (1990) و متلاشی ساختن آن كشور، هجوم وحشیانه وخونین به كشورما افغانستان درسال (2001) و تبدیل آن به پایگاه دائیمیی نظامی برای اهداف ستراتیژیك خود، اشغال كشورمستقل عراق (2003) به بهانهء نابود كردن سلاحهای كشتار جمعی ، بوده ایم.

علاوه بران، افزایش بی سابقه هجوم بر حقوق و منافغ زحمتكشان جهان كه در نتیجهء آن بیش از هر زمان دیگر ملیون ها تن از انسان ها بی دفاع به پرتگاه فقرومرگ تدریجی، بیكاری و عدم دسترسی به آب نوشیدنی وخدمات طبی و تعلیمی، در سراسر جهان جبراً كشانیده شده است... و نتیجه اینكه  امنیت كلی و شغلی جهان و باشنده گان آن بشمول محیط زیست به مخاطرهء جدی قرار گرفته است.

 قابل یاد آوری است كه با وصف حقایق تلخ ناشی ازفروپاشی اتحاد شوروی؛  شکست دکترین لیبرالیسم وافسانهء برقراری حاكمیت بدون مانع حکمفرمایان امریکا درجهان و اثرات فاجعه باروجودجهان تک قطبی، هنوزهم عدهء «چپ» اندیشان وطنی ما، باکلی گویی ها اندر باب «عدالت اجتماعی و رفاه عامه»؛ بكار گیری اصطلاح مخالفت(!) با

" تحمیل یک ایدئولوژی خاص برسیستم سیاسی ومناسبات اجتماعی؛ بهره(!)جویی

 "...ازمجموع دانش بشریّت پیشرو مترقی ..." اما درعمل قبول رژیم یا به اصطلاح دولت كه عقاید وایدیالوژی سیاسی آنرا بگونهء بنیادی دین تشكیل میدهد، كه « بامذهب به شیوهء سیاسی وباسیاست به شیوهء مذهبی رفتار میكند»؛ ( لطفاًبه عنوان قانون اساسی " دولت جمهوری اسلامی افغانستان وبویژه به مادهء سوم این قانون، مراجعه شود) كاملاً آلوده با نظرات تاریخ زده ی لیبرالیی "فرانسیس فوکویاما"، از چهره هاي برجسته مدافع ليبرال ‌دموكراسي در جهان،همنوا اند؛همان "فوکویاما" یی كه زمانی با سرمستی ومدهوشی ازفروپاشی شوروی و فروریزی دیوار برلین، در سال ۱۹۸۹ تز"پایان تاریخ" و پایان حکومت های ایدئولوژیک وپیروزی(!) نهائی سرمایه داری را مطرح کرد؛ وخیلی مضحک تراینکه، حدود ده سال بعد ازان، فوکویاماخود، با مشاهدۀ قرار گیری لیبرالیسم درسراشیبی سقوط و ظهورمجددحرکت های انقلابی چپ، به ویژه در آمریکای لاتین، تز "پایان تاریخ" خود را پس گرفت؛ افسانهء "پایان تاریخ" را، افسانه خوانده واظهار داشت: " ما به پايان تاريخ نرسيده  بوديم! ".

اگربه اشتباه نروم، اعتقادبه" حلّ تضادهای اجتماعی"ازطریق" مسالمت آمیز"، تكیه بر" بازار آزاد"،خود تا مغزاستخوان یک تز لیبرالی ودرعین حال ایدیالوژیک به نظر میرسد؛ اصولاً نمی تواند ایدیالوژیك نباشد! پس درینصورت ازدید این دوستان "چپ" اندیش ما، مقصود ازین"ایدئولوژی" كه ازعدم"تحمیل" آن،"برسیستم سیاسی و مناسبات اجتماعی" بیان گردیده ویامیگردد، ،كدام است؟وهدف از"مجموع دانش بشریت پیشرو و مترقی" دقیقاً چیست؟

امید است قصداین دوستان ورفقای عزیز،ازمقیدسازی ویا كلی گوییی"حل تضــاد های اجتـماعی"،

 (ازجمله حل تضاد بین خصلت اجتماعی تولید وشکل تصاحب خصوصی سرمایه داری ویاتضادبین استثمارگرواستثمارشونده)، "ازراه مسالمت آمیز"؛ فراموشی ویا بهاندادن به تفكرفلسفی كه

" قهرمادی (نیروی مادی) باقهر مادی (نیروی مادی) پاسخ گفت"[البته باپیش شرط های آن كه ایجاد"یك عنصرمنفعل، یك زمینهء مادی"؛ یعنی نفوذ تئوری انقلابی درتوده هاست نبوده و"مهمترین استنتاج تفسیرمادی از تاریخ" را درمكتب"چپ" كه امروزبانی آن اند،تحویل "زباله دان تاریخ" نكرده باشند!

درپایان باید گفته شود كه ارچند بورژوازی انقلاب اکتبررا، مانند انقلابات کارگری پيش‏ ازآن، شکست داده است ... اما آرمان‌های اين انقلاب را نتوانستند و نمی‌توانند از بين ببرند. زيرا روح، خاطره و اثرات داخلی وبین الـمللی اين انقلاب درذهن وتاروپود وجودهمه انسان های آگاهِ ضد استثمار و ضد استبداد وستم ملی وطبقاتی ود وجود همه انسان های دردمند، زحمتكش ورنجبركه نیل به عدالت اجتماعی را فقط در تٱمین آزادی ، دموكراسی واقعی و توزیع عادلانهء نعمات مادی می نگرند، زنده است. درس های تاریخی انقلاب اكتبر، درس های ماندگار، فانوس وشمع رهگشاء برای بسیج توده های ملیونی زحمتكشان جهان است درراه مبارزه متحدانه و آگاهانهء آنان بر ضدتمام بی عدالتی های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ورهایی شان از یوغ برده گی و هيولای عظيم سرمايه داری.

بجا است كه امروزدرسراسر كرهء خاكی، تمام دوستداران حق وعدالت وحقیقت، مبارزین راه آزادی کار و انسان از قیود استثمار و برده گی و بنده گی، بشردوستان و مدافعان نیروی كاروعدالت اجتماعی؛ دوستداران صلح و امنیت جهانی؛ مبارزین راه منافع اقتصادی وسیاسی؛ مخالفین جنگ، استعمار نو وكهنه، جهان گشایی نیروهای سلطه طلب وهمه نیروهای واقعاً دموكراتیك وعدالت خواه جهانی، ازپیروزی انقلاب اكتبراین بزرگترین دستاوردعظیم درجنگ طبقاتیی طبقه ی کارگر وسایرزحمتكشان بامشت اقلیت ستمگران واستثمارگران درتاریخ جامعه ی بشری، استقبال نموده وآنرا با تبليغات رسانه یی، تهیه و چاپ حمل پوسترها و پلاکادهای زیباوشعارهای مناسب؛ سازماندهی مارش ها، گرد همآیی ها وبرپایی تظاهرات ومراسم ومحافل شاندار و... گرامی می دارند.

 

فرخنده باد نود و سومین سالگرد انقلاب كبیر -

ـ پیروز باد مبارزهء رهایی بخش کارگران و زحمتکشان جهان!

...................

منابع:

ـ بیانیهء حزب كمونیست ( كارل ماركس و فریریش انگلس )

ـ اصول كمونیسم ( ف . انگلس )

ـ بیانیهء کمیته مرکزی حزب کمونیست کانادا بمناسبت نود مین سالروز انقلاب اكتبر

  ـ و . ا . لنين بمناسبت چهارمين سالگشت چهاردهم اکتبر سال١٩٢١

www.archive.net

 ـ گزارش  گنادی زوگانوف رهبر حزب کمونیست  فدراسیون روسیه  به کنگره ء احزاب کمونیست اتحاد شوروی سابق

 ـ مقالهء تحلیلی ازاحسان طبری

ـ خیانت به سوسیالیسم ، پس پرده فروپاشي اتحاد شوروی اثر روجـرکيــران- توماس کنی،  ترجمه محمد علي عمویی

ـ در دفاع از انقلاب اکتبر

 www.aftab.ir -  

 

ســــــایـــــــــت : سپــــیـــــــــــده دم

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
مارهای درونِ آستینِ "نهضت" را که مانع وحدت اند باید بیرون راند قسمت دوازدهم! (11.02.2010)
آنچه باید « آگاهان » از آن آگاه شوند ! (11.02.2010)
دموکراسی ناب رهبری شورای اروپایی حزب واحد (11.02.2010)
یادی از روز سوم عقرب 1344 خورشیدی وروز جوانان وطن (10.29.2010)
قسمت یازدهم مارهای درونِ آستینِ "نهضت" را که مانع وحدت اند باید بیرون راند! (10.24.2010)
به پاسخ پیغام ملی و دعوت انسانی ی جناب س.ک . نوری (10.24.2010)
نبرد عادلانه علیه القاعده ، طالبان ساخت جرنیل حمید گل و خاشخا شسالاران... (10.19.2010)
کودکان میهنم از شیرخوارگی؛ معتاد به مواد مخدر میشوند + فلم (10.17.2010)
مارهای درونِ آستینِ "نهضت" را که مانع وحدت اند باید بیرون راند قسمت دهم! (10.17.2010)
صلح با کی،وبرای کی؟ (10.17.2010)