دوشنبه, 11.20.2017, 06:06am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
پنجشنبه, 04.30.2015, 09:01pm (GMT)

 

 

    اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران و تمام زحمتكشان جهان؛ روز تجدید پیمان کليه نیروهای تحول طلب، ترقی خواه و مبارزین راه نجات دایمی انسان زحمتكش ازبند و زنجیرمشت اقلیتی ازلاشخوران و استثمارگران جهانی، قاره يی و کشوری است، كه ازآن گذشته های تاریخ و از آن کرانه ها؛ از دوازدهم اپریل سـال ۱۸۵۶ درآسترلیا و متعاقباً، از اول ماه می سال  ۱۸۸۶ درشـهر شـیکاگوی آمریكا...بدینسو جهت نیل به خواست های انسانی كارگران و محنت كشان؛ برای دستیابی به عدالت اجتماعی، به رزم و مبارزه ی مستمــر، پرداخته اند.

   كارگران، ستمدیده گان و مبارزین همرزم و همسنگرآنان، طی سالیان گذشته دراین راه، قربانی ها و فداكاری های فراوانی را متحمل شده اند؛ آنان هر كدام در برهـه ی معیین از زمان و درگوشه های مختلف این کره ی خاکی، به پیروزی های ماند گاری دست یافته وحماسه های جاودانه ازخود بجا گذاشته اند.

جا دارد تا این روز خجسته رابه همه ی كارگران، زحمتكشان و تمامی اقشار ولایه های تهیدست و تحت ستم كشور مان وبه كلیه نیروهای ضدامپریالیسی ؛ ضدتاریك اندیشان قرون وسطایی؛ ضد استبداد، استعمار واستثمار؛ و ضد رژیم مافیاییـی دست نشانده و مفسدافغانستانِ به خاك و خون خفته، تبریك بگوییم !

ما در حالی به استقبال از این روز تاریخی می رویم، كه زحمتكشان و همه مردم بی دفاع ميهن عزیزمان، از انواع ستم واستبداد ؛ (ستم طبقاتی، جنسيتی، ملی، مذهبی و امپرياليستی)،

بیكاری، مرض، مرگ ومیرزود هنگام...و سركوب خونین و ﺍﺳﺘﺜﻤﺎﺭمضاعف، هم ازسوی ﻋﻤﺎﻝ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ نیروهای اشغالگروهم ازطرف چپاولگرداخلی وﺟﻨﺎﯾﺘﻜﺎﺭﺍﻥ “طالبی ﻭ ﺩﺍﻋﺸﯽ ﻭ ﺟﻬﺎﺩﯼ” شان، درد استخوانسوزمی كشند.

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺷﺎﻗﻪ ﯼ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻣﯿﻬﻦ

هجوم اشغالگرانه ی امپریالیست ها به كشور ما، به بهانه ی “ریشه كن سازی ترورو تروریسم وتریاك و هیرویین؛ نظام سازی وباز سازی سیاسی و اقتصادی؛ تامین امنیت فردی، خانواده گی و...” صورت گرفته است، نه تنها در راستای وعده های دروغین فوق كدام دست آورد ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭﯼ نداشته است؛ بلكه بنيادگرايی مذهبی ﻭتروریسم در وطن ما، بیشتر و بیشتر ﮔﺴﺵ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ریشه ﯼ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﻙ دوانيده ﺍﺳﺖ ﻛﻪ می توان به چند نمونه ی آن در لحظه ی حاضر اشاره نمود:

ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﯼ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻧﮕﻮﻥ ﺑﺨﺖ، ﻓﺮﺧﻨﺪﻩ ﺩﺭﻣﺮﻛﺰ ﺷﻬﺮﻛﺎﺑﻞ؛ ﺣﻤﻠﻪ ﯼ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ به دفتر دادستانی ولايت بلخ در شهر مزارشريف؛ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻛﺸﯿﺪﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ملکی ﺩﺭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﻛﺎﺑﻞ ﺑﺎﻧﻚ ﺩﺭ شهرﺟﻼﻝ ﺁﺑﺎﺩ؛ کشته شدن و سربريدن نزدیک به سی تن ازسربازان و افسران نيروهای مسلح در ولسوالی "جرم" ولایت بدخشان؛ ﺁﺩﻡ ﺭﺑﺎﯾﯽ های پی در پی ﻭ ﮔﺮﻭﮔﺎﻥ ﮔﯿﺮﯼ ها ، بويژه ربودن 31 تن شهروند زحمتکش افغانستان در ولايت ذابل ﻭ ﻣﺒﺪﻝ ﺷﺪﻥ اين پديده های شوم ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﻜﺘﺒﺎﺭ....

این ها و بسی مثال های دیگری اند، ﺍﺯ”ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ” ﻫﺎﯼ ﻧﻨﮕﯿﻦ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮﺍﻥ ﺟﻼﺩ ، ﻣﺘﺤﺪﯾﻦ ﻋﺮﺑﯽ ﻭﻋﺠﻤﯽ ﺁﻧﺎﻥ و نظام متعفنی، بنام " دولت جمهوری اسلامی افغانستان".

ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻛﺸﯿﺪﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﺩﺭ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻛﺎﺑﻞ ﺑﺎﻧﻚ ﺩﺭﺟﻼﻝ ﺁﺑﺎﺩ

      افزون بران، ﻃﯽ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺷﻐﺎﻝ، تولید و قاچاق ﺗﺮﯾﺎﻙ ﻭ هیرویین، خلاف وعده ی ﻋﻮﺍﻡ ﻓﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮﺍﻥ ﻮ ﺩﺭﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﺑﺎ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺁﻧﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﻓﯿﺎﯼ ﻭﻃﻨﯽ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻠﻘﺎﺕ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﺍ ﭘﺎ ﻓﺎﺳﺪ ﻛﺸﻮﺭ، ﺑﮕﻮﻧﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ افزایش یافته ﺍﺳﺖ؛ ناامنی؛ تحكیم حاكمیت ﻣﻨﻔﻮﺭمافیایی و تفنگ سالاری ﻭ ﺩﯾﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ؛ نقض سیستماتیك و روزمره ی حقوق ﻣﺪﻧﯽ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ... ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﻛﺸﻮﺭ... سال به سال روند صعودی داشته ودر نتیجه، كشور مان را گام به گام  به پرتگاه هولناك كشانیده است.

ﺗﻔﻨﮕﺪﺍﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭ ﻫﺎﯼ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻛﺸﺖ ﺧﺎﺷﺨﺎﺵ ﺩﺭﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ

بی عدالتی و استثمار، کار شاقه، تورم وكساد، فقر ودیگر مصیبت های اجتماعی، هزاران خانواده ی وطن مان را در سایه یی “ دموكراسیی “آمریكایی، درهمدستی بارانند گان چرخ اداری و اجراییوی “دولت اسلامی ؟!”، بیرحمانه به سوی كابوس وحشتناك مرگ و نابودی سوق داده و مي دهد.

 

ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﻛﺎﺭ(ﺣﺘﺎ) ﻧﯿﻢ ﺭﻭﺯﻩ

طی دوران اشغال افغانستان توسط نیروهای امپریالیستی، كارگران و زحمتكشان میهن ما هیچگونه اقدام و حركت قابل لمسی را برای ازمیان برداشتن فاجعه ی بیكاری، نابرابری های عمیق اقتصادی واجتماعی و بهبود شرایط کار و زند گی فلاكت باركنونی شان، شاهد نبوده ونمی توانند باشند. زيرا، هجوم اشغالگرانه ی نيروهای امپریالیستی به میهن ما، نه برای منافع مردم افغانستان؛ بلكه برای تٱمین و گسترش منطقه يی منافع انحصارات غارتگردول سرمایه داری، ازجمله ایالات متحده بوده و می باشد؛ همین و بس ! هرگونه تصور غیرآن، یا فریب آگانه ی افكار عامه به نفع اشغالگران و عمال داخلی شان می باشد و یاهم تحمیق خود و “خودی” ها!

   ﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺑﯿﻜﺎﺭﯼ، ﻛﺴﺎﺩ بازار، ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻭ ﺭﻛﻮﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ، شکاف ﻋﻤﯿﻖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ بین فقرا و ثروتمندان... ﺟﺰﺀ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻋﻼﺝ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺳﺎﻻﺭﯼ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. 

ﻣﻌﺿﯿﻦ ﺑﯿﻜﺎﺭ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ

”... نرخ بیکاری (ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻓﻌﺎﻝ) درمنطقه یورو ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 38 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ( ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯﺁﻥ ﺟﻤﻠﻪ،  یونان  3 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ، اسپانیا 11 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ، بریتانیا ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 3 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ، ﺑﻠﺠﯿﻢ ﯾﻚ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ، آلمان 5.2 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ... ﻧﻔﺮ ﺑﯿﻜﺎﺭ ﺗﺨﻤﯿﻦ شده است... ﻭ نرخ بیکاری در آمریکا 5.8 درصد ﻭ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ  ﺑﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 19 مليون ﻧﻔﺮﺑﯿﻜﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ...”.(ﻣﻨﺒﻊ:  www.alef.ir(

ﻃﻮﺭﯾﻜﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪ، بیكاری و بیكارسازی كه خود بنیاد وشالوده ی اقتصاد بازارآزاد؛ و مرض دایمی و علاج ناپذیر نظام سرمایه سالاری درجهان است. بنابران، تداوم اشغال، این بیماری مرگ آفرین را بگونه ی بسیارفاجعه آفرین، درکشور ما نيزگسترش داده وبه مرض علاج ناپذیر مبدل ساخته است. زیرا درسرزمین ما، علاوه برعامل اشغال وموجودیت رژیم تحمیلـی ضد مردمی:

نبود اقتصاد سالم وبرنامه ریزی شده ی علمی، عادلانه و فراگیر و بی توجه یی عمدی و ظالمانه ی حكام دزد و چپاولگركشورودین فروش درایجاد و تقویه ی زیرساخت های اقتصاد ملی؛ مطلق گرایی درسیاست اقتصادی ديكته شده ی ازجانب اشغالگران وسوق اقتصاد ملی كشوربه سوی نيستی ازطریق شعاروعمل لگام گسیخته ی “بازارآزاد” و”آزادی بی وجدان تجارت” به نفع دلالان فاسد و خود پرست... و خصوصی سازی  ولیلام دارایی های عامه بربنياد سازش ها و معاملات منفعت جویانه میان “دولت اسلامی” ومافیای بیرون مرزی و وابستگان داخلی شان، نیزاثرگذاربوده ومی باشد.

ﭼﻨﯿﻦ وضعیت ﻧﺎﮔﻮﺍﺭﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﺭﻛﺸﻮﺭﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺷﻐﻠﯽ  ﻭﺑﯿﺪﺍﺩ ﻓﻘﺮﻭ ﺑﯿﻜﺎﺭﯼ...ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍ جبراً ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻛﺎﺭﻫﺎﯼ ﺟﺎﻧﻜﺎﻩ ﺷﺎﻗﻪ ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.

ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻛﺎﺑﻞ

ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭﺩ ﻧﺎﻙ ﻛﺸﻮﺭ، فشارﻭ ﺁﺯﺍﺭ روانی برسایركارگران ﻭ استادان، ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭﺍﻥ، کارمندان و کارکنان دولتی و موسسات خصوصی، پیشه وران و دیگر زحمتكشان عرصه های اداری، تولیدی، خدماتی... ارتش بیكاران ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

بلی، ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ حالت رقت بار ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻛﺎﺭﻭﺗﻮﻟﯿﺪ (نیروی کارفیزیکی و دماغی) جامعه، ﺯﯾﺮچتر”دفاعی” اشغالگران و سیطره ﯼ ﻧﻈﺎﻡ ﺑﯽ ﻧﻈﻢ ﻭ ﻓﺎﺳﺪ ﻭمافیایی!

  نباید فراموش كرد، تمام لاشخوران داخلی كه به قیمت نیستی كشور وغرق روزافزون و بیرحمانه ی بخش اعظم ازکارگران، زحمتكشان واقشار وسیع مردم در بین امواج كشنده ی فقر وبی عدالتی، صاحب سرمایه و ثروتهای هنگفت وافسانوی شده اند، خود و منافع خويش را جزء لاینفک حلقات وابسته به نظام سرمایه داری جهانی وحضوردایمی نیروهای اشغالگردر سرزمین ما، مي دانند وبدین ترتیب، نفع خود را نیزدرانعقاد پیمان استراتیژیک با امریکا و متحدین ناتويی آن؛ وقبولی [یا "قانونی ساختن"] پایگاه نظامی ایالات متحده درکشورﻣﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ؛ یعنی تبدیل وطن به مالکیت خصوصی ایالات متحده که بدون شک نتايج اين کار، از یکسوحفظ وتحکیم نظام وابسته یی مافیایی، مفسد، مدنیت ستیز، عقب گرا، زن ستیز...بوده و نه "به نفع منافع و امنیت ملی کشورما " وازسویی دیگریکی ازسهولت هایی پایه یی رسیدن آمریکا را به اهداف منطقوی اش، فراهم می آورد.

وطنپرستان واقعی و رهروان راه پر افتخار ح د خ ا،  نمی توانند با مشاهده ی همه فجایع مرگباروخونین، نظامیگری های وحشیانه، غارتگری ها، اشغالگری ها و ویرانگری های كه امپریالیسم درجهان تك قطبی برانسان های بی دفاع این كره ی خاكی تحمیل نموده است، سیستم بحران آفرین وغیر انسانی سرمایه داری را، یگانه نظام جهانی بی بدیل)!( ، بشر دوست)!(، دموكراتیك)!( و ابدی)!( قبول کنند وبه اندیشه های متفکران بزرگ جهان اقتصاد، فلسفه و جامعه شناسی، پشت نمایند!

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ، این نبشته را، ﺑﺎ ﻧﻘﻞ ﺑﺨﺸﯽ های ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﯼ  ﻓﺮﺍﻧﺴﯿﺲ ﻭﯾﻦ( 1957) ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﻭ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ، بنام سخن آخر، پایان ﻣﯽ بخشيم :

”... هفته ‌ي گذشته دو صفحه‌ ي روزنامه‌ ي ”ديلي ميل” وقف حمله به پناهجوي فقيري در لندن شده بود. اين به خودي خود شايد جاي تعجب نداشته باشد - اما مرد مذکوردر سال ۱۸۸۳ مرده است. ”مارکس، هيولا” واکنش خشمگين ”ميل” به اين خبر بود که هزاران نفراز شنوندگان راديو ۴ (بريتانيا- م) کارل مارکس را به عنوان متفکرمحبوب خود برگزيده ‌اند. ”شاگردان اهل نسل ‌کشي او شامل استالين، مائو، پل پوت و حتا موگابه مي ‌شوند. پس چرا کارل مارکس به عنوان بزرگترين فيلسوف انتخاب شد؟”.

اين تعجب قابل درک است. پانزده سال پيش در پي فروپاشي کمونيسم دراروپاي شرقي فرض عمومي به نظراين بود که مارکس ديگر کنار رفته است. آه رحمت را سر کشيده، تن فاني را کنارگذاشته و زيرآوارديواربرلين تا هميشه دفن شده است. ديگرهيچ کس لازم نيست هيچ وقت راجع به او فکر کند - تا چه برسد به اينکه کتاب‌هايش را بخواند.

فرانسيس فوکوياما درپايان جنگ سرد اعلام کرد: ”آنچه شاهدش هستيم نه فقط… گذشت دوره‌اي مشخص ازتاريخِ پس ازجنگ که پايان تاريخ به معناي کلمه است: يعني پايان تکامل ايدئولوژيک بشر.

اما تاريخ به زودي براي انتقام‌ گيري بازگشت. تا اگست ۱۹۹۸، زوال اقتصادي در روسيه ، فروپاشي ارز درآسيا و سراسيمگي بازاردرسراسرجهان، روزنامه ‌ي ”فايننشال تايمز” را بر آن داشت تا ازخود بپرسد که آيا ”ظرف کمتراز 10 سال از پيروزي سرمايه‌داري جهاني به بحران آن رسيده‌ايم؟” تيتر مقاله چنين بود: ”نگاهي دوباره به کاپيتال (کتاب مشهور مارکس-م(”.

حتا کساني که بيش ازهرکس ازاين نظام سود مي ‌بردند شروع به زيرسوال بردن پابرجايي ‌اش کردند. جورج سوروس، محتکر ميلياردر، اکنون هشدارمي ‌دهد که غريزه‌ي گله ‌اي صاحبان سرمايه همچون خودش بايد تحت کنترل قرار بگيرد تا آنها همه را زير پاي خود له نکنند. او مي ‌نويسد:

”مارکس و انگلس ۱۵۰ سال پيش تحليل خيلي خوبي از نظام سرمايه‌ داري کردند. بايد بگويم از بعضي لحاظ , تحليل ‌شان بهتر از نظريه‌ ي توازن اقتصاد کلاسيک بود. دليل اصلي که پيش‌بيني ‌هاي خطيرشان به تحقق نپيوست واکنش‌هاي سياسي در کشورهاي دمکراتيک بود. متأسفانه ما دوباره در خطر گرفتن نتايج غلط ازدرس‌هاي تاريخ هستيم. اين دفعه خطر نه از سوي کمونيسم که از بنيادگرايي بازار مي‌آيد.

دراکتبر۱۹۹۷، خبرنگاربخش اقتصاد مجله ‌ي نيويورکر، جان کسدي، از گفت‌ وگويي با يکي از بانکدارهاي سرمايه‌گذاري خبر داد. بانکدار گفت: ”هر چه بيشتر در وال استريت مي‌ مانم بيشتر متقاعد مي‌شوم که مارکس درست گفته بود. من کاملا مطمئنم که رويکرد مارکس بهترين راه براي نگاه به سرمايه‌داري است.”

کسدي که کنجکاوي‌اش جلب شده بود براي اولين بار رو به خواندن مارکس آورد. در اينجا او ”قطعاتي گيرا در مورد جهاني‌ سازي، نابرابري، فساد سياسي، انحصار، پيشرفت فني، زوال فرهنگ عالي و ماهيت نيروبرِ حيات مدرن خواند - مسائلي که اقتصاددانان اکنون از ابتدا با آن روبه ‌رو مي‌شوند و گاه خود خبر ندارند که دارند در جاي پاي مارکس قدم مي‌گذارند.

کسدي با نقل قول شعارمعروفي که جيمز کارويل در سال ۱۹۹۲ براي کارزار رياست ‌جمهوري بيل کلينتون ساخته بود (”مساله اقتصاده، احمق”) اشاره کرد که ”خود مارکس اين تئوري را ”مفهوم ماترياليستي تاريخ” مي ‌ناميد و اکنون اين نظر چنان وسيعاً پذيرفته شده که تحليل ‌گران از تمام ديدگاه‌هاي سياسي، مثل کارويل، از آن استفاده مي ‌کنند بي‌آنکه از منشأ آن چيزي بگويند.

بخش اعظم بورژوازي غرب مثل آن آقامنش بورژواي نمايش‌ِ مولير که با شگفتي فهميده بود ۴۰ سال است به نثر صحبت مي ‌کند و خود خبر ندارد، افکار مارکس را جذب کرده‌اند و روح ‌شان هم هرگزخبردار نشده. خوانش متأخري ازمارکس در دهه ‌ي ۱۹۹۰ بود که الهام‌ بخش جيمز بوچان، روزنامه‌ نگار ماليه، شد تا تحقيق بي ‌نظير خود، ”هوس منجمد: تحقيقي در مورد معناي پول” (۱۹۹۷) را بنويسد.

او نوشت: ”هر کس که من مي ‌شناسم اکنون باور دارد که رويکردهايش تا حدودي نتيجه‌ ي شرايط مادي او است و تغييرات در شيوه‌ي توليدِ چيزها، نتيجه ‌اي بنيادين برحال و روزبشر، حتي بيرون کارگاه يا کارخانه، دارد. اين انديشه‌ها عموماً ازطريق مارکس و نه اقتصاد سياسي به ما رسيده‌ است.”. حتي روزنامه ‌نگاران اقتصادي، جان ميکلتويت و آدريان وولدريج، مشوقين مشتاق سرمايه‌ داري ”توربو” بدهي خود را به رسميت مي ‌شناسند.

آن‌ ها در کتاب:  ” آينده‌اي بي ‌نقص:‌ چالش و وعده‌ي نهان جهاني ‌سازي” (۲۰۰۰) نوشتند:

”مارکس به عنوان پيامبرسوسياليسم شايد کناررفته باشد اما به عنوان پيامبر ”رابطه‌ي متقابل همگاني کشورها”، نامي که او بر جهاني‌ سازي گذاشته بود، همچنان به طرزي حيرت‌آور مطرح است.”. بزرگ ‌ترين واهمه‌ي آنها اين بود که ”هرچقدرجهاني ‌سازي موفق‌تر شود به نظربيشتر به واکنش عليه خود مي‌انجامد” - يا، چنان ‌که اگر خود مارکس بود مي‌ گفت، صنعت مدرن، گورکنان خود را توليد مي ‌کند.

بورژوازي نمرده. مارکس نيز نمرده: دقت تيزبينانه‌ اي که او با آن ماهيت سرمايه ‌داري را برملا کرده، بر خطاها يا پيش‌ بيني‌هاي محقق ‌نشده‌اش در مورد اين هيولا سايه مي‌اندازد و از آن ‌ها فراتر مي‌رود. او در ”مانيفست کمونيست” نوشت: ”انقلاب مداوم در توليد، اختلال بلامنقطع در تمام شرايط اجتماعي، عدم قطعيت و تهييج ابدي دوران بورژوايي را از دوران پيش متمايز مي ‌کند.

تا همين چند وقت پيش بيشتر افراد دراين کشوربه نظردرتمام عمر کاري خود, در همان شغل يا نهاد مي ‌ماندند - اما اکنون چه کسي اينگونه است؟ به قول مارکس: ”هر آنچه محکم و استواراست, دود مي‌ شود و به هوا مي ‌رود.” او درديگر شاهکارخود،”کاپيتال”، نشان داد که چگونه هر آنچه به واقع انساني است دراشيايي مرده به نام ”کالا” متمرکزمي ‌شود و اين اشيا آنگاه, قدرت و تواني فوق‌العاده مي ‌يابند و برمردماني که آنها را توليد کرده ‌اند, ستم مي ‌رانند.

نتيجه ‌ي نظرسنجي اين هفته ‌ي بي ‌بي سي نشان مي ‌دهد که مارکس...اکنون نه تنها زيرآوارديواربرلين نيست که شايد تازه درحال ظهور، با اهميت حقيقي خود باشد. به‌ رغم تمام زوزه‌هاي هراسان و متحير نشريات دست راستي، کارل مارکس هنوز مي‌ تواند پرنفوذترين متفکر قرن ۲۱ام باشد. منبع: روزنامه ‌ي گاردين (آبزرور)، ۱۷ جولا ‌ي ۲۰۰۵" (1)

 

-- زنده باد زحمتكشان افغانستان ﻭ ﺟﻬﺎﻥ!

-- مرگ بر ارتجاع و امپریالیسم !   

                                              ................

(1)-- توضيح مترجم، آرش عزيزي:

در سال ۲۰۰۵ مارکس در نظرسنجي ‌اي که بي‌ بي ‌سي برگزارکرده بود به عنوان ”بزرگ‌ ترين متفکر هزاره” شناخته شد. نتيجه ‌اي که به بهت و حيرت بسياري از نشريات راست ‌گراي بريتانيا انجاميد. فرانسيس وين، که به عنوان نويسنده ‌ي يکي از معروف ‌ترين زندگي‌ نامه‌ ها ازمارکس مشهوراست، درمقاله ‌اي در همان هنگام از اين واکنش گفت و سوالي جذاب ‌تر مطرح کرد: آيا در پي سقوط شوروي، مارکس مي ‌تواند بزرگترين متفکر اولين قرن هزاره‌ ي جديد نيز لقب بگيرد؟‌

***

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود ..... تا ریا ورزد و سالوس ، مسلمان نشود (04.24.2015)
رويدادهای هفتم ثور ۱۳۵۷ و هشتم ثور ۱۳۷۱را بايد در آئينه ی دستاورد های مشهود و غير قابل انکار آنان ديد! (04.24.2015)
28 حوت روز آزادی ، عدالت و یا حیات مدنی (04.24.2015)
جامعه افغانستان کنونی در آبستن گذار اجتماعی و فکری (04.24.2015)
قواي مسلح ازآبادي تا بربادي وتا احيايي بنيادي (04.24.2015)
فساد, اختلاف و بی تفاوتی دولتمردان کشور را به تباهی می کشاند (04.13.2015)
جامعه افغانستان کنونی در آبستن گذار اجتماعی و فکری (04.13.2015)
آقاي داکتراشرف غني چه نفع راازعمرزاخيلوال ميبريد؟؟؟ (04.13.2015)
تظاهرات شاندار مهاجران افغانستان مقيم دنمارک در رثاء شهادت مظلومانه دوشيزه فرخنده (04.05.2015)
نکاتی چند از یادداشت های روزانه > ابتکارات اقتصادی دولت وحدت ملی ! (04.05.2015)