دوشنبه, 10.23.2017, 05:18pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
حساسیت سیاستگران و خصوصن «جهاد گران» از طرح حکومت وحدت ملی: بخش دوم ; پيام تسليت و همدردی به خانواده ی عبديانی ; پيام تسليت و همدردی به خانواده ی غروال ; چرا فرار در وزارت خارجه؟ ; نسل کشی روهینگیا: نفت بزرگ ، دموکراسی شکست خورده و پیامبران دروغین
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
دولت وحدت ملی یا دولت وحشت ملی؟
چهار شنیه, 09.20.2017, 03:33pm (GMT)

دولت وحدت ملی یا دولت وحشت ملی؟

چرا چنین یک ساختار از جانب اکثرن از سیاست گران افغانستان به حکومت وحشت ملی مسما گردیده و همه از آن ناراض اند؟

از زمانیکه انتخابات در افغانستان در سال 2014 به دور دوم رفت و در آن دستبردهای علنی و مخفی زده شد و بالاخره برنده و بازنده ی آن دقیق معلوم نگردید، جان کیری وزیر خارجه دولت اوباما طی یک سفری پر شتاب در ماه جون همان سال به داخل افغانستان شده و با پیشبرد ملاقات های چندین ساعته در عقب درهای بسته با داکتر اشرف غنی و داکتر عبدالله، سراجام روی کامره های تلویزیون ظاهر شده و آماده گی و توافق خود را با ایجاد یک حکومت به اصطلاح  50 در 50 فیصد اعلان داشته و اغاز همکاری با یکدیگر را پیام داده و اعلان نمودند.

بدین وسیله با میانجیگری جان کیری وزیر خارجه ی آنوقت امریکا و یان کوبیش نماینده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، بٌنبست انتخاباتی در کشور شکستانده شد و هردو نامزد احراز مقام ریاست جمهوری، به خاطری حفظ ثبات درکشور! به ایجاد«حکومت وحدت ملی!» توافق کردند.

جناب داکتر غنی  و داکتر عبدالله با گرفتن چند قطعه عکس در مقابل کمره ها و با بلند کردن دست یکدیگر در مقابل مردم و کمره ها، در ظاهراز خود چهره های دموکرات و سیاست گران دور اندیش را به نمایش گذشتاند.

غرض روشن شدن مفهوم این چنین یک ساختاری، که در افغانستان سابقه ی پیشینه نداشته، سری به ویکی‌پدیا،یا دانشنامهٔ آزاد زدم ،که به بینم در مورد این چنین یک ساختاری چه معلومات میدهد ، در آن جا چنین مطالعه نمودم.

دولت ائتلافی [۱] یا(دولت وحدت ملی (انگلیسCoalitionGovernement) کابینه ای در نظام پارلمانی است، که در آن چند حزب در کنار هم قرار گرفته و با هم همکاری دارند. معمولاً دلیل اصلی تشکیل این دولت این است که هیچ ‌یک از احزاب نمی ‌توانند اکثریت را در پارلمان از آن خود کنند. 2)

گرچه که توضیحات در این ریسرج به ساختار و نوعیت دولتی که در اثری مشکلات انتخاباتی در افغانستان به میان آمد جواب دقیق نمی دهد، بنابرآن به همین معلومات اکتفا نموده و پیش می رویم.

درک و توضیح واژه حکومت وحدت ملی از جانب بعضی از نویسنده گان:

جناب فرهاد خراسانی در (روزنامه اطلاعات روز) به تاریخ۲ اسد ۱۳۹۳ در باره ی آنکه «حکومت وحدت ملی چیست؟ چنین می نویسد:

« حکومت و‌حدت ملی آن است که در تشکیل و رهبری آن مردم نقش داشته باشند و نمایندگی از تمامی مردم و گروه‌ های اجتماعی نمایند. کسی به‌ خاطر موقف اجتماعی و وابستگی‌ های قومی و زبانی‌ شان برای شرکت در رهبری و تشکیلات حکومت مشکل نداشته باشد و حکومت هم برای تمامی مردم مصدر خدمت واقعی گردد و ممثل اراده‌ ی ملت باشد. چنین حکومتی را می ‌توان حکومت و‌حدت ملی خواند.»

جناب عبدالمنان دهزاد در مضمونی که در ۱۷ قوس سال ۱۳۹۳تحت عنوان " وحدت ملّی چیست و چگونه می‌شود در زیر سایۀ آن نشست؟" در تارنمای خراسان زمین به نشر سپرد چنین تحریر نمود:

« وحدت ملّی به همان وضعیت شهروندی تأکید دارد که همه قطع نظر از مسایل و پایگاه‌های قومی و نژادی ‌شان از مزایا و امتیازات یک‌سانِ یک جامعه بهره‌مند باشند و زندگی خویش را به گونه‌ای برابر و هماهنگ با دیگران به پیش ببرند. وحدت ملّی را نباید به معنای یک‌رنگی و ادغام گروه‌ها و اقوام در یک گروه و قوم تعبیر کرد. بل وحدت ملّی در یک سرزمین به این تأکید دارد که همه‌ی اقوام یک سرزمین به گونه‌ای مسالمت‌آمیز، با پذیرش تفاوت‌های قومی، نژادی، زبانی و مذهبی یک‌دیگر، در کنار هم زندگی نموده و به تفاوت‌های شهروندی ارج نهند.»

داکتر یارمحمد حیدر زاده در شبکه اطلاع رسانی تحت عنوان "وحدت ملی چیست ؟" که به تاریخ۱۳۹۴/۷/۱۳انتشار گردید ، چنین توضحات میدهند:

« منظور ما از وحدت ملی یعنی همه مردم هماهنگ فکر کنند. به عبارت دیگر همه مردم یک قسم سلیقه سیاسی داشته باشند. وحدت مردم یعنی نبود تفرقه و نفاق و درگیری و کشمکش، حتی در جماعتی که از لحاظ اعتقاد دینی مثل هم نیستند، می توانند اتحاد داشته باشند، می توانند کنار هم باشند، می توانند دعوا نکنند.»

مخالفت نُخبه گان و خصوصن جهاد گران از واژه ی حکومت وحدت ملی:

از زمانیکه این چنین یک ساختاری دولتی در داخل افغانستان شکل گرفته، حدودی اضافه تر از سه سال میگذرد.این دولت نه تنها که نه توانسته در داخل کابینه ی خویش، به موفقیت های دست یابد؛ بلکه در میان نخبه گان سیاسی و خصوصن گروهء از«جهاد گران» آنهم بیشتر جمعیتی، مانند یک دولت دو سره شناخته شده و نفرین های پیوسته ی شان را به هر شیوه و شکلی که باشند می فرستند وآن را مورد انتقاد قرار میدهند.

غرض درک بیشتر این معضله، بیایيد که نگاهی مختصر به بیوگرافی ابتدا یکی از مجریان دست اول این ساختار، یعنی جناب آغای محمد اشرف غنی به افگنیم، تا بهتر درک نمایيم، که مشکل اصلی در کجاست؟

ساختاری که " توسط جان کیری وزیر خارجهء دولت اوباما" بالای او که قبولانده شده است.

مختصر نگاه به شخصیت جناب آغای غنی:

یک طرف قضیه آغای محمد اشرف غنی قرار دارد ، که رئیس جمهور کشور شناخته می شود، اگر در مورد آغای اشرف غنی به گوگل مراجعه کنيد و با کمی حوصله مندی ریسرج نمایيد، به عناوین و نشریات فراوان بر می خورید، که او را از زوایای مختلف مورد مطالعه و بررسی و کنجکاوی قرار داده و در موردش موضوعات خیلی ها متفاوت  تحریر یافته است.

در یکی از مقالات، این عنوان توجه ام را به خود جلب نمود، که چنین عنوان گرفته بود: «نیویارکر: غنی شخصیتی است که ۲۰ سال جلوتر از زمانش می اندیشد» یا عنوانی دیگر «اشرف غنی احمدزی "متفکر بزرگ" جهان، پیشآهنگ امپراتوری امریکا در افغانستان» و به همین گونه مضمونی دیگر تحت عنوان «نگاه گذرا به پس‌منظر اکادمیک دکتر اشرف غنی» که همه این مقالات تصاویر خیلی ها متفاوت و خیلی هم ناهمگون از یکدیگر در مورد آغای غنی بدست داده واز شخصیت ضد و نقیض او پرده برداشته و پیرامون زنده گی اجتماعی و سیاسی، تحصیلی و اکنون هم دولتداری او حکایات گوناگون را بدست میدهند.

طرز زنده گی فعلی او و گونه ی دولتداری این شخص نزد بسیاری از مردم افغانستان سوال های خیلی ها متفاوت و گوناگون را مطرح نموده است؟

گذشته از مسایل زبانی، قومی و قبیلوی، ایشان در سیاست های جاری در کشور، که دیگر برای هیچ فردی از افغانستان پنهان نمانده است، برای من منحیث یک هموطنش خیلی ها جالب است و آن اینکه، کی برای او این چنین یک مشوره را داده و چنین یک توصیه را نموده، که در داخل کشور لباس ملی به تن نموده وتسبیح دراز( حدود نیم متر) را بدست به گیرد و در خارج از افغانستان طوری اروپای ها لباس به پوشد.

اگر این شایعه واقعیت داشته باشد، که آغای صبغت الله مجددی جناب کرزی را در باره طرز لباس پوشی شان مشوره داده بودند، می ترسم از آنکه مباداجناب اشرف غنی را این بارهم صبغت الله مجددی و هم پیر سید احمد گیلانی مشوره نداده باشند، که با چنین طرز لباس و تسبیح دراز در دست در مقابل ملت و مردم ظاهر گردند؟

اگر واقعن چنین شده باشد، بدور از واقعیت های تاریخی هم نبوده است. زیرا اجداد هر دو این سیاست گران از یک سده به اینطرف در مشوره دهی به انگلیسها سابقه ی خیلی ها طولا داشته اند، مشوره های که به جز از مردم افغانستان، انگلیسها از آن نفع فراوان برده و فوايد خیلی ها عظیم نظامی و سیاسی را طی نزدیک به یک سده در منطقه بدست آورده ونصیب گردیده اند؟

به هر صورت، ولی خیلی خنده آور است، کسی که اضافه تر از نیم عمر خود را در اروپا و امریکا گشتانده باشد و با پوشیدن این چنین لباس های محلی، کار رسمی در دفتر ریاست جمهوری را به همین شیوه و شکل دوام داده و با پذیرش دیپلومات ها و رهبران سیاسی و دولتی جهان دیگر، مردم افغانستان را برای یک دوری دیگر به تمسخر به گیرد.

طوریکه جناب کرزی طی 14 سال کامل با به نمایش گذاری این چنین یک درامه ی مضحک، افغانستان و مردم آن را برای مردمان اروپا، امریکا و جهان، مردم تغیير ناپذیر، تمدن گریز، جنگ سالار و ضد لباس مدرن، ناسیونالیست عقب نگر، مخالف کلتور و فرهنگ اروپا، در جهان معرفی نمود.

تلاش پر ثمری را که شاهان و حتا امیران مستبد و جاه طلب افغانستان طی اضافه از دو سده نمودند، تا ملت و مردم شانرا در معرفی و پذیرش لباس و کلتور و فرهنگ اروپایی از نزدیک آشنا نمایند.

ولی با تاسف بی نهایت بزرگ با تشریف آوری (جهاد گران) و ایجاد دولت اسلامی و با ظاهر شدن برهان الدین ربانی با پیراهن و تنبان در ملای عام و در دفتری کاری ریاست جمهوری در کشور، تهداب خیلی ها مزخرف، پایه و اساس فرهنگ علنی غرب ستیزی، بعد از چند سده جد و جهد شاهان و دولت مردان افغانستان به هدر رفته و پیراهن و تنبان منحیث لباس رسمی کار در ادارات دولتی مجددن بدست "قافله سالاران جنگ و جهاد!" گذاشته می شود.

افسوس و صد افسوس، که اکنون با برگشت دو تحصیل یافته  از اروپا و امریکا که هردو به کمک مستقیم امریکا به تخت «سلطنت یکه تاز» نیز نشانده می شوند؛ ولی هنوز هم چنین یک عقب گرد مصنوعی عمدن و قصدن دوام یافته و خیلی ها هم با افتخار به نمایش گذاشته می شوند. من که از این درامه های مضحک می شرمم، ولی نمی دانم، که دولت مردان افغان به چه می اندیشند ؟

دوام اینگونه فرهنگ عمدی و قصدی غرب ستیزی به جز از به تصویر کشیدن ملت و مردم عقب نگاه داشته شده افغانستان، باری دیگری را به نمایش نمی گذارد. يعنی ملتی که مخالف کلتور و فرهنگ جهان متمدن و غرب و ملتی که حقیر و فقیر می باشند.

مثل متلی مشهوری که در کشور می گویند: (دنگ دنگ، همه یکرنگ)

ناگفته نباید گذاشت، که این طرز لباس پوشی انسان را بیاد جاسوسان انگلیس می اندازد، که صد سال قبل با لباس های محلی در افغانستان آماده و بیچاره مردم عقب نگه داشته اين سرزمين را در مساجد خودی شان امامت نموده و نماز میدادند.

 به هر صورت با به یکطرف گذاشتن این تناقض در وجود این داکتری تحصیل یافته به سراغ داکتر دیگری آن می رویم و به بینیم که او چه مشکلاتی دارد؟

مختصر نگاه به شخصیت جناب آغای داکتر عبدالله:

طوریکه در بالا نیز تذکر دادیم، طرف دیگر اجرای طرح آغای کیری را جناب داکتر عبدالله تشکیل میدهد. در زندگى نامۀداکتر عبدالله که در نشریه پژواک در عقرب سال 1392 به نشر سپرده شده، چنین آمده است:

« وى از ليسۀ نادريۀ  شهر کابل در سال ١٣٥٥ فارغ و در سال ١٣٦٢ تحصيلات خود را در رشته چشم در پوهنځى طب پوهنتون کابل به پايان رسانيده است .موصوف پس از فراغت  تا سال ١٣٦٣ درشفاخانۀ نور کابل به حيث داکتر چشم ايفاى وظيفه نموده است . موصوف درسال ١٣٦٣ خورشيدى به پاکستان مهاجر شد وبراى مدت يکسال درشفاخانۀ سيدجمال الدين افغان اجراى وظيفه کرده است. وى در سال ١٣٦٤ داخل جبهات جهاد گرديد و به عنوان سرپرست صحى جبهۀ پنجشير و سپس به حيث  مشاور و همکار احمدشاه مسعود تا آزادى کابل در سال ١٣٧١ مصروف خدمت بوده است.

داکتر عبدالله از سال ١٣٧١ تا ١٣٧٥ خورشيدى سمت رياست دفتر  و سخنگوى وزارت دفاع ملى را بر عهده داشت .پس از سقوط کابل بدست طالبان، داکتر عبدالله از سال ١٣٧٥-١٣٨٠ معاون و سرپرست وزارت امور خارجۀ دولت اسلامى افغانستان به رهبرى برهان الدين رباني بود. پس از سقوط حکومت طالبان و بميان آمدن حکومت جديد در سال ١٣٨٠ نخست در ادارۀ موقت و سپس در دورۀ انتقالى، سمت وزارت خارجه را بر عهده داشت .بعد از سقوط طالبان در سال ١٣٨٠ در ادارۀ  موقت و سپس در دورۀ انتقالى، براى مدت پنج سال وزير امور خارجۀ افغانستان بود. بدنبال تغييرات در کابينه در سال ١٣٨٥ داکتر عبدالله از سمت اش برکنار شد.

از اینکه جناب داکتر عبدالله درجبهات پنجشیر به چه کارها مصروف بوده؟ و یا اینکه ایشان کدام شهکاری های را کرده باشند، تاکنون که اضافه از دو نیم دهه می گذرد، من چیزی قابل ملاحظه ی را در آن بخش مطالعه نه نموده ، نه شنیده و نه دیده ام.

البته که در بخش تبه کاری های ایشان با «برادران جهادی شان» چیز های قابل ملاحظه را در هم اخبار ها و هم در جراید خوانده و هم در نشرات مختلف ویدیویی ها دیده و اوامر و هدایت های انکار ناپذیر ایشان را مشاهده نموده ام.

به گمانم که داشته ها نظامی داکتر عبدالله هم به حضوری نمادین هفت ساله ی ایشان در جبهات پنجشیر با احمد شاه مسعود بوده و آنهم به خاطری آنکه مادر ایشان از پنجشیر بوده است.

پشتیوانه زنده گی سیاسی داکتر عبدالله را هم همان چند قطعه عکس با آغای احمد شاه مسعود، ایام ترجمانی ایشان و در اخیر هم حضور ایشان در کوه تلویزیون با احمد شاه مسعود و جنرال داوود را تشکیل میدهد. زمانیکه کابل زیر پرتاب راکت های کور و جنگ های خانمانسوز میان گروهی و متقابل «مجاهدین » می سوخت؛ ایشان به شهادت آن تصوير، باری هدایت کوبیدن منطقه ی را از کوه تلویزیون کارته ی پروان به جنگ جویان جمعیتی شان میدهند.

بنابرآن اکثريت اطرافیان داکتر عبدالله را همان«جنگ جویان جمعیتی» سابق تشکیل میدهند. با اين که در جنگ و جدل و راه گیری و قطاع الطریقی طی اضافه از چند دهه دست بالایی داشتند؛ ولی شوربختانه در کسب علم و تحصیل خیلی هاعقب مانده اند. از اين رو اکنون شخص داکتر صاحب نمی تواند حتا چند فردی را هم پهلوی همدیگر قرار بدهد ، که منحیث افراد متخصص و با تعُهد به میهن و کشور، ایشان را در عملی سازی آن طرح و برنامه ی که امریکایی ها به وی سپرده اند، همراهی و همکاری نمایند.

از همان لحاظ جناب آغای غنی از عصبانیت زیاد باری وزارت داخله را «قلب فساد» در میان وزارت خانه ها نامید.

ادامه دارد

نجیب الله عظیمی

17 سپتامبر سال 2017

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ماخذ

ـ ویکی‌پدیا،یا دانشنامهٔ آزاد

ـ فرهاد خراسانی، روزنامه اطلاعات روز، ۲ اسد ۱۳۹۳ ،حکومت وحدت ملی چیست؟

ـ عبدالمنان دهزاد در مضمونی تحت عنوان (وحدت ملّی چیست و چگونه می‌شود در زیر سایۀ آن نشست؟ ) ۱۷ قوس سال ۱۳۹۳

ـ داکتر یارمحمد حیدر زاده، شبکه اطلاع رسانی تحت عنوان (وحدت ملی چیست ؟) تاریخ انتشار ۱۳۹۴/۷/۱۳

ـ پندار نو (راه هاي تحقق وحدت ملي در افغانستان ) اسدالله جعفري 21 اپریل سال 2008

ـ ميرآقا نصرت صميمي ، کابل (پژواک٤عقرب٩٢):زندگى نامۀ ده نامزد رياست جمهورى انتخابات سال ١٣٩٣

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
يادداشت های روزانه :قرار است افسران بالاتر از پنجاه و پنج سال به تقاعد سوق داده شوند (09.20.2017)
دبی گاوصندوقِ مخفی افغان‌های‌سرمایه دار (09.20.2017)
در باره استراتژی جدید آمریکا در افغانستان (09.04.2017)
گردش درد و رنج را پایانی نیست! (08.29.2017)
ازحرف تاعمل فرسخها فاصله وجود دارد! (08.29.2017)
نود وهشتمين سالروز استرداد استقلال ميهن عزيز مان افغانستان مبارک باد (08.22.2017)
استقلال کشور را گرامی بداریم (08.22.2017)
ستراتیژی » جدید امریکا » (08.22.2017)
یاداشت های ضروری بمناسبت روز استرداد استقلال (08.22.2017)
استراتیژی امریکا در افغانستان یا استراتیژی افغانستان و امریکا!؟ (08.22.2017)