sapidadam

اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده
دوشنبه, 11.13.2017, 04:43pm (GMT)

هدایت حبیب

اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما (هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا) اعتراف نموده است: «ما القاعده را ایجاد کردیم، با سلاح های پیشرفته از آنان پشتیبانی کردیم و نابسامانی بزرگی را در افغانستان و پاکستان بر جا گذاشتیم.»

 هیلاری کلینتون، در گفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز گفته بود:

«ما کمک کردیم مشکلی بوجود بیاید که هم اکنون داریم با آن می جنگیم. زیرا هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی (شوروی سابق) به افغانستان حمله کرد ما با ایده ای زیرکانه وارد پاکستان شدیم و نیروی مجاهدین را سازماندهی کردیم. این نیروها را با موشک های استینگر و سلاح های دیگر مجهز کردیم تا در داخل افغانستان با شوروی بجنگند.

ما موفق هم شدیم تا شوروی ها افغانستان را ترک کردند و ما گفتیم عالی شد. خدانگهدار. نیرویی آموزش دیده و متعصب را در افغانستان و پاکستان رها کردیم. آنها تا دندان مسلح بودند. صادقانه بگویم این کشورها را در آشفتگی و نابسامانی رها کردیم. در آن هنگام چنین چیزی را نمی پذیرفتیم. از هم پاشیدن شوروی ما را سرخوش کرده بود و می گفتیم خوب شد. همه چیز بر وفق مراد خواهد بود. اگر به گذشته بازگردیم می بینیم افرادی که هم اکنون دارند با ما می جنگند همان کسانی هستند که در جنگ ضد شوروی از آنان پشتیبانی کردیم.»

خواننده ای عزیز! تا مدت‌ها تصور بر این بود که پروژه دولت آمریکا و سرویس اطلاعاتی آن (سیا) برای سازماندهی گروه‌های مسلح برای سرنگونی دولت قانونی افغانستان پس از ورود ارتش شوروی به افغانستان (۲۴ دسامبر ۱۹۷۹) از سال ۱۹۸۰ آغاز شد.

اما، رابرت گیتس، رییس پیشین سیا، و سپس زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت وقت آمریکا، فاش کردند که عملیات ما شش ماه پیش از ورود ارتش شوروی به افغانستان، تصویب و آغاز شده بود.

اين اعتراف های مقام های بلند پايه ی رهبری ايالات متحده ی امريکا می رساند، که در نزد رهبران جهان سرمايه ی بيدادگر، دربرابر حرص قدرت و ارضای منافع سيری ناپذير شان، هيچ گونه سجايای والای انسانی ارزشی ندارد.

ايالات متحده ی امريکا درختم جنگ جهانی دوم، بخاطر برابر کردن ترازوی سهمگيری اش در سقوط فاشيسم با حريف مقابلش اتحاد شوروی، با پرتاب دو بم ذره وی در جاپان بزرگترين جنايت عليه بشريت را در نيمه اول سده ی بيستم مرتکب گرديد.

در نيمه ی دوم با لشکرکشی در ويتنام مليونها زن و مرد؛ پير و جوان ويتنامی را قتل عام کرده با قبول شکست مفتضحانه سرافگنده و ناکام برگشت.

به ادامه ی آن، بخاطر انتقام اين شکست، جنگ و خونريزی را توسط بنيادگراهای اسلامی در افغانستان آغاز نمود که تا هم اکنون ادامه دارد.

سپس از اين که صدام حسين و بشار اسد از دوستان ديروزی شوروی سابق بودند، لشکرکشی دوم را به عراق آغاز کرد و به ادامه ی آن، همانگونه که دوستان جهادگر(!) خود را با طالبان تعويض نمود و مسعود و ربانی دوستان دوران جهاد خود را با مهارت خاص ترور کرد؛ در سوريه جنايتکاران ديگری را بنام "داعش" ايجاد نمود و آنان را به افغانستان فرستاد؛ تا کارهای تمام ناشده ی مجاهدين، طالبان و القاعده را "داعشی ها" انجام دهند.

دريک کلام؛ نظام سرمايه ی بيدادگر و گردانندگان آن، که قانون اساسی زندگی و نظام اقتصادی شان "پول ـ کالا ـ پول" است؛ در برابر منفعت جويی و پول پرستی نه دوست ودشمن را می شناسند، نه رفيق وعزيز و نی خدا ورسول؛ وجدان واخلاق را می پذيرند.

هرکه ناموخت از گذشت روزگار  ـــ هيچ ناموزد زهيچ آموز گار