sapidadam

از یادداشت های روزانه بمناسبت روز جهانی همبستگی زنان
دوشنبه, 03.12.2018, 06:20pm (GMT)

محمد الله وطندوست

از یادداشت های روزانه

بمناسبت روز جهانی همبستگی زنان

7/3/2018

16/12/1396

 

روز همبستگی زنان جهان به شما خواهران ،مادران و دختران قهرمان وطنم مبارک باد!

روز جهانی همبستگی زنان که از یک قرن بدین طرف تجلیل می گردد، در کشور ما به ابتکار خانم مبارز و انقلابی پرشور، زنده یاد دکتور اناهیتا راتب زاد در دهه چهل خورشیدی برای اولین بار معرفی و تجلیل شد. در روز جهانی زن نه تنها به همبستگی زنان جهان، بلکه به تساوی حقوق زنان با مردان نیز تاکید صورت می گیرد و نیروهای ترقی خواه و عدالت پسند جهان بمنظور رفع ستم و خشونت علیه زنان و تأمین حقوق برابر زنان با مردان در پهلوی زنان قرار می گیرند.

با وجودیکه در دهه دموکراسی و بعداً در حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان «حزب وطن» دستاورد های بزرگی در این راستا بدست آمده بود و اشتراک فعال زنان در عرصه های مختلف حیات اجتماعی تأمین گردیده بود؛ متاسفانه در حاکمیت لجام گسیخته ی جهادی و بعداً در حاکمیت قرون وسطائی طالبی این همه دستاورد ها نابود گردید وزنان هموطن در زندان جهالت و بربریت افگنده شده واز ابتدائی ترین حقوق و آزادی ها محروم شدند.

 در حاکمیت کنونی امریکائی ـ جهادی نیز اشتراک زنان در عرصه های اجتماعی وسیاسی سمبولیک ونمایشی است.

امروز نیز خشونت علیه زنان از فشار های روحی ، جسمی و تجاوز جنسی تا سرحد محاکمه صحرائی و نابودی فزیکی شان به شدت عملی می گردد و هر ساله تعداد زیادی از زنان هم درجنگ های تحمیلی وهم تحت فشار مرد سالاری جان های شرین خود را از ذست می دهند.

در چنین حالتی روز جهانی زنان را باید به روز دادخواهی و تأمین حقوق حقه زنان تبدیل نمود و صدای عدالت خواهی را هر چه رساتر بلند کرد.

زنان هموطن!

یگانه راه نجات شما از زنده گی فلاکت بار کنونی به همبستگی و مبارزه شما  وابسته است. با الهام از سنت های پسندیده مبارزاتی گذشته متشکل شوید وبی امان برزمید.

 به پیش در راه تامین حقوق حقه زنان کشور

 زنده باد زنان مبارز و قهرمانیکه عمری را در کسب حقوق زنان رزمیده اند.

 جاودانه باد نام ویاد دکتور انا هیتا راتب زاد این زن جسور وبی باک که نسلی از زنان مبارز را متشکل و تربیت نمود

9/3/2018

18/12/1396

در خبر ها دو موضوع ظاهرآ کوچک و بی اهمیت توجه ام را بخود جلب نمود:

یک: گفته شد که با بازداشت دو مغز متفکر داعش در کابل کمر داعش شکسته شد.

طرح چنین مسأله یی از جانب مقامات بلند پایه امنیتی اگر هدف خاصی را دنبال نکند مسلماً ساده اندیشی و سطحی نگری آنان را به اثبات می رساند. تازه موقف این دو شخص بازداشت شده در سازمان جهنمی داعش نیز روشن نگردیده است.

معلوم است که از آغاز پروژه جابجائی داعش در کشور تا امروز دولتمردان و مسؤولین امنیتی تلاش نموده اند خطر داعش را کم اهمیت و کسانی را که توجه شان را به خطر روز افزون این پدیده وحشتبار تروریستی جلب نموده اند، به بزرگنمائی و حتی همدستی با آنان متهم نموده اند. اما واقعیت نشان می دهد که داعش بنابر پلان سرمایه داری جهانی، در شمال کشور روز تا روز تقویت می گردد و زمینه نفوذ شان در کشورهای  آسیای میانه قصدآ مساعد می گردد. فکر می شود تبلیغ شکستن کمر داعش از جانب مسؤولین امنیتی نیز به این هدف خدمت می کند.

دو: در خبر سیزدهم حوت طلوع نیوز گفته شد که کشاورزان هلمند به تخم های دست یافته اند که حاصل دهی مزارع تریاک را د رچهار فصل سال ممکن می گرداند.

این خبر گرچه از جانب مسؤولین با بی تفاوتی مواجه شد و توجه هیچ کسی را جلب نکرد؛ اما در ماهیت امر نشاندهنده آنست که دست های آشکار و پنهان و دستگاه های بزرگ جهنمی برای افزایش کوکنار و تولید مواد مخدر مصروف اند تا کشت آن را در همه فصل های سال ممکن گرداند و مقدار تولید مواد مخدر را تا حدی که ممکن است بالا ببرند.

همه ما می دانیم که بیشتر از سه ملیون هموطنان مظلوم  و محروم ما به اعتیاد  گرفتار شده اند و در جهان نیز کشور ما در صدر کشور های تولید کننده مواد مخدر قرار دارد.

با وجود چنین وضع اسفبار بازهم تولید بیشتر کوکنار نه توجه وزارت زراعت را بخود معطوف می دارد ونه هم وزارت تشریفاتی مواد مخدر را به واکنش وامیدارد. مسوولین امنیتی موظف در این موضوع نیزحتی بصورت نمایشی  عکس العملی نشان نمی دهند.

معلوم است که در کشور استعمار زده، وزیر، وکیل، رئیس و مدیر طبق خواست و اراده ی حامیان شان عمل می نمایند و پدیده ها را با در نظر داشت منافع باداران مورد ارزیابی و توجه قرار می دهند.

چون تولید موادمخدر و قاچاق آن در سراسر جهان به اراده کشور های حامی دولتمردان فاسد کنونی صورت می گیرد، مسلماً افزایش تولید کوکنار از جانب آنان نه تنها قابل نکوهش نیست؛ بلکه پر منفعت و قابل تائید همه جانبه نیزاست. اما تاوان بی خردی مسؤولین را مردم مظلوم ما می پردازند.

10/3/2018

19/12/1396

 

مسأله صلح افغانستان نه در داخل کشور؛ بلکه در پایتخت های کشور های دیگر مورد بررسی قرار می گیرد.

جالب است که دولت های ازبکستان و اندونیزیا علاقمند استند تا نشست صلح افغانستان را میزبانی نمایند. قبلا نیز چین و روسیه به این امرعلاقه مندی خود را ابراز داشته و حتی مذاکرات دو جانبه وچند جانبه را نیز سازمان دهی نموده بودند. ترکیه نیز مذاکرات نماینده گان دولت افغانستان و طالبان را سازماندهی نمود که بعداً معلوم شد مذاکره کننده گان طالبی دکانداران عادی پشاور بودند نه نماینده گان طالبان.

 قابل یاد اوریست که دفتر رسمی طالبان نیز نه در کابل؛ بلکه در قطر قرار دارد و طالبان  بجای مذاکره با حکومت افغانستان ترجیح می دهند با امریکائی ها مذاکره داشته باشند.

این وضع نشاندهنده آنست که طرف های مذاکره کننده هیچ گونه اعتماد بر همدیگر ندارند و هر دو جانب به بیگانگان چشم دوخته اند.

مسلماً دولت غیر قانونی گویا وحدت ملی که به اراده جان کری وزیر خارجه سابق امریکا ایجاد شده  و حرکت طالبان که مطلقاً به اختیار دستگاه استخبارات پاکستان قرار دارند، نه تنها صلاحیت مذاکرات مستقیم با یکدیگر را ندارند؛ بلکه هر دو جانب صلح را از دیگران ، از بیگانگان توقع دارند.

اگر دولت افغانستان واقعا دولت ملی ، دموکرات و بر خاسته از اراده مردم می بود، می توانست راه های موثر تأمین صلح را به اتکای مردم دریافت و مخالفین مسلح را به قطع جنگ مجبور می نمود. مخالفین دولت نیز اگر نیرو های مستقل و بنا به ادعای شان مجاهدین راه آزادی و ضد اشغال می بودند، یقیناً در تأمین صلح و بیرون شدن نیروهای خارجی راه موثری دریافت می داشتند و تأمین صلح را از دیگران توقع نمی کردند.
متأسفانه این بازی های صلح خواهانه که از سال ها بدین طرف ادامه دارد جز تشدید رنج و درد مردم نتیجه دیگری نداشته، جنگ کما کان از خلق های مظلوم ما قربانی می گیرد و هیچ گونه امیدواری در تأمین صلح و امنیت در افق نمودار نیست. 

11/3/2018

20/12/1396

گلبدین حکمتیار این شیاد شناخته شده در این روز ها در اظهار نظری فرموده است که باید خواست طالبان برای تامین صلح و آغاز مذاکرات در نظر گرفته شود و ولایاتی بنام ساحه امن از نیرو های امنیتی و دفاعی تخلیه گردد و به اختیار آنان قرار گیرد.

چه نظر بکر وتازه یی؟!

آیا با گذاشتن چند ولایت به اختیار طالبان عملاً به تجزیه کشور گام نمی گذاریم؟

آیا چنین اقدامی بمعنی ایجاد مراکز تروریستی و زمینه سازی برای حاکمیت قرون وسطائی طالبان نیست؟

آیا این طرح دوام طرح خائنانه این اجنت معلو الحال پاکستان نیست که سال ها قبل کنفدراسیون با پاکستان را در نظر داشت؟

در چنین حالتی ارزش های نیم بند دموکراسی و حقوق بشر که با اگر و مگر ها در قانون اساسی ثبت شده  به معامله گذاشته نمی شود؟

آیا با ایجاد به اصطلاح ساحات امن ،آزادی وسایل اطلاعات جمعی که افتخار حاکمان کنونی را تشکیل می دهد، به لجن کشانیده نمی شود؟

مسلمآ واگذاری ساحاتی به طالبان به معنی عقب گرد وحشتناک به حاکمیت منحوس قرون وسطائی و تسلط دوباره طالبان جهل و خرافات در کشور خواهد بود که به هیچ وجه به مردم افغانستان اعم از جوانان ،زنان ، روشنفکران ، روحانیون وطن پرست و اقشار زحمت کش قابل قبول و تحمل نیست . اما نماینده گان آشکار و پنهان تروریسم و دهشت افگنی در داخل و خارج دستگاه دولتی خواهان شرکت آدمکشان طالبی در حاکمیت استند و گلبدین حکمتیار این شیاد بزرگ به نماینده گی این حلقات خبیثه چنین خواست ها را بالا می کشد ودر تحقق ان تلاش می ورزد.

باید جلو چنین توطئه های خائنانه را با همبستگی اعترض امیز مردم در نطفه خنثی ساخت و چهره های ضد منافع مردم را قاطعانه افشا نمود.