چهار شنیه, 06.20.2018, 05:02pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
یادداشت هفته : اعلان آتش بس یک جانبه دولت با طالبان و حمله های انتحاری در کابل و ننگرهار! ; آیا تداوم منازعه تاریخی دیورند به سود افغانستان است؟ ; باشگاه بیلدربرگ: دولت جهانی یا ناهنجاری تاریخی ; عفو بین الملل ایالات متحدۀ آمریکا را به جنایت جنگی در سوریه متهم کرد ; بازی خطرناک واشنگتن با خط قرمزهای چین
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
حادثه بلخ نشان داد که نباید به سدهای ریگی تکیه کرد
سه شنبه, 04.03.2018, 05:14pm (GMT)

محمد الله وطندوست

حادثه بلخ نشان داد که نباید به سدهای ریگی تکیه کرد!
از یادداشت های روزانه

23/3/2018 مطابق 3/1/1397

خوب است اولین یادداشت سال نو را در مورد توقف طوفانی که از سه ماه بدین طرف در شمال درحرکت بود وپراگنده گی ابری که فکر می شد باران شدیدی را باعث خواهد شد وسیلاب مدهشی را جاری خواهد ساخت، اختصاص می دهیم: بالاخره تنش میان ارگ و عطا محمد نور با گزینش والی و قوماندان مورد قبول نور و وعده بر گماری دو نفردیگر از طرفدارانش در مقامات بلند دولتی خاتمه پذیرفت و اسحق رهگذر بحیث والی و اکرم سامع بحیث قوماندان امنیه بلخ به کار خود آغاز نمودند.

صرف نظر از این همه شاخ وشانه کشیدن ها وبیانیه های پر طمطراق در گردهمائی ها و سرگردانی هزاران نفر از ولایات مختلف، از روشنفکران به اصطلاح عدالت خواه، مترقی و انقلابی که تا دیروز به منسوبیت شان به جبهه چپ افتخار می کردند و حتی از این منسوبیت به مقام و نامی نیز رسیده بودند باید پرسید که به کدام منطق و باور همه آرزو های مردم را مبنی بر تامین عدالت به پای کسی بسته بودید که از آغازنو جوانی و جوانی تا امروز در صف ارتجاع و تاریک اندیشی قرارداشته و درحاکمیت امریکائی ـ جهادی نیزجز منفعت شخصی ، خانواده گی، تنظیمی و سمتی به هیچ چیزی نیاندیشیده است. اینکه این چهره مورد علاقه و این بت مورد پرستش شما درآبادانی بلخ و درتامین امنیت مزار شریف نقشی داشته حرفی نیست. اما او را چهره ملی دانستن و بالاتر از آن قهرمان عدالت خواهی پنداشتن با هیچ آموزه و معیار عدالت خواهی و ترقی پسندی سازگار نیست.

 حادثه بلخ یکبار دیگر نشان داد که نباید به سد های ریگی تکیه کرد. یگانه منبع تغیير، تحول و پیشرفت و یگانه نیروی ايجادگر تغیيرات بنیادی، نیروی لایزال مردم است وبس.

مدعیان سعادت و خوشبختی مردم، نه با تکیه به رهبران تصادفی و نه در دفاع از سردمداران محلی، قومی، تنظیمی و سمتی، بلکه با تشکل آگاهانه روشنفکران رسالتمند در یک سازمان وسیع البنیاد ترقی خواه، مترقی و عدالت پسند و بسیج توده ها با اهداف روشن و قابل فهم به مردم، می توانند نقش خود را به شایستگی ایفا نمایند و کشور را از منجلاب بدبختی کنونی بیرون بکشند، د رغیر آن بر هر خاک و خاشاک دست انداختن و به قهرمانان برفی دل بستن عاقبت ناخوشآیندی در قبال دارد. 

24/3/2018 مطابق 4/1/1397

سید اسحق گیلانی این پیرزاده مرید استعمار کهن در آستان استخبارات پاکستان با کرنش اظهار داشت که هند ازقلمرو افغانستان بر ضدپاکستان استفاده می کند. ادعائی که آی اس آی همیشه مطرح نموده و حمایت از تروریستان و آدم کشان را به این بهانه عمق و پهنا بخشیده است. در حالیکه کشور بزرگ وپهناور هند در هر گونه شرایطی در پهلوی مردم افغانستان قرار داشته،در بزرگترین پروژه های اقتصادی سرمایه گذاری نموده است. همدلی این کشور با افغانستان اگر از یک طرف از روابط عنعنوی تاریخی وحسن همجواری ملهم است؛ از جانبی همانندی هند با افغانستان در رنج از تروریسم ساخت پاکستان است که گاه و ناگاه آن کشور نیزمورد حمله قرار می گیرد. طبعیست که در چنین حالت احساس همدردی مردم هند با مردم افغانستان قابل فهم است. سفسطه بازانی همچون گیلانی ها نمی توانند بر بنیاد آن خلل وارد نمایند.

حرف دیگر این غلام زاده پاکستانی که می گوید جنگ امروز طالبان با جنگ مجاهدین بر علیه روس ها همانند است، گرچه بمنظور تبرئه طالبان گفته شده؛ اما یک واقعیت ظریف را نمایان می سازد و آن اینکه هم به اصطلاح مجاهدین دیروز وهم طالبان امروز از منبع واحدی که همانا آی اس آی پاکستان است ،آب می خورند وغلامی امروز طالبان درحقیقت ادامه غلامی دیروزی اسحق گیلانی و عده دیگری از رهبران جهادی دیروزیست که به بهانه مبارزه با روس ها به آدم کشی می پرداختند و هموطنان مظلوم خود را اعم از معلم، مامور، کارگر، سرباز وافسرمورد آماج قرار می دادند ودارائی های وطن را به آتش می کشیدند.

 بعد از تصرف قدرت نیز دار وندار کشور را غارت کردند و بمنظور ارضای پاکستان، ماشین نیرومند نظامی را نابود و وسایط نظامی را به لیلام گذاشتند. برای ثبوت غلامی تا آن جا پیشرفتند که آهن پاره ها، ریشه های نباتات ودرخت ها و حتی استخوان مرده گان را نیز به آن کشور انتقال دادند.

حقا که طالبان این مزدوران پاکستان، همان راهی را تعقیب می کنند که دیروز مزدوران دیگری بنام مجاهدین به آن راه رفته بودند.

اسحق گیلانی با این اظهارات واقعیتی را افشا و دینی را در قبال همفکران طالبی خود ادا و در نتیجه در تنور گرم آدم کشی طالبان چوب سوختی می گذارد و باداران خود را خرسند می سازد.

25/3/2018 مطابق 5/1/1398

طبق گزارش سیگار، سازمان مفتشین امریکا، عده زیادی از سربازان مجروح نسبت تزریق خون نا مناسب جان شان را از دست می دهند. این منبع مدعیست که سربازان هنگام استخدام در اردو مورد معاینه صحی قرار نمی گیرند و گروپ خون شان تثبیت نمی گردد تا در صورت مجروح شدن خون مطابق گروپ شان تزریق گردد. این اعمال باعث جان باختن عده قابل توجه سربازان گردیده است. گرچه این راپور طبق معمول از جانب سخنگوی وزارت دفاع با قاطعیت رد گردید؛ اما سیگار مدعیست که در چند ماه اخیر درحدود پانزده هزار سرباز بدون معاینات صحی استخدام شده اند.
در برابر چنین واقعیت ها جز تاسف و لعن و طعن به مسؤولین بی کفایت چه می توان گفت.
بیم آن وجود دارد که چنین حوادث ناشئ از نفوذ ستون پنجم در بدنه نیرو های امنیتی باشد و قصدآ سربازان قهرمان را به نفع دشمن به مرگ نا خواسته سوق دهند.
سخنگویان نباید فکر کنند که وظیفه شان فقط و فقط رد راپورها و اطلاعات است .
چنین موارد بایست مورد تحقیق وبررسی قرار گیرد و بعداً با دلایل قناعت بخش به رد وتائید آن اقدام شود. اینکه سخنگویان وزارت دفاع همزمان با نشر گزارش سیگار فوراً به رد آن می پردازند، تا حدود زياد سوال بر انگیز است.

26/3/2018 مطابق 6/1/1397

در حالیکه چند روز قبل روز بین المللی هبستگی زنان مورد تجلیل قرار گرفت و سردمداران حکومتی درمحافل از حقوق زنان گویا دفاع نمودند؛ اما گزارش ها نشان می دهد که خشونت علیه زنان نه تنها تقلیل نیافته؛ بلکه به حجم و وسعت آن افزوده شده است. طبق راپور کمیسیون حقوق بشر افغانستان در سال1396 بیشتر از دو صد و هفتاد زن به اثر خشونت های خانوادگی زنده گی خود را از دست داده اند.

گفته می شود که دولت صرف متهمین یک صد و سی قضیه را بازداشت و قاتلین یک صد و چهل زن دیگر مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته است.

بدیهیست که این گزارش از ساحاتی بدست آمده که در حیطه قدرت دولتی قرار دارد. در غیر آن در قری و قصبات تحت نفوذ هراس افگنان صد ها زن جان های شان را از دست می دهند که هیچگونه انعکاسی نمی داشته باشد. لهذا عدم پیگیری بیشتر از نصف متهمین از جانب ارگان های دولتی به بی کفایتی جدی ارگان های دولتی دلالت می کند و نشان دهنده آنست که قانونیت و حفاظت از حقوق زن کلمات فریبنده یی بیش نیست.

27/3/2018 مطابق 7/1/1397

جوانان هلمند با بر افراشتن خیمه اعتراضی در شهر لشکر گاه از دولت تقاضا دارند تا در قطع آدم کشی و نابودی کتلوی هموطنان مسؤولیت خود را ادا نموده در قطع جنگ و تامین صلح وظیفه خود را انجام دهد. آنان از مخالفین دولت نیز در خواست کرده اند که یا در تامین صلح همکاری نموده به تراژیدی موجود خاتمه دهند و مشکل خود را با دولت از طریق مذاکره حل و فصل نمایند ویا بجای نابودی غیر مترقبه و نا خواسته مستقیما جوانان مستقر در خیمه را مور د هدف قرار دهند.

خیمه اعتراضی زمانی بر افراشته شد که روز جمعه در اثر عمل انتحاری آدم کشان شانزده نفر از جوانان در ورزشگاه شهر لشکر گاه نابود و بیشتر از چهل نفر نیز مجروح گردیدند.

ضمن ابراز همدردی به خانواده های داغدار هموطنان هلمندی و تائید حرکت اعتراض آمیز جوانان هموطن، از آنان تقاضا می نمایم تا از یک طرف با هوشیاری کامل از هر گونه حرکت مشکوک جلوگیری نمایند و از جانبی صدای رسای اعتراض شان را هر چه بلند تر به گوش نا شنوای سردمداران برسانند وبا همبستگی و اتحاد همه جوانان، دولتمردان بی احساس را وادار نمایند که حداقل در تامین امنیت مراکز تعلیم، عبادی وورزشی و محلات تجمع صلح آمیز مردم تلاش ورزند و مسؤولین بی کفایت امنیتی را بموقع تعویض و از وقوع فجایع مرگبار جلوگیری نمایند.

هبستگی جوانان می تواند به نیروئی تبدیل گردد که حاکمان غرقه در فساد را حداقل ازخواب زمستانی بیدار نموده آنان را به اتخاذ تصامیمی ولو نیم بند مجبور نماید.

28/3/2018 مطابق 8/1/1397

طبق اظهارات معین ارشد امنیتی وزارت داخله جنرال مرادعلی که در امور امنیتی ودفاعی صاحب صلاحیت و در کار عملی دارای مهارت و تجربه لازم است، بیشتر از یک هزار مرکز انتخاباتی با خطر امنیتی نسبتاً ضعیف و یک هزار مر کز انتخاباتی دیگر با خطر امنیتی قوی مواجه بوده و پنجصد مرکز دیگر اصلاً د راختیار دولت قرار ندارد. فکر کنید از هفت هزاروسه صد مرکز انتخاباتی دو هزار و پنج صد مرکز در خطر امنیتی قرار دارد.

در چنین حالتی که درحدود چهل فیصد مراکز انتخاباتی با خطر امنیتی قراردارد، می توان از انتخابات مطمئن صحبت کرد؟

آیا نیرو های امنیتی قادرخواهند بود امنیت مراکز غیر مطمئن را تامین نموده در برگزاری انتخابات شفاف سهم خود را مسؤولانه ادا نمایند؟

اصولاً می توان مطمئن بود که دولت می خواهد انتخابات بی غل وغش و بدون تقلب را برگزار نموده به نتیجه انتخابات شفاف تن در دهد؟

تجربه انتخابات گذشته و وضع جاری نشان می دهد که دولت امریکائی ـ جهادی موجود که از قدرتمندان و زور مندان فاسد تشکیل گردیده توان و اراده انتخابات عادلانه را ندارد.

با آنهم با تکیه بر بیداری مردم و شعور اجتماعی خلق های هموطن، بدون یأس و ناامیدی به پیشواز انتخابات باید شتافت ودولت را مجبور باید نمود تا به برگزاری انتخابات در تاریخی که خود تعیين نموده وفادار باقی بماند.

29/3/2018 مطابق 9/1/1397

خانم جهان تاب  زنی مبتکر و مصصم از یک قریه دور افتاده دایکندی رنج سفر بر خود هموار نموده در امتحان کانکور در حاليکه طفل دو ماهه اش را در آغوش دارد ، اشتراک می ورزد.

این خانم زحمتکش که نجات خود و هموطنانش را از ستم قرون واعصار در سواد ودانش می جوید، مصمم است با وجود داشتن سه طفل خُرد سال به تحصیلات عالی ادامه دهد و در دانشگاه راه یابد.

جوانان ما باید به چنین بانوان مباهات نموده عمل او را سرمشق زنده گی خود قرار دهند. مسؤولین تعلیمی و تحصیلی کشور نیز تسهیلات لازم را باید به وی و همردیفانش مساعد نمایند تا باشد که نسل جوان امروز ما در سایه دانش وعلم از وضع نابسامان کنونی گذر نموده فردای درخشانی را رقم زنند.

خانم جهان تاب باید مطمئن باشد  که ابتکارش مورد تائید همه طرفداران علم و دانش قرار داشته جسارتش الهام بخش هزاران هموطن دیگر خواهد بود.

30/3/2018 مطابق 10/1/1397

فرمانده سابق حزب اسلامی گلبدین حکمتیار دربغلان سه نفر از صرافان شهر را در زندان شخصی خویش در سیاه چال حبس نموده و گروهی بنام طالب در همین ولایت با تخریب پایه برق وارداتی ازبکستان و تاجکستان شهریان کابل را از نور و گرمای برق محروم نمودند.

 فرق این دو حرکت تخریبی که یکی از جانب فرمانده حزبی صورت می گیرد که گویا به پروسه صلح پیوسته و دیگری از جانب گروهی سازماندهی می شود که حکومت وحدت ملی در داخل و خارج کشوربا وعده و وعید فراوان به صلح ومذاکره دعوت می کند.

اساساً گروه های هراس افگن و ادم کش بنام طالب در ولایات بغلان و قندوز و دیگر ولایات شمال کسانی اند که ریشه در حزب اسلامی حکمتیار دارند. ورنه چگونه ممکن بود که ملا عمر یک چشم، از قند هار آنان را سازماندهی می نمود و یا امروز ملا هیبت الله اخوند ازپاکستان آنان را تنظیم واداره نماید. بنا به دستور جناب حکمتیار گروهی بنام انتحاری و گروه دیگر بنام استشهادی به قتل مردم مظلوم و تخریب موسسات گماشته شده اند. بعید نیست که فردا درچهره داعش به جنگ، آدم کشی، هراس افگنی و تخریبات ادامه دهند.

تا زمانیکه ناف این هراس افگنان از وجود  آِ. اس .آی قطع نشود بهیچ صورت مردم ما از هراس افگنی و تخریب گروه های مزدور نجات نخواهند یافت و هراس افگنی به چهره های تازه وبنام های گوناگون ادامه خواهد داشت.


مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
پیچیدگی سیاست ـ یک کارنامه و چندین برداشت و انتباه (04.03.2018)
بحران سیاسی کنونی افغانستان و دیدگاه ما (03.26.2018)
حماسه ایکه عطا؛ بهانه اش شد! (03.26.2018)
اهداف کانال خیزش (03.26.2018)
آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها (03.19.2018)
آیا باورهای انترناسیونالستی با شکست مواجه شده است؟ (03.19.2018)
از یادداشت های روزانه12/3/2018 مطابق 21/12/1396 (03.19.2018)
تلاش ایالات متحده درایجاد بهانه جهت تجارت هفده ساله هروئین درافغانستان (03.19.2018)
افغانستان امروز (03.19.2018)
از یادداشت های روزانه بمناسبت روز جهانی همبستگی زنان (03.12.2018)