sapidadam

روشنفکران ما به کجا می روند؟
دوشنبه, 04.30.2018, 05:07pm (GMT)

محمد الله وطندوست

روشنفکران ما به کجا می روند؟

در این یادداشت مخاطب من روشنفکران اوزبیک و تورکمن افغانستان و توجه به فعالیت های اخیر حزب سازی و فدراسیون سازی آن ها است.

یک: از طریق رسانه های جمعی اطلاع حاصل شد که «جنبش نوین مردم افغانستان» کنگره خود را دایر و بعد از تصویب برنامه و اساسنامه هیأت رهبری خود را انتخاب نموده است که مبارک شان باد!

به تعقیب آن عده دیگری اعلان نمودند که از لوگو، نام و اسناد مرامی «جنبش نوین افغانستان »که یک سال قبل عرض وجود نموده بود سوء استفاده شده است. بدین ترتیب همین اکنون دو جنبش نوین در کشور وجود دارد که نطفه اختلاف از همین حالا در میان شان گذاشته شده است.

جنبش اسلامی افغانستان که بعد از معامله خائنانه ملک با طالبان عرض وجود نموده بود ،نیز هنوزنفس می کشد.

سابقه جنبش ملی اسلامی افغانستان هم که اظهر من الشمس است و ملیون ها اوزبیک و تورکمن افغانستان خود را منسوب این حزب می دانند و در انتخابات و دیگر مسایل بزرگ سیاسی بنا به دستور رهبری این سازمان فراگیر موضیعگیری می نمایند.

بدین ترتیب دیده می شود که ما روشنفکران اوزبیک وتورکمن افغانستان به چهار سازمان سیاسی تعلق داریم و هر کدام خود ر ا مستحق تر، پیشرو تر، آگاه تر و خدمت گذار تر از دیگری می دانیم.

تا اینجا البته حرف و حدیثی مخالف پرنسیب های دموکراسی، آنهم دموکراسی امریکائی وجود ندارد.اما زمانیکه ما بجای اعلام دقیق موضع و جایگاه خود ،به تخریب همدیگر بپردازیم و صفحات مجازی را جولانگاه افترا، تهمت، توهین و تحقیر مخالفین و حریفان نمائیم، یقیناً فاجعه آغاز می گردد و ناعاقبت اندیشی و کوتاه بینی خود را به ثبوت می رسانیم.

صرف نظر از اینکه آیا به سازمان های متعدد سیاسی، در حالیکه بیشتر از صد سازمان راجستر شده در کشور وجود دارد، ضرورت وجود دارد یا خیر؟ باید خاطر نشان نمود که تعدد احزاب همیشه علامت خیر نیست. چه بسا افتراق ها، جدائی ها و حتی جنگ های مسلحانه از خود خواهی ها و خود محوری های اشخاص مدعی رهبری دراحزاب منشاء گرفته و بالاخره جامعه را به فلاکت وبدبختی کشانیده است.

 در شرایط موجود کشور نیز با افزایش سازمان های سیاسی در حالیکه هیچکدام از اعماق توده ها برنخاسته و پاسخگوی نیازمندی های مبرم جامعه نیست و عمدتا بخاطر فرونشاندن غریزه خود پرستی و خود کم بینی افراد واشخاص ایجاد شده و برنامه ها و اساسنامه ها هم یکی از دیگری کاپی برداری شده است ،آینده درخشانی را برای مردم محروم ،مظلوم و فقیر کشور که از چهل سال بدین سو در آتش جنگ می سوزند، نمی توان تصور نمود.

بهر حال با ابراز تبریک و تهنیت به عده یی از آشنایان و دوستان دیرین که در جنبش های نوین عضویت دارند،خاطر نشان می نمایم که از نام سازمان های به تاریخ سپرده شده برای کسب اعتبار و شهرت سوء استفاده ننموده به اختلافات دامن نزنند و توهین و تحقیر دیگران را پله تقرب به منابع قدرت و ثروت نسازند.

امید وارم این دوستان از گزند حوادث بد دور باشند و در جامعه سراپا آلوده به فساد برای رسیدن به قدرت، شکار نیروهای شیطانی ارگ نشین، هأت حاکمه غرق در فساد و نیروهای غارتگر امپریالیستی نشوند.

دو: در قالب فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان که ده سال قبل بنیان گذاری گردید،عده یی از روشنفکران و قلم بدستان اوزبیک و تورکمن متشکل و در عرصه فرهنگی و سیاسی به فعالیت های معینی دست یازیدند واز طریق وسایل ارتباط جمعی اینجا و آنجا عرض وجود کردند. 
هدف از ایجاد فدراسیون، تشکل جامعه فرهنگی اوزبیک ها و تورکمن های افغانستان فارغ از تمایلات سیاسی و جناحی روشنفکران در چوکات واحد و عرضه بهتر خدمات فرهنگی به جامعه و سهمگیری خلاقانه در رشد فرهنگ پربار تورکان افغانستان و در نهایت کمک به تقرب و نزدیکی خلق های با هم برادر افغانستان بمنظور ایجاد جامعه فارغ از تبعیض و تعصب در وطن واحد مان افغانستان بود. 
قرار معلوم فدراسیون متذکره سه بار قوریلتای یا کنگره خود را نیز دایر و هیأت رهبری را انتخاب نموده است که من هم منحیث یک روشنفکر متعلق به اوزبیک های افغانستان در دو کنگره اشتراک داشتم. 
در کنگره اخیری که در ماه دسامبر سال 2017 در بلجیم دایر گردید ، نه نفر به صفت اعضای هیأت رهبری برگزیده شدند.

از زمره نه نفرمنتخب کنگره دونفر بنابر دلایلی از هیأت رهبری استعفاداده اند. فعلا هفت نفر اعضای هیأت رهبری منتخب قوریلتای کار فدراسیون را پیش می برند. کسان دیگری که خود را منسوب به رهبری ففتا می دانند در قوریلتای انتخاب نشده اند. شاید بعد از قوریلتای که از تدویر آن بیش از چهار ماه نمی گذرد ، منصوب شده باشند.
به تعقیب این کنگره در ماه جنوری سال جاری اعلامیه یی از هالند پخش و گویا عده یی از موسسین و بنیان گذاران فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان بمنظور جلو گیری از انحراف فدراسیون از راه تعیين شده ،رهبری جدیدی را اعلان و به فعالیت آغاز نمودند.

تا اینجا حرف و حدیثی برای کسانی که نظاره گراز بیرون اند نمی تواند وجود داشته باشد. دعوای موسسین وبنیان گذاران هالند نشین و رهبران برآمده از کنگره اخیربلجیم و اختلافات ذات البینی آنان را خود شان مکلف اند حل و فصل نمایند و اگر به حل مسالمت آمیز موفق نشدند با تغيیر در نام و لوگو می توانند از یکدیگر تفکیک و ده ها فدراسیون را در عرصه فرهنگی ایجاد نمایند و در رقابت سالم به خدمات فرهنگی ادامه دهند. 
باید بخاطر داشت که اگر ما سازمان های اجتماعی و فرهنگی را جولانگاه فعالیت های سیاسی نمائیم که متاسفانه در ففتا چنین رویداد نا میمون رخ داده است و از این طریق بخواهیم به نام و نانی برسیم؛ مسلماً به بیراهه می رویم و سازمان مربوطه را نیز با مشکلات مواجه می سازیم.
بدون ملامت و سلامت اشخاص و افرادی که اکثراً از دوستان نزدیک و آشنایان قریب من اند،  می خواهم متذکر شوم که کشمکش درعرصه فرهنگی نه تنها خدمت به فرهنگ نیست؛ بلکه جفای بزرگیست به فرهنگ که به هیچ وجه برازنده شخصیت های فرهنگی نمی باشد. 
اختلاف نظر درسازمانها و نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امری پذیرفته شده است وتا زمانیکه این اختلاف نظرها قابل تحمل باشد می توان در سازمان واحد و درغیر آن با ایجاد سازمان جدید ویا بصورت انفرادی به فعالیت ادامه داد. اما کشانیدن این اختلافات در رسانه ها و بد تر از آن توهین و تحقیر، فحش و دشنام، بهتان وتهمت به آدرس همدیگر عملیست ناپسند وحتی غیر اخلاقی که هیچگونه معیار های هموطنی،همدیاری و همتباری به چنین بر خورد های غیر مسؤولانه صحه نمی گذارد. 
فحشنامه های منسوب به هردو فدراسیون که بنام اعلامیه و ابلاغیه و دفاعیه به نشر رسیده است با چنین روحیه آماده گردیده که جداً مایه ی تاسف است.
از بزرگان فرهنگی و شخصیت های قابل قدر اجتماعی تقاضا می گردد تا درموضیعگیری های شان در امور فرهنگی تساهل و تحمل را پیشه سازند و در اتحاد و همدلی فرهنگیان نقش خود را صادقانه ایفا نمایند.
مسلماً در فعالیت های سیاسی عرصه وسیع است. با عضویت در سازمان های گوناگون سیاسی که ماشاءالله تعداد شان در داخل کشوراز صد تجاوز کرده و در خارج از کشور نیز احزاب و سازمان های گوناگون سیاسی کم نیستند، می توانند عطش خود را فرو نشانند و نهاد های فرهنگی را به حال خود بگذارند.
لازم می دانم به ارتباط موضوع از جناب اسدالله آسیابان و دوستان دیگری که خواهان نزدیکی و توافق مدعیان رهبری فدراسیون اند،اظهار سپاس نمایم که با بی طرفی کامل از هردو فدراسیون خواسته اند بدون فحش و دشنام، تحقیر و توهین و تهمت و افترا همچون دو سازمان اجتماعی متعلق به جامعه مدرن و دموکراتیک امروزی ،اختلافات خود را بصورت مسالمت آمیز و در چوکات اخلاق پذیرفته شده اجتماعی حل و فصل نمایند.
از بزرگان هموطن، مخصوصاًاز چهره های فرهنگی و سیاسی مقیم د رخارج جداً تقاضا می نمایم،رهبری هر دو فدراسیون را یاری رسانند تا به کار مشترک فرهنگی بپردازند و دروازه لجن پراگنی را به هر وسیله یی که لازم می دانند مسدود نمایند.

در غیر آن جامعه فرهنگی اوزبیک ها و تورکمن های افغانستان با احساس شرمساری از چنین نهاد ها خواهند برید و مدعیان فرهنگی شامل در رهبری فدراسیون ها را بحال خود شان خواهند گذاشت تا با پخش اعلامیه ها و ابلاغیه ها وبا تحقیر و توهین همدیگر مسؤولیت فرهنگی شان را ادا نمایند !