سه شنبه, 07.17.2018, 09:07pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
دولت و دولتمداران یکی از فکتور اساسی بحران "خطرناک" افغانستان ; عموسام ; افغانستانی‌ها برای ترک ایران صف کشیدند! ; در باره تجمع در قلعه بابک و دستگیریها ; ملت بى اتفاق
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
گرامی ﺑﺎﺩ اول ماه می
دوشنبه, 04.30.2018, 05:37pm (GMT)

گرامی ﺑﺎﺩ اول ماه می 

روز همبستگی بین المـللی كارگران و زحمتكشان جهان

ﺡ. ﺗﻼﺵ           

۲۹ / ۴/۲۰۱۸

اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران و تمام زحمتكشان جهان؛ روز تجدید پیمان کليه نیروهای تحول طلب، ترقیخواه و مبارزین راه نجات دایمی انسان زحمتكش از بند و زنجیرمشت اقلیتی از لاشخوران و استثمارگران جهانی ، قاره يی و کشوری است، كه از آن گذشته های ﺩﻭﺭ تارﯾﺨﯽ ؛ از دوازدهم  اپریل سـال ۱۸۵۶ در آسترلیا و متعاقباً، از اول ماه می سال ۱۸۸۶ در شـهر شـیکاگوی آمریكا...بدینسو ﺑﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. 

ﻃﯽ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﺣﻤﺘﻜﺸﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ، جهت نیل به خواست ﻫﺎ ﻭﺍﻫﺪﺍﻑ  ﻭﺍﻻﯼ انسانی ﺷﺎﻥ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﻧﻈﺎﻡﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﯼ  ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ؛ ﻭ ﺗﺤﻘﻖ عدالت  اجتماعی، به رزم و مبارزه ی مستمــر، پرداخته اند.كارگران،  ستمدیده گان و ﺳﺎﯾﺮ مبارزین ﺁﮔﺎﻩ ﻭ همرزم و همسنگرآنان، طی سالیان گذشته دراین راه، قربانی ها و فداكاری های فراوانی را متحمل شده اند؛ كه هركدام در برهـه ﻫﺎی ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ، به پیروزی های مانده گاری دست یافته وحماسه های جاودانه از خود بجا گذاشته اند.

جا دارد تا این روز خجسته رابه همه ی كارگران، زحمتكشان و تمامی اقشار ولایه های تهیدست و تحت ستم كشورمان؛ وبه كلیه نیروهای ضدامپریالیست های اشغالگر؛ ضدتاریك اندیشان قرون وسطایی و تاجران دین و «جهاد»؛ به رزمندگان ضد استبداد، استعمار و استثما؛ و ضد رژیم مافیایـی دست نشانده  و مفسد افغانستانِ به خاك و خون خفته؛ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﺣﻤﺘﻜﺸﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ،تبریك بگوییم!

ما در حالی به استقبال از این روز تاریخی می رویم، كه زحمتكشان و همه مردم بی دفاع و مظلوم میهن عزیز مان، از انواع بیداد‌و‌ ستم ( چون ستم طبقاتی، جنسی، ملی، مذهبی، قومی، زبانی...)؛ بیكاری ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪﺕ، تهی دستی و مرض، ﺗﺮﻭﺭ، و انتحار ﻭﺣﺸﺖ، ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﺴﯽ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺒﺎﺭﯼ، مرگ ومیرزود هنگام، بویژه کودکان و زنان بار دار... رنج می برند و درد استخوانسوز می كشند.

هجوم اشغالگرانه ی اتحادیه ی امپریالیستها به كشور ما، آنهم به بهانه ی ریشه كن سازی ترور و تروریسم؛ زدودنِ كشت وتولید وقاچاق تریاك و هیرویین؛ نظام سازی وباز سازی سیاسی و اقتصادی؛ تامین امنیت فردی، خانواده گی و شغلی و...” صورت گرفته است، نه  تنها در راستای این ﺷﻌﺎﺭ ﻫﺎ و وعده های دروغین فوق كدام دست آوردی ﺍﺛﺮ ﮔﺬﺍﺭنداشته اند، بلكه تروریسم در وطن ما، بیشتر گسترده‌ تر و‌ ریشه یی گردیده است؛ تولید و قاچاق هیرویین ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺳﺎﻝ ﺭﮊﯾﻢ ﻓﺎﺷﯿﺴﺘﯿﯽ - ﺩﯾﻨﯽ ﻃﺎﻟﺒﺎﻥ (سال۲۰۰۱) ،‌که ﺗﺨﻤﯿن ۲۰۰ تن در سال رسیده بود، اما این آمار ، زیر نظر و سیطره‌ ی اشغااگران و‌ سهم گیری مافیای وطنی، در سال روان به ۹۰۰۰ (نه هزار تن پیشبینی‌ گردیده است؛ یعنی ۸۸۰۰۰ تن افزایش را نشان میدهد که‌ رقم تکاندهنده است؛ یقین که نقش اشغالگران امپریالبستی در این فاجعه ی اجتماعی، تعیین کننده بوده و می باشد. 

من از مفصل این نکته مجملی گفتم

تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

عمان سامانی

ناامنی، فساداداری؛ تحكیم حاكمیت مافیایی تفنگ سالاری؛ نقض سیستماتیك و گسترده و روزمره ی حقوق بشر(ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﯿﻢ ﭘﯿﻜﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺸﻜﯿﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ) ...ﻫﺮسال ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ، روند صعودی و غم‌ انگیز داشته است.

بی عدالتی و استثمار؛ کار شاقه و تورم وكساد؛ ﻓﻘﺮ و فرار به کشور های دیگر؛ خود كشی و اعتياد به مواد مخدر ...ودیگر مصیبت های اجتماعی، میلیون ها هم وطن داغدیده ی مان را در زیر سایه ی مرگبار “ دموكراسیی (!) “آمریكایی؛ و درهمدستی با ﺯﻣﺎﻣﺪﺍﺭﺍﻥ بی وجدان و‌ مزدور و مافیایی و عدالت ستیز و ﺟﻔﺎﻛﺎﺭ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺵ “دولت اسلامی ؟!”، ﺯﯾﺮ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺩﻣﻮﻛﻠﯿﺲ، ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

 طی دوران اشغال افغانستان توسط نیروهای امپریالیستی، كارگران و زحمتكشان میهن ما، اقدام ﺯﯾﺮﺑﻨﺎﯾﯽ ﻭ قابل لمسی را ازجانب ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺎﻓﯿﺎﯾﯽ و فاسد و خودکامه ی ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ«ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯼ ﺟﻬﺎﻧﯽ(!)» برای از میان برداشتن فاجعه ی بیكاری، فقر و خدمات رایگان پزشکی و نابرابری های عمیق اقتصادی واجتماعی و بهبود شرایط کار و زنده گی ، شاهد نبوده ونمی توانند باشند؛ زيرا، هجوم اشغالگرانه ی امپریالیسم به میهن ما، نه برای منافع ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻭ ﻫﺴﺘﯽ ﺳﺎﺯ ﻃﺒﻘﺎﺕ ﻭ ﺍﻗﺸﺎﺭﺯﺣﻤﺘﻜﺶافغانستان بوده است، بلكه برای تٱمین و گسترش منافع انحصارات غارتگر دول سرمایه داری، بخصوص ایالات متحده ﺩﺭ افغانستان و ﻣﻨﻄﻘﻪ بوده و می باشد! هرگونه تصور غیرآن، اشتباه نا بخشودنی و فاحش سیاسی و تاریخی؛ و کذا ساده لوحی محض اﺳﺖ؛ و درغیر فقط فریب آگاهانه ی افكار هم میهنان به اشک و خون نشسته مان، به نفع اشغالگران و عمال داخلی شان می باشد!

شایان‌ ذکر است که در جوامع طبقاتی از جمله در همین کشورهای اشغالگر امپریالیستی، بنا بر شیوه ی تولید مسلط در این جوامع و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید غرض استثمار و انباشت سرمایه...، دركنار سایر بیعدالتی و نابرابری های اقتصادی- اجتماعی، تعداد کثیری ازافراد واجد شرایط کار این ممالک، در صف لشكر بیكاران به انتظار دريافت اشتغال اند. چنانچه «...در سال 2017 میلادی، سازمان جهانی کار ، در قسمت های از گزارش خود، تحت عنوان «وضعیت اشتغال و چشم انداز اجتماعی جهان در سال 2017» کرده است...  هشدار داده که نرخ بیکاری در جهان در سال 2017 به میزان 5.8 درصد بوده و این نشان می دهد که این نرخ در میان مدت کاهش نخواهد یافت....

در این گزارش همچنین خاطر نشان شده که با وجود پیشرفت های سال های اخیر، در حدود 780 میلیون کارگر در کشورهای توسعه یاقته و یا کشورهای در حال پیشرفت هنوز در شرایط "بسیار بد" یا "متوسط" از نظر فقر بسر می برند.

در برخی از این کشورها نرخ بیکاری در بین جوانان دو برابر شده است. بیکاری در بین جوانان اروپایی برخی از این کشورها در آستانه انفجار اجتماعی قرار داده است.... » 

در ایالات متحده ﻧﯿﺰ ﻭﺿﻊ ﺑﻬ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ.براساس آمارهای نشر شده، بیش از ۱۲ میلیون نفوس آن در جستجوی کار اند.همچنان‌ «...با استناد به آمار سازمان ملل متحد...۹۸ میلیون نفر در آمریکای شمالی در فقر زندگی می‌کنند وعلل احتمالی این مسئله دستمزد های پایین، نابرابری کارگری و شکاف در حال گسترش بین فقرا و ثروتمندان است....

براساس این گزارش، در حال حاضر دست کم ۱۲.۷ درصد جمعیت آمریکا برابر با ۴۰ میلیون نفر در فقر زندگی می‌کنند. در کانادا این میزان هفت و نیم درصد که برابر با ۴.۹ میلیون نفر است و تقریبا نیمی از اهالی مکزیک معادل ۵۳.۳ میلیون نفر هم چنین شرایطی را دارند....»

ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻓﺰﻭﺩ ﻛﻪ بیكاری و بیكار سازی بنیاد و شالوده ی اقتصاد بازار آزاد؛ و مرض دایمی و علاج ناپذیر نظام سرمایه ﺩﺍﺭﯼ؛ ﻭﻫﻢ ﺁﻏﺎﺯ ﻭﺩﻭﺍﻡ حیات ﺁﻥ بر پایه تولید ارزش اضاﻓﯽ ، ”ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺗﺠﺎﺭﺕ”، ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺳﻮﺩ ﺑﯿﺸ ﻭ انباشت سرمایه بوده  ﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. یعنی اندکترین رحم و اعتنای به سرنوشت ﺍﻧﺴﺎﻥ زحمتکش و ثروت آفرین نداشته و ندارد

بنابران، ﺩﺭ ﻣﯿﻬﻦ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ تداوم اشغال ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪ ﯼ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﻣرﯾﺎﻟﯿﺴﺘﯽ, ﻣﺮﺽ ﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭ مرگ آفرین را ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﻓﺎﺳﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺎﻓﯿﺎﯾﯽ ﺟﻬﺎﻥ، بگونه ی بسیار فاجعه آفرین، ﺧﻠﻖ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ گسترش داده است. علاوه برعامل اشغال و موجودیت رژیم تحمیلـی ضد مردمی، نبود اقتصاد سالم، مشروع و برنامه ریزی شده ی علمی ، عادلانه و فراگیر و بی توجه یی عمدی و ظالمانه ی حكام كشوردرایجاد و تقویه ی زیرساختهای اقتصاد ملی ؛ مطلق گرایی در سیاست اقتصادی دكته شده ازجانب اشغالگران وسوق اقتصادملی كشوربه سوی نيستی ازطریق عمل لگام گسیخته ی بازار آزاد وآزادی بی وجدان تجارت به نفع دلالان فاسد و منفعت پرﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺳﻮﺩ ﺟﻮﯾﺎﻥ ﻭﻃﻨﯽ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﺮﺯﯼ، نیز اثرگذاربوده ومی باشد.

“... بر اساس گزارش اتحادیه ملی کارگران ...چهل و یک درصد باشنده‌گان /واجد شرایط کار/ افغانستان بی‌کار استند.

این اتحادیه تاکید دارد که آمار بلند بیکاری در کشور سبب شده است که سه‌میلیون شهروند که اکثریت شان قشر جوان را تشکیل می‌دهند به مواد مخدر رو آورند.

از سوی هم بر بنیاد آمار این نهاد، چهل و یک درصد / بیش از ۱۲ میلیون نفر/ باشنده گان کشور زیر خط فقر زنده گی دارند.

اتحادیه ملی کارگران تاکید دارد که «دو میلیون کودک کارگر به دلیل آمار بلند بیکاری و فقر اقتصادی به کارهای شاقه مشغول اند و در وضعیت بد معیشتی به سر می برند...

به گفته غلام علی بریال، معاون اتحادیه کارگران و کارمندان، خانواده ها به دلیل فقر فرزندان شان را به جای فرستادن به مکتب، در کوره‌های خشت و دیگر شغل‌های دشوار برای کار می‌فرستند و در برخی موارد از این کودکان در کارهای غیرمشروع استفاده شده و برخی شان به صفوف گروهای هراس افگن گماشته می‌شوند...».

  ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ! ﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ!

پس هزاران لعنت و ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭﻭﺍﯾﺎﻥ، غارتگر و منفعت پرست ﻟﺸﻜﺮﯼ ﻭ ﻛﺸﻮﺭﯼ میهن، این قشر مافیایی چندین سره، ﻛﻪ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﺎﯼ انسانی و  انساندوستانه ی ﺷﺎﻥ، به ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺑﺪﯼ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

“...حدود 11 ميليون نفر از جمعيت افغانستان نيازمند به كمك های غذايی می باشند كه از اين تعداد حدود 5 ميليون نفربدون دريافت كمك غذايی روزانه قادر به ادامه حيات نيستند، كه اغلب آنان كودكان و زنان بی سرپرست و در این میان، شش و نیم میلیون کودک در افغانستان در معرض خطر مرگ قرار دارند. از این رقم، شانزده هزار کودک یتیمی هستند که در پرورشگاه‌ ها زندگی می کنند. حدود دو میلیون کودک بین سنین الی 17 سال کارگر بوده و این کودکان مصروف بیست و دو نوع کار شاقه مانند زراعت، کار در روی جاده ها، کارهای ساختمانی، انتقال بار سنگین، ماشین شویی، گلیم شویی و کار در معادن می باشند».«... طبق گزارش وزیر صحت عامه،۸۰ درصد کودکان در افغانستان مبتلا به سوء تغذی اند»

با آنچه گفته شد، می توان سطح فشار روحی وروانی برسایركارگران، استادان دانشگاه ها ودانشكده ها، آموزگاران و کارکنان پائین رتبه ی دولتی و غیر دولتی، پیشه وران و سایر  زحمتکشان شهر و ده ... و بخش عظیـمی از ارتش بیكاران را، خود قضاوت كرد! 

  نباید فراموش كرد،  تمام لاشخوران داخلی كه به قیمت نیستی كشوروغرق روزافزون و بیرحمانه ی بخش اعظم ازکارگران، زحمتكشان واقشار وسیع مردم در بین امواج كشنده ی فقر وبی عدالتی، صاحب سرمایه و ثروتهای هنگفت وافسانوی شده اند، خود و منافع خود را جزء لاینفک حلقات وابسته به نظام سرمایه داری جهانی وحضوردایمی نیروهای اشغالگردر سرزمین ما، دانسته و مي دانند.

ﻧﺎگفته روشن است كه یكی از شرایط ویژه ی نجات زحمتكشان وستمدیده گان میهن ازاین وضعیت ناگوار و تراژیك اقتصادی، سیاسی واجتماعی؛فقط رهایی كشوراز زیرتسلط امپریالیست های اشغالگر ورژیم ضد مردمی وابسته به آن؛ و مبارزه ی علیه شبکات تروریستی آنان تا برقراری نظام دموکراتيک و مردمسالار ]تأمین حاکمیت واقعی مردم] که فقط از طریق ایجاد جبهه رهایی بخش ملی میسر بوده میتواند.

مسئولیت نیل به چنین هدف مقدس را، تشكل واحد سیاسی مستقل، دموکراتیک و وفاداربه آرمانهای طبقه کارگر وکلیه  زحمتكشان میهن، می تواند داشته باشد، که باید ایجاد شود.

وطنپرستان واقعی و رهروان ﺻﺎﺩﻕ و متعهد دربـرابر وطن و مــردم و ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻻ ﻭ پر افتخار ح د خ ا،  نمی توانند با مشاهده ی همه فجایع مرگباروخونین در کشور و جهان كه از سوی اتحادیه‌ ی امپریالیستان، برانسان های بی دفاع تحمیل نموده است، نظاره گر بوده و سیستم بحران آفرین وغیر انسانی سرمایه داری را، یگانه نظام جهانی بی بدیل)!(، بشر دوست)!( ، دموكراتیك)!( و ابدی)!( قبول کنند وبه اندیشه های متفکران بزرگ جهان اقتصاد، فلسفه و جامعه شناسی، پشت نمایند!

جا دارد که این نبشته را، با نقل قول كوتاهــی ازهَــری کلــیوراقتصاد دان ورزیده ، ازفعالین سر شناس جنبش چپ و استاد دانشکده ی اقتصاد دردانشگاه تگزاس درامریكا، بنام سخن آخر، پایان بخشيم:

" آیا مقولات مارکسیستیِ طبقه و ارزشِ‌ کار می ‌توانند بعنوان بقایای منسوخِ یک دوران سپری شده کنار گذاشته شوند؟ هنوز نهنه فقط کار برزندگیِ اکثر مردم، علیرغم مبارزاتشان علیه آن ،هنوز مستولی است، بلکه سرمایه هنوز منسجم ‌ترین و قدرت‌ مند ترین مانع برسر رهائی از کار است؛ هنوز منسجم ‌ترین و قدرت ‌مند ترین مانع در برابر آفرینش یک نظم نوین اجتماعی است که در آن کار می ‌تواند از یک مکانیزم سلطه به یک فعالیت خلاق اجتماعی مابین دیگر فعالیت‌های خلاق دگرگون شود. تا زمانی که سرمایه قا در است کار را بر ما تحمیل کند، ناگزیریم که زندگی ‌مان را، حداقل بخشاً، با مفاهیم طبقاتی تعریف کنیم. و تا وقتی که این وضعیت دوام دارد، تئوری مارکسیستیِ ارزش مبتنی بر کار، هنوز برایمان، چارچوب غیر قابل تعویضی فراهم می ‌کند که نوع نظم اجتماعیی را که می ‌کوشیم از شرش خلاص شویم و سرمایه می‌ کوشد که آنرا حفظ کند، درک کنیم. کنار گذاشتن این چارچوب در دوره ‌ی بحران، کور کردنِ خودسرانه‌ ی خود مان نسبت به یک جنبه‌ ی حیاتیِ تضادهای جاری است ــ یعنی پروژه‌ ی سرمایه استراتیژی‌ هایش!”  

پیروز باد، ندا و رزم عدالتخواهانه ی ﻃﺒﻘﻪ ﯼ ﻛﺎﺭﮔﺮ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﺣﻤﺘﻜﺸﺎﻥ جهان!

منابع:

رسانه های انتر نیتی

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
بمناسبت هشتم ثور- زناموس درشهـر نامی نمانـد (04.30.2018)
بازگوئی خاطره یی از هفتم ثور (04.30.2018)
روشنفکران ما به کجا می روند؟ (04.30.2018)
بمناسبت هشتم ثور و«جهاد»سربازان برژینسکی (04.30.2018)
بخاطر روز بین المللی صحت و مصئونیت کارگر در ساحه کار (04.30.2018)
اول ماه می لنین (آوریل 1904) (04.30.2018)
فرخنده باد چهلمين سالروزقيام رزمندگان هفتم ثور 1357! (04.23.2018)
انقلاب ثور1357خ (04.23.2018)
شقایق ها در آتش و خون! (04.23.2018)
از یادداشت های روزانه :دلسوزی های نمایشی و اقدامات سطحی مشکلی را حل نمی کند (04.09.2018)