دوشنبه, 08.20.2018, 04:36am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
مرُوری بر رخداد های خونبار سه سده ی اخير خرُاسان ديروز و افغانستان امروز(بخش چهارم) ; " شهر غزنین نه همانست که من دیدم پار" ; فراخوان عمومی بخاطرجلوگیری ازفروش شفاخانه وزیراکبرخان وسایر موسسات عام المنفعه ; اخلاق از منظر ماركسيسم- لنينيسم (كمونيزم علمي) ; پیامدهای فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
یادداشت هفته : در بادغیس پنج سال پولیس از گوشت حرام تغذیه شده است
دوشنبه, 06.04.2018, 04:04pm (GMT)

محمد الله وطندوست

یادداشت هفته

در بادغیس پنج سال پولیس از گوشت غیر صحی و حرام تغذیه شده است

28/5/2018- 2/6/2018

7/3/1397- 2/6/2018

یک: در بادغیس پنج سال کامل پولیس آن ولایت از گوشت غیر صحی و حرام تغذیه شده است!

در این مورد چه می توان گفت؟

آیا آن قرار دادی منفعت طلب خود را مسلمان و هموطن می داند که به چنین رذالتی دست یازیده است؟ در حالیکه از نظر عنعنه و و احکام دینی این عمل قبیح ترین و رذیلانه ترین عمل محسوب می گردد و هیچ انسان با وجدانی به چنین عمل غیر اخلاقی و غیر انسانی دست نمی آلاید.

از جانبی جلو گیری از چنین اعمال غیر اخلاقی، غیر قانونی و غیر انسانی مسلماً وظیفه پولیس است تا جامعه را از شر چنین شرارت پیشه گان نجات دهد در حالیکه پولیس خود پنج سال کامل فریب داده شده و گوشت حرام و غیر صحی به خوردش داده شده است.

سوال این جاست که آیا از چنین اعمال قبیح صرف با اعلان تلویزیونی می توان جلو گیری کرد ویا ارگان های مسؤول موظف اند عاملین آن را گرفتار و به پنجه قانون بسپارند.

مسلماً در میان ارگان های امنیتی نیز چنین انسان ها همکارانی می داشته باشند که باید تشخیص و به سزای اعمال شان رسانیده شوند.

ببینیم وزارت داخله و مسؤولین ولایت بادغیس در قبال این جنایت کاران به چه اقدامی متوسل می شوند و چگونه جلو چنین عمل نا شایست را می گیرند. 

دو:  حاجی گل نبی یکی از متنفذان ولایت لوگر که چندی قبل به دونالد ترامپ مدال شجاعت اعطا نموده بود، از جانب طالبان به قتل رسانیده شده است.

مسلماً قتل هر انسانی از جانب هر نیروئی که صورت گیرد قابل تقبیح است. قتل این متنفذ محل نیز سزاوار نکوهش جدی است.

 اما، به ارتباط مسأله باید متذکر شد که ترامپ چگونه سزاوار مدال آنهم از جانب یک متنفذ محلی گردیده بود. آیا تفویض مدال از جانب ارگان های مسوول به متنفذین محلی سپرده شده بود که چنین مدالی ترتیب و توزیع گردیده است؟

آیا تقدیر از عملکرد ترامپ در قبال افغانستان پی آمد و نتیجه یی هم به نفع مردم ما داشته است یا اینکه با اعلان استراتژی جدید جناب ترامپ، خون ریزی، قتل و ترور افزایش یافته، تروریستان بیشتر از گذشته فعال شده اند؟

گزارش های روزانه امنیتی می رساند که با اعلان استراتژی جدید امریکا در قبال افغانستان، به شدت جنگ افزوده شده  مخالفین دولت که از جانب سردمداران رژیم برادران نا راض خوانده می شوند، به اعمال انتحاری و استشهادی و انفجاری بیشتر از گذشته افزوده اند و به پیشنهادهای اشرف غنی رییس جمهور افغانستان مبنی بر تأمین صلح، کوچکترین اعتنائی نکرده اند.

اینک ترور حاجی گل نبی خود دلیل قاطع برعدم کارآئی استراتژی امریکائی و فریادهای صلح خواهانه دولت افغانستان است.

برای نجات مردم از ترور و وحشت بایست با قاتلین بر خورد قاطع نمود و با زور و فشار تروریستان را بر جای شان نشاند. درغیر ان وضع بدتر از این انکشاف خواهد کرد و مردم بیشتر قربانی سیاست های غلط و نا سنجیده دولت و حامیان بین المللی آن آن خواهند شد.

سه: در سال های گذشته تقلب انتخاباتی معمولاً در روزهای انتخابات بروز می کرد و گوسفندان امر خیلی فقط در چند روز محدود چاق ساخته می شدند و بجای انسان ها موظف می گردیدند تا ورقه ها را در صندوق ها بیاندازند؟!

 اما در انتخابات سال جاری معلوم است که این تقلبات از همین حالا پلان شده بصورت سیستماتیک پیش برده می شود. حمله بر مراکز ثبت نام، توزیع تذکره های ورقی با ضرب الاجل زمانی محدود، چسپ ورقه های انتخاباتی بر تذکره ها و از همه مهمتر اعتبار دادن به کاپی تذکره ها و بالاخره دریافت تذکره های جعلی با بر چسپ ورقه های انتخاباتی، ایجاد مراکز توزیع د رمهمان خانه های زور مندان، همه و همه بمنظور تقلب در انتخابات و گزینش اشخاص مورد نظر دولت درپارلمان صورت می گیرد و زیرکانه با اعلان بخشی از این تقلبات و تخلفات زمینه را برای تقلبات گسترده تر آماده می سازند.

معلوم است که تکرار یک عمل قبیح بصورت منظم و سیتسماتیک و اعلان گوشه یی از ان از طریق رسانه ها درصورتیکه تعقیب متخلفین را درقبال نداشته باشد،  بمرور زمان تقلب را به عمل بی اهمیت روزانه مبدل می نماید و در نتیجه متخلفین با خاطر آسوده به اهداف شوم شان دست می یابند.

کاندیدان مردمی مخصوصاً کاندیدان برخاسته ازنسل جوان که فارغ از تقلب و تخلف می خواهند با رأی مردم به کرسی های پارلمان برسند، بایست جداً متوجه تزویر زور مندان و همدستان حکومتی آنان باشند و به هیچ وجه نگذارند با فریب مردم، فساد پیشه گان به اهداف شوم شان برسند. رسانه های جمعی نیز برعلاوه افشای تخلفات، متقلبین و متخلفین را تا میز محاکمه دنبال کنند و نگذازند که چهره های متقلب و متخلف به انجام تقلب توفیق یابند.

چهار: بازار رفت و آمد میان کابل و اسلام اباد در این روزها خیلی گرم و داغ است.

می گویند پاکستان به تأمین صلح در افغانستان علاقمند شده، حتی خط عمل مشترک را با دولت افغانستان طرح و کمیسیون های مختلف بمنظور تحقق این پروگرام ها ایحاد شده است.

چه خبر خوشآیند و اطمنان بخشی که اگر صادقانه عملی شود از هر گونه عمل تروریستی و انفجاری و انتحاری و استشهادی جلو گیری خواهد شد و دو کشور همسایه اسلامی د رامن و امان همزیستی خواهند داشت.اما حرف اساسی اینست که آیا صداقتی در این حرف ها وجود دارد؟ آیا سردمداران هر دو کشور می خواهند نا امنی و جنگ از منطقه رخت بربندد و مردمان دو کشور د رصلح و صفا زنده گی نمایند؟

گمان نکنم چنین صداقتی وجود داشته باشد!

مزدوران سرمایه جهانی که در هردو کشور حاکمیت دارند جز منفعت باداران که آنهم در

ناامنی منطقه نهفته است، منفعت دیگری را نمی شناسند.

این مسؤولین مزدور وظیفه دارند که با این رفت و امد ها اطمنان کاذب ایجاد نمایند و مردم را کماکان با وعده صلح کذائی بفریبند و در آتش جنگ ونا امنی بیشتر نفت بریزند.

پنج: گفته می شود که روزانه یک تن مواد مخدر از جانب پولیس کشف و ضبط می گردد. از جانبی گفته می شود که کشت خشخاش در بعضی نقاط کشور چهار صد مرتبه افزایش یافته است و بصورت عموم در سال های اخیر نود در صد به کشت تریاک افزایش رونما گردیده است. تروریستان از چهل تا شصت در صد مصارف نظامی خود را از مواد مخدر تأمین

می کنند و سالانه تا چهار ملیارد دالر عاید نصیب قاچاق بران مواد مخدر می گردد.

این ارقام و حقایق که هر روز از طریق رسانه ها ی جمعی انتشار می یابد  گویای این حقیقت افتابیست که دست های اشکار و پنهانی بصورت منظم در وسعت کشتزارهای خشخاش مشغول اند و قلدران و زورمندان بی رحمی در  ترافیک و قاچاق آن دست دارند. ورنه دهقان مظلوم و ساده افغانستان  نه امکان انتقال این مواد را تا بازارهای اروپائی و امریکائی دارند و نه هم جرأت و جسارت گسترش آن را به پیمانه ای که امروز دیده می شود.

وزارت مبارزه با مواد مخدره و دیگر ارگان های دخیل در این امر نیز جز مصروفیت برای عده ای و تأمین منفعت به قشری از قاچاق بران و دلالان، کار دیگری نه انجام می دهند و نه می توانند انجام دهند.

نتیجه چنین گسترده گی ، گل های زیبای کوکنار درکشتزار ها و اعتیاد بیشتر از سه ملیون انسان این کشور به مواد مخدر است که در کارنامه حاکمان امریکائی ـ جهادی ثبت می گردد و صفحه ای از تاریخ کشور را مزین می سازد؟!

شش: درکشور ما از بس که حوادث و اتفاقات آنهم از نوع ناگوار و نا خوشآیند زیاداست که حتی رسانه ها نیزنمیتوانند حادثه ی را تا اخیر دنبال نمایند ومردم را بموقع درجریان بگذارند.

کاروان صلح هلمند که با افراشتن خیمه های اعتراضی و تحصن عده ای از جوانان با احساس آن ولایت آغاز و با اعتصاب غذائی ادامه یافت، در این اواخر به راهمپیمائی آغاز نموده است و اینک راه پیمایان صلح خواه هلمندی از شهر لشکر گاه به مرکز زابل رسیده اند. جالبست که در میان راهپیمایان حوانی که در اثر انفجار هر دو چشمش را از دست داده است، نیزاشتراک دارد و مصممانه با دیگران راه می پیماید.

 آیا این جوانان که با قبول خطر جدی به این راه پیمائی آغاز نموده اند و فاصله هلمند تا کابل را که به هفت صد کیلو مترمی رسد، می خواهند پای پیاده طی نمایند،حق ندارند که هر روز پوشش خبری داده شوند و مردم از حرکت ومسیر آنان اطلاع داشته باشند؟

درست است که در میان صد ها مسأله حاد و مبرم دیگر شاید این مسأله زیاد مبرمیت نداشته باشد؛ اما این اقدام خود عمل قهرمانانه ایست که انعکاس روزانه آن می تواند توجه بیشتری را بخود جلب نماید و راه پیمایان قهرمان هلمندی خود را تنها وبی پناه احساس نکنند.

بجای انتشار نشست های تشریفاتی مقامات و انعکاس جلسات بی حاصل ارگان های دولتی و غیردولتی، عطف توجه به چنین رویداد ها می تواند دستاورد های بیشتری داشته باشد.

هفت: طوریکه درجامعه شهروند درجه اول و دوم داریم، در کابینه دولت خدا داد افغانستان نیز وزرای درجه اول ودوم و حتی سوم وجود دارند.

فکر نکنید که همه وزراء از صلاحیت ها و امکانات برابربر خورداراند و هر وزیر درساحه کار خود مطابق قانون صلاحیت عام وتام دارد. نه چنین نیست.

وزرای قوای مسلح معمولاً وزرای درجه اول و صاحب صلاحیت های زیاد اند.وزرای منسوب به رییس جمهور یا در قطار وزرای درجه اول و یا نزدیک به آنان از صلاحیت لازم بر خوردار اند. اما وزرای منسوب به سپیدار معمولاً وزرای درجه دوم و دارای صلاحیت های محدود تر می باشند. اما جالب اینکه  در میان وزرای منسوب به رییس اجرائیه، وزرای درجه سوم و حتی بدون درجه هم دیده می شود. در این روز ها شاهد بودیم که عثمانی وزیر انرژی و آب برای افتتاح پروژه های برق در خلم و مارمل نتوانست سفر نماید. مسؤولین امنیتی میدان هوائی به وی اجازه پرواز به مزار شریف را ندادند. زمانیکه خواست برای دیدار خانواده به هرات سفر نماید باز هم با مخالفت مسؤولین امنیتی مواجه شد. بالاخره عازم منزلش گردید و از خیر سفر بگذشت.

چنین وزیر را شما چگونه وزیری می د انید؟ آیا او نسبت بی کفایتی و عدم لیاقت مورد بی مهری سردمداران ارگ قرار گرفته است ؟ اگر چنین است، به دلیل بی کفایتی می توان اورا سبکدوش نمود و مسوولیتش را به شخص با کفایت سپرد. در حالیکه از رسانه ها شنیده

می شود که جناب عثمانی شخص بی کفایتی هم نیست. اما محدودیت های تحمیل شده بر وی آنهم از جانب رییس جمهور او را نه تنها به وزیر درجه سوم، بلکه به وزیر بدون درجه و فاقد حد اقل صلاحیت تبدیل نموده و قرار معلوم به حصر خانگی سوق داده است.

آیا با چنین حکومتداری می توان به آینده امید وار بود و توقع کرد که مشکلات مردم حل گردد؟

فکر نکنم!

هشت:  زمانی تدویر جرگه های صلح و همآیش تشریفاتی بمنظور تأمین صلح بازار گرمی داشت. بعداً شورای عالی صلح و شعبات آن به ولایات بوجود امد و مذاکرات و تماس ها با گروپهای مسلح مخالف رایج گردید.

کنفرانس ها و گردهمآئی های بین المللی بمنظور تأمین صلح در کشور جنگ زده ما افغانستان نیز مدتی معمول گردید.

در این اواخر نشست علمای اسلامی و فتوای روحانیون در مورد صلح مورد توجه قرار گرفته است. چند روزقبل درجاکارتا و در ماه آینده هم درجده و مکه علمای کرام به این مسأله مهم عطف توجه می فرمایند. درحالیکه نشست جاکارتا جز تائید پروگرام صلح جناب رییس جمهور افغانستان کار دیگری انجام نداد و در مورد تحریم جنگ و تقبیح اعمال تروریستی جز سکوت ، حرکتی صورت نگرفت.

اینک توجه به جانب عربستان معطوف گردیده،علمای جهان اسلام در مورد جنگ افغانستان و مشروعیت وعدم مشروعیت آن انشاء الله فتوائی صادر می فرمایند و سرنوشت جنگ و گره کور صلح را می کشایند و باز هم انشاءالله مردم ما از مصیبت بزرگ جنگ و ترور نجات

 می یابند و به حق این علما از صمیم قلب دعا می کنند؟!

مخصوصاً که عربستان سعودی تأمین صلح را در دهه نود میلادی در میان گروه های جهادی کشور ما نیز تجربه نموده دستاورد های فراموش نا شدنی از خود بجا گذاشته است؟!

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
آیا اختلاف ارگ وقصر سپیدار واقعی است؟ (05.28.2018)
شرم بر کیست؟ (05.28.2018)
باز هم بدی و دروغی و ناشدی خراسان! (05.22.2018)
ملل متحد وحقوق جهانشمول دراسارت زور! (05.22.2018)
ارائه طرح مشرانو جرگه برای جلوگیری از توهین به مجاهدین (05.15.2018)
دوست فرهیخته و گرانقدر جناب سادات (05.15.2018)
تابوی 1- اف بار دیگر تحت شعاع پارلمان هالند (05.15.2018)
آیا سر آغاز همه بد بختی ها در کشور هفتم ثور است؟ (05.07.2018)
انترناسيونال کارگری (05.07.2018)
خبرهای ضد و نقیض از احتمال خروج نظاميان آمريکایی از افغانستان (05.07.2018)