جمعه, 07.20.2018, 07:49pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
دولت و دولتمداران یکی از فکتور اساسی بحران "خطرناک" افغانستان ; عموسام ; افغانستانی‌ها برای ترک ایران صف کشیدند! ; در باره تجمع در قلعه بابک و دستگیریها ; ملت بى اتفاق
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » افغانستان
 
یادداشت هفته : اعلان آتش بس یک جانبه دولت با طالبان و حمله های انتحاری در کابل و ننگرهار!
دوشنبه, 06.18.2018, 05:02pm (GMT)

محمد الله وطندوست

یادداشت هفته

اعلان آتش بس یک جانبه دولت با طالبان و حمله های انتحاری در کابل و ننگرهار!
12/6/2018-16/6/2018

22/3/1397- 26/3/1397

آتش بس ولو برای یک روز هم  می تواند جان عده یی را نجات دهد؛ولی با پیوستن چند چهره مشخص طالبی به پروسه صلح جنگ به هيچ وجه خاتمه نمی یابد و گروه های دیگر تروریستی این وظیفه را کماکان پیش می برند.

 

یک: اعلان آتش بس یک جانبه از جانب دولت، طالبان را نیز به اعلان آتش بس سه روزه وادار نمود.
قطع جنگ و آتش بس ولو برای یک روز هم می تواند جان عده یی را نجات دهد وامید واری برای دوام و تکرار آتش بس را باعث گردد. بدین لحاظ اعلان آتش بس از جانب دولت و برخورد مشابه طالبان به این امر صرف نظر از اگر و مگرها قابل تائید است. اما مسأله مهم اینست که آیا حمله انتحاری روز دوشنبه در وزارت انکشاف دهات که بعد از اعلان آتش بس انجام یافت وباعث قتل سیزده نفر و جراحت بیشتر از سی نفر گردید وحمله بر ریاست معارف وپوهنزی طب ننگرهار، بدون ارتباط با طالبان صورت گرفته است؟ آیا اصولاً طالب وداعش از یک آبشخور آب نمی خورند و منبع تمویل ،تجهیز و اداره آنان از هم قابل تفکیک اند؟
تا جائیکه دیده می شود آی اس آی پاکستان این سازماندهنده اصلی طالب و داعش و دیگر گروپ های رنگارنگ تروریستی با تقسیم وظایف دقیق و چیدمان افراد و اشخاص به گروپ های گوناگون حادثه خلق می کند و در کشور بلا کشیده ما سیل خون جاری می نماید. آیا داعش که در وزارت انکشاف دهات مسؤولیت حمله را بعهده گرفت و یا نیرو هائیکه در ننگرهاربه موسسات تعلیمی و تحصیلی حمله نموده اند، بدون ارتباط با آی اس آی و بدون مشوره با رهبری طالبان این حملات را سازمان دهی نموده اند؟
فکر می شود که نیرو های تازه دم و جنگی طالبان در صفوف داعش تنظیم می شوند و نسل نسبتاً مسن طالب که از جنگ خسته شده اند و در این عرصه بیشتر کارآئی ندارند، ناگزیربه صدای صلح کذائی دولت جواب مثبت می دهند. 
یقیناً با پیوستن چند چهره مشخص طالبی به پروسه صلح جنگ به هیچ وجه خاتمه نمی یابد و گروه های دیگر تروریستی این وظیفه را کماکان پیش می برند وتا تحقق اهداف اصلی سرمایه جهانی در منطقه، مردم ما قربانی این بازی ها خواهد بود.

دو: دستور داده شده که آرشیف افغان فلم تا ده روز آینده به ارگ انتقال داده شود.
گرچه در خبر منتشره وضاحت داده نشده که چرا چنین دستوری صادر شده و هدف از آن چیست؟
اما مسأله از دو منظر قابل بحث است :
اـ افغان فلم تحویلخانه ها و محلاتی که مواد آرشیفی را بصورت معیاری حفظ نموده از تخریب آن جلو گیری نماید به اختیار دارد. لهذا انتقال آن به ارگ که مسلما از چنین امکان تخنیکی محروم است ،جداً کار نادرست و مخالف پرنسیب هاست. از جانبی در افغان فلم از ایجاد سینما تا امروز مواد آرشیفی بصورت درست حفاظت گردیده کارمندان و مسؤولین این ارگان فرهنگی در شرایط گوناگون و در حاکمیت های مختلف موفق گردیده اند این داشته های ملی را از دستبرد غارت گران، چپاولگران و دشمنان علم و فرهنگ نجات دهند. کنون که وضع نسبتا خوب است ،انتقال آن به ارگ هیچ مفهومی نمی تواند د اشته باشد.
2
ـ حاکمیت فاشیستی ارگ با انتقال آرشیف در آن جا شاید مواد حفظ شده آرشیف را مورد باز نگری قرار داده، آن بخشی را که با سیاست ضد ملی امروزه آنان سازگار نیست، از بین ببرند و در نتیجه مردم افغانستان را از بخشی ازاسناد تاریخ معاصرشان محروم نمایند. همانگونه که طالبان این برادران حامد کرزی و اشرف غنی پیکره های بودا را در با میان نا بخردانه از میان برداشتند و داشته های موزیم را نابود ساختند.، از امکان بعید نیست که ارگ نشینان امروزی نیز مواد ارزشمند آرشیف افغان فلم را به چنان سرنوشتی دچار سازند و فردا هیچ مسؤولی در این مورد جوابده نباشد
توجه جدی حلقات فرهنگی ،متولیان وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور و مخصوصاً مسؤولین افغان فلم را به این امر مهم معطوف می دارم و جداً تقاضا می کنم که در امر حفاظت آرشیف افغان فلم از همه امکانات استفاده نمایند. اگر احیاناً عناصری در ارگ با زور گوئی بخواهند نیات سوء خود را در مورد آرشف اعمال نمایند، با رسانه یی ساختن این نیات می توان جلو آن را گرفت و مانع تخریب و نابودی آرشیف افغان فلم شد.

 

 

 

سه: کمیسیون حقوق بشر افغانستان  اعلان نمود که در نه سال اخیر شصت وچهار هزار نفرهموطنان غیر نظامی در حملات تروریستی و در عملیات قوای مسلح و متحدین جهانی افغانستان شهید و یا زخمی شده اند. تعداد شهدا بیشتر از بیست و سه هزار گفته شده است.

این ارقام نشان دهنده آنست که شصت و چهار هزار خانواده نان آور خود را از دست داده در قعر فقر و بیچاره گی رانده شده اند.

در کشوری که حاکمان هیچگونه مسؤولیتی را در قبال شهروندان احساس نمی کنند؛ بیکاری و فقر بیداد می کند؛ اعتیاد به مواد مخدر در حدود سه ملیون انسان را از فعالیت مفید باز داشته است؛ متضرر شدن شصت و چهار هزار خانواده در برخورد های دولتی و مخالفین دولت فاجعه دیگریست که بر مردم مظلوم کشور تحمیل شده است. اگر نیروهای دولتی و حامیان شان قوانین جنگی را مراعات می نمودند و مخالفین دولتی مردم را سپر عملیات قرار نمی دادند و در قریه ها و دهات منازل مردم مظلوم را پناه گاه و قرارگاه جنگی نمی ساختند، یقیناً تعداد تلفات و متضررین غیر نظامی به این اعداد و ارقام بالغ نمی گردید. برای انکه در آینده این تلفات تقلیل یابد لازم است مردم با هوشیاری و درایت تروریستان را در محلات خود راه ندهند وبا اتحاد وهمبستگی خانه، کوچه، محله و شهر خود را خود حفاظت واز شرتروریستان و آدم کشان رهائی بخشند.

چهار:مخالفین مسلح دولت از سال ها بدین طرف خواستار مذاکره مستقیم با امریکا بوده مسأله صلح و آتش بس و ختم جنگ را می خواستند با آنان حل وفصل کنند.ایجاد دفتر طالبان در قطر که بعد از ایجاد با مخالفت حامد کرزی رییس جمهور پیشین مواجه شد نیز بمنظور مذاکره مستقیم با امریکا صورت گرفته بود. لیکن امریکا با آنکه بعضاً چراغ سبز نشان

می داد و شاید هم بصورت مخفیانه مذاکراتی انجام می داد، ظاهراً دولت افغانستان را درمورد مذاکره با طالبان صاحب صلاحیت می دانست و از پذیرش مذاکره مستقیم بصورت رسمی سر باز می زد. اما در این روز ها که پروگرام صلح دولت افغانستان اعلان شده وپاکستان و افغانستان پروگرام عمل و یا نقشه راه صلح را طرح نموده اند، طالبان برای اولین مرتبه همگام با دولت افغانستان آتش بس موقتی را اعلان نموده اند، مقامات امریکائی آماده گی شان را برای مذاکره مستقیم با طالبان ابراز داشته اند.

اینکه بپذیریم امریکا صادقانه خواهان صلح در افغانستان است و از اهداف استراتژیک خود در آسیای مرکزی چشم پوشی می نماید، تصوری واهی خواهد بود. اما اینکه چهره های معینی از طالبان را در حاکمیت امریکائی ـ جهادی سهیم ساخته، پیروزی خود را بر ضد تروریسم به نمایش بگذارد، دور از تصور نیست. همان طوریکه آمدن گلبدین حکمتیار در پروسه صلح در ختم جنگ و حتی کاهش آن نقشی ایفا نکرد، پیوستن چند چهره مشخص طالب در پروسه صلح نیز وضع را نمی تواند چندان تغیر دهد.

داعش و گروه های تازه نفس دیگر تروریستی همچنان از طریق آی اس آی پاکستان و سی آی ای اهداف استراتیژیک امریکا و مجموع سرمایه داری جهانی را تعقیب خواهند کرد و کشور بلا کشیده ما باز هم قربانی های زیادی را متقبل خواهد شد.

 یگانه راه نجات بسیج توده ها در مبارزه موثر علیه مخالفین و دولت دست نشانده با استفاده از شیوه های مسالمت آمیز و راه اندازی مقاومت های مدنی توده یی بر ضد جنگ طلبان و حامیان آنان است وبس!

پنج: در مورد تعداد مخالفین مسلح دولت گاه و نا گاه اعداد و ارقامی ارائه می شود. اخیراً تعداد انان را هفتاد و هفت هزار نفر گفته اند. اینکه این عدد را چگونه بدست آورده اند جای سوال جدیست. مسلماً حدس و گمان و خوشبینی و بد بینی در ارائه این ارقام نقش اساسی را بازی می کند. فرض کنیم این اعداد از دقت لازم برخوردار است و با مسؤولیت ارائه گردیده است. آیا توان جنگی هفتاد هزار نفر با بیشتر از دوصد هزار نفر قوای مسلح و پولیس کشور قابل مقایسه است؟

 آیا نیروهای عقب گرا، بی سواد و فاقد تربیت لازم نظامی طالبان و دیگر مخالفین با نیروهای تعلیبم دیده و تجهیز شده می تواند مقایسه گردد؟

طبعاً مسؤولین امنیتی و دفاعی کشور مخصوصاً سخنگویان بی مسؤولیت آنان مدعی می شوند که کشوری همچون پاکستان درعقب این نیرو ها قرار دارد و آنا ن را تجهیز می کند که شکی دراین مورد وجود ندارد؛ اما اینکه نیروهای مسلح دولتی را امریکا با چهل کشور دیگرتربیت و تجهیز می کند و معلومات های اوپراتیفی در اختیارش قرار می دهد و بالاخره دوشادوش آنان در عملیات ها سهم می گیرند، می تواند با یاری پاکستان از مخالفین مقایسه گردد؟

حقیقت اینست که در رده های بالائی ارگان های امنیتی و دفاعی اراده نیرومند برای مبارزه با هراس افگنان و تروریستان وجود نداشته حتی عده زیادی از مزدوران پاکستانی و حامیان ترور در این ارگان ها رخنه کرده اند.

 سردمداران و سیاست مداران بالانشین نیز تصمیم ندارند جنگ در کشور خاتمه یابد و بازار آشفته کنونی که زمینه حاکمیت آنان را فراهم نموده کساد گردد.

نتیجه اینکه با ارائه ارقام و اعداد تخیلی از دشمن و استخدام نیرو های تخیلی و بالا خره با گوش به آواز بودن به دستورات واشنگتن و لندن، سردمداران رژیم می خواهند به چشم مردم خاک بپاشند و به عمر ننگین خویش بیافزایند. متأسفانه پیامد چنین سیاست غلط و ضد ملی را مردم مظلوم ما با قربانی های بیشتر فرزندان شان متحمل می شوند و سرمایه داری جهانی به اهداف شوم خود در منطقه نزدیک تر می گردد.

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
آیا تداوم منازعه تاریخی دیورند به سود افغانستان است؟ (06.18.2018)
نفوذ نرم و خطرناک آمریکا در حیاط خلوت روسیه (06.18.2018)
درانتخاباتی،که زير پرچم امريکای اشغالگر برگزار می گردد،جای برای نيروهای دموکراتيک وجود دارد؟ (06.11.2018)
یادداشت هفته :در شهر کابل، پایتخت افغانستان،هیچ کسی مصئونیت و امنیت ندارد (06.11.2018)
انسانیت؛ شاید هنوز!..؟... (06.11.2018)
۱۱ سال پس از قتل ذکیه ذکی (06.11.2018)
درد بی درمان! (06.04.2018)
یادداشت هفته : در بادغیس پنج سال پولیس از گوشت حرام تغذیه شده است (06.04.2018)
آیا اختلاف ارگ وقصر سپیدار واقعی است؟ (05.28.2018)
شرم بر کیست؟ (05.28.2018)