یکشنبه, 11.18.2017, 01:55pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
تاریخی
 
شمۀ ازخدمات وکارنامه های امیرتیموردرأئینۀ تأریخ
چهار شنیه, 02.13.2013, 07:11pm (GMT)

اندرباب امیرتیمور

 

منم کشورکشا فاتح عالم

 جهان تنگ است اگرتوسن دوانم

زمشرق تابه مغرب تابه شمال

نتوان کس زد جلو درتاخت وتازم

مراشوری بسرجهانگیری است

که مردم داد لقب"صاحب قرانم"ا

بسا مردان شنید"پیمان"زتأریخ

چوتیمورکس ندید ناترس به عالم

                حسن پیمان

 

شمۀ ازخدمات وکارنامه های امیرتیموردرأئینۀ تأریخ

( 1332 ـ 1404 م )

          طرح مسأله:

 

        ـ  سخن نخست؛

        ـ  مقدمه ؛

        ـ شجرۀ امیرتیمور؛

        ـ  زندگی شخصی؛

        ـ  اوصاف وویژه گیهای امیرتیمور؛

        ـ  مختصر،فتوحات امیرتیمور؛

        ـ  روش تیموردرجنگها؛

        ـ  فتوحات درافغانستان؛

        ـ  خودمختاریهای سیاسی-اداری درافغانستان؛

        ـ  مختصرنبردها وجهانکشائی های امیرتیمور؛

        ـ  فتوحات تیموربطوراخص درهندوستان؛

        ـ  عزم سفربه چین وفوت امیرتیمور؛

        ـ  نظم اداره درعهد امیرتیمور؛

        ـ  سیستم مالیاتی امیرتیمور؛

        ـ   خدمات درساحۀ فرهنگ وادب_*

        ـ  برخی ابادیها دردورۀ فرمانروائی "مغولها"؛

         ـ نقش روحانیون؛

 ـ  تجارت وصنعت درعهد"مغول"

         ـ تجارت مواصلات وامنیت درعهدامیرتیمور؛

         ـ هنرمعماری وصنعت عهدامیرتیمور؛

         ـ  زراعت درعهد امیرتیمور؛

         ـ  سخن أخر؛

         ـ مآخذ ورویکردها.

 

          سخن نخست به گواهی تأریخ کشورپراشفتۀ افغانستان که بنابرموقعیت سیاسی-جغرافیائی- ثروت ومنابع سرشارطبیعی واهداف تجارتی وترانسپورتی بمثابۀ شاهراه عمده وپل ارتباطی ومواصلاتی بین شرق وغرب؛همیشه درمحراق توجه ودرمحوراهداف استراتیژیک اشغالگران واستعماریون ودولتهای پرقدرت وزورازمایان جهان ومرکزتاخت وتازهای انان بوده ودرمجموع بازیچۀ سیاسی ازاین قبیل دستها بوده است.زیرا

          اولآ:-  ان عده امرا وسلاطین وشاهان و زمامدارانیکه اکثرآ دست نشاندۀ این قدرتها بوده اند؛پیهم دراین تأریخ نوبتی ومیراثی رفت وامد نموده؛حکمرانیها کاروائیها وکارنامه های خوب وبد تأریخی؛مدنی،فرهنگی سیاسی ونظامی را ازخود بجا به میراث گذاشته اند؛وافزون بربیکفایتی وغیرشایستگی دچاربیماریهای سنتی-خرافی-قبیلوی باذهنیت کوروبسته توأم با اندیشه های تار"اتنیستی"گردیده وبه موجب ان یکی پی دیگری با بی ثباتی به انحتاط گرادیده زوال نموده اند وبویژه زمینۀ تجاوزات واشغالگریهارا نیزبه اجنبیها مساعد نموده امده اند.

           ثانیآ:-بویژه طی 350 سال اخیربعد ازفروپاشی اخرین سلالۀ امپراتوری "تورکها"این نقیصه ولکه درپس منظرتأریخ این کشورمشهود،شفاف واظهرمنشمس بوده است وافغانستان را درهمه عرصه های مدنی اقتصادی واجتماعی وسیاسی وفرهنگی وتولیدی به حالت عقب مانده نگهداشته امده اند.افغانستان وجاپان دریک روزدر1919م استقلال خودرا ازسلطۀ استعماری بریتانیای کبیربدست اوردند ؛اما جاپان به ابرقدرت جهان مبدل گردید وکشورما تا امروزبه یک سوزن جاپان محتاج باقیمانده است.! دراین رابطه نیزمیتوان ازدورۀ درخشان رشدوفرهنگ و تمدن تیموریان هرات مثال زد که باهمه آثاروداشته های هنری وفرهنگی وتأریخی خود به تدریج راه زوال را پیموده است واکثرآ به فناه رفته است وبا تعقیب پالیسیهای برتری جویانه فرهنگی وحسادتها بمقابل فرهنگ ومدنیت باشکوه متعلق به سلاطین تورک ؛به حاشیۀ توجه طبقات ومحافل مرتجع حاکمه رانده شده است.

          ثالثاً:-افزون بران حتا دراکثراثارونوشته های برخی محققین ونویسنده گان نیز دراین راستا تحت تأثیرسیاستهای اتنیستی ارتجاعی طبقات ومحافل حاکم تمامیت خواه ؛انعکاس برخی جوانب مثبت کارنامه ها وخدمات ارزندۀ فرهنگی وهنری ومدنی-اقتصادی-اجتماعی سیاسی خصوص امپراتوری دورۀ درخشان تیموریان را که جزباانعکاس دادن ونشخوارتکرارخشونتها خونریزیها وتلفات وویرانیهای ناشی ازجنگها ونبردهای خونین بین امپراتوران وسلاطین در گیر درجنگ وبد گوئیها،به تذکرکارنامه ها وخدمات مثبت انها؛کمترعلاقه نشانداده شده ویا با دیدگاه های پررنگ اتنیستی ونژادپرستانه ازتماسهای همه جانبه وافشای حقایق عینی ازپهلوی ان به خموشی طفره رفته اند ویا برخی واقعیتهای زنده وانکارناپذیرتأریخی نیزازمتن اصلی تأریخ ان بریده شده وبه نفع هویتهای ملی محافل حاکم ومهره های کلیدی بخصوص باسوکسی ضد تورکی درهرمرحله ومقطع معین ازتأریخ با جعل سازیها ؛ازخود تأریخ ، فرهنگ وهویت افریده اند که دست اندازیها ومداخلات خُرد وکلان مغرضانۀ بیرون مرزی؛ بویژه پاکستان اسلامی افراطی تیروریست وپان ایرانیستهای رژیم اخوندی وتحت حمایت ورهبری انها وبرخی ارگانهای نشراتی،نهادهای فرهنگی،تارنماهای صوتی وصورتی مطبوعات ورسانه های جمعی هدفمند مانند(بی-بی-سی)یگانه میدیا وزبان گویای انگلیس را نیزدراین زمینه ها نمیتوان نادیده گرفت که بگونۀ مثال:ازطریق حلقات متعصب آریائی پرست دراین اواخر  بوضاحت دیده شد که مشهورترین وزبردست ترین شاعران تورک تبارمانند "میرزامحمد عبدالقادربیدل"و"مولانا جلال الدین بلخی"را بنام آریائی نژاد تغییرهویت داده اند که با اعتراضات شدید تورک تباران وفرهنگیان مواجه گردید ومعلوم نیست که این تپ و تلاشهای تب الود مذبوحانه به پیروزی خلقهای گرسنه و شکم به پشت چسپیدۀ تورک وپارس چه تأثیر بسزای دارد؛ کی را میرهاند ونجات میدهد وکی را اسیر میسازد؟ ودرواقع با این موضعگیری های نا عاقبت اندیشانه اتش نفاق را شعله ورنموده وبه خدمت دشمنان هردونژاد شریف قرار میکیرد!

          مقدمه :-دودمان سلاطین وسلسلۀ امپراتوران تیموری"تورک"که بنیانگذاراصلی ان امیرتیمورازشهرسبزسمرقند بوده است پایتخت خودرا درسمرقند وگاهی درهرات؛کشوربزرگ وامپراتوری پرقدرتی رادرجهان بنیان گذاشت وسرزمین فرارود ماوراء النهررا به چنان ارزش واهمیتی رساند که تا ان زمان هیچگاه به ان شکوه وپایۀ خودنرسیده بوده است.زیرا: 

          الف:-امیرتیمورمرزهای حکمروائی وقلمرو امپراتوری خودرا نخست درسرتاسر اسیای میانه وبعد ان درسراسرخراسان ودرهمه بخشهای ایران اناتولی قسطنطنیه، اذربایجان تامصر،اروپا ومدیترانه وروم درغرب والی بخشهای وسیع سرزمین پهن اور هندوستان گسترش داده است.

         دو:- فتوحات امیرتیموراکثرآ جنبۀ کشورکشائی توسعه وتحکیم قدرت امپراتوری درجهان بوده  تااهداف ایدیولوژیکی یا اتنیستی نژادی وزبانی ومذهبی.

         سه:-خدمات تیموردرعرصه های هنری ومعماری دراعمار مساجد،خانقا ها ونهاد های مذهبی وتشویق مردم به کشاورزی سرسبزی وشگوفائی محسوس بوده وبویژه دربار تیمورمهد تجمع علمآ ودانشمندان وبویژه روحانیون بوده ودرنبرد های خود فتوحات سریع داشته وبه مرد نیرومند واهنین معروف بوده است.

          چهار:ـ بعدازمرگ امیرتیمور هرچند اولاد واحفاد او توانستند تا مدتی حوزۀ سلطنت اورا تحت فرمان وحکمروائی خود حفظ داشته باشند.اما بنابراختلافات بین فرزندان ان برسر قدرت؛کشورها،تورکمان عثمانی،أل جلائیر وتورکمانان ازکشمکشها بین فرزندان واحفاد  امیرتیمور استفاده برده درصدد تسلط دوباره مناطق ازدست رفته خود برامدند اما نتوانستند منهزم سازند که بدین ترتیب بعدازفوت امیرتیمورقدرت امپراتوری به جانشینان اوفرزندان واحفادش انتقال مینماید وبزرکترین امپراتوری را الی سرزمین پیهن اورهند گسترش میدهند. (1)که دراین مختصرپیرامون برخی نکات مهم دورۀ امپراتوری امیرتیمورصاحب قران بطور اخص: شجره،خصوصیات وویژگیهای وی؛فتوحات مختصر وبرخی خدمات اورا که به فراموشی سپرده شده است، به بحث میگیریم که البته به تعقیب ان دربارۀ حکمرانیهای فرزندان واحفاد فرهنگ دوست وهنرپرور وی که دراستانۀ حلول(530مین) سال دورۀ تجدد و "رینسانس" این امراتوری بزرگ که دردستورزمان قرار دارد دربحثهای دیگر به ایجازنیز سخنانی بعدی به دوام این بحث خواهیم داشت.

          زندگی شخصی امیرتیمور: تیمورپسر"تورغای"یکی ازاشراف نظامی قبیلۀ"بلاس" (تورک)اهل شهرکش یا(شهرسبز)بود وپدرتیموریک مرد گوشه نشین بوده ومادرتیمور"مکنه خاتون"نام داشته است.امیرتیموریک جوان پرشور وقتی به دربار "امیرقزغن"پادشاه وقت ماوراءالنهرمراجعه میکند به پیشانی بازقبول گردیده وبه رتبۀ عسکری"مینگ باشی"یعنی" افسرهزاری"به وی اعطاء میکند وهم دختری را ازخاندان خود بنام"الجای خاتون" به عقد نکاح اودرمیاورد وبه این ترتیب تیموربشکل برجسته تری درسیاست ماوراءالنهرتبارزمیکند  وبعدازمرگ قزغن پدرتیمورنیز فوت میکند وتیموردرشهرسبز تنها میماند.

          تیمور به محیط متمدنی پرورش یافته وبه زبان فارسی ـ دری نیز نیکو میدانسته و دردیانت نیز یک مرد راسخ العقیده ومسلمان متین بوده؛ازانرو به روحانیون وبه دانشمندان مذهبی احترام واعتقاد خاص داشته ومرید شیخ شمس الدین کالار شهرسبزی نیزبوده است. همیشه نماز میخوانده است ودربارخیر وصدقۀ او بروی همه عام وخاص بازبوده است.(2)

          اوصاف وویژگیهای امیرتیمور:تیمور ابرمرد چندبعدی واهنین صفت بوده است.

         یک:ـ مردباهمت ثابت قدم وسرسخت وسرکش بوده است.قوی اندام مقاوم وسوار کار ماهر وتیرانداز قابل بوده است.به شکاروشطرنج میل مفرطی داشته ودرساحۀ کاروفعالیت تمام عمر خودرا درفعالیتها ومصروفیتهای خستگی ناپذیروبه حرکت پیهم گذشتانده است.

         دو:ـ هیچگاه بیکارنمی نشسته وزحمات زیاد و طاقت فرسائی را متقبل ومتحمل میشده است.

         سه:ـ درساحۀ فتوحات اندیشۀ وسیع جهان کشائی داشته است. تیمورپس ازتأسیس شهنشاهی بزرگ درآسیای وسطی به درباریان خود چنین میگفته است:"دنیا بسیاربزرگ نیست وگنجایش همه پادشاهان متعدد را ندارد ویک پادشاه برای همه ربع مسکون کافیست..."که این طرز تفکر با صراحت کامل اندیشۀ جهان کشائی امیر تیموررا بیان میکند وازجانبی جهان را درمقابل اراده وعزم اهنین وباثبات وتدبیروتوانائی رهبری خود هنوز هم تنگ میبیند.یعنی به استعداد وتوانائی خود سخت مطمئن بوده وبه این باوربوده که هرگاه همه جهان بکامش باشد میتواند تحت یک امپراتوری به تنهائی  اداره کند.

          چهار:ـ یکمرد حاکم برنفس واعتماد برخویشتن متین وخسته ناپذیرمحنتکش ورنج پذیر بوده است.بگونۀ مثال:ازقندهارافغانستان به سواری اسپ درطی 14روز به سمرقند رسیده است ودرسفردشت قبچاق مسافۀ 1800 میل را درچهارونیم ماه طی نموده است.هنگامیکه میخواست اسیای وسطی را فتح کند به عمر70 سالگی ازسمرقند تا انقره تقریبآ 2000 میل مسافه را به سواری اسپ طی می نماید.(3)

          پنج:-تیموردارای عواطف واحساس خاص خود بوده که درمحبت زن وفرزند ودر ساحۀ "هنر" تجلی مینموده است.

          شش:-هدف جنگها ونبردهای امیرتیمور شکل اتنیستی،نژادی وزبانی وقومی ومذهبی نداشته؛ بلکه درجهان کشائی وکشورکشائی؛توسعه وگسترش امپراتوریهای خود درجهان بیشتر اشتیاق داشته است.

          هفت:-تیمورخودش تورکی الاصل بوده واما قرار اظهارات اقای غبار تحت شعاع روشهای افسانوی چنگیزخان مغولی که هنوزدربین مردم همان زمانه ها زمزمه ها جریان داشت قرارمیگرفته است وسعی میکرده خودرا به اومنسوب نماید(4)- واما قرار اظهارات بمبردرکتاب خود بنام"گریت مغول"یامغول اعظم؛بنابرسفیدی وخوش صورتی وجلد شفاف وساختارچهرۀ گرد جذاب با چشمان بادامی وقاش وابروی کشیدۀ تحریک امیز تورکها؛ مغولها را بطرف خود جلب نموده وانها را متمایل به تورک بودن واداشته ودرطول تأریخ با هم مخلوط وممزوج گردیده اند.

          هشت:-درواقع ان دوره ها وزمانه های قدیم؛دورۀ تیرو کمان بازیها،یکه تازیها، دلاوری وسلحشوری های جنگی وپهلوانی وقهرمان سازیهای ابرمردان تأریخ زمان خود بوده اند وهرجنگجو وفاتح به رقابت یکدیگرهمچو روشها ورفتارهارا تعقیب مینموده اند که این اوصاف جزء معیارهای شهامت و قهرمانی ان دوره ها بوده است.مگرروشها ورفتارهای امیرتیموربرخلاف چنگیزخان که به او مرتبط میسازند؛مربوط ومتعلق به روشهای خاص خود بوده وخصوصیات چند بعدی داشته است.

          نه:- مورخین انکلیسی(بمبر وکریستینا گوسکائین)درکتاب خود گریت مغول(مغول اعظم)میگوید:امیرتیمور باهمه عظمت وقدرت شاهانۀ امپراتوری که داشت مگرهمیشه زندگی عادی وحتا فقیرانه را انتخاب میکرده است واورا ازطائفۀ تورک برلاس میداند.واماازاودربسا نوشته های خود بنام گورگانی یاد نموده؛نزدیکی وقرابت مغولهارابه تیمور اورا نیز متمایل به مغولها میساخته است وروابط تنگاتنگ داشته اند، که این مطلب بالای مقبرۀ امیرتیمور در سمرقند بروی سنگ مزارش در"بوزنچر"بمثابۀ یک اثارکهن تأریخی روابطش را با مغولها به میراث گذاشته است(5)- واما این به ان مفهوم نیست که تیمور مغول باشد.

          مختصرفتوحات امیرتیمور: تیموراین مرد مستحکم ومتین تأریخ؛ بیست وپنج سال داشت که مخالفتهای ضدفامیل امیر قزغن بالاگرفت که درنتیجۀ ان امیرقزغن در1358م کشته شد که این باعث تقویت ملوک الطوائفی نیز گردید که بویژه به تعقیب ان قبایل چهارگانۀ: اورلات ،جلائیر،برلاس وفاوچی وازان جمله امیربیان سلدوز وحاجی برلاس،امیر عبدالله پسروجانشین امیر قزغن را نیزکشتند وتیمورکه نخستین حامی خودرا ازدست داد؛هرچند با کاکای خود(حاجی برلاس)رئیس قبیلۀ برلاس پیوسته بود؛اما بازهم تیمور روشهای خاص خود را اختیارکرده ودرهمچومسائل وسعت نظرداشته وازحوادث درس میگرفته وبروی تجارب خود اقدام وعمل مستقلانه اتخاذ مینموده است.

           روش تیموردرجنگها (اغاذ کشورکشائیها): تیمورگرچه درجریان جنگها سخت مقاوم ودرمقابل دشمنان خود سرسخت ودربرابر متکبرین وسرکشیها بیرحم بوده است؛ ولی درهمین حال ازتخریب مدارس،مساجد وخانقاها ونهاد های فرهنگی وازکشته شدن روحانیون وعلمای مذهبی ودانشمندان سخت اجتناب وحراست میورزیده است.(6)-امیرتیموردرقرن چهار دهم دولت چغتائی مغول را درماوراءالنهربرانداخت وتا اخرقرن پانزدهم تورکان گورگان درانجا مسلط ماندند.بعدآشیبانیها ازاغاذ قرن شانزدهم توانسته اند حکومت را بدست بگیرند.وجانشینان اینها هم ازقبیل جنیدیها،استرخانیها،ومتعاقبآ نوغبی ها تاقرن نزدهم دنبالۀ دودمان این سلسله فرمانروائیها درماوراءالنهربوده اند.(7)

          سرانجام امیرتیموردرقرن چهادهم میلادی خوارزم را جزء سلطنت وسیع ماوراءالنهر قرار داد وبعدازانقراض دولت تیموری مجددأ درقرن شانزدهم توسط محمد خان شیبانی تولت اوزبکیۀ مقتدربشمول خوارزم برقرارگردید وشعبۀ شیبانیان درخوارزم به تشکیل یک حکومت مستقل پرداختند که تا قرن نزدهم والی حملات روسیه دوام نمود. (8)

          مختصرفتوحات تیمور درافغانستان:

          تیمورنیزدرجنگها با تاکتیکهای متعدد تعرض و عقب نشینی وتوآم با پیروزیها وشکستها دچاربوده است.به این مفهوم که:

          یک:- نظربه علاقۀ که اوبه افغانستان داشته است؛چندین بار رود جیحون را عبور نموده دربلخ وبدخشان،کابل وقندهاروسیستان سفرها نموده که بعدآ به قندهار وازانجا به سیستان میرود ودرجنگهای داخلی بین مردم وامارت محلی به طرفداری حکومت محلی شرکت میجوید ؛ امابعدها امیرمحلی به اومشتبه شده ودرصدد ازبین بردنش می براید.تیمورکه درجریان جنگ های سیستان تیرخورده بود وازیک پای لنگ شده بود ،مجبوربه عزیمت به ماوراءالنهر میگردد.

          دو:-به اساس نوشته های مورخین غرب هیچگونه ترس وبیم درچهرۀ امیرتیمور ظاهرنمیگردد وهنوزهم قوی اندام تنو مند واهنین به نظررسیده واورا مثل اهن  ( به زبان اوزبیکی اهن=به تیمیرمعنا میدهد)مردسرسخت وغیرشکننده صفت میکرده اند(9 )

          سه:-در1369م.بعدازتسخیرقلعۀ هندوان لقب "امیرتیمورگورگان" را بخود گرفت واولادهایش"میرزا "لقب گرفتند.- تیمور نخست پادشاه دست نشاندۀ خود درسمرقند که وظیفۀ غیرازطعام خوردن دیگرکاری نداشت عاطل وبی کفایت بود؛اورا معزول نمودکه وی در 1387 م.فوت نمود وامیرتیمورپسراومحمودخانرادرسمرقند جانشین پدرش ساخت وهنوزنام اورا علی الرسم درابتای مناشیر مینوشت(10)

           چهار:-براساس بیانات مرحوم غبار: بعدازیازده سال فرصت عودت به افغانستان یافته ؛در1380م.جیحون را عبور نموده پیش می اید که دراین ملک بن ملک فخرالدین کرت که حاکم سرخس بود به استقبال تیموررفت وتیمور اورا پذیرفته درمعیت خود نگهداشت. بعدازفتح هرات به حکومت غورمقررنمود واین همان شخصی بوده است که ضد تیمورقیام میکند ومیمیرد.

          پنج:-در1381م.تیموربه شهرپوشنگ کشید؛ اما درانجا مقاومتها شدید شده ودراین جنگ امیرتیمور دوبارزخمی میشود واما بانهم حصارپوشنگ رافتح نموده به هرات می اید وبا ملک غیاث الدین پیرعلی پادشاه کرت  با وجودیکه دامادش بود با مقاومت اوروبروشد وپادشاه کرت شهررا بست وبدفاع برخاست؛بعدازچهارروزجنگ درمذاکرۀ صلح بازشد.اما ملک غیاث الدین به پرداخت باج به تیمورراضی شده وبه دربارتیمور میرود وهم به وظیفۀ خود عجالتأ باقیمیماند.

          شش:-تیمور ازهرات به نیشابورمیرود وامیرعلی موید زمامداری نیشاپور بمقابل اردوی 50هزارنفری تیمورمقاومت کرده نمیتواند وتسلیم میشود.وتیمورپس ازفتح نیشابوربه اسفرائین رفته وبعد ازمحاصرۀ قلعۀ مستحکم کلات انجا را ازعلی بیک حاکم کلات گرفته وبه ترشینزمیرود.امیرعلی شدید غوری حاکم ترشینزقلعه را به مصالحه تسلیم میدهد.وامیرتیموربه مازندران ایران میکشد.بعدازکمی ازشمال ایران برگشته ودرراه برگشت به ماوراءانهرخاندان حکمران هرات را محبوسأ به سمرقند میفرستد.وشهرهرات هم به نظامیان وافسران تیمور سپرده شده ومیرانشاه پسرتیمور درمرغاب قرار گاه اتخاذ مینماید.ملک محمدکرت ازاین  حال ناراض شده برضدتیمورقیام میکند وبه هرات عسکرکشیده وشهررا قصدآ متصرف میگردد ومحافظین ارگ هرات را با هرقدرازسپاهیان تیموری بدست امده ازتیغ میکشد.میرانشاه به سرعت ازکنارۀ مرغاب سپاه به هرات سوق داده وشهررا محاصره وفتح مینمایدوالبته تیموراین بارباخشونت تمام دربرابرمقاومتها قرار میگیرد وانهارا سرکوب نموده وراه بسوی فراه میکشد وامیر ملک جلا ل الدین امیرفراه نیز تسلیم میشود وازانجا به حصار"زره" رفته وانجارا نیزفتح نموده وبه جانب شهرسیستان(جلال اباد)سرازیرمیگردد واشراف مشهورمنطقه چون شاه هان سیستانی وتاج قلعۀ کهی وسراج وغیره به اردوی تیموررفته همه اطاعت میکنند.

 اما باوجود ان درسیستان مقاومتها جریان داشته وملک قطب الدین امیر محلی نیز هنوزتسلیم نشده به مقاومتها می پیوست که بعد ازجنگهای سخت به امیر تیمور اونیز تسلیم میگردد.

            هفت:-دراثنای که امیرتیموربه سوارۀ اسپ معاینۀ پیادۀ خودرا مینموده که به ناگهانی دروازۀ شهربازشده وهزارها نفرازمردم شهربیرون ریختند وسپاه تیموررا زیرباران تیرگرفتند؛ دراین جنگ نیزتیمورباردوم درران خود زخمی از چوبۀ تیربرمیدارد واما از میر و مرگ ترس ندارد به اهداف نبردوفتوحات  خود ادامه داده وبه سمت بست درمناطق گرمسیر و قندهار ونواحی انرا مسخرنموده ومحلات قندهاررا به یکی ازوابستگان خود امیرسیف الدین برلاس داد وازهمین جا حکومت بغلان وقندز(تخارستانرا)به امیرجهاندارشاه پسرامیر جاکو برلاس معین نمود.ازطرف بدخشان نیز مطمئن شد وحاکم کابل نیزقبلا اظهارانقیاد کرده بود همه تسلیم شدند.(11)

        هشت:-امیرتیمورپنج سال بعداز این وقایع در1388م.بعدازفتح طوس؛تاسال م1395؛ میرانشاه پس ازاین ازطرف تیموربه حکومت ولایات شمالی وشمالغربی افغانستان نامزدشده بود وانگاه حکومت ایران نیزبه اوداده شد.ودراینجاست که در1396م؛حکومت افغانستان به لایق ترین فرزند برومند امیرتیمور"شهرخ میرزا"محول گردید ودر حالاتیکه کابل وزابل تا دریای سند قبل از1391م. میرزا پیرمحمد نواسه و و لیعهد  تیمور دران حاکم بود که  بعد ازاین و قایع امیرتیمور در1397م. به قصد فتح هندوستان اقدام مینماید.(12)

          خودمختاریهای سیاسی-اداری درافغانستان:- درزمانیکه امیرتیموردرافغانستان اعلان سلطنت کرد؛اوضاع واحوال دران وقت درحالت نابسامانی وپراگندگی  قرارداشت.یعنی یک دولت مرکزی سرتاسری ووحدت سیاسی واداری وجودنداشت.واوضاع سیاسی واداری این مملکت وتمام کشورهای چهاراطراف ان برای تأسیس یک دولت قوی سراسری مساعدشده بود؛اما برخلاف ادعا های برخی برترجویان وتمامیت خواهان(که درشرائیط کنونی افغانستان به اصطلاح با داشتن یک حاکمیت مرکزی وانهم با خصوصیات تک قومی خود؛باطرح نظام مردمسالاری غیرمتمرکزمخالفت ورزیده؛فریاد های کرکنندۀ تجزیۀ ؟! افغانستانرا سرزده اندکه با350 سال قبل امیرنشینیهای مستقل وخودمختاریهای که تابع هیچ نوع قدرت زمان خودنبوده اند؛غیرقابل مقایسه بوده وافغانستان به تجزیه نرفته بود ویا به ممالک جداگانه مستقل ازنقشۀ جغرافیای سیاسی مجزا وبه ممالک همجواران ملحق نگردیده بود؛امروز چگونه این تجزیه با این حاکمیت سراسری نسبی تحت حمایۀ بیش از40 کشورجهان قوای ناتو وامریکا وامضای این همه پیمانها ی بادغدغه وبیسابقه تجزیه میگردد؟؟؟)یعنی دراین جا بوضاحت معلوم میگردد که این سروصداهای مغشوش کننده همزمان با طرح وشعارکنونی نظام مردمسالاری یا (فدرالیسم غیرمتمرکزپارالمانی)؛غوغا های کرکنندۀبه اصطلاح"تجزیۀ"افغنستان با تب وتاب وبا دست پاچگی وپریشانی مغرضانه براه انداخته میشود.به برخی اهداف ودلادیل زیر:

          الف:- نخستین هدف انهاازاین سروصداهابانگرانیهای کاذبانه انست که بایدنظام میراثی تک قومی با قدرت سیاسی انحصاری  حاکم حفظ گردد.

          ب:- درافغانستان کنونی هرگزازاثارونمونه های ازان امیرنشینیهای نوع مستقل و خودمختار بیش ازسه سده وجود ندارد که خطرات تجزیه تهدیدکند.

          ت:-سوال اساسی درایجاست که این برترجویان تمامیتخواه دایۀ مهربانترازمادر!؟ ودلسوزبه تجزیۀ افغانستان قبل از طرح وشعارنظام فدرالی سه دهه قبل چرااین صداهای کرکننده رابالانکرده بودند که افغانستان توته وپارچه وقوماندان سالاری راداشته وتابع هیچ نوع اوامرمرکزی نبودند جزتحت امر-ای-اس-ای- بویژه حاکمیت جهادی دست نشاندۀ پاکستان تیروریست پرور وغرب وبویژه درزمان ملیشه ها وشبه نظامیان پاکستانی واردوی پاکستان به لباس جهاد وطالبان مزدوران که 90درصد خاک افغانستان نیزدرتصرف انها قرارگرفته بود وهیچ نوع حاکمیت مرکزی وجودنداشت وعملأدرحال تجزیه بود همه وقایع تلخ ودرد اوررا باخموشی استقبال وبه تماشا نشسته بودند. 

          ث:-که همه این داد وویلاها وفریاد وفغانها ودلسوزی کاذبانه ومدافع دروغین به اصطلاح دفاع از"وحدت افغانستان" ؛دیروزدرچنان حالات عینی درکجابودند که امروز بعد ازطرح نظام مردم سالاری این صداهای کرکننده را براه اندخته اند وحاکمیت یک قومی متمرکز شان نیز بطورغیرمشروع ازجانب بیگانگان قسمیکه درطول سده ها چنین معمول بوده مستقیم ویا غیرمستقیم حمایت نیز میگردد.معهذا اینها مدافعین وحدت افغانستان ابدأنیستند؛ بلکه مدافعین راستین حاکمیت یک قومی باانحصارقدرت سیاسی مرکزی خود هستند ومجنون وار وبیمارگونه ازمیراثهای قبیلوی وقبیله سالاری سلفی خود دراین رابطه حراست مینمایند.

          ج :- معهذا زمانیکه امیرتیموربرای توسعه فتوحات وتحکیم امپراتوریهای خود به افغانستان داخل میشود درنخستین برخورد خود به این امیرنشینیها وخودمختاریهای پراگنده وبینظم که با نا بسامانها حکم میراندند پایان میبخشد.که دررأس این امیرنشینیها وخود مختاریهای سیاسی دران زمانه ها درخراسان قدیم منجمله دربدخشان شاه شیخ محمد وبازشاه بهاوالدین،درتخارستان وقندزوبلخ امیراولجای وسلدوز؛درجوزجان امیرمحمد خواجه؛درهرات وغور پادشاه هان کرت ودرولایات نیشاپوری امرای سربداری،درسیستان ملک قطب الدین، درفراه ملک جلا ل الدین وهمچنان درسائیرولایات کابل قندهاروننگرهار پشاوروبلوچستان وغیره خانها وامرای محلی ومغولی هریک مستقل ومجزا ازهمدیگرحکومت میکردند.

          چ:- نابسامانیها ومالیات گزاف؛دهاقین ومردم را به تنگ اورده بود که به اثرتقاضای مردم ازدربارامیرتیمور به ضرورت تشکیل یک دولت قوی سراسری گردیدندکه به اثران به تقاضای مردم لبیک گفته شده وسرانجام امیرتیموریک دولت مرکزی نیرومند سرتاسری را عاری ازتعصبات قومی-قبیلوی ومذهبی ایجاد مینماید.(13).

          ح:- این وحدت سیاسی اداری برپایۀ"وحدت ملی"متشکل ازهمه اقوام وتبارایجاد میگردد؛نه برپایۀ (وحدت ملی تک قومی)مانند زمامداران بعدی قبایلی افغانستان که بنابر سیطره جوئیهای نژادی وزبانی این وحدت سرتاسری تاکنون ایجادشده نتوانسته است وتمامی کشمکشها جنگها وفجایع نیزازهمین بی عدالتیها ونبود وحدت ملی وعدم سهیمسازی وعدم تقسیم عادلانۀ قدرت سیاسی واقتصادی ونظامی وثروت ونعمت بین سائیراقوام وملیتهای تحت استبداد منجمله محرومترین انها ومظلوم ترین انها تورکهای افغانستانی هستند؛ناشی میگردد؛ دیگرمسائل ومعضلات وجنگهای زرگری بین خود اقوام حاکم وتمامیت خواه انهم برای کسب قدرت وحفظ قدرت بوده و همه نمایشی واغواکننده است که دررده های دوم قرار میگیرد که برای همیشه خود کوزه وخود گل کوزه وخودخریدارکوزه باشند ودیگران همیشه درسرنوشت خود بی نقش بوده ونصیب شان ازاین تاریخ بازهم قربانیهاست وبس!

          خ:- واما درزمان امپراتوری تیموریان همچو امراض وبیماریهای اتنیستی مانند امروز یک موضوع داغ نبوده است. دردورۀ تیمور حاکم هرمحل درمنطقۀ خودش مطابق کاردانی واعتمادی که درنگهداری دولت ودساتیراورا داشته بدون تبعیض ازهرنژادی که بوده گماشته میشده است.این باعث شده که افغانستان ازتجزیه نجات یافته است.هرگاه دران زمان همچو مسألۀ مانند فدرالیسم وقانون فدارال وبااین نهاد های دموکراتیک ان مطرح میبود؛میتوانست نمادی ازیک نظام فدرالی را امروزبه نمایش گذاشته وبمیراث بگذارد.

          مختصرازجهانکشائیهای امیرتیمور:

        امیرتیمور بعدازتشکیل وقوام یک دولت  نیرومند سرتاسری درافغانستان به جهانگیری اغاز نموده وبیشترینه وقت خودرا وقف کشورکشائیها کرده است که بگونۀ موجزنام میبریم:

           یک:- دراین جریان بشکل متناوب درچهارجهت ماوراءالنهربه لشکرکشی پرداخته و قلمروخودرا ازسرحد چین به سواحل مدیترانه وازهند تاروسیه ی جنوبی رسانده و در طول    سالهای(1372-1374و1379-تا1387م)چهارباربه خوارزم سوقیات نموده است.

          دو:- بنابرنگرانیهای که ناشی ازخرابیهای جنگها داشت؛بمجردفتح وپیروزی؛ ان عده خرابیهای که به اثرجنگها وارد میشده؛فورأبه ترمیم مجدد، احیا و بازسازی وبه معماریهای جدید ان میپرداخته است.

          سه: امیرتیموربعدأدر1377م.به فتح قبچاق پرداخته تاج وتخت انرا متصرف میگردد .(14) واما تیموربا ازبین رفتن شاه قبچاق(توقتمش خان)که اونیزمرد اهنینی بود و قدرت امپراتوری را میتوانست تقویت بیشتردهد وهمکارنزدیک امیرتیمورگردد؛خوش نبوده است.

         چهار: در1387م.امیرتیموربه روسیه لشکرکشی نموده سرسخت ترین مردم روس را الی 200میل فاصله تا مسکورا فتح مینماید.

          تیموردرجبۀ شرق در1374م.پسرخود جهانگیررادررأس یک سپاه به کاشغرستان فرستاده دولت چغتائی را درانجا منهزم وان شهررا نیزفتح نموده وبعدأتیمورشخصأ در 1389م.به مغولیستان لشکرکشیده واز انجا دوباره برگشت نموده است.وباردوم در 1398م. سپاهی را درتحت قیادت یکی ازاولادهای خود به مغولیستان فرستاده ویک تعداد قلعه های انجا را فتح نموده وهمچنان سوقیات مختصری هم در1383م درایران داشته است واستان استراباد را ازامیرولی خلف امیر تغا تیمور درایران تسخیرودر1385م.اذربایجان وعراق وفارس را بگرفته است.

           پنج:- به همینترتیب درسال 1391م.مازندران وعراقین ودرباربکررا تسخیر وتأمین نموده؛بعدازتسخیرتکریت قلعه؛کرکوک وروحا وجزیرۀ بصلح را فتح وقلعه های امد ونیک را مسخرمینماید.بعدأبه کردستان کشیده تفلس را فتح نموده است.

           شش:- امیرتیمورپادشاه کردستان رااسیر ومسلمان میسازد وبا فتح اصفهان در 1395 م. حکومت کل ایران را به پسرخود به میرانشاه تسلیم میدهد.ازاین به بعد ایران به راه سوق الجیشی ولشکرکشی وبه راه تجارت وترانسپورتی به شرق قریب مبدل میگردد.

          هفت:-امیرتیموربه جهانکشائی خودادامه داده در1393م. کشورعراق ودیاربکر را شکسته ودر1400م.مجددأبا 400هزارسپاهی ازراه ایران به شرق قریب لشکرکشی نموده و دردمشق قشون مدافع مصررا مغلوب وبعد ازفتح شامات به بغداد می اید وان شهررا ازعمال سلطان احمد جلائیرپادشاه عراق که به (سلطان عثمانی پناهنده شده بود)بازور ومقاومت زیاد میگیرد ودشمنان سرکش خودرا تارومارمیسازد.(15)

 

                                            (ادامه دارد)

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
مورخین عصر تیموری (02.13.2013)
پیدایش حقایق از زبان با درایت محترم سلیمان راووش (02.05.2013)
نامها وقصه های فلکلوریک کابل (01.08.2013)
تأریخ وخدمات زنده ومشهود امپراتوری تیموریان محال است به فراموشی سپرده شود (01.04.2013)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان نوشته: محمد یوسف و مارک ادکین قسمت دوازدهم (12.24.2012)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان قسمت دهم (12.09.2012)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان قسمت نهم (12.03.2012)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان قسمت هفتم هشتم (11.27.2012)
نگاهی مختصر به گذشتۀ نبشتۀ " رخدادهای خونبار دوسده اخير"، قبل از ورود به بخش دهم آن (03.20.2012)
جشن نوروز میراث قوم آریائیها بخصوص بلخ وبخدی است (03.19.2012)