یکشنبه, 11.18.2017, 01:52pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
تاریخی
 
( بخش دوم ) ( 1332 ـ 1404 م )شمۀ ازخدمات وکارنامه های امیرتیموردرأئینۀ تأریخ
چهار شنیه, 02.20.2013, 08:15pm (GMT)

( حسن پيمان )

 

شمۀ ازخدمات وکارنامه های امیرتیموردرأئینۀ تأریخ

( 1332 ـ 1404 م )

                                            ( بخش دوم )

 

 

           فتوحات امیرتیموربطوراخص درهند:

           امیرتیموردر1391م.به عمر71سالگی درسرمای شدید زمستان به عزم تسخیر سرزمین پهن اورهند؛خواست رودجیحون(امودریای امروزی) را که یخ بسته بود عبورنموده ازراه ولایات شمال افغانستان به اندراب خودرا رساند ودرانجاشنیدکه مردم "کتور وسیاه پوش " به نواحی وعلاقه های همجوارخود گاه وبیگاه حملاتی نموده ودرراه های رفت و امد و مساکن مردم ان محلات ناآرامیها نا امنی ها ودهشت خلق نموده وبعدأ به مساکن دست نارس کوهستانی خود برمیگشته اند وهیچ کس را راه دخول درمناطق مسکونۀ شان نبوده است ومردم ازاین ناحیه سخت پریشان بوده اند.ازانرو امیر تیمور بخاطرجلوگیری ازهمچو مردم ازاری ها واذیتها وبخاطر تابع سازی این مردم به نظم عامه وجلوگیری ازدستبردها ورهزنیها؛ ازطرف شمال ازکرانۀ خاواک براه حصۀ فوقانی وادی پنجشیر؛به قصد گروه جانی کتور و بلورستان (نورستان امروزی)خواست عبورنماید که نسبت دشواری راه ها ویخبندیهای زمستان مجبور میگردد تاتوسط سبدی ازکوه ها یخ مالک زده پائین کوه فرود ایدوهمچنین اسپ اورا نیزبرایش فرود می اورند.فورأیک لشکرده هزارنفری را به جناح چپ خویش به جانب شمال نورستان میفرستد ومقاومت این گروه رهزن ودزدرا درهم میشکند وغالب میگردد و مردم نورستان و محلات مربوطه را برای دائم ازازارواذیت ورهزنی قطاع الطریقان نجات میدهد واین فتح خود را درسنگی منقورکرده ودردرۀ کتورنیزبه یادگار میگذارد.

          سرانجام امیرتیمورازانجا عبورو مطابق هدف به قصد هندوستان راه به ولایات شرقی میکشد وبه قلعۀ موسوم به "ایزیاب"میرسد که مسکن عدۀ ازپشتونها بوده است. امیرتیمور استحکام این قله را پسندیده عاجل امرمیدهد که این قلعه به زودی ترمیم واباد گردد وخود نیزدرجوارقلعه مقیم میگردد تا درطی 14 روزتمام ترمیمات قلعه را به اتمام برساند.

           روزی امیرتیمور به سوارۀ اسپ ازگرد قلعه عبورمیکند که ترمیمات وساختارهای انرا میخواهد تماشاکندکه برخلاف این نیکی وخدمت امیرتیموردرترمیم وابادی این قلعه و شگوفائی این منطقه؛ازپشت دروازۀ قلعه ازیک خانۀ دومنزله ازروزنۀ بالا خانۀ ان تیری بسوی امیر تیمورشلیک میگردد که ازصدای شلیک تیراسپ میرمد وتیرخطامیکند وامیرتیمور نجات مییابد.فوراً ازدروازۀ دیگرقلعه داخل شده امرمیکند وموساخان حاکم ان قلعه را بادوصد نفراتباع او دستگیرمینمایند.واماتیراندازاصلی با شش نفرهمکارانش دربالاخانه به تیراندازی ادامه داده ماجراجوئی نموده وعدۀ دیگری را بازهم زخمی مینمایدکه دراین اثنا یک مرد سیستانی بنام "کله کی"داخل قلعه گردیده انهارا گرفتارنموده وبه جزای شان نیز میرساند. همان بودکه امیرتیمور نواسۀ خودپیرمحمدمیرزارا ازغزنین با عبورازسند امراشغال ملتان را درهند میدهد.که بعد ازگرفتن اوچه به ملتان میرسد وبا سارنگ خان حاکم ملتان مقاومت نموده ومدتی دوام میکند.واما امیرتیمورشخصأ خودش در1398م.رودسندرا عبورنموده هند متوسط را فتح مینماید.تیموردراین جنگ نخست محافظین سرحدی هند را در"دامن کوه" سرکوب نموده وباز شهر"تنبله"راتااتصال دریا های جمو وچناب فتح وپیش میرود وبهادرخان خلجی درحصار "بتهیز"ازدرصلح پیش می اید وامیر تیمورپذیرفته وبا وی مصالحه میکند.واما هندیها دهشت زده راه را رها نموده پیوسته بدون انکه عقب خود بنگرند فرارمینموده اند وامیر تیمورنیزبه تعقیب انها ادامه داده تادهلی خودرا میرساند؛ودرطول راه به کدام مدافعۀ دیگری نیز مقابل نمیگردد وان وقتی بود که ممالک دراتش جنگهای ملوک الطوایفی نیز میسوخت. دراین حالت سلطان محمد تغلق شاه وسپهسالارملوخان با ده هزار سواره و25 هزارپیاده وبا 127 فیل جنگی ازشهردهلی به مقاومت میپردازد واما سپاه هند درهم شکسته وپادشاه هند ازمیدان جنگ برگشته ودرشهرمتحصن میگردد.ولی شب هنگام پادشاه به گجرات وسپهسالار بطرف برن فرار مینمایند.وامیرتیمورفاتحانه داخل دهلی میگردد.

          دراینجاست که تمام اولس وازتمام گوشه وکنار هندوستان دردهلی جمع میگردند ومولانا نصرالدین عمر درمنبرجامع خطبه را تحت عنوان"امیرتیمور صاحب قران" میخواند که دران زمان مساجد ومدارس وخانقآ ها اغلبأ یگانه نهاد های معتبر مردمی شمرده میشدند؛ وازاین راه به زمامداران مشروعیت داده میشده است که این مراسم طی یک محفل وجشن باشکوهی برگذارمیگرددکه که دران عساکر،فیلها وحیوانات جنگی با مهمات نظامی ان در قطارها بطورمنظم از حضور مردم رژه رفته واز امپراتوری بزرگ خود امیرتیمورصاحب قران استقبال گرم مینمایند.ومورخ کتاب گریت مغول علاوه میکندکه؛امیرتیمورباهمه عظمت وقدرت شاهانه امپرتوری خود همیشه زندگی عادی داشته وروش فقیرانه را انتخاب میکرده است ودربین مردم طورعادی با هم یکجا  با مردم بوده است.  

            امیرتیموربعد از 15 روزاستراحت دردهلی دوباره به جانب افغانستان حرکت میکند ودرراه قلعۀ میرت وسواحل گنگ وکوه های سوالک وجمو را فتح وازراه کابل وخلم جیحون را عبور ودوباره به سمرقند   مراجعت   مینماید.-(16)و(17)-

          امیر تیمور با وجود انکه با جنگهای خونینی  روبرو  میگردد؛ اما قرار نوشتۀ همین   مورخین امیرتیمور ازراه ها وروشهای انسانی  واخلاق عالی و سنگین راهی که برگزیده اتخاذ مینماید و سعی به خرچ مبدهد تا باقضایا وحوادث مدبرانه برخورد نماید؛ این کرکترعالی اورایگانه راه موفقیت های اومیداند.ازنرو هرقدرت جنگی که بااومقابل میشدند ودرمسیر نبرد او قرار میگرفتند نمیتوانستند درمقابل مهارتها وقابلیتهای جنگی تاکتیکها وتدابیراو تاب مقاومت بیاورند.ازانرو با عساکراویکجا گردیده وسیل لشکراورا تقویت مینموده  اند.تیمور برای تنظیم بهتر امورانتقالاتی ولوژیستیکی ومهمات نظامی خود به فیلهای مروج نظامی به شتروگاو های نیرومند شیرده بفلو بیشتردست یافته وبه سوی اهداف خود ادامه میداد.ودر12دسمبرهمان سال پادشاهان محلی بنامهای محمد شاه وملا خان را منهزم وسرکوب نموده وفتوحات خودرا بیشتر وسعت بخشیده ولاهور که درسرراه ان قرار داشت انجا را نیز دراثنای ورود فتح نموده بوده است.(همان).

          عزم سفربه چین وفوت امیرتیمور:- این مرد اهنین الی دم مرگ ارام نمینشیند وپیوسته درپی اهداف جهانکشائی خود درنبرد بوده است.در1404م.ازسمرقند به فکرلشکرکشی درچین می افتد (این لشکرکشی یگانه نبردی بوده که تحت عنوان وشعار"جنگ مذهبی"درنبردهای  امیر تیموردر صفحه  ی  262 کتاب ا قای غباردرج  گردیده است.)ودرفصل سرمای شدید زمستان با دوصد هزارعسکرجنگی حرکت میکند.چندین هزارشترهای شیردار به غرض تغذیۀ اردوهمراه سپاه سوق میدهد.درسرمای ماه جدی بوده که در اترار در کنارۀ رود سیحون رسیده وبرای استراحت متوقف میگردد.دراینجاست که امیرتیمورمریض میگردد وقاریان را برای ختم قران بخود میخواند تا درنزدیک بالین مریضی او بالای سرش قران بخوانند. همچنین در این حالت به افسران به امرین وبه اعضای خوانوادۀ خود صبروحوصله را وصیت میکند. مقام ولایت عهدی وسلطنت را به نواسۀ خود به امیرزاده پیرمحمد جهانگیرکه(حاکم کابل وزابل) بود؛غائیبانه میبخشد ودرشعبان سال 807ه./1404م.درهمانجا چشم ازجهان میپوشد.(18).

           نظم اداره درزمان امیرتیمور: قراراظهارات اقای غبار؛امیرتیمور امپراتور قوی وبا تدبیرمجرب ووسعت نظربوده است. درادارۀ قلمرو خود متکی به فکرواندیشۀ شخصی خود بوده وتحت تأثیرمشورۀ هیچ کس درنمی امده است.درجنگاه هم نخست متکی به شخص خود ودرمرتبۀ دوم به مردان خانوادۀ خودتکیه میکرده است وبعدأ با افسران خود مشوره مینموده است واو دربین مامورین واراکین دولتی خود بیشتربه قشرروحانی وعلمای مذهبی احترام میکذاشته وانها را درادارۀ امور دست میداده است.اما انها نیزبه نوبۀ خود ابزار ادارۀ تیمور بوده اند که همچوروش با روحانیون با احفاد تیمورنیز تعقیب گردیده احترام شده اند. واما درسیاست ومشورت ازاین روحانیون نیز کدام خیری ندیده بوده اند. امیرتیمورسیستمهای مکافات ومجازات خاص را درتحکیم نظم ودسپلین ادارۀ خود بکارمیبندد.افراد پاک نفس وعادل را با تحایف گذاف تشویق وتقدیرنموده وعناصرفاسد ورشوت خواررا جزا میداده است.طوریکه:

          اولأ:-درشهراگر دزدی صورت میگرفت؛تاوان ان به ذمۀ قاضی ورئیس شهربوده است.تا دست شان بادزدها شریک وتوسط رشوت وفساد دزدها را ازچنگال قانون رها نسازند واز ترس جان خود درمقابل مجرمین سختگیر باشند.

           ثانیأ:-دزد ورهزن وقطاالطریق درهرجائیکه بدست میامده به اشد مجازات حتا اعدام محکوم میگردیده اند.

         ثالثأ:-دراداره برای برقراری نظم ودسپلین شدید؛ قانون ویا هرمقرراتیکه داشته ان را حاکم مینموده است وجدأ تحت کنترول خود میگرفته است. امیر تیمور به شهزاده ها نیز بخششهای گذاف میداده است.هربخشش او به یک امیرزاده از200 تا300 اسپ وازیک صد تا400 هزاردینارنقده کم نبوده است.حتا یکبار درپنجاب به امیرزاده پیرمحمد 3000 اسپ بخشیده بوده است.

         رابعأ:- برخی مجازات امیر تیمورنیزبرای تحکیم نظم ودسپلین بیشتراداره به همان میزان بزرگ بوده است. ازضرب چوب الی حبس واعدامها را اجرا مینموده است.اما درمقابل روحانیون وشهزاده ها ازخشونتها زیاد کارنمیگرفته است.

  خامساً:- تیموربه فقه های بزرگ معاش واقطاع بزرگ میداده است وزندگی مرفه میبخشیده است.دربارتیمورهمیشه اشیانۀ غنی ومأمون برای شیخ وشاب خواجه وسید وملا بوده است. اعضای کابینۀ اورا اکثرأ روحانیون تشکیل میداد است.ملا عبدالله رئیس اوقاف؛خواجه محمود شهاب وجلال اسلام درردیف خواجه یحیا وخواجه علی وخواجه مسعود سمنانی وخواجه سیف الدین تونی جزء وزرای دولت تیموری بوده اند.مولانا عبدالله کشی سفیر امیر تیمورکه به دربار مصرمعرفی شده بود.در1404م نامۀ امیرتیموررا به مصر باخود میبرد؛واین همان نامۀ است که"70 گزطول وسه گزعرض داشته است" وچنین طومار بزرگ به خط خوش نویس تبریزی شیخ محمد با اب زر نوشته شده بوده است(19)که نمادی از فرهنگ پروری امیر تیموراست.ا

            نظام مالیتی درادارۀ امیر تیمور:-امیرتیمورمالیات را بیشتر بالای طبقات واقشار متمول ثروتمند وتجار نسبت به دگران تحمیل مینموده است که یکنوع مالیات مترقی را افاده میکند؛  که به این منظورتجاران را برای پرداخت دونوع مالیات موظف نموده بوده است: یکی:- بابت امورتجارتی.ودومی:-بابت راه های تجارتی.این روش مالیات بشکل مستقیم ویا غیرمستقیم ومترقی ان در اکثرکشورهای جهان به نحو بهتران جریان داشته وبهترین منبع عاید ملی محسوب میگردد.واین روش مالیات امیر تیمور درواقع نعمت بزرگی برای خرده مالکین واقشار متوسط ولایه های پائینی جامعه  وتجاران کوچک بوده است.زیرا دولت همان مقدار مالیات معینی که تعین نموده بوده خود میگرفت وعسکر وافسررا نمیگذاشت به این لایه های پائینی جامعه تعدی مالی یا جانی نمایند.(20).ا

         خدمات درساحۀ فرهنگ وادب:-امیرتیمور باوجود انکه دربرخی موارد با خشونت رفتار میکرده وبا مخالفین ودشمنان خود کوبنده تربرخوردمینوده وبا سرکشیها وبا کبروغرور سلاطین وهمتا های خود سرسازش نداشت.اما او اهداف عمده وروشهای خاص نیز داشت که برخلاف جنگ جویان گذشته چون چنگیز خان درصدد احیأ وبازسازی وآبادیها وترمیم کاریها واعمار مجدد شهرها وحفظ اثار وابدات  استانهای ویران وتخریبات ناشی ازجنگهای شدید پرداخته ودرترمیم واحیا وابادی انها نیزامروهدایت داده وتوجه مزید داشته است.افزون بران خودش نیز دریک خانوادۀ روشن افسری  واشراف تورک برلاس ومحیط متمدن فرهنگی رشدو تربیت یافته است وبه زبانهای تورکی وفارسی نیزمسلط بوده است.وافزون بران در جریان فتوحات وکشورکشائیها ازتمدن اسلامی وازتمدن شرقی وغربی نیزتأثیرپذیرگردیده وبا این تمدنها بیشتراشنائی حاصل نموده و بنا برتمایلات  وعلایق فرهنگی که داشته به تدریج در اموراقتصادی -اجتماعی سیاسی ودینی تابع این نظامهای تمدنی وقت قرار گرفته؛ودرگزینش امرا وسلاطین وشاهان خود با درنظرداشت این اصل فرهنگی وبهبود امور ازهمان طوایف وامرای محل مربوطه افراد سالم وبا فرهنگ را دررأس قدرت میگماشته است. ازانرو درایران سیرتکامل وتمدن نیز قطع نگردید؛درماوراءالنهرهم مجال زندگی  مجدد به مردم داده شد.   هرچند امیرتیموررا منسوب به مغولها میدانند که دراثبات ان به پایۀ علمی وتحقیقی نیاز میگردد. و برخی نژادهای حاکم مغولهارا متهم به بی فرهنگی درتأریخهای خود قلمداد نمو ده اندکه برخلاف این ادعا ها؛ در اینجا بی لزوم نخواهد بود هرگاه ازبرخی زمامداران مغولی بمثابۀ حامی ورشد فرهنگها وتمدنها واز برخی خدمات انها دراین عرصه ها که تا حال در حاشیه مانده است  مثالگونه طورموجزنیز نام ببریم:

           خدمات دورۀ فرمانروائی مغولها:-

          یک:-درماوراءالنهر:-درزمان مسعودبیک بن محمود حاکم مغولی ماوراءالنهرکوشش بلیغی دراحیای مجدد ان کشورصورت گرفته است.بخارا وسمرقند درعهد مغولها سرازنو روبه ابادی نهاد؛حتا یکی از ملکه های مغولی(سرقویتی بیگی-زن تولی خان)تعمیرمدرسه دربخارا به مصرف شخصی خود فرمان میدهد وموقوفاتی تعین مینماید ویک نفرعالم مسلمان را به ریاست مدرسه میگمارد. (21)- ودردشت قبچاق درکنارۀ رود والگاه شهر مشهور "سرای" ازطرف با طو خان تعمیرگردیده که یکی از آبادترین وقشنگ ترین شهرهای اسیا مبدل گردیده بود.

           دو:-دولت مغول درکشورپهن اورچین نیز حامی تمدن قدیم قرار گرفت وقرار بیانات اقای غبار:قبلای خان به حیث یک امپراتور متمدن دنیای انروزدرقصرمرمرین ومنقش پیکنگ میزیست. وتأکید مینمایدکه ؛عظمت وجلال همین پادشهان مغول بوده است که چشمان سیاه ایتالیای(ماکوپلو وینسی)را خیره کرده بود واروپای ان عهد ازشنیدن ان جاه وجلال افسانوی کاملأ درتعجب افتاده بودند.(همان) وقبلای خان در20سال چین جنوبی رافتح و سلطنت "سونگ"را منقرض ودرهند وچین وجاوا سوقیات نموده بود.واوتنها یک مغول فاتح نبود؛بلکه درزمان او درانکشاف زراعت،صناعت وتجارت درکشورپهن اورچین خدمات زیادی صورت گرفته است.

           سه: درعراق:-درشهربغداد جدید؛قصبات نو انهار وباغها اعمارگردید..عطاملک جوینی که وطن خودش( افغانستان)بشکل قبرستان درپشت سرگذاشته بود اما درتجدید تعمیر وابادی بغداد سعی زیاد به خرچ داده بود نه درافغانستان.

          چهار: درممالک مفتوحه:-دولت مغولی با احساس این ضرورت به قوای عناصر کاراگاه ملل مفتوحه تکیه میکرده است.حتا خود چنگیزخان ازهمه بیشتراین احتیاج مبرم را احساس مینموده است..واین است که ازچین،یوچوتسای،واز اویغورها نا تاکوس وازمسلمین جعفر ومحمودیلواج را دردربار خود میپذیرفت واز مشاورۀ انان برای بهبود اموراستفاده میبرده است..واخلاف چنگیزخان نیز همیشه ازتعقیب این سیاست ناچاربوده اند وحتا به نحو بهتر ان رعایت نموده امده اند.معهذا ادارۀ قلمرومغولان ومراکز دربارشان ازرجال ممالک مفتوحه وازعلمأ ودانشمندان پربوده است. ومهمترین انها بیشترازاهل افغانستان بوده اند. ازقبیل:ملک نظام الدین اسفرائینی؛اختیارالدین بیوردی،عمیدالملک شرف الدین بسطامی، و بهاوالدین مرغیانی وغیره ودررأس این همه امثال؛خواجه نصرالدین طوسی؛وخواجه شمس الدین جوینی وعطا ملک جوینی قرار داشتند که دولت مغول درنظم ونسق اموردولت مداری درممالک تحت تصرف خود ودررشد وانکشاف فرهنگ وعرصه های دیگری کوشیده اند و تحت رهبری وهدایت مستقیم  دولت مغول برای رشد وانکشاف فرهنگ وتمدنها استفاده میبرده اند.(22)-وهمین مغولها درترویج زبان وادب فارسی ـ دری وچینی زیاد کوشیده اند.

          پنج:- درعرصۀ زبان فارسی ـ دری:-این درعهد مغول بودکه زبان فارسی ـ دری   درشرق به تور کستان شرقی(کاشغرستان)ودرغرب دربغداد وعراق تاسواحل مدیترانه رسید وهم دین اسلام درچین قدم نهاد.درهمینجاست که رجال ممالک مسلمان درادارۀ دولت مغول نیز دست میابند ودرامورمملکت داری میپردازند.

          شش: درایران :- بویژه درایران تمامی امور دولت به استثنای امورنظامی بدون کدام تبعیض دردست رجال خود ایرانیها قرار داده شده بودکه باید دررشد وانکشاف فرهنگ وثقافت خود میکوشیدند ؛اما بجای ان ؛این باعث رقابتها وحسادتها وتنازع درسرمنافع شخصی بین خود رجال واشراف محلی ایرانی درحالت یک مسابقه مبدل میگردد که یک دیگررا توسط دولت مغولی و باسوء استفاده ازقدرت دولت مغولی ازبین بردند.وبه دولت مغول امده ازیک دیگرشیطنت وشکایت میکردند وبرعلیه یکدیگرتوطئه میچیدند.چنانچه امیر حبش عمید وزیر چغتائی باسخن چینی وتوطئۀ خود بهاوالدین مرغنانی وزیر"بیسوخان"چغتائی را بواسطۀ ملکه "اورقینه"(جانشین  بیسوخان)ازبین برد.ویا مجددالملک یزدی مشرف ابا قاان وصدرالدین زنجانی درصدد انعدام خاندان مشهور جوینی برامدند وخواجه فخرالدین محمد مستوفی قزوینی (بن عبدالله قزوین موئرخ معروف)ولی تمغاجی وحسام الدین حاجب,ارغون خان مغول را بواسطۀ امیر بوقا به کشتن ان خاندان واداشت.

           حاصل این کارهم باعث ویران شدن این کانون فضل وادب وازبین رفتن رجال دانشمندان شد وبسا مثالهای دیگری که باید این رجال به فرهنگ خود کارمیکردندو درصدد ازبین بردن یکدیگرخود نمی برامدند ویک فرهنگ خوب ازخود نشان میدادند واز کمکهای فرهنگی همه جانبۀ دولت مغولی بیشتراستفاده وبهره میبردند.درحالیکه این رجال خود ایران بودند که درمنافع دولت مغول بیشتر شریک بودند وازاین راه هریک ازمتمولترین اشخاص عهد خود نیز بشمار میرفتند.بگونۀ مثال:قرار اظهارات غبار:عاید روزانۀ مایملک شمس الدین ده هزار دیناربوده است.بدست اوردن چنین مقامات وبدست اوردن چنین تمول وثروت بین رجال بزرگ درایران ویا افغانستان؛خراسان بزرگ بین ایشان به حالت مسابقه قرار داشت بجای رشد فرهنگ خود به زراندوزی غرق شدند.بجای مسابقه دررشد فرهنگ خود مصروف شیطنت علیه یک دیگر ودرغم ثروت اندوزی خود بودند.وبا این مسابقه وحسادتها علیه یکدیگر بین این ثروتمندان واشراف ازلحاظ موقف طبقاتی باید هم به هرنوع عمل توطه ودسیه وعلیه یکدیگردست میازیدند وازاعتماد دولت مغولی سوء استفاد برده باعث بربادی فرهنگ وتمدن ودانشمندان ورجال فرهنگی خود نیزگردیدند.که این نیزیکی ازخصوصیات برجستۀ وذاتی اشراف وطبقات ثروتمند درطول تأریخ بوده است.(23)ا

          نقش روحانیون درعهد مغول:-دردورۀ مغولها روحانیون وعلمای مذهبی شیعه وسنی نیزپیوسته بین خود نزاع ومجادله داشته اند.وبرای پیشبرد اهداف مذهبی خود؛هریک مذهب طرف مقابل خودرا درنظرمغولها حقیروباطل وانمود میکردند.این جدال مذهبی بشدت اوج میگرفته وازاستعمال هیچ نوع اسلحه ای حتا افترأ وتوهین وتلعین مذایقه نمیشده است.تا جائیکه مغول دربین اختیاریکی ازمذاهب اسلامی متذبزب میگردیده است.بگونۀ مثال:درعهد سلطان محمد اولجایتو خان پادشاه مغولی ایران ؛بین هردوقاضی حنفی وشافعی چنان مشاجره وجدال مذهبی به شدت اوج میگرفته مشتعل میگردیده است  ومذهب یک دگررا انقدرعقلا وتقلا میگفته اند که مغولان مسلمان شده براشفته گردیده  وازدیانت اسلامی تبرأ میکرده اند.وسرانجام ازسلطان اولجایتو دعوت کرده گفتند که:این چه حال است؛بهتراست به ائین قدیمی چنگیزخانی بگردیم.زیرا این دوقاضی برای مذهب یک دیگرچیزی باقی نگذاشتند که دیگر مورد قبول ما قرار گیرد.که به این ترتیب این قاضیان وروحانیون بویژه درایران نتنها مذهب خودرا تخریب مینموده اند بلکه بااین درامه سازیها فرهنگ خودرا نیز نزد مغولان مبتذل به نمایش میگذاشتند. وانانرا روگردان میساخته اند. معهذا این مغولان بوده اند وتأثیرپذیری انها ازتمدنهای ممالک مفتوحه سبب شد که تمدن چین نیزدراسیای وسطی وممالک مفتوحه وبالواسطه به جهان توسط همین مغولان معرفی گردد.چنانچه دین اسلام وزبان فارسی ـ دری توسط همین مغولان درچین شناخته شد.علوم وفنون ونجوم ونقاشی چین ازانجا درافغانستان وماوراءالنهر وبه ایران اورده شد وبا سبکهای محلی درامیخت وبیشترازپیش رونق داده شد.(24)

           تجارت وصنعت درعهد مغول:-تجارت؛صنعت وصنایع نساجی،زربافت بافی که منبع ان هرات بود با قالین وگلیم وسجاده سازی دراسیای وسطی محفوظ ماند وزیرسلطۀ مغولان وتحت حمایت ورهبری انان رشد وانکشاف داده شد ووسیلۀ ارتباط گردید..رفت وامد های سپاه وسیاح وکاروانها ی تجارتی شرق وغرب راباهمدیگراشنا تر؛مرتبط تر ونزدیک ترساخت. درشمال مدیترانه ایتالیا بامصروقسطنطنیه واسیا وروسیۀ جنوبی ارتباط قویترپیدا کرد.تجاران وینسی وجینوائی ازراه دریای سیاه با مغول قبچاق وبلغاروکریمیا به مبادلات تجارتی پرداختند. خیوه مرکزکاروانهای چینی ومغولی گردید .وراه ابریشم مجددأبازگردید.کاروانهای چینی از تورکستان شرقی به ماوراءالنهروایران عبورنموده وتا شام میرسید وهمچنان ازسمرقند به خوارزم وبلغار وهشترخان تا سواحل دن ودریای ازوف میرفت.کاروانهای هند نیزازراه افغانستان چون پشاور کابل وبلخ به جانب خوارزم میگذشت.(25)- تمام این کاروانهاحامل اموال مشرق زمین چون ؛ابریشم چینی،ادویۀ هندی،احجارکریمیۀ افغانستان وسیلون وهند و فرشهای ماوراءالنهر،اسلحۀ گرجستان،برده،چوب،کتان نمک،عسل،پوست،موم غله وماهی وغیره بوده است.تمام این کاروانها ورفت وامدها،راه ها واموال تجاران وترانسپورت وانتقالات ومال وجان مردم درسراسرقلمرو امپراتوری مغولان درجهان بصورت امن ومصون ازهر گونه خطرات جانی ومالی طورنورمال جریان داشته است.

          وضع فرهنگ درعهد مغول:-دردورۀ مغول افزون برعلما وفضلا شعرا ونویسندگان وفرهنگیهای که از اسیب جنگها درامان مانده بوده اند دوباره جان میگیرند وتحت حمایت سلطنت مغولی فعالیتهای فرهنگی دوباره فعال وانکشاف مینماید.باوجودیکه اشخاص انگشت شماری بمیان امده بوده اند که انها بیشتربا ادبیات مشغول بوده اند ازقبیل:ابن الفوتی؛ مروانرودی تم بغدادی؛پوربها جامی،قانعی طوسی،امامی هیروی خوجوی کرمانی،امیرحسین هیروی،نژادی قهستانی،ابن یمین فریومدی جوینی،عماد فقیه کرمانی،ومعیدالدین جوینی وغیره-روی همرفته دردورۀ مغول دورشته ازفرهنگ افغانستان نتنها تنزیل ننمود؛ بلکه رشد و انکشاف نیزداده شد.-یکی:"تأریخ"است که بعدأ درعهد دولت" تیموری" درافغانستان بیشتر منکشف ترگردید وان دیگری:نظم عرفانی دری است که بواسطۀ شورای متصوفه غنی ساخته شده است..که روی همرفته طرزتفکروجهانبینی مردم افغانستان درعهد سلطۀ دولت مغول به احالۀ حوادث(چه خوب وچه بد)به ماورای طبیعت محدود ومنحصرگردید وتا هنوز که قرن بیستم است این طرز تفکر دراذهان عمومی بشرچیرگی دارد..(26)

          تجارت مواصلات وامنیت درعهد امیر تیمور:-

         دردورۀ امپراتوری امیرتیمور تجارت به پیمانۀ وسیع انکشاف کرد ورونق یافت.زیرا با ایجاد دولت نیرومند مرکزی حد وحدود خود مختاریهای فیئودالهای محلی وخود سریهای امرا کوچک اجبارأ زیر سلطۀ سلطنت مرکزی قرار گرفت وخود سریها محدود گردید.تمامی شاه راه ها وراه های مواصلاتی محفوظ ومأ مون گردیدند.بگونۀ مثال:ازجادۀ شمالی گوبی والمالیق تا سمرقند وتبریز ودریای سیاه و اسلامبول .وازشمال افغانستان تارود گنج ویا ازراه بحیرۀ خذرتا حدود روسیه وهمچنین ازافغانستان تا تنگی خیبرتا هندوستان کاروانهای تجارتی همه بصورت امن مصئون ومطمئن حرکت ورفت وامد میکرده اند.وهیچگونه دست بردی برتجاران واموال تجارتی ودارائی عامه وجودنداشته است.دراین میان تجارت دریائی کمتر معمول بوده است.دران وقت صرف ایران ازجنوب به بنادر هندوستان ومثلیکه چینیها وعربها تا سواحل هند رفت وامد بحری داشته اند.برعلاوۀ دریا های سیحون وجیحون دجله وفرات نیز معابرمهم کشتیهای تجارتی بوده اند.که دران وقت  نفوس سمرقند وهرات وتبریزازروم ووینس بیشترو بزرکتربوده اند(27)ا

            هنرمعماری وصنعت عهد امیر تیمور:-

            امیرتیمورهمیشه بعدازخرابیهای ناشی ازجنگها را درابادسازی وترمیم کاری واحیای مجدد انها توجه زیاد مبذول میداشته است..ودراعمارعمارات ،پلها،وکاروان سرا ها،مساجد وخانقاه ها میپرداخته.بویژه شهرسبزوشهرسمرقند به اثرتوجه مزید امیر تیموربه دستیاری معماران ورزیده نیز از هرات درماوراءالنهر ممتاز گردیده بود. اصلأ تعمیرگنبدهای "اناری شکل"دروقت امپراتوری امیرتیمورمروج گردیده است.این درحالیست که قبل ازدورۀ امپراتوری تیمور،گنبدهای عمارتی دراسیای وسطی شکل"مخروطی"راداشته اند. معماری دورۀ امیر تیمور تقلید محض نبوده؛ بلکه جنبه ی تورکی وسبک معماری وهنری تورکی را داشته است.چنانیکه تاهنوز ازاثار باشکوه ماند گار تاریخی ان این سبک تورکی به مشاهده میرشد.وشهرسمرقند مرکزتجمع دانشمندان وعلمأ(بیشتردانشمندان مذهبی)وصنعت کاران بوده است. هنرنقاشی درهمین دوره کشف شده وبخصوص کاشیکاری درهرات مروج ساخته شد. نقره کاری مشبک ازبغداد امد وسنگ یشم ازختن وسنگ مرمر هم ازتبریز وارد گردید. شهرسمرقند چنان زیبا ودارای عماراتی شدکه به همه دلپذیر وقابل دیدن بوده است ودرداخل اتاقهای عماراتش به طراز چینائی نقاشی گردیده است.واسله سازی نیز درهمین دوره منکشف گردید.

           بقول مرحوم غبار:شهرزیبای سمرقند بشکل یک شهربین المللی درامد که دران مسلمان، عیسوی وتورک وتاجیک،عرب وارمنی،افغانستانی وایرانی ومغول همه ساکن وبدون هیچگونه تبعیض وامتیاز مشغول کاروبارزندگی خود گردیده بودند.گفته میشود که چاپارخانه ها برای تسریع امورمخابرات رسمی هریک دارای اسپان یدکی بوده اند وچنان نظمی برقرار بوده است که هرسوار دریک شبانه روز موظف بوده تا 20 فرسنگ فاصله را بپیماید .

          برخی علمأ دانشمندان وفرهنگیان عهد امیر تیمور:

         دراین عهد،نظام شمس بغدادی جزء منشیان دربار تیموربوده است.وازطرف او موظف به نوشتن کتاب"ظفرنامۀ تیمور"گردیده که فقط یک نسخۀ دری ان شاید درموزۀ بریتانیائیها باقیمانده باشد. ودبیر دیگرامیرتیمور علی شراف الدین یزدی است که بعدها به دربارشاهرخ میرزا پیوست.او نیز ظفرنامۀ تیموری رانوشت. وازدانشمندان دیگردربارتیموری نیز میتوان نام گرفت مانند: میرسید علی همدانی،بهاوالدین نقشبندی بخاری صوفی معروف، سعدالدین تفتازانی وسید شرف الدین جرجانی،وهمچنان فضلای مشهوردیگر مانند:نجم الدین طارمی منشی ومترجم کامل التواریخ ابن اثیر،علی بدر شاعرهراتی وابراهیم شاه طبیب کرمانی وغیره علما ودانشمندانی دربار امیرتیمور بوده اند که فرهنگ وادب وهنرزیر نظرامیرتیمورراه انکشاف وسیرتکاملی خودرا بازیافت وبهتررونق داده شد.(28)

           علاقۀ خاص امیر تیموربه زراعت:-

          امیرتیموربه اهمیت اقتصادی وتولیدی زراعت به خوبی پی میبرده است ومیدانست که اکثریت مرد این جوامع زراعت پیشه وممالک شان عقب مانده وزراعتی است وبا ابتدائی ترین ابزار تولید سروکاردارند.از انرو مردم را بیشتربه زراعت وکشاورزی تشویق مینموده است. به این منظوردردورۀ سلطنت خود برای تشویق زارعین ودهاقین وباغداران وعموم مردم در امورزراعت؛یک سلسله مقررات واصول مالیاتی وطریقۀ حصول وجمع اوری سهل ان وضع نموده بود وبرای تشویق مزید زراعین باغداران ومالداران بعضأ مالیات را نیزتخفیف مینمود وحتا میبخشید.بگونۀ مثالدر1395م.حتا مالیات سه سالۀ مردم سمرقندرا یکدم بخشیده بود.ا

           برخی نکات عمدۀ این مقرره:- 

          هرکس که زمینهای بکر وبائیررااباد میکرد صاحب همان زمین میشد که(یک رکن اصلی اصلاحات دموکراتیک است.با این تفاوت که دراصول اصلاحات دموکراتیک زمینهای تحت کشت واماده به زراعت به دهاقین بی زمین وکم زمین طی پلان وپروگرام خاص بر معیارهای سنخش شدۀ علمی وعملی  با درجه بندی زمینهابرمبنای فکتورهای عینی توزیع میگردد)هدف ازتوزیع زمینهای بکروبایردریک کشورفقیروبیبضاعت که توانائی مالی برای بهره بردای ازهمچوزمینها که مصارف گذاف را دراماده سازی به کشت وزراعت نیازدارد؛ دولت ازناتوانی مالی به طبقات واقشار ثروتمند جامعه رایگان توزیع میکند تا انرا اباد وقابل بهره برداری سازد وازیکطرف سطح فی واحد تولید ارتقا یافته بسوی خودکفائی وبینیاز از وادات محصولات زراعتی ازخارج بسازد وازجانبی هم باعث تقویۀ بنیۀ اقتصادی گردیده جامعه را اباد وسرسبزمیگرداند وزمینۀ رشد وانکشاف صنعت کارخانه جات وفابریکات وتهیۀ مواد خام برای انهارا فراهم میگرداند که دردورۀ حاکمیت دموکراتیک پیشین درکشور نیز یکباراین پالیسی تمرین گردید.اما بازهم بنابربرخی حلقات ومهره های مسلط دردولت رنگ اتنیستی وسیطره جوئیهارا بخود گرفته سیل عرایض به هزاران قطعه درخواستی ها بوساطت بلنترین مقامات دولتی وحتا برخی نمایندگان مجلس ازپکتیا وپکتیکا وننگرهاروکنرها ، بویژه درزمان حاکمیت حزب وطن ازمناطق جنوبی ومشرقی باتذکره وبی تذکره به دستیاری وزرای زراعت واصلاحات ارضی وجمعه اسک امر ذون مزارشریف به صفحات شمال سرازیر گردیدند.وقبل ازاین که به مستحقین خودصفحات شمال مدنظرباشد  امرتصرف بهترین زمین های نزدیک به شهرهارا اخذ نمودند که حتا کمیسیون توزیع زمین درمزارنیز مستقیمأ تحت امر جمعه اسک اجراات مینمود وبیدون امراو نمیتوانست مستقل اجراات نماید وصرف مسائل تخنیکی کاررا پیش میبرد. وبه حدی هجوم بردند که خلاف نورمها چاه های حفرشده حتا به فاصلۀ پنج صد متری بین هم قرار گرفته اب یکدیگرخودرا نیز خشک نموده بودند. وازهمه درداورترهم انست که حتافارمهای تحقیقاتی وتولیداتی زراعتی که ستون فقرات زراعت بوده وبامصارف گذاف طی چندین سال بپا ایستاده بود باهمه ماشن الات چاه های اب و واترپمپها و تأسیسات ان بگونۀ مثال ازمزارشریف را که درمنطقۀ امن درداخل شهرقرار داشت به رسول برات  تجاروسرمایه سالاربزرگ هدیه نمودند وبه سرمایه اش افزودند که همه رنگ اتنیکی و یک قوم سازی جامعه راداشت وده ها مطالب دیگرکه خارج این بحث ماست تا فرصت مساعد.

           دو:-امیرتیموربرای سهولت بیشتربه زارعین وتشویق انها به این کار؛مالیات سال اول را معاف وازسال دوم را به دلخواه زمیندار نظربه توان مالی وبرداشت محصولات انها و از سال سوم مالیات را مانند سائیر مالیه دهنده گان اخذ میکرد.تیموربرای ابادی وسرسبزی و شگوفائی بیشتربه حفر نهرها وبهبود وضع وسیستم ابیاری نیز توجه زیاد میکرد.

          سه:-امیرتیمورمالیات را بعد ازبرداشت حاصلات وجمع اوری فصل سال اخذ میکرد.

         چهار:- این مالیات چه به شکل جنس بود ویا مسکوکات نقره به قیمت روز سنجش نموده ومالیات زمینهای للمی را کمتراززمینهای ابی محاسبه وجمع اوری مینود.

          پنج:- دهاقین ازذخائیر بزرگ اب وبندها نیز مالیۀ معینی را میپرداختند.

          شش:- سپاهیان که از خزانۀ دولت معاش دریافت میکردند ازگرفتن اموال رعیت شدیدأ ممنوع قرار داده شده وحق نداشتند مردم را اذیت کنند.

          هفت:-هیچ عسکر هرگز(بدون اجازه)به خانۀ کسی داخل شده نمیتوانست؛خصوصأ که اردوی تیمور زیر نظم شدید نظامی قرار داشت وهم امیر تیمور واوامر او درنظرسپاه محبوب ومطاع وواجب پرستش بوده است.

          هشت :-اودارای عالی ترین اوتوریته واقتدار امپراتوری  بوده وهمه اوامر وقواعدش ازطرف اتباع رعایت میگردیده است.حاکمیت قانون ومقررات ونظم ودسپلین اداره بخصوص  همان دورۀ امپراتوری ورعایت ان ازپائین به بالا همه بالاتر ازهمه مسائل دیگرتلقی میشده است.اما با انهم امیر تیمورسیستم اقطاع را حفظ میکند وبه افسران وامرای بزرگ خود اقطاع فراوان میداده است.واینها ازاعتماد عمیق امیر تیمور برخوردارمیگردیدند.وهمچنان با تحکیم سیستم شدید مجازات ومکافات جلو هرنوع فساد اداری ومالی را میگرفته است.

           سخن اخیر: 

           تاریخ زمامداریهای بعدی قبایلی درپس منظرخود ازابتدأ بویژه بعدازتأسیس افغانستان که تاکنون جریان دارد؛نهایت خشن وپرتلاطم ومملو ازفراز ونشیبهای خونین وفاجعه باربوده است وافغانستان را به داغترین وپرتپش ترین مرکزقلب اسیا مبدل نموده است:

          یک:-موقعیت جغرافیائی،منابع سرشارطبیعی،سرسختی،غروروسرکشی وبیباکی مردم سرتیروباارادۀ این سرزمین افسانه ها درتأریخ دربرابراشغالگران واستعماریون جهان؛ یگانه دشمن سروجان ومال وهستی خود این کشور بوده واین خصوصیات واستعداد ذاتی مردمان این دیارباستان است که دشمنی وحسادتهای جهانی را به خود جلب وخلق نموده امده است.

          دو:-هیچ متجاوز واستعمارگردرطول تأریخ موفقیتی دراین سرزمین نداشته است.زیرا هیچگونه شناختی ازویژه گیها وخصوصیات مردم وجامعۀ سنتی-قبیلوی ان نداشته است.ازانرو این کشورویرانه درطول تأریخ؛قبرستان استعماریون واشغالگران مبدل گردیده است.

           سه :-افزون بران، بعد ازانقراض امپراتوریهای سلالۀ تورکان تیموری زمامداران مهاجمین بعدی ؛نتنها دلسوز،صادق،عادل ومشروع نبوده اند؛بلکه اکثرأ دست نشانده نیزبوده وبیشترمنافع نژادی وزبانی ومذهبی را بالا تراز منافع ملی و مصالح کشورترجیح داده وزوال پذیرفته اند که نتنها این کشورراازرشد وتکامل وازمسیرکاروانهای تمدن جهانی عقب نگهداشته اند؛بلکه ابادیها فرهنگ واثار ومدنیتهای که حتا توسط این امپراتوران اورده شده بود ، نیزطی این مدتهای طولانی اسیب پذیر گردیده وقربان امیال اتنیستیها وسیطره جوئیها و کشمکشهای قومی- قبیلوی وقبیله سالاری نموده امده اند که میتوان ازدست اوردهای فرهنگ وهنر وخدمات عرصه های گونگون زندگی اجتماعی-اقتصدی-فرهنگی دوره های شگوفان امپراتوری تیموریان دراین سرزمین باستانی را مثال زد که تاحدی به فراموشی قرار داده شده است.

           چهار:- درقبال این همه کم توجهی ها واغماض:جعل سازیها وتاریخ سازیها وهویت سازیها وتفرقه اندازیهای اگاهانه؛درامرتسریع این روند بمثابۀ یک پدیدۀ شوم ومزمن نیزکار خودرا کرده است.

           پنج:- به گواهی تاریخ امیرتیمور این امپراتورپرقدرت وزورازمای تورک نقش و جایگاه خاصی درتاریخ افغانستان داشته است.نتنها دررفع وطرد وتغییربنیادی اوضاع واحوال درهم برهم امیرنشینیهای افغانستان ودرمنهزم سازی وفروپاشی انها؛بلکه بجای ان ایجادیک دولت متمرکز سرتاسری واحد وافغانستان متحد ودارای یک سیستم واحد اداری- سیاسی ونظامی منظم را نیز به میراث مانده است.

           شش:- وازجانبی دیگر این امیرنشینیهای بیش از350سال قبل نمادی از غیرقابل تجزیه بودن افغانستان را بمثابۀ تجارب غنی والهام بخش تأریخی برای طرح یک سیستم مردمسالارپارالمانی فدرالی غیرمتمرکزدرافغانستان معاصردراین عصرعقلانیت واوج دموکراسیها ورشدارزشها ونهاد های ملی ودموکراتیک ان با اطمینان خاطر میتوان مطرح وپیاده ساخت که به گواهی تأریخ نتنهاازتجزیه وتقسیم کشور جلوگیری مینماید؛ بلکه زمینه های را برای وحدت ملی سراسری باتشکیل یک دولت غیرمتمرکزمردمسالار ودموکراتیک؛ تفاهم ومشارکت وصلح وثبات ورفع هرنوع نگرانیهارا دراین راستا نیز محدود ومرفوع میسازد.

            هفت:-بامطالعۀ این مختصربه وضاحت دیده میشود،کهاهداف کشورکشائیها ، جهانگردیها وفتوحات امیرتیموردرقبال سایر مسائل نیز درمحراق توجه وتلاشهای اوقرار داشته است.چنان ابرمرد جنگی باتدبیروباتاکتیک پخته وزورازمای ماهربوده که کمترسلاطین وشاهان وامپراتوران جهان توانسته اند جلو حملات وفتوحات ولشکرکشیهای امپراتورتیموررا درسراسرجهان سد گردند.ودرمقابل دشمنان سرکشیها وتکبرسلاطین زمان خودنیزنهایت بیرحم بوده است.ازهمین جاست، که بعداززوال امپراتوری تورک(تیموری)جامعۀ تورک درهر ممالک  مفتوحه که پراگنده گردیده بودند واقلیتها راتشکیل داده بودند وازحمایت دولت خود محروم گردیدند.طوایف حاکم بعدی دیگردراین ممالک؛فورأ درصدد  انتقام جوئیها وبا تعقیب پالیسی خشونت وتعصب علیه این تورکهای اقلیت دراکثرکشورهای جهان با عقده کشائیها دست یازیده واگاهانه وپلان شده درهویت زدائی وهویت سازی ودرمحرومیتها وذلت وخواری انها تا کنون ازهیچ اعمال نارواوغیرعادلانه دریغ نکردند ونمیکنند.

           هشت:-درختم هرجنگ امیرتیمورتمام توجه خودرا درترمیمات وابادیهای خرابیهای ناشی ازجنگها وجلوگیری ازاتلاف وضایعات مبذول داشته ودرپروسۀ جنگها ونبردهای سخت با نگرانیهانیز مینگریسته است وبویژه با علما وروحانیون دینی ودانشمندان وازاتلاف ونابودی انهاجلوگیری نموده وبه انها احترام واعتماد خاص داشته وانها حتا درکابینۀ امیرتیمورنقش پررنگ نیزداشته اند.

             نه:-صنعت تجارت وزراعت وتنظیم بهترامورمالی واصول ونظام مالیاتی درعهد امیرتیمور نسبت به هروقت دیگربهبود ورونق بهتریافته.تجارت وسیستم منظم انتقالات وامنیت مال التجارۀ تجاران درسراسردنیا ازسرزمین شبه قارۀ هند وشمال شرق چین گرفته تا اسیا واروپا الی مصروقسطنطنیه یونان ومدیترانه وروم درسراسر قلمرو امپراتوری امیرتیمور ازهرلحاظ تأمین بوده وبطورمطمئن ومصون وبلا وقفه بدون هیچ خطردستبرد ورهزنی درجریان بوده است.

            ده:-  وحرف اخرهم اینست، که حقایق تکذیب ناپذیر تاریخی؛ولو هرچند تلخ هم باشد نباید کتمان گردد! واذعان بایدداشت:نتائیج تلخ هرنوع کشمکشها ونبردهای خونین همیشه در طول تاریخ بویژه طی سده های اخیر عصربه اصطلاح عقلانیت واوج مدنیتها انهم کاملأاگاهانه را صرفأ مردم باقربانیهای بیشمارجانی ومالی-اقتصادی- فرهنگی خود صددرصد بدوش برده اند وبالای ایشان اگاهانه تحمیل گردیده است.

             یازده:-معهذا ماهیت هرجنگ ونبرد تنشها ونا رضائیتهای گونگون دریک جامعه باید قبل ازوقوع ان به نحو دقیق وبدرستی شناخت گردیده وبادرک عینی ازعواقب شوم ان باید ازدرصلح وتفاهم اگاهانه وصادقانه وبدون زورازمائیها وتکبروغرورهای بیجای بچه گانه؛پیش امدگردد وبا قاطیت به این امرباید پی برد ،که جنگ ونبرد وخونریزی دراین قرن پیشرفته وپیچیدۀ معاصربه نفع هیچ جوانب درگیرنبوده ونیست؛جزنابودی وبربادی همه دست اوردهای مدنی بشریت پی امد دیگری دربرندارد.

           حسن پیمان

          جنوری/19/13

 

          یادهانی :برگرفته شده از(ویکی پیدیا:دانشنامۀ ازاد وانسایکلوپیدیای ازاد- واستفاده ازمنابع ورویکردهای ذیل؛ بابرخی تلخیص وترجمه ازمنابع انگلیسی ان به فارسی. سایت گوگل):

منابع ورویکردها

Bamber Cristina  Gascoigne:The Geat moghuls.1971.PP11-16.  ISBN  0-88029-131-1--*

ویکی پیدیا- دانشنامۀ ازاد- امپراتوری تیموری-گوگل--**

یک--(همان)

دو--غلام محمد غبار- افغانستان درمسیرتأریخ- چاپ1383خ.-ص250

سه--(همان)ص251

چهار-(همان)

پنج Bamber and Cristina) (همان)

شش--غلام محمد غبار(همان)ص251

هفت--(همان)ص198

هشت--(همان)ص199

نهBamber Cristina-( (همان )

ده--غلام محمد غبار(همان)ص253

یازده- (همان)صص239-260

دوازده--(همان)ص260

سیزده(همان)ص254-56

چهارده--(همان)ص254

--Bamber and Cristin (همان)ص12

پانزده--غلام محمد غبار(همان)صص254-56

شانزده--(همان)ص261

هفدهBamber and CRISTina( (همان )

هژده--غلام محمد غبار(همان)ص262

نزده--(همان)ص263

بیست(همان)ص264

بیست ویک--ص233 ( همان )

بیست ودو--(همان)ص233

بیست وسه(همان)ص234

بیست وچهار--(همان)ص235

بیست وپنج--(همان)

بیست وشش--(همان)ص237

بیست و هفت --(همان)ص265

بیست و هشت همان)ص264

ویکی پیدیا -دانشنامۀ ازاد--Temurid  Empire--

ویکی پیدیا-دانشنامۀ ازاد--Temure lane  Empire--

Temurids,The Columbia Encyclopedia,(6Th.ed).ny.Collumbia Unicersity.etc..--

یاداشتها وخاطرات صاحب این قلم .

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
شمۀ ازخدمات وکارنامه های امیرتیموردرأئینۀ تأریخ (02.13.2013)
مورخین عصر تیموری (02.13.2013)
پیدایش حقایق از زبان با درایت محترم سلیمان راووش (02.05.2013)
نامها وقصه های فلکلوریک کابل (01.08.2013)
تأریخ وخدمات زنده ومشهود امپراتوری تیموریان محال است به فراموشی سپرده شود (01.04.2013)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان نوشته: محمد یوسف و مارک ادکین قسمت دوازدهم (12.24.2012)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان قسمت دهم (12.09.2012)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان قسمت نهم (12.03.2012)
تلک خرس یا حقایق پشت پردۀ جنگ در افغانستان قسمت هفتم هشتم (11.27.2012)
نگاهی مختصر به گذشتۀ نبشتۀ " رخدادهای خونبار دوسده اخير"، قبل از ورود به بخش دهم آن (03.20.2012)