دوشنبه, 11.20.2017, 06:07am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
Sunday, 05.03.2009, 09:58pm (GMT)

 (غفارعريف)                

  

       درهفتۀ اول ماه اپريل 2009، مردم جهان شاهد رخدادهای با اهميت سياسی و اقتصادی، درشهرهای مهم اروپا بودند که با نشست سران دول و حکومات کشورهای بزرگ و پيشتازصنعتی و ممالک درحال توسعه (G-20) درلندن آغازيافت.

    طراحان دوکتورين اقتصادی نظام سرمايه داری، گرد همايی رهبران (G-20) را در" محلۀ مالی" نهايت با اعتبار (Canary Wharf) درلندن، سرآغازپايه گذاری نظم جديد درتاريخ اقتصاد جهانی شمرده، چنين می پندارند که تحقق عملی فيصله ها و تصاميم اين نشست ميتواند برزخم های عميق ناشی ازبحران مالی، مرحم بگذارد و ازشکل گيری و بروزرکود اقتصادی خيلی ها خطرناک، جلوگيری بعمل آورد.

      درهمايش مالی جهان، شرکت کنندگان روی مطالب آتی به توافق رسيدند:

-         تنظيم درست و دقيق توانايی های بازارهای مالی؛

-         وضع محدوديت برصلاحيت اجراآت مخفيکارانۀ بانکها؛

-         تعيين حد ومرز پرداخت حقوق ماهواروسايرامتيازات درمعاملات بانکی به مينيجر بانکها؛

-         افزايش توانايی مالی صندوق بين المللی پول و بانک جهانی؛

-         کنترول بر اجراآت نهادهای مربوط به سرمايه گذاری (Hedgefonds) بوسيلۀ ارگانهای دولتی؛

-         نشرليست کشورهای که بانک های آنها پول های هنگفت آن عده افراد را نگهداری می کنند که ازپرداخت ماليه به مملکت خود، گريزمی نمايند، دررسانه های جمعی.

    درنشست لندن تصميم اتخاذ گرديد تا با قاطعيت تمام و با استفاده از کليه ابزار مالی، بحران اقتصادی موجود که دامنگير کشورهای سرمايه داری ميباشد، مهارگردد و خطر وقوع بدترين ورشکستگی اقتصادی ازبين رود.

      ازاينرو براساس پافشاری هيأت های امريکايی و انگليسی تصويب شد تا کريدت بالاتر ازيک بليون دالری دراختيار صندوق بين المللی پول و بانک جهانی گذاشته شود تا به آن عده دول صنعتی و ممالک درحال توسعه که دچار مشکلات هستند، کمک صورت گيرد.

     ازسرجمع بستۀ مالی بالاتراز يک بليون دالری، مبلغ (250) مليارد دالر به مقصد حمايت ازتجارت اختصاص يافته که بايست با کاربرد آن، روند مبادلۀ اموال درسطح جهان، ثبات دوبارۀ خود را بازيابد. مبلغ (850) مليارد دالرديگرتحت برنامۀ « مساعدت به ضعفاء» ازطريق بانک جهانی، صندوق بين المللی پول وبانک انکشاف منطقوی، به شکل کريدتهای مساعد به کشورهای که مقروض نيستند؛ وليک ازناحيۀ پيامدهای بحران اقتصادی رنج می برند، تاديه خواهد شد.

  خانم Angela Merkel صدراعظم آلمان وNicolas Sarkozy  رئيس جمهورفرانسه درصحبت های خويش دراين نشست، خواهان دستيابی به نتايج مشخص گرديدند و روی اين نکته تاکيد کردند که ازبحران اقتصادی جاری، نتيجه گيری های لازم بعمل آيد و درس عبرت گرفته شود.

   Sarkozy خاطرنشان نمود: « آنچه که دراين جا دربسررسانيدن آن تعهد نگردد، درپنج سال آينده اجراء نخواهد شد »، « اين يک موقع تاريخی مناسب است، يک سيستم [ سياسی و اقتصادی ] که مورال خودرا باخته است، بايست [ درآينده ] به آن با داشتن يک مورال جديد نگاه شود.»

  خانم Merkel درسخنان خود، ضمن اين که کنفرانس ( 20- G ) را يک نشست خيلی ها عالی توصيف کرد و آن را يک لحظۀ فيصله کن برای آيندۀ جهان دانست؛ با يک تقلای آميخته با درماندگی چنين گفت:

    « ما مجبورهستيم تا تهداب يک قانون جديد را به منظور تنظيم اموربازارهای مالی بگذاريم.»

       سازمان انکشاف و همکاری مشترک اقتصادی (OECD)، يک نهاد بين المللی وابسته به دولی که خودرا دموکرات و متعهد به اقتصاد بازارآزاد ( دارای سی عضو می باشد ومقرآن درشهرپاريس است) می خوانند؛ موظف گرديد تا ليست آن عده کشورهارا به تفکيک رنگ های ( سياه، خاکستری و سفيد ) تهيه بدارد که به کمک و با استفاده ازآن، کسانی که بخاطرگريز وشانه خالی کردن ازپرداخت ماليه به دفاترميهن مربوطه؛ سرمايه های پولی خويش را دربانک های آنها می گذارند، رديابی شده بتواند. زيرا خود آن ممالک دراين پروسه همکاری شايد و بايد نمی نمايند.

-         درليست سياه عمدتاً کشورهای ذيل جا داشتند: گوستاريکا، اوروگوئه ، ماليزيا، فيليپين ( گراف همکاری آنها به صفر تقرب ميکرد).

-         درليست خاکستری اين مملکت ها شامل هستند: لوکزامبورگ ، سويس، ليختن اشتاين، باهاما ( جزيره ای در اقيانوس اطلس)، وانواتو ( جزيره ای در اقيانوس آرام )،( اين کشورها تا حدودی همکاری نموده اند؛ وليک نه بطورکامل ).

آخرين اخبارنشرشده ميرساند که ازجدول مرتبه، ليست سياه بکلی حذف گرديده ديگروجود ندارد. نام کشورها به ليست خاکستری انتقال يافته است.

-         در ليست سفيد، اسم دولتهای درج ميگردد که بصورت عام وتام همکاری کرده و درآينده نيزآمادۀ همکاری می باشند.

     درگرد همايی رهبران (G-20) درلندن، درکنار موجوديت نظريات موافق، ديدگاههای متفاوت نيزعرض اندام نمود. هريک از سرکردگان دولتهای اشتراک کننده، تلاش به خرچ ميدادند تا توانايی های مملکت خود را به نمايش بگذارند:

     Hu Jantau رئيس جمهورچين درکنفرانس چنان نشان داد که به تحقق يافتن فيصله های اين نشست چندان معتقد نيست. ازهمين جهت بود که وی حالی نمود تا دول پيشرفتۀ صنعتی جهان « به نمونه ها و مدل های متعدد انکشاف اقتصادی، احترام قايل شوند.»

  پيش ازتشکيل جلسه (G-20) چين يک قرارداد مبادلۀ پول را با ارزش (70) مليارد دالر، با ماليزيا، آرژانتين، اندونيزيا و کوريای جنوبی عقد و پروتوکول آن را به امضاء رسانيده بود.

  هدف اين است که درجريان مبادلۀ اسعاربا دالرامريکايی، چگونه معامله صورت گيرد ؟

     قبل براين ده کشور درجنوب شرق آسيا ، ازجمله چين، جاپان و کوريای جنوبی، به توافق رسيده بودند تا نوعی ازصندوق بين المللی پول را درقارۀ آسيا تاسيس نمايند.

     اشتراک عربستان سعودی درنشست 20- G برای دول سرمايه داری ازاهميت ويژه ای برخورداراست. زيرا نظام سلطنتی اهل سعود درپهلوی اين که مدافع منافع ارتجاع جهانی و دوست نزديک امپرياليسم ، ميباشد؛ مهمترين تحويلدهندۀ نفت به ايالات متحدۀ امريکا و چين نيز به حساب می آيد. به همگان معلوم است که چگونگی موضعگيری عربستان سعودی درتعيين قيمت جهانی مواد انرژيتيکی ( نفت وگاز) امرسازنده تلقی ميگردد.

      ازسوی ديگر، عربستان سعودی يکجا با سايرشيخ نشينان شورای متحدۀ حوزۀ خليج ( امارات متحدۀ عربی) به دليل عوايد سرشار ازناحيۀ فروش نفت، ذخايراسعاری قابل ملاحظه ای را در اختياردارند که ميتوانند درمواقع لازم با تاديۀ قرضه ها نيازمندی های مالی دولتهای دلخواه خويش را مرفوع سازند.

    هيأت هندی به رياست Mann mohan Singh صدراعظم آن کشور، سند نهايی کنفرانس (G-20) را درضديت با آن سياست و پرنسيب های تجارت خارجی (protektionimus "آلمانی" ، Protectionism" انگليسی ) دانست که نهاد های دولتی در حمايت ازصنايع داخلی، درمقابل توريد اموال ازخارج، محدوديت وضع می نمايند. ليکن برخلاف تصور، فضای نشست را به نفع خود يافتند وازامکان بعيد نمی بينند که درآينده يک اقتصاد دان هندی درمقام رياست بانک جهانی ويا صندوق بين المللی پول قرار نگيرد.

      حال بايد ديد که پايه گذاران نظم نوين اقتصادی (!) با انگيزۀ وارد آوردن تغيير مثبت درسيمای جهان، با کدام چالش ها و با چه دشواری ها روبرو هستند:

       امروزدراکثرنقاط گيتی ( بويژه درقاره های آسيا، افريقا و امريکای لاتين ) فقرکشنده، گرسنگی، بيکاری، آوارگی، بيماری، بيسوادی و دهها مصيبت جانکاه ديگربيداد ميکند؛ کتله های وسيع مردم نان ، آب آشاميد نی صحی، سرپناه و کارندارند؛ دسترسی به خدمات اجتماعی و امکانات پزشکی خيلی ها محدود است. ازسوی ديگردربسا جاهها آتش جنگهای قدرت طلبانه، اختلافات مرزی و برخوردهای قومی و مذهبی مشتعل بوده که منجر به نابودی انسانهای زيادی ميشود؛ حوادث طبيعی ( خشکسالی ها، سيلاب ها، آب خيزی ها، لغزش زمين، زمين لرزه، فعال شدن آتشفشان ها ) مشکل آفرينی ميکنند؛ صنايع، زراعت، تجارت، امورمالی و بانکداری نه تنها رشد نمی يابند، بلکه بی رونق هستند؛ درمورد حفاظت ازمحيط زيست و جلوگيری ازآلودگی هوا دراين سرزمين ها چه ميتوان گفت؟ شايد هيچ....

    اين که معماران نظم نوين اقتصادی (!) درحل مشکلات داخلی ( اقتصادی و اجتماعی ) خويش به موفقيت ميرسند يا خير؟ گذشت زمان به آن پاسخ خواهد گفت. زيرا ازپيامد بحران مالی و رونما شدن بی نظمی درنظام بانکداری، دروازه های تعدادی ازموسسات توليدی با نام و نشان مسدود ميگردد و کارگران بصورت دسته جمعی کارخود را ازدست ميدهند و به صفوف بيکاران می پيوندند.

       بحران اقتصادی سبب گرديده تا روزبه روزقدرت خريد مصرف کنندگان پايين آيد و به نوبۀ خود پروسۀ مصرف را که محرک توليد است، خدشه دارسازد ؛

      به تعداد معتادين مواد مخدر( بيشترجوانان و نوجوانان ) که درجاده ها با وضعيت بی نهايت اسفناک درپيش چشم نيروهای پوليس  اين مادۀ کشنده را تزريق می نمايند، افزوده گردد ؛

   گراف واقعات جنايی، روسپی گری، قمارخانه ها... سير صعودی را  بپيمايد.

        بالا رفتن سرسام آورقيمت ها، بويژه بهای مواد انرژيتيکی ( نفت و گاز)، پايين آمدن ظرفيت منابع و ذخاير انرژی وآب، هزينه های نظامی، مصارف مالی پروگرام مبارزه با آلودگی هوا و حفاظت ازمحيط زيست و صدها مطلب ديگرکه ايجاب مصرف پول و سرمايه گذاری را می نمايد؛ برمهره های بی جاشدۀ ستون فقرات اقتصاد درحال رکود سرمايه داری فشار وارد ميکنند و قريب است ازهم بپاشد.

        +                           +                           +    

       پس ازپايان کار نشست 20- G ، سران دول و حکومات اعضای پيمان اتلانتيک شمالی ( ناتو )، بتاريخ 3 / 4 / 2009 در شهر اشتراسبورگ فرانسه  گرد آمدند تا روی استراتژی جديد آن سازمان به مذاکره بپردازند.

    معمول براين است که پيمان ناتو بعد ازگذشت هرده سال خطوط جديد استراتژی (سياسی- نظامی ) خودرا متناسب با اوضاع جهان، تعيين ميکند. اين پروسه، بخصوص با فروريزی ديواربرلين و انحلال پيمان وارسا، اهميت جدی به خود گرفته است.

    چيزجالب دراين نشست، روآوردن دوبارۀ فرانسه به عضويت کامل درناتو، می باشد. دردورۀ رياست جمهوری شارل داگول (Charles de Gaulle) ، فرانسه درسال 1966 ازچوکات پرنسيب های نظامی پيمان ناتو بيرون شده بود، صرف عضويت کميتۀ سياسی ناتو را داشت. وليک چه کسی ميتواند منکرآن گردد که نظاميان فرانسوی به نمايندگی ازناتو، ازآغازدهۀ 90 بدين سو دربسا ماموريتهای نظامی ( دريوگوسلاويای سابق، فعلاً با اضافه تر از2700 نفرافسرو عسکردرافغانستان ) شرکت ورزيده اند.

   Jape de Hoop Shaffer سرمنشی ناتو با ابراز احساسات گرم و تبارزخوشنودی، پيوستن آلبانی و کرواسی را به آن سازمان تبريک گفت.

     بدين اساس شمارکشورهای عضواز(26) به ( 28) ارتقاء پيدا کرد. اصلاً سند رسمی پذيرفته شدن عضويت را در پيمان ناتو، هردو دولت قبلاً ازنزد بارک اوباما، درواشينگتن بدست آورده بودند.

     ازلحاظ توانايی دفاعی، ميتوان روی موضوع قبولی تقاضای آلبانی ازسوی شورای رهبری ناتو، با چون وچراها تبصره کرد. زيرا آلبانی يک کشورفقيربوده با اقتصاد ضعيف و عقب مانده، آتش بازی کردن کار مشکل است و خيلی ها گران تمام ميشود.

 آيا تجهيزات و ماشينری نظامی نيرو های مسلح ( قوای هوايی و زمينی ) آلبانی و سطح آموزش، پرورش و مورال نظامی و تامينات لوژستيکی آنها با معيارهای معينه و استندرد های ناتو برابراست و با ساير دول عضوهمسری کرده ميتواند وياخير؟

   بهرحال، به منظور انداختن روشنی بيشتر روی قضيه، لازم است تا اندکی به گذشته نگاه شود:

      دراسناد اوليه ( پروتوکول اساس گذاری، سال 1949 در واشينگتن ) پيمان ناتو، يک اتحاد نظامی کاملاً دفاعی تعريف شده است که وظيفه داشت تا ازقلمرو ( زمينی و هوايی ) دول عضو، درمقابل حملات نظامی ازخارج، دفاع بعمل آورد. وليک باپايان جنگ سرد و ختم اختلافات بين شرق و غرب( سيستم های سياسی) برگۀ برنده بدست جهان سرمايه داری افتيد و وضع يکسره به نفع ناتو تغيير کرد.

      بعد ازسقوط ديواربرلين (ماه نوامبر1989) مفکورۀ توسعۀ سازمان ناتو به داخل اروپای شرقی، توسط سياستمداران حزب دموکرات مسيحی آلمان ، مطرح گرديد. درآن هنگام، يک عضو اين حزب سکرترجنرال ناتو بود و به سادگی موفق شدند تا طرحهای خويش را درعمل پياده سازند.

     Manfred Warner ( سابق وزيردفاع آلمان ) که ازسال (1994- 1988) تصدی رياست ناتو را بدوش داشت،درآغاز سال 1991، بصورت بسيار مشخص ديدگاههايی را انکشاف داد که مطابق به آن مرزبندی ها تثبيت شد تا درگام نخست، کدام کشورهای اروپای شرقی به عضويت پيمان ناتو درآيند:

   « ما ميتوانيم تنها آن ممالک را بپذيريم که با آنها ارزشهای مشترک داريم و اساساتی چون تاريخ- کلتور و باورهای دينی مشترک، مارا به هم پيوند ميزند. پولند، هنگری و جمهوری چک با اين مشخصات برابر هستند. دولتهای که نبايد عضو ناتو شوند، اينها اند: روسيه، اوکراين، رومانيا ، بلغاريا، صربستان و جمهوری سلواک.»

  عمده ترين معيار و مشخصه به کسب عضويت درناتو، مطالب آتی تعيين شده بود:

1-     داشتن پايه های نظام دموکراسی با ثبات؛

2-     تعميم و انکشاف شيوه های رشد اقتصادی بربنياد اقتصاد بازار آزاد.

        همه ميدانند که دردايرۀ تصميم گيری ها، حرف اول و آخر را امريکايی ها ميزنند و دستورصادرميکنند. براساس همين حق و امتياز بود که بيل کلينتن رئيس جمهوراسبق امريکا درسال 1995 اجازه داد تا ممالک اروپای شرقی به عضويت پيمان ناتو درايند. درنشست مادريد در سال 1997 به تصويب رسيد تا به پولند، هنگری و جمهوری چک، پيش ازبرگزاری مراسم پنجاهمين سالروزتاسيس پيمان درسال 1999 درواشينگتن، سند عضويت تسليم داده شود.

   درخطوط استراتژی ( مصوب نشست سران دول و حکومات عضو در واشينگتن درسال 1999 به مناسبت پنجاهمين سالگرد سازمان) جديد خود، ناتو نسبت به گذشته پا را يک گام فراترنهاد واين حق را به خود اختصاص داد که ميتواند درآينده خارج ازحوزۀ جغرافيايی ممالک عضو، حملات نظامی تهاجمی را انجام دهد؛ درصورت ضرورت حتا بدون فيصله و مجوزشورای امنيت سازمان ملل متحد! برعلاوه دراين سند تذکار رفته که ناتو ضامن صلح و ثبات درجهان می باشد؛ دردفاع از حقوق بشرتلاش ميورزد؛ درراه تحقق علاقه مندی های اقتصادی و جيواستراتژيک دولتهای عضو قدم می گذارد.

    واما سيرانکشاف حوادث سياسی درجهان، دست کم تا پايان دهۀ 90 ، طوری ميلان يافت که به نفع سيستم سرمايه داری تمام شود. ازاينرو ناتو مجبوربه آن شد تا روی بسا شاخصهای مطروحه، درنزد خودش ارزشمند ، پا بگذارد و بلهوسانه دروازه های کاروانسرا را به رخ هر داوطلب بازنمايد:

-         پذيرش عضويت آلبانی بمثابۀ يک مملکت فقير و بیکام و زبان، به صفت " پندک بردار"، جزء همين پاليسی می باشد.

-         کرواسی زمانی درنزد دونفر ازرؤساء سابق ناتو Warner آلمانی و Willy Claus بلژيکی، بحيث کشورمستقل بحساب نمی آمد و سؤال پيوستن آن دردايرۀ تجاوزگران نظامی، بسيار با بی رغبتی مطرح ميگرديد. اما گردش ايام سبب شد تا عقربه های ساعت به کام طرفين معامله چرخ بزند.

       خيلی ها جالب است: چه واقع شد که پابندی به ارزشهای سياسی ( نظام سيای متکی به دموکراسی با ثبات) و اقتصادی ( داشتن بنای محکم به انکشاف بازارآزاد) مشترک، افتخاربه سوابق تاريخی- کلتوری و باور های دينی مشترک، به يکبارگی معنا و مفهوم و اهميت حياتی خويش را ازدست دادند و درگودال تنگ و تاريک تاريخ سقوط کردند و ممالکی که درگذشته های چند دهۀ دورتر، جزو قلمرو امپراتوری بيزانس بودند و پيروشاخۀ ارتدوکس آئين عيسويت هستند (رومانيا، بلغاريا، سلواک ) به عضويت ناتو درآمدند و جمهوری اوکراين درتلاش پيوستن است و دراين راه چراغ سبز، روشن شده است.

   درنشست سران دول عضو پيمان ناتو دراشتراسبورگ، تقريباً با گذشت دودهه، نخستين بارحرفهای دل خوش کننده درمورد نقش سازمان ملل متحد به گوش رسيد: « ناتو نمی تواند درمسائل مربوط به امنيت جهانی درجايگاه سازمان ملل قرارگيرد.» ليکن چه کسی پيدا خواهد شد که به موجوديت صداقت دراين گفته ها باورکند، به جز حرافان پاليسی ساز پرقدرت ناتو؟

     درآغازدهۀ 90، هنگامی که عراق ( به علت اشغال کويت) ازهوا و زمين وبحربا بم و راکت وخمپارۀ امريکايی کوبيده شد، جورج بوش (کلان ) رئيس جمهور وجميزبيکروزيرخارجۀ امريکا، بطرزآشکارا اين مفکوره را وسعت دادند که سازمان ملل متحد بايست فعاليت خود را ، فقط روی حل اختلافات منطقوی، ازلحاظ بين المللی بسيار کم اهميت، تمرکزدهد. ساير قضايا که درمطابقت با علاقه مندی های امريکا ميباشند، بعهدۀ ايالات متحده گذاشته شود.

       فروپاشی اتحاد شوروی، ميدان تاخت و تاز را به ايالات متحده ، منحيث يگانه ابرقدرت باقيمانده، فراخ ساخت تا با خاطرآرام و دل جمعی رضايت مندانه، هدف های استراتژيک خويش را دنبال بدارد.

    اولين نشانۀ تکتازی زورگويانه، ابا ورزيدن ازقراردادن سربازان امريکايی، تحت قوماندۀ سازمان جهانی، درماموريتهای صلح بود.

     بدين سان به سبب اين که ايالات متحدۀ امريکا عضو با اعتبار وبا اهميت درناتو است؛ وزنه های کفه های ترازو به نفع تجاوزکاران تغيير يافت و دهۀ 90 را دراين مسأله که کدام نهاد بين المللی و منطقوی، ظرفيت و توانايی حل عادلانۀ اختلافات جهانی را دارد؛ مرحلۀ تشديد رقابت بين سازمان ملل متحد و پيمان اتلانتيک شمالی، ميدانند.

    همين که درشب مورخ 1999/ 3 / 24 ، بدون فيصلۀ شورای امنيت ملل متحد، حملات شديد تجاوزکارانۀ هوايی و راکتی ناتو بالای اهداف و مواضع مشخص نظامی ( سيستم های دافع هوا، دستگاههای رادار، مراکزفرماندهی ارتش و پوليس) بالای صربستان آغاز و راکتهای رهبری شدۀ توهاماک و کروزميزائيل، شهروندان ملکی را به خاک و خون کشيدند، ،  طومارجنايت بيشرمانۀ جديدی  داير بر الگوی تهاجم نظامی ناتو برحريم کشورهای مستقل درآينده، نگاشته شد. هرچند اخيراً بارک اوباما رئيس جمهورامريکا، برخلاف تفتين و ماجراجويی های سلف خويش، درگرد همايی سران دول و رؤسای حکومتهای عضو اتحاديۀ اروپا و ايالات متحده، دررابطه به کاهش تسليحات اتمی، حرفهای برزبان راند که خداکند با حقيقت همراه گردد.

      اوباما پيش ازاين نيزخوشبينانه، با د يمتری مدوديف رئيس جمهور روسيه، درلندن ( قبل ازشروع کارنشست 20- G ) راجع به ازسرگيری مذاکرات پيرامون خلع سلاح، صحبتی داشت و حالی نموده بود که بايد کارشناسان نظامی هردوکشورروی پيشنويس قرارداد جديد خلع سلاح، کارنمايند. قرارمعلوم مدت اعتبارمعاهدۀ سالت (1) که به محدود شدن سلاحهای اتمی استراتژيک ميان طرفين (هرکشوربصورت مساوی 2200- 1700فير ) منجرگرديده بود، درماه دسمبرامسال خاتمه می يابد.

   اما چرا چنين يک آمادگی؟ درپاسخ به اين پرسش بازهم لازم است تا به گذشته مراجعه شود:

      اين ايالات متحدۀ امريکا بود که موفق شد تا به کمک انگلستان و فرانسه، نظريات خود را مبنی برنقش سلاحهای اتمی درفعاليتهای ناتو، مشخص نمايد و آن را دراستراتژيی مصوب ماه اپريل 1999، بگنجاند.

   برپايۀ همين مفکوره بود که دوکتورين قبلی استفاده ازسلاح اتمی در حملات تغييرنخورد و ناتو اين حق را برخود محفوظ نگهداشت که در ضد حمله ها، ازسلاح اتمی کاربگيرد؛ بی تفاوت است که طرف مقابل چنين سلاح را دراختياردارد يا خير!

    وبازهم اين ايالات متحدۀ امريکا بود که با سر و صداهای لجام گسيخته و با براه انداختن تبليغات گسترده؛ اما غلط و مغرضانه، به مقصد مغشوش ساختن ذهنيت جهانيان، دوکتورين نظامی تعرضی بسيار خطرناک را طرح و درسطح بين المللی به ترويج آن پرداخت.

    بربنياد اين دوکتورين، سياست گذاران نظامی امريکايی چنان وانمود ميکردند که عراق، ليبيا، کوريای شمالی ( شايد سوريه و ايران )،« دولتهای جنايتکار» هستند ودرتلاش دستيابی به سلاحهای کشتارجمعی ( اتمی، کيمياوی، مکروبی وراکتهای بالستيک) ميباشند. بنابران امنيت داخلی خود امريکا و متحدينش را، همچنان پايگاههای نظامی ايالات متحده را درسراسرجهان، خطرحمله ازسوی اين کشورها تهديد ميکند. ازاينرو درجلوگيری ازخطر و مهارکردن چنين تهديد ، فعاليتهای ديپلماتيک و اجزای متشکلۀ پروگرام کنترول تسليحات نظامی، کافی نيست. پس بايد سياست سرزنش نظامی « دولتهای جناينکار» تاسرحد انکشاف سلاحهای کوچک اتمی و استعمال آن دريک مملکت ويا يک منطقۀ خاص دنبال گردد.

    ازنيمۀ دوم دهۀ 90، ايالات متحده درسياست خارجی و امنيت داخلی، همين ترفند سياسی را به کارگرفت، ليکن تا پنجاهمين سالگرد پيمان ناتو ( ماه اپريل 1999) نتوانست اکثريت دولتهای عضو پيمان را بر موجوديت ، خطری ازاين دست متقاعد سازد.

    جالبتر اين که شورای سياسی و نظامی پيمان ناتو، به اهميت فدراتيف روسيه درحل قضايای جهانی اعتراف نموده است. درسند نهايی نشست سران دول و حکومات عضو ناتو دراشتراسبورگ، آمده است:

     « روسيه برای ما منحيث همکار و همسايه با شماری ازکشورهای عضو، دارای اهميت ويژه است » ، « همکاری با روسيه، درنزد پيمان ناتو يک عنصراستراتژيک بحساب می آيد و ما ميخواهيم درسراسر اروپا، امنيت را تحکيم بخشيم.» همين گونه دراين جلسه، اشاره های صورت گرفت که نزاکت های خصمانۀ سياسی- نظامی خلق شدۀ بين روسيه و گرجستان به فراموشی سپرده ميشود وشورای مشترک ناتو- روسيه بشکل فوروم گفت و گوها، دوباره فعال ميگردد تا درحل کليه پرسشها ازآن کاربگيرند.

     درده سال گذشته، از (1999) بدين سو، سوال چگونگی پيوند زدن روسيه درمساعی همگانی بخاطر تأمين امنيت دراروپا، با داشتن حقوق و مکلفيتهای مساوی با سايرين، يکی ازمشکلات حل ناشدۀ اروپا باقی مانده است و رويدادهای جنگی و تجاوزناتو بريوگوسلاويا ( صربستان) سابق، ديناميزم اين روند را بطی ترساخت.

       بدين منوال درمذاکراتی که بين بارک اوباما و د يمتری مدوديف درحاشيه کنفرانس 20- G درلندن، بوقوع پيوست، رئيس جمهورامريکا، موضوعاتی چون: فاصله گرفتن ازبرنامۀ سپردفاع موشکی درپولند، صرف نظرکردن ازپلان نصب دستگاه رادار درجمهوری چک، عدم پافشاری روی شموليت گرجستان و اوکراين درپيمان ناتو، رديف بندی نموده بود. وليک تأثيرات سوء اين ارزيابی سياست مداران روسی که ايالات متحده ازضعف اقتصادی روسيه ( ناشی ازسياستهای اقتصادی غلط و تسليم طلبانۀ بوريس يلسن ) نه تنها سود برده بود تا علاقه مندی های جيو استراتژيک خويش را تحقق بخشد؛ بلکه هدف تضعيف هرچه بيشتر فدراتيف روسيه را نيز دنبال می نمود؛ هنوز درروابط هردو کشور پا برجا باقی مانده است.

      مطلب داغ ديگری که تا حدودی بالای جريان کارنشست ناتو در اشتراسبورگ سايه افگند و سبب ناراحتی ها گرديد، مسألۀ تعيين سرمنشی جديد ناتو بود:                                                                بتاريخ31 جولای سال جاری، دورۀ ماموريت Jape de Hoop Shaffer هالندی به پايان ميرسد، بعوض موصوفAnders Fogh Rasmussen

صدراعظم دنمارک به اين مقام پيشنهاد شد. اما ترکيه با تمسک به اين امر که بعضی رسانه های دنمارکی کاريکاتورهای حضرت محمد را چاپ نموده بودند ودواير دولتی دربرابراين عمل توهين آميزبی تفاوتی اختيار کردند، با اين برگزينی سرمخالفت را پيشه کرد. مگرکنه مسأله درجای ديگری نهفته بود: ترکيه توانست با يک تير دو فاخته را شکارکند و با استفاده ازاين ترفند ازپيمان ناتو امتيازکمايی و ازدولت دنمارک رشوت سياسی بدست آورد:

1-    به ترکيه وعده داده شد که درازای قبولی تقررصدراعظم دنمارک بحيث سرمنشی پيمان ناتو؛ درپست يکی ازمعاونان رئيس دربروکسل، يکی ازشهروندان ترکيه ، تقررخواهد يافت؛

2-    صدراعظم دنمارک به ترکيه وعده سپرد که کشورش تمام مساعی را بخرچ ميدهد تا واضح سازد که آيا نشرات تلويزيون کردها که ازدنمارک پخش ميشود، دارای ماهيت تبليغات دهشت افکنانه به نفع حزب کارگران کردستان( PKK ) ميباشد يا خير؟ همچنان معلوم ميدارد که دست اندرکاران اين تلويزيون، مصروف فعاليت های غيرقانونی هستند و ياخيرتا بعداً جلو آن را بگيرند؟

     پس ازحصول اين وعده ها بود که ترکيه ازمخالفت خود دست کشيد و

  Anders Fogh Rasmussenبصفت منشی آيندۀ پيمان ناتوعزتقررپيدا کرد.

         +                             +                               +        

      درنشست مشترک دول عضو اتحاديۀ اروپا و ايالات متحدۀ امريکا، مورخ 5 / 4 / 2009 درپراک ( جمهوری چک رياست دوره يی اتحاديۀ اروپا را به عهده دارد ) لحن گفتار امريکايی ها ( حد اقل فعلاً درلفظ ) تغيير کرد و اميد واریها مبنی برزدوده شدن درگيریهای تباه کن نظامی، دردل ها جوانه زد ( انتظار گامهای عملی را ميکشيم ).

   دراين ديدار، برعلاوه اين که طرفين روی جلوگيری ازگسترش بيشتر سلاحهای کشتارجمعی به موافقه رسيدند؛ سخنان آشتی جويانه به آدرس ايران نيزگفته شد و ازپيشنهاد بارک اوباما، دايربرآغازمذاکرات با جمهوری اسلامی ايران پشتيبانی بعمل آمد:

   « ما به ميکانيزمی نيازداريم که به ايران حق استفاده [ صلح آميز] از انرژی هستوی را بدهد. ليکن خط روشن اين است: مجاز نيست مسابقات تسليحاتی درشرق نزديک به پيش برده شود.»

       ساير مسائلی که رهبران دربارۀ آنها حرف زدند، سوای چگونگی دريافت راه حل ها به مشکل تأمين مواد انرژيتيکی ( نفت و گاز) درآينده، زيادترچرخش برمحورخود و برجسته ساختن نقش اين ويا آن کشوردر حمايت ازمحيط زيست بود. رئيس جمهورامريکا با يک ژست برتری جويانه، متحدين اروپايی خويش را حيرت زده ساخت:

       « ايالات متحده ميخواهد درتلاشهای جهانی درتغييرمحيط زيست، نقش رهبری کننده را بدوش گيرد.»

    مسأله مورد اختلاف بين امريکا و دول عضواتحاديۀ اروپا، موضوع پذيرش عضويت کامل ترکيه دراين تشکيلات بود. اوباما جداً خواهان آن بود تا اين امرتحقق يابد؛ ولی اروپايی ها به دليل کارنامه های ناقض حقوق بشر و کوتاهی ها درزمينۀ رشد اقتصادی، اين تقاضا را رد نمودند و ترکيه را ازجاگرفتن دردربارشاندار ودهليزهای عريض وطويل بناهای اتحاديۀ اروپا، محروم ساختند.

    نبايد ازياد برد که ايالات متحده، آلمان، انگلستان، فرانسه، ايتاليا و کليه ممالک عضو اتحاديۀ اروپا، هرکدام دشواری های درونی و بيرونی مربوط به خود را دارند. شيوۀ برخورد هرمملکت با واقعيتهای سياسی جهان و مشکلات داخلی، ازهم فرق ميکند و آن را ميتوان درموضوعات آتی بخوبی مشاهده نمود:

-         پيروزی عليه دهشت افگنی بين المللی، نابودی لانه ها، پايگاهها و مراکزآموزش و پرورش هراس افگنان و شناخت کشورهای حامی و امدادگرتروريزم بين المللی و دولتی؛

-         بنيادگرايی آميخته با تعصب کور، فرقه گرايی مذهبی توأم با آمادگی های مشخص مبنی برکاربرد زور؛

-         بالا گرفتن رقابتهای تسليحاتی هستوی درشرق نزديک ( برضد ايران و  سوريه تحريم های اقتصادی وضع ميشود و تهديد بروارد آوردن ضربات نظامی ازهوا و زمين و بحرميگردند؛ ليکن اسرائيل با خاطرآرام برنامۀ اتمی خود را به پيش می برد؛ به نسل کشی درميان فلسطينی ها و اعمار شهرک های يهودی نشين در سرزمين های اشغالی، ادامه ميدهد)؛

-         حل منازعات منطقوی ازطريق صلح آميز وپايان بخشيدن به درگيری های مسلحانه وخشونت آميز؛

-         گرم شدن کرۀ زمين ناشی ازتوليد بيش ازحد گازهای گلخانه يی؛

-         دفن زباله های ريکتورهای توليد انرژی هستوی که همه ساله با موج اعتراض و راهپيمايی شهروندان روبرو ميگردد....

      واما نقطۀ عطف درپروگرام جمع شدن رهبران درجمهوری چک، صحبت بارک اوباما درپارک شهرپراک درحضوربيش از(20000) نفر بود که رئوس آن پيرامون خطرموجوديت و آزمايش سلاحهای اتمی ، می چرخيد: « سلاح اتمی خطرناک ترين ميراث جنگ سرد است.»

      اوباما وعده سپرد که درسال 2010 ازسران دول دعوت بعمل می آورد تا طی يک نشست درامريکا، دررابطه به کاهش خطر وقوع يک جنگ اتمی، تصميم بگيرند و سرانجام برمبنای آن اساساتی  برای ازبين بردن کامل زرادخانه های هستوی و پيشگيری ازشعله ورشدن چنين جنگی پيريزی گردد.

     رئيس جمهورامريکا تاکيد نمود که قصد دارد تا رول سلاحهای اتمی را دراستراتژی امنيتی ايالات متحده ، تقليل دهد؛ وليک نه به اين مفهوم که امريکا بطور يک جانبه، سلاح های هستوی خود را نابود سازد.

     اوباما قول داد که درزمينۀ رسمی شدن پروتوکول منع آزمايش های اتمی و تحقق بدون قيد و شرط آن، تلاش لازم می نمايد.

      شايان ذکراست که قرارداد منع آزمايش سلاح اتمی، قبلآ ازسوی،  بيل کلنتن رئيس جمهوراسبق امريکا، توشيح شده بود؛ ولی درسال 1999 مجلس سنا به رد آن رأی داد. اين پروتوکول را به غير از چين، هند، پاکستان، ايران، مصر، اندونيزيا، اسرائيل و کوريای شمالی؛ (148) کشورديگر به امضاء رسانيده اند.

                +                       +                             +     

    و اما برای شهروندان افغانستان درهرسه رويداد سياسی ماه اپريل 2009 دراروپا:

   1- نشست سران 20- G درلندن ؛ 2- نشست اعضای پيمان ناتو در اشتراسبورگ ؛ 3- جلسۀ مشترک کشورهای اتحاديۀ اروپا با رهبری ايالات متحدۀ امريکا درپراک ؛ بدون ترديد گردهمايی دول عضو ناتو، درخوراهميت است. زيرا دراين کنفرانس راجع به افغانستان صحبت نمودند و تصاميمی گرفته شد. اين که دربطن اين فيصله ها تا چه اندازه منافع مردم افغانستان جا دارد، روند انکشاف اوضاع سياسی- نظامی- امنيتی درسرزمين مان و عملکرد اشغالگران، آن را به اثبات خواهد رسانيد!

      امريکايی ها و انگليس ها، وظيفۀ مرکزی پيمان ناتو را ، مبارزه برضد تروريزم دانستند. بعد ازحادثۀ يازدهم سپتمبر 2001 ازاين نوع حرفها زياد به گوش رسيده و آن را با فعاليتهای خرابکارانۀ طالبان و القاعده درسرحدات افغانستان و پاکستان، درمناطق قبايلی ارتباط داده اند؛ ليکن امروزجهانيان شاهد شکل گيری حوادث و عملکردهای مخالف اين ادعاها هستند.

       پيمان ناتو، دريک يادداشت جداگانه راجع به افغانستان، روی استراتژی دوگانه تاکيد بعمل آورده است:

   1- تأمين امنيت نظامی ؛ 2- کمک به بازسازی- ثبات اقتصادی- سياسی و اوضاع اجتماعی. درسند تذکاررفته که « افغانستان در وظايف ناتو اولويت دارد» و با اين هوشدار که « برقراری امنيت درافغانستان وابسته به تحولات سياسی و وضعيت امنيتی درپاکستان » ميباشد ؛ ديده شود که چه چيزی تغيير پيدا خواهد کرد.

    مهمترازهمه که دراستراتژی جديد؛ ناتو در مبارزۀ جهانی عليه دهشت افگنی بين المللی و بازگشت صلح و ثبات درافغانستان، ضرورت اشتراک روسها را دراين کار، برجسته ساخته و آن را نياز مبرم شمرده است.

    دراشتراسبورگ فيصله گرديد تا نيروهای اردو و پوليس افغانستان تقويت يابند و سطح آمادگی آنها با راه اندازی برنامه های آموزشی و پرورشی، بالا برده شود تا هرچه زودتر به پای خود ايستاده و متکی به خود، وظايف امنيتی و نظامی را به پيش برده بتوانند.

   به منظورتربيت مسلکی قوتهای اردو و پوليس درافغانستان، واحدهای ويژۀ آموزگاران ناتو(!) ، درحقيقت افسران بازنشسته آنان ( بمنظور بازگرداندن دوبارۀ کمک های مالی به کشور کمک دهنده) ماموريت ميگيرند تا دردسته های کوچک، افراد نظامی و امنيتی را درس و تعليم عملی بدهند؛ اما چرا ازافسران مسلکی، تعليم ديده و با تجربۀ اضافه بست شدۀ اردو و پوليس افغانستان ، استفاده بعمل نمی آيد؟

    بخاطر تمويل مصارف مالی پروگرامهای آموزشی، ناتو قرارداد مالی (Trust Fund ) را درنظرگرفته تا بواسطۀ آن بتواند، روند مصرف پول را کنترول کند.

    فرجام سخن: مردم افغانستان دراجرای اين کارها، صداقت، شفافيت، نبودن پلانهای درازمدت پشت پرده، دوری جستن ازهدف فرمانبردار ساختن و به برده کشيدن، قرارندادن نيروهای نظامی و امنيتی کشورمان درمقابل همسايگان... را می طلبند.

                           پايان

   ياد داشت ها :

1-    روزنامۀ آلمانی (Die Welt ) مورخ 2009 / 4 / 3

2-    هفته نامۀ آلمانی (Die Zeit)  شماره (16) مورخ 2009 / 4 / 8

3-     روزنامۀ آلمانی (Die Rheinpfalz) شماره (79) مورخ 2009 / 4 / 3

 شماره (80) مورخ 2009 / 4 / 4 ، شماره (81) مورخ 2009/ 4/ 6

4-  رسالۀ: ناتوی نوين ( به زبان آلمانی )، تاليف (Stefan Reincke) چاپ سال (2000 ) درمطبعۀ Rotbuch شهر هامبورگ.

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
چرا سوسیالیزم ؟ (04.26.2009)
کارگران هیچ نفعی در نمایش «انتخابات» حکومت جهل و جنایت ندارند؟! (04.23.2009)
بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود! (04.12.2009)
ایا امریکا یک ببر کاغذی است؟ (03.22.2009)
تجارت سود آور، وليک نهايت خطرناک (02.01.2009)
پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی (01.20.2009)
اعلاميۀ کميتۀ فعا لين حزب دموکراتيک خلق افغامستان پيرامون کشتار مردم بيگناه فلسطين (01.10.2009)
شصتمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر (12.07.2008)
من بخاطر هالند خجالت مي کشم (11.23.2008)
چهره حقیقی سرمایه‌داری (11.23.2008)