دوشنبه, 11.20.2017, 06:04am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
شیوه برخورد مردم به نتیجه «انتخابات» تعادل حکومتیان را بر هم زده است!
Sunday, 06.14.2009, 10:49pm (GMT)

شیوه برخورد مردم به نتیجه «انتخابات» تعادل حکومتیان را بر هم زده است!

 

      بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

با حاشیه رانده شدن پروژه «اصلاح طلبان حکومتی» و حمایت آن ها از کاندیداتوری میرحسین موسوی در این «انتخابات» از یک سو و تقلبات و ترفندهای انتخاباتی به پرچمداری علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی از سوی دیگر که در واقع پاسدار محمود احمدی نژاد را در پست ریاست جمهوری ابقا کرد، بحران جدیدی را در جامعه به وجود آورده است. بحرانی که نفرت بیش از حد مردم علیه حکومت را به نمایش می گذارد. نمایندگان خبرگزاری ها، اعتراض و درگیری های شدید بین مردم و نیروهای سرکوبگر را به تمام دنیا مخابره کرده اند. در واقع شیوه برخورد مردم به نتیجه «انتخابات» ریاست جمهوری، تعادل حکومتیان را بر هم زده است!

اصولا این هم تجربه دیگری را به تجربه کسانی که به رقابت ها و انتخابات جناح های حکومت اسلامی چشم دوخته اند، افزوده شد. این تجربه باید متوهم ترین آن ها را به جبهه کار و رنج بکشاند. در چنین شرایطی، آن شخصیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، و هم چنین آن احزاب و سازمان هایی که از اپوزیسیون داخل تا اپوزیسیون راست و فرصت طلب خارج کشور، تبلیغات گسترده ای راه انداخته بودند تا مردم را به پای صندوق های رای حکومت اسلامی بکشانند اکنون اگر این ها یک جو انسانیت داشته باشند باید از مردم عذرخواهی کنند. زیرا آن ها می دانند که با شرایط و قوانین موجود در ایران، حتا انتخابات حکومت اسلامی را نباید با انتخابات بورژوایی کشورهای همسایه آن هم چون ترکیه و پاکستان مقایسه کرد. در کشوری که فعالیت احزاب و سازمان های اپوزیسیون، تشکل های دمکراتیک مردمی و هم چنین رسانه های مستقل ممنوع است؛ بعلاوه زنان به عنوان نصف جامعه حق کاندیداتوری ندارند بحث از انتخابات، حتا در چارچوب روابط و مناسبات بورژوایی بی معنی است. حرف آخری را در همه مسایل به ویژه در انتخابات «رهبر» می زند و کسی نیز حق اعتراض ندارد. اکنون با اعلام پیروزی احمدی نژاد، شکاف بین جناح های حکومتی به حدی شدیدتر شده است که احتمال درگیری علنی بین آن ها نیز دور از احتمال نیست.

اکنون همه می دانند که انتخابات ریاست جمهوری یک بازی و سیاهی لشکر جمع کردن بیش نبود. زیرا به نظر می رسد که خامنه ای و ارگان های تصمیمی گیری سیاست های کلان حکومتی و نیروهای سرکوبگر از قبل تصمیم گرفته بودند که به هر بهایی شده نام احمدی نژاد را از صندوق های در بیاورند. از این رو، در صندوق ها هر رایی با هر اسمی و یا سفید و باطل ریخته شده است نیز هیچ اهمیتی نداشته که مانع «پیروزی» احمدی نزاد شود؟! واقعیت ها حاکی از آن است که احمدی نژاد نه با رای مردم، بلکه با فرمان خامنه ای در پست ریاست جمهوری برای چهار سال آینده ابقاء شده است. همین وقایع اثبات می کند که انتخابات در حکومت اسلامی ایران، به معنای واقعی چه قدر پوچ و بی معنی است.

از وضعیتی که در هفته های اخیر پدید آمده و مردم و به ویژه جوانان به خیابان ها ریخته اند هدف بخش زیادی از آن ها نه برای تبلیغ کاندیداهای ریاست جمهوری، بلکه بیان خواست ها و آرزوهای خودشان بود. از این رو، این بخش از مردم، از تقلب انتخاباتی و کشمکش جناح های حکومتی نه تنها شوکه و سرخورده سیاسی نمی شوند، بلکه هر چه بیش تر بر خواست های مستقل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود پافشاری می کنند. در چنین شراطی، هر انسانی که دلش برای آزادی می طپد به سرعت به صف کارگران، زنان، دانش جویان و جوانان می پیوندد و مبارزه سیاسی هدف مندی را در صفوف آنان دنبال می کند. چرا که با مبارزه طبقاتی پیگیر، علاوه بر این که می توان احمدی نژاد را به عقب نشینی های جدی وادار کرد و فراتر از آن می توان زمینه های تحول بزرگی را در جامعه ایران پدید آورد.

اين بار اوضاع به گونه ديگرى است. کم تر ناظر سياسى اى بی طرف را می توان سراغ داشت که اقدامات سرکوبگرانه و سياست اعلام شده اخير سران حکومت اسلامى مبنى بر نمايش علنى توحش به منظور ارعاب مردم را توصيف نکرده باشد. اين سياست، برخلاف تحلیل ها و ارزیابی های تئوریسین های حکومت اسلامی، به نفع کلیت حکومت و ثبات آن منجر نمی شود. اکنون تصاویر و فیلم هایی که از خیابان های تهران در سایت های اینترنتی منتشر شده است آتش خشم بی کران ميليونی مردم کارد به استخوان رسيده را به نمایش می گذارد. استبداد و اختناق سیاسی، اوضاع بحرانى اقتصاد ايران و حاکميت ارتجاعى اسلامی ضدانسان که حتا به خودی هایشان هم چنگ و دندان نشان می دهد جايى براى تمکين مردم به حکومت باقى نمی گذارد. شرايط عينى اقتصادى، سياسى و اجتماعی مردم ايران، ديگر با ارعاب و سرکوب مهارشدنی نیست. هرگونه خط و نشان کشیدن خامنه ای و عربده کشى های احمدی نژاد و مانور نیروهای ضدشورش در خیابان ها و تهدیدات سپاه و بسیج و غیره، شاید براى لحظاتى مردم و ناظرين را مرعوب کند، اما روز حسابرسی از این جانیان حکومتی، به سرعت و زودتر فراخواهد رسید!

با توجه به موقعيت عمومى جناح اصلاح طلب و تعادل موجود میان آن ها، کاملا قابل انتظار بود و این احتمال داده می شد که بر سر تقسیم قدرت و حاکمیت همدیگر را لت و پار کنند. اين دوم خردادى ها و «قهرمان» آن ها، محمد خاتمی بودند که موسوی را سمبل و چهره شاخص خود اعلام کردند. خاتمى، صريحا سکان دوم خرداد ر ا به موسوی سپرد اما موسوی هرگز از اصول و سیاست های خود دور نشد. اکنون با به حاشیه رانده شدن موسوی، در واقع اضمحلال جبهه اصلاح طلبان حکومتی بیش از پیش آغاز شده است. اکنون احمدی نژاد با حمایت رهبر در موضع تعرضی قرار گرفته و بعید نیست که به فکر  گرفتن انتقام سختی از کروبی و موسوی و رفسنجانی و خاتمی باشد. اما این ها مساله جناح های حکومتی در میان خودشان است و مساله مردم به کلی از آن ها جداست. زیرا خواست ها و آرزوها و مهم تر از همه موقعیت اقتصادی و اجتماعی و طبقاتی مردم نه تنها از طبقه حاکم و طرفداران آن در درون حکومت و بیرون از آن جداست، بلکه برعکس در مقابل همدیگر نیز قرار دارند. بنابراین، نباید اجازه داد فرصت طلبان صف مردم و جناح های حکومتی را با همدیگر مخدوش کنند و به توهمات دامن بزنند.

دستگيرى هاى وسيع و ممنوعيت فعاليت طرفداران موسوی - خاتمی، آن هم بعد از تقلب آشکار در شمارش آراء، روز روشن کلاه گذاشتن یک جناح بر سر جناح دیگر است. زمزمه های دخالت «رهبر» در شمارش آرا، اکنون به واقعیت پیوسته است. در چنین موقعیتی نباید کسی شک کند که سران این حکومت و در راس همه خامنه ای عناصری مکار، فاسد و جانی اند که برای حفظ قدرت خود به هر جنایتی متوسل می شوند. این حکومت جانی برای بقاء خود تاکنون ده ها هزار انسان بی دفاع را در زندان ها اعدام کرده و به لحاط اقتصادی نیز اکثریت مردم ایران را در معرض فقر و نگرانی و آسیب های اجتماعی قرار داده است.

در این میان اپوزيسيونی که همواره خود را به یکی از جناح های حکومتی وصل می کند عمرش را کرده است. اين ها سازمان های طرفداران جناح اصلاح طلب حکومتی در خارج کشور  هستند. موقعيت اين ها با تغییر موقعيت جناح های حکومتی تغییر می کند و ثباتی در سیاست هایشان وجود ندارد. اين ها با اوج گیری اعتراضات مستقل جنبش های اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری، به حدی نگران آینده خود می شوند که حاضرند با هر مرتجعی متحد شوند تا بلکه جلو روند پیشروی طبقه کارگری که با استراتژی انقلابی و کمونیستی جرکت می کند را بگیرند. در واقع آن ها تنها، در رکاب شاخه هايى از حکومت ارتجاع اسلامى می توانند نقش داشته باشند. براى همين است که اين ها در دشمنى با سرنگونى حکومت اسلامی توسط مردم انقلابی، دست کمى از  رضایی، خامنه ای، رفسنچانی، موسوی، خاتمی، یزدی، احمدی نژاد و شرکاء آن ها ندارند. این ها داوطلبانه در خارج کشور، بلندگوى جناح اصلاح طلب حکومتی شده اند تا بلکه روزی به پست و مقام حکومتی برسند.

اکنون بعد از بى خاصيت شدن «انتخابات» و جريان اطلاح طلب حکومتی، بار دیگر بحث ها و صف بندی ها و تقابل هاى اصلى در رابطه با تغییر بنیادهای اوضاع سياسى ايران است. جدل سياسى اصلى در کشور، يعنى نخواستن مردم و نتوانستن حکومت است. مردم معترض با عمیق تر شدن شکاف ها و کمشکش های جناح های درونی حکومت، با تاکید به خواست های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود، آلترناتیو خود را در مقابل جامعه قرار می دهند. جنبش اعتراضى بخش هاى مختلف جامعه، به ويژه کارگران، زنان، دانش جويان و جوانان در اشکال مستقل ترى در حال گسترش است. بی شک اين روند، به طور جدى کشمکش جناح ها را تشدید می کند. چون هيچ يک از جناح ها پاسخ جدی به نیازهای و خواست های مردم نمی دهند و روزبروز نیز نفوذ خود را در جامعه از دست می دهند. بعلاوه، هيچ بخشى از حکومت و هيچ آرايشى از محافل حکومتى ديگر نمی تواند جلوى رشد اعتراضات مردم را بگيرد. سطح اقتصادى و موقعيت معيشتى و رفاهى مردم، به حدی وخيم است که با وعده های سرخرمن نمی توانند مردم را به خانه هایشان بفرستند. اعتراضات کارگران و اقشار محروم جامعه بر سر خواست هاى رفاهى و اجتماعی در مرکز جنبش مردمى عليه حکومت اسلامى جاى گرفته است و هر روز که می گذرد ابعاد آن گسترش می یابد. در سطح سياسى و فرهنگى نیز مردم صف خود را از حکومت و جناح های آن و هم چنین طیف های رنگارنگ ملی - مذهبی جدا کرده است. و به ویژه نسل جوان حاضر نیست در چنین سیستمی زندگی کند.

در چنین شرایطی، نتیجه «انتخابات» بهانه ای بود که مردم در خیابان ها بمانند و همانند روزهای قبل از انتخابات سران حکومت را در مقابل خواست های خود وادار به عقب نشینی کنند. در صورتی که مردم به حضور خود در خیابان ها ادامه دهند تلاش هر دو جناح اين خواهد بود که تعادل قوای طبقاتی و اجتماعی به ضررشان تغيير نکند. حتا اگر کل حاکمیت احساس خطر کند شکی نیست که هر دو جناح دست در دست هم بگذارند تا با سرکوب شدید اعتراضات مردم، حکومت را نجات دهند.

در هر صورت حکومت اسلامى، بحران های داخلی و بین المللی فزاینده ای در پیش دارد. چهار سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، اثبات کرده است که وی توانایی حل مساله اقتصادی داخل کشور و روابط و مناسبات بین المللی را ندارد. از این رو، اعتراضات مردمی گسترش پیدا خواهد کرد.

ضرورت عادى سازى مناسبات سياسى و ديپلوماتيک با غرب و آمریکا، جلب سرمايه و تحکيم رابطه اقتصاد ايران با بازارهای جهانى، به سهولت پیش نخواهد رفت. در این مقطع، فاکتور مردم و اعتراضات کارگران، زنان، دانش جویان و جوانان مهم ترین دغدغه سران و جناح های حکومتی است که می تواند معادلات حکومت و جناح های آن را بر هم بزند.

 

نمایندگان خبرگزاری های جهان که برای مخابره نتایج «انتخابات» در تهران به سر می برند وقایع جاری ایران به ویژه اعتراضات مردمی را در سطح وسیعی در جهان انعکاس داده اند. بدین ترتیب، بار دیگر  مردم جهان خشونت ها، رقابت ها و کشمکش های سران حکومت اسلامی و وحشی گری نیروهای سرکوبگر حکومتی را در رسانه های گروهی خواندند، شنیدند و بر روی صفحه های تلویزیونی مشاهده کردند.

برای مثال، خبرگزاری رویترز، در گزارشی درباره درگیری های پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران می‌نویسد، در حالی که تا چند روز پیش خیابان های تهران صحنه شور و نشاط انتخاباتی و اشتیاق به تغییرات اجتماعی و سیاسی بود، پس از انتخابات به صحنه زد و خوردهای خیابانی تبدیل شده است.

در گزارش رویترز آمده است، چند روز پیش زمانی که حامیان میرحسین موسوی نامزد اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری اشتیاق خود را برای تغییرات اجتماعی و سیاسی در ایران به نمایش می ‌گذاشتند، خیابان ولیعصر به عنوان مشهورترین خیابان تهران از شور و نشاط موج می ‌زد. اما پس از بروز ناآرامی‌ های گسترده‌ به دنبال اعلام «شکست انتخاباتی» میرحسین موسوی از رقیب بنیادگرایش، که او آن را یک «صحنه ‌آرایی خطرناک» نامیده است، این خیابان هم به صحنه نبرد تبدیل شده است.

در گزارش رویترز، با اشاره به درگیری ‌های میان نیروهای پلیس و هزاران تن از طرفداران میرحسین موسوی در سطح تهران و بروز هرج و مرج در این شهر آمده است، این درگیری ‌ها پس از آن شدت گرفت که وزیر کشور ایران روز شنبه محمود احمدی‌ نژاد را به عنوان پیروز انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد. رویترز می‌افزاید، مقام ‌های رسمی ایران اتهام‌ های وارده شده از سوی مخالفان را در زمینه انجام تقلب در انتخابات رد می‌ کنند. محمود احمدی ‌نژاد هم ادعا کرده است، انتخابات ریاست جمهور در «کمال صحت و سلامت» برگزار شده است.

خبرنگار رویترز، در گزارش خود با اشاره به مشاهداتش از رویدادهای تهران در شبانه‌ روز گذشته آورده است، زمانی که در خیابان ولیعصر به سمت محل سکونتش در شمال تهران در حرکت بود، شاهد آن بوده است که چگونه ماموران موتور سوار پلیس به اتومبیل ‌ها در مسیر حرکت خود حمله ور می ‌شدند. وی هم چنین نوشته است، خود او هم در نزدیکی میدان ونک از دست ماموران پلیس ایران کتک خورده است. این اتفاق زمانی روی داده است که تظاهرکنندگان ضد احمدی‌نژاد در میدان ونک با ماموران پلیس درگیر شده بودند. خبرنگار رویترز، به نقل از سایر همکاران خود از حمله شدید ماموران پلیس به تظاهرکنندگان در سایر نقاط تهران و شلیک تیر هوایی خبر داده است.

در بخش دیگری از این گزارش به خسارت ‌های زیاد ناشی از به آتش کشیدن تاسیسات شهری و نیز شکسته شدن شیشه بانک ‌ها و ایستگاه‌ های اتوبوس و سایر اماکن عمومی در جریان ناآرامی‌ های تهران اشاره شده و آمده است، پس از فروکش کردن ناآرامی‌ ها مردم در اطراف خیابان ‌ها جمع شده و نظاره‌گر این صحنه ‌ها بودند.

 

طبق گزارش ها از شهرهای ایران، حاکی است که روز یک شنبه (24 خرداد 1388)، اعتراض های گسترده مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ادامه یافت و در تهران مردم در پشت بام شعارهایی را سر دادند. در تهران، در حالی که هواداران محمود احمدی ‌نژاد که پیروز دهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، خود را آماده برگزاری جشن پیروزی و سخنرانی وی می‌ کردند، معترضان به روند شمارش آرا و اعلام نتایج با تجمع در خیابان ولی‌عصر، به سر دادن شعارهایی پرداختند.

یک شاهد عینی که ساعاتی پیش از آغاز سخنرانی محمود احمدی ‌نژاد در حوالی تقاطع ولی‌عصر - فاطمی حضور داشت، به رادیو فردا گفته است: «از لحظات اولیه شروع این تجمع نیروهای امنیتی، گروه ‌های فشار و گارد ویژه در محل حضور داشتند و با استفاده از باتوم و اسپری فلفل به مردم حمله می ‌کردند. وی گفت که حدود ۵۰ نفر از نیروهای گارد ویژه با حمله به سوی مردم آن ها را دنبال می ‌کنند و مردم به هر سو فرار می‌ کنند. البته بسیاری از ساکنان این منطقه با باز گذاشتن درهای خانه ‌های خود پذیرای کسانی هستند که از دست ماموران امنیتی فرار می‌ کنند. وی گفت: حضور و عملکرد نیروهای گارد ویژه به نحوی است که تنها در واقعه ۱۸ تیر شاهد آن بودیم و با باتوم ‌هایی که در دست می ‌چرخانند فرقی نمی ‌کند که به کجا یا چه می ‌زنند و حتا به کسانی که در ایستگاه‌ های اتوبوس ایستاده ‌اند رحم نمی‌ کنند.

به گفته این شاهد عینی، معترضان در خیابان ولی عصر شعارهایی از قبیل «پلیس خیانت می ‌کند، دولت حمایت می‌ کند»، «پلیس مزدور نمی ‌خواهیم، حکومت زور نمی‌ خواهیم»، «گفته بودیم اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه» و... سر داده بودند.

 

کارگران و کارکنان بزرگ ترين بخش جمعيت مزدبگیری ايران را تشکيل می دهند که در واحدهاى توليدى و خدماتى مختلف اشتغال دارند. بعلاوه ايران، يکى از بزرگ ترين توليدکنندگان نفت در سطح جهانى است. قشر تحصيل کرده و متخصص وسيعى دارد. اما مهم ترین و اساسی ترین مشکل جامعه ایران در راه رشد اقتصادی و اجتماعی، حکومت اسلامی است. در دنیای امروز تحمیل فشارها و بحران های اقتصادی و اجتماعی توسط حکومت بر مردم، شاخص اسارت سياسى و اجتماعی مردم است. همه بدبختی های جامعه، ریشه در فقر دارد. تنها يک جامعه آزاد و برابر رها شده از هرگونه قید و بند اقتصادی و سیاسی بورژوازی می تواند آن سیستم سیاسی را برگزیند که حق و حرمت شهروندان را بالاتر از هر مصلحت و منفعت اقتصادی و سیاسی می داند. در چینن سیستمی خلاقعیت ها و ابتکارات مردمی شکوفا می گردد.

حکومت اسلامی به عناوین گوناگون، از قهر و خشونت عريان توسط سپاه و پليس، تا مذهب و سنن و ساختار فرهنگى حاکم، از فشار اقتصادى تا تحمیل ترویج و تبلیغ و آموزش جهل اسلامی در سيستم آموزشى و در رسانه‌ هاى گروهی، از موجوديت هیولایی خودش دفاع می کند. از این رو، به هر درجه ای که فضای اختناق شکسته می شود، موج همبستگی انسانی و مبارزه برای زندگی بهتر و والاتر در برابر زورگویی، جهالت و خشونت و تفرقه توسعه می یابد.

اين روزها، براى سردمداران حکومت اسلامى، روزهای کابوس و ترس و اضطراب است. مردم به تظاهرات ها و اعتراضات خود به عناوین مختلف ادامه خواهند داد. باید این اعتراضات را در داخل و خارج کشور تقویت کرد. اما باید هوشیار بود که اصلاح طلبان حکومتی و طرفداران آن ها در داخل و خارج هم چون نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب اسلامی، طیف توده ای - اکثریتی، جمهوری خواهان، حزب دمکرات کردستان، پژاک و... از این اعتراضات به نفع سیاست های راست خود بهره برداری کنند. باید نوک تیز اعتراضات را علیه کلیت حکومت نشانه رفت نه جناحی از آن را. خواست ها و شعار باید بیانگر مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم باشد نه دعوای انتصابات ریاست جمهوری و غیره.

اکنون حرکتى که با حضور مردم در خیابان های شهرهای بزرگ، به ویژه تهران دوازده میلیونی آغاز شده است محدود به طرفداران موسوی و کروبی محدود نیست که به راحتی آن ها را به خانه هایشان برگردانند. انبوهی از مردم جان به لب رسیده به خیابان ها ریخته اند که حق خود را می خواهند و عزم کرده اند که این حق خود را با مبارزه خویش، از حلقوم سران حکومت اسلامی بیرون بکشند. مردم آزادی می خواهند. آن ها، زندگی بهتر و انسانی تری می خواهند. برخلاف طيف های لیبرال، ملى و مذهبی تا طیف های رنگارنگ توده ای - اکثریتی، جمهوری خواهان، ناسیونالیست های طرفدار غرب و ...، يک حرکت واحدی را نمايندگى می کنند که در مقابل آن ­ها، طیف وسیع و گسترده ای از نیروهای کارگری کمونیستی و انقلابی و سرنگونی طلب قرار دارند. بنابراین، در شرایط کنونی مبارزه براى سرنگونى حکومت اسلامی و بقاء آن، بخشى از يک جدال وسيع تر بر سر اين آلترناتيو های طبقاتی است. اما نقطه سازش هاى مورد نظر هيات حاکمه و اپوزيسيون بورژوايى از نظر عينى پاسخ گو و جواب گوی نيازهاى اقتصادى، سياسى، اجتماعی و فرهنگى جامعه امروز ما نيست.

اين که مردم عليه کلیت حکومت اسلامى قد علم کرده اند، احیتاج به تحلیل های پیچیده ای نیست. اما جلوتر رفتن از اين وضعیت، در گرو برپایی تشکل سراسری کارگران، زنان، دانش جویان، نویسندگان و روزنامه نگاران و هنرمندان مترقی و مردم حق طلب با افق و چشم انداز انقلابى است. از سوی دیگر، کدام افق سیاسی و اجتماعی بر مبارزه براى سرنگونى ناظر می شود امری مهم و حیاتی است. اين جاست که نقش رهبری طبقه کارگر و تشکل های مردمی و احزاب و سازمان های سیاسی و اجتماعی چپ و کمونیست در جامعه نقش و جایگاه تعيين کننده ای پیدا می کند. اساسا رهبری طبقه کارگر متحد و متشکل و آگاه در جهت سرنگونى حکومت اسلامى، يک امر تاريخى ديگر براى برقراری آزادى و برابرى و رفاه در ايران خواهد بود. اگر طبقه کارگر در موقعيت رهبرى جنبش قرار گیرد، آن وقت می توان محکم تر از يک آينده روشن انقلابی صحبت کرد.

 

بیست و چهارم خرداد 1388 - چهاردهم یونی 2009

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» خیز دوباره امریکا برای تغییر حکومت در ایران
» تأیید ضد انقلاب حاکم در برابر ضد انقلاب خارج
» ﺍﻓﻐﺎﻥ ﺳﺘﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ
» ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﭘﯿﺮﻭﺯﻣﻨﺪ ﻛﻞ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ ﻭﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺗﻮﻫﻢ ﺗﻮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻛﺎﺭﮔﺮ
» ﺳﺨﻨﯽ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺷﺪﻩ ﯼ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺧﺮﺩﺍﺩ
» ﺧﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﭘﺎﻻﻧﺶ ﻋﻮﺽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
» فرخ نگهدار و تحریف تاریخ چریکهای فدائی خلق
» در دفاع از پناهندگان افغانی در ايران !
» امکانات راه بحری افغانستان از ایران
» از تریبونال بین المللی علیه حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی حمایت کنیم!
» آیا اسرائیل به مراکز اتمی ایران حمله خواهد کرد
» بازی تنگی هرمز
» قطعنامه پایانی نشست اتحاد چپ ایرانیان در خارج از کشور
» سکوت بس است! پیش به سوی تدارک انقلاب
» درس نیـامـوخـــتـن دیـکتاتــورهــا از تاریــخ
» دیکتاتور رفت، دیکتاتوری هم باید برود!
» تصاویر اجساد شماری از پناهجویان افغان در مرز میان افغانستان و ایران
» اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران
» حکومت اسلامی منفورترین حکومت جهان!
» حکومت جنایت کاران و غارتگران!
» صدای پای انقلاب می آید!
» جنبش مردم عدالتخواه ايران کاخ ارتجاع سياه را به لرزه درآورد!
» گسترش اعتراضات توده‌ای در شهرهای ایران
» انتخابات ریاست جمهوری و بحران مشروعیت مدارک تحصیلی
» پروژه ای برای «بدنام» کردن نویسندگان و هنرمندان!
» کارگران هیچ نفعی در نمایش «انتخابات» حکومت جهل و جنایت ندارند؟!
» جنگ با ایران ووضعیت افغانستان


عناوین دیگر:
پروژه ای برای «بدنام» کردن نویسندگان و هنرمندان! (06.07.2009)
نیازبه یک بازنگری همه جانبه (05.17.2009)
وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها (05.03.2009)
چرا سوسیالیزم ؟ (04.26.2009)
کارگران هیچ نفعی در نمایش «انتخابات» حکومت جهل و جنایت ندارند؟! (04.23.2009)
بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود! (04.12.2009)
ایا امریکا یک ببر کاغذی است؟ (03.22.2009)
تجارت سود آور، وليک نهايت خطرناک (02.01.2009)
پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی (01.20.2009)
اعلاميۀ کميتۀ فعا لين حزب دموکراتيک خلق افغامستان پيرامون کشتار مردم بيگناه فلسطين (01.10.2009)