دوشنبه, 11.20.2017, 06:07am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
مالی سازی: علت بحران؟
دوشنبه, 08.16.2010, 12:15am (GMT)

 مالی سازی: علت بحران؟

مایکل رابرتز

ترجمه: آرمان پویان

مقدّمۀ مترجم:

در طی بحران جاری سرمایه داری جهانی و بحث بر سر علل وقوع آن، برخی از اقتصاددانان مارکسیست روی مسألۀ "مالی شدن" (Financialization) سرمایه داری در طی سی سال گذشته تأکید داشته و به طور خلاصه بر این اعتقادند که بخش گستردۀ مالی در سیستم سرمایه داری، به مجموعه ای مجزّا از کلّ این بدنه تبدیل شده است و در نتیجه قوانین خاصّ خود را دارد. بنابراین، بحران کنونی اقتصادی را نمی توان با تکیه بر قوانین کلاسیک مارکسیستی (یعنی اضافه تولید و نزولی بودن نرخ سود) توضیح داد. در مقابل این جریان فکری، بسیاری- من جمله رفیق و استاد گرامی رابرتز- از نزولی بودن نرخ سود (چیزی که مارکس از آن به عنوان مهم ترین قانون اقتصاد سیاسی یاد می کرد) به عنوان دلیل اصلی بحران نام می برند و نشان می دهند که بخش مالی، با وجود گسترش از طریق ابداع انواع ابزارهای مالی، بخشی قائم به ذات و جدا از کلّ سرمایه داری نیست. البته به اشاره بگویم که در بین اقتصاددانان مدافع کاربرد قانون سوددهی در تبیین و توضیح بحران جاری، از نقطه نظر شیوۀ محاسبۀ نرخ سود (فی المثل استفاده از قیمت های تاریخی یا جاری یا هر دوی این ها) اختلافات و بحث هایی وجود دارد که موضوع این مقاله نیست.

***

ابتدا باید به مسأله ای که در مطلب پیشین خود- بحران مالی یا اقتصادی؟ (1)- مطرح نمودم، بازگردم؛ چرا که از قرار معلوم اقتصاددانان رادیکال بسیاری هستند که ادّعا می کنند علل رکود بزرگ فعلی با توضیح "کلاسیک مارکسیستی" مبنی بر کاهش سوددهی [یا در واقع همان میل به نزولی بودن نرخ سود] همخوانی ندارد.

خیر، از نظر این اقتصاددانان، رکود بزرگ واقعاً محصول تحوّلی جدید در سرمایه داری، یعنی تسلط رو به رشد و "خودمختاری" بخش مالی نسبت به مابقی بخش های سرمایه داری است؛ این پروسۀ مالی سازی، طی 30 سال اخیر با شدّت در حال اجرا بوده و با سقوط بخش مالی در سال 2007،  که به رکود منجر شد، به نقطۀ اوج خود رسیده است. [از نظر این دسته از اقتصاددانان] توضیح مارکسیستی از بحران مذکور دست کم به چند دلیل اشتباه است:

اوّلاً، نرخ سود پیش از بحران رو به کاهش نبود و به علاوه از اوایل دهۀ 1980 تاکنون، نه در حال سقوط، که رو به افزایش بوده است. فی المثل در بین نظرات مختلف، به اظهارات لاپاویستاس در نوشتۀ قبلی من نگاه کنید (کوستاس لاپاویستاس، مالی سازی و انباشت سرمایه داری، تحقیقات پول و مالیه، فوریۀ 2010)

ثانیاً، افزایش سوددهی اساساً به علت استثمار بیشتر نیروی کار تحت آن چه که "نئولیبرالیسم" خوانده می شود- یعنی نسخۀ جدید سرمایه داری که از اوایل دهۀ 1980 به عنوان واکنش سیاسی استراتژیست های سرمایه به مبارزات رو به گسترش کارگران آغاز گردید- بوده است. یک سری از رکودهای اقتصادی، ابزارهای دولتی علیه اتحادیه های کارگری و تکه تکه شدن دولت از طریق خصوصی سازی و مقرّرات زدایی، همه و همه راه را برای تفوق نئولیبرالیسم باز کرد. این موضوع خود را در کاهش سهم ارزشی که نصیب نیروی کار می شود - در مقایسه با آن چه که به طبقۀ سرمایه دار می رسد- نشان داد. سهم سود افزایش یافت و دقیقاً به همین دلیل است که نرخ سود نیز افزایش پیدا کرد- نه به دلیل قانون کلاسیک مارکس مبنی بر افزایش ترکیب ارگانیک سرمایه [نسبت سرمایۀ ثابت به متغیّر].

در کنفرانس اخیر "مارکسیسم سال 2010" در لندن، اوایل ماه ژوئیه، این دیدگاه شفاهاً از سوی آلفردو سعد فیلو (Alfredo Saad-Filho) بیان شد که ادّعا می کرد رکود بزرگ یک "بحران حبابی شکل" در مرکز بخش مالی بوده است. به علاوه، سعد فیلو گفت که تمامی رکودها از دهۀ 1980 به این سو، با ترکیدن اعتبارات اضافی یا مازاد ایجاد شده اند، و نه با بحران در انباشت به خاطر تنزل نرخ سود.

به گفتۀ سعد فیلو، هر بحران برای خود خاص و منحصر به فرد است و برای بحران سرمایه داری، دلیل با اهمیّت تر یا کم اهمیّت تری، آن طور که طرفداران قانون سود دهی مارکس ادّعا کرده اند، وجود ندارد و ضمناً، مارکس به واقع هرگز تئوری ای برای بحران نداشته است.

کسانی از بین ما که سعی داشته تا از قانون سود دهی مارکس دفاع کنند، قویّاً به چنین اظهاراتی پاسخ داده اند. به عنوان نمونه، اندرو کلیمن در اثر خود "کاهش مستمر در سوددهی، اساس بحران جاری" (2) می نویسد که سود شرکتی ایالات متحده در سرتاسر دورۀ "نئولیبرالیسم" طی سال های دهۀ 1980 و دهۀ 1990 کاهش یافت. اندرو هم چنین در مقالۀ دیگر خود با عنوان "ارباب کلمات" (3) تئوریسن های مقولۀ مالی سازی را مورد انتقاد قرار داد.

من در کتاب خود، رکود بزرگ، و هم در نوشتۀ اخیرم با عنوان "علل رکود بزرگ: تفسیرهای متعارف و غیرمتعارف، و گلچین کنندگان آن" برای کنفرانس اقتصاددانان نامتعارف (که در "بوردو"ی فرانسه و اواسط ماه ژوئیه برگزار شد)، به شکل دیگری با این مسأله برخورد کرده ام.(4)

نخست آن که طبق محاسبات من، نرخ سود از سال 1982 افزایش یافت. امّا با رسیدن به نقطۀ اوج خود در سال 1997، هم چنان در سطحی کم تر از نقطۀ اوج خود در سال 1964 قرار داشت. این داده ها در کتاب من موجود است.(5) بنابراین در نرخ سود، هم روند ادواری و هم روند بلند مدّت وجود دارد.

ثانیاً، افزایش نرخ سود طی سال های 1982 تا 1997 را نمی توان تنها با افزایش در استثمار کارگران، آن طور که طرفداران "مالی سازی" ادّعا می کنند، توضیح داد. به علاوه، طبق محاسبات من، دست کم 40 درصد از این افزایش، به خاطر کاهش در ترکیب ارگانیک سرمایه بوده است. در این دوره، انباشت سرمایه با نرخی به مراتب کندتر از پرداخت هزینه های جبرانی برای نیروی کار رشد می کرد.

ثالثاً، نرخ سود ایالات متحده، بر خلاف اظهارات "نئولیبرال" ها، از سال 2005 به این سو، رو به کاهش بوده است.

بنابراین، رکود بزرگ عیناً مشابه آن بحران کلاسیک مارکسیستی در سال های 1974- 7519  است. این درست است که بخش مالی در دورۀ منتهی به رکود بزرگ از طریق تزریق مبالغ عظیم "سرمایۀ موهوم" به اصطلاح باد کرده است؛ به ویژه پس از سال 2002، زمانی که اشکال مختلف اعتبار (من جمله مشتقات اعتباری و تعهّدات با پشتوانۀ بدهی- CDO) ناگهان وارد عرصه شد و حباب املاک آمریکا ترکید؛ و در نتیجه بحران در بخش مالی رخ داد و از رکودهای پیشین به مراتب بزرگ تر بود.

امّا مسألۀ من اینست که ایالات متحده از سال 1997، در فاز نزولی سوددهی بود، و هم چنین از سال 1982، در فاز نزولی سیکل بلندتر قیمت های تولید (سیکل کندراتیف) قرار داشت. با ترکیب این دو، رکودهای اقتصادی بیش تر و عمیق تر و بهبودهای ضعیف تر اقتصادی ایجاد شد. این فاز نزولی هم چنان تا حدود سال 2015، ادامه خواهد داشت.

سعد فیلو در کنفرانس مارکسیسم به ما گفت که این قدرت نظم "نئولیبرالی" است که حتی رکود بزرگ هم سیستم سرمایه داری را از اساس تهدید نخواهد کرد، چرا که کارگران بیش از حد ضعیف اند یا برای مبارزه، بسیار متشتت هستند.

چنین چیزی می تواند درست باشد، امّا ادّعایی اقتصادی نیست. آن چه رکود بزرگ نشان داد این بود که تئوری کلاسیک مارکسیستی بحران بهترین توضیح برای آن چیزی است که رخ داده. سرمایه داری ذاتاً بی ثبات است و در قالب سیکل های رونق- رکود حرکت می کند. همان طور که [الن گرین اسپن] رئیس سابق بانک مرکزی و سمبل نئولیبرالیسم گفت "مگر این که یک گزینۀ اجتماعی برای کنار گذاشتن بازارهای دینامیک و فشار برای نوعی برنامه ریزی متمرکز وجود داشته باشد؛ والا من نگرانم که جلوگیری از حباب ها نهایتاً غیر عملی باشد. کاهش و تخفیف عواقب، تمام چیزیست که می توانیم به آن امیدوار باشیم." (بحران، مارس 2010)

قطعاً هر بحرانی، ویژگی های خاصّ خود را دارد؛ رکود بزرگ هم خصوصیات خود را داشت: "بانکداری سایه ای"، ابزارهای خاصّ سرمایه گذاری (SIV)، مشتقات اعتباری و إلی آخر. امّا دلیل اساسی، هم چنان ماهیّت سود در نظام تولید است. اگر مالی سازی به آن معنا باشد که بخش مالی خود را از نظام گسترده تر سرمایه داری جدا کرده، این برداشتی به وضوح اشتباه است.

 

     (1) http://thenextrecession.wordpress.com/2010/06/15/a-financial-or-economic-crisis/

     (2) http://akliman.squarespace.com/persistent-fall

     (3) http://akliman.squarespace.com/storage/Masters%20of%20Words%20pdf%202.20.10.pdf

     (4) http://thenextrecession.files.wordpress.com/2010/07/the-great-recession-paper-for-bordeaux.pdf

     (5) http://www.lulu.com/product/paperback/the-great-recession/6079458

منبع :

http://thenextrecession.wordpress.com/2010/07/19/financialisation-the-cause-of-the-crisis/

توضیح مترجم:

* عبارات داخل کروشه در متن، از مترجم است.

* مایکل رابرتز، در کتاب "رکود بزرگ" (فصل ششم، مارکس و چرخۀ سود، ص. 34)، "ارزش" ایجاد شده به وسیلۀ نیروی کار آمریکا در هر سال را با استفاده از ارقام تولید ملی اقتصاد ایالات متحده محاسبه می کند. سرمایۀ ثابت نیز به عنوان ارزش کلّ موجودی انباشت شدۀ دارایی های ثابت متعلق به مشاغل، به جز مسکن و دارایی های متعلق به دولت، در نظر گرفته شده است. هم چنین در این جا سرمایۀ متغیّر، که اسماً هزینۀ استخدام نیروی کاریست که آن "ارزش" را ایجاد می کند، به عنوان کلّ "هزینه های جبرانی" (Compensation) پرداخت شده به کارکنان (شامل دستمزد و مزایا) در نظر گرفته می شود. بدین ترتیب، تفاوت بین ارزش کل و سرمایۀ ثابت و متغیّر، ارزش اضافی سالانه را، به همان شکلی که مارکس تعریف نمود، به دست می دهد.

در همین فصل (صفحۀ 33)، رابرتز با نمایش روند نرخ سود و ترکیب ارگانیک سرمایه طی سال های 1948 تا 2005 در قالب یک نمودار، چند نتیجه گیری انجام می دهد:

اوّل؛ تحت سیستم سرمایه داری، متوسّط نرخ سود کاهش پیدا می کند. دوّم؛ با کاهش نرخ سود، ترکیب ارگانیک سرمایه افزایش می یابد و بالعکس. درست همان طور که مارکس ادّعا می کرد. سوّم؛ متوسّط نرخ سود در دورۀ طلایی 1948 تا 1965، عموماً بسیار بیش تر از نرخ سود در دورۀ فعلی است. چهارم؛ به نظر می رسد که نرخ سود در قالب موج های تقریباً 16 تا 18 سال، به طور صعودی و بعد نزولی حرکت می کند. پنجم؛ اگر چنین چیزی درست باشد، ما اکنون در موجی به سر می بریم که متوسّط نرخ سود در آن کاهش خواهد یافت و تا حدوداً سال 2015، به مقدار پیشین خود در سال 1982، اگرنه کم تر، خواهد رسید. ششم؛ این موضوع بدان معناست که سرمایه داری هم اکنون در دوره ای قرار دارد که طی آن بحران اقتصادی، رایج تر و شدیدتر و بازتاب سیاسی آن، وسیع تر خواهد بود.

Roberts, Michael. "The Great Recession: Profit Cycles, Economic

Crisis-A Marxist View" (2009), page: .33

در شکل فوق، نرخ سود (بنا به تعریف مارکسیستی) و ترکیب ارگانیک سرمایه در اقتصاد آمریکا (1948-2005) طبق محاسبات رابرتز نشان داده شده است. (تغییرات نرخ سود، روی محور چپ و تغییرات ترکیب ارگانیک سرمایه، روی محور راست قرار دارد)

* بانکداری سایه ای (Shadow Banking)، شامل مؤسّسات مالی غیربانکی می شود که در تأمین پول مورد نیاز مشاغل برای ادامۀ فعّالیّت، در قالب قرض، نقشی حیاتی دارند.

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
متن کامل کتاب «دروغ بزرگ»؛ 7 (08.16.2010)
متن کامل کتاب «دروغ بزرگ»؛ 6 (08.08.2010)
فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5 (08.08.2010)
سازمان پيمان آتلانتيك شمالي(ناتو) N.A.T.O (08.01.2010)
هوگوچاوز، رئیس جمهور ونزوئلا با خبر نگاربی بی سی (08.01.2010)
فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3 (08.01.2010)
متن کامل کتاب «دروغ بزرگ»؛4 (08.01.2010)
پناهندگی يك حق است نه يك امتياز (07.29.2010)
آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی / (07.26.2010)
متن کامل کتاب «دروغ بزرگ»؛ 3 (07.26.2010)