دوشنبه, 11.20.2017, 06:07am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
Sunday, 10.03.2010, 11:36pm (GMT)

عبدالحسین تلاش   

۲۹ سپتمبر ۲۰۱۰

 

شایعهء گردش  حزب كارگر انگليس به چپ

     اد میلیبند که گفته می‌شود به جناح چپ حزب کارگر وابسته است، روز شنبه مورخ ۲۰ سپتمبر سال روان، با ۶۵ /۵۰ درصد آرا به عنوان رهبر جدید حزب کارگر انتخاب شد؛ در حالیکه برادرش دیوید ۳۵/۴۹درصد آرا را به دست آورد. وي از نزدیکان گوردون براون، رهبر پیشین حزب کارگر به شمار می‌رود و به همین دلیل او را یک براونیست می‌دانند; وگفته می شود که دیوید به حلقه تونی بلر، رهبراسبق حزب کارگر نزدیک ‌تر است و اصطلاحا به او بلریست می‌گویند.

    اد میلیبند تاکید کرد که او شخصیتی مستقل در عرصه سیاسی بریتانیا است. او همچنین این اتهام را رد کرد که وابسته به اتحادیه‌های کارگری است. اد میلیبند همچنین ياد آورشد کرد که دوره کارگر جدید به سر آمده است.

    به گزارش روزنامه گاردین، رهبر جدید حزب کارگر، در جریان نشست این حزب در شهر منچستر به این عنوان انتخاب شد؛ سخنان رهبران اتحادیه‌های کارگری را که پس از اعلام نتایج ادعا می‌کردند اد میلیبند فردی وابسته به آنان است، رد کرد. این در شرایطی است که میلیبند پس از آنکه توانست حمایت شماری از فعالان اتحادیه‌های کارگری را به دست آورد، موفق شد به عنوان رهبر جدید حزب کارگر انتخاب شود.

    اد میلیبند با وجود آنکه نتوانست آراء نمایندگان حزب کارگر در پارلمان بریتانیا و همچنین اعضای حزب کارگر را به دست آورد، اما موفق شد با اتکا به آراء اتحادیه‌های کارگری، رهبری حزب کارگر را بر‌عهده بگیرد.

     نمایندگان حزب کارگر در پارلمان بریتانیا و همچنین اعضای این حزب رأی خود را به دیوید میلیبند برادر بزرگ ‌تر اد میلیبند که وزیر‌خارجه پیشین بریتانیا بود، داده بودند.

    اد میلیبند پس از انتخاب به عنوان رهبر جدید حزب کارگر در یک مصاحبه وعده داد که «بی‌عدالتی‌های بزرگی» را که طبقه متوسط جامعه با آن مواجه است از میان خواهد برد. او همچنین از قصد خود برای بررسی منصفانه تصمیم دولت مبنی برکاهش هزینه‌ها خبر داد.

     اد میلیبند که از سوی رهبران سه اتحادیه کارگری بزرگ که بزرگترین اتحادیه‌های کارگری بریتانیا به شمار می‌روند، مورد حمایت قرار گرفته بود، لقب «Red Ed» یا اد قرمز را که اشاره به چپ گرا بودن فوق‌العاده او دارد، رد کرد. او همچنین انتقاد‌های شماری از رسانه‌ها که او را «‌خسته‌کننده» و «‌بی‌ارزش» نیز می ‌خواندند، تقبیح کرد.
این در شرایطی است که تحلیل
‌گران امور سیاسی بریتانیا، پیشتر تاکید کرده بودند که اد میلیبند به جناح چپ حزب کارگر تعلق دارد.

    اد میلیبند در بخشی از مصاحبه خود با بی.‌بی.‌سی گفت:

   «‌من آدم هیچکس نیستم. من آدم خودم هستم. موضع من در این مورد بسیار شفاف است.»
رهبر جدید حزب کارگر با وجود آنکه تاکید کرد،
عصر جدیدی برای این حزب آغاز شده‌است؛ اما در عین حال اضافه کرد که قصد ندارد حزب کارگر را به سوی چپ روی هدایت کند. او دیروز صبح در اظهارنظری بطور جالب چنين گفت:

     «‌کارگر جدید مرده است.»

    اد میلیبند در ادامه مصاحبه با بی.‌بی.‌سی اظهار داشت:

 «موضوع این نیست که من به رهبری خود در حزب کارگر چگونه نگاه می‌کنم. موضوع این نیست که حزب را به سوی چپ‌ خواهم کشاند، موضوع اصلا این نیست. من سیاستمداری میانه ‌رو هستم اما موضوع این است که میانه ‌روی را چگونه تعریف کنیم.»

    همزمان با آغاز نشست سالانه و پنج روزه حزب کارگر در شهر منچستر، رهبر جدید این حزب تاکید کرد که حزب کارگر نیاز دارد تا از خود فروتنی نشان دهد و برای ایجاد تغییر در نگرش خود درباره دلایل شکست حزب در انتخابات سراسری آماده باشد.

    میلیبند تاکید کرد که اقدام «حزب کارگر جدید» (New Labour) دردهه ۱۹۹۰ برای جذب همه اقشار جامعه عمل درستی بود، اما این حزب لزوما نباید همچنان به سیاست‌های رادیکالی که در آن دوران باعث موفقیتش شد، پایبند بماند.

بعضاً استدلال میكنند كه گویا اصطلاحات کارگر جدید و« راه سوم »پس از آن مطرح شد که تونی بلر در سال ۱۹۹۴میلادی رهبری این حزب را بر‌عهده گرفت و با همکاری گوردون براون روش جدیدی را در سیاست ‌ورزی این حزب و«چپ ‌روی»، پیشه کرد. روشی که بلر و براون برای هدایت حزب کارگر اتخاذ کردند، باعث شد تا به حزب کارگر، حزب کارگرجدید یا New Labour هم گفته شود. امااقدامات ۱۲ ـ ۱۳ سالهء این حزب (كه درحاكمیت قرار داشت)،كاملاً عكس این ادعارا نشان میدهد كه بعداً به آن خواهیم پرداخت.

    رهبر جدید حزب کارگر در جریان سخنرانی خود گفت كه برای آينده فرمول جدیدی نیاز است. او تاکید کرد:

    «‌لازم نیست که شما یک چپ‌ گرا باشید تا موارد زایدی را که در اولویت جامعه ما قرار گرفته و اشتباه و نا‌عادلانه است، مشاهده کنید». او اضافه نمود:

    «‌حرف من این است که حزب کارگر جدید در ابتدا بسیار رادیکال بود، یک دولت اصلاح‌ طلب بود، ما مردمی بودیم که تشنه تغییر در بریتانیا بودیم، ما می‌گفتیم که بی‌عدالتی‌ها و مشکلاتی در جامعه ما وجود دارد که باید آنها را از بین ببریم. من از این هراس دارم که ما تبدیل به یک تشکیلات شویم و هنگامی که شما تبدیل به یک تشکیلات شدید، شما را از قدرت بیرون می‌اندازند.» ؛ اما آقای اد میلیبند توضیح نمیدهد كه چه نوع رادیكال ؟ ارچندیكه اقدامات سیاسی، اقتصادی ونظامی راستگرایانه وافراطی دولت انگلیس به رهبری حزب كارگردر دورهء حاكمیت آن، به جهانیان و به مردم آنكشور كاملاً روشن است.

     اد میلیبند اضافه کرد:

    «‌بی‌عدالتی‌های بزرگی وجود دارد که بریتانیا باید با آن دست و پنجه نرم کند، بسیاری از این مشکلات، طبقه متوسط جامعه را تحت ‌تاثیر قرار داده‌است، طبقه‌ای که به سختی و ساعت‌های طولانی کار می‌کنند و وقت کافی ندارند تا بچه‌های خود را ببینند، آنها نگران فرزندان خود هستند و مقروض می‌شوند، آنها نگران مسکن هستند. اینها همان مردمی هستند که من برای آنها سخن می‌گویم».

   اد میلیبند تاکید کرد که قصد دارد به «‌مخالفی مسوولیت ‌پذیر» برای دولت ائتلافی کنونی بریتانیا تبدیل شود. او در این مورد گفت:

  «‌من قصد ندارم که با هر اقدام دولت ائتلافی بریتانیا مخالفت کنم. من اقدامات دولت را منصفانه قضاوت خواهم کرد.»

 از برنامه‌های مهم كه آقای اد میلیبند، بدان اشاره نموده است، ازجمله افزایش در مالیات‌ بانک‌ها، حق کمیسیون کاری بیشتر، تلاش برای کاهش اختلاف طبقاتی، افزایش تدریجی مالیات‌، بالا بردن دستمزد‌ها و حمایت بیشتر از کارگران در رقابت‌های شغلی با مهاجران است.

آیا رهبر جدید حزب كارگر انگلیس با این همه وعده و وعيد های كه گفته میشود« پوچ، بی اساس وفریبنده» است، میتواند معضلهء فراگیربیكاری، تورم و گرانی وشکاف جهنمی فقروغنا و فاصله عمیق و روز افزون طبقاتی ( كه به گزارش یک نهاد خیریه بین المللی، یک چهارم جمعیت این كشورزیرخط فقر زنده گی میکنند)؛ رکود اقتصادی، کسر بودجه، كاهش خدمات اجتماعی،« بیعدالتی، مشكلاتی موجود» ...درجامعه را، حل كند؟    

  همانگونه كه دردورهء حاكمیت تونی بلر و گوردن برون و مهره های متنوع كابینه های آنان، (باوصف وعده های مشابه وپیاپی آنان درآستانهء كمپاین انتخاباتی ومدت هاقبل ازان)، نه تنها بی عدالتی، جرم وجنایت وخودکشی؛ فقرو تورم و كساد ورکود اقتصادی ... دركشورانگلیس رفع نگردیده؛ بلكه ابعاد بیشتر كسب نمود. همینطورازرئیس جدید حزب كارگر«متمایل به چپ»، نیززحمتكشان این كشوردر آینده (اگراین حزب لگام حاكمیت كشور رادردست  گیرد)، همچون انتظاری را نه باید داشته باشند؛ چونكه ماشین دولتی در دست سرمایه دارانی قرار داردكه تصمیم گیرنده گان اصلی روی سرنوشت سیاسی واقتصادی جامعه اند. سیا ستمداران وهمه مهره های تشكیلاتی واداری چنین حزب واحزابی یا مزدوران و وابستگان طبقات حاكم مرفه واستثمارگر كشوراند وبطور مستقیم ویا غیر مستقیم ازهمین طبقات نماینده گی میكنند! 

زیرا«دموكراسی بورژوازیی، فقط می تواند به بورژوازی خدمت كند...»، چونكه این نوع دموكراسی، دموكراسی مردمی نه بلكه دموكراسی دولتی است؛ كه «مردم زیرسیل تبلیغات دولتی، آنهم با مصارف گزاف، تاپای صندوق های رٱی كشانیده می شوند وبعداً تا عرفهء انتخابات دیگر، توسط احزاب رقیب بورژوازی بكلی فراموش میگردند.»!

 بنابران چنین احزابی باگذشته های بسا آزموده شدهء شان، در صورت قرار گرفتن در رٱس حاكمیت دولتی ، اراده ویا هم قدرت مستقلانهء اجراییوی برای تغییر ریشه یی نظام به نفع زحمتكشان وبرای تٱمین كامل عدالت اجتماعی، نداشته ونخواهند داشت؛ فقط میتوان به ریفورم های خُرد وكوچكی كه بنیاد نظام سرماید داری ومنافع ثروتمندان را حفظ نماید چشم امید بست؛ فقط امید! زیرا كه «قوهء اجرائیهء دولت، چیزی نیست جز مجلس برای ادارهء امورعمومی بورژوازی» وفقط به نفغ بورژوازی وبرای حفظ سیادت آن؛ چون این قوهء اجرائیه ساخته  ومولود خود سرمایه دارانی است كه شاهرگ های اقتصادی وسیاسی  ورسانه های جمعی ودیگربخش های اثر گذاراجتماعی  كشوررا در اختیاردارند ودرخدمت خود.

  تصادفی نبود كه اد میلیبند رهبرجدید حزب« کارگر» انگلیس، ساعاتی پس از« اعلام نتایج انتخاب رهبری حزب کارگردر اظهارنظری تلاش کرد خود را وامدار اتحادیه تجاری و کارگری نداند...ودر واکنش به ابراز نگرانی ها از سیاست های چپ گرایانه و رادیکال حزب کارگر با قرار گرفتن او در راس حزب کارگر...»، دراولین مصاحبه پس از انتخاب به رهبری حزب کارگر انگلیس گفت:

«من در جیب اتحادیه‌های کارگری نخواهم بود و انتخاب من مبین گرایش به چپ حزب کارگر نیست.»

ضروری است تا گفته شود كه دلایل تجدید نظر ویا هم اقدام به تعدیل در سیاست كلی چنین احزاب وپیوست به آن گماردن رسانه های جمعی بمنظورتبلیغ به نفع «تغییرمشی» ویا«مشی جدید» آنان، اینست كه این احزاب بنابر فریبكاری ها و دروغگویی ها وحتاخیانت های پیاپی خود ویاحزب رقیب شان به آراء و اعتماد مردم، دیگر نمی توانند به شیوه های سابق به حیات سیاسی خود ادامه دهند وبه فریب مردم بپردازند.

چنانچه همین حزب كارگرانگلیس طوریكه بیان یافت درسال ۱۹۹۴میلادی، دست به چنین نام و اقدامی، دربرابر حزب محافظه كار وسیاست ضد مردمی تاچر(همان

«مارگارت تاچر» كه درزمان زمامداری اش بی شرمانه بیان داشت: "چیزی به نام جامعه یا طبقه وجود ندارد، ما با فرد یا حداکثر افراد سرو کار داریم ") و« تاچریسم» زد؛ اما تجارب تخمین ۱۲ سال گذشته نشان دادكه حزب كارگرهمان شعارها و اقداماتی تاچر ـ ریگان را پیشه گرفت وانجام دادكه ماهیت آنرا درسطح داخلی وجهانی «نیولیبرالیسم» و« جهانی سازی» قهری سرمایه وسرمایه سالاری؛ تعقیب روند افراطی و شتابنده یء« خصوصی سازی»؛ «بازار آزاد»؛ « آزادی تجارت» و«آزادی فرد» ( كه منظور اصلی آن، « آزادی همان فرد بورژوا» است) و ...، تشكیل میداد؛ یعنی دوام بهره كشی نیروی كار( چه درسطح ملی وچه درسطح بین المللی)؛ بعبارهء دیگرتشدید حفظ و توسعهء حتی المقدور كارزنده بمثابه ابزار برای زایش وافزایش كارمتراكم وانباشت سرمایه؛ وتحكیم پایه های حاكمیت سیاسی ـ اقتصادی طبقهء استثمارگرجامعه!

افزون بران، ارائه اطلاعات دروغ و دستكاری شده به مجلس عوام انگلیس غرض حمله به عراق بنام خلع آن كشور از«سلاح كشتار جمعی»، وآغازجنگ فاجعه آفرین علیه آن سرزمین؛ حمله به افغانستان درسال ۲۰۰۱، در ائتلاف نامقدس با امپریالیسم آمریكا، به بهانه مبارزه عليه تروريسم وبه خاك وخون كشانیدن آن كشوركه تا كنون، پایان این

 « مبارزهء» دروغین ناپیدا است؛ ازجمله عوامل ودلایل دیگریست، كه به افول ستارهء اقبال سیاسی حزب كارگرانگلیس انجامید؛ واینك برای آنكه بتوانندجامعهء مدنی وتوده های زحمتكش كشورراكه ازحقایق سیاسی، اقتصادی واجتماعی جهان وسرزمین خود، جبراً وعمداً،(ازجمله «الزامات كسب معاش» ونابرابری های اجتماعی ـ اقتصادی)،  فاقد نقش آگاها نهء سیاسی نگهداشته شده اند، تحمیق نماید، از«ضرورت تغییرمشی» ویا «‌کارگرجدید مرده است» ویاهم «ازمیان برداشتن بی‌عدالتی‌های بزرگ...» و ازاین قبیل سخنان ووعده های مشابه وفریبندهء دیگربه حیث الفاظ و شعارهای زيبا، ولی دام گستر وصرفاً تبلیغاتی برای انحراف اذهان عمومى جامعه، استفاده نمایند!

………………..

منابع :

BBC 24 Hours / English News

www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp

www.donya-e-eqtesad.com

مانفیست حزب كمونیست : كارل ماركس وفریدریش انگلس

نقد فلسفهء حق هگل :کارل مارکس

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
درآمد خانواده های آمريکايی، برای دومين سال متوالی ۳ درصد کاهش يافت (10.03.2010)
اعتصاب هاي سراسري در روزاقدام عليه رياضت اقتصادي اروپا را فلج کرد (10.03.2010)
اسلام سیاسی در خدمت امپریالیسم (09.26.2010)
فراخوان حزب کمونیست پاکستان درباره ویرانی سیل و رویدادهای دگرگون‌ساز در این کشور (09.26.2010)
بازی شیطانی(4) پدرخواندگان سني (09.19.2010)
11 سپتامبر؛ سکانسي رقت آور از يک سناريوي پليد (09.12.2010)
بازتاب حقیقت خروج نیرو های آمریكایی از عراق، در رسانه های جهانی (09.05.2010)
فصلی از کتاب ( یاد داشت هایی از تاریخ): قسمت پنجم (09.05.2010)
در سوگ شصت و پنجمین سالگرد بمباران اتمی جاپان (09.05.2010)
بَختک"گرُباچف"در کرملین لانه دارد (09.05.2010)