دوشنبه, 11.20.2017, 06:01am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
Sunday, 12.05.2010, 09:48pm (GMT)

پیوست به گذشته

 

”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”

 منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد م- ل

 

 

(VIII)

اثر :

Erik Anderssonو

  Anders Carlsson

بازگردان: پیام پرتوی

………

آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟

آن صد سال کوتاه مصادف شد با فروپاشی آن به اصطلاح سوسیالیسم واقعی (سوسیالیسم با تمایلات سرمایه داری) و سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی. در نظم جدید جهانی نه سوسیالیسم به عنوان سیستمی اجتماعی رقابت کننده و نه آن به اصطلاح سوسیالیسم واقعی  زیست نمیکنند.

سرمایه داران از این جریان استفاده میکنند برای اینکه ادعا کنند که سوسیالیسم شکست خورده و معرف یک ناموفقیت تاریخست. این ادعا نه در اصل و نه از نظر شیوه تحلیل تاریخ درست است.

چگونگی برداشت از اینکه انقلابات تاریخی موفق میشوند و ا شکست میخورند سطحی و ایجاد سوء تفاهم مینماید. انقلابات جریاناتی بسیار مهم تاریخی هستند که با سرعتهای مختلف٬ وابسته به توازن قدرت میان طبقات و فاکتورهای اساسی که درآن اٽر میگذارند٬ تکامل و زوال ماهوی در آنها٬ اینکه میتوانند توسط ضد انقلابات نابود شوند و اینکه در میان طبقات٬ برنده و بازنده خود را دارند٬ به جهت های مختلف تکامل میابند.

اما آنها نه پیروز میشوند و نه شکست میخورند و در آن لحظه که قطع میشوند همیشه نتیجه ای از آن باقی میماند.

به زبانی ساده٬ جریانات انقلابی همیشه به جایی که جامعه و دانش اجتماعی به مرحله بالاتری رشد مینماید٬ اگر چه نه تا آن سطح حیرت آور که آغاز کنندگان آن راجع به آن فکر کرده بوده و به آن امیدوار بودند٬ ختم میشوند.

برای مٽال٬ انقلاب بزرگ فرانسه در سال ١٩٨٩ شکست خورد٬ نه به دلیل اینکه اولین جمهوری ظهور دوباره قیصر را طی حکومت ناپلئون بناپارت محکوم نکرد. زمانیکه این اتفاق افتاد٬ موج انقلاب در همانزمان لجوجانه آن دسته فئودالها و اشراف تفاله را نه تنها در فرانسه بلکه در قسمت بزرگی از اروپا به صورتی بیرحمانه نابود کرده بود. اگر چه اشراف توانستند طی یک حرکت ضد انقلابی بخشی از قدرت خود را باز پس گیرند٬ ولی تمامی قدرت به آنها بازنگشت. پادشاهی که بر تخت سلطنت نشست یک فئودال نبود بلکه یک سرمایه دار بود.

با اتخاذ اینچنین روشی برای مشاهده پدیده ها باید ما به این حقیقت نزدیک شویم که طبقه کارگر و به دنبال آن سوسیالیسم در کشورهای اروپای شرقی شکست خورد٬ و این شکست یک حقیقت است. طبقه کارگر و سوسیالیسم بخشا به دلیل فاکتورهایی که نیتی پلیدی را دنبال نمیکرد از جمله به دلایل عقب ماندگیهای اقتصادی و فرهنگی در کشورهایی که سوسیالیسم در آنها شکل گرفت و بخشا به دلایل ذهنی و عقلی از جمله ناتوانی در اداره مسائل اداری شکست خورد و موفق نشد که در مقابل فشار امپریالیسم و طبقه سرمایه دار که خود سیستم سوسیالیستی به آن فرصت خودنمایی داده بود مقاومت نماید. طبقه کارگر موفق نشد که سلطه را در جامعه حفظ کند٬ اما این به معنای آن نیست که سوسیالیسم طی ٧۴ سال به عنوان سیستمی در مقابل کاپیتالیسم ناموفق بود.

اجازه دهید که سوال را به شکل دیگری مطرح کنیم؟ چند مسئله مهم.

سوسیالیسم موجب ترقی کشورهایی شد که از نظر اقتصادی و فرهنگی عقب مانده بودند. روسیه یک مٽال روشن در این مورد است. در گزارش سالیانه بانک جهانی در ١٩٩۶ آمده است که در سال  ١٩١٣ بی . اٍن . پی یک روسی ١۰ %  از بی . اٍن . پی یک آمریکایی بود٬ ولی در سال ١٩٨٩ تا ۴٩ % افزایش یافت. به عنوان  یک مجموعه رشد همه جانبه اتحاد جماهیر شوروی طی دورانی که وجود داشت٬ علیرغم تمامی خرابیهایی که اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ جهانی دوم متحمل شده بود٬ بیش از آمریکا بود.

در میان پرانتز میتوان به این اشاره نمود که بانک جهانی اعلام کرد که  بی . اٍن . پی یک روسی در سال ١٩٩۴ ٬ ١٩ % از بی . اٍن . پی هر نفر در آمریکا بود. و این حکایت از آن در مجموع درجه پوسیدگی اقتصادی واجتماعی مینماید که بازگشت سرمایه داری در بر داشت.

اما بحٽ تنها بر سر اقتصاد نیست. در سال ١٩١٧ روسیه کشوری بود متشکل از افراد جاهل و بیسواد. تقریبا ٨۰ % درصد سواد خواندن و نوشتن نداشتند. ٢۰ سال بعد بیسوادی ریشه کن شده بود.  مردم روسیه دارای تحصیلات بالا بوده و فرهنگ روسیه از جمله فرهنگهای به نظیر جهان به حساب میامد٬  بخصوص برای اینکه استفاده از این دانش برای همه آزاد بود. تعداد بسیاری رفرمهای اجتماعی از جمله٬ بازنشستگی٬ تعطیلات همگانی٬ خدمات درمانی مجانی٬ مهد کودک مجانی برای همه بچه ها٬ به اجرا گذاشته شد. اینها تنها چند مٽال است. نه فقط یک پیشرفت اقتصادی٬ بلکه فرهنگی و اجتماعی.

در گزارس بانک جهانی چنین آمده است:

 نتیجه اجرای برنامه اقتصاد کمونیستی ارزش مطالعه را دارد. این برنامه یک استاندارد بالای زندگی صنتعی٬ بکار بردن سیاستهای مدبرانه تحصیلاتی٬ خدمات اجتماعی٬ ساختمان سازی و کار برای تمام مردم را در بر میگیرد – تمامی این پیشرفتها بر خلاف رکود اقتصادی دهه های ١٩٣۰ در کشورهای صنعتی بود. در آمدها تقریبا به صورت مساوی میان مردم تقسیم میشد واگر چه دولتی که شکل گرفت دولتی نبود که ملتش را از آسایش برخوردار کند اما دسترسی به یک زندگی استاندارد و با  ٽبات را ضمانت نمود.“ 

این قابل ذکر است که این گزارش توسط بانک جهانی٬ توسط ارگانی که نمتیوان آنرا دوستدار سوسیالیسم نامید نوشته شده بود.

سوسیالیسم همچنین به معنای این بود که اختلاف میان ملتها و مردم کاسته شد. یک همشهری روسی در مسکو تقریبا دارای همان شرایط زندگی بود که یک همشهری روسی در آسیای مرکزی٬ و شرایط زندگی یک همشهری در آلمان شرقی مانند یک همشهری اهل بلغارستان بود. نوعی از تساوی که باید با تفاوتهای مردم در میان کشورهای امپریالیستی و و دیگر قسمتهای جهان مقایسه میشد.

سوسیالیسم باعٽ شد که جنگ جهانی اول تمام شود. اگر به خاطر انقلاب روسیه و آن توفانهای انقلابی  در آلمان و دیگر کشورها٬ که سرمایه داری را حتی در آنجا به مصاف خود میطلبید نبود٬ کشتار دسته جمعی توده ها در جنگ سرمایه همچنان ادامه پیدا میکرد.

سوسیالیسم٬ آلمان – هیتلر و نازیسم را شکست داد. اگر روسیه سوسیالسیتی [اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی]نبود جنگ جهانی دوم بدون شک نتیجه دیگری داشت. کشورهای سرمایه داری در اروپای غربی مانند فرانسه٬ بلژیک٬ هلند و دانمارک٬ زمانیکه ارتش هیتلر وارد آنها شد٬ بدون هیچ مقاومتی تسلیم شدند. اتحاد جماهیر شوروی طی سه سال به تنهایی بر علیه قسمت اعظم ارتش آلمان مقاومت نمود. هیتلر وآلمان در جبهه شرقی شکست خوردند. ابتدا پس از پایان جنگ جبهه دیگری در غرب از طریق حمله به نورماندی باز شد.

سوسیالیسم وضعیت اجتماعی زنان را بخصوص از طریق دادن ضمانت حق کار و تامین امرار معاش خود گارانتی نمود. سوسیالیسم مساوات را به صورتی همه جانبه تضمین کرد و تاٽیر زیادی بر روی مبارزه زنان در سراسر جهان گذاشت.

وجود سوسیالیسم و اردوگاه سوسیالیستی به صورتی تعیین کننده مانع از پیشبرد سیاستهای استعماری شدت.

سوسیالیسم رفرمهای سیاسی و شیوه دیگری از تفکر سوسیالیستی را در کشورهای سرمایه داری موجب گشت و به این وسیله خشونت طبقاتی را در بسیاری از موارد جایگزین اصلاحات نمود. آن به اصطلاح خدمات اجتماعی  پاسخ مبارزه طلبیهای سوسیالیسم بود.

سوسیالیسم بصورتی بی نظیر در انجام این امر موفق شد. مسلما بدون این مبارزه طلبیهای سوسیالیستی جهان شکل دیگری داشت. بله حقیقت این است که امروز جهان به “سمتی غلط”٬ به سمت فاصله طبقاتی و فقر و تنگدستی برای میلیاردها انسان حرکت میکند چرا که در حال حاضر در جهان یک سوسیالیسم مبارزه طلب به شکل یک اردوگاه سوسیالیستی و به شکل یک طبقه کارگر مبارز آگاه که سرمایه داری را به مبارزه طلبی فراخواند وجود ندارد.

سوسیالیسم یک تجربه اجتماعی من در آوردی که مارکس و لنین آنرا اختراع نموده باشند نبود٬ امری که سرمایه داری میپندارد و قبل از هر چیز میخواهند به ما تلقین نماید٬. سوسیالیسم مبارزه طبقاتی بود٬ مبارزه ای بود جهت بوجود آوردن جامعه ای که قبل از ارضای مطالبات سرمایه در بدست آوردن حداکٽر سود٬ مطالبات انسانها را از همه جهات در الویت قرار میداد. به دلیل اینکه سوسیالیسم ابتدا در کشورهای عقب افتاده شکل گرفت مبارزه ای بود که در شرایطی بسیار دشوار به پیش برده شد و به صورتی پیوسته مورد حمله امپریالیستها قرار گرفت. پیروزیها و پیشرفتهای بسیاری بدست آمد اما در آخر طبقه کارگر موفق نشد که در مقابل دشمنان خارجی و داخلی خود  مقاومت نماید. سوسیالیسم شکست خورد ولی ناموفق نبود.

 

ادامــــه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
كارنامه آمریكا ، 234 سال نقض حقوق بشر (12.05.2010)
مانورهای بزرگ در آسیا (12.05.2010)
بازی شیطانی"سيد قطب" بخش چهاردهم (11.28.2010)
عرایضی به بهانه ی ("ملا بینظیر" مادر طالبان (11.28.2010)
اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند (11.22.2010)
بازی شیطانی شباهت های آشکار دو دوران - دو جانشین پس از ناصر در مصر بعد از خمینی در ایران (11.22.2010)
کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری (11.22.2010)
افشای اعدام یک بی گناه در آمریکا پس از 10سال (11.22.2010)
یمن، افغانستان تازه: آیندۀ جنگ با افراط گرایان اسلامی (11.15.2010)
نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه (11.14.2010)