دوشنبه, 11.20.2017, 06:06am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
دوشنبه, 12.27.2010, 01:44am (GMT)

پیوست به گذشته

 

”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”

 منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد م- ل

(XI)

……….

 

اثر :

  Erik Andersson و

  Anders Carlsson

بازگردان: پیام پرتوی

     یک نقش جدید برای ناتو

     همانطور که گفته شد ناتو به عنوان ارگانی در خدمت امپریالیسم آمریکا برای نشان دادن قدرت و تسلط بر اروپای غربی که اختلافات با اتحاد جماهیر شوروی و آن تهدیدات ادعایی از جانب آنها بخشی از تضادهای میان آنها را تشکیل میداد٬ پایه گذاری شد.

     در سال ١٩٩١ زمانیکه که اتحاد جماهیر شوروی متلاشی شد٬ ناتو در خلاء قرار گرفت. دیگر تضادهای قبلی وجود نداشت و بهمین دلیل باید آهسته آهسته و جهت جلوگیری از هم پاشیدگی آن به دنبال بهانه جدیدی گشت که جای تضادهای قدیمی را پر کند.
البته در وزارت دفاع آمریکا٬ پنتاگون به صورتی پیوسته بر روی خلق تضادهای جدیدی کار میشد. این تلاشها در سندی به نام “سند سوق الجیشی” معرفی شد. البته بر روی این سند مهر سری خورده بود٬ اما روزنامه نیویورک تایمز به بخشهای از آن دست یافت و سپس در مارس ١٩٩٢ آنرا منتشر نمود:

     اولین وظیفه ما این است که از بوجود آمدن یک رقیب (برتری جهانی) جلوگیری نماییم. کشورهای متحد باید آنچنان خلاقیتی از خود نشان دهند که هر رقیب احتمالی را متقاعد نموده و به آنها نشان دهند که نباید به دنبال موقعیتی باشند که از مطالبات خود دفاع نمایند...”

این از اهمیت بسیاری برخودار است که از ناتو به عنوان یک از ارگان مهم برای دفاع وامنیت غرب حفاظت نماییم٬ به نحوی که ناتو به عنوان رابطی برای نفوذ آمریکا و شرکت کنندگان در امنیت اروپایی باقی بماند. ما باید از یک برنامه ریزی امنیتی اروپایی که جایگاه ناتو را به زیر سوال ببرد جلوگیری نماییم”.

     موضع جدید کاملا روشن بود. ناتو باید به عنوان وسیله ای برای نمایش قدرت امپریالیسم آمریکا در اروپا باقی میماند و علاوه بر آن نقشی به آن داده میشد که ادعاهای امپریالیسم آمریکا را در مورد آقایی بر جهان ضمانت نماید.
    
اکنون اجرای این برنامه جدید چندان هم آسان نبود. از قرار معلوم طبق ضوابط سابق٬ ناتو یک سازمان دفاعی دسته جمعی بود. وظیفه این سازمان این بود که اگر یکی از اعضای این سازمان مورد حمله قرار میگرفت٬ این وظیفه ناتو بود که از کشور مورد تجاوز دفاع نماید. به عبارت دیگر یک وظیفه دفاعی. بر طبق این ضوابط مناطق عملیاتی به مرزهای کشورهای شرکت کننده و مابین مناطق دریایی آنها محدود میشد٬ به عبارت دیگر اقیانوس آرام شمالی – و البته تا مرزهای کشورهای تجاوزگر. از قرار معلوم کمبود فرمولی که این امکان را بوجود بیاورد که ناتو به وسیله ای در دست امپریالیسم آمریکا جهت آقایی بر جهان قرار گیرد احساس میشد.

     اما ضوابط میتواند تغییر نماید و فرمولها در مقابل ادعاهای قدرتمندان سر خم نمایند. در سال ١٩٩١آمریکا  کشورهای عضو پیمان ورشو را به جلسه ای که شورای همکاری آتلانتیک شمالی NACC نامیده میشد دعوت نمود. این جلسه به سرعت به برنامه به اصطلاح “تدارکات امنیت سیاستی” ناتو ارتباط داده شد. ١٩٩۴ تشکیلات همکاری برای صلح٬ PFP پایه گذاری شد. در این تشکیلات بسیاری از کشورهای متعلق به روسیه سابق واقع در آسیای مرکزی شرکت کردند. ١٩٧٧ این جلسات با سازمان دادن شورای همکاری روپایی٬ EAPC که سرانجام تایید مینماید که آمریکا ناتو را از محدودیتهای ضوابطی آن خارج کرده ادامه یافت.

     در این گیر و دار آمریکا دست به یک بازی جنگی در کشور قزاقستان واقع در آسیای مرکزی زد. فرمانده این به اصطلاح “بازی” ژنرال آمریکایی John J Sheehan نامداشت. زمانیکه تصمیم گرفتند که این مانور را ارزیابی نمایند٬ Sheenhan توضیح روشنی از مقاصد پشت پرده این عملیات ارائه داد:
پیغامی که من میخواهم در اینجا ارائه بدهم اینست که کشوری بر روی سطح زمین نیست که ما نتوانیم به آن دست یابیم”.

     بدین ترییب ناتو به امپریالیسم آمریکا نقشی جدید و جهانی را با هدف آقایی بر جهان میدهد. این نقش جدید به واژه های ایدئولوژیکی نیز ملبس میشود. در کتاب خود “جنگ تمدنها”٬ پروفسور سابق هاروارد ساموئل هانینگتون مینویسد:
ناتو ضمانت امنیتی تمدن غرب بوده و مهمترین وظیفه آن اینست که از این تمدن را حفاظت نموده و از آن دفاع نماید.”

     در حال حاضر به ناتو٬ به نوعی نقشی به عنوان یک نیروی نظامی امپریالیستی جهانی داده شده است٬ اما این مهم است که تاکید کنیم که ناتو هنوز و قبل از هر چیز یک ارگان آمریکایسست٬ نه فقط  برای تجاوز بر علیه کشورها و رژیمهای ناخشنود از آمریکا٬ بلکه برای کنترل متحدان رقبای احتمالی. این تغییر ضوابط به آمریکا این امکان را میدهد که از ناتو در هر جایی که میخواهد استفاده نماید. به عنوان مٽال بر علیه یوگسلاوی ١٩٩٩ ٬ اما آمریکا این را ناممکن نمیداند که خودش و یا با همکاری متحدانی مجزا عمل نماید. به عنوان مٽال جنگ در افغانستان ٢۰۰١.

     سلطه خشنوت در جهان

     تلاشی اتحاد جماهیر شوروی احساس خوشایندی را در جهان سرمایه داری ایجاد کرد. مشاور سابق رییس جمهور آمریکایی و آن به اصطلاح فلیسوف Francis Fukuyama ادعا کرد که تاریخ در حقیقت پایان یافته است. فرانسیس فوکویاما در کتاب خود به نام “پایان تاریخ” مینویسد:

 اکنون تمام آینده ما یک سفر آزاداندیشانه در اقیانوس ابدی و نیرومند بازار آزاد است”.

     این ادعا کمی زیاده روی بود و درمیان رهبران آکادمیک چندان هواداری پیدا نکرد٬ اما بسیاری و قبل از همه اروپای غربی تصور نمودند و امیدوار بودند که در هر حال بشریت در آینده ناظر جنگ دیگری نخواهند بود٬ و از آن تهدید جنگی گسترده که پس از نطق وینستون چرچیل درسال ١٩۴۶در Fulton بالای سر بشریت در نوسان بود رها میشوند.

     اما اینطور نشد. بر عکس٬ دهه های اخیر از جنگ٬ از جنگهای داخلی خانمان برانداز ٬ از جنگهای خانمان برانداز در کشورهایی مانند یوگسلاوی٬ که در گذشته انسانها با فرهنگها و نژادهای مختلف موفق شده بودند شانه به شانه هم زندگی کنند٬ دهه هایی که قبل از هر چیز از جنگهای فاتحانه و مطقا امپریالیستی که آمریکا از طریق آن آگاهانه مواضع خود را در زمانیکه سلطه خشونت در جهان رقیبی واقعی را در مقابل خود نمیبیند حکایت مینماید.

     چند مٽال:

١ - ٩۰- ١٩٨٩. آمریکا به پاناما یورش برده و متحد قبلی خود Manuel Noriega را که تصور میشد بیش از حد از منافع داخلی پاناما دفاع مینمود از قدرت بر کنار نمود و ٢۰۰۰ پانامایی که اغلب آنها غیر نظامی بودند را قتل عام کرد.

٢- ٩١- ١٩٩۰. زمانیکه آمریکا و متحدانش جنگ را بر علیه عراق با این مقصود که کویت را که توسط عراق اشغال شده بود٬ کویتی که عراق آنرا کلنی خود دانسته و به عنوان بخشی قانونی از خاک خود میدانست٬ آزاد” نمایند٬ بیش از ٢۰۰۰۰ عراقی کشته شدند. این جنگ از نظر درجه خشونت در نوع خود بی نظیر بود. ماشینهای شخم زن ارتش آمریکا سنگرهای سربازهای عراقی را با خاک پوشانده و آنها را زنده بگور مینمودند. پناهگاهها بمباران شدند. تاسیسات آب و فاضلاب بمباران شدند. در مجموع ۵۴۰۰۰۰ هزار سرباز در عملیاتی که از جانب آمریکا رهبری میشد شرکت نمودند.
    
پس از جنگ آمریکا سیاست غیر انسانی محاصره اقتصادی را بر علیه عراق بکار بست. بر طبق محاسبات دست کم ١۰۰۰۰۰۰ عراقی٬ از میان آنها ۵۰۰۰۰۰ کودک٬ بدنبال جنگ و محاصره اقتصادی در عراق کشته شدند.

٣ - ٩۴-١٩٩٢. آمریکا با گرفتن ماموریتی رسمی از جانب سازمان ملل متحد سومالیا را اشغال کرد. این عملیات که نام عملیات بازگرداندن امیدOperation Restore Hope نام گرفته بود به قمیت جان ٧ تا ١۰ هزار سومالیایی تمام شد.

۴ - ١٩٩۵-١٩٩٢. آمریکا و ناتو در جنگ داخلی یوگسلاوی که خود و بخصوص اتحادیه اروپا سهم بزرگی در براه انداختن آن داشتند دخالت نمود. یک تحریم بر علیه یوگسلاوی و Montenegro آغاز شد و کشتیهای جنگی آمریکایی در اقیانوس آدریاتیک مستقر شدند. بیانیه ای در مورد منطقه ای در بوسنی که پرواز در آن ممنوع شده بود منتشر شده و توسط هواپیماهای آمریکایی مورد مراقبت قرار گرفت. هواپیماهای یوگسلاوی سرنگون شدند و مناطق مختلف کشور بمباران شدند.

۵- ٩۶-١٩٩۴. آمریکا دولت پاناما را که خود در گذشته آگاهانه در نصب آن شرکت کرده بود مورد تحریم قرار داد. در سال ١٩٩۶ نظامیان آمریکا پرزیدنت Aristide را که خود در سرنگون نمودنش شرکت کرده بودند دوباره بر اریکه قدرت نشاندند.

۶ - در سال ١٩٩۵کمی قبل از حمله نیروهای نظامی کراتی به منطقه صرب نشین Krajina هواپیماهای آمریکایی پایگاههای صربستانی را بمباران کردند.

٧ - ١٩٩٨ طی یک حمله موشکی از جانب آمریکا یک کارخانه دارو سازی در سودان با خاک یکسان شد. علت این حمله٬ گرفتن انتقام به خاطر حمله تروریستی به سفارت آمریکا در کنیا و تانزانیا اعلام شد. هزاران انسان در این حمله کشته شدند٬ اگر چه آماری از تعداد دقیق کشته شدگان در دست نیست٬ به دلیل اینکه آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل از رسیدگی در مورد جنایت جنگی در این رابطه جلوگیری نمود. همزمان و به همان دلیل مقر سازمان سیا در افغانستان مورد حمله موشکی قرار گرفت.

٨ - ١٩٩٨. آمریکا طی چهار روز عراق را بشدت بمباران نمود.

٩ - ١٩٩٩ آمریکا و ناتو دخالت جنگی را بر علیه یوگسلاوی آغاز نمودند. این حمله ١١ هفته به طول انجامید و ٢٣۰۰۰ حمله هوایی٬ که ترجیها بر علیه هدفهای غیر نظامی در صربستان و Montenegro متمرکز بود صورت گرفت. از جمله پلها٬ کارخانه ها٬ مناطق مسکونی٬ بیمارستانها٬ مدارس و کلیساها مورد حمله قرار گرفتند. جنگ و تحریم اقتصادی٬ تهیدستی اقتصادی را در یوگسلاوی بوجود آورد. یک سال بعد این تحریم اقتصادی و سیاسی منجر به تغییر رژیم در بلگراد شد. مقصودی که از ابتدا هدف جنگ بود.

١۰ - ٢۰۰١. ناتو در مقدونیه مستقر میشود. در این منطقه متحد سابق آنها در جنگ بر علیه یوگسلاوی٬ چریکهای آلبانیایی UCK جنگ داخلی را آغاز کرده بودند.

١١ - ٢۰۰١. پس از حمله های تروریستی و تماشایی بر علیه ورلد ترید سنتر World Trade Center در نیویورک و مقر نظامی پنتاگون در واشنگتن٬ جرج بوش “جنگ بر علیه تروریسم” را اعلام میکند٬ جنگی که چند هفته بعد با بمباران افغانستان٬ که دولتش متهم به حمایت از رهبر تروریستها اوساما بن لادن شده بود٬ آغاز شد. بزودی آشکار شد که هدف برکناری مسلمانان ارتجاعی طالبان حاکم در کابل و جایگزین نمودن آنها با یک رژیم سربراه٬ به عبارت دیگر دولتی که با امپریالیسم همکاری نماید٬ بود.

     در این دفتر بررسی جزییات تمامی این جنگها به صورتی مشروح و مفصل از جانبی بسیار طولانیست و از جانبی غیر ضروری٬ چرا که کتابهایی کناری بسیار جالبی٬ از جمله کتابچه “استفاده قدرتها از خشونت در جهان” که در مورد جنگ یوگسلاوی صحبت مینماید وجود دارند. با اینحال باید توضیحی کلی در این مورد داده میشد.

     در تمامی این جنگها آمریکا از دشمن که از صدام حسین و رژیم او در عراق٬ اسوبودان میلوزویچ و دولت او در بلگراد و اوساما بن لادن و رژیم ارتجاعی طالبانها در کابل تشکیل میشد٬ چهره هایی وحشتناک و عقب مانده ارائه میدهد٬ دشمنان ناخلفی که در مقابل آمریکای نیکوکار ایستاده اند. جنگ امپریالیسم آمریکا به عنوان جنگی میان خوب و بد معرفی شد – تبلیغاتی که مورد قبول بسیاری از مردم عادی قرار گرفت. تمامی آنها٬ صدام حسین٬ میلوزویچ و اوساما بن لادن و رژیم طالبان٬ همگی  دارای وجدانی پست و کٽیف بودند و ابدا از کسانی نبودند که به خاطر عدالت و برابری مبارزه مینمودند.

     اما تمامی اینها٬ کاملا و بدون توجه به اینکه این “بی وجدانها” واقعا کارهای زشتی نیز انجام داده اند٬ تبلیغات است. این جنگها به خاطر بد ذاتیها آغاز نشد٬ حداقل نه از جانب تجاوزگران٬ و آمریکا تا زمانیکه این بدذاتها از فرامین آنها فرمانبرداری مینمایند هیچ مخالفتی با آنها ندارد٬ امری که مثالهای فراوانی در مورد آنها وجود دارد. خیر٬ جنگ به خاطر بدست آوردن سلطه سیاسی و اقتصادی آغاز شد٬ اینکه امپریالیسم آمریکا نفوذ خود را در مناطق شوق الجیشی گسترش دهد و اینکه این رژیمها به دلایل ناسیونالیستی٬ مذهبی و یا دلایل دیگری٬ مانعی بر سر راه آنها بوده و باید٬ حتی با توسل به زور از سر راه برداشته میشدند.

     دلیل اقتصادی این جنگ نفت نام دارد. آسیای مرکزی و منطقه حوالی دریای مازندران پوشیده از بزرگترین چاههای نفت در جهان بوده و بالکان و افغانستان هر دو٬ نقطه تلاقی این مبارزه میباشند – دروازه اروپا به آسیا (بالکان) و نزدیکترین و مناسبترین راه ترانسپورت به اقیانوس هند (افغانستان). دلیل سیاسی این جنگ با روسیه هجی میشود و زمانی که به افغانستان مربوط میشود تا حدی به چین. امروز روسیه توسط عملکرد نابود کننده ضد انقلابیون سرمایه داری از هم پاشیده شده است٬ اما هیچکس٬ و بخصوص برنامه ریزان در واشنگتن بر این باور نیستند که این آشفتگی در روسیه ابدیست. امکانات مالی روسیه عظیم است و قدرت ارتش روسیه هنوز قابل توجه. زمانیکه که روسیه از زیر بار این خفت کمر راست کند که اینچنین نیز خواهد شد٬ آنزمان آمریکا را جهت آقایی بر آسیای مرکزی و مناطق حوالی دریای خزر به مبارزه طلبی فرا خواهد خواند. به همین دلیل این برای امپریالیسم آمریکا اهمیت دارد که تا زمانیکه روسیه ضعیف است و تجدید قوا ننموده است٬ که آنزمان شاید که دیر شده باشد٬ مواضع خود را در این مناطق تقویت نماید.

دلایل فوق به سادگی و بدون توجه به کلمات زیبا٬ عوامل آغاز این جنگها میباشند. اینها دلایلی هستند که قدرتهای جهانی به خاطر آنها از خشنوت استفاده میکنند: اینکه غارت امپریالیستی را در هر سوراخی که در جهان وجود دارد ضمانت نماید٬ اینکه مواضع امپریالیست آمریکا را به عنوان اولین قدرت جهان در این نابودی ضمانت نماید.

 

ادامـــه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
رهیدن از این دام (12.27.2010)
«جنبش چپ » و معادله ای از کاشف « نسبیت » هند برتانوی (پاکستان): (12.19.2010)
چرا مارکسیست ها از ویکی لیکس دفاع می کنند؟ (12.19.2010)
روبرت مرداک، غول یاامپراتور رسانه‌ای (12.19.2010)
افشاگری های ویکی لیکس و بازداشت مدیر آن! (12.19.2010)
پرونده نقض حقوق بشر در آمریکا از تبعیض بر اقلیتها تا شکنجه زندانیان (12.19.2010)
اسرار محرمانه بین المللی باید افشا گردد! (12.19.2010)
بازی شیطانی نسل جدید اخوان المسلمین طلایه داران القاعده (17) (12.19.2010)
انتشار اسناد تکان دهنده اشغال نظامی افعانستان و عراق! (12.19.2010)
پاکستان به یک برخورد جدی تر ضرورت دارد (12.19.2010)