دوشنبه, 11.20.2017, 05:59am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
دوشنبه, 01.10.2011, 02:26am (GMT)

پیوست به گذشته

 

”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”

 منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد م- ل

 

نوشتهء :

Erik Andersson

Anders Carlsson

(XIII)

….

بخش چهارم وآخرین قسمت

مبارزه بر علیه امپریالیسم

     امپریالیسم سیستمی جهانی از دیکتاتوری و استٽمار است که در زمینه اقتصادی بوسیله شرکتهای چند ملیتی و در زمینه سیاسی بوسیله قدرتهای بزرگ و نیروهای مسلح آنان رهبری میشود. این دو فاکتور ذکر شده دو پای یک بدن هستند. ایده شرکتهای بی هویت یک تخیل کودکانه است. همانطور که قبلا اشاره نمودیم ١٨۶ از ٢۰۰ شرکت بزرگ جهان از ٧ کشور٬ آمریکا٬ ژاپن٬ آلمان٬ فرانسه٬ هلند٬ سوئیس و انگلستان میایند. شرکتی چند ملیتی به مفهوم شرکت بدون تکیه گاه دولتی و پشتیبانی دولتی زیست نمیکند. شرکتهای چند ملیتی بیچارگانی هستند که بدون کمک دولتهای خود نه قادرند که خواسته های خود را در کشور زادگاه خود عملی نمایند و نه قادرند اوامر خود را در مورد بازار به دیکتاتورهای دیگر کشورها دیکته نموده و آنها را تحت کنترل خود درآورند. در نهایت قدرت سیاسی آنها و در اصل تمامی توان سیاسی آنها تکیه بر خشونت نظامی دارد که توسط دولت امپریالیستی به اجرا گذاشته میشود. بدون خشونت و بدون تهدید شرکتهای چند ملیتی قادر نیستند که دستگاه خصوصی ظلم و ستم خودشان را حفظ نمایند.

     بالای سر آن قدرتهای جهانی هیچ قدرت دیگری به جز قدرتهای بزرگ امپریالیستی که آنها را نمایندگی میکنند وجود ندارد. وقتی که بنیانگذار جنبش اتک Attac٬Ignacio Ramonet ادعا مینماید که سرمایه های مالی جهانی دولت خود ٬ یک دولت فرا ملی با ارگانها و حوزه عمل و قوانین عملیاتی خود” را بوجود آورده اند ـ یک دولت که به عقیده او از شاخه های بانک جهانی٬ سازمان معاملات جهانی٬ صندوق بین المللی پول٬ سازمان گسترش و همکاری اقتصادی تشکیل میشود ـ آگاهانه و یا ناآگاهانه از ذکر این حقیقت سرباز میزند که این شاخه ها در تمام قسمتها ابزاری هستند در دست قدرتهای بزرگ امپریالیستی و سرمایه های مونوپولی آنها٬ و قبل از هر چیز ابزاری هستند در دست امپریالیسم آمریکا. این ارگانها بخشهای تلفیق شده با سیستم امپریالیستی میباشند که وظیفه آنها باز کردن هر در بسته ای برای “رقابت” است. تلاشی برای توصیفی زیبا از چپاول و غارت امپریالیستی در دوران ما.

     امپریالیسم تهدیدی مستقیم و نابود کننده را بر علیه اکٽریت جامعه بشری تشکیل میدهد. در کشورهای صنعتی٬ پس از اینکه امپریالیسم در خانه خودش٬ خود را از بروز بحرانهای عمومی خود آسوده نمود٬  عنان اختیار از دست داده و به حقوق دمکراتیک سیاسی٬ اجتماعی و اقتصادی طبقه کارگر حمله برد. حقوق اتحادیه ای و دمکراتیک پایمال شده است٬ مقررات ساعات کاری و امنیت استخدامی تا حد زیادی لغو شده است٬ بیکاری دسته جمعی دائمی شده است٬ آن به اصطلاح رفاه اجتماعی را کاهش داده اند و قبل از هر چیز و به صورتی نسبی و به خصوص در آمریکا که در ردیف کشورهایی قرار دارد که کارگران کمترین دستمزد را دریافت مینمایند٬ دستمزد کارگران کاسته شده و سرمایه بر روی قسمت بزرگی از نتیجه تولید دست گذاشته است 

     در تمام کشورهای سرمایه داری طی سالهای ١٩٨۰ تا ٢۰۰۰ فاصله طبقاتی و به دنبال آن فقر و بیماریها و عدم سلامتی در میان تودها افزایش یافت.
    
پرفسور آمریکایی در اقتصاد Lester Thurow در مقاله ای که در نشریه The American Prospect منتشر شد نوشت:
ما میتوانیم بگوییم که سرمایه داری به طبقه کارگر اعلام جنگ داد و برنده شد”.

     تصویری غم انگیز. جنگ طبقاتی هنوز به اتمام نرسیده است٬ اما در اینکه سرمایه داری اولین جنگ آشکار را که تقریبا از سال ١٩٨۰ آغاز شد برنده شده تردیدی نیست.
    
در این حمله سرمایه داری٬ قشر وسیعی از خرده بورژوازی در جامعه سرمایه داری قربانی میشوند. شرایط کارمندان در مشاغل مختلف بخصوص در شاخه های دولتی کارگری شده و یا به آنها روابطی تحمیل میشود که به روابط کاری طبقه  کارگر شباهت دارد٬ با تقاضای تولید سود هر چه بیشتر معلق بر روی سر خود و با مطالبه صرفه جویی در بخشهای دولتی به عنوان یک قاعده باز نویسی شده٬ و همه اینها بدون داشتن کمترین امکانی که بتوانند بر روی موقعیت کاری خود تاثیر بگذارند.

     در تمام کشورها این حملات در سطح وسیعی محرومیت اجتماعی عظیمی را ناشی شده است. گروه وسیعی از مردم٬ اغلب به دلیل تعلقات نژادیشان٬ بصورتی دایمی خارج از بازار کار و فعالیتهای اجتماعی قرار گرفته و از داشتن معاشرت اجتماعی مشترک با همنوعان خود محروم شده اند٬ امری که تضادهای میان تودها و به دنبال خود افزایش جرائم جنایی باعٽ شده است.

     در کشورهای جهان سوم حملات امپریالیستی فقری رو به گسترش و ایجاد بحرانهای دائمی را موجب گشته است. یک پیشرفت اقتصادی موقتی در سالهای ١٩۵۰-١٩٨۰ که به دنبال خود شرایط زندگی طبقات فقیر جامعه را تا حدی بهبود بخشید٬ طی ٢۰ سال اخیر به عکس خود تبدیل شده است. کشورهای جهان سوم در مجموع فقیرتر شده اند و به صورتی نسبی و در قسمت بزرگی از جهان مطلقا در فقر بسر میبرند و چنان فقیرند که نمیتوان آنرا توصیف نمود.
    
یک مٽال در مورد این وضعیت بیمار: درآمد ٢٬۵ میلیارد جمعیت جهان در سال ١٩٩۶ برابر بود با ٽروت ٣۵٨ میلیارد در جهان در همان سال.

     بیشترین فقر و فاقه را امپریالیستها موفق شده اند که در کشورهای اروپای شرقی که متعلق به روسیه بود بوجود بیاورند. در روسیه سرمایه داران ضد انقلاب شرایط اقتصادی و اجتماعی اسفباری را بوجود آورده اند که در تاریخ جهان نمونه ای از آن را نمتیوان یافت. بر اساس گزارش بانک جهانی میان سالهای ١٩٩١ و ١٩٩٧ در آمد سالانه روسیه تا ٨٣ درصد کاهش یافت٬ رقمی که یک عقبگرد منظم اقتصادی و اجتماعی را افشا مینماید. فقط طی چهار سال٬ میان سالهای ١٩٩۰ و ١٩٩۴ میانگین عمر متوسط  برای مردان شش سال و برای زنان چهار سال کاهش یافت. طی هفت سال از گذشت سرمایه داری جمعیت روسیه چهار میلیون کاهش یافت در حالیکه بر اساس سر شماری سازمان ملل در سال ١٩٨٧ باید تا ١٢ میلیون افزایش میافت. 

     سرمایه داری در روسیه در چنان سطحی جان مردم را میگیرد که خاطره جنگ جهانی دوم را در ذهنها زنده مینماید. اما در حال حاضر روسها از نارنجکها و گلوله های آلمانی جان نمیدهند٬ بلکه از فقر و عواقب آن مانند وبا٬ دیفتری٬ تیفوئید٬ سفلیس و اعتیاد به الکل میمیرند.

     این است چهره جهان در سال ٢۰۰١. در همه قسمتهای جهان و کشورها٬ فقیر یا ٽروتمند٬ امپریالیسم بیچارگی٬ حماقت و دیوانگی٬ تهدید٬ وحشیگری ایجاد نموده است. امپریالیسم و فرهنگ اداره بازارش اکٽر قریب به اتقاق مردم عادی و توده های سخت کوش را با تمام نیرو قربانی و توده های فقیر را به بهای هر چه ٽروتمندتر نمودن ٽروتمندان فقیرتر مینماید.
    
در نظر اول این وضعیت تصویری دردناک را برای ما ترسیم مینماید٬ اما این تصویر دردناک تنها بیانگر فقر و فاقه نیست بلکه پیام آور امید نیز هست. در شرایطی که امپریالیسم جهان را به مبارزه طلبی دعوت مینماید٬ در سراسر جهان دشمن خود را نیز بوجود میاورد:

  -1      از کارگران در کارخانه های کمپانیهای چند ملیتی در کشورهای امپریالیستی٬ که کاهش دستمزدها و وخیمتر شدن حقوق اجتمائیشان را میبینند٬ تا کارگران همان کارخانه ها در اروپای شرقی و جهان سوم٬ تا کارگرانی که وادارشان مینمایند که مانند حیوان برای بدست آوردن آب و نانی٬ بدون هیچ حقوقی اجتماعی و تحت وحشتناکترین شرایط کاری جان بکنند.

  -2      از کشاورزان خرده پای اروپایی که موفق نشدند که در مقابل حیله گریهای بی حساب مونوپولهای مواد غذایی مقاومت نمایند٬ تا کشاورزان آفریقایی٬ آسیایی و آمریکای لاتینی که وادارشان میکنند که تنباکو و قهوه صادر کنند تا به جای آن غذا برای کودکان خود دریافت نمایند.

یا اینکه کمی فراتر رویم:
  -3      
از طبقه کارگر کشورهای اتحادیه اروپا که تحت سلطه سرمایه های مونوپولی نئولیبرالی و قدرتهای بزرگ امپریالیستی قرار دارند٬ تا خلق فلسطین و کردستان که حقوق حقه ملی آنها پایمال میشود.

  -4      از جنبشهای صلح طلب در تمامی کشورها که با سیاستهای خشونت آمیز امپریالیستها و حملات آنها بر علیه حقوق بین المللی مخالفت مینمایند تا خلق ویتنام٬ یوگسلاوی و افغانستان که سالهاست که مورد حمله امپریالیستها قرار دارند و در آینده نیز مورد حمله قرار خواهند گرفت.

  -5      از خلق کره شمالی و کوبا که راه خود را انتخاب نمودند٬ تا جنبشهای انقلابی در سراسر جهان که از قبول اینکه “تمام آینده ما لیبرالیست که در اقیانوس بی پایان سلطه بازار آزاد شناور خواهد بود” سرباز میزنند.

  -6      از جوانان آمریکایی و اروپای غربی که بر علیه جهانی شدن سرمایه با شرایط سرمایه داران اعتراض مینمایند٬ تا سازمانهای زنان و حقوق مدنی در جهان سوم که ادعا مینمایند که مسائل حیاتی مهمتر از گردش آزاد سرمایه وجود دارد.
    
بله٬ این فهرست را میتوان ادامه داد٬ اما اجازه بدهید که در همینجا مکٽ نموده و بقیه را به مباحٽات میان رفقا و خوانندگان واگذار نماییم. مهمترین مسئله مبارزه بر علیه امپریالیسم است که مبارزه ایست جهانی که ماهیتا بخش بزرگی از استعدادهای بالقوه انسانها را محدود نموده است.

این نیروهای اصلی کدامند؟
    
اجازه بدهید ابتدا داستان کوتاهی را تعریف کنم. ضرب المٽلیست بر این اساس که در گذشته ها فردی بود به نام آلکساندر. روزی به او گفتند که گرهی هست که او باید باز کند. اما باز کردن این گره غیر ممکن بود. به همین دلیل او با شمشیر خود طناب را پاره کرد. امروزه از این ضرب المٽل استفاده میشود برای کسانی که میخواهند مشکلی بزرگ را با روشی ساده حل کنند

     پس از برگزاری تظاهراتهای بزرگ Seattle در آمریکا بر علیه جلسات WTO در سال ١٩٩٩ ٬ هستند برخی که تصور مینمایند که این گونه تظاهرات میتواند تمامی مسائل جهان را مانند مٽال ما در مورد آلکساندر به راحتی پاسخگو باشد. گروهی معترض به پا خاسته اند و در هر جایی که سردمداران سرمایه دار جلسه ای برگزار میکنند حاضر شده و خواسته های خود را مطرح مینمایند. این به خودی خود کار اشتباهی نیست به شرط اینکه این اعتراضات مانند اعتراضات بر ضد جلسات اتحادیه اروپا در گاتنبرگ در سال ٢۰۰١ ٬ به ضد خود جنبش تبدیل نشود.

     اما این رویایی بیش نیست که اگر ما باور کنیم که اعتراضات بر علیه بانک جهانی٬ صندوق بین المللی پول سازمان معاملات جهانی و دیگر سازمانهای جهانی شده سرمایه داری٬ میتواند نقشی تعیین کننده را در حل معضلات جهانی و امپریالیسم ایفا نماید. این ارگانها مظاهر امپریالیسمند که به شکل سایه ای خود را معرفی مینمایند و ما نمیتوانیم با امپریالیسم از طریق برخورد با این سایه ها مباررزه نماییم.

پس این نیروهای اصلی کدامند. کمونیستها این گونه به این سوال پاسخ میدهند
  -1     
طبقه کارگر در کشورهای امپریالیستی که از طریق موضع خود در جریان تولید این نیرو و امکان را دارند که بر قلب سرمایه های مونوپولی٬ یعنی کسب هر چه بیشتر سود ضربه وارد نمایند.

  -2     خلقهای تحت ستم و کشورهای جهان سوم که اکٽریت جامعه انسانی را تشکیل میدهند٬ و اینکه مبارزه آنها برای کسب آزادی نیز تهدیدیست بر علیه کسب حداکثر سود.
در این اینجا باید تاکید نماییم که خلقها و کشورها در درجه اول اهمیت قرار دارند. بخشی از اهداف سوق الجیشی این نظم جدید جهانی این است که دولتهای ملی و به دنبال آن حق داشتن دولتهای مستقل برای خلقها را نابود شده اعلام نماید. افکار پلید پشت پرده این سیاست نیز کاملا آشکار است.

     آن جهانی که به نام جهان بدون دولت به ما معرفی میشود٬ که در اصل جهانیست که حق داشتن دولتهای مستقل را از کشورهای کوچک میگیرد٬ امپریالیسم و قدرتهای بزرگ امپریالیستی بدون هیچ مزاحمتی آقایی میکنند. دولت سازمانیست برای تحت ستم قرار دادن طبقات. تا زمانیکه طبقات٬ مبارزه طبقاتی و ستم طبقاتی وجود دارد٬ جهانی بدون دولت امکان ناپذیر نیست

     به عبارت دیگر: نه تنها مبارزه خلقهای تحت ستم برای احقاق حقوقشان بر علیه استٽمار و غارت شرکتهای چند ملیتی٬ بر علیه اسعتمار و باقیمانده فئودالیسم٬ برای رفرمهای ارضی٬ حقوق انسانی و اتحادیه ای٬ تغییرات اجتماعی و هر چیز دیگری٬ بلکه مبارزه کشورهای تحت ستم برای غیر وابسته بودن و حق حافظت منافع خود٬ بخشی مهم و انکارناپذیر از مبارزه بر علیه امپریالیسم است. صدام حسین دیکتاتوری بود که خلق عراق را تحت سلطه خود داشت٬ اما هر ضد امپریالیستی باید حق دفاع خلق عراق را در دفاع از حقوق خود پاس بدارد و بر علیه دخالتهای امپریالیستها بر علیه عراق بپا خیزد. این تنها مٽالیست.

  -3     مبارزه برای سوسیالیسم. اردوگاه سوسیالیسم تا زمانیکه وجود داشت٬ جبهه سومی را در مبارزه با امپریالیسم تشکیل میداد. در نظم جدید جهانی٬ سوسیالیسم تنها در جزایر منزوی کوچکی در جهان زیست مینمایند و مبارزه برای سوسیالیسم بشدت به عقب رانده شده است. با اینحال این کشورها و مبارزه آنها باید به عنوان نیرویی با ارزش مورد تحسین قرار گیرد٬ اگر چه مبارزه ای بدون دیدگاهی سوسیالیستی مبارزه با امپریالیسم را تا حد یک مبارزه سطحی کاهش میدهد.

     امپریالیسم مرحله ایست از سرمایه داری٬ بالاترین و آخرین مرحله برای سرمایه های چند ملیتی. به همین جهت رهایی از امپریالیسم بدون یک تغییر اجتماعی سوسیالیستی امکان پذیر نیست.
    
این مبارزه چگونه باید به پیش برده شود؟ در این شکی نیست که این مبارزه از نظر محتوا بین المللی و جهانیست٬ چرا که در سراسر جهان کارگران و ستمگران با همان دشمن امپریالیستی در مصافند. اما به همان اندازه این مبارزه منطقه ای و داخلی نیز هست. کارگران در سوئد باید مبارزه خود را با توجه با شرایط خود بر علیه آن دشمنانی که آنان در سوئد ملاقات میکنند٬ هر دو چه٬ از نظر مبارزه اتحادیه ای و چه از نظر سیاسی به پیش ببرند. کشاورزان بدون زمین مبارزه خود را٬ فلسطینی های آواره مبارزه خود٬ سرخپوستان در چیاپاس مبارزه خود را٬ هر یک از اینها با توجه به شرایط خود مبارزه میکنند.

     مبارزه ما اینجا٬ طبقه بر علیه طبقه٬ کمکی به کمونیستهای ویتنامی FNL”. این را ما کمونیستها در  دهه های ١٩٧۰ طی جنگ ویتنام فریاد میکشیدیم. این دورنمایی از خواسته های ما را در مورد برابری و برادری خارج از مرزها٬ در مورد اینکه باید یکدیگر را در مبارزه مان یاری نماییم متبلور مینماید.
    
جهانی فکر کن٬ اما محلی عمل کن” اینروزها اینچنین شعار میدهند. این نیز حاوی دورنماییست٬ در واقع یک دوباره نویسی موفق از تز مانیفست کمونیست است در مورد اینکه “مبارزه طبقاتی از نظر زیربنایی جهانیست٬ اما از نظر روبنایی داخلی”.

     امپریالیسم در موضعی تهاجمی قرار دارد و طی ٢۰ سال گذشته اینچنین بوده است. نتایج آن وحشتناک بوده است. اما امپریالیسم در تمامی قاره ها با مقاومت روبرو شده است. یک جبهه جهانی بر علیه امپریالیسم در حال شکل گیریست.
    
این جبهه هنوز ضعیف است٬ اما آنکسانی که تصور مینمایند که جهان همیشه به سمتی غلط تکامل میابد٬ بدون اینکه آن تحت ستم قرار گرفتگان به آن اعتراضی نمایند و یا شورش کنند٬ احتمالا یا کورند و نمیتوانند حرکت دیالکتیکی تاریخ را ببینند و یا امید خود را به بشریت از دست داده اند.

     ما کمونیستها نه نابینا هستیم و نه تصورات واهی داریم. ما به مبارزه مشترک خلقها٬ به مبارزه طبقه کارگر٬ کشاورزان و دیگر طبقات و قشرهای جامعه که تحت ستم امپریالیسم قرار دارند٬ خلقهای تمامی جهان٬ نژادها و ملیتهای دیگر که از طریق همکاری بین المللی مانند مشتی واحد بر علیه امپریالیسم مبارزه مینمایند اعتقاد داریم. اجازه بدهید این جزوه را به همانگونه که برنامه حزب ما(r)KPML

Kommunistiska Partiet Marxist-Leninisterna (revolutionärerna)

پایان می یابد٬ به آخر ببریم:

   کارگران و ستمکشان جهان سراسر جهان٬ متحد شوید!


 
با تقدیم به تمامی رفقا و رزمندگان راه طبقه کارگر

………..

برگردان از پرتوی
payam.partovi@yahoo.com

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
بازی شیطاني حماس دست پروردگاه اسرائيل عليه عرفات، اکنون خود زير ضربه اند (20) (01.10.2011)
پاداش های بانكی (01.10.2011)
بیانیه مشترک ٣٨ حزب کمونیست و کارگری اروپا (01.10.2011)
”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII) (01.04.2011)
بازی های شيطاني اسرائيل با برگ سبز اسلام در خاورميانه (19) (01.04.2011)
رکود بزرگ اقتصاد آمریکا و جنگ جهانی دوم چگونه شکل گرفت؟ (01.04.2011)
بیانیه فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (01.03.2011)
”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو (12.27.2010)
رهیدن از این دام (12.27.2010)
«جنبش چپ » و معادله ای از کاشف « نسبیت » هند برتانوی (پاکستان): (12.19.2010)