دوشنبه, 11.20.2017, 06:02am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
مارکس و آزادی (4)
Sunday, 02.27.2011, 10:35pm (GMT)

پیوست به گذشته

 

 

محسن ابراهیمی

 

مارکس و آزادی

 

(4)

 

 

مزد کارگر هم دقیقا بر این اساس تنظیم میشود. مزدی که کارگر میگیرد باید تکافوی همین قدر از مصرف شخصی را بدهد که کارگر را به مثابه کارگر تولید کند. در چشم بورژوا فقط این بخش مصرف شخصی کارگر مولد محسوب میشود و قابل تحمل است. بیشتر از این مصرف زاید است، دم غنیمی کارگر است، افراط کارگر در لذت طلبی آنی است، مصرف غیر مولد است. بی دلیل نیست که سرمایه دار حتی مبارزه کارگر برای دستمزد را تاریخا با آتش و خون جواب داده است. واکنش بورژوا به مبارزه برای لغو مالکیت خصوصی بورژوایی دیگر معلوم است!

مارکس به همین مسئله مصرف شخصی از یک زاویه دیگر هم نگاه میکند. از زاویه اسارت کارگر در موقعیت طبقاتی اش. اینکه از نقطه نظر بورژوا نباید امکانات کارگر برای مصرف شخصی آنقدر بالا برود که اجبار کارگر برای بازگشت به پروسه تولید را خدشه دار کند. کارگر باید با مصرف شخصی اش زنده بماند اما در عین حال باید با همین مصرف شخصی همه وسایل زندگیش اش نابود شود و برای ادامه زنده ماندن مجبور شود به مثابه یک کارگر به بازار فروش نیروی کار برگردد. نباید حق انتخاب داشته باشد. نباید دوراهی ای در مقابل کارگر باشد که یک راهش مثلا امکان اجتناب از ورود به بازار کار باشد. کارگر نباید راهی جز بازگشت به پروسه تولید داشته باشد. یا بهتر است بگوییم کارگر باید در مقابل فقط یک دوراهی قرار گیرد:

راه اول بازگشت به کار است و راه دوم گرسنگی و گدایی و مرگ. در جریان نجات کارگران معدن سن حوزه شیلی این حقیقت تلخ در مقابل جهانیان رخ نمود. کارگران صدای ترکهای صخره های بالای سرشان را شنیده بودند و به صاحب معدن اطلاع داده بودند و اما صاحب معدن در مقابل این کارگران دو راه گذاشته بود:

ادامه کار در زیر زمین یا آغاز گدایی در روی زمین. کارگران البته کار در زیر زمین را به گدایی در روی زمین را "انتخاب" کرده بودند و بقیه داستان را همه میدانند:

 ۳۳ کارگری که به مدت ۶۹ روز در عمق ۷۰۰ متری زیر کوه اسیر شدند. این کارگران نجات یافتند. این جنبه شادیبخش و شورانگیز این ماجرا بود. اما در جریان نجات آنها، یکی از تهوع آورترین صحنه های شیادی بورژوایی هم به نمایش در آمد. سباستیان پی نه را، رئیس جمهور میلیونر راست شیلی که اتفاقا از طرفداران پرو پا قرص جناب میلتون عزیز است؛ طرفدار آزاد گذاشتن کامل دست سرمایه برای چپاول نیروی کار است؛ طرفدار زدن از هزینه های "اضافی" سرمایه، مثل خرج پول برای مثلا بالابردن سیستم های ایمنی است؛ فرصت را غنیمت شمرد و کلاه معدنچیان را بر سرگذاشت و کارگران نجات یافته از قعر معدن را در آغوش گرفت تا مثلا به جهانیان بگوید که طبقه بورژوا در قبال کارگرانش سرشار از عطوفت و نوعدوستی است و البته از این طریق سعی کرد برای طبقه خودش و حزب آن طبقه و شخص خودش سرمایه سیاسی انتخاباتی فراهم کند.

 اما چه کسی نمیداند که در پشت این ظاهر نوعدوستانه، نماینده سیاسی طبقه سرمایه دار شیلی از یکطرف و طبقه کارگر از طرف دیگر قرار دارد که رابطه واقعی متقابلشان فقط و فقط این است که یکی برای دیگر ارزش اضافه و سود تولید میکند. یک طرف این معادله اگر بخواهد سرمایه دار بماند که حتما میخواهد مجبور است طرف دیگر را به زنجیر بکشد حتی اگر هنگام نجاتشان از زیر زمین کلاهش را برسربگذارد و بوسه ای از سر نیاز و تبلیغات سیاسی نثارش کند و طرف دیگر اگر میخواهد زنده بماند مجبور است به همان معدن بازگردد حتی اگر در لحظه نجات از قعر مرگ به بوسه های رئیس جمهوری سرمایه دار پاسخ مثبت دهد. گفتگوی یک خبرنگار با ماریو گومز، مسن ترین معدنچی در میان ۳۳ نفر حقیقت مهمی را برملا کرد.

ماریو، کسی بود که در سن ۱۲ سالگی به اسباب بازیهای نداشته اش در روی زمین پشت کرده بود تا از زیر زمین برای خانواده اش امکانات زنده ماندن را فراهم کند. وقتی این معدنچی ۶۳ ساله در مقابل این سئوال خبرنگار قرار گرفت که آیا باز هم به معدن باز خواهی گشت، بدون تردید پاسخ داد که: البته باز خواهم گشت، کار در معدن شغل من است.

معلوم است که ماریو کار در زیر زمین را به گدایی در روز زمین ترجیح میدهد. اما اگر جامعه انسانی بود؛ اگر حکومت دست ماریو و هم طبقه ای هایش بود، اگر ثروتی که معدنچیان از قعر زمین بیرون کشیده اند به جیب سباستیان پی نه و طبقه سرمایه دار شیلی سرازیر نمیشد؛ اگر بخشی از این ثروت برای سعادت و رفاه و خوشبختی معدنچیان از جمله ماریو در سن کهولت ذخیره میشد؛ و اگر او میدانست که برای زندگی انسانی – نه فقط زنده ماندن – نیازی ندارد به معدن بازگردد؛ آیا همین جواب را میداد؟ آیا با همسرش، لیلیان رامیرز همصدا نمیشد که گفت:

 "میخواهم به او بگویم تو نمیتوانی به معدن برگردی. وقت آن است که او استراحت کند." اینجا ما در سخنان ماریو و لیلیان حقایق مهمی را می بینیم. ماریو، حقیقت نظام سرمایه داری را بیان میکند که مجبور است به همان زیر زمینی باز گردد که که در آن، ۶۹ روز تمام برای زنده ماندن لحظه شماری کرد. لیلیان، اما وجه دیگری از حقیقت زندگی را بیان میکند:

 "وقت آن است که او استراحت کند." اما منطق سرمایه هیچ سنخیتی با این آرزوی انسانی لیلیان ندارد. از نقطه نظر سرمایه، تنها زمانی وقت استراحت کارگر است که دیگر نیرویی برای فروش ندارد. یعنی دیگر در قید حیات نیست. این منطق خشن و خونسرد و ضد انسانی سرمایه است. اینجاست که باز باید به سئوالات اصلی بازگردیم.

اگر ماریو به معدن باز نگردد چگونه باید زنده بماند؟ چگونه باید کودکانش زندگی کنند؟ آیا شخصا توانسته است ذخیره ای برای ادامه زندگی کنار بگذارد؟ مگر غیر از این است که سرمایه فقط مزدی که معادل تولید نیروی کار خودش و فرزندانش باشد در اختیارش گذاشته است؟ مگر حکومت دست طبقه کارگر است که بخشی از ثروت تولید شده توسط طبقه کارگر را برای رفاه این طبقه و فرزندانش کنار گذاشته شود؟ مگر جامعه طبقاتی از میان رفته است که ثروت جامعه را برای رفاه همه از جمله ماریو و لیلیان و فرزانشان سازمان داده شود؟ اگر هیچکدام از اینها نیست، پس باید گفت بازگشت ماریو به معدن ناشی از یک اجبار اقتصادی وحیاتی است و آرزوی لیلیان یک آرزوی انسانی است که فقط با فرا رفتن از این نظام ممکن است.

 اینجا با اجبار سرمایه داری در مقابل آرزوی سوسیالیستی مواجه هستیم. اینجاست که باید به مارکس باز گردیم که با صراحت و روشنی خیره کننده ای، رکن اقتصادی رابطه سرمایه دارانه را برملا میکند که در آن فرد کارگر و نیازهای امروز و فردای انسانی اش هیچ است و در مقابل، فرد سرمایه دار و نیازهای امروز و فردای سرمایه همه چیز است. تحت همین رابطه است که اگر چه کارگر همه چیز را تولید کرده است اما در عین حال همه آن چیزی که با کار روزانه نصیبش شده است برای بازتولید نیروی کارش مصرف شده است، معدوم شده است و دیگر چیزی برای زنده ماندن ندارد و مجبور است به پروسه تولید باز گردد. باز هم این مارکس است که با صراحت و تیزبنیی این رابطه ضد انسانی را برملا کرده است:

"بنابراین مصرف شخصی از یک سو اسباب بقا و بازتولید کارگران را فراهم می آورد و، از سوی دیگر، از طریق معدوم کردن مداوم وسایل زندگی، اسباب بازگشت مستمر آنان به بازار کار را. پای برده رمی را با زنجیر می بستند، کارگر مزدی با ریسمان های نامرئی به صاحبش بسته است." ( سرمایه جلد اول ص ۶۴٥. تاکید از ما است.)

ادامه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
ناآرامی‌های منطقه به عمان هم رسید (02.27.2011)
حکومت معمر قذافی در آستانه سقوط قرار گرفت (02.21.2011)
تونس و رژیم های استبدادی دنیای عرب (02.20.2011)
سکوت بس است! پیش به سوی تدارک انقلاب (02.20.2011)
درس نیـامـوخـــتـن دیـکتاتــورهــا از تاریــخ (02.20.2011)
مبارک ساقط شد، اما رژیم هنوز سرنگون نشده است! (02.16.2011)
انقلاب در مصر و تونس، آغاز دوره اي نوين! (02.16.2011)
حسني مبارک باران کاريد وطوفان دروکرد (02.16.2011)
زنده باد انقلاب در ایران و مصر و تونس! (02.15.2011)
آمریکا؛بزرگترین ناقض حقوق بشر (02.14.2011)