دوشنبه, 11.20.2017, 06:05am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
دوشنبه, 09.26.2011, 07:33am (GMT)

پیوست به گذشته

مسئله انسان پس از مارکس 
از فلورانس ولف

 

(4)

…..

برگردان : ب . کیوان

 

نقد وقفه ناپذیر مذهب توسط فوئر باخ از آن جااست: او در «گوهر مسیحیت» از خود بیگانگی مذهبی را چونان پدیداری بررسی می کند که بنابر آن انسان های مشخص کیفیت های اساسی شان را (به ویژه این رابطه همبودانه را که ژانر انسان را یگانه می کند) در واجب الوجود(خدا) رد می کنند. آن چه که به تصورکردن برادری انسان در دنیای دیگر، فراحسی- و ترک کردن زیستن در این جهان منتهی می شود. بنابراین، برای این که انسان ها در یکپارچگی گوهرشان زندگی کنند، لازم است که از باشندگی در خودشان از راه رابطه درون ذهنی گونه انسان آگاهی یابند. لازم است که آن ها چشم ها را بگشایند و برادری ای را تماشا کنند که آن ها را با هم نوع های شان پیوند می دهد.

اگر بشریت کنونی با کشمکش ها فرسوده شده، اگر زمین فقط «دره اشک ها» است، به خاطر این است که گوهر خود را نمی شناسد... اگر آن را بشناسد، جهان،جهان برادری می شود. بنابراین اندیشه، فویرباخ می کوشد هم زمان نقد مذهب و وسیله آزاد کردن انسان از قیدو بند از خود بیگانگی ای باشد که این نوع اندیشه تولید می کند- این دوجنبه فلسفه به طور مطلق جدایی ناپذیرند؛ زیرا از خود بیگانگی درون همان خودآگاه اندیشیده و حل می شود. از یک خود آگاهِ بیگانه شده، آن طور که هگل به آن می اندیشید، وقف جذب شدن وجود در اندیشه می شود، انسان باید به خودآگاه آزادشده، سازش دهنده کامل وجود و اندیشه برسد.

از این رو، فوئرباخ تضاد میان فلسفه هگل و واقعیت آلمان را توضیح می دهد و بدین ترتیب باانگشت پرتگاهی که فرجام از خود بیگانگی، آن گونه که توسط هگل اندیشیده شده و فرجام از خود بیگانگی واقعی انسان را جدا می کند، نشان می دهد. مسئله به دقت عبارت از رسیدن به آن است. همان طور که مارکس دیرتر در این باره نوشت: هگل به جای انسان به «روح بیگانه شده از جهان که در درون از خود بیگانگی خاص اش می اندیشد» (8) اندیشیده است. از این رو، اندیشه فوئرباخی خود را چونان توضیح روشن تضاد میان فلسفه هگل و واقعیت آلمان نشان می دهد. و با این همه، این توضیح ضمن ترسیم کردن کران های امکان رهایی انسان مضمون تازه به امید های هگلی های جوان می دهد.

مارکس به اصلاح کردن فوئرباخ می پردازد

مانند همه دیگر «هگلی های جوان» مارکس از خیلی نزدیک نوشته های فویرباخ را بررسی کرده است. البته، او بی درنگ برای گسترش دادن شکلواره فویرباخی پروژه سازی در دیگر قلمروها چون قلمرو به دقت مذهبی کوشش می کند.

مارکس در «مقدمه بر نقد هگل» خود نوشت که «نقد مذهب شرط مقدم هر نقد است». (9) از این رو، او به گذر کردن از پیش شرط- نقد مذهب – به نتیجه های در خور بهره گیری از آن و از این راه دنبال کردن روش فویرباخ می اندیشید.

آن چه که به طور اساسی مورد توجه مارکس است، قلمرو سیاست است. با یاری جستن از این موضوع که از آنِ پروبلماتیک فویرباخی است، مارکس به سپهر سیاست آن گونه که بنابر پدیدار انتزاعی «به عنوان همبود ایده آلی که در آن انسان ها آزاد و برابر خواهند بود» (10) شکل گرفته، می اندیشید. از این رو، جامعه در نفس خود موضوع جدایی میان واقعیت و ایده اش است که سیاست پیرامون آن نظم و ترتیب می یابد. این پژوهش چیزی است که مارکس را به این اندیشیدن رهنمون می شودکه«این دولت، این جامعه، مذهب، خودآگاه وارونه جهان را می آفریند؛ زیرا آن ها خودشان یک دنیای وارونه اند». (11)

 از این رو، روش وارونه می شود: این پدیدار پروژه سازی که اندیشه مذهبی را وصف می کند، یک معلول، درست تر بگوییم، یک پایه از خود بیگانگی واقعی انسان است. مارکس از فویرباخ، اندیشه از خود بیگانگی گوهر انسان را حفظ می کند، اما برعکس، فویرباخ تأکید می کند که این از خود بیگانگی گوهر انسان نخست در دنیای مشخص و سپس فقط در خودآگاه نمودار می شود. این سازمانِ خود جامعه که موجب می شود مشخصه های اساسی آن خارج از انسان طرح ریزی شوند، نمی تواند در جامعه که او را بیگانه می کند، همه توانمندی های اش را نمودار سازد. انسان ناگزیر آن ها را چونان واقعیت های انتزاعی ،ایده آلی (که در واقع واقعیت آن هستند) درک می کند که با این همه فقط می تواند در یک دنیای ایده آلی، فراسوی بهشتی ، شکوفا شود. از این رو است که مارکس توانست این سطر هارا که مشهور باقی مانده اند، بنویسد:

 «مذهب تئوری این دنیای (وارونه انسان) چکیده دانشنامه منطق او درشکل توده ای، «نقطه افتخار» معنوی، شور و حرارت، قید اخلاقی، مکمل سنتی، انگیزه عمومی تسلی و توجیه آن است. این تئوری واقعیت خیال پردازانه گوهر انسان است؛ زیرا گوهر انسان دارای واقعیت حقیقی اش نیست [...] مذهب ترنم آفریده درمانده، روان دنیای بی قلب و هم چنین روح حالت چیز هایی است که در آن هرگز روح وجود ندارد ». (12)

البته، این گفته که این خود جامعه است که وانمود می کند گوهرش خارج از انسان طرح ریزی شده آیا به این گفته باز نمی گردد که جامعه وابسته به پایهِ از خود بیگانگی است و بنابر این واقعیت پدیدار خود آگاه است وباقی می ماند؟

 مارکس به دقت تلاش می کند این را نشان دهد که این درست نیست و در واقع، از خودبیگانگی که او شرح می دهد، پدیداری بسیار مشخص است. در وارونگی سوژه – صفت که فویرباخ برای توصیف کردن از خودبیگانگی به شرح آن پرداخت، مارکس پدیدار عینیت بخشیدن گوهر انسان در تولید های اش را متمایز می کند.

البته برای درک کردن این امر بسیار درست، باید به تحلیل کار که توسط مارکس در دست نوشته های 1844 انجام گرفت، رو آوریم.

………..

برگردان جون ۲۰۱۱

بحث بعدی : «هومانیسم مارکس جوان» و...

 

پی نوشت ها

1.            مارکس، دست نوشته های 1844 ص 144

2.            لویی آلتوسر: نوشته های فلسفی و سیاسی، ج 2، ص 496

3.            همان جا، ص 513

4.            اتین بالیبار، فلسفه مارکس، ص 8

5.            لویی آلتوسر، برای مارکس، ص 61- 60

6.            لویی آلتوسر، نوشته های فلسفی و سیاسی، ج. 2 ص 240

7.            فویرباخ  ، گوهر مسیحیت، ص 424

8.            مارکس، دست نوشته های 1844،ص 162

9.            مارکس، اثرهای فلسفی، ترجمه، م. روبل، ج. 3 ،گالیمار/ پلِیاد، 1982، ص 382

10.       اتین بالیبار، فلسفه مارکس ص 18

11.       مارکس، اثر های فلسفی، همان جا ، ص 382

12.       مارکس، اثر های فلسفی، همان جا، ص 383   

………….

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
خیانت به سوسیالیسمبه “استقبال” مصاحبه های اخیرگورباچف درارتباط به ساختمان وفرو ریزیی دیوار برلین (4) (09.26.2011)
تئوری نظام انباشت مالی شده: مضمون، اهمیت و پرسش ها (3) (09.18.2011)
امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم (09.18.2011)
مسئله انسان پس از مارکس (09.18.2011)
جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (09.18.2011)
کارگران، جهانی سازی و ساختن حزب- قسمت اول (09.18.2011)
(3)خیانت به سوسیالیسم به “استقبال” مصاحبه های اخیرگورباچف درارتباط به ساختمان وفرو ریزیی دیوار برلین (09.18.2011)
دمکراسی و رابطه آن با دین و مذهب (بخش اول((5) (09.18.2011)
یازدهــم سپتامـبـر؛ سکانسـی رقـت آورازيک سناريـویی پلـيــد (09.11.2011)
حادثه ی یازده سپتمبـروفاتحه ی حقوق بشر! (09.11.2011)