سه شنبه, 06.19.2018, 07:01am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
یادداشت هفته : اعلان آتش بس یک جانبه دولت با طالبان و حمله های انتحاری در کابل و ننگرهار! ; آیا تداوم منازعه تاریخی دیورند به سود افغانستان است؟ ; باشگاه بیلدربرگ: دولت جهانی یا ناهنجاری تاریخی ; عفو بین الملل ایالات متحدۀ آمریکا را به جنایت جنگی در سوریه متهم کرد ; بازی خطرناک واشنگتن با خط قرمزهای چین
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
بـحــران لاینحــل سرمــایه داری وخـــیـزش ستمــدیده گان در آمــریكا
سه شنبه, 10.18.2011, 05:18pm (GMT)

بـحــران لاینحــل سرمــایه داری وخـــیـزش ستمــدیده گان در آمــریكا

 

اكتــبــر ۲۰۱۱

هــومــن رحیمــی

 

روز شنبه اول اکتبر، هفتصد نفر از تظاهر کنندگان شهر نیویورک، هنگام تجمع و راهپیمایی بر روی "پل بروکلین" توسط محافظین سرمایه دستگیر شدند. پلیس این شهر پیش تر هشتاد نفر از مخالفین سیاست های اقتصادی کاخ سفید را در تاریخ بیست و پنجم سپتامبر بازداشت کرده بود.

در تصاویری که از تظاهرات شهر نیویورک در تاریخ یکم اکتبر پخش گردید، چند شخصیت هنری آمریکا از جمله "مایکل مور" منتقد جسور نئوکان ها و مستندساز شهیر و محبوب این کشور، "سوزان ساراندون" و "آلک بالدوین" از بازیگران سینما دیده شدند که به نشانه حمایت از معترضین به آن تظاهرات رفته بودند. در بقیه کلان شهرهای ایالات متحده همچون "بوستون"، "شیکاگو"، و "سان فرانسیسکو" هم اعتراضاتی برپا شدند. روز دوشنبه سوم اکتبر نیز تظاهراتی در شهر فرشتگان (لس آنجلس) صورت گرفت.

پس از تظاهرات اول اکتبر که خبرهای مربوط به آن وسیعاً در سراسر جهان انعکاس یافت، راهپیمایی دیگری در پنجم اکتبر با شرکت اتحادیه های صنفی معلمان و کارکنان حمل و نقل، در منطقه مالی نیویورک راه اندازی شد.

در ششم اکتبر هم هزاران نفر از فعالان سیاسی و مدنی واشنگتن در اعتراض به نابرابری های اقتصادی، اقدام به راهپیمایی کردند. این فعالان، در محل « فريدوم پلازا » جمع شدند و سپس بسمت کاخ سفيد رفتند. آنها در اين راهپيمايی خواستار اصلاحات اقتصادی و خاتمه سیاست های مداخله گرانه آمریکا در خارج از این کشور شدند.

برآمدهای کنونی در آمریکا که به جنبش « اشغال وال استریت » معروف شده، بواقع ادامه حرکت هایی است که تقریباً هفت ماه پیش توسط چندین اتحادیه کارگری در ایالت "ویسکانسین" آغاز شدند. آنزمان، وقتی اتحادیه های کارگری این ایالت برای احقاق حقوق اشان به میدان آمده بودند، بسیاری با عنایت به «بحران اقتصادی» جاری بدرستی پیش بینی کردند که برآمدهای اعتراضی دیگری در این قلب اغتاپوس سرمایه داری و پر هیبت ترین کشور امپریالیستی جهان به وقوع خواهند پیوست.

آنچه مبرهن است، رکود در بازار کار وضعیت بغایت بغرنجی را در این کشور ببار آورده است. این اوضاع مایه اضطراب و نگرانی شدیدی برای اغلب آمریکائیان شده است. باراک اوباما مدتی پیش (جولای 2011) در رابطه با رکود در بازار کار، اذعان داشت:

«اقتصاد کشور قادر نگردیده تا فرصت های شغلی کافی را برای کسانی که در جستجوی کار هستند ایجاد کند». طبق گزارش وزارت کار این کشور، قریب چهارده میلیون آمریکایی فقط در ماه جون 2011 متقاضی کار شدند. میزان بیکاری در همان ماه به9/2  درصد رسید که در برخی از ایالت ها از این میزان بالاتر رفت. از ماه مارس تا بحال بیش از 0/4 درصد بر شمار بیکاران اضافه شده است.

دولتمردان آمریکا مدعی اند در بخش خصوصی پنجاه و هفت هزار فرصت شغلی جدید ایجاد کرده اند! این در حالیست که بیکار سازی در بخش دولتی سبب شده تا در نرخ بیکاری، هیچ بهبودی حاصل نشود. مسئله رکود در بازار کار، صدای دیگر جناح بورژوازی ایالات متحده (جمهوریخواهان) را درآورده است. آنها سیاست های رییس جمهور و مشاورین اقتصادی او را غیر اصولی و بی ثمر میدانند، و از ضوابط تعیین شده بر بخش خصوصی هم گله مندند!

با استمرار رکود در بازار کار، مجدداً شاخص های عمده سهام وال استریت (مرکز بورس نیویورک که سهام انواع کمپانی ها، و حتی احتمالات، در آن معامله می شوند) پائین رفتند. گفتنی است، یک روز قبل از تظاهرات اول اکتبر در نیویورک، چین و اتحادیه اروپا آمار اقتصادی وحشتناکی را منتشر ساختند. در پی انتشار آن آمار، دوباره ضربه محکمی بر سر وال استریت وارد آمد و شاخص سهام در این بورس با سرعت خیره کننده ای سقوط کرد.

کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی معتقدند: «از زمان اوج گیری بحران جهانی سرمایه داری بدین سو، این چندمین بار است که شاخص های عمده بازارهای بورس و اوراق بهادار پنج ماه متوالی سیر نزولی خود را می پیمایند». برای نمونه، ظرف چهار ماه گذشته، شاخص سهام " Standard and Poors 500 " حدود سیزده درصد پائین آمده است.

اقتصاددانان طبقه حاکم می گویند: «چنانچه این اوضاع تغییر نکند، تولید ناخالص ملی در ایالات متحده کاهش خواهد یافت ». همین موضوع و نیز بیکاری، کسر بودجه، و بدهی های سنگین، حاکمین را که تا اینک راه حل هایشان برای غلبه بر بحران اقتصادی کارایی نداشته و وضعیت کشورشان را به حالت نرمال برنگردانده، به هراس انداخته است.

اما این آشفتگی در نظام تولیدی عصر حاضر چیست که دولت ها و عمله و اکره بورژوازی همه کشورهای دنیا در برابرش کم آورده اند؟

در دو، سه سال گذشته تحلیل ها و بحث های متعدد و گوناگونی از سوی صاحب نظران اقتصادی و ایدئولوگ های مزدور نظام بردگی مزدی در ارتباط با این بحران اقتصادی ارائه شده اند و بنا به منافع طبقاتی طبقات حاکم این بحران و کلیه بحران های دوره ای سرمایه داری را که تولید کاپیتالیستی را برهم می ریزند و جامعه را به تکان و جنبش درمی آورند، توجیه کرده اند. در مقابل خلط مبحث و "توجیهات اخلاقی" ملازمین و چاکران طبقات فرادست، کمونیست ها هم کوشیده اند تا سراغ ریشه ها رفته و علل مادی و واقعی بحران های اقتصادی را که به بحران های سیاسی و اجتماعی منجر می گردند، برای فرودستان بنمایانند.

واضح است این درهم ریختگی ها یا بحران ها (کاهش سود سرمایه) در ذات و سرشت تولید سرمایه داری نهفته است و فرضاً اگر بحران اقتصادی فعلی برطرف شود، موقتی است و دوباره چند سال بعد بحران فلج کننده تازه ای سر در می آورد. در اساس، «گرایش نزولی نرخ سود» عامل مهمی در عروج بحران های ادواری نظام سرمایه داری می باشد. سرمایه با حرکت رو به جلوی خویش و افزایش بارآوری کار، از تکنولوژی و ماشین آلات برتر و جدیدتر استفاده می کند که این در حقیقت به کاهش کمی و عددی نیروی کار -- بمثابه منشاء اصلی ایجاد ارزش اضافه و سود برای سرمایه داران -- می انجامد. همانگونه مارکس ثابت کرد که منبع سود و تولید ثروت در دنیای سرمایه داری، کار انسان و استثمار نیروهای مولده است -- نه املاک و مستغلات، کالاها، بازارهای بورس و غیره -- لذا با افزایش بارآوری کار و ترکیب ارگانیک سرمایه، و متعاقب آن نزول نرخ سود، بحران ها پدید خواهند آمد.

بالطبع در چارچوب سیستم اقتصادی ای که  "تولید کالایی" شکل مسلط و ایجاد "ارزش مبادله ای" والاترین هدف است و تأمین راحتی، رفاه و آسایش برای انسانها در آن معنایی ندارد. و در چارچوب سیستم اقتصادی ای که رقابت فاکتوری در «تولید حجم انبوه کالاها» به نیت کسب سود و ثروت بیشتر است، در نتیجه گریزی از شکل گیری بحران های ادواری سرمایه داری نیست؛ زیرا بخاطر چنین انگیزه ای بازارهای داخلی و بین المللی از کالاهای آماده به مصرف اشباع می شوند و انبار کارخانه ها از تولیدات فروش نرفته -- بعلت کاهش تقاضا -- پر می شوند که با نمایان شدن این حالت، سرمایه داران و دولت هایشان که با مشکل عدم ارزش افزایی لازم سرمایه مواجه می گردند، می کوشند تا فشار بحران را بر شانه های طبقه کارگر (شاغل و بیکار) و مالیات دهندگان، سرشکن کنند.

اخراج سازی و از دست رفتن میلیون ها شغل یعنی افزایش بیکاری ای که خود قبلاً بواسطه بهره گیری از تکنولوژی برتر برای تولید بیشتر کالا، وجود داشت، ثابت نگهداشتن یا پائین کشیدن حداقل دستمزدها، قطع بیمه ها ی اجتماعی، تنزل دادن مستمری یا سرویس و خدمات به سالخوردگان -- از کار افتادگان – بیکاران -- فقرا و نیازمندان، و پیاده کردن برنامه ی ریاضت اقتصادی، تلاش طبقات حاکم به امید سبک کردن وزن این بحران روی ستون های زنگار زده و پوسیده سرمایه داری و نجات از ورشکستگی اقتصادی در این مدت بوده است.

سیاست هایی که تا اینک برای رفع و حل این بحران از جانب دول بورژوایی اصطلاحاً "دموکرات" و دول بورژوایی "مستبد" از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب به اجرا درآمده اند، منهای رشد بیکاری (بدلیل حذف صنایع کوچک، متوسط و بزرگی که توانایی بهبود شرایط خود و کسب سود مورد نیاز را نداشته اند، و یا به علت تعدیل نیرو و اخراج کارگران در سایر مراکز خدماتی و تولیدی در حال فعالیت) بانی افت چشمگیر سطح زندگی نیروهای مولده، و فقر و فاقه مضاعفی در جهان گردیده اند.

چنین وضعی که تا این زمان دهها برآمد اعتراضی را در ممالک توسعه یافته و پیشرفته به دنبال داشته، و از طرف دیگر موجب شکل گیری انقلابات و قیام هایی در شمال آفریقا و خاورمیانه شده، باز هم دامنه خیزش های طبقه کارگر و توده های ستمدیده در اطراف و اکناف دنیا را می گستراند. بعبارت بهتر در درون این وضعیت ناهنجار، اوجگیری استمرار شورش و طغیان نیروهای مولده علیه روابط و شیوه تولیدی حاکم اجتناب ناپذیر است.

ایالات متحده هم از این قاعده مستثنی نیست. بحران عظیم جاری که ابتدا با ورشکسته شدن بانک های آمریکا و سقوط سهام وال استریت آشکار گشت، و به سرعت به بانک ها و بازارهای بورس سراسر جهان سرایت کرد و در روند تکاملی خود از سرمایه های مالی یا به دیگر کلام از بخش اقتصاد غیرواقعی (کازینویی) به بخش اقتصاد واقعی (تولید) رسید، بمانند همه جا فاصله طبقاتی در این کشور را عمیق تر، نابرابری های اجتماعی را به نسبت دهه های پیشین چشمگیرتر، و بی خانمانی و بیکاری را افزون تر کرده است.

این شرایط زمینه ای را فراهم نموده اند تا امروز توده های جبهه کار و زحمت در آمریکا به تحرک درآیند و با صراحت اعلام کنند:

« ما 99 درصد هستيم. ما را از خانه هايمان با لگد بيرون می اندازند. ما را مجبور می کنند که در بين کرايه خانه و خريد مواد خوراکی يکی را انتخاب کنيم. ما را از داشتن بهداشت مناسب محروم می کنند. ما از آلودگی های محيط زيست رنج می بريم. ما با دستمزد ناچيز و بدون حقوق، ساعت های زيادی کار می کنيم، اگر کار داشته باشيم. ما هيچ چيز نداريم در حالی که آن 1 درصد همه چيز دارند. ما 99 درصد هستيم ». (خط تأکید از من است)

اعتراضات جاری در آمریکا، بخشی از خروش آن صدها میلیون انسان در دنیاست که از نظام اقتصادی- سیاسی حاکم بر جهان به تنگ آمده اند. فریاد حق طلبی توده های کارگر و زحمتکشی است که آینده تاریکی را در برابر خود می بینند.

-- ایشان به خیابانها سرازیر شده اند، چون خود را نیازمند حرکت و جنبش می دانند.

-- ایشان از وال استریت و بانک ها که اختلاس و دزدی و فساد در آنها نهادینه شده اند، متنفرند.

-- ایشان نمی خواهند و نمی پذیرند تا بیش از این زیر چرخ های سرمایه داری بحران زده و به بن بست رسیده، له و لورده شوند.

 --اینان رفاه و آسایش می خواهند.

-- اینان خواستار زندگانی ای انسانی اند.

-- این انسانهای بپاخاسته در آمریکا همانند پرولتاریای ایران، مصر، تونس، سوریه، لیبی، بحرین، اسرائیل، یمن و ... یا پرولتاریای یونان، فرانسه، ایتالیا، انگلیس و سایر ممالک اروپایی خواهان از میان رفتن و انهدام مصائب موجود، و خواهان آزادی از شر بردگی و اسارت نظام سرمایه داری اند. آنان در طلب برابری و عدالت اند.

آیا مجیزگویان این نظم وارونه حرفی برای گفتن دارند؟ آیا طرفداران شرمگین "انسانی کردن اقتصاد کاپیتالیستی" پاسخی دارند؟ چرا از آن هنگام که پرولتاریای اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه، و اینک ایالات متحده به خروش درآمده اند، بسیاری از آنها لال شده اند؟ چرا خیلی از آنها به لانه هایشان خزیده اند و بیرون نمی آیند؟ چرا از کف زدن هایشان برای جانورانی امثال "فوکویاما" خبری نیست؟ راستی، حالا در کجای خانه های مجلل و قصرهای باشکوه شان از برگ های کتاب "پایان تاریخ" استفاده می کنند؟

باید خاطر نشان شد، آمریکا دیگر ایران، مصر، لیبی، سوریه و غیره نیست تا مفسران و میدیای جیره خوار سرمایه، قیام مردمان ستمکش این سرزمین علیه فقر، بیکاری و گرسنگی، تبعیض و شکاف طبقاتی را فقط به رهایی از چنگال استبداد تقلیل دهند.

مردم کارگر و زیردست این سامان علیه حکومت بورژوایی بحران زده ای شعار می دهند که نخستین سال های هزاره سوم را با جنگ، تجاوز، کشتار و خونریزی در افغانستان و عراق به قصد تحمیل سروری نظامی اش بر جهان و تسلط بر ذخائر نفت منطقه آغاز کرد تا بلکه بر ضعف اقتصادیش در مقابل قطب های سرمایه داری، فائق آید.

توده های فقر زده این ملک تف بصورت حاکمیتی پرت می کنند که جامه ی فقر نکبت بار را برای آنان و همه ساکنان زمین دوخته است. این ستمدیدگان در دیاری بپاخاسته اند که پیروان "مکتب شیکاگو" و شاگردان "میلتون فریدمن" آنرا ساخته اند تا اکثریت بشریت را به تباهی و نیستی بکشانند و اقلیتی را فربه ترسازند. بنگرید چه غوغایی وشوری برپاست، وبشنوید این بانگ و آوای دلنواز را: «ما هیچ چیز نداریم در حالی که آن یک درصد همه چیز دارند».

 

…….

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» پس از این چه خواهد شد؟
» اعلامیه کمیته فعالین ح د خ ا در ارتباط به رویداد های اخیر در نوار غزه و کشتار فلسطینی ها توسط رژیم نژادپرست اسرائیل
» چرا انگلیس، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه روسیه متحد شده اند؟
» مروری بر جنايات ايالات متحده امريکا و متحدين آن در کشورهای جهان
» امریکا با بحران آفرینی ها چه اهدافی را دنبال می کند؟
» امپریالیسم مالی
» اختلاف عقیده در درون جنبش ضد امپریالیستی
» امریکا پشت پرده ی آشوب ها در وینزویلا قرار دارد
» دروغ بزرگ
» ﺷﻜﺴﺖ ﻃﺮﺡ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺥ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﻭ ﺩﻓﺎﺗﺮ ﺷﺒﻜﻪ ﯼ ﺗﻠﻪ ﺳﻮﺭ
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ
» ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ
» طیارات بی سرنشین امریکائی{بخش دوم} قسمت- 10-
» ﻛﺎﻻﯾﯽ ﺷﺪﻥ ﻋﻠﻢ
» ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﯼ ﺿﺪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﯽ، ﺗﺮﻗﯿﺨﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ
» ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﻬﺎﻧﯿﯽ ﺳﺮ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻮﻗﯿﺖ ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎﺭﮔﺮﯼ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ (3)
» خاستگاه واقعی القاعده
» امضای قرار داد امنیتی یا ادامه ی جنگهای فرسایشی!؟
» لویه جرگه مشورتی و مفاهیم گرهی :منافع ملی و بین المللی افغانستان
» جنگ مواد مخدردرافغانستان
» بخش دهم دردناکترين نقض حقوق بشردرکجاها واقع شد؟؟؟
» بخش نهم نقض حقوق بشردرارقام وحقايق
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ
» ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﯾﺎﺿﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻜﺮﺩﻩ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﺮ ﺷﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﺋﯽ ﮔﺴﱰﺵ
» تراژید یهای تلخ تاریخ معاصر
» ﭘﺮﭼﻢ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ، ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
» ﺳﯿﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﱳ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ (ﺍﺳﺪ) ﺍﻋﱰﺍﻑ ﻛﺮﺩ
» ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ
» ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ
» شخصیتهای شائیستۀ مردمی چرا وچگونه به حاشیه رانده میشوند؟ قسمت پنجم
» سرنگون باد اردوغان و دولت دزدان!
» ﺟﻨﺒﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﯾﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (5)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (4)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (3)
» (2)ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ"
» ﺯﻭﺩ ﭘﺰﺁﻣﺮﯾﻜﺎﺋﯽ
» پری زاده گان کوه قاف متهم به جنایت شدند
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ«ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ»
» ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺁﺷﺘﯽ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻭﺍﻧﻜﺎﺭﻣﺎﻫﯿﺖ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺩﻭﻟﺖ
» محاصره و تروریزم : کوریا، امریکا، چین وخطرجنگ
» ﺭﻭﯼ ﺧﻂ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻭﺧﻮﺩ ﻛﺸﯽ
» ﻛﻠﻮﺥ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺭﺍ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ,ﺳﻨﺪ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺮ ﺻﺪ ﻛﻮﺭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ
» ﻛﺎﺯﯾﻨﻮ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻧﻚ ﻧﻤﺎ: ﻗﱪﺱﺩﺭ ﺗﻼﻃﻢ
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭﺧﻄﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» اشغالگران، مُزدوران و مَسير«بُن»؟!
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﯼﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود بازگشت پیروز مندانهء قوای امپریال و نیروهای مرئوس ازافغانستان درسال 2014
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» فقر کشنده پیآمد کمک های ملیارددالری غرب
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود قسمت اول
» چطور انفجار یک خمپاره؛ زلزلهء جهانی بر پا کرد؟!
» رجحان تفوق طلبی: ترکیه، ناتو و عبور بسوی جنگ
» ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ با ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﯾﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ وخصوصی سازﯾﯽﺛﺮﻭﺗﻬﺎﯼ ﻣﻠﯽ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ كرد؟
» ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺍﻡ ﻓﻘﺮﻭﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻃﺒﻘﺎﺗﯽ
» پيمان تداوم اشغال و گسترش بی ثباتی!
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران 4
» چند خبر كوتاه سیاسی ـ اقتصادی
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران
» کشورهای ”بریکس“ جویای یک نظم اقتصادی عادلانه
» مراح از حمایت استخبارات برخوردار بود
» اسراییل تمام روابط خود با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را قطع کرد
» نکا تــی پـیرامــون بحـران سـرمایه داری و فـراز فرصت های نـوین، برای استقرار”جها نــی بهتــر”
» جنــایت وحشتناك وخونین شبانه ی نظامی (یا هم نظامیان) آمریکایی در قــندهار
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ (*)
» برژینسکی و آبدیت جهل « نفرین شدگان زمین»
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» نگاهی برجنایات بعضی گروه های ماوئیستی
» تعمیق بحران، اعتراضات جهانی
» آرشیف سخن می گوید و چهره های رسواو منفور مدافعین سیاست جنایت كارانه ی آمریكادر جهان و كشور ما، رسواتر میگردد
» مبارزات ضد سرمایه داری، و عکس العمل کمپ بورژوازی جهانی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی (IX)
» قرارداد استراتیژیک یا ستهء معاملات فروش خانه !؟
» «جامعهء جهانی» یا کانون توطئه های جهانی ؟!
» ادامه‌ی اعتراض‌های جهانی علیه نظام مالی
» امــریکا سهــم شیــر را در مستـعـمـــرات “ناتــو” مــی خــواهــد
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (VII)
» در «وال استریت» نیویورک چه خبر است؟ + تصاویر
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی بخش 1
» تئوری نظام انباشت مالی شده: مضمون، اهمیت و پرسش ها (4)
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم (I) نتایج جنگ جهانی دوم
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» (2) مضمون، اهمیت و پرسش ها تئوری نظام انباشت مالی شده:
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» نقش ناتو پس از جنگ سرد
» تئوری نظام انباشت مالی شده:
» (iii) بخش 1جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» دولت تک قومی وقبایلی افغانا ن ، به فرایند همبسته گی ملی
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (2)
» عروج بحران نظام جهانیی سرمایه و افزایش بی اعتباریی گفتمان های رایج (2)
» سایه سنگین بحران, بحث بر سر تعیین سقف قروض دولتی در آمریکا، بحران جهانی و تحمیل وحشیانه ریاضت کشیاقتصادی
» امپریالیسم در دوره رقابت دو سیستم
» یا ما سرمایه داری را از سر راه بر می داریم یا سرمایه داری ما را
» شاخ آفریقا در كام مرض ، فقر ، مرگ و قحطی
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» نظام ننگین وغارتگر سرمایه داری،عامل اصلی فقرو بدبختی های جهانی است
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» قاتل «شاه قندهار» عامل «سی آی ای» بود
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم” (2)
» مردم انگلستان نشریه روپرت مرداک را تعطیل کردند
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (2)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان پايگاه هاي نظامي بدون مرز آمريکا (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (1)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان(2)
» بن لادن سالها پیش به مرگ طبیعی مرده است
» فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی (4)
» جنایات خونباراشغالگران را درافغانستان، پایانی نیست
» ملاحظاتی چند در حاشیۀ سقوط رئیس صندوق بین‌المللی پول
» پيمان استراتژيك آمريكا ـ افغانستان و پيامدها
» آن زمان میگفتند كه “اسلام در خطراست!”؛ این زمان با طرح ستیزه جویانه ی “برخور تمدن ها” میگویند كه اسلام یك خطراست!!!
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (3)
» روزی که افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا در هم شکست
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (2)
» ناتو و کلونیالیسم
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (1)
» جنگها استعماری، قمار بر سر سرنوشت نوع بشر
» تا زمانی که امپریالیسم وجود دارد، خطر جنگ نیز وجود خواهد داشت
» کاربرد ابزاری غرب از بنیادگرایی
» باردیگر فاجعه ، بار دیگرجنایت وخون!


عناوین دیگر:
کارگران، جهانی سازی و ساختن حزب قسمت چهارم (10.18.2011)
دومینوی شکست دولتهای مختلف اروپایی در سایه بحران یورو (10.18.2011)
پاکستان مرداب پرورش طالبان آدمکش، تا جران مواد مخدرو ترورزم بین المللی است (10.13.2011)
عشق چگوارا؛ حماسه ی جاویدان و تابناک (10.03.2011)
در «وال استریت» نیویورک چه خبر است؟ + تصاویر (09.26.2011)
آي .اس .آي يك سازمان بزرگ وخطرناك تروريستي و دهشت افگن مي باشد (09.26.2011)
کهنه و تازۀ امپریالیسم در لیبی (09.26.2011)
جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی بخش 1 (09.26.2011)
تئوری نظام انباشت مالی شده: مضمون، اهمیت و پرسش ها (4) (09.26.2011)
امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم (I) نتایج جنگ جهانی دوم (09.26.2011)