پنجشنبه, 08.16.2018, 01:39pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
مرُوری بر رخداد های خونبار سه سده ی اخير خرُاسان ديروز و افغانستان امروز(بخش چهارم) ; " شهر غزنین نه همانست که من دیدم پار" ; فراخوان عمومی بخاطرجلوگیری ازفروش شفاخانه وزیراکبرخان وسایر موسسات عام المنفعه ; اخلاق از منظر ماركسيسم- لنينيسم (كمونيزم علمي) ; پیامدهای فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی (IX)
Sunday, 11.27.2011, 08:30pm (GMT)

پیوست به گذشته

 

جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی

 

از: سمیرامین

پرگردان: ب. کیوان

(IX)

 

هژمونی ایالات متحد كه پیش تر به توصیف آن پرداختم، در این چارچوب و بنابراین با محدودیت های تحمیلی آن عمل می كند. دقیقاً  ُبعد اقتصادی، یعنی پیشرفت تكنولوژیك ایالات متحد با كامیابی توسعة شكل های سازماندهی “چند ملیتی” كه در اروپا و ژاپن بازتولید شد، به سرعت فرسوده شد. از این رو، به تدریج سه جنبة دیگر مرتبط با این هژمونی:

 -1كنترل سیستم پولی و مالی جهانی

 -2‌برتری نظامی، گسترش فرهنگی

3  -زبان آمریكایی و شیوة زندگی]آن [، اهمیت نسبی فزاینده ای می یابد.

نخست این كه  ُبعدهای جدید جهانی شدن در بطن تضادهای اش فرسوده می شود و با تضعیف رشد به سرمایه آفرینی مالی ركودزا كه از 1980 (تاریخ دیگر چرخش) برقرار گردید، منجر می گردد.

در واقع، ركن  ُمسلط جهانی شدن كه فوق سیاست های ملّی پیش گفته قرار می گیرد، در اصل به صورت سیستم سازمان یافته مبادله های ثابت با معیار دلار به نمایش درآمد. پیشرفت های ساختمان اروپا و پیشرفت ژاپن نتوانست این  ُبعد هژمونی آمریكا را مورد پرسش قرار دهد. همان طور كه در جای دیگر نوشتم هیچ بدیل دیگری نتوانست به عنوان معیار جای دلار را بگیرد. مدیریت بحران كه بنا بر نظارت ها از 1980 برقرار شد، تلاش برای پاسخ گفتن به این تضاد بود.

دوّم این كه نظامی شدن سیستم آن قدر واضح است كه نیاز به تفسیر ندارد. تنها خاطرنشان می كنم كه این كینزگرایی نظامی نقش اساسی در حفظ رشد فوق العادة آمریكا و جهان ایفاء كرده است. این نظامی شدن، البته،‌زمانی به ابزار بسیار مؤثر هژمونی آمریكا تبدیل شد كه دشمن آن شوروی از پا درآمد؛ یعنی دوره خاتمه یافت. نمی توان انكار كرد كه برتری جدید در تاریخ بی نظیر است. هرگز پیش از این در تاریخ، سلاح ها به طور كلی و توان یك دولت به طور خاص ،زمینة مداخلة مؤثر نظامی را كه در مقیاس تمام سیاره مخرب باشد، ممكن نساخته بود.

ُبعد سوّم جهانی شدن جدید كه مربوط به جنبه های فرهنگی است،‌مسئله های قابل قبول قدیم را در قالب اصطلاح های جدید مطرح می كند. سیستم دنیای خراجی بین حوزه های فرهنگی كه مشخصه های خاص آن را حفظ می كردند، تقسیم شده بود. و از این رو، علی رغم ُبعد جهان گرایانة اصول مذهب ها و فلسفه های بزرگ كه شالودة این فرهنگ ها را تشكیل می دهند، نمی توان از جهان شمولی (Universalism) در این دوره ها سخن گفت.

جهان شمولی در 1500 با عصر نوزایی و دیرتر به وسیلة روشنگران پدیدار شد؛ هر چند به شكل دم بریده و بی قوارة اروپا مركز انگاری كه توأم با ساخت نابرابر سیستم جدید بنا بر مركز اروپای اش بود. امّا این جهان شمولی كه به پی ریزی ارزش های دنیای مدرن فراخوانده شد:

مثبت مانند دموكراسی یا منفی مانند از خودبیگانگی اقتصادگرایانه - تنوع درون اروپا را زایل نكرد. هژمونی بریتانیا كه ناچار به تطبیق خود با موازنة اروپایی بود، نمی توانست با توسعة زبان انگلیسی همراه باشد. در پس از جنگ دوّم جهانی، علی رغم خصلت بارز هژمونی آمریكا، مضمون قوی ملّی استراتژی هایی كه دوره را مشخص می سازند، سازش میان جهان شمولی متبلور در سه طرح مشترك مرحلة مورد بحث و تنوع سیاسی و فرهنگی را حفظ می كنند. بنابراین، تضاد خاص  ُبعد فرهنگی جهانی شدن سرمایه داری تنها با پیروزی جدید آن بروز كرده است. اغلب آن را به قدرت رسانه های مدرن كه باعث كوچكی جهان شده و به تعبیری آن را به “دهكدة سیاره ای” تبدیل كرده، نسبت می دهند. به یقین این واقعیت نباید منظره جهانی شدن را در سایه قرار دهد. البته، این آن چه را كه از مدت های مدید وجود داشت، آشكار می كند و نشان می دهد كه:

فرهنگ های قدیم (خراجی از جمله فرهنگ یا فرهنگ های قرن های میانه) به وسیلة فرهنگ سرمایه داری كه بنا بر مضمون اساسی خود، ‌از خودبیگانگی اقتصادگرایانه،‌ نه بنا بر منشاء و شكل خود اروپایی تعریف می شوند،‌ كاملاً ‌زدوده شده اند. با این همه، ‌این فرهنگ جدید سرمایه داری هرگز موفق به برقراری مشروعیت همگانی به نفع خود نشده است. چون در بردارنده و توأم با یك سیستم - جهان قطب بندی شده است.

 تقویت اثبات آن به مدد رسانه های مدرن در پیوند با افزایش قطب بندی پس از این كه طرح های مشاركتی بعد از جنگ توان خود را از دست دادند. “مسئله فرهنگی” و اثبات های نومیدانة جستجوی هویت در جهان سوم را پدیدار كرد. شكل چیرگی زبانی این بیان مسلط فرهنگ سرمایه داری كه از هژمونی آمریكا ناشی می شود، با مقاومت ها در اروپا و به ویژه در فرانسه برخورد می كند.

  در تحلیلی كه در ارتباط با سیستم پس از جنگ چه در مرحلة تسلط آن و چه در مرحلة بحران - همیشه جاری- آن مطرح كردم، ساختار سیستم در مجموع آن و ساختارهای بخش های تشكیل دهندة آن و هژمونی احتمالی بنا بر “رقابت شركت ها در بازار” آن گونه كه ایدئولوژی مسلط اقتصادگرایانه مدعی آن است، به كلّی یا به طور اساسی معین نشده است. این ساختارها به سطح میانی در مفهومی كه مورد نظر برادل است،‌ مربوط نیست. من همراه با ماركس، پولانی، برادل و دیگران آن ها را به مثابه محصول هم زمان كاركرد دو سطح میانی و عالی می نگرم. رقابت هم چنان رقابتی است كه دولت ها و مؤسسه ها را در برابر هم قرار می دهد زیرا سرمایه داری از دولت جدایی ناپذیر است. آن ها هم زمان ثبات یافته و پیشرفت كرده اند و با هم بر ساختارهای انباشت فرمان می رانند.

همان طوریكه آریگی نوشت، در این معنی، با این كه سرزمین گرایی عبارت از توسعه دادن حوزة زیر ُسلطه سرمایه داری خصوصی (عنصر شكل دهنده سیستم جهانی) است، هم زمان شكل های فعالیتی وجود دارد كه افزایش انباشت در یك منطقه محدود را ممكن می سازند. (كنترل تجارت،‌ نوسازی فنی، برتری نظامی، درخشش فرهنگی و سرمایه آفرینی مالی، شكل های این فعالیت اند).

 تركیب متغیر این دو شكل عملكرد انباشت توضیح می دهد كه چرا دولت های كوچك (شهرهای ایتالیایی، هلند) موفق به اشغال جای وسیعی در سیستم جهان شده اند (كه البته به عقیدة من هرگز جنبة هژمونی نداشته اند) و چرا دولت های بزرگ در آن جا توفیق نیافته اند. و حتی اغلب فروریخته اند؛ در صورتی كه هژمونی جدا از آن هایی باقی می ماند كه به طور مؤثر این دو شكل را پیوند داده اند.

همان طور كه ورگوپولو نوشت آن چه بنظر می رسد رقابت میان شركت هاست به وسعت رقابت میان سیستم های ملی است كه این شركت ها به اعتبار آن ها پیشرفت می كنند (این سیستم ها قدرت های تولیدی ای را تشكیل می دهند كه بر پایة سطح های آموزش زحمتكشان و بسیاری چیزهای دیگر كه بدون آن ها رقابت تجاری نمی تواند موجود باشد، تسلط دارند).

نهاد اقتصاد از سیاست جدایی ناپذیر است. رویدادهای هر روزه آن را به وضوح تأیید می کند. در مثل به زحمت می توان تصور کرد که ژاپن با وجود کارایی مؤسسه های اش به واسطه آسیب پذیری نظامی و فقدان درخشش فرهنگی اش به قدرت هژمونیک تبدیل شود. چنان که ملاحظه می شود، مازاد مالی ژاپن به ایالات متحد وام داده شده و خدمات آن از 1985 به دلار کم ارزش مسترد شده است. از این رو، معامله به برداشت عظیم از انتقال مازاد ژاپن به رقیب اش منتهی شد (آریگی).

بدین ترتیب می بینیم که کسری موازنة خارجی ایالات متحد مازاد سرمایه ها در مقیاس جهانی را جذب می کند و منبع هایی را که ملت های جهان سوم به عبث می کوشند برای راه ا ندازی توسعه خود جذب کنند، مسدود می کند.

هم چنین ملاحظه می شود که کشورهای ثروتمند نفتی خلیج (فارس) ناگزیر شده اند به سلطه نظامی واشنگتن برخود کمک مالی کنند! امید کمی وجود دارد که سرمایه گذاری های مالی این کشورها در بازارهای خارجی هرگز بتوانند بازستانی شوند. برعکس، ایالات متحد طی دو جنگ جهانی در واقع با تصاحب طلب های رقیبان خود (بریتانیای کبیر، فرانسه و دیگران) وضعیت مالی خود را از بدهکار به بستانکار تغییر داد.

 بنابراین، سیستم جهانی بر پایة رابطه های یادشده بین دولت ها و بازی رقابت های تجاری شرکت ها ساختاری شده است. گرایش سیستم جهانی بیش از پیش در همین راستا است. مثلاً، در حالی که سیستم های پیشین پولی (مثل معیار استرلینگ) توسط مدیریت عالی مالی اداره می شد، بروتون وود “تولید پول” را زیر نظارت شبکة آژانس های دولتی و از جمله مقررات بین المللی (صندوق جهانی پول FMI) قرار داد. خود آن ها نیز بنا بر سلسله مراتب Federal Reserve System اداره می شدند.

واقعیت این است که حرکت فزایندة دولتی شدن وارونه شده است! از 1973-1968 هنگامی که دلارهای اروپایی زمینة استقلال جریان های مالی را فراهم کردند، این روند شدت یافت. این مقدمة خصوصی سازی دوبارة وسیعی است که بر پایة آن سرمایه آفرینی مالی کنونی (از 1980) واقعیت یافته است. البته، چگونه می توان در نظر نگرفت که این دگرگونی ناشی از ضعف سیاسی ایالات متحد پس از شکست آن در ویتنام است که جهان را به تعرض علیه غرب برانگیخت.

تحریم نفتی اوپک نمونة برجستة آن است. همچنین چگونه می توان این موضوع را در نظر نگرفت که کامیابی تعرض متقابل آمریکا برای برقراری هژمونی دوباره اش مرهون هژمونی نظامی آن است (چنان که اروپایی ها برای کامیابی در جنگ خلیج (فارس) و در برابر فروپاشی شوروی نشان دادند که نه در یوگوسلاوی و نه در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق و حتی در سومالی بدون ایالات متحد نمی توانند کاری انجام دهند). بر پایة برتری نظامی است که ایالات متحد با وجود اختلال در کارایی تجاری اش موفق به حفظ معیار دلار شده است.

بنابراین، رابطه شرکت های ایالات متحد خطی نیست. این رابطه در دو جهت عمل می کند. در مرحله های معین تسلط در یک جهت و در دیگر مرحله ها در جهت دیگر. مثلاً در امپریالیسم عصر لنین “انحصارها” بنا بر جنبه های ُمعین ابزارهای توسعه طلبی دولت ها هستند. چنان که شرکت های چند ملیتی آمریکا پس از جنگ دوّم جهانی همین نقش را ایفاء کردند. بر عکس در مرحلة کنونی تقریباً از 1970 این شرکت ها خود را از دایره قدرت های دولت آزاد می سازند و تأثیرهای دخالت های دولت را محدود می کنند. آیا این ویژگی ساختاری جهانی شدن جدید است که مستعد است خود را در این شکل تثبیت کند؟ یا مشخصة وضعیت اقتصادی بحران است؟

نهادی شدن سازمان سیستم جهانی یک چیز کاملاً تازه نیست. من این جا با دیدگاه کلّی مکتب سیستم - جهان که مشخصه اساسی سرمایه داری تاریخی را در آن می بیند، موافقم، (البته من سرمایه داری تاریخی را سرمایه داری واقعاً موجود می نامم که با سرمایه داری ایده آلی نوع خیالی ایدئولوژیک تفاوت دارد). از قرارداد وستفالی (1648) که در آن نخستین قاعده و قرارها معین گردید و سپس در کنگره وین (1815) تجدید شد تا قرارداد ورسای (1919) که با ایجاد جامعة ملل گامی فراتر در راه نهادی کردن برداشت، بعد به ویژه با ایجاد سازمان ملل متحد (1945)، این نهادی کردن پیوسته رو به پیشرفت است.

هنگامی که بنظر می رسد این نهادی کردن بر اثر ناپیوستگی سیاست ها از کار می ماند و بحران شدت می گیرد، مانند امروز، از 1980، آیا بی درنگ در نمی یابیم که کوشش برای چیره شدن بر این ناپیوستگی ها آشکار می گردد؟ آیا گروه هفت این کارکرد را ندارد؟ حتی اگر آن طور که من آن را در تحلیل ام دربارة مدیریت بحران مطرح کرده ام، اختلال در کارکردها به گونه ای است که به نظر ابزار به کلی ناتوان از تغییر دادن مصاف است.

اگر به آهنگ رشد توجه کنیم، مرحلة پس از جنگ که از مرحلة فرازندة (1968- 1945) سپس بحران بلند مدّت ( از 1971) تشکیل شده، به وضوح همگون نیست. میان دورة گذار 1968 (رویداد مهم سیاسی) -1971 (حذف تبدیل پذیری طلا به دلار) تحمیل می شود.

سرمایه آفرینی مالی دیرتر مقارن 1980 ضمن پیوند با دگرگونی سیاسی که ریگان و تاچر برای نخستین بار به آن پرداختند، جدا می شود. سال های 1990- 1985 گسست دیگر (فروپاشی شوروی گرایی) را تشکیل می دهند، همان طور که سال های 1975 (طرح “نظم نو بین المللی” پیشنهادی جهان سوّم) - 1982 (نخستین بحران مالی جهان سوّم که در مکزیک آشکار شد)، پایان طرح باندونگ و تعرض کمپرادوری شدن دوبارة کشورهای پیرامون را نشان می دهد.

به عقیدة من مشخص کردن وضعیت دقیق این تاریخ های چرخش ها (نقطه عطف ها) چنان امری دشوار باقی می ماند. برای این که بتوان معنی دقیق شان را به قدر کافی با برگشت به عقب تمیز داد، رویدادها خیلی نزدیک اند.

با این همه، آیا آن ها پایان یک مرحلة طولانی (1950- 1800 ) را مشخص می کنند؟ یا فقط گذار از یک میان مرحله را به مرحلة دیگر معین می کنند؟

داوریی که باید دربارة آینده های ممکن انجام گیرد به جواب هایی بستگی دارد که در خلال تحلیل بحران و مدیریت آن خواهیم داد.

 

ادامه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» پس از این چه خواهد شد؟
» اعلامیه کمیته فعالین ح د خ ا در ارتباط به رویداد های اخیر در نوار غزه و کشتار فلسطینی ها توسط رژیم نژادپرست اسرائیل
» چرا انگلیس، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه روسیه متحد شده اند؟
» مروری بر جنايات ايالات متحده امريکا و متحدين آن در کشورهای جهان
» امریکا با بحران آفرینی ها چه اهدافی را دنبال می کند؟
» امپریالیسم مالی
» اختلاف عقیده در درون جنبش ضد امپریالیستی
» امریکا پشت پرده ی آشوب ها در وینزویلا قرار دارد
» دروغ بزرگ
» ﺷﻜﺴﺖ ﻃﺮﺡ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺥ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﻭ ﺩﻓﺎﺗﺮ ﺷﺒﻜﻪ ﯼ ﺗﻠﻪ ﺳﻮﺭ
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ
» ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ
» طیارات بی سرنشین امریکائی{بخش دوم} قسمت- 10-
» ﻛﺎﻻﯾﯽ ﺷﺪﻥ ﻋﻠﻢ
» ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﯼ ﺿﺪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﯽ، ﺗﺮﻗﯿﺨﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ
» ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﻬﺎﻧﯿﯽ ﺳﺮ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻮﻗﯿﺖ ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎﺭﮔﺮﯼ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ (3)
» خاستگاه واقعی القاعده
» امضای قرار داد امنیتی یا ادامه ی جنگهای فرسایشی!؟
» لویه جرگه مشورتی و مفاهیم گرهی :منافع ملی و بین المللی افغانستان
» جنگ مواد مخدردرافغانستان
» بخش دهم دردناکترين نقض حقوق بشردرکجاها واقع شد؟؟؟
» بخش نهم نقض حقوق بشردرارقام وحقايق
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ
» ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﯾﺎﺿﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻜﺮﺩﻩ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﺮ ﺷﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﺋﯽ ﮔﺴﱰﺵ
» تراژید یهای تلخ تاریخ معاصر
» ﭘﺮﭼﻢ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ، ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
» ﺳﯿﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﱳ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ (ﺍﺳﺪ) ﺍﻋﱰﺍﻑ ﻛﺮﺩ
» ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ
» ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ
» شخصیتهای شائیستۀ مردمی چرا وچگونه به حاشیه رانده میشوند؟ قسمت پنجم
» سرنگون باد اردوغان و دولت دزدان!
» ﺟﻨﺒﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﯾﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (5)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (4)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (3)
» (2)ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ"
» ﺯﻭﺩ ﭘﺰﺁﻣﺮﯾﻜﺎﺋﯽ
» پری زاده گان کوه قاف متهم به جنایت شدند
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ«ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ»
» ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺁﺷﺘﯽ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻭﺍﻧﻜﺎﺭﻣﺎﻫﯿﺖ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺩﻭﻟﺖ
» محاصره و تروریزم : کوریا، امریکا، چین وخطرجنگ
» ﺭﻭﯼ ﺧﻂ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻭﺧﻮﺩ ﻛﺸﯽ
» ﻛﻠﻮﺥ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺭﺍ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ,ﺳﻨﺪ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺮ ﺻﺪ ﻛﻮﺭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ
» ﻛﺎﺯﯾﻨﻮ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻧﻚ ﻧﻤﺎ: ﻗﱪﺱﺩﺭ ﺗﻼﻃﻢ
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭﺧﻄﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» اشغالگران، مُزدوران و مَسير«بُن»؟!
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﯼﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود بازگشت پیروز مندانهء قوای امپریال و نیروهای مرئوس ازافغانستان درسال 2014
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» فقر کشنده پیآمد کمک های ملیارددالری غرب
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود قسمت اول
» چطور انفجار یک خمپاره؛ زلزلهء جهانی بر پا کرد؟!
» رجحان تفوق طلبی: ترکیه، ناتو و عبور بسوی جنگ
» ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ با ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﯾﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ وخصوصی سازﯾﯽﺛﺮﻭﺗﻬﺎﯼ ﻣﻠﯽ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ كرد؟
» ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺍﻡ ﻓﻘﺮﻭﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻃﺒﻘﺎﺗﯽ
» پيمان تداوم اشغال و گسترش بی ثباتی!
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران 4
» چند خبر كوتاه سیاسی ـ اقتصادی
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران
» کشورهای ”بریکس“ جویای یک نظم اقتصادی عادلانه
» مراح از حمایت استخبارات برخوردار بود
» اسراییل تمام روابط خود با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را قطع کرد
» نکا تــی پـیرامــون بحـران سـرمایه داری و فـراز فرصت های نـوین، برای استقرار”جها نــی بهتــر”
» جنــایت وحشتناك وخونین شبانه ی نظامی (یا هم نظامیان) آمریکایی در قــندهار
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ (*)
» برژینسکی و آبدیت جهل « نفرین شدگان زمین»
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» نگاهی برجنایات بعضی گروه های ماوئیستی
» تعمیق بحران، اعتراضات جهانی
» آرشیف سخن می گوید و چهره های رسواو منفور مدافعین سیاست جنایت كارانه ی آمریكادر جهان و كشور ما، رسواتر میگردد
» مبارزات ضد سرمایه داری، و عکس العمل کمپ بورژوازی جهانی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی
» قرارداد استراتیژیک یا ستهء معاملات فروش خانه !؟
» «جامعهء جهانی» یا کانون توطئه های جهانی ؟!
» ادامه‌ی اعتراض‌های جهانی علیه نظام مالی
» امــریکا سهــم شیــر را در مستـعـمـــرات “ناتــو” مــی خــواهــد
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (VII)
» بـحــران لاینحــل سرمــایه داری وخـــیـزش ستمــدیده گان در آمــریكا
» در «وال استریت» نیویورک چه خبر است؟ + تصاویر
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی بخش 1
» تئوری نظام انباشت مالی شده: مضمون، اهمیت و پرسش ها (4)
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم (I) نتایج جنگ جهانی دوم
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» (2) مضمون، اهمیت و پرسش ها تئوری نظام انباشت مالی شده:
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» نقش ناتو پس از جنگ سرد
» تئوری نظام انباشت مالی شده:
» (iii) بخش 1جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» دولت تک قومی وقبایلی افغانا ن ، به فرایند همبسته گی ملی
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (2)
» عروج بحران نظام جهانیی سرمایه و افزایش بی اعتباریی گفتمان های رایج (2)
» سایه سنگین بحران, بحث بر سر تعیین سقف قروض دولتی در آمریکا، بحران جهانی و تحمیل وحشیانه ریاضت کشیاقتصادی
» امپریالیسم در دوره رقابت دو سیستم
» یا ما سرمایه داری را از سر راه بر می داریم یا سرمایه داری ما را
» شاخ آفریقا در كام مرض ، فقر ، مرگ و قحطی
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» نظام ننگین وغارتگر سرمایه داری،عامل اصلی فقرو بدبختی های جهانی است
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» قاتل «شاه قندهار» عامل «سی آی ای» بود
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم” (2)
» مردم انگلستان نشریه روپرت مرداک را تعطیل کردند
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (2)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان پايگاه هاي نظامي بدون مرز آمريکا (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (1)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان(2)
» بن لادن سالها پیش به مرگ طبیعی مرده است
» فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی (4)
» جنایات خونباراشغالگران را درافغانستان، پایانی نیست
» ملاحظاتی چند در حاشیۀ سقوط رئیس صندوق بین‌المللی پول
» پيمان استراتژيك آمريكا ـ افغانستان و پيامدها
» آن زمان میگفتند كه “اسلام در خطراست!”؛ این زمان با طرح ستیزه جویانه ی “برخور تمدن ها” میگویند كه اسلام یك خطراست!!!
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (3)
» روزی که افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا در هم شکست
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (2)
» ناتو و کلونیالیسم
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (1)
» جنگها استعماری، قمار بر سر سرنوشت نوع بشر
» تا زمانی که امپریالیسم وجود دارد، خطر جنگ نیز وجود خواهد داشت
» کاربرد ابزاری غرب از بنیادگرایی
» باردیگر فاجعه ، بار دیگرجنایت وخون!


عناوین دیگر:
بخش دوم نبرد خونین شیخ مجیب الرحمان برای استقلال "بنگله دیش " (11.15.2011)
«جامعهء جهانی» یا کانون توطئه های جهانی ؟! (11.14.2011)
ما خیال پرداز نیستیم (11.14.2011)
به استعما ر 2.0 خوش آمدید؟! (11.07.2011)
«پاکستان»؛ اسرائیل و « افغانستان ...» فلسطین کمیته 300 است !! (11.07.2011)
ادامه‌ی اعتراض‌های جهانی علیه نظام مالی (10.23.2011)
امــریکا سهــم شیــر را در مستـعـمـــرات “ناتــو” مــی خــواهــد (10.23.2011)
جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (VII) (10.18.2011)
کهنه و تازۀ امپریالیسم در لیبی (10.18.2011)
دموكراسی در آمریكا تابع اكثریت نیست (10.18.2011)