سه شنبه, 08.21.2018, 01:29pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
مرُوری بر رخداد های خونبار سه سده ی اخير خرُاسان ديروز و افغانستان امروز (بخش پنجم) ; غنی کوچی و باند فاشیستی امریکاییان افغانتبار رسوا میشوند! ; در کشور چه می گذرد؟ ; اشغال وعملکرد آن درافغانستان ; در یاد بود از کوفی عنان!
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
تعمیق بحران، اعتراضات جهانی
دوشنبه, 01.16.2012, 03:46pm (GMT)

سالِ ۲۰۱۱

تعمیق بحران، اعتراضات جهانی

 

نصرت تیمورزاده

 

شبح دهشتناکی که از اواخر ماههای ۲۰۰۸ میلادی نمودهای اولیه خود را از آمریکا آغاز نمود، در گستردهترین شکل خود سیمای سال ۲۰۱۱ میلادی را ترسیم کرد. اگرچه بحران در قدرتمندترین اقتصاد جهان نقطه آغازین خود را یافت، ولی در پروسه گستردگی خویش، در اروپا تمرکز پیدا کرد. دولتمردان سرمایه در روزهای اول سال ۲۰۱۱ به مردم جهان وعده دادند که بحران را مهار کردهاند، که تدابیر کافی اتخاذ شده است که مجددا شکوفایی اقتصادی به وجود آید، که بانکها تحت کنترل قرار گرفتهاند و... همچنان که آن زمان دروغ گفتند اکنون نیز در پایان سال و بعد از آخرین نشست اضطراری سران اروپا و در دهمین سالگرد پول مشترک یورو از قدرت جهانی یورو و ثبات آن صحبت کرده و باز هم با وقاحت تمام دروغ میگویند. در همان زمان ما گفتیم که تمام انداموارههای اقتصاد جهانی در جریان حرکت سریع و بلا انقطاع این شبح دهشتناک به بستر بیماری کشانده شدهاند. شبحی که از خویشتن خویش یک نظام واژگونه سر برآورده و تمام برج و باروی قلعههایی که فتح ناشدنی مینمودند، ترکهای عظیمی برداشتهاند.

سرمایهداری نه تنها به مثابه یک سیستم اقتصادی اعلام ورشکستگی نموده، بلکه از نظر ایدئولوژیک  نیز جوهر ارتجاعی خود را به نمایش گذاشت. آنهائی که با هزاران ترفند در گوش مردم جهان میخواندند که بازار خود قادر به تنظیم روابط خویش است، بیشرمانه خواهان دخالت دولتها در تنظیم روابط بازار گشتند. آنهائی که در گوشه گوشه جهان بازارهای بورس به راه انداخته و میلیاردها دلار در یک چشم به هم زدن از طریق رد و بدل اوراق بورس به جیب زده و شبها با خیال راحت به خواب میرفتند، فریاد برآوردند که بانکها و بازارهای بورس را باید کنترل نمود. آن غول مالی را که از درون شیشه بیرون آورده و تمام مرزهای جغرافیایی را برای جولانش بدون برج و بارو نهاده بودند، انبوهی از خرابیها را برجا گذاشت. اگر چه دول سرمایهداری با تزریق ارقام نجومی ورشکستگی بانکها را تا درجه معینی مهار کردند، ولی خود در چنبره بدهیهای میلیاردی و ورشکستگی گرفتار گشتند.

با وجود همه این ترفندها ناشی از این که از سويي بانکها اعتماد خود را به بانکهای دیگر از دست داده و هیچ بانکی حاضر نبود که اعتبارات مالی در اختیار سایر بانکها قرار دهد، چرا که بیم آن میرفت که با ورشکستگی بانکی بانکهای دیگر با خطر ورشکستگی روبرو شوند و از سوی دیگر بانکها حاضر به واگذاری اعتبار جهت سرمایهگذاری در رشتههای تولیدی و خدماتی نبودند، نتیجتا دو فونکسیون اصلی بانکها یعنی رد و بدل پول بین یکدیگر و اختصاص اعتبار جهت سرمایه گذاری، همچنان در طول سال ۲۰۱۱ در انجماد به سر بردند. در سپتامبر سال ۲۰۱۱ تقاضا برای تولیدات صنعتی در منطقه پولی یورو معادل ۶،۸درصد کاهش یافت (مجله اکونومیست - نوامبر ۲۰۱۱) و این رقم شدیدترین کاهشی بود که از زمان آغاز بحران مؤسسات تولیدی و صنعتی را با خود مواجه ساخت.

اگر چه در اوایل سال ۲۰۱۱ دولتمردان پول مشترک یورو حاضر نبودند که ورشکستگی دولت یونان را بپذیرند، به این بهانه که اعلام این امر ثبات پول مشترک یورو را از بین خواهد برد، ولی همچنان که بارها و بارها دیده شده است، واقعیت جان سختتر از آن بود که بتوان آن را در زیر پرده نگهداشت. در حالیکه دولتمردان اروپا در حال پیچیدن نسخههایی جهت «نجات» دولت یونان بودند، که در واقع امر نجات بانکهای خود بود، معلوم گشت که ایتالیا، اسپانیا، ایرلند و پرتغال وضعیت بهتری ندارند. سقف صندوق چتر مالی اروپا از ۱۱۰ میلیارد یوروی آغازین خود به بیش از یک بیلیون دلار افزایش پیدا کرد.

 بانک مرکزی اروپا نرخ بهره خود را به ۱درصد کاهش داد، با این امید که بانکها از این صندوق جهت واگذاری اعتبارات به مؤسسات صنعتی و تولیدی و معاملات مالی با یکدیگر استفاده کنند و انجماد حاکم بر بانکها از میان برداشته شود. ولی تنها عملی را که بانک ها انجام دادند این بود که تنها در یک روز چهارصد و نود میلیارد یورو از بانک مرکزی اروپا وام گرفته و به جای آن اوراق قرضه دولتی کشورهای مختلف اروپایی را تحویل بانک مرکزی اروپا دادند. و از این رهگذر هم سودهای میلیاردی به جیب زدند، بدون این که فرجی در ارتباط با واگذاری اعتبار به مؤسسات تولیدی و صنعتی و یا معاملات مالی با بانکهای دیگر به وجود آید. و این چیزی جز نشانه عمیق بی اعتمادی بانکها به یکدیگر و به دولتهای اروپایی نبود و حتی نوسانات بورس نیز آرامش نیافت.

 در طول سال ۲۰۱۱ بورس آلمان ۱۵ درصد ارزش خود را از دست داد. در مقایسه با سال ۲۰۰۷ یعنی یک سال قبل از آغاز بحران این رقم معادل ۲۷ درصد است. در یک اقدام بعدی چتر حمایتی مالی اروپا به رقم ۴ بیلیون یورو افزایش پیدا کرد تا دولتهای ورشکسته از طریق واگذاری اوراق قرضه خود به بانک مرکزی اروپا، مفری برای تنفس بیابند. در این میان این حقیقت را نباید فراموش کنیم که بدهی نجومی دولتهای سرمایهداری در بیشترین بخش خود نتیجه ترکیدن حبابهای بازارهای مالی اشپیکولاتیو، نتیجه تزریق ارقام نجومی به مؤسسات مالی ورشکسته و اجتماعی کردن نتایج هولناک حاصل از بحران جهانی میباشد. کافی است بدانیم که مثلا بدهی دولتهای ایرلند و اسپانیا قبل از آغاز بحران جهانی بسیار کمتر از دولت آلمان بود.

بلندگوهای بورژوازی به مردم جهان گفتند که این آز و طمع گروهی از بانکداران بود که بحران را به وجود آورد. در فاز بعدی اعلام کردند که ورشکستگی دولتها ناشی از این بود که مردم این کشورها فراتر از قدرت مالی خود زندگی کردهاند و صد البته این اوج بی شرمی بود و میبایست زمینه تهاجم به زندگی و معیشت تودههای میلیونی کار و زحمت را فراهم سازند، و همه این تبلیغات برای این بود که خاک در چشم مردم پاشیده و این توهم را ایجاد کنند که گویا نه جوهر خود سیستم سرمایهداری است که بحران زاست و نه بحران در نمودهایی از آن از نوع بحران بانکها، بحران بدهی دولتها، بحران دولتها و...

مردم جهان در گرد و غبار حاصل از این هیاهو باید فراموش میکردند که تمام تاریخ دویست و اندی سال نظام سرمایهداری نشان داده است که سرمایه به آنجایی میرود که نرخ افزایش سود بالا بوده تا موجب افزایش سرمایه گردد. این البتّه در ذات سرمایه است. این نمودها نشانههای بحران مجموعه یک سیستم است که خود را در بحرانهای دورهای عرضه میدارد. در واقع امر تمام ترفندهای به کار رفته از زمان آغاز مهار بحران در شاخههای نمادینش راه حلی برای مهار بحران جهانی نبود. روشن هم بود که تمام این راه حلها راه حلهای سرمایهدارانه بوده و توجه نداشت و نمیخواست داشته باشد که بحران در این نمادها نشان از بحران خود نظام سرمایهداری با تضاد ذاتی خویش یعنی تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی است.

آخرین تیر ترکش دول اروپایی برای نجات یورو در انتهای سال ۲۰۱۱ که در جلسه اضطراری دسامبر سران بازار مشترک به تصویب رسید، پیشنهاد تغییر قانون اساسی اروپا مبنی بر کنترل اوضاع مالی کشورهای اروپایی بود. این پیشنهاد طرحی جهت مستعمره کردن کشورهای ضعیف اروپا توسط آلمان - فرانسه بود. این عمل جراحی نمیتوانست مورد قبول دولت بریتانیا، دومین کشور قدرتمند اروپا قرار گیرد. آنها بلاجبار از دایره تصمیمات این نشست خارج شده و اروپا عملا گامهای نخستین تجزیه خویش را برداشت. این امر البته نتیجه منطقی حادتر شدن بحران بود. هر چه بحران اقتصادی در کشورهای اروپایی عمیقتر گشت، تضاد منافع مابین دول مختلف اروپایی و گروهبندیهای سرمایه ملی نیز عریانتر در جامعه ظاهر گشت. این امر البته پدیده نوظهوری برای مارکسیستها نبود.

 در عصر امپریالیسم، اتحاد بین امپریالیستها و منافع اقتصادی آنها در تقابل با یکدیگر و حتی در تقابل با دول پیرامونی قرار دارد. ایجاد بازار مشترک اروپا، بعدها کشورهای عضو واحد پول مشترک یورو و اکنون ائتلاف آلمان و فرانسه از این سیاست پیروی میکنند. لنین در اوت ۱۹۱۵ در نوشتهای تحت عنوان «درباره راه حل دولت های مشترک اروپا» نوشت:

 «طبیعی است که در لحظاتی توافق و ائتلاف در میان سرمایه داران و دولتها امکان پذیر باشد. از این زاویه قرار داد ایجاد اروپای متحد به مثابه قرارداری بین سرمایهدارن امکان پذیر است. این قرارداد و این ائتلاف در خدمت این امر است که چگونه متحدا سوسیالیسم در اروپا را سرکوب کنند و چگونه مستعمرات به چنگ آورده را در مقابل آمریکا و ژاپن حفظ نمایند... تحت سیستم سرمایهداری هیچ امکان دیگری موجود نیست جز این که در زمانهای متفاوت توازن قوای به هم ریخته را یا از طریق بحران در حوزه اقتصادی و یا از طریق جنگ در حوزه سیاسی مجددا سازمان دهند.»

طرح تغییر قانون اساسی اروپا توسط آلمان و فرانسه را باید در بستر تحلیل فوق مورد ارزیابی قرار داد. طرح جدید آخرین استقلال مالی دولتهای اروپا را قربانی منافع کلونیالیستی کشورهای قدرتمند اروپا و به ویژه آلمان مینماید. هنگامی که نخست وزیر یونان پاپاندریو اعلام کرد که این امر را به رفراندم مردم یونان خواهد گذاشت، تحت فشار ترویکای سهگانه بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و بانک مرکزی اروپا به پائین کشیده شده و جای او را مستقیما فردی عهدهدار شد که از مدیران عالی رتبه مؤسسات سهگانه فوق و آخرین پستش معاونت اول بانک مرکزی اروپا بود. در ایتالیا هم برلسکونی باید جای خود را به دولتی میداد که در رأسش نماینده مستقیم سرمایه مالی قرار گیرد. نسخهای که چه در یونان و چه در ایتالیا دولتهای جدید در اولین قدم پیچیدند، تهاجم بیشتر به زندگی و معیشت اقشار پائینی جامعه بود.

هر چند که گفته میشود طرح تغییر قانون اساسی اروپا، طرح مشترک مرکل - سارکوزی است، ولی بدون تردید ابتکار عمل و رهبری ارکستر دو نفره را صدر اعظم آلمان در دست دارد. این رهبری از یک پایه عینی برخوردار است. اقتصاد آلمان قدرتمندترین اقتصاد اروپاست. در سال ۲۰۱۰ آلمان مبلغ ۱۳۳۲۸۹ میلیون یورو مازاد در موازنه صادرات و واردات به کشورهای اروپایی داشته که از این مبلغ ۱۲۶۵۰۴ میلیون یورو شامل کشورهای عضو پول مشترک یورو و مبلغ ۲۸۹۰۹ میلیون با کشور فرانسه بود. تنها در ارتباط با چین است که آلمان معادل ۲۳۴۷۹ میلیون کسری موازنه دارد. ارقام فوق بیانگر این امر است که آلمان خود را برای رقابت با چین از طریق سلطه بر کشورهای اروپایی آماده میسازد. در این میان نباید فراموش کرد که این قدرت اقتصادی از حلقوم مزد و حقوق بگیران آلمان بیرون کشیده شده است. چرا که در طول ده سال گذشته درآمد اقشار پائینی جامعه به طور واقعی معادل ۷،۶ درصد کاهش یافته است.

 به نظر میرسد اکنون بار دیگر طبقه سرمایهدار آلمان و دولت آنان با تکیه بر قدرت برتر اقتصادی خود، کشورهای دیگر اروپایی را به زیر مهمیز کشیدهاند. بی جهت نیست که Jacques Attali مشاور میتران رئیس جمهور اسبق فرانسه مطرح میکند که:

 «در قرن گذشته آلمان دو بار اروپا را به خودکشی جمعی کشاند و اکنون نیز آلمان سلاح خودکشی جمعی اروپا را در دستان خویش قرار داده است.» او سارکوزی را متهم میکند که در جریان مهار بحران تسلیم خانم مرکل گشته و به نوعی در «سیاست مالی مونیخ» شریک گردیده است. آوردن نام مونیخ اشاره استعاری او به قرارداد مشترک انگلستان و فرانسه در سال ۱۹۳۸ (قرارداد مونیخ) در عدم اعلام جنگ علیه هیتلر میباشد و البته میدانیم که این قرارداد مانع گسترش جنگ از جانب دولت فاشیستی آلمان نگشته و بالعکس راه  گسترش تهاجم رژیم هیتلری و برپایی جنگ جهانی دوم را گشود.

در گزارش کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به کنگره دهم حزب در جولای ۲۰۱۰ آمده است که: «از همان روزهای علنی شدن بحران اقتصادی جهانی روشن بود که نظام سرمایهداری بحران اقتصادی این دوره خود را بدون تکانهای شدید در صفوف سیاسی و بدون بازتابهای گسترده اجتماعی نمیتواند از سر بگذراند. در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای سرمایهداری جهان این بحران به صورت آتشی در زیر خاکستر هر آن امکان شعلهور شدن دارد.»

هم تعمیق بحران، هم سرشکن کردن بحران به دوش طبقات پائینی جامعه و هم اعتراضات میلیونی در کشورهای متروپل سرمایهداری و مبارزات انقلابی در شمال آفریقا و خاورمیانه صحت ارزیابی فوق را مدلل ساخت. راه حل سرمایهدارانه را به عنوان نمونه در یونان دیدیم، جایی که برمبنای طرح دیکته شده، مزد کارگران ۱۵،۴ درصد کاهش یافته و رقم بیکاری به طور رسمی به ۱۸ درصد رسیده است.

 در اسپانیا حتی فراتر از یونان و معادل ۲۳ درصد است. تا این لحظه کارگران یونان ۱۴ اعتصاب عمومی یک و یا دو روزه را سازمان داده و کوشش میکنند که به طور متحد و یک پارچه در مقابل تهاجم مشترک بورژوازی امپریالیستی اروپا و بورژوازی یونان ظاهر شوند. همین امر در مورد ایتالیا هم صدق می کند که در ۱۵ اکتبر صدها هزار نفر از کارگران و جوانان در اعتراض به طرحهای شدید ریاضت اقتصادی دست به اعتصاب زدند. در ۲۴ نوامبر اعتصاب عمومی تمام چرخهای اقتصادی ایتالیا را فلج کرد.

 در ۲۴ فبروری  ۲۱۰ هزار کارگر آلمانی از مؤسسات مختلف صنعتی و تولیدی در یک تظاهرات همگانی اعلام کردند که بیش از این حاضر نیستند کاهش دستمزد را تحمل کنند. در ۱۵ فبروری  در بیش از ۵۰ شهر اسپانیا کارگران با شعار «ما توپ بازی دولتمردان و بانکها نیستیم» دست به اعتراض زدند. شرکت کنندگان در این تظاهرات جمعیتی بالغ بر ۱۳۰ هزار نفر را شامل میشد. در ماه اوت انگلستان شاهد شورش جوانانی بود که به بهانه اعتراض به کشته شدن یک جوان ۲۹ ساله توسط پلیس خشم خود را ابراز داشتند. و بالاخره جنبش «وال استریت را اشغال کنیم» در قلب قدرتمندترین اقتصاد جهان و اعتراض جهانی ۱۵ اکتبر در بیش از ۹۵۱ شهر دنیا برخی از شاخصهای مقاومت اعتراضی طبقه کارگر و تودههای مردم در مقیاس جهانی بود.

بدون تردید مجموعه این اعتراضات شرایط مساعدتری را جهت تعرضهای بعدی خلع یدشدگان فراهم میآورد. ولی با این وجود نمیتوانیم نکات ضعف جنبش جهانی خویش را نادیده بگیریم. این مبارزات نشان داد که اتحادیههای کارگری رفرمیستی و به خصوص رهبران بوروکرات این اتحادیهها قادر نیستند مبارزه طبقاتی مؤثری در تقابل با تهاجم طبقه سرمایهدار را سازمان دهند.

 آنها نه تنها سیاست دول امپریالیستی را مورد پشتیبانی قرار دادند بلکه به مثابه نیروی باز دارنده در میان طبقه کارگر عمل کردند. آنان به بلندگوی طبقه سرمایهدار تبدیل شده و در ادامه سیاست سازش طبقاتی خویش، این دروغ بزرگ را به خورد کارگران دادند که گویا کارگران و سرمایهداران «منافع مشترک ملی» داشته و جهت حل بحران هر یک باید سهم خویش را بپردازند. آنان خاک در چشم کارگران پاشیدند تا این امر را که طبقه کارگر و طبقه سرمایهدار منافع متضاد دارند را در پرده نگهدارند و این که بحران ادواری یک قانونمندی نظام سرمایهداری بوده و تنها با پایان دادن به این نظام و کسب قدرت سیاسی از جانب طبقه کارگر و خلع ید از سرمایه داران است که این نظام و بحرانش به سرانجام میرسد.

به هر حال مسئله مرکزی در مبارزه طبقاتی و تودهای جاری چه در کشورهای متروپل سرمایهداری و چه در کشورهای پیرامونی به مانند هر مبارزه طبقاتی و به مانند هر جنبشی که تودههای میلیونی در آن شرکت می جویند، ارتباط جدا نشدنی با رهبری سیاسی آن مبارزه دارد.

اگر خواهان آن هستیم که نقطه پایانی بر نظامی گذاشته شود که بحرانهای دورهای یکی از شاخصهای اساسی آن است، در این صورت این نقطه پایان را باید از جانب طبقهای خواستار شویم که مؤلفه مرکزی در استراتژیاش از بین بردن تضاد بنیادین جامعه سرمایهداری یعنی تضاد بین تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی است. هیچ جنبش اجتماعی حتی در مقیاس میلیونی بدون تأمین رهبری طبقه کارگر قادر به کسب پیروزی نبوده و در نیمه راه باقی میماند. اما رهبری سیاسی طبقه خود را در عالیترین شکلش در حزب سیاسی طبقه متبلور میسازد. از این رو آیا حق نداریم که بگوئیم عدم وجود احزاب قدرتمند پرولتری آن ضعف اساسی است که خود را به عریانترین شکلی هم در اعتراضات جهانی طبقه کارگر و هم در برآمدهای انقلابی و تودهای در کشورهای شمال آفریقا و خاور میانه خود را با سماجتی سخت نشان داد.

 

……….

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» پس از این چه خواهد شد؟
» اعلامیه کمیته فعالین ح د خ ا در ارتباط به رویداد های اخیر در نوار غزه و کشتار فلسطینی ها توسط رژیم نژادپرست اسرائیل
» چرا انگلیس، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه روسیه متحد شده اند؟
» مروری بر جنايات ايالات متحده امريکا و متحدين آن در کشورهای جهان
» امریکا با بحران آفرینی ها چه اهدافی را دنبال می کند؟
» امپریالیسم مالی
» اختلاف عقیده در درون جنبش ضد امپریالیستی
» امریکا پشت پرده ی آشوب ها در وینزویلا قرار دارد
» دروغ بزرگ
» ﺷﻜﺴﺖ ﻃﺮﺡ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺥ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﻭ ﺩﻓﺎﺗﺮ ﺷﺒﻜﻪ ﯼ ﺗﻠﻪ ﺳﻮﺭ
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ
» ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ
» طیارات بی سرنشین امریکائی{بخش دوم} قسمت- 10-
» ﻛﺎﻻﯾﯽ ﺷﺪﻥ ﻋﻠﻢ
» ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﯼ ﺿﺪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﯽ، ﺗﺮﻗﯿﺨﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ
» ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﻬﺎﻧﯿﯽ ﺳﺮ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻮﻗﯿﺖ ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎﺭﮔﺮﯼ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ (3)
» خاستگاه واقعی القاعده
» امضای قرار داد امنیتی یا ادامه ی جنگهای فرسایشی!؟
» لویه جرگه مشورتی و مفاهیم گرهی :منافع ملی و بین المللی افغانستان
» جنگ مواد مخدردرافغانستان
» بخش دهم دردناکترين نقض حقوق بشردرکجاها واقع شد؟؟؟
» بخش نهم نقض حقوق بشردرارقام وحقايق
» ﺍﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ
» ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﯾﺎﺿﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻜﺮﺩﻩ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﺮ ﺷﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﺋﯽ ﮔﺴﱰﺵ
» تراژید یهای تلخ تاریخ معاصر
» ﭘﺮﭼﻢ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ، ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
» ﺳﯿﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﱳ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ 28 ﻣﺮﺩﺍﺩ (ﺍﺳﺪ) ﺍﻋﱰﺍﻑ ﻛﺮﺩ
» ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ
» ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ
» شخصیتهای شائیستۀ مردمی چرا وچگونه به حاشیه رانده میشوند؟ قسمت پنجم
» سرنگون باد اردوغان و دولت دزدان!
» ﺟﻨﺒﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﯾﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (5)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (4)
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (3)
» (2)ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ"
» ﺯﻭﺩ ﭘﺰﺁﻣﺮﯾﻜﺎﺋﯽ
» پری زاده گان کوه قاف متهم به جنایت شدند
» ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ«ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ»
» ﺗﺮﻭﯾﺞ ﺁﺷﺘﯽ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻭﺍﻧﻜﺎﺭﻣﺎﻫﯿﺖ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺩﻭﻟﺖ
» محاصره و تروریزم : کوریا، امریکا، چین وخطرجنگ
» ﺭﻭﯼ ﺧﻂ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻭﺧﻮﺩ ﻛﺸﯽ
» ﻛﻠﻮﺥ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺭﺍ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ,ﺳﻨﺪ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺮ ﺻﺪ ﻛﻮﺭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ
» ﻛﺎﺯﯾﻨﻮ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻧﻚ ﻧﻤﺎ: ﻗﱪﺱﺩﺭ ﺗﻼﻃﻢ
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭﺧﻄﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» اشغالگران، مُزدوران و مَسير«بُن»؟!
» ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺘﺎﮔﻮﻧﯿﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﯼﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮﯾﺖ
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود بازگشت پیروز مندانهء قوای امپریال و نیروهای مرئوس ازافغانستان درسال 2014
» امپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﺟﻤﻌﯽ
» فقر کشنده پیآمد کمک های ملیارددالری غرب
» استعمار کهن، نباید چون لسان سانسکریت مُرده شمرده شود قسمت اول
» چطور انفجار یک خمپاره؛ زلزلهء جهانی بر پا کرد؟!
» رجحان تفوق طلبی: ترکیه، ناتو و عبور بسوی جنگ
» ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ با ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﯾﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ وخصوصی سازﯾﯽﺛﺮﻭﺗﻬﺎﯼ ﻣﻠﯽ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ كرد؟
» ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺍﻡ ﻓﻘﺮﻭﺑﯿﻜﺎﺭﯼ ﻭﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﻃﺒﻘﺎﺗﯽ
» پيمان تداوم اشغال و گسترش بی ثباتی!
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران 4
» چند خبر كوتاه سیاسی ـ اقتصادی
» امپــریـالیــسم، بـهـار عـربــی و بـحـــران
» کشورهای ”بریکس“ جویای یک نظم اقتصادی عادلانه
» مراح از حمایت استخبارات برخوردار بود
» اسراییل تمام روابط خود با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را قطع کرد
» نکا تــی پـیرامــون بحـران سـرمایه داری و فـراز فرصت های نـوین، برای استقرار”جها نــی بهتــر”
» جنــایت وحشتناك وخونین شبانه ی نظامی (یا هم نظامیان) آمریکایی در قــندهار
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ (*)
» برژینسکی و آبدیت جهل « نفرین شدگان زمین»
» مواردي از نقض سیستماتیک حقوق بشر درامريكا
» نگاهی برجنایات بعضی گروه های ماوئیستی
» آرشیف سخن می گوید و چهره های رسواو منفور مدافعین سیاست جنایت كارانه ی آمریكادر جهان و كشور ما، رسواتر میگردد
» مبارزات ضد سرمایه داری، و عکس العمل کمپ بورژوازی جهانی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی
» جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی (IX)
» قرارداد استراتیژیک یا ستهء معاملات فروش خانه !؟
» «جامعهء جهانی» یا کانون توطئه های جهانی ؟!
» ادامه‌ی اعتراض‌های جهانی علیه نظام مالی
» امــریکا سهــم شیــر را در مستـعـمـــرات “ناتــو” مــی خــواهــد
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (VII)
» بـحــران لاینحــل سرمــایه داری وخـــیـزش ستمــدیده گان در آمــریكا
» در «وال استریت» نیویورک چه خبر است؟ + تصاویر
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی بخش 1
» تئوری نظام انباشت مالی شده: مضمون، اهمیت و پرسش ها (4)
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم (I) نتایج جنگ جهانی دوم
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» (2) مضمون، اهمیت و پرسش ها تئوری نظام انباشت مالی شده:
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» نقش ناتو پس از جنگ سرد
» تئوری نظام انباشت مالی شده:
» (iii) بخش 1جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» نتایج جنگ جهانی دوم (I) امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» دولت تک قومی وقبایلی افغانا ن ، به فرایند همبسته گی ملی
» امپریالیسم در دوره ی رقابت دو سیستم
» جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی (2)
» عروج بحران نظام جهانیی سرمایه و افزایش بی اعتباریی گفتمان های رایج (2)
» سایه سنگین بحران, بحث بر سر تعیین سقف قروض دولتی در آمریکا، بحران جهانی و تحمیل وحشیانه ریاضت کشیاقتصادی
» امپریالیسم در دوره رقابت دو سیستم
» یا ما سرمایه داری را از سر راه بر می داریم یا سرمایه داری ما را
» شاخ آفریقا در كام مرض ، فقر ، مرگ و قحطی
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» نظام ننگین وغارتگر سرمایه داری،عامل اصلی فقرو بدبختی های جهانی است
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم”
» قاتل «شاه قندهار» عامل «سی آی ای» بود
» جهانی شدن تجارت سکس *”به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم” (2)
» مردم انگلستان نشریه روپرت مرداک را تعطیل کردند
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (2)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان پايگاه هاي نظامي بدون مرز آمريکا (3)
» جنگ و جهانی شدن فاشيسم قرن 21 اين گونه از قاره امريكا سر برآورد! (1)
» نگاهي به نظامي گري ايالات متحده در سراسر جهان(2)
» بن لادن سالها پیش به مرگ طبیعی مرده است
» فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی (4)
» جنایات خونباراشغالگران را درافغانستان، پایانی نیست
» ملاحظاتی چند در حاشیۀ سقوط رئیس صندوق بین‌المللی پول
» پيمان استراتژيك آمريكا ـ افغانستان و پيامدها
» آن زمان میگفتند كه “اسلام در خطراست!”؛ این زمان با طرح ستیزه جویانه ی “برخور تمدن ها” میگویند كه اسلام یك خطراست!!!
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (3)
» روزی که افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا در هم شکست
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (2)
» ناتو و کلونیالیسم
» امپریالیسم آمریکا و ۱۸۹۸ (1)
» جنگها استعماری، قمار بر سر سرنوشت نوع بشر
» تا زمانی که امپریالیسم وجود دارد، خطر جنگ نیز وجود خواهد داشت
» کاربرد ابزاری غرب از بنیادگرایی
» باردیگر فاجعه ، بار دیگرجنایت وخون!


عناوین دیگر:
مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه” (01.16.2012)
بعد از سرمایه داری مانیفستِ جُنبشِ «ماهیتِ زمان» (01.09.2012)
آرشیف سخن می گوید و چهره های رسواو منفور مدافعین سیاست جنایت كارانه ی آمریكادر جهان و كشور ما، رسواتر میگردد (01.09.2012)
پیش بینی وضعیت اقتصادی اروپا در سال ۲۰۱۲ (01.09.2012)
(2) آیا فــروپاشـــــــی در راه اســــــت؟ شــورش جــهــانــــــــــــی (01.09.2012)
جهــانـی شــدن و ســرمایه آفرینیی مــالـــی(XI) (12.13.2011)
بحران یورو؛ رنج بی پایان اروپا (12.13.2011)
دهم دسامبر روز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر (12.13.2011)
مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6) (12.13.2011)
انگلیس "مرد تنهای اروپا" می شود (12.13.2011)