دوشنبه, 11.20.2017, 06:07am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
دوشنبه, 03.19.2012, 11:13pm (GMT)

پیوست به گذشتــه

 

مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم

(۴)

 

از فلورانس ولف

برگردان : کیوان

 

 

تضاد و پیشایندی

می بینیم که آلتوسر این جا برای از بین بردن پنداشت فرجام شناسانه تاریخ که مارکسیسم تا اندازه ای بازتاب دهنده آن شده است، تلاش به عمل آورد. برپایه این مفهوم فراتعین او بخشی از پیش آیندی را دوباره در حرکت تاریخ وارد می کند. در این مورد می توان گفت که او به تمامی در روش مارکس " در تزها در باره فویرباخ" جای دارد که برای رها شدن از باز نمود ثابت انگارانه گوهر می کوشد- باز نمودی که از هر چیز تکیه گاهی برای یک شکل اساسی می آفریندکه در این صورت چیزی جز برای آشکار شدن در خلال آن ندارد.

بنابر این، بین آلتوسر و لوکاچ یک نقطه همگرایی- دریافت تاریخ- ویک نقطه همگرایی اهمیت مفهوم تضاد، خود نمایی می کند. می توان از خود پرسید آیا آلتوسر وسیله های اندیشیدن به تضاد را بدون ایده آلیسم که لوکاچ برای شرح دادن آن سخت کوشید، به دست نمی دهد.

همان طور که بالاتر اشاره کردیم، پرولتاریا به عقیده لوکاچ مکانی است که در آن تضاد از خودش آگاهی می یابد.زیرا پرولتاریا در وضعیت به کلی متضاد: هم زمان در پایه و در اعلام جامعه سرمایه داری است. بنابر این، به طور ماتر یالیستی، بر پایه وضعیت پرولتاریا در ساختار سرمایه داری است که لوکاچ کوشیدخصلت مسیحا گونه طبقه پرولتر را توضیح دهد. اما پروبلماتیک او که به طور بنیادی ایده آلیستی باقی می ماند، در این طرح رد می شود و در نهایت فقط می تواند به تضاد به عنوان جنبه ای جا گرفته در کلیت از پیش معین بیندیشد. برعکس، در نزد آلتوسر تضاد در خارج از دوره های تضاد درک نمی گردد .

 دیده ایم که تضاد بین نیروهای تولید و رابطه های تولید در حقیقت این سان صورت نمی پذیرد، در صورتی که نیروهای تولید و رابطه های تولید بیش از واقعیتِ اقتصادی اند- آن ها مرحله های دیگری جز اقتصادی اند (یا [آن را به گردش در می آورند]) که بنابر این، این تضاد اقتصادی که مکان آن ها هستند ، درونی می شوند. تضاد در صورتی می تواند وجود داشته باشد که دوره های تضاد کارکردها یا حامل های این رابطه شوند. بدون آن تنها رابطه تولید وجود دارد که در آن تضاد هایی که رویاروی یکدیگرند، یگانگی برتری را به وجود نمی آورند. برعکس، رابطه تضاد واقعیت های متضادی را ایجاب می کند که در این کیفیت برقرا شده اند.

 بنابر این، این رابطه مستلزم ثبات معین رابطه همستیزانه در مرحله های معین، درونی شدن تضاد اقتصادی بر پایه مرحله های موجود در رو ساختار است که در این صورت دوره های تضاد صورت می پذیرد.

پیش تر همراه با آلتوسر این را مطرح کردیم که رو ساختار می تواند چونان «شکل بندی اجتماعی» اندیشیده شود. در واقع، اگر رو ساختار با هر آن چه که مربوط به نظام سازمان دهی، یعنی روشی که انسان ها می زیند و زندگی شان را سازمان می دهند، در این صورت می توان گفت که ایدئولوژی، سیاست، حقوق ... زیر فرمان روایی«شکل بندی اجتماعی» به هم می رسند.

 با این همه دیده ایم که در " تز هایی در باره فویر باخ" مارکس «گوهر انسان» را چونان «مجموع رابطه های اجتماعی» تعریف می کند. پس می توان تأیید کردکه روساختار مکان «گوهر انسان» است. در این گوهر است که رابطه های اجتماعی به وجود می آیند. سازمان می یابند و استوار می شوند. این رابطه ها در نهایت استوار بر وضعیت اقتصادی جامعه مورد بحث است، اما آن ها استقلال معین نسبت به این وضعیت دارند.

از این رو، می تواند، ثبات رابطه همستیزی نظم اقتصادی (بین نیروهای تولید و رابطه های تولید) در مرحله های معین روساختار، یعنی در رابطه های اجتماعی وجود داشته باشد. پرولتاریا در مثل می تواند یکی از این دوره های تضاد شود...

پس، امکان دارد که آلتوسر این جا رویاهایی را در آن چه که پرولتاریا می تواند یک دوره تضاد شود، ارائه دهد، بی آن که همان قدر در تفسیر ایده آلیستی این واقعیت فرو افتد که می کوشد پرولتاریا «سوژه- ابژه تاریخ» تجسم آگاهی به عنوان کلیت وغیره باشد.

سال  1390

….

 

 

پی نوشت ها

113.    همان جا، ص 77

114.    همان جا ص 225  

115.    همان جا، ص، 91

116.    همان جا ، ص 214

117.    همان جا، ص، 94

118.    همان جا، ص، 83

119.  در این مورد، لوکاچ به تفسیر ما در باره کرانمندی های توضیح به راستی مادی جنبه انقلاب بسیار نزدیک است ( بنگرید به ص 41 اثر ما).

120.    لوکاچ. تاریخ و آگاهی طبقاتی، ص 95

121.    اتین بالیبار ، فلسفه مارکس، ص 69

122.    لوکاچ، تاریخ و آگاهی طبقاتی

123.    ص 231- 230

124.    ص 234

125.  در واقع، لوکاچ می نویسد: «همان طور حزب، به عنوان کلیت که از تمایز های شئی واره شده ملت ها، پیشه ها و غیره، و شکل های پیدایش زندگی (اقتصادی و سیاسی) بنابر کنش هدایت شده به سوی یگانگی و پیوستگی انقلابی برای به وجود آمدن یگانگی واقعی طبقه پرولتر، هم چنین و به دقت بنابر سازمان دهی شدید، بنابر انظباط آهنینِ ناشی از آن و بنابر نیازش به تعهد با همه مسئولیت برای عضو فردی اش فراتر می رود، پوشش های شئی واره شده را که در جامعه سرمایه داری خودآگاه فردی را کدر می سازد ، پاره می کند» (تاریخ و آگاهی طبقاتی، ص 381) .

126.    اتین بالیبار،فلسفه مارکس، س 55

127.  لویی آلتوسر، « هشدار به خوانندگان کتاب نخست کاپیتال»، ص 22، در کاپیتال، کتاب I ، بخش های 1 تا17 ترجمه جی روی ، champs flammarion ، پاریس 1985

128.    لویی آلتوسر، برای مارکس، ص 240

129.    همان جا ، ص 241

130.    همان جا ، ص 242

131.    ص 240

132.  آن چه که آلتوسر را به تأیید کردن این نکته هدایت می کند، این است که پایان ایدئولوژی- حتا در یک جامعه بی طبقه وجود نخواهد داشت. تفاوت میان ایدئولوژی جامعه طبقاتی و ایدئولوژی جامعه بی طبقه استوار بر این واقعیت است که در جامعه بی طبقه ، «ایدئولوژی رشته ای است که به وسیله آن ، و عنصری در آن، رابطه انسان ها برای شرایط زیست شان به نفع همه انسان ها دوام می یابد».

133.    مارکس، پیشگفتار " مقدمه بر نقد اقتصاد سیاسی" ، پاریس، انتشارات، سوسیال، 1972 ، ص 5-4 .

134.    لویی آلتوسر، برای مارکس، ص 100- 99

135.    همان جا ، ص 99

136.    گروهی، زیر مدیریت اتین بالیبار و گ ، روله ، مارکس دموکرات ص 77

137.    لویی آلتوسر، برای مارکس ، ص 101

138.    همان جا، ص 113

139.  از این رو، مارکس فرض های دریافت های جدید چیز ها را فراهم می آوردو می بایست خود او را در خلال این دریافت جدید شناخت. درست آن چه که آلتوسر می کوشد در این نوشته خود بیاگاهاند : «این تئوری که تنها یک خوانش واقعی از متن های مارکس ، یک خوانش هم زمان شناخت شناسانه و تاریخی را ممکن می سازد، چیزی جز فلسفه مارکسیستی در نفس خود نیست» ( برای مارکس، ص 32) . بنابر این، بحث پیرامون مسئله «گسست شناخت شناسانه» در اثر های مارکس، در هر شکل که آن را بخوانیم، وارد می گردد، در ارتباط مستقیم با همه بحث های «اساسی» در باره این یا آن موضوع فلسفه مارکسی است.

…….

ادامــه دارد

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
کشف راز اعلام مرگ بن لادن در روز اول ماه می!!! (03.12.2012)
جنبش "اشغال "وال استریت ، آغازی برای یک تحول بزرگ (03.12.2012)
سوریه وبهار(!) عربی (03.06.2012)
مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب (03.06.2012)
هشتاد ميليون نفر در اروپا زير خط فقر (03.06.2012)
طالبان؛ «فرانکشتاین» یا غول درست شده از مرده گان است! (03.06.2012)
سوریه : روزنۀ نجات از نابودی ! (02.27.2012)
خانه بن لادن تخریب شد ولی لانهء بن لادن چطور؟! (02.27.2012)
افغانستان در چنبره یی جيو اکونومی امريکابخش چهارم (02.27.2012)
مسایل وانکشافات سوریه از دید من (02.21.2012)