دوشنبه, 11.20.2017, 06:07am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
پنجشنبه, 07.04.2013, 07:13pm (GMT)

مسئله ﯼ اساسی فلسفه

 

ﺟﻮﺯﺍﯼ  ۱۳۹۲

 

آلفرد کوزینگ
برگردان شین میم شین 

ﺩﺍﯾﺮﺓ ﺍﻌﺎﺭﻑ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﯼ

ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ

 

ﺣﻞ ﺍﯾﺪﯾﺎﻟﯿﺴﺘﯿﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺍﺳﺎﺳﯿﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ

حل ایدئالیستی مسئله اساسی فلسفه، در کلیه انواع و اقسام آن، مبتنی است بر مقدم دانستن شعور بر ماده.

حل ایدئالیستی مسئله اساسی فلسفه، یا شعور (که در واقع فقط بمثابه شعور انسانی برمبنای کردوکار عصبی عالی وجود دارد) را از مبنای آن جدا می کند، بدان جسمیت می بخشد، به ماهیت مندی مستقل مبدل می کند (مثلا خدا، فهم الهی، خرد الهی، ایده مطلق، شعور بطورکلی، جهان ایده ای) و سپس آن را مطلق می کند و به عنوان خالق بی آغاز جهان مادی مطرح می سازد و یا شعور انسانی را آنچنان مطلق می کند که گویا تنها چیز واقعا موجود است و کل جهان مادی محتوای آن را تشکیل می دهد.

امکان وارونه کردن این چنینی رابطه ماده و شعور و توسعه و رواج فلسفه ایدئالیستی در بغرنجی روند شناخت نهفته است.

هرگشتاور روند شناخت می تواند از پیوند کلی اش مجزا شود، استقلال کسب کند و مطلق گردد.

این مهمترین ریشه معرفتی ـ نظری ایدئالیسم است.

در جامعه طبقاتی، تحت تأثیر شرایط اجتماعی معینی، این امکان برای فلسفه ایدئالیستی به واقعیت بدل می گردد.

ﺣﻞ ﺍﯾﺪﯾﺎﻟﯿﺴﺘﯽ  ـ ﻋﯿﻨﯿﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺍﺳﺎﺳﯿﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ

ایدئالیسم عینی مبتنی است بر حلی از مسئله اساسی فلسفه که در آن تفکر ـ بمثابه یک کل و یا بمثابه فرم های فکری معینی ـ مطلق می شود.

در ایدئالیسم عینی افلاطون، مفاهیم به جهان مستقل ایده ها متعلق قلمداد می شوند که گویا ابدی و تغییرناپذیرند و چیزها و پدیده های جهان مادی، بمثابه بازسازی های فانی و پرعیب و نقص این ایده های ابدی تلقی می شوند.

در فلسفه هگل، برعکس، کل روند تفکر بشری از شالوده طبیعی اش منفصل می شود و به روند توسعه غول آسای «ایده مطلق» مبدل می شود، ایده مطلقی که بطور دیالک تیکی از مراحل توسعه مختلفی می گذرد، در طبیعت خود را تجسم (جسمیت) می بخشد و سرانجام در دانش انسانی (که در فلسفه هگل به عالی ترین درجه توسعه خود می رسد)، به خودشناسی نایل می آید.

ﺣﻞ ﺍﯾﺪﯾﺎﻟﯿﺴﺘﯽ  ـ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺍﺳﺎﺳﯿﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ

درحالیکه ایدئالیسم عینی شعور انسانی را از سوبژکت، منفصل می کند و بدان موجودیت عینی می بخشد، ایدئالیسم ذهنی شعور انسانی را مستقیما منشاء قرار می دهد و اغلب، با مطلق کردن شناخت حسی، بویژه احساس، جهان مادی را بمثابه مضامین شعور، بمثابه کمپلکس های (مجموعه های بغرنج) احساسی قلمداد می کند.

برکلی ـ بنیانگذار ایدئالیسم ذهنی مدرن ـ این نکته را در فرمول زیر بیان می کند:
•»
وجود عبارت است از ادراک شدن«!

ﺣﻞ ﭘﻮﺯﯾﺘﯿﻮﯾﺴﺘﯿﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺍﺳﺎﺳﯿﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ

نمایندگان دیگر ایدئالیسم ذهنی، بویژه پوزیتیویست ها، اغلب می کوشند تا پاسخ ایدئالیستی خود به مسئله اساسی فلسفه را از دیده ها پنهان کنند.

آنها برای این کار، مضامین شعور را که گویا تشکیل دهنده جهان عینی اند، نه به عنوان کمپلکس های احساسی، بلکه به عنوان «عناصر جهانی» (ماخ)، «سلاسل حیاتی» (اوه ناریوس) و یا «گیگونومن ها» (چیهن) می نامند.

نئوپوزیتیویست ها نیز بر این خط می رانند و از «واقعیات امور» (ویتگن اشتاین) و یا از «آنچه که هست» (اشلیک) سخن می گویند.

..................................

ایدئالیسم ذهنی در صورت پیگیربودن به سولیپسیسم منتهی می شود.

• )سولیپسیسم در واقع بمعنی فقط «من» خودم است.
سولیپسیسم بیانگر نقطه نظر معرفتی ایدئالیسم ذهنی است:
واقعیت عینی را فقط در «من» وجود دارد، فقط «من» (فردی) و حالات روانی «من» وجود واقعی دارند، جهان خارج تنها در تصور «من» وجود دارد. مترجم (

بسیاری از ایدئالیست های ذهنی، برای نجات از این نتیجه نهائی ناگزیر، شعور انسانی را به درجه شعور ماورای فردی تعالی می بخشند، آنسان که ایدئالیسم ذهنی، اغلب، با عناصر ایدئالیسم عینی پیوند می یابد و در توسعه خود بدان مبدل می شود.

..................................

پاسخ به مسئله اساسی فلسفه یا به ماتریالیسم منجر می شود و یا به ایدئالیسم.

در این میان، اگرچه تفاوت میان ایدئالیسم عینی و ذهنی اهمیت زیادی دارد، ولی با توجه به تضاد میان ماتریالیسم و ایدئالیسم اهمیت درجه دوم کسب می کند.

جریان فلسفی ثالثی که نه ماتریالیسم باشد و نه ایدئالیسم، نمی تواند وجود داشته باشد.
زیرا مسئله اساسی فلسفه، برخلاف ادعای تازه فلسفه بورژوائی، آلترناتیف سومی و یا دیگری را مجاز نمی دارد.

ﺣﻞ ﺗﻮﻣﯿﺴﺘﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺍﺳﺎﺳﯿﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ

جریان فلسفی ئی که ادعای نه ماتریالیست بودن و نه ایدئالیست بودن دارد، در حال حاضر، رئالیسم تومیستی است.

رئالیسم تومیستی هم با ماتریالیسم و هم با ایدئالیسم مخالفت می ورزد و ادعا می کند که موضع ثالثی را در این میان دارد.

رئالیسم تومیستی ـ در واقع ـ نوع بغرنجی از ایدئالیسم عینی است.

از دیدگاه رئالیسم تومیستی جهان مادی مستقل از شعور انسانی وجود دارد، ولی جهان مادی مستقل از روح الهی نمی تواند وجود داشته باشد.

از دیدگاه تومیسم، جهان مادی اولا مخلوق خدا (یعنی روح محض) است، ثانیا همه چیزها تنها بنا بر نظم ناشی از ایده های فهم الهی وجود دارند، ایده هائی که تصاویر اولیه روحی چیزها را تشکیل می دهند.

بدین طریق واقعیت عینی و یا جهان مادی ـ به تعبیری ـ میان دو نوع از عوامل روحی وجود دارد:

میان فهم الهی و شعور انسانی و در تحلیل نهائی، واقعیت عینی خود دارای طبیعت روحی است.

رئالیسم تومیستی روح الهی را مقدم بر ماده می داند و لذا نوعی از ایدئالیسم است.

ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺣﻞ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺍﺳﺎﺳﯿﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ

پاسخ درست علمی به مسئله اساسی فلسفه برای حل مسائل فلسفی دیگر از اهمیت تعیین کننده برخوردار است.

ولی آن فقط یک امر تئوریکی فلسفه نیست، بلکه برای کلیه علوم دیگر و برای زندگی عملی انسان ها، بویژه برای سیاست از اهمیت بزرگی برخوردار است.

اگر علوم راه حل ماتریالیستی ـ دیالک تیکی مسئله اساسی فلسفه را مبنای کار خود قرار دهند، در جهت پژوهش واقعیت عینی (که در فرم های متنوع توسعه وجود دارد) حرکت خواهند کرد و مفاهیم، قوانین و تئوری های علمی را تصاویر (تقریبا معتبر) واقعیت عینی تلقی خواهند نمود.
در سیاست عملی، با توجه به راه حل ماتریالیستی ـ دیالک تیکی مسئله اساسی فلسفه، ما دیگر مجاز نخواهیم بود، از اصول ابدی و یا آرزوهای ذهنی آغاز به کار کنیم، بلکه از مناسبات واقعی زندگی اجتماعی، از سطح توسعه نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، از رابطه نیروهای طبقاتی، از قوانین عینی توسعه جامعه حرکت خواهیم کرد.


ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﺗﺮﯾﺎﻟﯿﺴﻢ، ﺍﯾﺪﯾﺎﻟﯿﺴﻢ، ﻓﻠﺴﻔﻪ

ﭘﺎﯾﺎﻥ

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ (07.04.2013)
ﺣﺰﺏ ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﺗﺮﻛﯿﻪ ﺩﺭﻛﻨﺎﺭﺟﻨﺒﺶ «ﭘﺎﺭﻙ ﮔﺰﯼ» (06.27.2013)
ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﭘﯿﺮﻭﺯﻣﻨﺪ ﻛﻞ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ ﻭﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺗﻮﻫﻢ ﺗﻮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻛﺎﺭﮔﺮ (06.27.2013)
ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ (06.27.2013)
ﺳﺨﻨﯽ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺷﺪﻩ ﯼ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺧﺮﺩﺍﺩ (06.27.2013)
سرنگون باد اردوغان و دولت دزدان! (06.19.2013)
ﺟﻨﺒﺶ ﺗﻮﺩﻩ ﯾﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ (06.19.2013)
ﺩﺍﺷﱳ ﻛﺎﺭﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻣﺰﯾﺖ ﺍﺳﺖ (06.19.2013)
ﺧﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﭘﺎﻻﻧﺶ ﻋﻮﺽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ! (06.19.2013)
ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻬﺎ ﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﯼ ﻭ"ﺍمپرﯾﺎﻟﯿﺴﻢ ﻧﻮ" (5) (06.11.2013)