دوشنبه, 11.20.2017, 01:22pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
 » افغانستان
 » جهان
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
سیاسی » جهان
 
ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻃﻠﻮﻉ ﻭ ﻏﺮﻭﺏ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ ﺩﺭ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼ ﺷﺮﻗﯽ
دوشنبه, 03.16.2015, 04:32pm (GMT)

تن سخنراﻧﯽ ﺍ.ﻡ. ﺷﯿﺰﯼ

 

ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻃﻠﻮﻉ ﻭ ﻏﺮﻭﺏ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ

ﺩﺭ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼ ﺷﺮﻗﯽ

(ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﯼ ﺑﺨﺶ ﭘﺮﺵ ﻫﺎ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎ)

 

 

5 ﺑﻬﻤﻦ - ﺩﻟﻮ 1393

در خصوص چگونگی وقوع کودتای بلاوژسکی ... و نقش دولت آمریکا در آن، ... چکیده آن باستناد سخنان گنادی بوربولیس در مصاحبه اش چنین است: «ما همه بهمراه یلتسین، کراوچوک، شوشکویچ برای امـضاى معاهده انـحـلال شـوروى، دراسـتراحـتگاه بـلاوژسـکى جمـع شـدیم. قرار بـود نظربایف هم بیاید... یلتسین امضاى معاهده لغو پیمان اتحاد جمهوریهای شوروی را زود هنگام مى‌دانست...که مـمکن اسـت کا. گ. ب. (کمیته امنیت ملی) ما را دستگـیـر کـند، هراس داشت. ولى، من اصرار داشتم. مذاکرات را بى‌نتیجه دیدم. از سالن خارج و... به بـوش زنگ زدم. او مرا فورا شناخت. موضوع را به اطلاع ایشان رساندم. به سالـن بازگـشتم و به یلتسین ... گـفـتم: جرج بوش زنگ زده است و مى‌خواهد با شما صحـبت کـند. با یلتسین به اتاق مخابرات برگشتیم. یلتسین در خلال صحبت با جرج بوش، گفت: رهبران سه جمهوری از چهار جمهوری اتمی شوروی در اینجا هستیم. قرار بود نظربایف هم بیاید اما، هنوز نیامده است. البته، در مورد قزاقستان اتمی، مشکلی درمیان نیست. من شخصا آن را تعهد می کنم، ولی از دستگیر شدنمان احتیاط می کنم. بوش در جواب گفت: اگر مسئله قزاقستان را بر عهده می گیری، امضاء کنید. مسئله بازداشت شما در میان نخواهد بود. من با گارباچف صحبت خواهم کرد. بعد از این گفتگوی کوتاه یلستین با جرج بوش ، به سالـن باز گـشتیم. یلتسین در حالی که دستانش را در حالت هیجانی به هم می مالید، گـفـت: امضاء می کنیم. دوستان! معاهده را همین امشب امضاء و اعلام می کنیم…».  

 

سخن امروز اتاق را با اشاره به چند نکته بجای مقدمه شروع می کنم:

از دوستان و رفقا خواهش می کنم که سوالات و مسائلی که قطعا برایشان مطرح خواهد شد، در خلال صحبت بنده بصورت تست ننویسند. زیرا، بخاطر گفتار شفاهی هم از توجه به صفحه اجبارا خودداری خواهم کرد و هم پاسخگویی به برخی پرسشها در خلال صحبت، رشته کلام را از هم گسیخته، ما را از ادامه بحث بازخواهد داشت. بنا بر این، همه سؤالات را چه بصورت کتبی و چه بصورت شفاهی به آخر گفتار موکول خواهیم کرد. نکته دوم، با علم به اینکه مبحث مورد بحث امروز اتاق، موضوع بسیار گسترده ای است که در مدت چند ساعت نمی توان به آن فیصله داد و طبیتعا مسائل عدیده ای، از جمله:

ــ اتحاد شوروی ضامن صلح و امنیت جهانی؛

ــ اتحاد شوروی بمثابه ضد مستعمرگی و ضامن استقلال و آزدای کشورها و خلقهای جهان؛

ــ از بین بردن نظام شورایی در جهان دو قطبی، آغازی بر ترسیم مجدد نقشه سیاسی جهان؛

ــ تخریب و نابود کردن بلوک کشورهای سوسیالیستی بعنوان عملیات خوب سازماندهی شده و مداوم برای حذف رقیب استراتژیک؛

ــ عواقب و پیامدهاب هولناک داخلی و جهانی تخریب سوسیالیسم؛

ــ و بالآخره، استالین ستیزی بمثابه اسم رمز سوسیالیسم ستیزی مطرح خواهد شد، سعی می کنم در حد ممکن سرآغاز بحث را کوتاه کنم تا هم خسته کننده نباشد و هم فرصت استفاده از دانش و دانایی رفقا و دوستان را برای خود فراهم کرده باشم.

نکته سوم اینکه، بمنظور هدایت بحث در مسیر منطقی، اشاره ای هر چند گذار به این موضوع ضروری بنظر می رسد: همچنانکه هر غلبه و پیروزی بمعنی حقانیت و یا عدم حقانیت «پیروزمندان» نیست، همه شکستها، ناکامی ها و مغلوبیت ها نیز بمفهوم عدم حقانیت طرف مغلوب نمی تواند محسوب شود. البته، مغلوبیتها و ناکامی ها همواره مفهوم دوگانه و دو سویه داشته اند:

اولی به معنی شکست قطعی- تاریخی مثل شکست نظام برده داری در مقابل فئودالی یا نظام فئودالی در نبرد با سرمایه داری و غیرقابل بازگشت.

دومی، بمعنی موقتی و تحت شرایط مشخص. مثلا، مغلوبیت ناشی از شرایط و موقعیت و یا در اثر عدم تعادل قوا.

در بحث شکست سوسیالیسم اساسا این معنی مورد نظر است. طرفه اینکه هیچ یک از نظامهای اجتماعی- اقتصادی بطور یکباره و همه جائی جایگزین نظام ماقبل خود نشده و پیشروی و پس روی ها در جایگزینی نظامهای جدیدتر در همه ادوار تاریخی روی داده است.

همچنین تأکید بر این نکته بدیهی را لازم می دانم، که بر خلاف غالبیتها و پیروزیها که معمولا صاحبان و پدرخواندگان زیادی برایشان پیدا می شود، مغلوبیتها و ناکامی ها همواره یتیم و بی صاحب می مانند. زیرا، کمتر کسی حاضر می شود از زیر آوار سنگین شکست سر برآورده، با خونسردی و اتکاء به خرد و روشهای علمی آن را پیکاوی نموده، برای ادامه نبرد نتیجه منطقی بگیرد،. تخریب اولین نمونه زنده و عملی سوسیالیسم در تاریخ و تجزیه اتحاد شوروی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

از همینجا، مبحث طلوع و غروب سوسیالیسم در اتحاد شوروی و کشورهای شرق اروپا را با بیتی منتسب به عماد الدین نسیمی، شاعر و عارف برخاسته از مکتب حروفیه که در قرن نهم هجری در شهر حلب پوست از تن او برکندند و اعضای بدنش را قطعه قطعه نموده، در آتش افکندند، بطور خلاصه و فهرست وار آغاز می کنم. چرا که پرداختن به جزئیان آن خارج از حوصله و فرصت این اتاق است.

«آنکه عمری هوس سوختن ما می کرد . . .  کاش می آمد و این سوز تماشا می کرد».

واضح است، که سراسر تاریخ بشر را مبارزه طبقات متخاصم اجتماعی و تضادهای آشتی ناپذیر بین آنها تشکیل می دهد. این مبارزه طبقاتی بطور مستمر با جنگها و خونریزیهای همراه بود.

قرن بیستم با پنج حادثه فوق العاده به تاریخ پیوست:

ــ دو جنگ جهانی هولناک هر کدام به قیمت جان دهها میلیون نفر انسان و خرابی های عظیم؛

ــ وقوع انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر و در پی آن، ایجاد جامعه سوسیالیستی مبتنی بر مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید و زمین، جامعه ایی عاری از ستم طبقاتی و استثمار برای اولین بار در تاریخ؛

ــ جنگ طولانی و فرسایشی باصطلاح «سرد» که بمنظور نابودی دستاوردهای سوسیالیسم و بازگرداندن جوامع سوسیالیستی به دایره پوسیده سرمایه داری. بدیهی است که این جنگ هم همانند دو جنگ عالمگیر اول و دوم توسط سرمایه داری و ناسیونالیسم غرب آغاز شد و پیامدهای ناگوار آن بمراتب بیشتر از دو جنگ جهانی بود؛

گذشته از اینها، پرداختن به مبحث طلوع و غروب سوسیالیسم در اتحاد شوروی و مجموعه کشورهای اروپای شرقی در وهله نخست از آن جهت ضرورت دارد که سوسیالیسم سابقا موجود نه تنها بخش کوتاهی از تاریخ بشر و دغدغه معاصر آن، بلکه، مسئله آینده آن است. بمصداق عبارت مشهور:

«گذشته چراغ راه آینده است». زیرا، نظام سرمایه همچنانکه بشریت را تاکنون با مصایب عدیده و سیه روزی های دهشتناک مواجه ساخته، ادامه حیات آن چیزی جز بربریت نخواهد بود. در اینجاست که ایده «یا سوسیالیسم یا بربریت» عینیت می یابد.

بنا بر این، پیکاوی و ریشه یابی عوامل و شیوه های نابودی سوسیالیسم نیاز مبرم نه تنها امروز جامعه بشری، بلکه، فردای بشر برای ساختن نظام عالی تر، نظام- اجتماعی- اقتصادی آینده جهان، نظام سوسیالیستی می باشد. چه که امروز، نه تنها امروز، حتی از دهه ها پیش، تضاد کار و سرمایه، تضاد آشتی ناپذیر بین دو طبقه اصلی اجتماعی- یعنی طبقه سرمایه دار بمثابه طبقه استثمارگر و غاصب ارزش اضافه و طبقه کارگر بعنوان طبقه استثمارشونده، فروشنده نیروی کار و مولد ارزش اضافه به حادترین مرحله خود رسیده است. علاوه بر این، همچنانکه نظامهای ماقبل سرمایه داری به پایان تاریخ منتهی نشدند، تاریخ نه تنها با نظام سرمایه داری، حتی با نظام سوسیالیستی آینده نیز به پایان خود نخواهد رسید. سوسیالیسم فقط مرحله آغازین گذار به جامعه کمونیسم محسوب می شود.

در عین حال، باید این مسئله را همیشه در مد نظر داشت، که مگر نه این است که حاصل، پیامد و نتیجه هر اقدام و عملی بهترین معیار برای سنجش درستی یا نادرستی آن است! بنا بر این، در حد امکان زمانی من به دستاوردهای سوسیالیسم و عواقب و پیآمدهای فاجعه بار تخریب آن، هم در بعد داخلی کشورهای سابقا سوسیالیستی و هم به ابعاد جهانی آن که بسیار فراتر و بیشتر آن از دو جنگ دهشتناک جهانی توأم با کشتارهای چندین ده میلیونی و ویرانی ها و خرابی عیرقابل تصور بود، و عامل و مسبب آن نیز مثل جنگهای جهانی اول و دوم بورژوازی و ناسیونالیسم کور غرب برای تأمین منافع نامشروع صاحبان سرمایه های غارتی بود، نیز اشاراتی خواهم داشت.

اگر چه کمونیستها و سایر نیروهای عدالتجوی جهان در همه ادوار تاریخی بطرق مختلف حذف شده اند، اما بلشویکهای سازنده سوسیالیسم بیش از همه و بویژه بعد از انقلاب کبیر اکتبر، چهار بار با بیرحمی تمام حذف و به کنار نهاده شده اند:

در اینجا به یک مثال ملموس در ایران ما اشاره می کنم: بعد از کودتای امریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ که علی الظاهر بر عیله دولت ملی دکتر محمد مصدق انجام گرفت، کمونیستها قلع و قمع و کشتار شدند، به زندان طولانی مدت سفارشی محکوم گردیدند...

انقلاب اکتبر که در شرایط حضور نظامی چهارده کشور خارجی در قلمرو امپراتوری نیمه سرمایه داری- نیمه فئودالی مستأصل و ویران شده روسیه و با وجود ادامه حضور آنها در کشور بعد از وقوع انقلاب پرولتری، پیروز گردید. از قضا، سازندگیهای سوسیالیستی در همین دوره آغاز شد و با دستاوردها خارق العاده در همه زمینه های علمی- صنعتی، اقتصادی- اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، ادبی و هنری همراه بود، بتدریج از پشتیبانی انقلابیون راستین محروم گردید. خصم طبقاتی پرولتاریا از هر جنس و قماش، در داخل و خارج، در اتحاد و اتفاق ارگانیک- تشکیلاتی، سیاسی- تبلیغاتی با هم و بحساب حمایتهای گسترده مالی از خارج، از همان ابتدای پیروزی انقلاب کارگری کمر به نابودی آن بست. کلچاک یکی از سران جنگ داخلی می گفت: «یک آبادی سوخته بهتر از آن است که یک بلشویک در آن باشد». از هر تیر راه آهن سراسری سیبری یک بلشویک بدار آویختند و به اغلب درخت جنگلهای سیبری یک بلشویک بستند و زنده – زنده طعمه حشرات و جانوران کردند. با این وجود، مبارزه و سازندگی های سوسیالیستی به برکت برقراری دمکراسی پرولتری (دیکتاتوری پرولتاریا) تا اوایل دهه پنجاه، بسرعت ادامه یافت...

واضح است که در جریان رویارویی نیروهای ارتجاعی جهان با سوسیالیسم، خصم طبقاتی از همه متدها و روشهای ممکن، از ترور و حذف فیزیکی کمونیست ها، از تروریسم فنی- اقتصادی، دسیسه و توطئه، کارشکنی و خرابکاری (بعنوان مثال- انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل(۱) و انفجار خط انتقال اورنگوی- ۶ سیری(۲)، در این باره، در خلال پاسخ به پرسشها بیشتر توضیح خواهم داد) و مداخله مستقیم نظامی گرفته تا افسانه پردازیهای تبلیغاتی، جنگهای گسترده روانی، اقتصادی، نظامی منجمله، حمایتهای تسلیحاتی- مالی، اطلاعاتی در جنگهای داخلی از گاردهای سفید و تحریک فاشیسم جهانی به برافروختن آتش جنگ جهانی دوم و برافروختن آتش جنگهای عدیده امپریالیستی در کشورهایی مثل ویتنام، لائوس، کره، کامبوج، گرانادا… و آخرین آنها، افغانستان که برای تعیین راه رشد مستقلانه خود به مبارزه برخاسته بودند، دست یازید. البته، جنگ افغانستان را می توان بمثابه اولین رویارویی مسلحانه و مستقیم دنیای امپریالیستی غرب با سوسیالیسم و اتحاد شوروی پس از جنگ جهانی دوم دانست که هدف از آن همچنانکه امروز معلوم است، بزیر کشیدن پرچم والای سوسیالیسم و نابود کردن اتحاد شوروی بمثابه رقیب استراتژیک در جهان دو قطبی و یکی از دو قدرت جهانی بود، که بدون آن هیچ مسئله جهانی حل و فصل نمی شد.

 بالآخره جنگ طبقاتی چندین دهه امپریالیسم و ارجاع جهانی و داخلی و همه تلاش ها و ترفندهای آن ها پس از روی کار آمدن باند خائنین برهبری میخائیل گارباچوف در سال ۱۹۸۵ ثمر داد و  سپس در جریان دیدار او با ریگان در ریکیاویک در ۱۱ اکتبر ۱۹۸۶ و تسلیم بی جنگ و نبرد اتحاد شوروی و اعلام پایان «جنگ سرد» در سال ۱۹۸۸و بعد از آن در پی وقوع کودتای بلاوژسکی بدستور مستقیم جرج بوش پدر در ۲ دسامبر سال ۱۹۹۱، مرحله نهائی تخریب سوسیالیسم در بلوک شرق و تجزیه اتحاد شوروی بشکل وقوع انقلابات رنگی اتفاق افتاد و همه کشورهای سابقا سوسیالیستی و اغلب جمهوری های منشعب از اتحاد شوروی استقلال سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را بطور کامل از دست دادند، و با روی کار آمدن رژیمهای وابسته و دست نشانده متشکل از مزدوران و جاسوسان نفوذی در ارگانهای حزبی و دولتی اتحاد شوروی و سایر کشورهای سوسیالیستی، تقریبا همه آنها به مستعمرات مفلوک، غیرصنعتی، جامعه مصرفی و بطور کلی، به حیاط خلوت غرب و میدان تاخت و تاز سازمانهای جاسوسی و خرابکاری آنها تبدیل شدند. البته، اشاره به رژیمهای وابسته و دست نشانده متشکل از مزدوران و جاسوسان نفوذی یک ادعای صرف نیست.

برای اثبات آن یادآوری این واقعیت کافیست، که بعد از واقعه شوم تخریب سوسیالیسم، دهها یا شاید صدها نفر در کشورهای غربی به اتهام «جاسوسی برای شوروی» بازداشت و محاکمه شدند، اما در کل بلوک شرق، حتی یک نفر هم به اتهام جاسوسی و مزدوری برای کشورهای خارجی دستگیر و مجازات نشد.

ﻛﻮﺩﺗﺎﯼ ﺑﻼﻭﮊﺳﻜﯽ:

در خصوص چگونگی وقوع کودتای بلاوژسکی، انحلال اتحاد شوروی و تخریب سوسیالیسم و نقش دولت آمریکا در آن، لازم به توضیح است که، توسط باریس یلتسین، لئونید کراوچوک و استانیسلاو شوشکویچ رهبران سه جمهوری اسلاو (روسیه، بلاروس، و اوکراین) در ۲ دسامبر سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد، کانال تلویزیونی ان. تی. وی روسیه (NTV) در پائیز سال ۱٩٩٨سلسله برنامه هایی تحت عنوان «تاریخ دوره معاصر» با شرکت میخائیل گارباچوف، باریس یلتسین، لئونید کراوچوک، گنادی بوربولیس و مدیر استراحتگاه بلاوژسکی و عده ای دیگر و با اجرای یوگنی کسیلیوف تهیه و پخش کرد که چکیده آن باستناد سخنان گنادی بوربولیس در مصاحبه اش چنین است:

«ما همه بهمراه یلتسین، کراوچوک، شوشکویچ برای امـضاى معاهده انـحـلال شـوروى، دراسـتراحـتگاه بـلاوژسـکى جمـع شـدیم. قرار بـود نظربایف هم بیاید. با اینکه ظاهرا کسى از هـدف ما باخبر نـبود، ولى گارباچوف وى را از پیوستن به جمع ما در مسکو منصرف نمود. یلتسین امضاى معاهده لغو پیمان اتحاد جمهوریهای شوروی را زود هنگام مى‌دانست و از اینکه مـمکن اسـت کا. گ. ب. (کمیته امنیت ملی) ما را دستگـیـر کـند، هراس داشت. ولى، من اصرار داشتم. مذاکرات را بى‌نتیجه دیدم. از سالن خارج شدم و به اطاق مخابـرات رفـتم. به بـوش زنگ زدم. او مرا فورا شناخت. موضوع را به اطلاع ایشان رساندم. به سالـن بازگـشتم و به یلتسین طور دیگرى گـفـتم. به او گـفـتم: جرج بوش زنگ زده است و مى‌خواهد با شما صحـبت کـند. با یلتسین به اتاق مخابرات برگشتیم. یلتسین در خلال صحبت با جرج بوش، گفت:

رهبران سه جمهوری از چهار جمهوری اتمی شوروی در اینجا هستیم. قرار بود نظربایف هم بیاید اما، هنوز نیامده است. البته، در مورد قزاقستان اتمی، مشکلی در میان نیست. من شخصا آن را تعهد می کنم، ولی از دستگیر شدنمان احتیاط می کنم.

بوش در جواب گفت: اگر مسئله قزاقستان را بر عهده می گیری، امضاء کنید. مسئله بازداشت شما در میان نخواهد بود. من با گارباچف صحبت خواهم کرد. بعد از این گفتگوی کوتاه یلستین با جرج بوش ، به سالـن باز گـشتیم. یلتسین در حالی که دستانش را در حالت هیجانی به هم می مالید، گـفـت: امضاء می کنیم. دوستان! معاهده را همین امشب امضاء و اعلام می کنیم…».  

در پی تخریب سوسیالیسم و بلوک سوسیالیستی، مقامات سیاسی، تحلیلگران مرتجع و رسانه های جانبدار غربی و همپالگی های آنها، منجمله چپنمایان غربگرا استدلالات و مدعیات زیادی را تحت عنوان باصطلاح «فروپاشی» اتحاد شوروی و بلوک سوسیالیستی جهانی برشمردند. اما مدت زیادی طول نکشید که پرده بی پایگی همه ادعاهای آنها از قبیل حاکمیت رژیم های توتالیتر و ایدئولوژیک، فقدان آزادی، عدم رعایت حقوق بشر، عقب ماندگی علمی- صنعتی، بی کفایتی اقتصاد برنامه ریزی شده و غیره در کشورهای سوسیالیستی سابق فرو افتاد و رسوا شد.

میزان نوشته ها و افشاگری ها در باره متدها و روش های مورد استفاده نیروهای ارتجاعی داخلی و جهانی برای تخریب جوامع سوسیالیستی شرق را شاید بتوان با میلیاردها صفحه برآورد نمود و خود من، حداقل سه جلد کتاب و بیش از دویست مقاله در همین زمینه ترجمه و تألیف کرده ام. همه یا اکثریت قریب به اتفاق آنها در سایتهای متعدد از جمله در سایت مجله هفته، مشعل، اشتراک، آینده، وبلاگ خودم و بسیاری دیگر در دسترس هستند.

در مقابل چنین مدعیاتی طبیعتا پرسشهایی مطرح می شود: آنهایی که خود را غیرایدئولوژیک تعریف می کنند، اولا- آیا معنی ایدئولوژی را می دانند؟ ثانیا- کدام جهان بینی و یا رژیم حاکم بر کدام کشور جهان فاقد ایدئولوژی است؟ ثالثا- آیا می توانند تصور کنند که خود مبارزه با ایدئولوژی نیز یک نوع ایدئولوژی، منتها از نوع ارتجاعی آن است یا نه؟ رابعا- آیا می دانند ایدئولوژی یک سیستم فکری مشتمل بر باورهای فلسفی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی است، که در راستای یکدیگر بوده و همدیگر را مورد حمایت قرار می دهند و الی آخر…

در اینجا اگر مدیریت اتاق اجازه دهد، علاقمندم به یکسری از دستاوردهای سوسیالیسم اشاراتی بکنم.

اجازه داده شد.

بلی، اولین معجزه انقلاب اکتبر تشکیل حاکمیت کارگران و زحمتکشان برای اولین بار در تاریخ بشر، تشکیل کشور اتحاد شوروی در امپراطوری کثیر المله روسیه بود. کشور اتحاد شوروی برای اولین بار در تاریخ موفق شد:

بنیان بیکاری، بزرگترین و جان سخت ترین مشکل اجتماعی را بر انداخت. بعد از بسته شدن اداره کاریابی در سال 1929، اتحاد شوروی یگانه کشور در تاریخ جهان بود که در آن، بیکاری تخلف از قانون محسوب می شد. در صورت وجود یک نفر بیکار، قبل از هرکسی، دولت و ارگانهای ذیربط ، اولین متخلفین محسوب می شدند. هیچ کارخانه و کارگاهی، مؤسسه و اداره ای بهیچوجه حق خراج هیچ کارگر و یا کارمندی را نداشت. تغییر شغل و یا محل کار، فقط با رضایت متقاضی و ارائه موافقتنامه کتبی از محل کار یا شغل جدید امکان پذیر بود.

بیسوادی را بطور کامل از میان برداشت،

مشکل مسکن، مزمن ترین مشکل انسان در جوامع سرمایه داری را بطور بنیادی حل کرد،

آموزش، تحصیل و تربیت از مهد کودک و ابتدائی تا آخرین مدارج را رایگان ساخت،

سیستم گسترده آکادمی های علوم و شهرــ فرهنگستانها را دایر کرد و مراکز علمی و تحصیلات عالی را در جمهوریهای عقب ماند بسرعت تأسیس و توسعه بخشید. تأسیس اولین دانشگاه آذربایجان، دانشگاه دولتی بریاست رازوموفسکی، در سال 1919، یکی از آنهاست.  

سیستم بیمه، بهداشت، درمان، تامینات اجتماعی و امکانات پزشکی رایگان برای همه را بر قرار کرد،

شبکه بسیار گسترده خدمات و کمکهای اولیه پزشکی را در سراسر کشور راه اندازی کرد،

سیستم مرکزی شوفاژ و تأمین آب گرم و سرد شهرهای بزرگ و مرکزی را ایجاد کرد. یعنی سکنه این شهرها، از سه خط آب سرد، گرم و شوفاژ استفاده می کردند. کاری که تا کنون در هیچیک از کشورهای جهان چنین خدماتی به مردم عرضه شده است؟

ریشه معضل بزرگ گدائی، گدا پروری و شیوه زندگی انگلی ناشی از روابط و مناسبات ناعادلانه اجتماعی را خشکانید و ضرورت وجود بنیادها، انجمنها و مؤسسات خیریه را بکلی از میان برداشت. معضلی را که، هیچ یک از نظامهای اجتماعی- اقتصادی، هیچ یک از دولتهای جهان در تاریخ دولتها، ولو با تشکیل انواع انجمنها، مؤسسات و بنیادهای خیریه، با پند و اندرزهای خیرخواهانه متولیان هیچ یک از ادیان آسمانی، علیرغم کمکهای شبکه های مافیائی مساجد و کلیساها و کنیسه ها و دیگر معابد و مراکز دینی، با نذریه های روزمره مردم به فقیران و گدایان، یا بطرق دادن فطریه، خمس و زکات و غیره، با همه حمایتهای مستمندان از محتاجان به نان شب، نه تنها نتوانستند به حل آن نزدیک شوند و حتی، موجبات گسترش آن را هم فراهم آوردند، در سه دهه رهبری استالین برافکنده شد.

ریشه مفاسد اجتماعی از قبیل، اعتیاد به مواد مخدر، فحشاء و تن فروشی را خشکاند؛

اولین ماهواره را در مدار زمین قرار داد؛

اولین موجود جاندار (سگی با نام لایکا) را به فضا فرستاد؛

فضای کیهانی را تسخیر و اولین انسان، یوری گاگارین را به فضا فرستاد؛

اولین زن فضانورد، والنتینا تروشکووا را به فضا فرستاد؛

اولین چاه نفت در دریای آزاد را در دریای خزر حفر کرد؛

مسئله ملی، حقوق و آزادی ملتها را ــ حتی با در نظر گرفتن حقوق ملی گروههای ملی چند هزار نفری ــ بطور تمام و کامل حل کرد؛

بازار ملی را تشکیل داد که در آن، قمارخانه هائی به سبک بازارهای بورس سرمایه داری جائی نداشت؛

سیستم تعیین و تثبیت قیمت کالاها بوسیله تولید کننده و یا کمیته قیمت گذاری را نهادینه و از بازار، سوداگران و دلالان در تغییر و نوسان دادن قیمتها خلع ید کرد؛

شبکه گسترده استراحتگاهها، نقاهتگاهها و تفرجگاهها را برای استراحت، معالجه و تفریح کارگران راه اندازی کرد؛

مسافرتهای هوائی را برای عموم مردم قابل دسترس ساخت و خدمات عمومی از قبیل: حمل و نقل شهری، استفاده از آب و فاضلاب، برق و گاز بسیار ارزان، که در مجموع، تفاوت نا چیزی با رایگان داشت، برقرار کرد. در اتحاد شوروی، لامپ معمولی را لامپ ایلیچ(لنین) می نامیدند و بر مبنای آن این گفته رایج شده بود که: «لامپ ایلیچ، یعنی خورشید مصنوعی. نور خورشید هم رایگان است».

سوسیالیسم توانست با ساخت و ساز مقاوم و سازماندهی توپخانه قدرتمند ابر پراکنی، بر بسیاری از پیامدهای ناگوار حوادث ناهنجار و غیرمنتظره طبیعی، از قبیل زلزله، بارندگی های سیل آسا، طغیان رودخانه ها، رانش زمین، بارشهای غیرموسمی مضر برای کشاورزی و دامداری، غلبه نموده و از بروز فجایع انسانی در پی این حوادث جلوگیری کند. اضافه می کنم که، سیستم توپخانه ابرپراکنی، تاکنون در هیچ کشوری وجود ندارد و در جمهوریهای پساشوروی هم از بین برده شد.

با بهره گیری از تکنولوژی فوق العاده پیشرفته در کشاورزی و دامداری، بویژه کشت، آبیاری و برداشت، شرایط توسعه این بخش اقتصادی و مناطق روستائی را فراهم آورد. نا گفته نماند که در همان سالهای اول تخریب سوسیالیسم، تمام تعاونیهای کشاورزی (دولتی و خصوصی)، کشاورزی و آبیاری مکانیزه(بارانی، قطره ای، افشان و…) بطور کامل محو و نابود گردید.

در زمینه ساخت و تولید هواپیما، هلی کوپتر و دیگر ماشینهای پرنده، به پیشتاز جهان تبدیل شد.

و صدها مورد دیگر که در تاریخ بی سابق بود.

عواقب جهانی تخریب سوسیالیسم و تجزیه اتحاد شوروی:

کشتار حقیقت و وارونه نشان دادن چهره سوسیالیسم، اولین و خطرناکترین نتیجه تخریب سوسیالیسم و تجزیه اتحاد شوروی با اسم رمز استالین ستیزی بود که موجبات تفرقه و پراکندگی شدید و اغتشاشات فکری- نظری و سیاسی در جبهه نیروهای ترقیخواه جهان را فراهم آورد.

باضافه این، تغییر نقشه سیاسی جهان و احیای سیستم مستعمرات در شکل و ابعاد جدید، بویژه در شرق اروپا، گسترش و توسعه جنگ و نا امنیدر جهان، مدرنیزه کردن نظامهای برده داری و فئودالیسم، تقسیم چک و سلاواکی، الحاق جمهوری آلمان دمکراتیک به آلمان فاشیستی، اشغال و تجزیه جمهوری فدرال یوگسلاوی، به 7 قطعه کوچک قابل سوار شدن، تجزیه سودان، بزرگترین کشور آفریقا، تهاجمات مسلحانه- تروریستی، اقتصادی و فرهنگی به یکسری از کشورهای جهان و تخریب کامل آنها، تشدید تاراجگری و در نتیجه، تشدید و گسترش فقر و گرسنگی، بیکاری و بی مسکنی در سراسر جهان، حذف و یا محدود کردن بخشهائی از خدمات اجتماعی، حذف و یا محدود کردن برخی از امتیازات زحمتکشان، افزایش ساعات کار هفتگی کارگران و بالا بردن سن بازنشستگی در اروپا، روشن کردن آتش جنگهای موضعی و منطقه ای، تشدید حملات نظامی برعلیه ستمدیدگان فلسطین، حمله نظامی- تروریستی مرئی و نامرئی به بسیاری از کشورهای جهان از جمله، افغانستان، عراق، لیبی، سومالی، سوریه، ساحل عاج، نیجریه و برخی دیگر،، احیای نظام مستعمراتی، فراهم ساختن شریط لازم برای گردش آزاد سرمایه در تمام نقاط جهان، تسهیل و تسریع جهانی سازی امپریالیستی، از بین بردن صنایع تولیدی کشورهای سوسیالیستی و بدست گرفتن انحصار تولید، تقسیم کشورهای جهان به کشورهای تولید کننده و مصرف کننده، جهانی کردن مصرفگرائی، دستیابی به بازارهای بکر بلوک شرق برای مهار بحران سرمایه داری و…فهرست مختصر پیامدهای تخریب سوسیالیسم و نابود کردن اتحاد شوروی بودند.

=========

 (1)- انفجار در نیروگاه هسته ای چرنوبیل:

در 25 آوریل سال 1986 متصدیان رآکتور برای انجام آزمایشی فعالیت سیستم ایمنی آن را بصورت خارج کردن کندکننده های نوترون متوقف کردند.

در 25 و 26 آوریل 1986 متصدیان رآکتور برای انجام آزمایشی سیستم ایمنی رآکتور را غیر فعال کردند (کندکننده‌های نوترون را از آن خارج کردند).

نتیجه آن، رآکتوری بدون کندکننده مناسب و از کنترل خارج شدن آن بود. بدون توانایی در کنترل رآکتور، دمای آن به حدی رسید که بیشتر از حرارت خروجی طرح ریزی شده بود. حادثه زمانی آغاز شد که در شب 25 آوریل 1986 نیروگاه چرنوبیل دستور کاهش میزان قدرت رآکتور برای آزمایش را دریافت نمود و نیروگاه قدرت رآکتور شماره چهار را تا 30 درصد پائین آورد. دو اشتباه واقعه مهلک چرنوبیل را رقم زد: اولی- اشتباه زمانی رخ داد که کنترل کننده رآکتور به اشتباه و بر اثر عدم تنظیم کردن میله‌های جذب نوترون، نیروی رآکتور را تا یک درصد کاهش داد و رآکتور بیش از پیش افت قدرت پیدا کرد.

در اینجا بود که متصدیان امر اشتباه دوم خود را مرتکب شدند و تقریباً تمامی میله‌های کنترل را از داخل رآکتور بیرون کشیدند. این همانند آن است که اتومبیلی در آن واحد هم گاز بدهی و هم ترمز بگیری. در این زمان و با وجود نبود میله‌های کنترل کننده قدرت در داخل منطقه فعال نیروی رآکتور به 7 درصد افزایش پیدا نمود و انفجار روی داد… متصدیان نیروگاه، در یک آن مرتکب دو اشتباه شدند؟! بخوان حدیث مفصل از این مجمل!

در  سال ۱۹۸۸ گارباچوف اعلام کرد که اتحاد شوروی دیگر از دکترین برژنف پیروی نمی‌کند و ملل بلوک شرق آزادی تصمیم گیری در مسائل خارجی را دارند. این را می‌توان از بزرگ‌ترین «اصلاحات» گارباچوف در سیاست خارجی دانست تا جایی که سخنگوی وقت وزارت خارجه، گنادی گراسیموف، دکترین جدید گارباچوف را دکترین سیناترا نامید. همین وداع با دکترین برژنف بود که در 1989 به ظهور انقلابات در اروپای شرقی انجامید که در پی آنها تقریباً تمامی دولت‌های سوسیالیستی سرنگون شدند. به غیر از رومانی، اگر چه در بقیه کشورها ظاهرا انقلابات مسالمت آمیز یا انقلابات رنگی رخ دادند، اما با میلیونها کشته و زخمی و جنگ زده، از جمله، خود اتحاد شوروی با بیش از یک میلیون نفر کشته، 12 میلون نفر جنگ زده، این کشور سوسیالیستی بدنبال کودتای بلاوژسکی به راه احیای سرمایه داری قدم گذاشت.

(2)- تصاویری از انفجار در اورنگوی- 6:

مسئله فناوری در ارتباط با احداث خط لوله گاز «اورنگوی-6» (Urengoy-6) که می بایست اتحاد شوروی را با سیستم گازرسانی اروپای غربی، واقع در فرانسه، غرب آلمان و ایتالیا متصل بسازد، به مسئله بسیار حاد تبدیل شده بود. این پروژه از اهمیت زیادی برای اتحاد شوروی برخوردار بود. درآمد این مؤسسه برای کشور که در آن دوره از فروش گاز 32 ملیارد دلار بود، اهمیت درجه اول داشت و چشم انداز بسیار وسیع در مقابل کشور می گشود. آمریکایی ها افزایش حداکثری قیمت و تأخیر در ساختن آن را بعنوان مهمترین وظیفه در نظر داشتند که اجرای آن چندان ساده نبود.

واقعیت مسئله عبارت از این است که اروپا در احداث این خط لوله بسیار ذینفع بود. زیرا، مسئله بیش از آنکه به خود گاز مربوط شود، با قیمت گاز ارتباط داشت. مسکو شرط بی سابقه تثبیت قیمت در طول ۲۵ سال را پیشنهاد نمود. در مقابل آن، دولت اتحاد شوروی به مشارکت مالی بانکهای غربی برای خرید تجهیزات و همچنین، خود ساخت و ساز با نرخ بهره پائین تضمینی از سوی دولتهای آنها امیدوار بود. در عین حال سرمایه گذاران غربی به ازای تحویل گاز در آینده، فروش تجهیزات پیشرفته را مطرح کردند. چنین منظره اقتصادی واشینگتن را ناراضی کرده بود. و لازم به گفتن است که واشینگتن نه فقط به انهدام آن (دقیقا بهمان روش ارسال «استاکس نت» به نیروگاه اتمی بوشهر)، حتی با وارد کردن روزانه ۱۰ بشکه نفت عربستان سعودی به بازار، به ایجاد دشواریهای واقعا جدی در راه همه مجموعه اقتصادی کشور بزرگ اتحاد شوروی موفق شد.

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﯼ ﻣ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ سخنراﻧﯽ، ﻟﻄﻔﻦ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻧﻤﺎﯼ ﺫﯾﻞ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﻨﯿﺪ:

www.hafteh.de

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
» آمریکای لاتین و انقلاب اکتبر:
» انقلاب اکتبر بازتاب اراده اگاهانه و عمل سازمان یافته
» میراث تاریخی و همیشه جاودان انقلاب روسیه
» ارزیابی انقلاب روسیه (۱)
» هاجون چنگ و چامسکی از افسانه‌های جهانی‌سازی می‌گویند
» بحران سرمایه ی جهانی و چشم انداز سوسیالیسم
» خود گردانی در مبارزه برای سوسیالیسم
» غبار روبی از حقایق اتحاد شوروی و روسیه سرمایه داری امروز یا جعلیات و حقایقی در باره اتحاد شوروی و روسیه سرمایه داری امروز
» ﺑﺸﺮﻣﺤﻮ ﻧﺎﺯﯾﺴﻢ ﺭﺍ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﻛﯿﺴﺖ؟
» ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻟﯿﻨﯿﻦ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﻓﺎﺷﯿﺴﻢ!
» ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﻬﺎﻧﯿﯽ ﺳﺮ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻮﻗﯿﺖ ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎﺭﮔﺮﯼ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ (5)
» ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﻬﺎﻧﯿﯽ ﺳﺮ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻮﻗﯿﺖ ﺟﻨﺒﺶ ﻛﺎﺭﮔﺮﯼ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ (4)
» ﻟﻨﯿﻦ، ﮔﺮﺍﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺗﯿﻦ
» ﻓﺮﺧﻨﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ اكتبر
» ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺖ جنرال ﺟﯿﺎﭖ، ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﯿﯽ ﻭﯾﺘﻨﺎﻡ
» ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻣﻠﯽ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ، ﭼﯿﺴﺖ؟
» ﺣﺰﺏ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻧﻘﺶ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺍﺳﺖ
» ﺩﺍﺷﱳ ﻛﺎﺭﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻣﺰﯾﺖ ﺍﺳﺖ
» ﻭﻧﺰﻭﯾﻼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﺎﻭﺯ: ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺟﻠﻮﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ
» استراتژی سرمایه داری و خواست دگرگونی در اروپا
» ﺗﻤﺪﻥ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮔﺮﺩ ﻫﺌﯿﺖ ﺗﺤﺮﯾﺮ ﭘﺮﺍﻭﺩﺍ بخش دوم 4
» (3) ﺗﻤﺪﻥ ﺷﻮﺭﻭﯼﻣﯿﺰ ﮔﺮﺩ ﻫﺌﯿﺖ ﺗﺤﺮﯾﺮ ﭘﺮﺍﻭﺩﺍ بخش دوم
» « هوگو چاوز و آينده ی درخشان مردم درونزويلا »
» ﻣﺮﻭﺭ ﻣﺨﺘﺼﺮ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮ ﻥ ﺗﻮﺭﻡ،ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﻭﺗﻮﺯﯾﻊ ﺩﺭﺁﻣﺪ
» رشد"جناح چپ" دراتحادیه ی دانشگاه ها وکالج ها (UCU)دربریتانیا!
» " قاعده دومینو"مکانیسمهای تجزیه اتحاد شوروی و (بخش پایانی)
» سخنرانیی لیزپین،سازمانده امور زنان درحزب كمونست بریتانیا، درگردهم آیی كه بمناسبت ۷۸ مین سالگرد تٱسیس حزب كمونیست عراق،
» مـارشِ پــرقــدرت ”چـپ“ در فــرانــسه:
» آمــوزش و پــرورش در کــیــوبا
» جنبش "اشغال "وال استریت ، آغازی برای یک تحول بزرگ
» رائول کاسترو: بالاترین تجلی دموکراسی واقعی درمسیرسوسیالیسم
» رائول کاسترو: بالاترین تجلی دموکراسی واقعی درمسیرسوسیالیسم
» ما خیال پرداز نیستیم
» رازهای نا گفتهء تو طئه سقوط نظام دموکراتیک ودرس های زهر آلود تاریخ در افغا نستان
» احیای سرمایۀ مارکس: ردّ اسطورۀ ناسازگاری
» کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحادشوروی پیرامون کمکهای اضافی اقتصادی و مالی به جمهوری افغانستان
» خیانت به سوسیالیسمبه “استقبال” مصاحبه های اخیرگورباچف درارتباط به ساختمان وفرو ریزیی دیوار برلین (4)
» (3)خیانت به سوسیالیسم به “استقبال” مصاحبه های اخیرگورباچف درارتباط به ساختمان وفرو ریزیی دیوار برلین
» دلایل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
» (iii) بخش 1 جهانی شدن و سرمایه آفرینی مالی
» به “استقبال” مصاحبه های اخیرگورباچف درارتباط به ساختمان وفرو ریزیی دیوار برلین 1
» از بحران سرمایه داری تا احیای مارکسیزم
» مارکسیسم و چپ در انقلاب‌های اعراب (3)
» عروج بحران نظام جهانیی سرمایه و افزایش بی اعتباریی گفتمان های رایج
» فصل پایانیی یک دوران و آغاز دوران تازه!
» واقعیات و جعلیات سمت گیری سوسیالیستی یگانه امکان پیشروی !)12(
» واقعیات و جعلیات تاریخ، قیام عمومی در روسیه را گواهی خواهد داد! (11)
» مارکسیسم (3)
» جعلیات و حقایقی درباره گذشته شوروی و روسیه سرمایه داری امروز (10)
» نه می شکند و نه می گذرد نگاهی به عمق جنبش مقاومت در کشور یونان
» آموزش و. ا. لنین در مورد ساختار حزب و دوران معاصر! (3)
» آموزش و. ا. لنین در مورد ساختار حزب و دوران معاصر! (3)
» مارکسیسم
» واقعیات و جعلیات سقفی را ویران کردند که مردم در اتحاد شوروی بالای سر خود داشتند (9)
» واقعیات و جعلیات سقفی را ویران کردند که مردم در اتحاد شوروی بالای سر خود داشتند (9)
» آموزش و. ا. لنین در مورد ساختار حزب و دوران معاصر! (2)
» جعلیات و حقایق افسانه سرائی های پوچ خودکفائی غلات در روسیه سرمایه داری(8)
» باشگاه ضد انقلاب (آسیا تایمز، هنگ کنگ): په په اسکوبار
» آموزش و. ا. لنین در مورد ساختار حزب و دوران معاصر!
» چپ میانه در برزخ هویت و جایگاه
» جعلیات و حقایقی در باره گذشته شوروی و روسیه سرمایه داری امروز فاجعه الکلیسم (7)
» برآشفتگان” برابری می خواھند
» موقعیت مبارزه طبقاتی پس از شکست کمون پاریس
» بحران ساختاری سرمایه‌ با خوانش مارکس (3)
» بحران ساختاری سرمایه‌ با خوانش مارکس(۱(
» .1 بحران ساختاری سرمایه‌ با خوانش مارکس
» نظرسنجی گلوب اسکن: کاهش اعتماد مردم آمریکا به نظام بازار آزاد
» جعلیات و حقایقپشت پرده کنترل انفجار اتمی "چرنوبیل"
» سالگرد پیروزی بزرگ ارتش سرخ اتحاد شوروی بر فاشیسم هیتلری در جنگ کبیر میهنی
» جعلیات و حقایقی در باره گذشته شوروی و روسیه سرمایه داری امروز انفجار اتمی "چرنوبیل" 6
» بمناسبت ١٤٠- مین سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین انقلابی نابغه
» جعلیات و حقایق نقش آفرینی کلیسا و روحانیت در دو دوران انقلاب و ضد انقلاب (5)
» بمناسبت نهم اردیبهشت ماه، سالروز درگذشت زنده یاد احسان طبری
» جعلیات و حقایقعلیرغم شکست موضعی سوسیالیسم (4)
» جعلیات و حقایقعلیرغم شکست موضعی سوسیالیسم دوران ما، دوران گذار(4)
» جعلیات و حقایقی در باره (2)
» جعلیات و حقایقی در باره گذشته شوروی و روسیه سرمایه داری امروز (1)


عناوین دیگر:
ﺗﯿﺸﻪ ﯼ ﺩﺍﻋﺶ ﺑﺮ ﺭﯾﺸﻪ ﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻨﻬﺮﯾﻦ (03.16.2015)
بلند شدن آواز جنگنجویان داعش از کشور (03.02.2015)
کابل بانک لکه ننگي بردولت قبلي وآزموني برائتلاف فعلي (03.02.2015)
ﺗﺮﺟﯿﺤﺎ ﻣﺎﺭﻛﺲ ﺑﺠﺎﯼ ﭘﯿﻜﺘﯽ (03.02.2015)
ﺟﻨﮓ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ «ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ (ﺩﺍﻋﺶ)» (03.02.2015)
سخنرﺍﻧﯽ رهبر ﺣﺰﺏ ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﺭﻭﺳﯿﻪ (03.02.2015)
خیز ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺁﺳﯿﺎﯼ ﻣﯿﺎﻧﻪ (02.22.2015)
کوبانیادبیات و هنر مقاومت نوین* (02.22.2015)
ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﻣﺮحله ی ﻓﺮﺗﻮﺗﯽ ﺍﺵ ﮔﺎﻡ ﻣﯽ نهد (02.22.2015)
ﻣﺪﻋﯿﺎﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ«ﻣﺠﻤﻊ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ” ﺩﺍﻭﻭﺱ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺎﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ (02.22.2015)