یکشنبه, 10.21.2017, 01:24am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
حساسیت سیاستگران و خصوصن «جهاد گران» از طرح حکومت وحدت ملی: بخش دوم ; پيام تسليت و همدردی به خانواده ی عبديانی ; پيام تسليت و همدردی به خانواده ی غروال ; چرا فرار در وزارت خارجه؟ ; نسل کشی روهینگیا: نفت بزرگ ، دموکراسی شکست خورده و پیامبران دروغین
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
 » شعر
 » داستان
 » طنزَ
 » سوانع ادبا و دانشمندان
 » سینما و تیاتر
 » معرفی کتاب
 » کتابخانه
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
ادبی » شعر
 
كابل خونين و ويران
دوشنبه, 03.13.2017, 07:44pm (GMT)


كابل خونين و ويران

------------------

 

ايا  محنت سراى  كابل  و وضع  نگونسارش

جنون خيز است اوضاع محيط بى بر و بارش

 

بيكسو مرد و زن را كشته مييابى و در سويى

تو بينى  جاده ها برباد بمب و سرب رگبارش

 

بسا پير و جوان هر دم كه وقف انتحارى شد

روان از ديده گردد خون دل در وقت ديدارش

 

از آن روزى كه ديدى كابل زيبا و گلفام  را

ز كين بد سرشتانست يكسان با خس و خارش

 

به باغ بابر و پغمان زيبا يا به گل غندى

به آتش رفته يكسر بوستان و سرو و اشجارش

 

معاذ الله ازين كشتار و جنگ و گير و دار او

خدا را ظالمان رحمى به حال زار و بيمارش

 

بديدى صايب ار اين حال و روز كابل خود را

بمردى جا به جا از بابت محبوب و دلدارش

 

در اين آوان كه اقبالش مصيبت ميكند دنبال

مگر ايزد شود حامى و محفوظ و نگهدارش

 

زبير واعظى

 

هر كه فيسبوك داشت نالان ميشود

------------------------------

 

هر كه  فيسبوك داشت نالان ميشود

شيفته و دل بسته ى آن ميشود

 

هر كسى طبق توان و شيمه اش

در پى اش هر دم دلنگان ميشود

 

روز ها و هفته ها ذهن حريف

غرق فيسبوك و پريشان ميشود

 

آن كه عاقل بود و هم بالغ بدهر

ناگهان مانندى طفلان ميشود

 

از يگان لايك و كمينت و يك مسيچ

يا جگر خون يا كه شادان ميشود

 

جمله مرد و زن همه پير و جوان

شاعران ، سياست مداران ميشود

 

چيز هايى را تو مى بينى در آن

كز نگاهش چشمت حيران ميشود

 

ناگهان خُرد ضابطى را بنگرى

در يگان فرقه قومندان ميشود

 

ان كه در عمرش نرفت در مسجدى

مؤمن و يكسر مسلمان ميشود

 

آنكه عاجز بود و مسكين روز و شب

مثل شيرى مست و غران ميشود

 

با هزاران عكس و نامى مستعار

در صفحات اش نمايان ميشود

 

دخترى قندول و مندول و جذاب

مردكى بد خور دوران  ميشود

 

مردكى بس راشبوت و شخ بروت

دخترى قندول و خندان ميشود

 

بس جهات زشت فيسبوكست فزون

گر نويسم جمله داستان ميشود

 

واعظى اين شعرك ات دانم كه هم

لايك باران ، لايك باران ميشود!؟؟

 

زبير واعظى

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
در اين شهر نزاع و كين و نفرت (03.06.2017)
بس كنيد اى جانيان و داله ماران بس كنيد (02.27.2017)
نقص و ضرر فيس بوك (02.06.2017)
گر زلف پريشانش در دست ملا افتد (01.25.2017)
هر كى آمد رنج خود گل كرده رفت (01.16.2017)
"گويند مرا چو زاد مادر " ايفون بدست گرفتن آموخت (01.09.2017)
كجايى؟ (01.04.2017)
نصيحت روباه به فرزندش (12.26.2016)
گفت و شنود من با جناب خر (12.19.2016)
اى هموطن بيا و سرودى ز سر بخوان با جبن و انزوا و دلى تنگ نمي شود (12.14.2016)