Sunday, 08.20.2017, 07:42am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
نامهِ سرگشاده به دونالد ترامپ و سران ایالات متحده امریکا ; ادعاهای بلند پروازانه حکمتیار از کجا آب می خورد؟ ; از یادداشت های روزانه : مرکز ولایت سرپل درخطر جدیست! ; تجاوز به حريم خصوصى فردى زنان افغانستان و ترور شخصيت زنان در اجتماع ; آریانا سعید با هنر ستوده
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
 » شعر
 » داستان
 » طنزَ
 » سوانع ادبا و دانشمندان
 » سینما و تیاتر
 » معرفی کتاب
 » کتابخانه
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
ادبی » شعر
 
ازدواج آهو با الاغ
چهار شنیه, 05.24.2017, 05:01pm (GMT)

ازدواج آهو با الاغ

----------------

 

آهو گكى يك سره جانانه بود

چشم سياه نلغه و مستانه بود

 

خانه بصحرا و چمن بوده اش

سير بهر كوه و دمن بوده اش

 

مست و شتابان بدامان و دشت

خيز كنان اينسو و آنسو گذشت

 

مشك ختن را ز تن اش بوى بود

با همه خوبى ولى بى شوى بود

 

روزى سراغش برفت  يك پرى

گفت به آن آهوى كاكل زرى:

 

ميل نه دارى كه تو شوهر كنى؟

شوهر و هم  ياركى در بر كنى؟

 

آهو بگفتش به پاسخ كه هان

جفت شوم ، شوى نمايم ز جان

 

گفت پرى ز بهرى آهو كه تو

چگونه شوى خواهى؛ بيا و بگو؟

 

آهو پس از يك پى انديشه گفت:

شويك زحمتكش خواهم به جُفت

 

شوى حليم و مطيع و برده بار

آن كه به من مهر بورزد به دار

 

آن پريگك خواهشش آماده كرد

آهو را با يك خرى قنغاله كرد

 

آهو يكى بى خبر از جان خود

بفكر عشقش شد و حرمان خود

 

هفته ى پس مجلس خوشى رسيد

شادى و هم جشن عروسى رسيد

 

نوبت آيينه مصحف چون رسيد

رنگ و رخ آهو ز وحشت پريد

 

تا كه نگاه بر خر و گوشش نمود

شيمه ز دل طاقت و هوشش ربود

 

محفل خوشى كه به پايان رسيد

عقل و توانش ز سر و جان پريد

 

هفته يى نگذشته از آن ازدواج

گشته غزال يكسره ابتر مزاج

 

بعد دو سه هفته نماندش توان

رفت به جنگل ز پى دادستان

 

هر دو برفتند و گزيدند وكيل

آهو يكى طاووس و خر زاده فيل

 

قاضى بگفت بهر غزال با يقين

چيست دليلى كه نمايى چنين؟

 

گفت به آن حاكم جنگل  غزال

وای! نجاتم ده ازين گوش كشال

 

آهو، بگفتا كه بخواهم طلاق

طاقت من رفته و گرديده طاق

 

قاضى به او گفت چه دارى دگر

در حق و بد رفتاری اين ساده خر؟

 

آهو بگفتش كه ز همچون حمار

نفرت من گشته بسى بى شمار

 

هر چه بگويم به اين گوش کر

خيره به من ديده زند عر عر

 

مشكل مسكن شده من را فزون

بوى و تعفن دمد هرسو برون

 

نيست مرا ذره تفاهم به او

خوب تو سويش بنگر چاره جو

 

قاضى بكرد تا كه سوالى دگر

گريه نمود آهوى خونين جگر

 

قاضى غضب گشته به الاغ گفت

آهو كجا مانده و چون تو كلفت

 

ظلم و ستم چرا به او مى كنى؟

در روش ات چرا غلو مى كنى؟

 

الاغ مسكين همى پلكك زنان

كرد يكى جفتك و عرعر كنان

 

گفت كه تو اى قاضى بس محترم

گناه من نيست، چو من يك خرم

 

مكث كنان قاضى به آهو بگفت

خر است ديگه نميشه اصلاح بگفت

 

زبير واعظى

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین دیگر:
اى كرزى بى حيا چنين ات بينم (05.01.2017)
مزار خونين (04.25.2017)
بمب مادر (04.17.2017)
هموطن در خاك و خون غلتيده يارى را ببين (04.10.2017)
كجا آورده يى ؟ (03.28.2017)
كابل خونين و ويران (03.13.2017)
در اين شهر نزاع و كين و نفرت (03.06.2017)
بس كنيد اى جانيان و داله ماران بس كنيد (02.27.2017)
نقص و ضرر فيس بوك (02.06.2017)
گر زلف پريشانش در دست ملا افتد (01.25.2017)