یکشنبه, 11.18.2017, 09:57am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
علمی
 
مارکسيسم و رفرميسم
چهار شنیه, 07.21.2010, 02:30pm (GMT)

مارکسيسم و رفرميسم

و. ا. لنين

مارکسيستها، برخلاف آنارشيستها، مبارزه برای اصلاحات، يعنی اقداماتی را که بدون انهدام قدرت طبقه حاکم وضعيت زحمتکشان را بهبود بخشند، برسميت ميشناسند. اما در همان حال با رفرميستها، که اهداف و فعاليتهای طبقه کارگر را بطور مستقيم يا غير مستقيم به کسب اصلاحات محدود ميکنند، به قاطعانه‌ترين مبارزه دست ميزنند. رفرميسم فريب بورژوايی کارگران است، که به رغم بهبودهايی در اينجا يا آنجا، تا زمانی که سلطه سرمايه وجود دارد همچنان برده مزدی باقی خواهند ماند.

بورژوازی ليبرال با يک دست اصلاحات ميدهد و با دست ديگر هميشه، آنها را پس ميگيرد، به هيچ تنزل ميدهد و از آنها برای به بردگی کشيدن کارگران، ايجاد چنددستگی در ميان آنان و جاودانه کردن بردگی مزدی بهره ميجويد. به اين دليل، رفرميسم حتی اگر صادقانه باشد، به سلاحی مبدل ميشود که بورژوازی با آن، کارگران را فاسد و تضعيف ميکند. تجربيات همه کشورها نشان ميدهد کارگرانی که به رفرميستها اعتماد کنند همواره فريب ميخورند.

برعکس، کارگرانی که تئوری مارکس را جذب کرده‌اند، يعنی اجتناب ناپذيری بردگی مزدی را تا هنگامی که سرمايه‌داری مسلط است، دريافته‌اند، با هيچگونه اصلاحات بورژوايی تحميق نميشوند. کارگران با درک اين که هر جا سرمايه‌داری وجود دارد، اصلاحات نه ميتواند ديرپا باشد و نه عميق، برای شرايط بهتر ميرزمند و از اصلاحات برای تشديد مبارزه با بردگی مزدی استفاده ميکنند. رفرميستها ميکوشند کارگران را به تفرقه بکشند و فريب بدهند، توسط امتيازات کوچک، آنها را از مبارزه طبقاتی منحرف کنند. اما کارگرانی که آنسوی ظاهر دروغين رفرميسم را ميبينند، از اصلاحات، برای تکامل و توسعه مبارزه طبقاتی استفاده ميکنند.

هر چه نفوذ رفرميستی در بين کارگران قويتر باشد، طبقه کارگر ضعيف‌تر، وابستگيش به بورژوازی بيشتر، و بی‌خاصيت کردن اصلاحات با نيرنگهای مختلف، برای بورژوازی سهلتر خواهد بود. هر اندازه که جنبش طبقه کارگر مستقل‌تر، اهدافش عميق‌تر و وسيع‌تر، و از کوته‌بينی رفرميستی آزادتر باشد، ابقا و بهره‌برداری از بهبودها برای کارگران آسانتر خواهد بود.

در همه کشورها وجود رفرميست وجود دارد زيرا بورژوازی در همه جا بدنبال آن است که به طريقی کارگران را فاسد کند و آنها را به بردگانی خشنود تبديل کند که هرگونه فکر رهايی از بردگی را کنار گذاشته‌اند. در روسيه، رفرميستها، انحلال طلبانند که گذشته ما را نفی ميکنند و ميکوشند کارگران را با رؤياهای حزبی جديد، باز و قانونی بخوابانند. اخيرا سه‌ورنايا پراودا (Severnaya Pravda) انحلال طلبان سن پترزبورگ را وادار کرد تا در برابر اتهام رفرميسم، از خود دفاع کنند. استدلالهای آنها را بايد برای توضيح يک مسأله بينهايت مهم، با دقت تحليل کرد.

انحلال طلبان سن پترزبورگ نوشته‌اند ما رفرميست نيستيم زير ما نگفته‌ايم رفرم همه چيز است و هدف نهايی هيچ؛ ما از حرکت به سمت هدف نهايی سخن گفته‌ايم، ما درباره پيشروی از طريق مبارزه برای اصلاحات در جهت تماميت اهداف تعيين شده سخن گفته‌ايم.

ببينيم اين دفاعيه "انحلال طلبان" تا چه حد با واقعيات انطباق دارد.

واقعيت اول: سدفِ (Sedov) انحلال طلب، با جمعبندی گفته‌های همه انحلال طلبان، نوشته است که از "سه رکن" مارکسيستها، دوتای آنها ديگر برای تبليغات ما مناسب نيستند. سدف مطالبه روزکار(٨) ساعته را که بلحاظ تئوريک بعنوان يک رفرم قابل تحقق است نگهداشته است. او تک تک آن چيزهايی را که از رفرم فراتر ميروند را حذف کرده و يا به حاشيه رانده است. در نتيجه، سدف با تعقيب همان سياستی که با فرمول 'هدف نهايی هيچ است' بيان ميشود، به اپورتونيسم درست و حسابی رجعت کرده است. وقتی "هدف نهايی" (حتی در رابطه با دمکراسی) در از تبليغات ما بجای دورتر و دورتری رانده ميشود، اين رفرميسم است.

واقعيت دوم: کنفرانس معروف ماه اوت (سال گذشته) انحلال طلبان هم بهمين ترتيب مطالبات غيررفرميستی را به زمانهای دورتر و دورتر حواله داد - تا وقتی که زمانشان برسد - بجای آنکه اين مطالبات را نزديکتر بياورد و آنها در قلب تبليغ و تهييج ما جای بدهد.

واقعيت سوم: از طريق انکار و نقد و بيحرمتی به [حزب"] قديم" و جدا کردن خود از آن، انحلال طلبان خود را به رفرميسم مقيد و محدود ميکنند. در اوضاع کنونی، ارتباط بين رفرميسم و نفی "قديم"، امری کاملا آشکار است.

واقعيت چهارم: بمجرد آنکه جنبش اقتصادی کارگران شعارهايی فراتر از رفرميسم اتخاذ ميکند، غضب و حملات انحلال طلبان را برميانگيزد (ميگويند "جنون"، "آب در هاون کوبيدن" و غيره و غيره).

نتيجه چيست؟ در حرف، انحلال طلبان رفرميسم را بعنوان يک اصل رد ميکنند، اما در عمل در همه موارد به آن ميچسبند. آنها يک سو به ما اطمينان ميدهند که اصلاحات برای آنها همه چيز و همه هدف نيست، اما از سوی ديگر، هر وقت که مارکسيستها از رفرميسم فراتر ميروند، رفرميستها به آنان حمله‌ور ميشوند يا فرياد نفرت و اعتراض سر ميدهند.

اما سير تحولات در همه بخشهای جنبش طبقه کارگر نشان ميدهد که مارکسيستها نه تنها از غافله عقب نيستند، بلکه بی‌هيچ ترديد در بهره‌برداری عملی از اصلاحات و مبارزه برای اصلاحات در صف قرار دارند. از انتخابات دوما در سطح فراکسيون کارگری و سخنرانيهای نمايندگان ما در بيرون و درون دوما گرفته تا سازماندهی مطبوعات کارگری، استفاده از رفرم بيمه، بزرگترين اتحاديه يعنی اتحاديه کارگران فلز و غيره - همه جا کارگران مارکسيست از انحلال طلبان جلوترند، در فعاليت مستقيم، عاجل و "هرروزه" تهييج، سازماندهی، مبارزه برای اصلاحات و استفاده از آنها.

مارکسيستها بطور خستگی ناپذير کار ميکنند، از هيچ "امکانی" برای به کرسی نشاندن رفرمها و بهره‌برداری از آنها غافل نميشوند، محکوم نميکنند، بلکه با حمايت، با نهايت مرارت، قدمهای از رفرميسم فراتر رفتن را در ترويج، تهييج و مبارزه اقتصادی توده‌ای و غيره تهيه ميبينند. انحلال طلبان که از مارکسيسم بريده‌اند، از سوی ديگر با حملاتشان به نفس وجود نهادهای مارکسيستی، با تخريب انضباط مارکسيستی، و با هواداری‌شان از رفرميسم و سياست ليبرال- کارگری، تنها به درهم ريختن جنبش طبقه کارگر مشغولند.

از اين هم نبايد سرسری گذشت که در روسيه رفرميسم در شکل ويژه‌ای هم بروز ميکند، بشکل يکسان فرض کردن شرايط بنيادی وضعيت سياسی روسيه کنونی با وضعيت اروپای امروز. از ديدگاه يک ليبرال اين همسان گرفتن مشروع است، زيرا ليبرال بر اين باور است و ادعا هم ميکند که "شکر خدا قانون اساسی داريم". ليبرالی که اصرار دارد که پس از ١٧ اکتبر[١] هر قدمی که دمکراسی فراتر از رفرميسم بردارد، جنون، جنايت و معصيت است، تنها دارد منافع بورژوازی را بيان ميکند.

اما اين آن نظرات بورژوايی است که در عمل توسط انحلال طلبان ما اتخاذ ميشود، انحلال طلبانی که پيوسته و بنحوی سيستماتيک، "حزبی علنی" و مبارزه برای "حزبی قانونی" و امثالهم را به روسيه (روی کاغذ) پيوند ميزنند. به عبارت ديگر، همانند ليبرالها، آنها موعظه‌گرِ وصله کردن قانون اساسی اروپا به روسيه هستند، بدون آن راه مشخصی در غرب به پذيرش اين قانون اساسی و جا افتادنش طی چندين نسل و در بعضی موارد طی چندين سده، منجر شد. آنچه ليبرالها و انحلال طلبان ميخواهند اينست که باصطلاح به آب بزنند بی آنکه تنشان خيس شود.

در اروپا، رفرميسم در واقع به معنی تَرکِ مارکسيسم و نشاندن "سياست جامعه‌-دوست" بورژوايی بجای آن است. در روسيه، رفرميسم انحلال طلبان، معنايش فقط اين نيست، معنايش نابود کردن سازمان مارکسيستی و وداع با وظايف دمکراتيک طبقه کارگر است، معنايش جايگزين کردن سياست ليبرال-کارگری بجای آنها است.

و. ا. (لنين)

چاپ شده در پروادا ترودا Pravda Truda، شماره ٢، دوازدهم سپتامبر ١٩١٣

بازنويسی با استفاده از ترجمه سهراب شباهنگ منتشر شده توسط اتحاديه مارکسيستها و متن انگليسى.

 


 

زيرنويس

[١] پس از اعتصاب عمومی اکتبر ١٩٠٥، تزار در ١٧ اکتبر بيانيه‌ای مبنی بر وعده "آزاديهای مدنی خدشه ناپذيری حقيقی حقوق فرد، آزادی عقيده، بيان، حق انجمن و تشکل" صادر کرد. حزب طرفدار تزاريسم (اکتبريستها)، اين بيانيه را اساس فعاليت خود قرار داد (يادداشت ترجمه فارسی).

 

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
از ابتلا به پوکی استخوان پیشگیری کینم (02.02.2010)
رخداد های خونبار دوسدۀ اخير را چی نام گذاشت؟( ازکودتای 26 سرطان 1352 تا قيام مسلحانۀ 7 ثور 1357 ) ( بخش هفتم ) (01.22.2010)
حقایق شگفت‌انگیزی درباره اعتیاد (09.06.2009)
فاکتورهای عجیب و غیره منتظره ابتلا به بیماری قلبی (07.06.2009)
اطلاعاتی برای مقابله با آنفلوآنزای خوکی (05.03.2009)
فاکتورهای عجیب و غیره منتظره ابتلا به بیماری قلبی (05.03.2009)
12 روش آسان برای جلوگیری از سرماخوردگی (02.14.2009)
یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم (02.12.2009)
موجود دریائی ای که هرگز نمی میرد! (02.12.2009)
از کجا بفهمیم افسرده ایم؟ (02.08.2009)