دوشنبه, 06.18.2018, 05:22am (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
پیام تسلیت کمیته فعالین حزب دموکراتیک خلق افغانستان ; درود بر روشنایی! ; اعلان مراسم تدفين و فاتحه ی دگروال محمد ظريف تره کی ; درانتخاباتی،که زير پرچم امريکای اشغالگر برگزار می گردد،جای برای نيروهای دموکراتيک وجود دارد؟ ; یادداشت هفته :در شهر کابل، پایتخت افغانستان،هیچ کسی مصئونیت و امنیت ندارد
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
 » شعر
 » داستان
 » طنزَ
 » سوانع ادبا و دانشمندان
 » سینما و تیاتر
 » معرفی کتاب
 » کتابخانه
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
ادبی » معرفی کتاب
 
نگاهی بر کتاب «گوهر اصیل آدمی» و فهم و هضم آن
دوشنبه, 04.02.2012, 10:50pm (GMT)

نگاهی  بر کتاب  «گوهر اصیل  آدمی» و فهم و هضم آن

 

از قلم :  ماریا  دارو

maria dawar

« گوهر اصیل  آدمی » -  یکصد و یک  زینه  برای  تقرب  به  جهانشناسی  ساینتفیک - کتابیست  پژوهشی  ، تحقیقی ، ساینتفیک برای تعریف و تثبیت و نشان دادن مقام  انسان  وانسانیت ، خود شناسی  و خدا شناسی و جهان شناسی . از آن جمله در آن موقف  و مقام  والای  زن «مادر» فرشته  زمین عاری از تعبیر های باطل و سوء  تفاهم  ها در شناخت در آمده است .

به برکت جذابیت توصیف ناپذیراین  فرشته  زمین  و سلطان عشق و شعور مردان را  در این اثر محترم  محمد  عالم  افتخار؛ آن را که علاوه بر پشتی زیبا و مقدمات بیداری بخش ؛ دارای  (۴۳۲)  صفحه و  (۱۰۱) زینه  میباشد در (۱۷) روز مسلسل مطالعه  نمودم.

در باره  این اثر مبتنی بر تحقیقات ساینتفیک  در سایت ها و وبلاگهای  مختلف  خوانده  بودم و خود نیز مقالات  مختلف و مصاحبه  های  جناب  افتخار را در وبلاگ  «ماریا دارو»  بنشر سپرده  بودم. بیصبرانه  منتظر طبع  این گنجینه  نایاب بودمُ  روزی ایمیل  از جناب افتخار بدست آوردم  که  آدرس  پستی  بنده را تقاضا مینمود و ثمر زحمات  چندین  سال  خویش را برایم  ارسال  کردندُ با  سپاس  بی پایان  از ایشان میخواهم گفتنیهایی را که از  ورای  کتاب  در  ذهنم  هجوم  آورده  استُ بنگارم.

در کتاب گوهر اصیل  آدمی  مانند  جهانی که  بشریت  با آن در ستیز است با اوراق  و لایه های مختلف  در ابعاد مختلفه  و تصادم  های افکار بشری  در مورد پیدایش انسان و حیوان، نبات، روح و ماده ارگانیزم  وجود هر زنده جان و  ریاضیات  شمس و قمر  و ستاره  ها و سایر اجسام سماوی  که در جهان  زیست  ما وجو د  دارد و بالاخره  عشق  وعاطفه - عشق  واقعی  انسانو از همه نادر تر و زیبا تر با تمکین و تمجید جانانه در پیشگاه و مقام  والای  زن که به  یقین  قابل  چنین ارج  و ستایش  است ؛ برمیخوریم.

 برای  درک  مفاهیم  این کتاب  حوصله  مندی  زیاد و عاری  از تعصب  جنسی ُ مذهبی ُ نژادی و  سیاسی  ضرورت است تا این اثر عمیقاً روانی را بمطالعه  گرفته و در اعماق تصویر ها، جملات  و تشریحات  که  نویسنده  از کدام سطح  بدان  ها نگریسته وارد شده بالاخره « گوهر اصیل  آدمی » را در  یابیم.  

نقد  بر همچو کتاب که یکی از بهترین  ره آورد های  تکامل  تحقیقات  بشریت است  از صلاحیت من که  در جهان علم و هنر اندوخته  چندانی ندارم  خیلی دشوار میباشد. مگر ازینکه  چنین اثر ارزشمند بدستم  رسیده ؛ آنرا خوانده و از آن بهره ها گرفته ام لازم  میدانم تا  نکات  چند درباره  آن  تحریر  نمایم.

   خواندن  این کتاب  که بر اساس کشفیات تحقیقی بنا دارد و اما به شکل هنری و روانی  خاصی نگاشته و تإلیف شده شاید بر روان  بعضی از خوانندگان اثر های نا معین و پیشبینی نشونده گذارد و حوصله مندی  برای ختم کردن آن  باقی  نماند.

علت آن است که هرکس به آسانی قادر نمیشود خود را از قید و بند همه پیشداوری و عادت ها و وابسته گی های ذهنی و روحی آزاد ساخته با حقایق و جریانات مخالف یا ناموافق با آنها به ساده گی روی به روی شود.

این کتاب مانند آثار بزرگ علمی و هنری جهان برای «همرنگ جماعت شدن» نویسنده آن و یا «همرنگ جماعت ساختن» خواننده آن نه بلکه بر عکس و قطعاً بر عکس برای تغییر فرد و جامعه و بشریت به اقتضای «گوهر اصیل آدمی» و کمال انسانیت تخلیق و تإلیف شده است ؛ لهذا در هر حال کتابیست خواندنی ؛

 نوشتن  یک  اثر فلسفی و ساینتفیک  روشن و آسان فهم کاریست  بس دشوار

خلاصه این کتاب عجیب حاصل   پژوهش های چند ده ساله و صرف لحظات شیرین تمام حیات  نویسنده میباشد که  در طی چند صفحه جهان بشریت را با  تمام واقعیت های  آشکار و نهان  فرد و جامعه در مقیاس جهانی  مانند « بحر در کوزه » گنجانیده  و پیش  دیدگان  خواننده قرار میدهد. ازین لحاظ   دقت کامل بکار دارد.

با مطالعه  این اثر چند پدیده  جدید  را در شیوه  کار نویسندگی دریافتم.

 اولاٌ این راه  و رسم  جدید  که  بجای  فصلها و یا بخشها به «زینه ها» بخشبندی و نمره  گذاری  گردیده است. طبعاً وقتی ما خود را در زینه تصور میکنیم ؛ روحاً خود را در حال بالا رفتن و اوج گرفتن می یابیم .

 شاید  در این  اثر  بخصوص ؛ غیر از این شیوه ؛ شیوه دیگر درست نمی بود زیرا اثر از بنای  پیدایش هستی و روح  و ماده  آغاز  گردیده  و بعد از طی  کردن  چندین  مرحله  تا مراحل  تکاملی جهان  امروز میرسد.و آنگاه وارد مراحل کاملاً آرمانی میشود که بشریت در آینده باید به آن سو پیش برود. 

 بنااً زینه  ها همان مراحل  زندگانیست که  فرد بشری و نوع بشر آنها را طی کرده است و باید طی کند تا نه تنها به شناخت کوچه و دهکده و شهر خود و آدم ها و زنده جانهای آنها بلکه به شناخت تمام جهان و اسرار و موجودات و دانستنی های آن برسد.

اینجاست که زینه های اولیه ؛ جنبش و تحرک و محکم شدن ریشه در خاک و در آب را نشانه  گرفته و تا یکصد و یک  زینه  مراحل  مختلف تکامل روح  و تن آدمی در پیوند به محیط های زیستی و فرهنگی را تصویر مینماید و بنابر این باید هم خواننده از همان زینه  اول  پته  به  پته  تا بالا برود.

  تا رسیدن  بمقام  هدفمند با موانع  و اختلافات  طبیعی  و غیر  طبعیی ،ُ تصادمات  فکری  و دماغی  انسان های  متضادُ، چگونگی  شرایط  اجتماعی - اقتصادی ، روابط  انسان  با واهیات « ابهامات» که ماحول  انسانها را احاطه  نموده و اقتدار ظالمانه  حکومات  ستمگر  و تلاش انسان مبنی بر رهایی از قید و بند زندگی ابتدایی  و رسیدن  به  مراحل  علمی سیانس و تکنالوژی و عشق  به زندگی  روبرو میگردیم .

 در حقیت  طی شماره  گذاری  هر زینه  جناب  افتخار هم فرد و هم جامعه بشری  را از ابتدا تا انتها به بر رسی گرفته  آنها را چنانکه خود تصریح کرده میخواهد از جایی چون تهء چاه به بیرون و به قله ها بالا آورد تا همه اطراف و اکناف عالم را دیده و شناخته بتوانند.

    دوم -  نوآوری دیگری  در این  اثر برایم  شگفت انگیز بود که همان «اهدا» هاست که  خیلی از زینه ها بنا بر ارتباط  موضوع  به دوست و  همکار و  همسر و همرزم  و یا افراد قابل  احترام و با ارزش اهدا شده  است که  خود یک  نو اندیشی  و نگاه  ژرف  نویسنده  را برملا  میسازد.

چنانچه ( اهدا ء ویژه ) صفحه « ۱۴۲-۱۴۴» تشریح  عالی  و فیلسوفانه بر عقاید میلونها انسان روی  زمین  و در مورد جایگاه  مذهبی ، سیاسی  و تاریخی   حضرت  محمد در سلسلهء{ داعیان تعالیم ایمان محور یا ادیان  که پیغمبران خوانده  میشوند} بسیار بکر و بدیع میباشد برای  هر  خواننده  این  کتاب  دقت  نهایی بدان را لازمی  میدانم .

در زینه  (۵۵) صحفه  (۱۵۶- ۱۵۹) میخوانیم { قدیمی ها خیال  میکردند که  روحیه جرمی  و سرپیچی از اخلاق های  خوب  و یا خراب  موجود کار  جن و یا شیطان است که در بدن  اشخاص داخل و با گوشت  و پوست آنها  یکی  میشود از این  لحاظ  تعجبی ندارد که آنان قوانین جزایی  ای  را از خود بجا گذاشته اند که در بدل جرم و یا قصد جرمی سزا های بدنی مثل  اعدام و حبس و بریدن دست و پا یا شلاق زدن وغیره تجویز گردیده است اما  اکنون دانش  بشر  شناسی و جامعه شناسی و جرم  شناسی  ... ثابت کرده  است که تبدیل شدن اشخاص  به مجرم و افراد غیر نورمال محصول  تعلیم  و تربیه  خانواده گی و اجتماعی شان و تاثیرات شرایط  اقتصادی واخلاقی  و عنعنوی  در  محیط  است.از این  لحاظ باید نصب العین آن باشد که جامعه بشری اصلاح شود تا افراد صالح پرورش  نماید.......

 خشت  اول  گرنهد معمار کج - تا ثریا  میرود  دیوار کج

متاسفانه بنیان کلام  وفقه و تاویل و تفسیر مخصوصاٌ در دین  مقدس  اسلام از ابتدا یعنی از لحظه  رحلت  حضرت رسول به دلایلی چاره ناپذیر کج گذاشته شده است . درک  این  حقیقت  به تحصیل و تحقیق و مطالعه ء زیاد و آنهم با یک  ذهن آزاد و وجدان شفاف  ضرورت دارد. اما چیزیکه در مورد  تمام ادیان  واضح  و مبرهن است که دین  وقتی بمردم  عرضه شده که آنها در بی دانشی وجهل و وحشت زندگی  میکردند. بدین  گونه دین ماموریت  و مسوولیت بی حد سخت و سنگین را در جوامع قدیمه ء بشری پیش برده و به زبان بی دانشان وجاهلان  و وحشیان مطابق قدرت برداشت  شان سخن گفته  و به  وسایل  و تدابیری  متوسل  گردیده  که در  روانهای   وحشی  و انتظام ناپذیر آنان موثریت  داشته باشد.}

باید اذعان کنم که من این کتاب را خیلی سریع و با ذوقزدگی مطالعه کردم . به قصد نقد و بررسی و ارزیابی یاد داشت برداری و کار های لازم دیگر نکرده بودم . در نتیجه ضمن برداشت هایی که عرض نمودم خیلی چیز های ضد و نقیض دیگر نزدم پیدا شد. مثلاً کلمات  در بخشهای عشقی  و رومانتیک خیلی عریان و برهنه  و تکرار بیش  از حد معمول مانند ( لیسیدنُ چوشیدنُ مشت  و مال  کردن وغیره ) بکار رفته  است . نویسنده  باید  روح  جامعه و جهان را با استعمال  کلمات  خدشه  دار نسازد. هرچند که استعمال  کلمات  عریان  بیانگر حقایق  زندگیست .  اما چون  اثر خیلی ارزشمند به  سطح  جهان  شناسی و انسان  شناسی تحریر گردیده  استعمال همچو  کلمات از  ارزش آن به نظر بعضی خوانندگان میکاهد.  گرچه  از نظر قوانین  نویسندگی انواع گوناگون ( نوشتن ؛ لحن و  ایجاد  حادثه) در  روایت کتاب  رومان معمول  است  اما نظر به  برداشت  های تعصب الود و ذهنیت  تاریک  اندیشان  کتاب  را  سبک  جلوه  میدهد. 

در جهان پیشرفته  غرب هم در استعمال  همچو کلمات حد اعتدال رعایت  میگردد. در کشور عقب مانده  مثل افغانستان  که  عقبگرد  فرهنگی  روح جامعه را متاثر ساخته است و اذهان  عامه با زهر  پاشی ملانما ها مسموم  شده است  باید از مواردی اجتناب  کرد.

متعصبین در حالیکه خود اعمال ضد انسانی و خلاف روحیه هرگونه مذهب و فرهنگ را  در هر جامعه همه روزه انجام میدهند مگر از بیان  واقعیتها توسط روشنگران جداٌ خشونت  نشان  داده  ذهن مردم را در برابر چنین کتب تحریک  و مانع  فهمیدن  واقعیتها برای مردم  میگردند..

 هم چنان  بکار  برد  کلمات  اجنبی جای  استعمال  در ادبیات  دری  ندارد  زیرا  زبان  ادبیات  فارسی  دری  خیلی  غنی  میباشد  و برای  هرکلمه  ما  در  زبان  خود  چندین  لغت  داریم  که باید  از استعمال  کلمات  بیگانه  اجتناب  گردد .

دیگر اینکه  استعمال  خیلی  محلی  که صورت  بکار برد  آن  در  قالب  ادبیات  نمیباشد چون {گفته  ایستاد ام... خوردن  گرفتیم... رفتن  گرفتند ...وغیره } استعمال  همچو لهجه ها