دوشنبه, 11.20.2017, 05:21pm (GMT)
خانه
در باره ما
RSS
پیوند ها
نقشه سایت
تماس
جنگ افغانستان نه قومیست و نه هم اسلامی ; امریکا؛ چه گل هایی در افغانستان؛ به آب داده است؟! ; اعتراف هیلاری کلینتون به ایجاد القاعده ; نگاه شتابنده بر نگارش جناب نجیب روشن در مورد: تهران را به «مکه زبانی » تبدیل نکنید! ; اروپا: یک‌ قرن انقلاب و رفرمیسم
واژه کلیدی»       [جستجوی پیشرفته]
 
فهرست عناوين  
  اخبار
  پیام ها و گزارشها
  سیاسی
  ادبی
  تاریخی
  علمی
  زنان
  ویدیو
  نرم افزار
  مقالات از منابع دیگر
  ::| نظر سنجی
مسوولیت اخراج مهاجرین افغانستان از ایران بدوش کیست ؟
دولت ایران
دولت افغانستان
امریکا و ناتو
سازمان ملل
و یا همه
 
  ::| ثت نام در خبرنامه
اسم شما:
ایمیل شما:
 
 
 
مقالات از منابع دیگر
 
سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!
Sunday, 11.08.2009, 12:07pm (GMT)

 

 

 

سال روز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!

ا. م. شیزلی

شانزدهم  عقرب یا  آبان ماه هجری ـ خورشیدی برابربا هفتم نوامبرسال ۲۰۰۹ (طبق تقویم جدید میلادی)، ۹۲سال از پیروزی انقلاب کـبیر سوسیالیستی اکـتبر به رهبری ولادیمیر ایلیچ لنین و حزب کمونیست می گذرد. تمام دوستداران حق و عدالت و حقیقت، مبارزین راه آزادی کار و انسان از قیود استثمار و بردگی و بندگی، بشردوستان و صلحجویان، منادیان برابری و دوستی ملل و خلقها، مخالفان جنگ و سلطه طلبی و استعـمار، پیروان ایدئولوژی، افکار و اندیشه های مترقی، پویا و سیال، در سراسر جهان، این روز را گرامی داشته و با برگزاری مراسم مختلف بزرگ می دارند.

پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکـتبر و دستاوردهای معجزه آسای آن، شکست این انقلاب پس از هفتاد سال و وقوع دو جنگ جهانگیر، بیاد ماندنی ترین حوادث قرن بیستم بودند که، یاد هریک از آنها، همواره، از یک طرف حس محبت و احترام و افتخار و از سوی دیگر، نفـرت و کـینه و رقـت را در دلهای بشریت جهان برمی انگیزد.

انقلاب قانونمند اکـتبر، بمثابه بزرگـترین و برجسته ترین انقلاب رویداد ارزشمند تاریخ، انقلابی بود که بدون توسل به نیروی قهر، تنها با ایمان و اتکاء به قدرت لایزال خلق، پیروز گردید. انقلاب سوسیالیستی اکـتبر که در یک ششم کرۀ خاک روی داد و چهرۀ جهان را دگرگون ساخت، برخلاف برخی تصورهای نادرست، انقلابی مسالمت آمیز و نشانۀ اوج انساندوستی انقلابیون بود. در جریان این انقلاب، برخلاف اکثر انقلابها، فقط هشت نفـر در حوادث مختلف کشته شدند.

انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، بنا به خصلت و ماهیت خود، هرچند، احترام و اعتماد و محبت کشورها و انسانهای در بند، بردگان، کارگران و زحمتکشان، خلقها و ملل اسیر و استعمارزده جهان را نسبت به خود برانگیخت، در نقطۀ مقابل، به میزان بسیار بیشتر از آن، کـینه، خصومت، نفـرت و دشمنی برده داران و فئودالان کهنه و مدرن(سرمایه داران)، صاحبان انبارهای پول، کـنسرنهای تولید کـننده مرگ(اسلحه سازی(، راهزنان و غارتگران بین المللی، دشمنان صلح و آزادی، انسانیت و عدالـت را نصیب خود ساخت.

امروز متاسفانه، آزادگان و آزاد اندیشان جهان، سالگرد انقلاب اکـتبر را در شرایطی برگزار می کـنند که، تمامی دستاوردهای آن را ازبین برده شده است. مالکیت میلیاردرها و باندهای مافیائی جایگزین مالکیت اجتماعی گردیده است. فقر، گرسنگی، بیکاری، بی مسکنی، فساد، اعتیاد و فحشاء که در سایه انقلاب اکتبر نابود شده بود، ممالک سوسیالیستی را مجدداً درنوردیده است. شوراها، منحل و حاکمیتهای الگارشی جنایتکاران و ملوک الطوایفی دست نشانده، جای حاکمیت طبقه کارگر را گرفته است.

 

فاشیسم، بزرگترین مغلوب اتحاد شوروی و کمونیسم، در بسیاری از جمهوریهای متحده سابق شوروی، کشورهای اروپای شرقی و ایالات متحده آمریکا احیاء شده و حاکمیت را بدست گرفته است.
استعمار در سیمای کهنه و نو خود، باز گشته است. صلح، امنیت، دوستی و آرامش، جای خود را به نظامی گری، لشکرکشی، جنگ و اشغالگری داده است. بازار ملی از بین رفته و کشورهای خودکـفا را، به منبع تأمین مواد خام و بازار مصرف محصولات بیگانه تبدیل کرده اند. فرمول اقتصاد سوسیالیستی کالا ــ پول ــ کالا، حذف و جای آن را فرمول پول ــ کالا ــ پول پر کرده است. دوستی و مودت و همزیستی ملتها و خلقها، به دشمنی و عداوت و جنگ بین آنها تبدیل گردیده است...

انقلاب مسالمت آمیز اکـتبر، از همان ابتدای پیروزی، با حمله و مقاومت مسلحانۀ دشمنان خود و بشریت مواجه شد. نیروهای نظامی دولتهای ژاپن، امریکا و انگلیس، فرانسه، آلمان، ترکیه، چکوسلواکی و لهستان، از شرق وشمال شرق و شمال و غرب وجنوب غربی مستقیما وارد عملیات شدند و بخشهای وسیعی از خاک این کشور را اشغال کردند. ضد انقلاب از داخل به اقدامات نظامی متوسل شد. بدین ترتیب، دولت جوان شوروی، علاوه بر جنگ داخلی، درگیر جنگ آزادیبخش ملی نیز شد.


قـتل و کشتار انسانها و خرابی های ناشی از حملات ضد انقلاب داخلی و خارجی، حد و مرزی نمی شناخت. گارد سفیدیها، انقلابیون و یاران انقلاب را با بی رحمی غیر قابل وصفی مجازات می کردند. «جنگلهای سیبری پر از استخوان انسانهائی است که، گارد سفیدیها، آنان را به درختان جنگل بستند و زنده ــ زنده خوراک جانوران و حشرات شدند. از تمام تیرهای راه آهن سراسری سیبری، یک کمونیست و یا طرفدار انقلاب آویختند. در دستور العمل کلچاک به نیروهای خود گفته می شود: ویران کردن یک آبادی و کشتار ساکـنان آن، بهتر از آنست که، یک کمونیست در آنجا باقی بماند»(جعلیات و حقایق شوروی، ایگور لیگاچف). نیروهای اشغالگر خارجی به کشتار بی امان مردم و انقلابیون حد و حدودی قائل نبودند.


نیروهای خارجی علاوه بر کشتار گروه ــ گروه مردم، اکـثریت رهبران انقلاب، از جمله، ٢٦ کمیسر باکو را یکجا کشتند. ویرانیها، کشتارها و خشونتهای ناشی از دخالت نظامی بیگانگان و جنگ داخلی، همان نکتۀ اساسی و کلیدی است که، تاریخ نویسان و مبلغان سرمایه داری، فریب خورگان آنها، تا کنون با سکوت از کنار آن گذشته اند و سعی وافری در فراموش کردن آن کرده اند و می کـنند که این خود، عامل عمده و اصلی بسیاری از خشونتها، ناگـواریها و نارسائیها در دورۀ سازندگی در اتحاد شوروی، وطن اولین انقلاب سوسالیستی پیروزمند گردید. جنگ داخلی و دخالت نظامی نیروهای خارجی، امان مردم و دولت جوان شوروی را بریده بود. علیرغم آن، کمونیستها، نیروهای دولتی و خلقهای شوروی از پای نیافـتند و به راه پیروزمند خود ادامه دادند...

در باره دستاوردهای عظیم علمی، فنی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علوم انسانی انقلاب اکتبر بسیار نوشته و گفته اند. ما خود نیز، به سهم و توان خویش تحقیقاتی کرده و نوشته ایم. و می دانیم که، اولین ره آورد پر ارج انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، تلاشهای موفـقـیت آمیز حزب کمونیست و در راس آن لنین، برای پایان دادن به جنگ جهانی اول بود. ختم این جنگ چهار ساله، با میلیونها قربانی، پیش از همه، حاصل پیروزی انقلاب در امپراطوری روسیه بود.

این دیگر بر کسی پوشیده نیست که، حزب کمونیست به رهبری لنین، در کشوری نیمه سرمایه داری ــ نیمه فئودالی رهبری را بدست گرفت که، در جنگ جهانی اول شکست خورده و شیرازۀ امورش از هم گسیخته بود. درچنین کشوری، در شرایط هجوم و محاصرۀ ارتجاع و امپریالیسم جهانی، اولین دولت طبقه کارگر، در میان آتش و خون دخالت نظامی خارجی و جنگ داخلی که مدت ٨ سال، تا سال ١٩٢۵ ادامه داشت، ساختمان سوسیالیسم، بزرگترین آرزوی بشری را آغاز کرد،فضای کیهانی را به تصرف خویش درآورد. اولین ماهواره را در مدار زمین قرار داد. اولین سفینه و اولین مرد قضانورد (یوری گاگارین) و اولین زن فضانورد(والنتینا تروشکووا) را به فضا فرستاد. اولین حفاری نفت در دریای باز را در سال ١٩٤٩، در دریای خزر با موفقیت به پایان رساند. طی ده (١٠) سال دورۀ صنعتی کردن، از سال ١٩٢٨ تا سال ١٩٣٩، نه(٩) هزار موسسۀ تولیدی بزرگ تأسیس و راه اندازی کرد.


تا سال ١٩٢٦، با بازسازی ویرانیهای ناشی از جنگ جهانی اول، تولیدات صنعتی کشور را به سطح سال ١٩١٣ رساند و تا سال ١٩٣٩، حجم تولیدات صنعتی کشور را تا ٩برابر افزایش داد. بدین نحو، در مدت کمی بیش از دو دهه، تازه، کشوری عقب مانده و جنگ زده را به دومین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان تبدیل کرده بود که، طاعون فاشیسم میهن انقلاب سوسیالیستی را در کام خود فرو برد. دوباره ویرانی، دوباره کشتار.


دولت و مردم شوروی از جنگ کـبـیر میهنی نیز به قیمت جان ٢٧ میلیون نفر از بهترین فرزندان خود، سربلند بیرون آمد. علیرغم تحمل همۀ مصایب دخالت نظامی خارجی، جنگ داخلی و تهاجم ویرانگر فاشیسم، کشوری ساخت که، در آن حقوق همه ملتها و خلقها محترم شمرده می شد، مقام و منزلت انسانی هیچ کس تحقیر نمی گردید. مقام و موقعیت نشانۀ برتری به حساب نمی آمد. همه انسانها در بهره وری از، کار، مسکن، تحصیل و تعلیم و تربیت از شیرخوارگاه تا عالی ترین مدارج تحصیلی، طب و مراقـبتهای پزشکی، استراحت و استراحتگاههای رایگان، برابر بودند.


کالاهای مصرفی از قفقاز تا کامچاتکا، از کارپات تا تیان شان، از آسیای میانه تا قطب شمال، با قیمت ثابت و واحد که از سوی تولید کـننده و دولت، نه توزیع کـننده تنظیم می شد، به دست مصرف کـننده می رسید. امکان مسافرت هوائی برای هرکسی ممکن و سهل و ارزانتر از تاکسی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری بود.


سالانه ۵ میلیون خانوار شوروی به خانه های تازه ساز نقـل مکان می کردند و بالاتر از آن، به هر زوج جوان، پیش از عروسی، یک باب منزل با همه لوازم اولیه مورد نیاز و حتی «حلقۀ عروسی» تقدیم می گردید. همه اینها و بسیاری از نا گـفته های دیگر، همه و همه، دستاورد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکـتبر بود که، ممکن است برای یک انسان جامعه سرمایه داری، چون خواب و خیال در نظر آید. اگر، رهبری انقلاب را لنین کبیر به عهده داشت، یوسف استالین، رفیق مورد اعتماد لنین، همه دوران سازندگی در اتحاد شوروی را رهبری کرد و بدین سان، کینه و غضب امپریالیسم و رتجاع رابر انگیخت. و دلیل اصلی و اساسی اینکه، هر کس وناکسی، گاه و بیگاه، نفرت و کینه خود نسبت به عدالت اجتماعی را در قالب توهین و اتهام به استالین بروز می دهـد، همین توان رهبری وی در دو دوره سازندگی سوسیالیسم است.


اما، از میان همه دستاوردهای عظیم انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، آنچه که بیش از همه نشانۀ عظمت و ماهیت انسانی سوسالیسم است و بیشتر به یک معجزه شباهت دارد، لغو بیکاری در کشور بود. کمونیستهای اتحاد شوروی به رهبری لـنین که در سال ١٩١٧، به قدرت سیاسی دست یافتند، علیرغم، درگیر شدن در جنگ داخلی تا سال ١٩٢۵، موفق شدند تا سال ١٩٢٩ریشۀ بیکاری در کشور را بخشکانند.


این بزرگترین معجزه ای است که، در پی انقلاب اکـتبر بوقوع پیوست. آیا لغو بیکاری در عرض ١٢سال، حتی در شرایط ثبات، واقعاً یک معجزه نیست؟ اگرهمین دستاورد بزرگ انقلاب اکتبر را با فاجعۀ بیکاری در نظام سرمایه داری جهانی با همۀ قدمتش که همه ساله برتعداد ارتش بیکاران اضافه می کـند، مقایسه کـنیم و اگر این را هم بپذیریم که، بیکاری عامل و مسبب اصلی بسیاری از مفاسد اجتماعی است، آنگاه، جایگاه و منزلت والای انقلاب اکتبر و سوسیالیسم علمی بیش از پیش نمایان و عیان می گردد.

کمونیستهای امپراطوری روسیه به رهبری لـنین با اعتقاد و اتکاء به نیروی خلق، به نیروی کار و زحمت، به نیروی مردم و ملت، بدون جنگ و خونریزی، انقلاب مسالمت آمیزی را رهبری کرده و پیروزی رساندند که، حاصل آن، ساختن جامعه ای عاری از استثمار و مبتنی بر عدالت اجتماعی بود. جامعه ای ساختند که، در آن هیچ کسی دغدغۀ و نگرانی فردای خود و فرزندان خویش را نداشت، در آن جامعه، بدهکار و طلبکار بی معنی بود، قرض دادن و قرض گرفتن بیگانه بود، مقولۀ موجر و مستأجر نا آشنا بود، چانه زنی برای پائین و بالا کـردن قیمت فراموش شده بود... بلی، اینها، آن نکات پر ارزشی است که در در شکل گیری روانـشناسی اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و علیرغم همه اهمیتش، همیشه کمتر مورد توجه محـقـقـان قرار گرفته است.

صرفنظر از تمامی دستاوردهای بزرگ و کوچک انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، نباید از اشتباهات فاحش کمونیستهای اتحاد شوروی چشم پوشی کرد. بزرگترین، فاجعه بارترین و نا بخشودنی ترین اشتباه حزب پیروز انقلاب اکـتبر، عدم ارزیابی و برآورد دقیـق از توانائیهای خود و قدرت و شیوه های فعالیت ضد انقلاب داخلی و مداخلات آشکار و نهان خارجی بود.


ضد انقلابیونی که در پایان جنگ داخلی، در کسوت کمونیستهای دو آتشه، بنام حزب ودولت فاجعه می آفریدند، تا درون کرملین نفوذ کردند. اخیرا تلویریون مرکزی روسیه(RTR) با پخش اسناد تاریخی نشان میداد که، سازمان سیا و «انتلیجنت سرویس» تا درون کرملین نفوذ کرد و با کمک پزشکان، بسیاری از رهبران انقلاب را از میان برداشتند. از میان این قربانیان، از شرباکوف و ژدانوف و دیگران نیز نام برد... این اشتباه و سهـل انگاری کمونیستها باعث همه آن فجایعی شد که نباید روی می داد.

بدین ترتیب، امروز، میهن انقلاب کـبیرسوسیالیستی اکـتبر، قطعه ــ قطعه شده و به کشورهای تأمین کـننده مواد خام و انرژی امپریالیسم تبدیل شده اند، در میهن اکـتبر، دولتهای مافیائی و ملوک الطویفی را بر سر کار گمارده اند و آن جمهوریهائی که تن بدین ذلت نداده اند، کشورهای دیکتاتور زده نامیده می شوند(بلاروس و مولداوی). امروز، زادگاه انقلاب سوسیالیستی اکـتبر به فروشگاه زنان و کودکان به تجار سکس و برده، به تجمعگاه راهزنان بین المللی و ارتش بیکاران تبدیل شده است. تنها سهم جمهوری اوکرائین از تجارت زنان، تا سال ٢٠٠٠ ، ۵⁄١ میلیون نفر دختر زیر ٢۵ سال بوده است.


اگر دیروز از هر کودک شوروی می پرسیدی:

 

وقتی که بزرگ شدی چه کاره می خواهی بشوی ، جواب می دادند: «می خواهم دانشمند بشوم، می خواهم فضانورد بشوم و الی آخر...». ولی، جواب همه کودکان امروزی بعد از شوروی به این سئوال فقط یکی است: «می خواهم بیزنسمن بشوم». اگر دیروز، صحبت کردن با صدای بلند با کودکان زشت بود، امروز، در سایۀ اجرای دموکراسی و حقوق بشر امپریالیستی، در کشور پیشین شوراها، میلیونها کودک یا در بازارهای برده وسکس بفروش رفته اند و یا در کوچه و خیابانهای شهرها سرگردانند و از زباله دانی ها ارتزاق می کـنند، که سهم تنها روسیه، طبق برآوردهای آماری دولت، ۵ میلیون کودک ولگرد است. اگر دیروز پیر زنان و پیر مردان شوروی را می دیدی که در یک دست عصا و در دست دیگر، کـیسۀ پر از دانه، در سرمای زمستان، در گوشه ای به پرندگان غیر مهاجر دانه می پاشیدند، امروز، بسیاری از این پیران، خود در اثر گرسنگی جان داده اند و می دهند.

امروز، روسیۀ سرمایه داری، وارث اصلی اتحاد شوروی، بعد از ویران کردن هزاران آبادی، با پائین کشیدن و غرق کردن سفارشی ایستگاه فضائی «میر»، با برچیدن هزاران واحد بزرگ و کوچک صنعتی و تولیدی، علمی، تحقیقاتی و آموزشی، به جمع « ٧ کشور پیشرفتۀ صنعتی جهان»، "کشورهای میلیاردرهای طلائی" ((G- 8

می پیوندد. این تناقضی است با ادعای عقب ماندگی اتحاد شوروی، که باید، مبلغان سرمایه داری و فریب خوردگان آنها، جواب آن را بیابند. آیا امروز، مبلغان سرمایه داری و هواداران نوکیسۀ آنها که مدعی وجود دموکراسی و حقوق بشر در جوامع سرمایه داری و دیکتاتوری و جنایتکاری در جوامع سوسیالیستی بوده و هستند، حاضرند تنها رقم قربانیان دو جنگ امپریالیستی را با "جرایم" دولت برآمده از انقلاب سوسیالیستی اکتبر مقایسه کنند.


آیا حاضرند بگویند که:

 

 چرا دموکراسی و حقوق بشری امپریالیستی، با کار، مسکن، طب، تحصیل و دیگر خدمات رایگان برای همه، مخالف است؟ اگر مخاف نیست، پس نتیجه اش کو؟ تازه، کشتارهای جنگهای هندوچین، ویتنام، امریکای لاتین، آفریقا، یوگسلاوی، افغانستان، کشتن و زخمی کردن و تاراندن ٤٠٪ مردم عراق، ٦٠ سال کشتارمداوم مردم فلسطین و... و کودتاهای متعددی را که به راه انداختند، فدای "دموکراسی و حقوق بشرمتمدنان" باد!

امروز، کمونیستها، به همراه همه ترقیخواهان، صلحدوستان و دیگر و نیک اندیشان جهان، در شرایط بسیار بغرنج و خطرناک جهانی، به استقبال ۹۲ مین سالگرد پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر می روند. امروز، در شرایطی، این روز را گرامی می دارند که، برده داری و فئودالیم مدرن(امپریالیسم)، همه ارزشهای بشری را پایمال می کـنند، همه دستاوردها و گنجینه های تاریخی را یکی پس از دیگری از بین می برند. در چنین اوضاع جهانی، بر همه مبارزان راه آزادی انسان است که، با شناخت همه جانبه سرمایه داری و امپریالیسم، با تشدید مبارزۀ متحدانۀ خود، از بروز جنگهای جدید، از بیشتر به بند کشیده شدن انسانها و کشورها، تعمیق بیشتر بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی جلوگیری کـنند.


 

 

                                                                                                           ۱۳۸۸ عقرب یا  آبان  ماه سال

 

انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر‏: مشعلی فروزان فرا راه مبارزات کارگران و‏ زحمتکشان جهان نود و دو سال پیش،‏ در‏ ۷‏ نوامبر‏ ۱۹۱۷،‏ کارگران و زحمتکشان روسیه،‏ تحت رهبری لنین و حزب بلشویک های روسیه،‏ با حمله به کاخ زمستانی تزار،‏ اولین انقلاب پرولتری جهان را به پیروزی رساندند و نخستین دولت کارگری را در این کشور برپا ساختند‏. اکنون،‏ پس از گذشت بیش از‏ ۹۱ سال،‏ علی‌رغم فریادهای گوش‌خراش دشمنان طبقهءکارگر مبنی بر‏ « مرگ کمونیسم‏» و‏ « پایان ایدئولوژی‏» (  فریادهایی که خود از واهمهء زنده بودن کمونیسم و ایدئولوژی طبقهء کارگر ناشی می شوند ) انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر همچنان چون مشعلی بر فراز راه پر پیچ و خم و پرمخاطرهء رهایی طبقهء کارگر و دیگر زحمتکشان جهان می درخشد‏.

بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اکتبر،‏ سرمایه‌داران جهان که از این پیروزی به وحشت افتاده بودند،‏ تحت رهبری وینستون چرچیل ارتشی از‏ ۱۴ کشور سرمایه‌داری جهان تشکیل دادند تا‏ « کودک بلشویسم را در گهواره خفه» کنند‏. اما کارگران و دهقانان روسیه از انقلاب خود جانانه دفاع کردند‏. کارگران کشورهای سرمایه‌داری نیز از شرکت در این جنگ امپریالیستی علیه اولین دولت کارگری جهان خودداری نمودند و به‌حمایت از آن برخاستند‏.بدین ترتیب برنامهء چرچیل و دولت های امپریالیستی برای سرکوب انقلاب با شکست مواجه شد و کشور اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از دل انقلاب اکتبر زاده شد و موجودیت آن تثبیت گردید‏.

با این وجود،‏ اولین انقلاب پرولتری جهان برای دستیابی به پیروزی نهایی راه بسیار دشوار و پرنشیب و فرازی را در پیش داشت‏. این انقلاب در یکی از عقب‌مانده ‌ترین کشورهای سرمایه‌داری جهان اتفاق افتاده بود‏. مردم با بیسوادی،‏ فقر و نبود بهداشت دست به‌گریبان بودند‏. جامعه از نظر صنعتی بسیار عقب‌مانده بود و تولید کشاورزی روستایی پایهء اصلی اقتصاد را تشکیل می‌داد‏. بیش از‏ ۷۰ درصد جمعیت کشور در روستاها زندگی می کردند‏. فرهنگ و دیدگاه سنتی بر جامعه حاکم بود‏. تنش‌های ملی و قومی یک‌پارچگی کشور را تهدید می‌کرد‏. انقلاب اکتبر می‌بایست قبل از هرچیز این عقب‌افتادگی‌های اقتصادی و اجتماعی جامعهٔ روسیه را، که در کشورهای صنعتی اروپایی طی روند انقلاب‌های بورژوایی قرن‌های هجدهم و نوزدهم به‌طور عمده برطرف شده بودند،‏ جبران کند‏. به‌عبارت دیگر،‏ انقلاب اکتبر از نظر تاریخی وظیفهء انجام دگرگونی‌های بورژوا ـ دموکراتیک و سوسیالیستی را در آن واحد بر دوش می کشید‏. و از همه سرنوشت‌سازتر،‏ انقلاب می‌بایست این وظایف را در شرایط محاصرهء کامل اقتصادی و تهدیدهای نظامی دولت های امپریالیستی انجام دهد‏. تنها راه،‏ تکیه بر نیروها و امکانات داخلی بود،‏ و این نیز به‌ناچار فداکاری‌ها و قربانی‌های سنگینی را می‌طلبید‏.

از سوی دیگر،‏ اولین انقلاب سوسیالیستی جهان،‏ گام در راهی می نهاد که هیچ کس قبلاً‏ آن را طی نکرده

بود‏.  حتی از نظر علمی نیز هیچ راهنما یا الگوی روشنی در مورد چند و چون روند ساختمان سوسیالیسم،‏ آن هم در شرایطی چنان بغرنج،‏ وجود نداشت‏. رهبری انقلاب می‌بایست عمدتاً‏ با تکیه بر تئوری‌های عام مارکسیسم درمورد سوسیالیسم و کمونیسم،‏ و به‌ناچار از طریق آزمون و خطا،‏ این مسیر بغرنج و دشوار را طی کند‏. نقش برجسته و تاریخی لنین در انقلاب اکتبر،‏ دقیقاً‏ از همین توانایی بی‌نظیر او در تلفیق تئوری‌های عام مارکسیسم با شرایط عینی و مشخص فراروی انقلاب،‏ تشخیص داهیانهء ضرورت‌های هر لحظه و تنظیم سیاست‌ها بر اساس آن،‏ و استنتاج قوانین عام علمی از تجربیات عینی انقلاب اکتبر و مبارزات کارگران در سطح جهان،‏ سرچشمه می‌گرفت‏. هم این آموزش‌های علمی ناشی از انقلاب اکتبر است که امروز در قالب مارکسیسم ـ لنینیسم،‏ همچون مشعلی فروزان،‏ به راهنمای علمی و عملی مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر جهان بدل شده است‏.من

اما انقلاب اکتبر،‏ علی رغم همهٔ دشواری‌های عینی و ذهنی،‏ داخلی و خارجی،‏ به پیروزی‌هایی چشمگیر دست یافت که هیچ عقب‌گرد تاریخی نمی تواند اثرات پایدار آن را از جامعه بشری بزداید‏. اولین انقلاب پرولتری جهان،‏ در قالب دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی،‏ فقر و بیسوادی را از جامعه ریشه‌کن کرد‏؛ بهداشت ، آموزش رایگان را برای همهٔ کارگران و زحمتکشان تأمین نمود‏؛ تنش‌های ملی را که بیش از هرچیز از استثمار اقتصادی خلق‌ها ناشی می‌شد،‏ به حداقل رساند‏؛ زنان را از قیدوبندهای جامعهء سنتی رهانید و در صف مقدم روندهای اجتماعی قرار داد‏؛ جامعهء روسیه را از یک جامعهء عقب‌افتادهء روستایی،‏ به یک جامعهء پیشرفتهء صنعتی و دومین قدرت اقتصادی در سطح جهان بدل کرد و کشور شوراها را در صف مقدم دستاوردهای علمی و فنی جهان قرار داد‏.

این انقلاب،‏ با دادن بیش از بیست و پنج میلیون قربانی،‏ و خرابی‌های عظیم اقتصادی،‏ بشریت را از شرّ‏ کابوس فاشیسم،‏ که می‌رفت بر تمامی جهان سلطه یابد،‏ خلاص کرد‏. به انقلاب‌های رهایی‌بخش همهٔ خلق‌های جهان و انقلاب‌های کارگری در بسیاری کشورها یاری صمیمانه رساند‏. نظام استعماری کهن را در سطح جهان درهم شکست‏ و نقشی عظیم در ایجاد یک جبههٔ جهانی علیه استثمار و استعمار و امپریالیسم ایفا نمود‏.

از آن مهمتر،‏ انقلاب اکتبر‏ جامعهء بشری را از نظر ارزش‌های انسانی به مرحله‌ای بس عالی‌تر ارتقاء داد‏. آنچه زمانی تنها ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اکتبر را تشکیل می‌داد،‏ امروز به ارزش‌ها و آرمان‌های کل جامعهء بشری بدل شده است‏. رفع استثمار طبقاتی،‏ رفع ستم ملی،‏ رفع ستم جنسی،‏ آموزش و بهداشت و مسکن رایگان برای همه،‏ احترام به حق حاکمیت ملی خلق‌ها،‏ و فهرستی طولانی از ارزش‌هایی که امروز مجموعهء جامعهء بشری از آن‌ها به‌عنوان حقوق اولیهء همهء انسان‌ها در سطح جهان یاد می‌کند و کارگران و زحمتکشان جهان در راه دستیابی به آن‌ها علیه سرمایه‌داری و امپریالیسم مبارزه می‌کنند،‏ همگی آرمان‌های اولیهء انقلاب اکتبر را تشکیل می‌دادندد‏. ‏

به‌رغم فروپاشی اتحاد شوروی و اردوگاه سوسیالیسم و عقب‌گردهای مقطعی ناشی از آن در سطح جهان،‏ روند تاریخی گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم،‏ که با پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر در جامعهء بشری آغاز شد و تا چهارگوشهٔ جهان قرن بیستم گسترش یافت،‏ قابل بازگشت نیست‏. نظام سرمایه‌داری در عمل به همهء مردم،‏ به‌ویژه به کارگران و زحمتکشان جهان ثابت کرده است که توانایی پاسخگویی به نیازهای کنونی جامعه بشری را ندارد و ناچار باید جای خود را به سوسیالیسم بسپارد‏.

کسانی که از عقب‌گرد مقطعی سوسیالیسم،‏ ابدی بودن نظام استثماری سرمایه داری را نتیجه می‌گیرند،‏ و از آن بدتر،‏ کسانی که فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم را مبنای نفی جهان‌بینی علمی مارکسیسم ـ لنینیسم،‏ نفی مبارزهٔ طبقاتی و نفی انقلاب اکتبر قرار می‌دهند،‏ بیش از هرچیز از جایگاه ضعف و یأس ناشی از شکست سخن می‌گویند‏. آن‌ها این واقعیت عینی را فراموش می کنند که هر خواست انسانی،‏ اجتماعی،‏ سیاسی و اقتصادی که امروز از سوی میلیاردها انسان زیر ستم در سطح جهان مطرح می‌شود،‏ خواستی مبتنی بر آرمان‌های انقلاب اکتبر است و تنها از طریق نفی روابط استثمارگرایانه و سلطه‌جویانهء سرمایه‌داری و امپریالیسم در سطح جهان قابل دستیابی است‏.

عقبگرد تاریخی کنونی نه تنها دستاوردها و آموزش‌های انقلاب اکتبر را نفی نکرده است،‏ بلکه بار دیگر بر درستی آن‌ها مهر تأیید گذاشته است‏. این عقبگرد تاریخی نه ناشی از نادرستی اصول و آموزش‌های مارکسیسم ـ لنینیسم و جهان‌بینی طبقهء کارگر،‏ بلکه معلول تخطی از این اصول و آموزش‌ها بوده است‏. و درست به همین دلیل،‏ راه برون‌رفت از بحران کنونی را باید،‏ نه در نفی آموزش‌های انقلاب اکتبر،‏ نه در نفی مارکسیسم ـ لنینیسم،‏ بلکه در رجوع دوباره به این اصول و آموزش‌ها،‏ سنجش خطاهای انجام شده در سایهء آن‌ها،‏ و تصحیح انحرافات گذشته از این اصول و آموزش‌ها،‏ جستجو کرد‏. هر راهی جز این،‏ تنها به منجلاب انفعال و تسلیم طبقاتی منتهی خواهد شد‏.

انقلاب اکتبر،‏ به‌رغم دشوارترین و‏ غیرممکن‌ترین شرایط تاریخی به پیروزی دست یافت‏. باید رمز این پیروزی‏ وهمچنین علل واقعی عقبگرد تاریخی کنونی‏ را عمیقاً‏ درک کرد و آموزش‌های ناشی از آن را بار دیگر به‌عنوان سلاحی برای پیروزی نهایی زحمتکشان جهان به‌کار برد‏.

domaa.info

 

مسوولیت مطالب نشر شده در سپیده دم به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عناوین مرتبط:
» مارکسیسم - لنینیسم یا تروتسکیسم
» بخش چهارم :سرمایه‌ داری و ستم بر زنان
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان بررسی دوباره‌ی مارکس بخش سوم
» گفت و گو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
» سرمایه‌ داری و ستم بر زنان2
» سرمایه‌داری و ستم بر زنان 3 بررسی دوباره‌ی مارکس
» اول ماه می، روز همبستگی بین المـللی كارگران
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ [6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ[6]
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ 5
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -4
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -3
» 4-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» 3-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -2
» 2-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ
» ﻧﻘﺪﯼ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺑﺮﭘﺴﺎ ﻣﺎﺭﻛﺴﯿﺴﻢ -1
» 1-ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﯿﯽ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺘﯽ
» مسئله ﯼ اساسی فلسفه ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ
» ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﮔﺬﺍﺭ: ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ
» پرولتاریا ومبارزه طبقاتی درجامعه مدرن
» سخنرﺍﻧﯽ ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﻮﺭ ﻣﺎﺭﻛﺲ
» ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﻣﻠﯽ ﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﯿﻚ ﺗﺤﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
» از کارل مارکس تا کارل پوپر؟!
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــماصل عنصرهای همانند اجتماعی
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (2) ذهنیت و انقلاب
» مسئــله ی انسان پــس از مارکــس؛ بخــش هفتــم (1) بدیل نادرست انسان و هدف
» مسئله ی انســان پــس از مــارکـس، بـخش ششـــم (۴) تضاد و پیشایندی
» مسئله انسان پس از مارکس، بخش ششـــم (3) کلیت اجتماعی : پیکر ساختار ها
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه و انقلاب
» مسئله انسان پس از مارکس (6) خودآگاه پرولتاریا(1)
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان شئی وارگی
» مسئله انسان پس از مارکس (5) از خود بیگانگی به عنوان وارونگی فرجام شناسی حیاتی
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(4) فتیشیسم کالا
» مسئله انسان پس از مارکس (۴)(3) ”گسست شناخت شناسانه”
» مسئله انسان پس از مارکس (۴) (2)ساختار هومانیسم به عقیده آلتوسر
» مسئله انسان پس از مارکس (3) گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی»(6)
» مسئله انسان پس از مارکس، قسمت سوم گوهر انسان «مجموع رابطه های اجتماعی» (5)
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (4)از هم پاشیدگی مفهوم انسان
» مسئله انسان پس از مارکس (۲) (2)جای کار در تعریف انسان
» مسئله انسان پس از مارکس از فلورانس ولف (4)
» مسئله انسان پس از مارکس
» (2) از فـــلـــورانــس ولــــف مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس
» مسئــله یی انسان پــس از مـــارکـــس از فـــلـــورانــس ولــــف
» مارکس و آزادی (11)
» مارکس و آزادی(10)
» مارکس و آزادی (9)
» تاریخچه ی مختصرجنبش کارگری جهان (2)
» مارکس و آزادی (8)
» مارکس و آزادی (7)
» تاریخچه مختصرجنبش کارگری جهان (1)
» بازی شیطاني ضد انقلاب افغانستان انقلاب ایران را بلعید! (26)
» مارکس و آزادی (6)
» مارکس و آزادی (5)
» پایه ‌گذاری دموکراسی، در مسیر حرکت به سوی سوسیالیسم
» مارکس و آزادی (4)
» مارکس و آزادی (3)
» مارکس و آزادی (۲)
» مانیفست ضدسرمایه ­داری )بخش چهارم و آخرین(
» بحران مالی یا اقتصادی؟
» مارکس و آزادی 1
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم ” بخش چهارم وآخرین قسمت
» سرمایه داری ، هم چنان به زانو افتاده است
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” حمله به قوانین بین المللی (XII)
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (XI) یک نقش جدید برای ناتو
» رهیدن از این دام
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” از سیاست مستعمراتی جدید تا مستعمرات جدید؟ (X)
» (IX)”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم”
» ”جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” (VIII) آیا سوسیالیسم ناموفق بوده است؟
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (VII)
» اعضا از پیشنهادهای ضد چینی امریکا حمایت نکردند
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم(VI)جهان به سه قسمت تقسیم میشود
» کارل مارکس و بحران سرمایه‌ داری
» آزادی های فردی در نگاه و آثار مارکس
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (V) تلاشی سوسیالیسم
» نشست گروه ۲۰ در كوریای جنوبی ، واعتراضات شدید فعالان اجتماعی وگروه های سیاسی ضد جهانی سازی سرمایه
» جهانی شدن سرمایه ی امپریالیسم (IV) بخش دوم تاریخ امپریالیسم
» گرامی باد سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر
» درسهای اقتصادی شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل) (III)
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم 2
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری و مبارزه بر سر معنا
» شکل دوگانه ­ی کار در جامعه سرمایه­داری
» جهانی شدن سرمایه امپریالیسم
» شایعهء گردش حزب كارگر انگليس به چپ
» تاریخ نگار بحران های جهانی سرمایه داری
» اقتصاد سیاسی
» مالی سازی: علت بحران؟
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش های 4 و 5
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد بخش 3
» آیا بازار آزاد همواره کارایی را افزایش می دهد؟ / علی دینی /
» فرضیه‌های اقتصاد نولیبرالی در بوتۀ نقد
» مارکسيسم و رفرميسم
» در تورنتو کانادا چه گذشت؟
» مستحکم باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
» بیست سال پس از سقوط دیوار برلین ”سوسیالیسم مساله کلیدی بشریت“
» قرن بیست و یکم سده سوسیالیسم
» وضيعت دنيای امروز وتلاش معماران نظم نوين جهانی(!) دربرونرفت ازدشواری ها
» چرا سوسیالیزم ؟
» بحران سرمایه داری با تزریق پول بیش تر به بازار حل نمی شود!
» بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری
» یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم
» پديدۀ بحران مالی فعلی دردنيای سرمايه داری و تأ ثيرات سوء آن بر اقتصاد جهانی
» فقر، روزانه جان 30 هزار کودک را می گیرد
» سوسیالیسم نه گذشتة بشر، بلکة چشم انداز آیندة آن است


عناوین دیگر:
فیدل کاسترو، درباره کودتا در هندوراس (07.06.2009)
اگر اوباما در فکر فشار بر اسرائیل باشد، از حاکمیت کنار می رود. (05.31.2009)
سالگرد پيروزی بر فاشيسم و پايان جنگ جهانی دوم (05.10.2009)
پیروزی جبهه ی آزادیبخش ملی فارابوندو مارتی در ال سالوادور (05.03.2009)
اظهارات تکان دهنده ریس سازمان اطلاعاتی امریکا (03.15.2009)
بحران اقتصادی در روسیه زیر ابر سکوت رسانه ها (03.07.2009)
یک مقایسه ساده میان روسیه امروز و اتحاد شوروی دیروز بهروزبکتاشی (03.01.2009)
بحران موادغذایی وسیمای واقعی نظام سرمایه داری (03.01.2009)
رازگشایی از افکار رئیس جمهور جدید امریکا (02.08.2009)
ارزیابی فیدل کاسترو از باراک اوباما - رییس جمهور جدید توانایی حل تضادهای سرمایه‌داری را ندارد. (02.08.2009)