آفرينت گلبدين خان، خوب خدمت می کنی !

هدايت حبيب

آفرينت گلبدين خان، خوب خدمت می کنی  !

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان که طی دهه ی شصت، هفتاد و هشتاد، ميلادی، مطابق دستور استخبارات غرب و "آی. اس. آی" پاکستان، برضد نيروهای ترقيخواه، تحول طلب و آزاديدوست افغانستان، دست به هرگونه توطئه، ترور و وحشتگری زد و در دهه ی نود ترسايی تمام نيرويش در جنگ های خانمانسوز، با تنظيمهای جهادی رقيبش صرف گرديد و سرانجام با ختم وظيفه اش، جای وی به طالبان دست پرورده اش تفويض و حزبش به چندين پارچه تقسيم گرديد؛ وليک وی با استفاده از آخرين باند گروپ هايش در چهارده سال گذشته نيز بخاطر شرکت در قدرت و تقسيم عادلانه منفعت(!) با ساير جهادی های طامع، علیه دولت افغانستان نيز در برخی نقاط کشور جنگ و گريز را ادامه داد؛ دراظهارات تازه ای به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است پس از آن که نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند، او به کابل خواهد رفت.

او گفته است: "من در کشورم بودم، هستم و خواهم بود و زمانی که خارجی ها بروند، به یاری خدا مرا در کابل خواهید دید".

حکمتیار، در زمان حاکمیت طالبان بر افغانستان در تهران بسر می برد، پس از سقوط حکومت طالبان ناگزیر به ترک ایران شد و از آن زمان تاکنون محل اقامت او مشخص نیست.

در سال های گذشته حدس و گمان هایی در مورد حضور حکمتیار در خاک پاکستان مطرح شده اما نزدیکانش می گویند که او در افغانستان است.

گلبدین حکمتیار همچنین برای ‘برقراری صلح واقعی و منصفانه در افغانستان، خروج تمام نیروهای خارجی و برگزاری انتخابات در سال ۲۰۱۶′ را به عنوان پیش شرط های خود برای دست برداشتن از جنگ بیان کرده است.

او در گذشته نیز این خواسته ها را تکرار کرده بود. در حال حاضر نزدیک به ۱۳ هزار نیروی خارجی در چارچوب ‘ماموریت حمایت قاطع’ در افغانستان بسر می برند و باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا گفته است که دستکم ۵ هزار نظامی این کشور پس از سال ۲۰۱۶ نیز در افغانستان باقی خواهند ماند.

اوایل سال جاری میلادی گزارش هایی از سفر هیاتی به نمایندگی از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار به کابل منتشر شد.

خبرگزاری آسوشیتد پرس به نقل از یکی از نزدیکان حکمتیار و یکی از مقام های مطرح در افغانستان که هر دو نفر نخواسته بودند نامی از آنها برده شود، نوشته بود که این هیات با محمد اشرف غنی، رییس جمهوری و شماری از رهبران سیاسی افغانستان دیدار کرده است.

در آن زمان دفتر ریاست جمهوری افغانستان دیدار آقای غنی با چنین هیاتی را تایید نکرد.

خبرگزاری آسوشیتد پرس اضافه کرد: گلبدین حکمتیار یکی از رهبران اصلی مجاهدین در جنگ علیه نیروهای شوروی سابق بود اما بسیاری در افغانستان نیروهای تحت امر او را مسئول کشتن شمار زیادی از شهروندان افغانستان در جریان جنگ های داخلی این کشور در اوایل دهه نود میلادی می دانند.

آقای حکمتيار ششماه قبل بازی جديد خونباری را در کشور جنگ زده و مجروح مان که سخت محتاج به صلح، آرامش و باز سازی است؛ راه اندازی نمود.

نگارنده ی اين سطور، مطالبی چند از کار روايی های ماندگار(!) وی را خدمت خوانندگان عزيز، تقديم نمودم که خوشبختانه مورد تاييد همه دوستان، قرار گرفت.

اکنون در موقع باز نمودن بازی جديد آقای حکمتيار، بجا خواهد بود تا نگارش ششماه قبل نگارنده  بمنظور باز خوانی و داوری مجدد خوانندگان گران ارج قرارگيرد:

در بازی جدید، آقای حکمتیار، باز گليم چی کسی را جمع می کند؟

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی(!) افغانستان، در سال ۲۰۱۳ با يورش ديوانه وار و تعرض ددمنشانه عليه قوم زحمتکش هزاره، به بهانه ی حمايت از کوچی ها درسايت خبری "بی بی سی"، تغيير جهت دادنش را از داعيه ی اسلام سياسی به شئونيزم قبيله سالاری به نمايش گذاشت. سپس در سال ۲۰۱۴ به بی بی سی گفته بود که از هوادارانش خواسته تا در انتخابات افغانستان شرکت کنند؛ اما مدت کوتاهی پس از آن اعلام کرد که تا زمانی که نیروهای خارجی در افغانستان حضور دارند، هیچ انتخاباتی آزاد نخواهد بود. هفته ی قبل وی اعضای حزبش را به حمايت از داعش در مقابله با طالبان، فراخواند.

بی گمان نزد خوانندگان راسانه های جمعی پرسشهای پيش می آيد، که اين رهبر يک تنظيم مطرح به اصطلاح جهادی که سال هاست بجز پيشه ی جنگ افروزی، کار ديگری ندارد، چرا و چگونه هر زمان از يک سمت در جهت ديگری تغيير موضع می دهد؟ آيا می تواند دراين بازی های سياسی جای سازمان افغان ملت و طالبان را احراز کند؟

برای پاسخ به اين پرسشها نياز است تا روی زندگی پرماجرای اين سينه چاک مدافع اسلام سياسی و حامی دلسوز(!) قوم برادر پشتون، بويژه کوچی ها مروری کوتاه نماييم:

گلبدين حکمتيار در سال ۱۳۲۶ خورشيدی در شهرستان امام صاحب ولايت کندز چشم به جهان گشود. وی درختم آموزش دوره ی ابتدايی شامل ليسه حربی گرديد؛ سپس نسبت عواملی که عفت قلم اجازه ی نشر آن را نمی دهد و برای همگان روشن است از آن ليسه اخراج گرديد و در ليسه شيرخان کندز شامل گرديد و با اسدالله امين برادرزاده ی حفيظ الله امين هم کلاس گرديده، برخلاف اظهارات دوران جهادش، دوست صميمی و رفيق شفيق همديگر بودند، که قتل علی احمد خرم وزير پلان حکومت سردار محمد داوود، بوسيله مرجان رفيق سومی آنان، گواه محکم اين رفاقت هاست!

(توضيحات بيشتر: مراجعه گردد به رخداد های خونبار دو سدۀ اخير در سايت وزین سپيده دم)

حکمتيار در سال ۱۳۴۸ در دانشکده انجنيری دانشگاه کابل شامل گرديد؛ اما يک سال بعد به علت دست يازیدن به اعمال ماجراجويانه و ضد دسپلين دانشگاهی و سپس توصل به ارتکاب قتل سيدال دانشجوی دانشگاه کابل از دانشگاه اخراج و محکوم به زندان گرديد.

وی در سال ۱۳۵۲ ازجانب مولانا شفيق، ترويج دهنده ی اسلام سياسی و حامی  سازمان "جوانان مسلمان" (اخوان المسلمين) از زندان رها گرديد؛ وليک با پيروزی کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ و مخالفت اين سازمان با رژيم محمد داوود، از جمع ۱۱ تن فعالان اخوان المسلمين، ۱۰ تن آنان (عبدالرحيم نيازی، انجنير حبيب الرحمان، معلم گل محمد، معلم غلام حبيب، عبدالقادر توانا، سيد عبدالرحمان، داکتر محمد عمر، مولوی حبيب الرحمان وخواجه محفوظ) بازداشت و درجريان محاکمه به مجازات مرگ محکوم می شوند؛ وليک تنها آقای حکمتيار فرد شماره چهارم آنان، درحالی سابقه ی جرمی قتل سيدال را هم دارا بود؛ بگونه ی معجزه آسا(!) از پيگرد پوليس و دستگيری نجات يافته، راهی پاکستان و غنودن در بستر "آی. اس. آی" می گردد.

«رهبران فراری نهضت اسلامی! در پاکستان مورد پذیرایی جماعت اسلامی آن کشور برهبری مودودی ودولت پاکستان قرارگرفتند. آنها نیروی خدا دادی برای اسلام آباد محسوب می شدند تا علیه سردار محمد داوود مورد استفاده قرار بگیرند. داوود خان برسرخط دیورند سیاست شدید وجدی را دربرابر پاکستان درپیش گرفته بود. حکومت پاکستان به صدارت ذوالفقارعلی بوتو درسال ۱۳۵۴ (۱۹۷۵) مهاجرین نهضت اسلامی را مسلح ساخت تا برای براندازی حکومت محمد داوود دست به اقدام نظامی بزنند. درحالیکه اقدام نظامی دربرابر حکومت داوود خان مورد تائید واتفاق تمام رهبران و اعضای مهاجر نهضت اسلامی نبود، گلبدین حکمتیار از طرفداران جدی شورش نظامی محسوب می شد که بیش ازهمه به مؤفقیت اقدام نظامی اطمینان داشت. او مسئولیت تنظیم افسران ارتش را درنهضت اسلامی که قبلاً بدوش انجنیر حبیب الرحمن بود، به عهده داشت. سرانجام اولین شورش مسلحانه نهضت اسلامی درتابستان ۱۳۵۴ که درلغمان و پنجشیر براه افتید به ناکامی انجامید. تعداد زیادی ازشرکت کنندگان شورش پنجشیر که عمدتاً دانشجویان دانشگاه کابل بودند به قتل رسیدند. هم چنان این شورش نافرجام ده ها نفر اعضای نهضت اسلامی را درمرکز و ولایات به زندانهای دولت کشاند وموجب تشدید اختلاف رهبران و اعضای مهاجرآن درپاکستان گردید. دو حزب جداگانه ی رقیب و مخالف برهبری برهان الدین ربانی وگلبدین حکمتیار شکل گرفت. (مقاله محمد اکرام انديشمند؛ منتشره نهضت اسلامی افغانستان).

آقای حکمتيار در پاکستان، به باور بخش بزرگی از آگاهان سياسی افتخار عضويت در سازمانهای استخباراتی امريکا و پاکستان (سی . آی . ای و آی . اس . آی) را حاصل نموده، بنابران، بخاطر انجام وظيفه مقدس(!) تفويض شده ويا هم رسيدن به قدرت، راه تأمين اتحاد با ماجراجوی بزرگ ديگری (حفيظ الله امين از طريق برادر زاده اش اسدالله امين) را درپيش گرفت؛ وليک با مقاومت شهادت طلبانه زنده ياد خرم وزير پلان حکومت داوود، اين برنامه هم به شکست مواجه  گرديد.

واما، همين که حکومت سردار محمد داوود بنابر پا نهادن بالای تمامی هدفهای ترقيخواهانه (خطاب به مردم افغانستان)، آخرين نفسهای زندگی را می کشيد؛ آقای حکمتيار باری با استفاده از کارت و امکانهای دست داشته قومی و رفاقتهای پيشين، در اتحاد مثلث (عبدالقدير نورستانی ـ غلام حيدر رسولی و حفيظ الله امين) بحيث ضلع چهارم شرکت جست؛ اما نمی دانست که امين، آن دست پرورده جسور سازمان "سيا" که موفق به انشعاب ح. د. خ. ا و رويارويی ده ساله نهضت چپ و عدالتخواه افغانستان گرديد؛ هيچ گاهی مجال رسيدن به قدرت را به رقبای ماجراجويش نمی دهد. (مراجعه گردد به رخداد های خونباردو سده ی اخير، منتشرۀ سايت سپيده دم).

حکمتيار بار سوم با رهسپار نمودن دو شريک (قديد نورستانی و حيدر رسولی) به جانب پلگون پلچرخی، رابطه قومی و هم کلاسی را کما فی السابق با حفيظ الله امين و اسد الله امين حفظ و امين را در زمينه تطبيق برنامه ی کلان سازمان "سيا" (انجام کودتای اول عليه پرچمداران ح. د. خ. ا ـ کودتای دوم عليه جناح خلق و ترور نورمحمد تره کی و قتل عام حدود سه هزار  فعالان پرچم و يک صد تن خلقی ها ـ هزاران روشنفکر ودهها هزار متحدين حاکميت ح. د. خ. ا و سرانجام کشاندن پای نظاميان کشور شوراها بخاطر جلوگيری از قتل عام دو ثلث شهروند افغانستان) مطابق امر و هدايت سازمان "آی . اس. آی" تا آخرين نفسهای امين وخزيدن وی در زير بار جنايتهايش، کمک لازم نمود.

حکمتيار در دهه هشتاد ميلادی وظايف اشتعال جنگ و غارتگری را در افغانستان مطابق دستور باداران ذکر شده اش، به بهانه ورود ارتش اتحاد شوروی به افغانستان، آغاز کرد و به اصطلاح جهاد! (فی سبيل الدالر و الدرهم) راعليه دولت جمهوری دموکراتيک افغانستان، اعلان نمود و بدين وسيله ۷۰ در صد کمک های ايالات متحده امريکا و سايرکشورهای غربی ـ عربی بشمول کشور اسرائيل را دريافت می کرد.

وی در قتل روشنفکران چپ و راست و خبرنگاران آزاد انديش درافغانستان ـ پاکستان و ساير کشور ها نسبت به ساير تنظيم های ساخت پاکستان و ايران دست بالا داشت؛ از جمله می توان از ترور سيد بهاء الدين مجروح ـ عزيز الرحمان الفت ـ جنرال عبدالحکيم کتوازی ـ ميرويس جليل خبرنگار "بی بی سی" بگونه نمونه نام برد.

حکمتيار نظر به موقعيت ويژه اش در سازمان "سيا" نسبت به ساير تنظيم ها، خود را از ديگران به مراتب برتر و بالاتر می شمرد و در قتل و ترور مخالفين و مردم بی گناه دست ديگران را از پشت بسته بود. از اين رو غرب و پاکستان بالای وی بيشتر حساب می کردند. وی در مدت جنگ‌ های داخلی از طرف عربستان سعودی، پاکستان  و ایالات متحده کمک بيشتر می‌شد. مبلغ این کمک‌ها به ۳،۳ میلیارد دالر می ‌رسید.

برمبنای همين اعتبار و امکانات بود که وی مطابق به هدايت سازمان "سيا" و "آی. اس. آی" پيوسته در تلاش آن بود تا نخست در درون احزاب و دولت ها نفوذ کند و سپس از درون آنان را منفجر و شخصيتهای آنها را ترور نمايد.

بنابرآن حکمتيار درگام اول در صدد تأمين ارتباط با اعضای ضعيف النفس ح. د. خ. ا گرديد. وليک ايشان در دوران زمامداری زنده ياد ببرک کارمل موفق به اين آرزوی پليدش نشد؛ اما بعد از پيروزی کودتای ۱۴ ثور ۱۳۶۵ و غصب قدرت توسط دکتر نجيب الله جاده بر رويش باز گرديد.

وی نخست دست دوستی را با شهنواز تنی، دوست ليسه حربی اش دراز نمود و به همين اعتماد  در سال ۱۳۶۷ به عزم رسيدن به کابل جنگ را با شرکت ارتش پاکستان در شهر جلال‌آباد علیه رژیم دکتر نجیب الله آغاز کرد که درنتيجه رشادت جنرال های وطنپرست؛ افسران رسالتمند و سربازان ميهن دوست که "سردادند ولی سنگرندادند" اين يورش پاکستانی ها و مزدوران " آی. اس. آی"  به شکست مفتضحانه انجامید.

سپس آقای حکمتيار در سال ۱۳۶۹ شهنواز تنی را به انجام کودتای نظامی تشويق و حمايت خودش و دولت پاکستان را از اين عمل ابراز داشت؛ ولیک همين که کودتا نا کام گردید، تنی نيز با شماری از جنرالان نزد رفيق شفيقش  بجانب "آی . اس. آی" و جنرال های جنايت پيشه ی پاکستان، يعنی دشمنان تاريخی مردم افغانستان شتافتند.

اما حکمتيار از اين رنگ باختن هم درس عبرت نگرفته راه رسيدن به دربار دکتر نجيب الله را بوسيله ی جنرال محمد اسلم وطنجارـ جنرال محمد رفيع و منوکی منگل و جنرال راز محمد پاکتين ... درپيش گرفت؛ وليک اين بار هم  از قضای روزگ

مقالات مرتبط

...

پس از آن که امريکايی ها با امضای توافق نامه ی قطر با طالبان بوسيله زلمی خليلزاد برنامه ی کشيدن سرباز... ادامه

...

     دست نوشته ای از زنده یاد وحید مژده؛ منتشره مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۴ وجود دارد که هر انسان را به شاک و حتی... ادامه

...

طوری که در بخش قبلی تذکر رفت، شورای رهبری تنظيم های هفت گانه مقيم پيشاورپاکستان در منزل نوازشريف نخس... ادامه

...

قرارگزارش رسانه های گروهی، روز 25 دسمبر 2020  گلبدين حکمتيار! با جمعی از ياران دوران جهاد ی! که بدست... ادامه

...

رئیس جمهور ترومپ بعد از اینکه در هشت مرحله مزاکرات با طالبان در دوحه و تقریبن در آستانه نهائی شدن تو... ادامه

...

گلبدین حکمتیار، به نمایندگی از "مجمع بزرگ وحدت ملی" به حکومت هشدار داد که اگر پیشنهاد این احزاب برای... ادامه

...

قای گلبدين حکمتیار که مردم کابل به اولقب راکتیار را داده اند، دراین روزها در ولسوالی خاک جبار ولايت... ادامه

...

  روز۲۸/ ۲/ ۲۰۱۸ را به یاد می آوریم که آقای گلبدین حکمتیار با خبرنگار خبرگزاری تلویزیون طلوع مصاحبه... ادامه

...

گلبدین حکمتیار این امیر خود خواه و خود خوانده حزب اسلامی در شیادی دست همه را به پشت بسته است. ادامه

...

گلب الدین حکمتیار این امیر بی رحم حزب اسلامی و یکی از چهره های جنگ افروزی که سال های متمادی در تنور ادامه

...

سیمای شهر، قیافه جاده ها و نمای جوانب پارک ها، کوچه ها و پس کوچه ها، و بویژه سیماها ، ژست ها و حرکات... ادامه

...

امیر حزب اسلامی افغانستان جناب گلبدین حکمتیارکه چندی قبل بعد از سالها غیبت وغارنشینی بعد بعث بعد الم... ادامه