کابل در آزنای تاریخ

 نوشته کریم پوپل 

  

کابل  در آزنای تاریخ                   

                       اشغال و تاراج  کابل از زمان تاسیس الی امروز      


مقدمه : نامهای کابل

در طول تاریخ  افغانستان ! دارای نامهای آریانا ، خراسان و افغانستان  بوده‌است. شهرهای چون  بلخ هرات قندهار غور غزنی تخار برای مدتی پایتخت بوده‌است. ولی زیاده ترین شهری که  پایتخت افغانستان بوده کابل زیبا است.  کابل یکی ﺍﺯ قدیمی‌ترین شهرهاﯼ ﺩنیاست. ﺩﺭ کتاﺏ مقدﺱ ﻭیدﺍ به ناﻡ کبه ﻭ ﺩﺭ پاﺭچه‌هاﯼ ﺍﻭستا ﺍﺯ ﺁﻥ به ناﻡ کوب‌ها یاﺩ می‌شوﺩ.  مطابق به نگارش  تاریخ‌نویسان، نام سانسکریتی کابل(کمبوجه) می‌باشد. این نام در نوشته‌هایی باستانی در کوفس و کوفن ذکر شده‌است. نویسندگاﻥ کلاسیک یونانی ﺁﻥ ﺭﺍ کوفن یا کوفس ﻭ کوﻭﺍ ثبت کرﺩﻩ ﻭ هم‌چناﻥ مرﺩﻡ فاﺭﺱ ﻭ ﺍﺭستو ﺍین شهر ﺭﺍ خوسپس خوﺍندﻩ‌ﺍند.  قدامت تاریخی کابل در حدود ۵۰۰۰سال  می‌باشد.  امکان ان می‌رود که درسالهای ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ قبل المیلاد به یک شهر تبدیل گردیده باشد.  پس اشغال هر قوم یا پادشاه نام آن نیز تغیر یافته‌است. زمانیکه در مورد کابل  مطالعه زیاد صورت گیرد نام کابل از دریای کابل و کوهای کابل گرفته شده‌است. دلیل عمده آن اینست که کابل  منشع سه دریا یعنی دریای گلبهار، پغمان ولهوگر است. درفاصله‌های اندک این دریا با دریای خروشان وبربار پنجشیر، علی شنگ علینگار و سرخرود ودریا چه‌های دیگر یکجا شده  به رود سند  (اندس)  می‌ریزد  از آن ببعد الی لاهور بنام رود کابل یاد می‌شود. برای سرزمین‌های هند رزق وروزی تولید می‌نمود.. امکان داردنامهای کابور کافور کوفه کاپول کابول کووا کمبوجه دریکی یکی از زبانها منشع یا دریا را می‌گفتند.  کوهای پر از ارغوان  وبرف  کابل ارتفاعات ناهموار، دریا ی خروشان ، سرسبزی، آب هوای سرد وگوارا آن مردم گرم نشین هند را دیوانه کرده بود. کابل که  در ان زمان به صفت نکته مرتفع ومنشع شمرده می‌شد. در آن زمان  نام مقدس کابل از خصوصیات آب وهوای آن بود. ﺩﺭ قرﻥ هفتم میلاﺩﯼ، یک پژﻭهش‌گر چینی به ناﻡ   شونگ چونگ، ﺩﺭ نوشته‌های خویش مشهوﺭ به هیوﺍﻥ سانگ ﺍین شهر ﺭﺍ کاﻭفو Kaofu نوشته ﻭ چنین برداشت می‌کند که ﺩﺭ حقیقت ﺍین شهر ﺯیبا مسما به ﺩﺭیاﯼ کاﻭفو می‌باشد که ﺍﺯ قلب ﺁﻥ می‌گذﺭﺩ، ﻭﯼ می‌ﺍفزﺍید که ﺁﺭیاییاﻥ قدیم ﺍﺯ لحاﻅ ﺩینی ﺍهمیتی ﻭیژﻩ به ﺍین شهر ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺁن‌رﺍ کوب‌ها ﺍﺭﺩهستانه Kobaha Urddhastana یا محل بلند پایه گفته‌ﺍند. کابل ﺍﺯ ﺩیدگاهی کتاﺏ مها باراتا هندﻭﺍﻥ، بهشت ﻭ جایگاهی تفکر برﺍﯼ خدﺍﻭندﺍﻥ خوبی بوﺩﻩ ﻭ ﺁن‌رﺍ ﺩﺭ  به ناﻡ ﺍﺭﺩهستانه یا عباﺩت‌گاهی مقدﺱ حفظ کرﺩﻩ‌ﺍند.  کوه آسمائی محل عبادت بزرگ وقت شمرده می‌شد. هر پادشاه بودیست هند تا زمانیکه در پایه عبادت گاه معبد آسمائی خم نمی‌شد پادشاهی آن قابل  قبول نبود. این عبادت گاه را بنام آسمائی یا کوه از امید و آرزو یاد می‌کردند.  تاﺭیخ نویساﻥ ﺩﻭﺭﻩ ا سکندﺭ، کابل ﺭﺍ به ناﻡ ﺍﺭتوسپانه Artospana که هماﻥ ﺍﺭﺩهستانه Urddhastana سانسکریت ﺍست ﺩﺭ تاﺭیخ یونانی قید نموﺩﻩ که بعداً ﺩﺭ قرﻥ ﺩﻭم میلاﺩﯼﺍین شهر ﺭﺍ به ناﻡ کابوﺭﺍ Kabura یا قلب پاﺭﺍپامیزﺍﺩ نوشته‌ﺍند. ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ   کوشانیان بزﺭﮒ هنوﺯ هم کابل به ناﻡ کاﻭفو شناخته می‌شدﻩ، که ﺁهسته ﺁهسته به  کابورامسما گرﺩید تا ﺁﻥ ﺯماﻥ که کابل شاهاﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ به ناﻡ کابلستاﻥ یاﺩ کرﺩند. کابلستاﻥ برﺍﯼ چندین قرﻥ پیش ﻭ پس ﺍﺯ ﺩﻭﺭﻩ‌ﯼ مسیح، ﺍﺯ بامیاﻥ ﻭ کندهاﺭ ﺩﺭ ﻏرﺏ تا کوتل بوﻻﻥ ﻭ تماﻡ جنوﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ بر می‌گرفت، که ﺍین خطه ﻭسیع به ﺩﻩ علاقه‌داری تقسیم بوﺩﻩ ﻭ شهرهاﯼ کابل، ﻏزنی، بامیاﻥ، ننگرهاﺭ، سوﺍﺕ، پشاﻭﺭ، ﺍپوکین، بنو ﻭ بولر ﺩﺭ بر می‌گرفته‌است.

تاریخ حقیقی افغانستان

*طبق گزارش لویس دوپری تاریخ دان شرق در افغانستان حدود بیشتر از ۵۰۰۰۰ سال قبل  انسانهای اندگونس یا اندیانا  با جسامت خورد در چندین نقطه افغانستان حیات بسر می‌بردند. حدود بیشتر از ۹۰۰۰ سال قبل به زراعت اشتغال داشتند. شهری شدن یا بمیان آمدن شهرها پس از بمیان امدن آئین زردشتی صورت گرفته‌است. افغانستان  یا باختر موسس دین زردشتی است.  پس از تاسیس این آئین بلخ یکی از متمدن ترین کشور های جهان بشمار میرفت.کاوشهای که تیم فرانسوی که در کنار رود آمو نمودند معلوم گردید که درین محل ۲۰ هزار سال قبل انسانها زندگی می‌نمودند. در مجموع دشتهای آسیای میانه و سرزمین  بود پرنفوس وبدون اداره .هر زمان که درین منطقه یک قوم قوی می‌شد قوم دیگری را میراندند . اقوام رانده شده  بالای دو جای حمله می‌نمودند ایران وافغانستان  سپس در هند وستان با مردم آن منحل می‌شدند. هکذا چشم خودرا بتمدن دیگران می اندوختند تا چگونه آنرا تاراج نمایند. یویه چیها ، مادها ، هخامنشی ها ،کوشانیها  ، سکها ، یفتلیها،  چنگیز ، تیمور لنگ ، بابر و ده ها قوم دیگر ازین سرزمین بوده زمانیکه گرسنه  یا قوی میشدند  به ایران وافغانستان سپس به هندوستان حمله می کردند. که این حادثه بیشتر از -۵۰۰۰ ۳۰۰۰ سال قبل آغاز گردیده تا قرن 17 ادامه داشت.

 امکان آن می‌رود  بین سالهای ۱۸۰۰-۲۲۰۰ قریه یا شهر کابل تاسیس گردیده باشد. واین عمل از طرف مردم هند نشین شده‌است. بادیه نشینی و مهاجرت بین افغانستان وهند ازسالهای خیلی دور مروج است.  علت آن آب و هوا و علفچر بوده است. بادیه نشینان  بمرور زمان مناطق نو را کشف مینمودند ودر آنجا مسکن فصلی اختیار مینمودند. تفاوت فاحش درآب و هوای  تابستان پشاور و کابل و علفچرهای سر سبز دامنه‌های هندوکش یکی از این علل میباشد.

اقوام که در افغانستان بود باش دایمی نمودند یویه چی ها  و سیتی ها است. شاخه از سیتی ها  با سایر اقوام  هند اروپائی در کنار سردریا و رود اکسوس زندگی می نمودند که این شاخه بعداً  از سایر شاخه ها معروف شدند.. گوشه ازاین قوم مهاجرت   به طرف اروپا  وگوشه از آن بطرف جنوب آسیا وگوشه آن  با خاک چین تصادم  نمودند. سر زمین این اقوام را  بنام آریانا و مردم آنرا آریا می‌گفتند.(کهزاد ۱۳۲۲)

تاریخ روشن و مستقل افغانستان از قرن سوم ق م الی ششم میلادی  میباشد که توسط باختریان  کوشانیان و یفتلیان  بنیادگذاشته شده بود. با وجودیکه غوریان وغزنویان سلطنت مقتدر را بنیاد گذاشتند ولی همرا با اجانب بوده‌است. پس از قرن ششم الی قرن هجدهم  یعنی 12 قرن  افغانستان در گیرو دار تاریخ بوده گاهی بزرگ گاهی کوچک وگاهی تجزیه می‌شد. باوجودیکه هوتکیان حکومت افغانی را در یک گوشه افغانستان بنیاد نمودند ولی بزودی خفه شدند. از سال ۱۷۴۷الی امروز این وطن بنام افغانستان  زنده و جاودان باقی مانده  است..

اشغال وتاراج کابل در طول تاریخ

 

۱.در سالهای ۷۰۰الی ۸۰۰ قبل میلاد کابل در تسلط مادها قرار می‌گیرد. درزمان مادها (کابل)بنام کابورا یاد می‌گردید.  درسالهای قبل  از ۵۰۰ کابل مربوط گندهاره بود.

۲.در سالهای بین ۵۰۰-۳۵۰ ق م. کابل در تحت سلطه هخامنشی‌ها قرار گرفت. قبل ازین کابل در تحت سلطه گنداره بود.  هخامنشی‌ها دارای دین میترا و مغان بودند. (داریوش اول دوم و سوم) فرمانروایان امپراتوری هخامنشی  شهر را به  نام کابورا تألیف نموده است. نام کابورا Κάβουρα توسط  بطلیموس  نیز تالیف شده است. کابورا  مرکز آئین  مزد یسنا  بود که  بعدها همراه با  آ ئین  بودا و آئین هندو همراه شد. (بطلموس دانشمند که در رکاب اسکندر قرار داشت)

۳.درسال۳۲۷ ق م سکندر کابل را تسخیر نمود. و کاپیسا را ویران نمود. اسکندر کابل را از اریایها تسخیر نمود. درعوض برای خود محل بود وباش اعمار نمود.

۴. در سال ۳۰۳ پس از مرگ اسکندر  کابل برای مدت کوتاه کابل مربوط حکومت سلواکیان بود. در سال ۳۰۰ دین بودیزم توسط مبلغین آشوکا به افغانستان وارد گردید. سلطنت چندراگپتا کابل را در برابر ۵۰۰فیل و اذدواج از سلوکوس یونانی بتصرف خویش در آورد. در همین ایام در هندوستان سلطنت خودمختاره بنام موری ساخته شده بود.

درسال ۱۳۹ دولت باختری حکومت کابل را از مائوریان گرفت و بطرف هند پییش روی نمودند.  پس از آن در اواسط سده دوم پیش از میلاد زیردستان  آنها امپراتوری ایندو گریکس شهرکابل  را به دست خود گرفتند  باختریان  شهر بزرگ را بنام پارو پامیزاد  درنزدیکی کابل بنیاد کردند، اما در سده اول پیش از میلاد این شهردوباره  به دست  ماوریان  افتاد.

۵. سکاهایا سکاهای  قوم بودند اسپ سوار همواره دولت باختر (بلخ)را مورد فشار قرا ر میدادند. درسال ۱۲۷  قبل میلاد هونها بالای یویه چی‌ها و یویه چی‌ها بالای سکاها فشار وارد نمودند. در نتیجه سکاها از آسیای میانه وشمال ایران  به باختر هجوم آوردند. در مراحل اول  سکها خواستن بالای فارس بریزند ولی در ایران  اشکانیان دولت قوی را بنام پارتها تاسیس نموده بودند. ناچار بجای اینکه به خراسان  بریزند، به‌طرف باختر رفتند، و در افغانستان کنونی برقرار شدند. یونانیهای باختر به‌طرف جنوب شرقی رفته در کابل و وادی سند  حکومت قوی را تاسیس نمودند که بنام هند یونانی یاد می‌گردید. پایتخت آن درچاکلهبود که به یونانی اِوتی‌دِمیا می‌نامیدند.. سپس  سکها بالای کابل حمله نموده کابل را از یونانی باخترتصرف نمودند. بزودی  قوم سکها  قوی شده یونانی هندی را نیز شکست دادند.

 

۵. طولی نکشید که دولت هندویونانی هم تابع همان سکاها گشت و سکاها در اینجا دولتی تأسیس کردند که در تاریخ معروف به دولت هندوسکائی است.

۶. سیستی‌ها (سکها)   در اواسط دهه اول پیش از میلاد ایندو گریکس  را از شهرکابل  بیرون انداختند  وکابل برای مدت ۱۰۰سال متعلق به سیتی‌ها بوداما  با روی کار آمدن شاهنشاه کوشانی  سیتی ها شهر را از دست دادند.

درهفتم پس از میلاد ژوانزونگ کابل  را به عنوان کافو (Kaofu) بررسی کرده بود و اعلام کرد که کاوفو  لقب یکی از پنج قبلیه  مهاجر  یوجی یا یوژی است. کاوفو (کوشانیان) با شمول ۴ قوم دیگر یویه چی پس از شکت ازدست  جنگجویان چینی  با سکاها و تخاریان متحد شده فلات ایران و  باختر را از یونانیان باختری تصرف نمودند سپس بطرف جنوب هندوکش یورش بردند.  کابل درین زمان بدست یونانیان هندی بود. در سال ۴۵ میلادی این شهرپس از جنگ سختی  توسط امپراتور کوشان،   کوجولا کادفیسوز فتح شد و جزو مایملاک امپراتوری کوشان تا اواخر سده سومین پس از میلاد محسوب می‌گردید.

ﺍﺯ تاﺭیخ  یونان چنین برﺩﺍشت می‌شوﺩ که آرتوسپا یا کابل مرکزی عمده ﻭ ﺍصلی ﺩﺭ منطقه بوﺩﻩ، که بعدا  ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ‌ﯼ تسلط یوناﻥ، هرﺍﺕ که سکندﺭیه‌ﯼ ﺍفغان بوﺩ جاﯼ کابل رﺍﺍشغاﻝ کرﺩ که بعداً شاهزﺍﺩه گاﻥ هندﻭساﮎ ﺁن‌رﺍ باﺭ ﺩیگر ﺍحیا کرﺩند.

۷. درسال ۴۵ میلادی جنک سخت در کابل بین سرنشینان کابل و کوشانیان رخ داد. شهرتوسط امپراتور کوشان، کوجولا کادفیزس  فتح شد. کوشانی‌ها در اطراف سالهای ۲۳۰ پس از میلاد، از دست امپراطوری ساسان شکست خوردند و همراه با بیعت‌های ساسانی معروف به ایندو-ساسانیان تبدیل شدند. در دوران ساسانیان، شهر کابل رابه  نام "کاپول"  نامیده می‌شد.

۸. درسال ۴۲۰ میلادی ایندو-ساسانیان توسط قبیله خیانان که با نام "کیدارایتز" نامیده می‌شدند از شهر کابل  به بیرون رانده شدند که  نام این قوم  در سال ۴۶۰ میلادی را بنام  یفتلیان (هپتالیان یا هفتالیان یا هیتالیان یا هیاطله یا هونهای سفید) تاسیس نمودند..  هپتالیان از گانسوی چین به تخارستان سپس به کاپیسا بعداً کابل را بتصرف خود در می آورند.آنجا .یفتلی ها را به نام کابل‌شاهان نیز مینامند . مطابق با تاریخ الهند اثر ابو ریحان البیرونی کابل توسط شاهزاده‌گانی که از تبار ترک‌ها (عثمانی‌ها) بودند اداره می‌شد که برای ۶۰ نسل ادامه پیدا کرد

ترک‌های کابل و هندوها دیوار بزرگ دفاعی را در اطراف شهر به علت محافظت از مهاجمان آینده ساختند.. یفتلیان در سال ۴۲۵ میلادی سرزمین باختر را کاملا تصرف نموده وچند بار دولت ساسانی را شکست داده و در قلمرو آریانا دولت مقتدیر را تشکیل داده‌اند. به گواه تاریخ یفتلیان را نظام سوار کاران تشکیل می‌داد واین امر موجب گردید تا علیه دولت مقتدر همسایه یعنی دولت ساسانی جنگهای موفقیت آمیزی انجام دهند. یفتلیان در هند با آخرین شاهان امپراتوری گوپتا هجوم برده ودر سال ۴۶۰ میلادی کندهار بدست آن‌ها افتاد. در اواخر قرن پنجم میلادی آخرین امپراتوری گوپتا درهم شکسته، سند، راجستان و وادی گنگا و جمنا را بدست آوردند. همزمان با لشکر کشی بسوی هند یفتلیان ساحه نفوذ خویش را به ترکستان شرقی نیز توسعه دادند.

(مرحوم غلام محمد غبار در تاریخ جغرافیه افغانستان با استناد از تاریخ عمومی عباس اقبال اشتیانی پیرامون یفتلیان می‌نویسد: یفتلیان جنگی سخت را با شاه پور ذولاکتاف فارس کرده‌اند و فیروز والی سیستان را در حدود نیمه قرن چهارم میلادی در پناه خود گرفته‌اند این وقت هرمز برادر فیروز بعداز درگذشت یزد گرد دوم پادشاه فارس بود ویفتلیان فیروز را جبرا به صریر سلطنت فارس نشاندن فیروز پرداخت مالیه را به دولت یفتلیان وعده سپرد ولی از پرداخت مالیه سرپیچی نموده که این امر باعث درگیری خونین میان دولتین گردید ودر نتیجه فیروز مغلوب شد این بار فیروز تعهد سپرد تا دختر خود را به خوش نواز پادشاه یفتلیان بدهد اما در سال ۴۸۳ میلادی دوباره میان یفتلیان وساسانیان در حدود توران جنگ شدید در گرفت وفیروز بدست یفتلیان واقع در بلخ افتاد وسرانجام اعدام گردید.)

(بلاخره  فیروز بین سالهای ۴۸۳ الی ۴۸۷ میلادی پادشاه فارس شد ومتحمل پرداخت مالیه به دولت یفتلیان شد.

و سرانجام در نیمه قرن ششم میلادی دولت یفتلیان در اثر هجوم ترکان و ساسانیان فارس منقرض گردید وترک‌ها بر تخارستان شامل بیست وهفت ولایت بود تسلت یافتند. اگرچه پس از فروپاشی حاکمیت یفتلیان حکومت‌های کوچک ومحلی از این سلاله تا مدت‌ها دوام کرد اما با گذشت زمان این سلاله به نقاط دنیا و ولایت مختلف افغانستان پراگنده شدند.)

 

۹. از  سال ۳۴ هجری شمسی  هجری کابل ۲۳ بار یعنی حدود  ۲۰۰سال مورد تهاجم شدید اعراب قرار داشت. اعراب در سال۳۴ هجری به شهرکابل  حمله کردند شهر را از طرف دیوار  ده‌مَزنگ شگافتند، ا عرب فاتح شدند و شاه کابل موقتا به گردیز رفت،. کابل را تاراج نمودند. ولی بزودی شهر را دوباره بدست آوردند. اعراب درین جنگ  جوانان کابل را بیرحمانه سر بریدند. مردم کابل برای چند بار ۲۰۰۰ فرزندان ۱۲ ساله  خودرا با جام طلا برای خلیفه فرستادند بدین ترتیب تا سقوط امپرطوری اعراب کابل را در حفاظت داشتند. استقامت و بردباری مردم کابل توانست از شر اعراب کابل را در حفاظت قرار دهند.

. تاﺭیخ مصر به ﻭضاحت می‌نویسد که لشکر بزﺭﮒ ﺍسلاﻡ بعد ﺍﺯ فتح نیم جهاﻥ ﺩﺭ شیرﺩﺭﻭﺍﺯﻩ‌هاﯼ کابلستاﻥ به مرتبه بیست‌ﻭسه باﺭ شکست مطلق ﺩیدند تا ﺁن‌که به مرﻭﺭ ﺯماﻥ کابلیاﻥ خوﺩ به ﺩین  اسلام گرویدند.

 اما تشکیل دولت‌های صفاری و طاهریان  نفوذ عرب‌ها را از کشور کم کرده رفت و کابل نیز به دست حکم‌رانان محلی اداره می‌شد.

 

۱۰. در سال ۲۵۸ یقوب لیث صفار کابل را تصرف تاراج می‌کند. کابل در حمله یعقوب لیث مورد جپاول و غارت قرار گرفت. مقارن ضعف صفاریان از کوهستان شرقی کابل یک قوم دیگر بنای سلطنت را در کابل گذاشت که سرکرده‌شان را کالاله می‌گفتند و تا به عصر غزنویان باقی بودند، تا این‌که در سال ۳۴۴ ه. ق. ضمیمه سلطنت غزنوی شد. کابل در عهد غزنویان از اهمیت افتاد  شهرغزنه پایتخت خراسان قرار گرفت.