عصبیت مسکینیار و فرصت طلبی فداکاران

عصبیت مسکینیار و فرصت طلبی فداکاران

 

 

    از روزیکه نبیل مسکینیار وغوث الدین میر فراخوان ملی شانرا که فقط ادعاهای و سخنان بی پایه و بی مایه بود ، نشر کردند؛ فقط  خود ان دو یا پروگرام های خریده شده تلویزون مسکینیار صاحب است که در باره ان پروپاگند و پبلیستی میکنند.

    دلیل این بی تفاوتی برای همه روشن است چرا که تهیه کنند گان این فراخوان خود افراد عقده مند و مشکوک میباشند. وقتی کسی در باره این فراخوان شان سوال میکند و یا نظر میدهد، خيلی سراسيمه شده با اعصاب خرابی بالایش تعرض و گپ اش را قطع و با چند دو و دشنام و مهر ـ جنایتکار و وطنفروش ـ عقده گشایی مینمایند.

     طوریکه خوانندگان محترم ما اطلاع دارند که مسکینیار و رهروان و مشاورانش بخاطر عقدۀ حقارتی که دارند در گذشته و امروز چقدر بر هم وطنان تاخته و میتازند .       همین حسن امیری، شکیب علومی ، سیمین عمر و غوث الدین میر و چند بد نام دیگر و یا به گفته وحدت صاحب ،، مسکین یاران ،، هر روز(درپروگرامهای چشم اندازـ نگاه و ازگپ، گپ می خيزد) براین  ملت چه تاخت و تاز و فخر فروشی نیست که نمی کنند وهزاران دشنام را نثار احزاب و سازمانهای چپ و راست (باستثنای مائويستها و سلطنت طلبان ) ميکنند.

    اجداد ما ، پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را توصیه میکردند. یعنی پیش از این که دهان تانرا باز کنید اول فکر و کله تانرا از بغض ، کینه و عقده خلاص کنید و زبان تانرا به نیکی باز کنید. هرباریکه شما پروگرامهای اریانا امریکا را ببینید درحرف و کلام این حضرات عقده ، اتهام زدن و تحقیر مطرح است . یکی را بدون سند جنایتکار و دیگری را وطنفروش میگویند.

     این حضرات میخواهند در کشور رهبر و لیدرشوند و صلح وتعالی را به مردم بیاورند. مگر پریزدنت سابق اضلاع متحده اقای جورج دبلیوبوش و نتنیاهو صدراعظم اسرایل چیز دیگر می گویند. انها هم با ا شغال و سرکوب و اتهام میخواهند در میدل ایست و فلسطین صلح بیاورند.

    با زبان خشونت و تحقیر نمی شود که لیدر شد و حمايت مردم را بدست اورد.شما که میخواهید لیدرشوید یکبار به کتب اقای مارشال بی روسنبیرگ رئیس " انترنشنل سنتر فور نان وایلنت  کمیونیکیشن " مراجعه بکنید. گفتار و بیانات و نوشته های شما همه پر از خشونت و وایلنت است . اگر گفتار اجداد تان که شما را به گفتار نیک توصیه میکند برایتان بیگانه است یکبار به کمیونیکیشن بدون خشونت اقای مارشال مراجعه کنید.

 

    اقای غوث الدین میر پیرو فداکار خط مسکینیار صاحب در اطلاعیه ای که خدمت شان نوشته، میگوید:

 

    « شخصی که زیر نام چپی ها تلفن کرده بود ، بدون شک جنایتکاری بوده که دستوری خواسته حساسیت ها را بر انگیزد و افکار را مغشوش نماید ».

    ایا با این خشونت و تهمت میشود لیدر و مشر کدام پارتی و یا ارگانریشن شد؟

 ایا با این تهمت های همه روزۀ این حضرات میشود ملت را باهم نزدیکتر شاخت؟

شما هر روز وهر ساعت مردم را بدون سند و وثیقه محکوم به جنایتکاری، خیانت ملی ، دروغ گفتن و ده ها جرم دیگرمی کنید؛ شما ادعا دارید که هرکس میتواند دراین فراخوان ملی تان شرکت کند و اتهام به جرم وخیانت ، بدون حکم محاکمه و قضا نادرست و خود جرم است !

     ببینید که شما غلط میگويید در همین اطلاعیه تان هموطنی را که شاید نظر مخالف شمارا دارد ؛ متهم به ـ جنایتکاری ـ میکنید و انهم  بدون شک !!!

    من در مضمون گذشته خود همین را نوشتم که چون شما به چیزی که خود تان به خط و قلم خود تحریر مینماید باور نادارید چطور ملت برای شما اعتماد کنند.

    ببینید همین امروز یک هموطن را بجنایکار بودن و انهم بدون شک متهم نکردید؟

 

    مردم ما چقدر خوب گفته اند :

    کاسه چینی که صدا میکند  ـ  خود صفت خویش ادا میکند.

    این حضرات همین که دهان شان را باز میکنند بغض و کینه و خشونت شان را در مقابل دیگران نمی توانند پت و پنهان کنند.

    از روزیکه من نظریات  خود را در باره فراخوان ملی! نبیل غمین مسکین یار و غوث الدین میر به اطلاع هموطنان رسانیدم  ، هموطنان دیگر نیز در باره آن گپ شانرا زده و نگرانی شانرا در بارۀ  ضد و نقیض گفتن  لیدران این تحریک و اهداف و تعاملات مشکوک شان  ابراز داشتند.

 

    در باره مضمون من میرغوث الدین صاحب نوشت که :

 

« ... من شخص بی هویتی نیستم ، اگر نیاز به معلومات در باره ام داشتی از طریق ایمیل و یا تلفون با من در تماس می شدی ....»

    جناب شان اضافه می کنند که :

    « من میخواهم بشما به عرض برسانم که حرف های شما در مقابل من ناسزا و دروغ محض است ».

    جناب شان نوشتند که :

    « ...من  پرچمی نیستم  ولی بالاتر از ان انسان استم ».

    میخواهم به هموطنان   یاد اور شوم که من  هرچه را که در مضمون خود نوشتم  نه از سر دشمنی و تحقیر کسی؛ بلکه بخاطر اشنایی با  اقای نبیل مسکین یار و میرغوث الدین نیازمند که حال  میر تخلص دارند  نوشتم . چراکه این حضرات از گذشته شان میترسند و اگر کسی در باره پرسونالیتی و کار های سابقه این دو نفر نوشته کند ادعا میکنند که تو دورغ گوی هستی و دورغ گفته ای !

    میرغوث الدین ـ میر ـ نیازمند  غیر مسؤولانه و بدون اینکه گفته باشند که من چه را در باره شان غلط و دورغ گفته ام به شیوه مسکین یار صاحب ادعا دارد که انچه را که من  گفته ام  دروغ محض ؟؟است .

 

    هموطنان عزیزمن ! ببینید و خود قضاوت کنید .

               من نوشته ام که:

               1 ـ شما میر هستید و میر ، خواجه و سید... جز نام انسان است . یعنی نام شما میر غوث الدین است و شما فرزند  میرنظر محمد خان  نیازمند میباشید.

               2 ـ نوشته ام، که شما قبلاً نه شاعر بودید و نه نویسنده ونه سیاست مدار؛ بلکه شما یک صاحب منصب  نظامی بودید که درسال 1359 در غند 33 فرقه 17هرات منحیث ظابط اعاشه ، امر مالی دایره مرکز و امر تعمیرات فرقه 17 کار میکردید. از سال 1362 به حیث مدیر پیژند فارم کاریز مــیــر و بعداً یاور جنرال صاحب نبی عظیمی  و تا قبل از فرار به پاکستان در سال 1367 بصفت نماینده سرحدی در میدان هوایی کابل کار میکردید.

               3 ـ در سال 1996 به استریا امدید . بخاطر تعاملات مشکوک، رفقا ی تان شما را از حزب اخراج نمودند.

               4 ـ صاحب چند اورگانیزیشن در استریا میباشید که پسر و داماد تان رئیس مالی و معاون شما میباشند.

 

    من این  چند مطلب را در باره پرسونالیتی غوث الدین میر نوشتم .

    تا این جا من یک کلمه دشنام و توهین به شما نکرده؛ بلکه در باره سابقه شما و هویت شما نوشتم .

    حال اقای میرصاحب برایم بگوید که کدام حرف من دروغ و خلاف واقعیت است. زیاد خوش میشوم که به اگاهی هموطنان و این همه دعاگویان تان برسانید که این حقیر چه را دروغ گفته است .

    هموطنان محترم !

    من این موضوع را خواستم برای همه روشن سازم که چرا نویسنده گان و لیدران این تحریک پرسونالیتی و چهره و سابقه خود را از مردم پت میکنند؟

    از چی میترسند ؟

    اگر نظامی بودید چرا به مردم نمی گويید که بلی من در سابق صاحب منصب نظامی بودم. عضو حزب بودم  و در سابق نه نویسنده بودم ونه هنرمند و نه محقق؛ نامم هم در سابق  این بود و از چند سال است که نامم را تغیر داده ام .

    این حرف بد نیست؛ چرا شما خود تان میگوید که یک کمپاین بسیار مهم و بزرگ ملی!  را براه انداخته اید . ملت حق دارد تا لیدران خود را بشناسد تا یکباردیگر مردم ما در پشت رهبران بدل و تقلبی نروند و باز گوسفند وار فریب نخورند!

    در مورد این حرف شما که میگويید که من پرچمی نیستم؛ ولی بالاتر انسان استم . من نگفتم که شما پرچمی هستید؛ بلکه نوشم که حزبی بودید. شما بجای اینکه بگوید بلی من حزبی بودم برایم میگويید که دروغ میگويید!

    عضو حزب بودن جرم و گناه نیست . اگر شما با صداقت به حزبی عضویت داشتید این که جای شرم و گناه نیست. با شهامت بگويید، بلی من عضو حزب بودم و یا نبودم . اینکه مینویسيد ـ ولی بالاتر انسان استم ـ چنان معلوم میشود که کسانیکه حزبی هستند انسان نیستند. ایا این اهانت و تحقیر به رفقای دیروز تان و حزبی ها نیست ؟

    من در مضمون خود بر متن فراخوان ملی اقای نبیل مسکین یار و غوث الدین میر  نوشته ام که این فراخوان نقص دارد و متناقض است. و در ان به مردم افغانستان اهانت و تحقیر شده است . ولی هیچ کدام شما در باره ان چیزی ننوشتید و تمام مضمون مرا دروغ محض گفتید.

    این است برخورد مسؤولانه شما با نظر و پیشنهاد يک شهروند متعلق به ملت افغانستان !

 

    در این روز ها بالاخره پس از پرس و پال، سایت انترنتی اقای غوث الدین میر را پیدا کردم. سه چیز توجه مرا به خود جلب کرد:

    1 ـ ليست برنامه سازان اورگانیزیشن شان . هموطنان عزیز باور کنید دروغ نمی گویم  حدود بیست تا سی نفر فقط و فقط برنامه های اورگانیزیشن غوث الدین میر را می سازند!

    2ـ از سر تا پای سایت شان حدود صد قطعه فوتوی اقای غوث الدین میر با پوزیشن های مختلف نشر شده و بیچاره  اکتویست های اورگانزیشن هیچ کدام فرصت ندارند که عکس شان و یا مضمون شان چاپ شود. در باره هیأت رئیسه  اورگانزیشن نه نامی بود ونه نشانی .

    3ـ اطلاعیۀ انجمن همبسته گی با مهاجرین افغانستان در اروپا، در رابطه به فراخوان ملی.

 

    در این اطلاعیه اقای غوث الدین میر که خدمت مسکینیار صاحب نوشته اند  امده است :

    « جناب مسکینیار !
 
    از آنجایی که فشارهای مخربین  و منافقین بر شما زیاد گردیده است . به  اطلاع جناب عالی رساینده می شود که ، انجمن همبسته گی با مهاجرین افغان در  اروپا در تفاهم با افغانهای وارسته، خردمند و دانشمند ، این مبارزۀ خود را  با کمال متانت پیش خواهند برد. هرگاه شما و هر عنصر ملی دیگری که خواهان خدمت  به مردم هستند ،  ما همبسته گی ایشان را لبیک می گوییم و یکی در کنار دیگر می ایستیم. این مبارزه کار یک روز و دوروز نیست ، بلکه شاید سالها را در بر  بگیرد. بنا براین از احساسات نیک شما در این چند روز که فراخوان باعث  درد سر هایی برایتان هم شده ، قدر دانی می نماییم.

... حضور فرد فرد جامعۀ خود  اعلام میداریم. که فراخوان ملی مربوط هیچ شخصی ویا وابسته به سازمانهای  سیاسی واحدی نیست ، بلکه تفکر جمعی اعضای انجمن همبسته گی بامهاجران افغانها در اروپا می باشد.»

 

 

    خلاف گذشته  در این اطلاعیه تان نوشته اید که  این فراخوان تان نه فرا خوان نبیل مسکین یار و نه از غوث الدین میر بلکه از انجمن همبسته گی با مهاجران افغانها در اروپا میباشد.

     ببینید بازهم در چشم مردم خاک می پاشید و واقعیت را به مردم نمی گویيد.

شما یکبار نوشتید که این فراخوان ملی از نبیل غمین مسکینیار و غوث الدین میر میباشد و حال میگوید که از اورگانزیشن همبسته گی بامهاجران افغانها در اروپا است. و بازهم هیچ کس نمی داند که این ارگانزیشن چند عضو دارد؟ کی ها پول انرا میدهد؟

    ایا در کشور ما سیاستمداران و اقتصاد دانان و حقوقدانان همه مرده بودند که یک  سازمان صنفی که وظیفه ان  همبستگی با مهاجران افغانها و انهم  فقط در اروپا است با دغدغه و گستاخانه  فراخوانی برای نجات وطن  صادر و میخواهد یک تحریک ملی را به راه اندازد.این پارتی ها و ارگانزیشن های  سیاسی افغانستان کجا اند و چه میکنند که ارکانزیشن رفیوجی ها کار شانرا میکنند.

    با چیز هایکه در مضمون قبلی و این مضمون نوشتم میخواهم صادقانه خدمت هم وطنان عزیز عرض نمایم که این پروژه فقط برای انست تا مردم را از مبارزه سیاسی دور نموده و در کانفرانس پیتر براگ دوم ، که اوازه برگزاری ان در سال 2011 است برایشان نام و جایی پیدا کنند وبس و از این طریق صاحب چوکی و منصب تازه شوند.

    در ملک ما یک ضرب المثل است که :

    هر که با دونان نشیند، همچو دونان دون شود.

    و حرف آخرم به آدرس میر غوث الدین صاحب اینست که :

 

مقالات مرتبط

...

در این اواخر باز هم عده ای در لباسِ دوست و دشمن مبارزۀ دشمنانه و آشکاری را علیۀ شخصیتِ جاویدان زنده... ادامه

...

از روزیکه نبیل مسکینیار وغوث الدین میر فراخوان ملی شانرا که فقط ادعاهای و سخنان بی پایه و بی مایه بو... ادامه

...

از وقتی که نبیل غمین مسکینیار ریس تلویزون آریانای امریکا  با چند تن از یاران ـ فراخوان ملی&nbsp... ادامه

...

داکتر اکرم عثمان ، دکلماتور شيرين کلام و قصه پرداز شهير کشور ، برعلاوه کسب رتبه علمي کانديد اکادميسي... ادامه

...

    نام " اکرم عثمان" برای نسل ما، بمثابه راوی عیاران و قصه گوی خوش الحان آشناست؛ اما روزگار و چرخ ز... ادامه

...

قای داکتر!  نه تنها شما، بل هرسفله، خود پسند و خود بزرگبینی  بعد از انجام کار فضیحتبارش بخود آفرین م... ادامه

...

     درسايت" افغان جرمن انلاين "، سردار اکرم خان عثمان، نويسندۀ کتاب افسانه های... ادامه

...

پیش از پرداختن به اصل مطلب باید ازخواننده عزیز پوزش بخواهم که برخلاف میل و عادتم مجبورشده ام این نام... ادامه

...

بدون هیچ تردیدی آقای دوکتوراکرم عثمان یکی ازدیکلماتورهای خوش کلام و داستان نویس آموزش دیده ، ... ادامه

...

وقتی که دشنامنامه های داکتر صاحب اکرم عثمان را که به آدرس داکتر خاکستر و ستر جنرال نبی عظیمی نشانه ر... ادامه